کد سوال : 1141
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : چرا امام جمعه درخطبه ها دائما ميگويند (خودم و شما را به تقواي الهي سفارش مي كنم) ولي راه شرعي دوست داشتن را نمي گويند؟ چرا روش ياد نمي دهند؟
پاسخ : نماز جمعه داراي شرايط و آداب و واجباتي است كه سفارش به تقوا از جمله واجبات آن است كه خطيب جمعه موظف است در خطبه اول و دوم نمازگزاران را به رعايت تقوا سفارش كند. البته بايد توجه داشت كه تقوا معناي بسيار گسترده اي دارد و انجام واجبات و ترك محرمات قسمتي از معناي وسيع آن است.
با توجه به محدود بودن وقت خطبه هاي نماز جمعه، علاوه بر انجام واجبات آن مثل حمد و ثناي الهي و درود و صلوات بر پيامبر و آل پاك او بايد مهمترين مسايل سياسي و فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي جهان اسلام و كشور و يا شهر منطقه اي كه در آن نماز جمعه بزگرار مي گردد به طور مختصر در خطبه ها بيان شود. بنابراين نيازهاي مختلف هر منطقه و ناحيه اي ايجاب مي كند كه بيان مسائل خاص مورد نياز آنها و ارايه راه حل هاي مناسب براي مشكلات خاص آنها در خطبه هاي نماز جمعه مطرح گردد. لازم به تذكر است كه نماز جمعه داراي ابعاد مختلفي مثل بعد عبادي و سياسي و فرهنگي است كه بايد به همه آنها عنايت و توجه كافي داشت و از همه جنبه هاي آن به خوبي استفاده نمود. بيان مشكلات روز جامعه و به ويژه مشكلات جوانان و يافتن و ارائه راه حل هاي مناسب با بياني شيوا و رسا از نيازهاي يك امام جمعه آشنا با مسائل روز و دلسوز است كه بايد از اين پايگاه مهم عبادي سياسي بهترين بهره را به نفع مسلمانان و بهبود وضع اخلاقي، اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي آنها ببرد.
دست گذاشتن بر روي دردها و بيماري هاي اخلاقي و فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و بيان ريشه هاي اين بيماري ها و مشكلات و تحليل درست و منطقي و كارشناسانه از اين مسائل و از همه مهمتر نشان دادن راه حل هاي عملي و ممكن و منطقي با كمترين هزينه و كوتاه ترين زمان در پايگاهي كه هزاران انسان مؤمن و خدا جو به دنبال شنيدن اين گونه مسائل مي باشند از ويژگي هاي يك امام جمعه فعال و پويا و زيرك و نكته دان و زمان سنج است.
وظيفه عملي ما اين است كه با ارائه پيشنهادات مناسب به امامان جمعه و تذكر مسائلي كه بيان آنها لازم و مهم است و دقت و موشكافي در بيانات آنها، ائمه محترم جمعه را در هر چه بهتر برگزار شدن اين مراسم ارزنده كه نشانگر تحرك و حضور مردم در صحنه هاي مختلف كشور و محل دوستي و انس و اجتماع مسلمانان و پيوند آنها با يكديگر و ارتباط معنوي با خداي متعال است، ياري نماييم و به اندازه خود سهمي كوچك در پيشبرد اين اهداف مقدس و خدا پسندانه داشته باشيم.
در مورد دوستي مشروع مطالب زيادي گفته شده و مقالات و كتاب هاي فراواني در اين مورد نوشته شده و راه هاي شرعي دوستي و ارتباط در آنها بيان شده است. براي مطالعه بيشتر مي توانيد به مقاله هاي مناسبي كه در شماره هاي مختلف ماهنامه «پرسمان» نوشته شده و دقيقا اين مسأله در آنها بيان شده و راه كارهاي مناسبي براي آن ارايه شده مراجعه نماييد. به عنوان مثال مي توانيد به موارد زير مراجعه نماييد:
1. پيش شماره 11 پرسمان، تيرماه 81، صفحه آيينه (اشتباهم كجا بود؟)
2. شماره دوم پرسمان، آبان 81 صفحه آيينه، ص 24، (فكرش ولم نمي كنه!)
3. شماره نهم پرسمان، ارديبهشت 80، صفحه آيينه، (راهنمايي ام كنيد)
4. شماره هشتم پرسمان، ارديبهشت 82، صفحه آيينه (دوستي دختر و پسر)
T}شماره هشتم پرسمان، ارديبهشت 82، صفحه آيينه (دوستي دختر و پسر){T
توجه شما دانشجوى گرامى به مسائل فرهنگى و اجتماعى جامعه، به خصوص لزوم رعايت ارزشها و هنجارهاى دينى و اخلاقى در محيط دانشگاه و احساس مسؤوليتتان در برابر برخى نابهنجارىها، قابل تقدير و تحسين است. در اين نامه سه پرسش اصلى به چشم مىخورد:
1. آيا صرف دوست داشتن دختر و پسر آنها را محرم مىكند؟
2. روابط ناپسند دختر و پسر در دانشگاهها ناشى از چيست و چرا گسترش يافته است؟
3. وظيفه و مسؤوليت ما در اين موقعيت چيست و چه بايد كرد؟
در پاسخ سؤال اول بايد ياد آور شد آنچه سبب ايجاد پيوند زناشويى مىشود، خواندن صيغه عقد از سوى زن و مرد يا وكلاى آنها و با اجازه اولياى آنها و حفظ شرايط آن است؛ در غير اين صورت، سببى براى ايجاد زوجيت و محرميت زناشويى وجود ندارد. صرف دوست داشتن متقابل دو نفر، مجوزى براى محرم شدن آنها نيست. معمولاً دوستىهاى قبل از ازدواج براى كاميابىهاى جنسى و در اثر غلبه شهوات صورت مىگيرد؛ نخستين چيزى كه در اين گونه روابط از دست مىرود گوهر ارزشمند عفاف و پاكى است و بايد از چنين روابطى كه بدون هيچگونه عقد رسمى يا صيغه و بدون اطلاع خانوادهها به بهانه شناخت بيشتر صورت مىگيرد، جداً پرهيز كرد. بنابراين، پاسخ سؤال اول منفى است.
در پاسخ به سؤال دوم به عواملى چند مىتوان اشاره كرد:
T}1. عدم ارضاى صحيح غريزه جنسى {T
بىترديد ايام جوانى، ايام بيدارى غريزه جنسى و گرايش به جنس مخالف است. در اين ايام شوق جنسى و احساسات بر روان آدمى سايه مىافكند؛ ناخودآگاه رفتار، سخن و نگاه جوان را تحت تأثير قرار مىدهد و سبب تحريك پذيرى وى در برخورد با جنس مخالف مىشود. طبيعى است اين نياز درونى بايد به طور صحيح و مطلوب ارضا و تأمين شود. راه قابل قبول آن نيز ازدواج است؛ ولى متأسفانه به دلايل مختلف فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى - نظير بالا رفتن سطح انتظارت و توقعات خانوادهها و توجه به برخى تشريفات غير لازم، معضل اشتغال و آينده شغلى جوانان، ادامه تحصيل آنها و عدم وجود امكانات و شرايط مالى مناسب برخى خانوادهها - سن ازدواج دختران و پسران افزايش يافته و در نتيجه ارضا و تأمين عاقلانه و صحيح اين غريزه سركش، به خصوص در دوران جوانى، به انحراف كشيده شده است. بنابراين، اين گونه رفتارهاى نابهنجار در جامعه دينى و سنتى ما روبه فزونى است و اگر نگوييم به يك بحران اجتماعى تبديل شده دست كم مىتوان آن را يك معضل اجتماعى ناميد. متأسفانه نظام اجتماعى ما تا كنون نتوانسته با فراهم كردن زمينه ازدواج جوانان از گسترش اين رفتارهاى نادرست پيشگيرى كند.
T}2. احساس نياز به محبت {T
در اين سنين جوانان خواهان روابط دوستانه و هم سخن شدن با يكديگرند. اريكسون، يكى از روانشناسان غرب، مىگويد: جوان در اين مرحله مىخواهد روابط دوستانه نزديكى با ديگران پيدا كند؛ ارزشمندترين و مهمترين هستى و دارايىاش را به فردى ديگر هديه دهد؛ در پى يافتن هويتى جديد است و گمان مىكند خانواده و والدينش نمىتوانند از وى حمايت كنند. بنابراين، اگر اين نياز در محيط خانوادگى به خوبى تأمين نشود يا لطمه بيند و مخدوش شود، نياز به محبت و ابراز محبت و برقرارى ارتباط دوستانهاش دچار اختلاف خواهد شد؛ به عبارت ديگر، دختر و پسرى كه عواطف و احساساتشان در درون خانواده ارضا نشود و در جمع خانوادگى احساس غربت و تنهايى كنند، در فضاى باز و آزاد جامعه طعمه افراد فرصت طلب و سودجو مىشوند؛ به راحتى در دام افراد شياد مىافتند يا حداقل ميل متقابل آنها و جنس مخالف سبب مىشود آنها به بهانههاى مختلف از قبيل آشنايى براى ازدواج و تبادل نظر درباره مسائل علمى و درسى آگاهانه يا ناخودآگاه در جهت تأمين و ارضاى اين نيازشان گام بردارند؛ البته با روشى غلط و غير قابل قبول كه مشاهدهاش شما را مىرنجاند.
T}3. الگو گرفتن از منابع غير خودى {T
متأسفانه بخش قابل توجهى از جوانان ما ارزشها و هنجارهاى اجتماعى خود را از محيطهاى غير خودى و غير اصيل جوامع ديگر مىگيرند. بىترديد گسترش ارتباطات اجتماعى و توسعه آن و نيز گسترش و توسعه تكنولوژى و وسائل ارتباط جمعى و «پديده جهانى شدن در همه عرصههاى فرهنگى، اجتماعى، سياسى و...» در اين خودباختگى و روى آوردن به فرهنگ بيگانه نقش اساسى دارد. اين امور سبب مىشود جوانان فرهنگها و ارزشهاى ديگر جوامع را الگو قرار دهند و به گمان اين كه اين گونه روابط عامل رشد و نشانه كمال و جرأت و وسيله ابراز شخصيت است، به آن روى آورند. در اين ميان، مسأله رقابت جوانان و به رخ كشيدن خود براى همسالان نقشى عمده ايفا مىكند. برخى براى اين كه در جمع دوستان مورد تحسين قرار گيرند و يا دست كم بىعرضه و بىجرأت خوانده نشوند، به دنبال دوست پسر يا دوست دختر مىگردند و با آن كه به خوبى از عواقب سوء اين كارها آگاهند، از آن دست نمىكشند.
اما در پاسخ به سؤال سوم شما و اين كه در وضعيت حاضر، در برابر چنين معضل اجتماعى چه بايد كرد؟ به نظر مىرسد بايد متناسب باعلل به وجود آورنده و عوامل گسترش دهنده اين مشكل اقداماتى درخور انجام داد. بخشى از اقدامات سودمند در اين مسأله عبارت است از:
T}الف){T ارضاى صحيح و مشروع اين غريزه معقولترين راه براى نجات يافتن از اين گونه رفتارهاى نابهنجار يا كجروانه است.
ويل دورانت، دانشمند معروف مغرب زمين، درباره ازدواج مىنويسد: اگر راهى پيدا شود كه ازدواج در سالهاى طبيعى انجام گيرد، بيمارىهاى روانى و انحرافات جنسى كه زندگى را لكه دار كرده است تا نصف تقليل خواهد يافت. شايد به همين جهت است كه در آموزههاى دينىمان تسريع در ازدواج فرزندان و جوانان مورد تأكيد قرار گرفته است. اين دستورها و تشويقها گوياى آن است كه مىتوان با ازدواج از بسيارى انحرافات اخلاقى و جنسى و روابط ناسالم و غير مشروع دو جنس پيشگيرى كرد.
البته اين موضوع به تلاش همگانى خانوادهها و مسؤولان و اصلاح نگرشها و آداب و رسوم نادرست و فراهم كردن تسهيلات و امكانات ازدواج بستگى دارد و همه افراد، خانوادهها و حكومت وظيفه دارند در مسير تحقق مقدمات ازدواج جوانان بكوشند.
T}ب) {Tتحكيم روابط خانوادگى و ايجاد فضاى عاطفى مثبت بين والدين و فرزندان و افزايش رابطه صميمانه و نزديك بين اعضاى خانواده عامل پيشگيرانه ديگرى است كه مىتواند در ايجاد احساس امنيت و آرامش و تأمين نياز عاطفى نقش مؤثرى داشته باشد. زيرا وقتى جوانان در خانه با محبت و توجه كافى روبهرو نشوند، اين محبت و رابطه عاطفى را در بيرون خانه جست و جو مىكنند و متناسب با دوران بلوغ و اوجگيرى احساسات غريزى، رابطه خود را با جنس مخالف توسعه مىدهند. بنابراين، نياز به محبت در دوره جوانى را بايد با گسترش روابط عاطفى خانوادگى و نيز گسترش رابطه صميمانه و دوستانه بين همسالان هم جنس تأمين كرد و بإ؛ئئ يافتن دوستان مناسب و ايجاد ارتباطات گرم و عاطفى و انجام برخى فعاليتهاى دسته جمعى به اين نياز درونى پاسخ مثبت داد.
T}ج) خود كنترلى{T
خود كنترلى مىتواند جوانان جوياى رشد و كمال و عفت و پاكى همچون شما را در اين فضاى آلوده حفظ كند. با كنترل چشم، گوش و ديگر حواس و نيز كنترل افكارى كه در اين زمينه شكل مىگيرد، مىتوان از تأثير گذارى روابط ناسالم ديگران تا حدود زيادى جلوگيرى كرد. مطمئناً هر چه بيشتر ذهن و حواس خود را در اين زمينه مشغول سازيم، بيشتر تأثيرپذير خواهيم بود. پس بهتراست اوقات فراغت خودرا با برنامهريزى صحيح پركنيد و با پرهيز از بيكارى و تنهايى و توجه به اين صحنهها، به وظيفه اصلى و مهم دوران دانشجويى كه همان تحصيل علم است، بپردازيد.
در پايان بايد يادآور شد، برخى از عزيزان و جوانان از اشتباه بودن يا عدم مشروعيت بعضى ارتباطهاى خود آگاهى ندارند. برخورد روشنگرانه و با عاطفه ما مىتواند به اصلاح و تغيير رفتار آنها انجامد. قطعاً حسن سلوك و رفتار شما در بيان اين موضوع به آنها نقشى تعيين كننده دارد.
كتاب، «جوانان و روابط»، نوشته ابوالقاسم مقيمى حاجى از انتشارات مركز مطالعات و پژوهشهاى فرهنگى حوزه علميه قم مىتواند را هنماى خوبى در اين زمينه باشد. كتاب ديگرى كه در اين زمينه سودمند مىنمايد، «تحليل تربيتى بر روابط دختر و پسر در ايران»، نوشته على اصغر احمدى است كه به وسيله سازمان انجمن اوليا و مربيان منتشر شده است.
T}شماره نهم پرسمان، ارديبهشت 80، صفحه آيينه، (راهنمايي ام كنيد){T
دختران، افرادى عاطفىاند و زمانى كه در محيط خانه احساس امنيت و آرامش نكنند يا مورد محبت و توجّه واقع نشوند، اين محبت و توجّه را در بيرون از خانه جستوجو مىكنند. از طرف ديگر، انسان بر اساس طبيعتى كه دارد از زمان بلوغ نياز به جنس مخالف را در خود احساس مىكند. اين احساس در سنين نوجوانى و جوانى از ساير مراحل زندگى شديدتر است. بنابراين، دختران بايد مورد مهر و محبت والدين واقع شوند و به آنان اعتماد و با آنها گفتوگو كنند. والدين هم بايد محبت خود را به طرق مختلف براى فرزندانشان آشكار سازند.
حساسيت و زود رنجى دختران سبب مىشود خيلى زود فريفته شوند؛ فريفته كسى كه به آنها محبت مىكند، برايشان ارزش قائل مىشود و به آنها فرصت سخن گفتن مىدهد؛ هر چند همه اين موارد ظاهرى از عمق و پشتوانه بى بهره باشد.
از سوى ديگر، بايد ديدگاه دختر و پسر در خصوص جنس مخالف مورد توجّه قرار گيرد. پسران اغلب در سنين مذكور، ارتباط با دختران را نوعى توفيق اجتماعى و قدرت تلقى مىكنند و قصد كسب لذت دارند؛ امّا دختران داشتن رابطه با پسر را نوعى جاذبه فردى تلقى كرده، آن را همان چيزى كه به ازدواج مىانجامد، تصور مىكنند. بنابراين، نبايد فراموش كرد كه تفكر و صحبت در خصوص جنس مخالف، اگر مداوم باشد، به عادت مىانجامد. ترك عادت هميشه به آسانى انجام نمىگيرد و به اراده و تصميم و برنامه ريزى نياز دارد. پس يكى از راهكارهايى كه مىتواند به دختران كمك كند تا از تأثير منفى احساسات بر حذر باشند، شناخت ديدگاههاى دختران و پسران در خصوص روابط غير رسمى و غير شرعى است.
در بسيارى مواقع دختران با پسران همسن در يك محيط هستند؛ براى مثال دانشگاه يا محيط كار. بنابراين، بايد سعى كنند در حد امكان از ارتباطهاى غير ضرورى بپرهيزند و فقط در مواقع نياز با رعايت مقررات شرع در خصوص نحوه صحبت، تُن صدا، روش نگاه و نوع پوشش گفتوگو كنند.
بكوشيد اوقات فراغتتان را با برنامه ريزى صحيح پر كنيد؛ از جمله فعّاليّتهاى ورزشى مناسب داشته باشيد و از تنهايى و انزواطلبى بپرهيزيد. از همه مهمتر اينكه تا مىتوانيد ارتباط خود را با خداوند فزونى بخشيد. وقتى با خداوند ارتباط قوى داشته باشيد، دلتان بيمار نمىگردد تا به طبيب نياز داشته باشد.
کد سوال : 1142
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : آيا تحصيل علوم حوزوي از طريق سي ديهاي درسي مفيد هست يا نه؟ و آيا مي توان با استفاده از اين سي دي ها دروس را خوب فرا گرفت؟ توجه داشته باشيد كه بنده در خارج زندگي مي كنم؟
پاسخ : پاسخ را با بيان قاعده اي كه در مباحث فقهي مطرح است و در برخي موارد براي اثبات مطلبي به آن استناد مي شود آغاز مي كنيم. اين قاعده مي گويد: «ما لا يدرك كله لا يترك كله» يعني اگر نمي توانيد به تمام آنچه كه در صدد دستيابي به آن هستيد، دسترسي پيدا كنيد، همه آن را نيز رها نكنيد و از آن مقدار كه امكان دستيابي و درك آن هست، نبايد دست كشيد.
به عبارتي «اگر به تمام چيزي نمي رسي، تمام آن را نيز رها نكن» بنابراين اكنون كه شما امكان استفاده از دروس حوزوي بطور حضوري و تحصيل در يكي از حوزه هاي علميه برايتان فراهم نيست و از طرف ديگر علاقه مند هستيد در اين زمينه به تحصيل ادامه داده و به معلومات خود بيافزاييد، سي دي هاي دروس حوزوي حداقل چيزي است كه مي تواند در اين زمينه به شما كمك كند.
در اينجا چند نكته را يادآور مي شويم:
1. رشد علمي عميق در اين زمينه و در هر گرايش ديگري مستلزم حضور در كلاس درس است تا با ارتباط مستقيم و چهره به چهره پرسش ها، مسائل و شبهاتي كه در هنگام مطالعه يا كلاس درس مطرح مي شود بلافاصله حل شود و آن مسائل به فراموشي سپرده نشود و به شكل دقيق و صحيحي حل شود كه آن در گرو حضور در كلاس درس است. البته به آن معنا نيست كه بدون آن هيچ چيز فراگرفته نمي شود.
2. براي تعميق فهم و درك علمي تان، هنگام گوش كردن به سي دي هاي درسي، مشكلات و پرسش هاي مطرح شده و آنچه به ذهنتان مي رسد يادداشت كرده تا از اهل فن و استاد مربوطه مستقيما از طريق امكانات ارتباطي جديد كه در دسترس است، بپرسيد.
3. در صورت امكان گاهي اوقات فهم و تشخيص خود را از آنچه ياد گرفته ايد و از سي دي ها فرا مي گيريد به يك استاد شناخته شده ارائه كنيد تا در صورت صحت، آن را تأييد كنيد و در صورت اشتباه بودن به تصحيح آن بپردازيد. زيرا چه بسا گاهي اوقات مطلبي را به گمان اينكه درست فهميده ايم، تلقي كرده و خشت هاي علم ها را روي آن بنا كرده و تا ثريا آن بنا به صورت كج به پيش خواهد رفت بنابراين لزوم حضور استاد به شكل گاه گاهي و ايجاد ارتباط با وي نيز مناسب بلكه لازم است.
گفتني است جهت استفاده بهينه از فرصتها و ذخيره هاي علمي، قبل از هر چيز گستره انتظارات خود را از تحصيل علوم حوزوي مشخص كنيد اگر در حدي است كه مي خواهيد با قرآن و نهج البلاغه و احكام و معارف اصلي آشنا شويد با مشورت تنها مواد درسي را بگذاريم كه زودتر شما را به اين مقصود برساند به طور مثال نيازي نيست ادبيات عرب را چندين دوره طي كنيد. بلكه يك دوره فشرده كافي است. و بايد بيشتر تلاش را براي تفسير قرآن و آشنايي با اصول و فلسفه متمركز كنيد.
در پايان تمايل و علاقه تان به دروس حوزوي و داشتن روحيه علم دوستي و تقويت بنيه ديني تان را مي ستائيم و شما را تحسين مي كنيم اميد است در اين راه پر خير و بركت موفق و پيروز باشيد.
کد سوال : 1143
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : در ابتدا از طرز نوشتنم كه با لحن تندي است عذزخواهي مي كنم و آن هم به اين دليل است كه خيلي ناراحتم و قادر به كنترل عصبانيتم نيستم. هميشه مي گويند اسلام دين راحتي است ، دستوراتش باعث آرامش خاطر افراد و مايه آسايش آنان است . كجا اين چنين است ؟ از وقتي كه مكلف شده ام و دستورات اسلام را اجرا مي كنم اعصابم خراب شده و آسايش از من سلب شده . از يك طرف مي نويسند احكامي را غالباً به آن نياز پيدا مي كنيد واجب است ياد بگيريد. از طرف ديگر احكام را ياد مي گيريم زندگي مختل مي شود. احكام نجاسات و مطهرات را خوانده ام ، الان همة زندگي در نظرم نجس هستند. از خانه گرفته تا خوابگاهم در دانشگاه. از اطاقم گرفته تا فرشها و آشپزخانه و هال و حمام. از كوچه گرفته تا خيابان همه و همه در نظرم نجس هستند. مدتي بود كه اصلاً نمي توانستم نماز بخوانم. هر وقت تكبير مي گفتم در وسط تكبير با خود فكر مي كردم اشتباه گفتم و نماز را مي شكستم. اگر از غول تكبير با موفقيت مي گذشتم در تلفظ بقيه كلمات مي ماندم. گاهي در نماز اصلاً زبانم بند مي آمد. اكنون كه نزديك شش سال است مكلف شده ام فكر ميكنم حدود سه سال نماز قضا داشته باشم. حتي فكر بجا آوردن اين همه نماز قضا تنم را به لرزه مي اندازد. در مورد نجاسات هم اكثر اوقات در خانه يا در خوابگاه، يا روي پاشنه پا راه مي روم يا روي پنجة پا. مورد تمسخر خاص و عام شده ام. حمام رفتنم طولاني است. خدا نكند محتلم شوم اگر نه، يا بايد با تيمم نماز بخوانم يا نمازم قضا مي شود. در توالت نيز اينقدر مي مانم تا پاهايم درد مي گيرد و باز هم نمي توانم بدنم را از نجاست پاك كنم. بعضي وقتها مي شود كه با خود مي گويم دست از هر چه دين و اسلام و احكام و قرآن است بردارم. اصلاً ديوانه شده ام. از يك طرف مي خواهم نجاسات را پاك كنم ، از طرف ديگر از اسراف آب مي ترسم. اگر آب كر در اختيار نباشد كه بدبخت مي شوم. اين ديگر چه ديني است. خواهشاً كمكم كنيد. من را از اين بدبختي نجات بدهيد. شما كه مبلغ اسلام هستيد به من بدبخت بيچاره نيز كمكي كنيد. مجدداً در آخر به خاطر لحن زشتم عذر خواهي مي كنم. لطفاً به طور كامل توضيح دهيد. از خلاصه نوشتن كه باعث گمراهي بيشترم مي شود لطفاً دوري كنيد؟
پاسخ : نخست بايد دانست اين مشكلاتي كه شما مطرح كرديد براي پيشوايان دين كه عمل كننده به همه احكام شرعي هستند و براي اكثر مسلمانان پيش نيامده است. خوب است در اين باره خاطره اي را از امام خميني(ره) براي شما بازگو كنيم؛ هنگامي كه قرار بود ايشان از عراق به سوي كويت و بعد فرانسه سفر كنند، در بغداد توقف كوتاهي داشتند كه در هتلي كنار رود دجله سكونت كردند كه بيشتر كساني كه آنجا رفت و آمد مي كردند مسيحي بودند. اما اطرافيان امام ديدند ايشان به طور عادي حتي از امكانات حوله [هتلينگ] آنجا استفاده مي كردند. اطرافيان لبخند زدند و گفتند مثل اينكه آقا نمي دانند اينها اكثرا مسيحي هستند و حتي مشروب خوار هستند. امام فرمودند اتفاقا مي دانم اما كشور اسلامي است و اصل بر طهارت است.
هم چنين درباره امام صادق(ع) گفته شده است؛ كه ايشان هنگامي كه به دستشويي مي رفتند مقداري آب به لباس خود مي پاشيدند تا اگر ترشحي انجام بگيرد مشكوك بين نجس و پاكي شود و اصل را بر پاكي بگذارند.
بنابراين توصيه ما اين است كه هيچگونه نيازي به اين سخت گيري ها نيست و هرگاه شك در نجاست و پاكي داشتيد، اصل را بر طهارت بگذاريد و اعتنا نكنيد و درباره الفاظ نماز همين قدر كه ادا شد و به كلمه بعد رسيديد ديگر اعتنا نكنيد و صحيح است.
براي توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم:
وسواس عبارت است از افكار و انديشهها يا اعمال و رفتارهاى ناخواسته و غيراختيارى كه پىدر پى و بدون اراده شخص به ذهن فرد مىآيد و نمىتواند به سادگى آن فكر يا عمل را از خود دور كند. اين حالت باعث ايجاد اضطراب شده و شخص جهت خنثى كردن آن و رسيدن به آرامش، به اعمال يا افكارى روى مىآورد و مكرراً در عمل يا در ذهن خود آن را تكرار مىكند و خود را در برابر آن اعمال و يا افكار مجبور احساس مىكند مثل تكرار افكارى اذيتكننده در ذهن يا تكرار آب كشيدن دست خود يا ترديد در طهارت و نجاست لباس يا بدن خود و نظاير آن. بنابراين دقت در طهارت و نجاست اگر از حد عادى خارج شود و بدون اختيار فرد دست يا ظرفى را آب مىكشد و اين عمل به گونهاى تكرار شود كه غيرمتعارف باشد، وسواس است و بايد درمان شود.
گام اول براى غلبه بر اين بيمارى، شناخت آن به عنوان يك روند مزاحم است.
براى از بين رفتن حالت وسواس راههايى وجود دارد كه از جمله آنها مىتوان عوامل زير را برشمرد:
1) يادگيرى مسائل شرعى به نحو صحيح.
2) توجه به مفاسدى كه وسواس به دنبال دارد؛ مانند از بين رفتن تمركز فكرى و اختلال در امور زندگى و بازماندن از انجام تكاليف شرعى.
3) مطالعه كتابهايى كه در اين زمينه نوشته شده است؛ مانند كتاب »وسواس« تأليف مرحوم مصطفى زمانى.
4) توجه داشته باشيم كه گمان به نجاست تكليف آور نيست بلكه در صورتى اجتناب لازم است كه انسان يقين به نجاست داشته باشد.
5) همان طور كه مىدانيم در زمان پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) با اين كه آب لولهكشى و امكانات بهداشتى فعلى موجود نبوده است مسلمانان به طورعادى زندگى مىكردند و در خصوص طهارت و نجاست مشكل خاصى نداشتند.
6) توجه به اين كه يقين شخص وسواس براى وى معتبر نيست بلكه در پاك شدن و نجس شدن اشياء بايد به نظر عرف مراجعه كند و در آب كشيدن اشياء و انجام غسل به طور عادى و مانند عرف عمل كند.
ضمنا بايد به عرضتان برسانيم که درمان کامل وسواس نيازمند جلسات مشاوره حضوري است تا با ريشه يابي عوامل به وجود آورنده آن و با عمل کردن به راه کارهاي ارائه شده توسط مشاور به حل و درمان آن پرداخت.
با توجه به آنچه بيان شد تا زماني که اطمينان به نجاست چيزي نداشته باشيد بايد حکم به طهارت کرد.
. پس چه بهتر در اين امور دقت زيادي نکنيد و با بي اعتنايي از کنار اين گونه موارد رد شويد تا شما را دچار مشکل نسازد.
کد سوال : 1144
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : جايگاه نيكوكاران را در قيامت از ديدگاه كتاب و سنت تبيين كنيد؟
پاسخ : براي روشن شدن بحث در گام نخست، ناگزير به بيان مقدمه اي هستيم.
مقدمه: پاسخ به سؤال مذکور متوقف بر تبيين کيفيت معاد است که آيا معاد جسماني است و يا روحاني، در صورتي که معاد روحاني باشد مسأله ي استفاده و احتياج انسان به وسايل مادي در سراي ديگر به کلي منتفي خواهد بود و اگر معاد جسماني باشد، پاي ابزارهاي مادي نيز به ميا ن کشيده مي شود نفي کامل آنها پذيرفتني نخواهد بود، البته در اين صورت سخن درباره ي کيفيت و چگونگي اين ابزارها، باب جديد از بحث را پيش روي ما مي گشايد.
بايد توجه داشت که نظريه ي مشهور ميان علماي جهان اسلام اعم از اهل سنت و شيعيان مؤيد معاد روحاني توأم با جسماني است که بر طبق آن، نفس و روح انسان به همراه بدن ولي در سراي ديگر حاضر شده و هماهنگ با صفات و دستاوردهاي دنيوي، مشمول نعمت هاي بهشتي و يا عذاب هاي تلخ دوزخي خواهد شد. از اين روست که آيات قرآن کريم در مقام بيان اوصاف بهشت و دوزخ به دو دسته از نعمت ها و عذاب هاي مادي و معنوي اشاره مي کند که متناسب با معاد جسماني و روحاني انسان است (ر.ک: سبحاني، جعفر، منشور جاويد، ج 9، فصل هفتم و هشتم، مؤسسه امام صادق قم، 1369، چاپ اول).
از آنجا که سؤال پرسشگر محترم پيرامون بهشت است بحث را حول همين محور متمرکز مي کنيم. خداوند متعال در برخي از آيات قرآن از لذت خشنودي خدا(توبه، آيه 72) و لقاء محبوب به عنوان برخي نعمت هاي روحاني بهشت نام مي برد و در آيات فراوان ديگر نعمت هاي مادي و جسماني بسيار ديگري را از قبيل باغ ها، جويبارها، تخت ها، ميوه ها، خدمتکاران، قصرها، حوريان، لباس هاي فاخر و... بر مي شمرد (الرحمن- واقعه) که بدون شک استفاده از اين نعمت ها همراه با به کار بردن ابزارهاي مادي خواهد بود اما بايد توجه داشت که آن سرا با جهان کنوني تفاوت بسيار زياد دارد و نحوه ي استفاده از ابزارهاي مادي و کيفيت آنها نيز با وسايل کنوني بسيار متفاوت است که البته فهم قاصر ما از درک اين امور عاجز است.
اينک از باب نمونه دو حديث در اين باره ذکر مي کنيم که نشان دهنده تفاوت ها در استفاده از ابزارهاي مادي در آن سراست.
پيامبر گرامي اسلام در تفسير آيه ي بيست و يکم سوره ي واقعه «ولحم طير مما يشتهون؛ و گوشت پرندگان از آنچه خوش دارند» فرمودند: «انک لتنظر الي الطير في الجنه فتشتهيه فيخربين ذلک مشويا؛ همانا تو نگاه مي کني به پرنده در بهشت و ميل به خوردن آن پيدا مي کني همان حال بريان شده در نزد تو مي افتد» (طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج 19، ص 127، انتشارات اسماعيليان قم).
همچنين در تفسير مجمع البيان در ذيل آيه ي چهاردهم سوره ي الحاقه «و ذللت قطوفها تذليلا؛ و ميوه هايش براي چيدن رام است» مي خوانيم که منظور از اين آيه آن است که ميوه هاي بهشتي مسخر آنها مي شود و اخذ ميوه هايش آنان است اگر بلند شود ميوه به اندازه او بلند مي شود و بالا مي آيد و اگر بنشيند ميوه پايين مي آيد تا دستش برسد و اگر بخوابد پايين مي آيد تا دستش برسد(طبرسي، مجمع البيان، ج 10، ص 621، دارالمعرفه).
يكم. از نظر قرآن كريم و روايات اسلامى، همان طورى كه اهل جهنم به تناسب بدىهاىشان سختى و عذابشان گوناگون است؛ اهل بهشت نيز به فراخور اعمالشان داراى درجات و كمالات مختلفاند. از اين رو بهشت داراى مراتب و درجات متفاوت است:
«فأولئك لهم الدرجات العلى ؛ اهل ايمان و عمل صالح داراى درجات عالى هستند» (طه (20)، آيه 75.)
«والآخره اكبر درجات ؛ درجات آخرت و برترىهايش از اين هم بيشتر است» (اسراء (17)، آيه 22.)
دوم. با عنايت به مطلب نخست، در بهشت نعمتهاى گوناگونى وجود دارد كه اهل ايمان و عمل صالح از آن بهرهمند مىشوند. اما برترين و بهترين لذتها، محبت و خشنودى خداوند متعال است. و به تعبير ديگر هيچ لذتى در بهشت به درجه خشنودى و محبت الهى براى انسان بهشتى شادى بخش نيست و حتى لذتهاى ديگر در پرتو اين لذت ارزشمند مىنمايد. قرآن در آيات متعددى بدان اشاره مىكند كه در اينجا به ذكر يك آيه مىپردازيم:
(وعد الله المؤمنين و المؤمنات جنات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها و مساكن طيبة و جنات عدن و رضوان من الله اكبر ذلك هو الفوز العظيم ؛ خداوند به مردان و زنان با ايمان، باغهايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير درختانش جارى است، جاودانه در آن خواهند ماند، و مسكنهاى پاكيزه اى در بهشتهاى جاويدان [نصيب آنان ساخته] و [خوشنودى] و رضاى خدا [از همه اينها] برتر است و پيروزى بزرگ همين است» (توبه (9)، آيه 72.)
البته اين لذت و رضوان الهى، از آنِ كسانى است كه در دنيا همه اعمال خود را بر پايه رضاى خداوند قرار داده باشند، يعنى، عباداتشان بر اصل حب و حمد الهى استوار شده باشد. چنان كه در كلام نورانى امير مؤمنان(ع) آمده است:
«ان قوما عبدوا الله رغبه فتلك عباده التجار، و ان قوما عبدوا الله رهبه فتلك عباده العبيد، و ان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عباده الاحرار»؛ «همانا گروهى خدا را به انگيزه بهشت مىپرستند كه اين عبادت تاجران و سوداگران است، و گروهى نيز خدا را به جهت هراس و عذاب جهنم عبادت مىكنند كه اين شيوه بردگان است، و نيز گروهى خدا را به خاطر شكر و سپاسش مىپرستند كه اين شيوه عبادت آزادگان است» (نهج البلاغه، حكمت 237؛ اصول كافى، ج2، ص68، ح5.)
امام على عبادت خود را از نوع گروه سوم مىداند و مىفرمايد: «الهى ما عبدتك خوفا من عقابك و لا طمعا فى ثوابك و لكن وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك»؛ «معبودا! هيچ گاه تو را به جهت ترس از عذاب و يا طمع به پاداش نپرستيدم؛ بلكه چون تو را شايسته عبادت يافتم، بندگى مىكنم» (بحارالانوار، ج41، ص14.)
در روايات امامان معصوم نيز محبت و خشنودى خداوند به عنوان پاكترين و زيباترين لذت اهل بهشت خوانده شده است. امير مؤمنان(ع) در بيان علت آن مىفرمايد: اهل بهشت هنگامى كه با نعمتهاى گوناگون در بهشت روبه رو مىشوند، دلهايشان چنان از وجد و سرور افروخته مىگردد كه زبان به سپاس و شكر الهى مىگشايند و همه آن نعمتها را در برابر رضوان خداوند ناچيز مىنگرند و هدف نهايى را در اين مىدانند كه قرآن بازگو مىفرمايد: «و آخر دعويهم ان الحمد لله رب العالمين»؛ «و آخرين سخنان اهل بهشت اين است كه حمد مخصوص پروردگار عالميان است» (يونس (10)، آيه، 10.)
امام سجاد(ع) نيز با تكيه بر بيان قرآن مىفرمايد: «خداوند به اهل بهشت در بهشت مىفرمايد: بهترين لذت براى شما، رضايت و محبت من است» (ميزان الحكمه، ج1، ص433، باب 557، ح2613.)
نكته پايانى آنكه قرب الهى - كه موجب رضا و رضوان عظيم خداوند است - در واقع بالاترين كمالى است كه فطرت انسان در پى آن مىرود. پس همان طورى كه ارتباط با خدا در دنيا، زندگى آدمى را در همه ابعادش آرامش بخش مىكند؛ در آخرت برترين آرزوها همين رضايت الهى است كه هر نعمت ديگرى در پرتو آن لذت آفرين خواهد بود. راه رسيدن به بهشت نيز چيزى جز كسب رضايت الهى از طريق اطاعت پروردگار و ترك معاصى نيست.
اما چنانچه منظور شما از نيكوكاران ، نيكوكاران غير مسلمان باشند ، توجه به چند نكته ضرورى است: الف) عوامل دخيل در بررسى و پاداش عمل در قيامت. ب) اقسام كافران و چگونگى محاكمه آنها در قيامت.
الف ) ارزش اعمال آدميان به دو عامل بستگى دارد و فقدان هر يك از آنها عمل را فاقد ارزش مىسازد. آن دو عامل عبارت است از:
1) حسن فعلى. يعنى نيكو بودن ذات عمل. مانند راستى ايثار و...
2) حسن فاعلى. يعنى انجام عمل بر اساس انگيزهاى نيكو و صالح. بنابراين نه تنها كافران بلكه اگر درميان مسلمانان نيز كسى عمل بسيار خوبى را با انگيزههاى نادرست انجام بدهد قابل تحسين و ستايش و پاداش نيست. مثلا اگر كسى نسبت به يتيمى خدمات بسيار ارزندهاى انجام دهد و سپس روشن شود كه وى از اين امور مقاصد نادرستى داشته نه تنها تمجيد نمىشود بلكه چه بسا مورد ملامت و سرزنش نيز قرار گيرد. از طرف ديگر حسن فاعلى دايره وسيعى دارد و منحصر به انگيزهها نيست. بلكه شامل ابعاد اعتقادى فرد نيز مىشود.
بر اين اساس اعمال كافران قبول نمىشود و هيچ منافاتى با عدل الهى نيز ندارد. زيرا آنان اولاً به خاطر انكار ربوبيت حضرت حق و يا ساير ضروريات و اصول دين، مستحق عقابند. ثانيا، آنان اعمال نيك را به قصد رضاى الهى و اطاعت امر او به جا نياوردهاند تا استحقاق ثواب و پاداش الهى را داشته باشند. اما در عين حال خداوند كافرانى را كه اعمال نيك انجام دادهاند با لطف خود پاداش مىدهد. بدين صورت كه در دنيا براى آنان جبران مىكند و پاداش دنيوى (مثل بهرهمندى از سلامتى و سعه رزق و...) مىدهد و يا از شدت عذاب اخروى آنها كاسته مىشود. البته بايد توجه داشت كه كفار نيز اقسامى دارند از جمله:
1) كفارى كه جاهل قاصرند و نتوانستهاند راه حقيقت و ايمان را - آن چنان كه بايد - دريابند و از همين رو در كفر خود فروماندهاند. اين گروه در قرآن «مرجون لامر الله» معرفى شدهاند و بعيد نيست نسبت به اعمال صالح خود - در صورتى كه با انگيزههاى خائنانه همراه نباشد و مثلا بر اساس عواطف پاك انسانى و نوع دوستى باشد - به گونهاى متناسب حالشان پاداش داده شوند.
2) دسته ديگر معاندان و مكابران حق ستيزند. يعنى كسانى كه راه حق برايشان آشكار بوده يا مىتوانستند به خوبى آن را باز شناسند و ايمان آورند ولى در برابر راه خدا از روى عمد و علم به مبارزه و پيكار برخاسته و بر گمراهى خود تعصب و لجاجت ورزيدهاند. اين گروه به كلى حسن فاعلى را از دست دادهاند و گرفتار چنان ظلم عظيمى گشتهاند كه هيچ عمل نيكى برايشان سودمند نيست. از اين رو قرآن مجيد درباره آنان مىفرمايد: «فلانقيم لهم يوم القيامة وزنا؛ در قيامت براى آنان ميزان سنجش كردار قرار نمىدهيم» كهف، آيه 105). زيرا وضع آنان بدتر از آن است كه اين اعمال جزئى برايشان سودمند افتد.
کد سوال : 1145
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : يكي از دوستانم سال گذشته دچار حالتي شده بود كه مشكلات زيادي را برايش ايجاد كرد والان مدت زيادي است كه قرصهاي ضدوسواس كه بسيار گرانقيمت هم است استفاده مي كند . مشكل او به اين صورت بود كه افكاري شامل جملات و حرفهاي زشت و نامربوط نسبت به خدا درذهنش رژه مي رفتند. آيا چنين حالتي كه ناخواسته و بر خلاف ميل او بوده است گناه محسوب مي شود براي حل اين مشكل چه بايد كرد. با تشكر فراوان؟
پاسخ : قبل از بيان راهكارهاى عملى جهت كنترل افكار مزاحم توجه دوستتان را به چند نكته جلب مىكنيم:
اولاً، كنترل چنين افكار مزاحم نيازمند تلاش مستمر و مداوم شماست و نبايد پنداشت كه با بيان يكى دو نكته همه چيز درست مىشود ثانيا خطور اينگونه افكار مزاحم در ذهنتان كه بدون اختيار به شما هجوم مىآورند، گناه محسوب نمىشود. بنابراين نگران آن نباشيد. اماجهت مقابله با چنين افكار مزاحم مىتوانيد از دستورالعملهاى زير بهرهگيريد و اميدواريم به تدريج از شر آن رهايى يابيد:
1ـ از آنجا كه معمولاً اين افكار به هنگام بيكارى به سراغ فرد مىآيد، سعى كنيد با يك برنامهريزى دقيق و حساب شده تمام اوقات شبانهروزى خود را پر كنيد و هيچگاه بيكار نباشيد. به مطالعه، نظافت اتاق، كمك به دوستان، ورزش و... مشغول باشيد. و هر گاه بيكار شديدخود را به كارى مشغول سازيد.
2ـ مطمئن باشيد و بدانيد كه وقتى به چيزى فكر مىكنيد به اين معنا نيست كه آن كار را انجام خواهيد داد مثلاً اگر در ذهن و قلبتان به فردى فحش مىدهيد، به اين معنا نيست كه آن جمله و كلام زشت و فحش را به زبان جارى خواهيد كرد. يعنى فكر كردن درباره موضوعىالزاما به فعل و انجام آن منتهى نمىشود. اين مطلب را خودتان مىتوانيد در طول روز چندين بار مشاهده و لمس كنيد و به آن باور كنيد.
3ـ در صورتى كه به چنين افكارى اهميت ندهيد مطمئن باشيد اگر تحمل كنيد پس از چندى نهايتا آن را رها خواهيد كرد.
4ـ هرگاه فكر مزاحم به سراغ شما آمد خود را مشغول كار ديگرى كنيد و با ايجاد حواسپرتى از آن افكار مزاحم دورى كنيد.
5ـ هرگاه اين فكر به سراغتان آمد و متوجه شديد، وسط افكار به خود بگوييد: «بس است ديگر» و بدين وسيله رشته افكار مزاحم را قطع كرده و به سراغ مطلبى ديگر خواهيد رفت.
ضمنا براى تسريع بخشيدن و جديت بيشتر داشتن جهت مقابله با اينگونه افكار اگر با مشاور مورد اعتمادتان حضورا و طى جلسات مكرر به گفتگو بنشينيد مناسبتر و بهتر خواهد بود. در غير اين صورت با اجراى راهكارهاى ارائه شده و گزارش آن به ما، موضوع و حلمشكل را پىگيرى نمائيد.
شك و ترديد انگيزهاى است كه موجب تلاش فكرى مىشود و آدمى را از نقاط تاريك، به وادى نور و روشنايى سوق مىدهد. پس بايد از اين انگيزه استقبال كرد و در جست و جوى راه كارهاى مناسب جهت حل مشكلات بود. البته اگر آدمى تسليم ترديدها بشود و براى رسيدن به حقيقت تلاش نكند، بديهى است كه در گرداب اوهام و ترديدهاى خويش غرق خواهد شد.
بنابراين از بروز اين حالت ـ كه تقريبا مسألهاى متناسب با سن شماست ـ نگران نباشيد و با برنامهاى منظم و حساب شده، به رفع ترديدها و كشف حقيقت بپردازيد.
ريشه اضطراب و دلتنگى شما را نيز در همين حيطه بايد جست و جو كرد. مىدانيد كه فطرت آدمى حقيقت طلب است و تا آن را نيابد، آرام نمىگيرد. به گفته مولوى :
P}كز نيستان تا مرا ببريدهاند{E}از نفيرم مرد و زن ناليدهاند{P
P}سينه خواهم شرحه شرحه از فراق{E}تا بگويم شرح درد اشتياق{P
P}هر كسى كو دور ماند از اصل خويش{E}باز جويد روزگار وصل خويش{P
آدمى آن روز آرام مىگيرد كه جرعهاى از زلال حقيقت بچشد و حلاوت آن را در دل خويش احساس كند. حال چگونه بايد حركت كرد تا اين ترديدها برطرف شده و جاى خود را به اطمينان بدهد. به گفته بزرگان براى كشف حقيقت و وصول به آن، دو كار لازم است:
1ـ سير فكرى و عقلانى، 2ـ تهذيب نفس و صفاى باطن.
در مقوله اول بايد به تفكر منظم و مطالعه مناسب روى آورد. شما بهتر است دفترى را به مجموعه عقايد خود اختصاص داده و هر فصل را پس از تحقيق و تأمل و نتيجهگيرى، به اتمام رسانده و به فصل ديگر بپردازيد. از هر كجا كه مىخواهيد شروع كنيد، ولى بهترين شروع از خداست.
آيا مىتوان درباره قدرتى بزرگ و شعورى لايزال ـ كه جهان بر محور آن در حركت است ـ ترديد نمود؟ و اگر خدايى هست چرا يكى باشد؟ آيا نظم و هماهنگى شگفتانگيز هستى ترديدى در يگانگى طراح و خلاق اين عالم باقى مىگذارد؟
اين مختصر گنجايش بيان همه آنچه كه در باب خداشناسى است را ندارد لذا توصيه مىكنيم در اين زمينه با تعمّق و تفكّر منظم، به مطالعه كتابهاى زير بپردازيد:
1ـ اثبات وجود خدا احمد آرام
2ـ بهترين راه شناخت خدا محمدى رى شهرى
3ـ اصول فلسفه و روش رئاليسم، ج 5 شهيد مطهرى
4ـ خدا در قرآن شهيد بهشتى
5ـ آفريدگار و آفريده ناصر مكارم
6ـ راه خداشناسى جعفر سبحانى
مطالعه دقيق و منظم اين كتابها و بيش از همه تفكر درباره هستى و پديدههاى آن، شما را به اين نتيجه خواهد رساند كه جهان خدا دارد و اگر دارد يكى بيش نيست.
البته نبايد انتظار داشته باشيد كه پس از اين مرحله، يقين كامل براى شما حاصل شود؛ زيرا تحصيل يقين راهى دشوار در پيش دارد كه پس از طى آن، مىتوان به درجاتى از آن نائل آمد؛ ولى در اين مرحله «اطمينان» قابل حصول است.
پس از اين مرحله، بايد قلب و دل را صفا داد تا نور حق در آن تجلى يابد. تخلق به اخلاق كريمه، پرهيز از رذايل و مراقبت از نفس، زمينه را براى اشراق نور حق فراهم خواهد ساخت. ايمان و اطمينانى كه از اين طريق به دست مىآيد، به مراتب بالاتر از آن حدى است كه در سير عقلانى و فكرى حاصل مىگردد.
براى اثبات تلازم فطرى بودن و صدق يك چيز راههاى مختلفى وجود دارد يكى از آن روشها كه برهان زيست شناختى ناميده مىشود اين است كه گرايشات درونى و ذاتى انسان ربط دهنده درون و عواطف انسان با جهان خارج و واقعيات عينى است يعنى اگر مثلا كسى احساس تشنگى و اشتياق به آب مىكند در متن واقع آبى وجود دارد كه شبيه جذبه مغناطيسى از درون انسان را به سمت خود فرا مىخواند از اين طريق مىتوان قياسى اينچنين ترتيب داد:
1 ) خداشناسى و خداجويى فطرى و طبيعى است.
2 ) در برابر هر امر ذاتى طبيعى واقعيتى در خارج هست.
3 ) خدايى واقعى وجود دارد.
شبيه چنين استدلالى از نظر فلسفى نيز وجود دارد زيرا گرايش و كشش از امور تعلقى و ذات اضافه طرفينى است و حقايق اضافى و نسبى تقومشان به طرفين نسبت و تعلق است و بدون آنها امكان وجود ندارند. در عرفان نيز استدلال مشابهى وجود دارد و گويند « عشق فعلى بدون معشوق فعلى محال است » سير اين استدلال همان ماهيت امور اضافى است كه بدون وجود عاشق و معشوق محال است.
براى آگاهى بيشتر ر. ك:
1- خدا در فلسفه (ترجمه الهيات دايرةالمعارف فلسفى پلادواردز)، بهاءالدين خرمشاهى
2- دروس كلام جديد، مصطفى ملكيان
همين احساس دورى از خداوند خود از الطاف آن رب مهربان است و حكايت مىكند كه رشته ارتباط بين بنده و پروردگارش بريده نشده و هنوز شعاعى از انوار الهى در آينه دل مىتابد و اين خود بشارتى است:
P}گرت هواست كه معشوق نگسلد پيوند{E}نگاه دار سر رشته تا نگه دارد{P
قلب انسان آينه انوار الهى است و گاهى در اثر غفلتها و غرق شدن در روزمرهگى و اشتغال بيش از حد نياز به امور دنيا اين آينه خداى نما زنگار مىگيرد و آن ارتباط مستحكم و ازلى سستى و نقصان مىپذيرد و در چنين حالى طبيبان روحانى و غمگساران دلسوز و الهى يعنى انبيا و اوليا(ع) راه معالجه و داروى اين بيمارى را در توبه و ذكر حق و اقبال به درگاه خداوندى دانسته تا در سايه اين ذكر و توجه و استغفار از خطاها و تقصيرها زنگار دل پاك گردد و انوار الهى در قلب انسان بتابد و بين بنده و خالقش صلح و آتشى برقرار گردد. تلاوت آيات نورانى قرآن نماز با حضور قلب دعاى با توجه و از سر اخلاص و همنشينى با دوستان شايسته و صالحى كه ديدنشان خداوند را به ياد انسان آورد و مطالعه زندگى مردان خدا و پاكان درگاه اله براى ايجاد ارتباط و كم كردن فاصله بين بنده و خدايش اثرى به سزا دارند.
- در اين باره دو جهاد علمى و عملى لازم است؛ يعنى تلاش پيوسته در جهت معرفت هر چه بيشتر نسبت به خدا. و در عمل نيز ايجاد ارتباط و انس دائمى با او و تطبيق رفتار با خواست و رضاى خدا. مىبايست انسان عزم خود را جزم كرده و تصميم قاطع بگيرد هميشه تابع خواست خداوند بوده و همواره در صدد انجام تكاليف الهى باشد. چه در امورى عبادى و چه در امور اجتماعى و ديگر ابعاد زندگى. هر قدمى كه بر مىدارد و هر سخنى كه مىگويد و هر برنامهاى كه دارد نخست ببيند آيا رضاى خداوند در آن مىباشد يا نه والا از آن صرف نظر نمايد. در حديثى آمده است: «كمال در اين است كه انسان خواستههايش را در مسير الهى قرار دهد ونيرويش را در جهت رضايت حضرتش صرف كند. در مرحله اول بايد انسان خود را مقيد به انجام واجبات و ترك محرمات نمايد و پس از مدتى كه بدين كار عادت كرد و انجام آن برايش آسان شده خود را مقيد به انجام مستحبات و ترك مكروهات نمايد و گرنه چنين تقيدى در قدمهاى اوليه آثار سوئى به دنبال خواهد داشت. به هر حال رعايت تقوا و انجام تكاليف الهى در هر مرحلهاى خود زمينه ساز درك بيشتر و توفيق افزونتر و توجه و تقرب والاترى به ذات بارى تعالى خواهد بود. چنانكه در سوره «انفال آيه 29» آمده است: «يا ايها الذين آمنوا ان تتقوالله يجعل لكم فرقانا و يكفر عنكم سيئاتكم و يغفر لكم و الله ذوالفضل العظيم؛ اى اهل ايمان! اگر پرهيزگار بوده و تقواى الهى پيشه كنيد خداوند براى شما نيروى تشخيص حق از باطل قرار داده و بدىهاى شما را پوشانده و شما را بيامرزد و خداوند داراى فضل و رحمت بزرگ است». آرى اگر قدمهاى اوليه برداشته شود زمينهاى براى دريافت برنامه ادامه مسير فراهم مىشود. به قول شاعر:
P}گر مرد رهى ميان خون بايد رفت {E}از پاى فتاده سرنگون بايد رفت{P
P}تو پاى در راه نه و هيچ مترس{E}خود راه بگويدت كه چون بايد رفت{P
و به تعبير خداوند تبارك و تعالى در قرآن كريم: «والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا؛ كسانى كه در راه ما تلاش نمايند ما ايشان را به راههاى خويش هدايت مىكنيم». براى تقويت اين حركت و رشد آن توجه به چند نكته لازم است:
1- پرهيز از مجالست و همنشينى با اهل دنيا و دور از معنويت. چه آنكه از رسول اكرم(ص) نقل شده است كه فرمود: «به خاطر برخورد با اهل دنيا قلبم زنگار گرفته و مكدر مىشود و براى جبران آن روزى هفتاد مرتبه استغفار مىكنم». خداوند نيز در سوره «نجم آيه 29» مىفرمايد: «فاعرض عن من تولى عن ذكرنا ولم يردالا الحيوه الدنيا . پس از كسانى كه از ياد ما روى گرداندند و جز زندگى دنيا را نخواستند اعراض كن و روى بگردان».
2- محاسبه نفس كه هر شب يا هر هفته و يا لااقل هر ماه گذشته خود را بررسى نمايد و به تعبيرى به خود نمره بدهد. اگر كار شايستهاى انجام داده سپاسگزار بوده و از خداوند ادامه توفيق را بخواهد و اگر مرتكب خلافى شده استغفار نموده و تصميم بر ترك آن بگيرد.
3- بهرهگيرى از ثقل اكبر و قرآن كريم و انس با آن. چه اين كه هم تلاوت و حفظ قرآن به انسان نورانيت بخشيده و معنويت مىدهد و هم آشنايى با معارف آن (هركسى در حد خودش حتى در حد ترجمه) موجب رشد روحى مىباشد. زيرا معارف قرآن و آياتش نسخههايى است براى درمان دردها و مشكلات. گرچه در برداشت از آيات متشابه بايد جانب احتياط را پيشه كرد و آن را به اهلش واگذار نمود و گرنه ممكن است خود آن موجب گرفتارى گردد. بهرهگيرى از ثقل اصغر و ائمه هدى(ع) و توسل به ايشان در اين باره بسيار مهم است. بايد توجه داشت كه توسل به حضرات معصومين(ع) هم خود توجه به حق تعالى و عالم ملكوت است و هم زمينهساز بهرهگيرى بيشتر از فيض ربوبى و كسب توفيقات بيشتر. بنابراين نمىتوان چنين پنداشت كه به ائمه(ع) توسل داشتهايم ولى جوابى نگرفتهايم. زيرا همان توفيق توسل خود توجه به حق بوده است و مايه دورى از غفلت. پس خود جواب بوده است و چه بسا كه همين روحيه كمال خواهى و به دنبال معنويت بودن از آثار و بركات همان توسلات باشد كه بايد ادامه يابد. چه بسيارند كسانى كه از غفلت خود نيز غافلند و يا پس از توجه در صدد درمان بر نمىآيند. از اين رو بايد سپاسگزار نعمتها و معنويات به دست آمده بود و درخواست استمرار و افزايش آن را از خداوند داشت. نيز تقويت ايمان و اعتقاد قلبى و عشق الهى بر آيند تقوا و پرهيزگارى است. هم چنان كه در بهاران نهال ناخشكيده شكوفه مىزند تقواى الهى انجام واجبات ترك محرمات و تهذيب نفس نيز بوستان دل را خرم و سرسبز نگه مىدارد و جوانه عشق الهى را در آن شكوفا مىسازد. بنابراين درگام اول بايد بر انجام واجبات و ترك گناهان استوارى نمود و در گام دوم به پالودن نفس از رذايل و آراستن به فضايل پرداخت و حب دنيا و تعلقات دنيوى را از ژرفاى ضمير بيرون راند آن گاه دل كانون عشق خدا مىشود و با اخراج شيطان نفسانيت و دنيا پرستى كه خانه دل را غصب نموده صاحب خانه در آن لانه مىگزيند.
ناگفته نماند براى بسيارى از جوانان كه داراى جولان فكرى هستند و پيگير حالات معنوى خود مىباشند و به سالمسازى فضاى فكرى خود مىانديشند. اينگونه فراز و نشيبهاى روحى پيش مىآيد. اوج اين شك و ترديدها و هجوم «چرا»ها و «چگونه»ها در سالهاى نوجوانى و جوانى رخ مىنماياند.
زيرا كه جوانى از يك سو هنگامه «نگاه نو» به سنتهاى گذشته و عادتهاى بزرگان است و از سوى ديگر هنگام پىريزى بنيان فكرى و ترسيم آينده زندگى است.
از جهت روحى و عاطفى نيز، از يك سو «وابستگى» به خانه پدر و مادر كم مىشود و از سوى ديگر هنوز «دلبستگى» به كانون گرم ديگر حاصل نشده است. در ميانه اين خلاء عاطفى هجوم افكار فزونى مىيابد.
اما بايد دانست ديرى نمىپايد كه كشتى در ميانه امواج دريا به ساحت نجات لنگر مىاندازد و اگر در هنگامه طوفان آدمى به ياد خداوند دل خويش را آرام سازد و خود را در سفينه نجات اهلبيت قرار دهد به طور يقين، بحرانها به آرامش مىرسد و شكها به يقين تبديل مىگردد.
کد سوال : 1146
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا آقاي سيدحسن ابطحي آيت ا... مي باشند؟ اينكه مي گويند ايشان از مسير اصلي منحرف شده اند آيا درست است؟
پاسخ : شخصيت معنوي و وارستگي آقاي ابطحي براي بسياري قابل ترديد نيست و تلاش هاي ايشان براي حفظ روحيه معنوي جوانان قابل تقدير است. اما به طور كلي بايد توجه داشت رابطه مريد و مراد و مطلق نگري به برخي افراد يكي از آفات مهم و شايعي است كه محدود شدن به اين نوع جلسات به دنبال خواهد داشت.
لذا توصيه ما اينست كه از اين جلسات استفاده شود اما خود را تنها به شركت در اين گونه جلسات محدود نكنيم و از ديگر اساتيد و ديگر جلسات نيز استفاده شود تا گرفتار مطلق نگري نشويم. و قدرت تصميم گيري و انتخاب را در ادامه سير معنوي و روش زندگي آينده براي خود محفوظ بداريم.
و برخي به جهت التزام شركت در جلسات ايشان و يا التزام به انجام دستوالعمل هاي ايشان از نظر اذكار و سحرخيزي و ... زندگي زناشويي آنان مختل شده و گاهي به جدايي كشيده شده است.
کد سوال : 1147
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : چرا ما با كشورهاي روسيه وچين كه درخواست ايجاد پيمان امنيتي نظامي كرده بوديم پيمان نبستيم تا جاي ما را كشورهند بگيرد؟
پاسخ : ايجاد پيمان امنيتي و نظامي بين كشورها، در صورتي بوجود مي آيد كه منافع و تهديدات بلند مدت مشترك داشته باشند و هدف آنها مقابله با اين تهديدات و ارتقاي منافع مشترك بوده و داراي ويژگي هاي ايدئولوژيكي و فرهنگي نسبتا مشابهي باشند. به عبارت ديگر انعقاد اتحاد استراتژيك در زمينه هاي مختلف نظامي، امنيتي و ... بين كشورها، نيازمند وجود عوامل و شرايط همگرايي و در حد گسترده و بالاترين مراتب و غلبه آن بر عوامل واگرايي است. مهمترين شرايطي كه براي همگرايي لازم است عبارتند از: تشابه ايدئولوژيك، تفوق منافع مشترك بر منافع متضاد، تشابه ساختار سياسي و اجتماعي كشورها با پيشينه تاريخي مشترك، عدم تضاد ژئوپلوتيك، مكمل هم بودن از نظر اقتصادي، و توسعه يافتگي عقلاني كشورها، از ميان عوامل فوق، برتري منافع مشترك، عدم تضاد ژئوپلوتيك و مكمل اقتصادي بودن از همه مهمتر و مؤثرترند. V}(نظريه هاي متعارض در روابط بين الملل، جيمز دوئرتي، ترجمه عليرضا طيب، نشر قومس، 1376، ص 665){V
با توجه به مقدمه فوق ؛ مروري كوتاه بر روابط حاكم بين كشورهاي سه گانه فوق با ايران و اصول و استراتژيهاي آنان در سياست داخلي و خارجي خويش مؤيد اين نظر است كه عوامل واگرايي بين اين كشورها با ايران، غالب بوده در نتيجه اصولا اتحاد استراتژيك و ايجاد پيمانهاي امنيتي، نظامي و ... بين ايران با كشورهاي مذكور امكان پذير نمي باشد.
بررسي عوامل همگرايي و واگرايي هر كدام از اين كشورها در رابطه با ايران از ظرفيت و گنجايش يك نامه خارج است از اين رو به عنوان نمونه به بررسي اين موضوع در رابطه با كشور روسيه با ايران مي پردازيم:
T}روابط ايران و روسيه{T
اگر نگاهي به گذشته تاريخ روابط اين دو كشور بياندازيم، اگر نگوييم دشمني، حالت عدم دوستي دو كشور بوده است. پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، روابط ايران و روسيه دچار تحول عظيمي شد و در زمينه هاي مختلف، روندي رو به گسترش را پيمود، بهبود روابط دو كشور و همكاري هاي آنها، با توجه به وضعيت جهان پس از فروپاشي نظام دو قطبي، باعث تحليل هايي در اين زمينه شد كه روابط دو كشور قابليت گسترش هر چه بيشتر را دارد كه حتي بحث اتحاد استراتژيك ايران و روسيه توسط عده اي مطرح گرديد.
T}الف. بررسي عوامل همگرايي بين ايران و روسيه{T
1. توسعه ناتو به شرق به عنوان خطر مشتركي براي هر دو كشور مي تواند يك عامل همگرايي آنها قلمداد شود.
2. حفظ صلح و ثبات در منطقه و جلوگيري از نفوذ قدرتهاي خارجي، خصوصا با توجه به اينكه آسياي مركزي و قفقاز يك محدودهء امنيتي براي هر دو كشور ايران و روسيه محسوب مي شود كه ژئوپلوتيك هر دو كشور را تحت تاثير قرار مي دهد.
3. جلوگيري از سلطه شركت هاي خارجي و چند مليتي بر منابع نفت و گاز منطقه خصوصا منابع نفت و گاز آسياي مركزي و قفقاز كه يك مسأله استراتژيك بوده و با امنيت ملي روسيه ارتباط مستقيم دارد. V}(روسها و سياست عدم اطمينان، روزنامه جهان اقتصاد، 16 آبان 1377، ص 5){V حضور شركت هاي غربي و آمريكايي در منطقه نه تنها موافق با نظر و منافع روسيه نيست بلكه تبعات خاص آن از جمله نفوذ و حضور آمريكا و اسرائيل در منطقه، امنيت ملي ايران را نيز به مخاطره مي افكند.
4. و عواملي نظير همكاري ها و مبادلات اقتصادي و منافع دو طرف از آن، بهره برداري از منابع دريايي خزر و مقابله با نفوذ پان تركيسم در منطقه از ديگر عوامل همگرايي در روابط ايران و روسيه مي باشد.
T}ب. بررسي عوامل واگرايي در روابط ايران و روسيه{T
1. ناهمگوني ايدئولوژيك و فرهنگي دو كشور: روسيه و ايران متعلق به دو حوزه تمدني و ايدئولوژيك خاص و متفاوت از هم هستند. تفاوت ايدئولوژيكي بين دو كشور اين توان بالقوه را دارد كه به يك تضاد جدي در شرايط ويژه اي تبديل شود.
2. عدم وجود تهديد و دشمن دائمي: تهديدات مشتركي نظير توسعه ناتو به شرق، نفوذ قدرت هاي خارجي و شركت هاي نفتي و ... هر چند امري مهم است ولي نمي تواند به عنوان يك تهديد دائمي، واقعي مشترك اتحاد را بين اين دو كشور محسوب گردد.
3. چالش هاي روابط اقتصادي و مكمل نبودن اقتصادهاي دو كشور: عدم توسعه مناسب همكاري هاي دو كشور، عدم انجام تعهدات طرفين در قبال يكديگر، تكنولوژي پايين كالاهاي روسي، و در نتيجه تأمين نكردن نيازهاي ايران و ... روابط اقتصادي دو كشور را علي رغم برخي پيشرفت ها در هاله اي از ابهام فرو برده است.
4. بي ثباتي در روسيه و نامشخص بودن فضاي سياسي آن.
5. حافظه تاريخي ملت ايران: روسها در حافظه تاريخي مردم ايران چهره مثبتي ندارند. در چشم ايرانيان روسيه كشوري است كه همواره در طول تاريخ، چشم طمع بر خاك ايران داشته و در هر فرصتي به سرزمين هاي ايران تجاوز كرده است. و نمونه اخير آن حمايت از رژيم متجاوز عراق در كنار قدرت هاي بزرگ عليه نظام اسلامي ايران بود.
6. برخورد ژئوپلوتيك ايران و روسيه: موقعيت و اهداف ژئوپلوتيك ايران و روسيه و تضاد ويژگي هاي آن يكي ديگر از عوامل ريشه اي است كه مي تواند همگرايي دو كشور را با مانع جدي روبرو سازد.
7. و عواملي نظير اختلاف دو كشور در مسأله انتقال نفت و گاز آسياي مركزي و قفقاز و تعيين رژيم حقوقي درياي خزر، همه در تشديد واگرايي بين دو كشور مؤثرند.
T}نتيجه{T
در بررسي عوامل همگرايي و واگرايي بين ايران و روسيه مشاهده مي شود كه عوامل همگرايي در روابط اين دو كشور اندك است و در اين موارد اندك نيز، همه متغيرهاي لازم، از جمله تداوم و شفافيت وجود ندارد. بعلاوه عوامل واگرايي در روابط بين دو كشور بيشتر ريشه اي و بر عوامل همگرايي غلبه دارد. روسها در طول تاريخ نشان دادند كه دوستان قابل اعتمادي نبوده اند. خلاصه اينكه تفاوت آرمان ها، هدف ها، تاريخ، فرهنگ و ايدئولوژي، دوستان و دشمنان و علايق امنيتي و ژئوپلوتيكي دو كشور، امكان ايجاد اتحاد استراتژيك و پيمانهاي امنيتي _ نظامي و ... را منتفي مي سازد.
و در مورد روابط ايران با چين نيز چنين موضوعي با موارد مشابه صحت دارد.
اما بايد به نكته مهمي توجه داشت و آن اينكه هر چند امكان اتحاد استراتژيك و انعقاد پيمانهاي امنيتي و نظامي و ... بين ايران با كشورهايي نظير روسيه و چين بدلايل متعددي كه برشمرديم منتفي است اما مسلما ايران مي تواند در قالب منافع مشترك با روسيه همكاري كند و ديپلماسي خود را طوري در قبال روسها تنظيم كند كه حداكثر بهره را در چارچوب اصول و ارزش هاي نظام اسلامي در جهت منافع بلند مدت خود در منطقه كسب نمايد. ايران همچنين بايد همكاريهاي نزديك خود را با كشورهاي ديگري نظير چين و هند _به عنوان قدرت هاي منطقه اي_ توسعه بخشد. V}(ر.ك: بررسي امكان اتحاد استراتژيك بين ايران و روسيه، خليل شيرغلامي، فصلنامه امنيت ملي، سال اول، شماره 3، بهار 1379){V
کد سوال : 1148
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : لطفا درباره احتلام توضيح دهيد و آيا بايد جلوگيري كرد . ترس از احتلام در من باعث ميشود كه اردو و مهماني نروم تا صبح اگر محتلم شودم بروم و غسل كنم؟
پاسخ : در مورد احتلام جاى نگرانى نيست؛ زيرا اولا هفتهاى چند بار براى بعضى از افراد طبيعى است. براى كاهش آن رعايت نكات زير مفيد است:
1- سعى كند شام را اول شب بخورد و با شكم خالى و سبك بخوابد.
2- در شب و هنگام خواب از خوردن مايعات و غذاهاى سرد پرهيز نمايد.
3- با آب سرد خود را بشويد. در صورتي كه براي سلامتي تان ضرر نداشته باشد و موجب سرماخوردگي نشود.
4- از خوابيدن بر روى شكم پرهيز كند.
5- از رفتن به محلهايى كه موجب تحريك شهوت مىگردد و همچنين از ديدن فيلمهاى محرك به خصوص درشب خوددارى نمايد.
6- با ورزش سعى كنيد اعصاب و اراده خود را تقويت كند.
7- با توجه به خدا ، نماز خصوصاً نماز شب ، دعا و تلاوت قرآن، دل و افكار خود را از وسوسههاى شيطان پاككند.
- به هيچ وجه فكر گناه نكنيد و چنين افكارى را در ذهن خود پرورش ندهيد و از خطور آنها جلوگيرى كنيد،
- تا حد امكان در تنهايى به سر نبريد،
- غذاهاى تحريك كننده (مانند شيرينىجات، پياز و...) كمتر مصرف كنيد،
- دوستانى متدين انتخاب كنيد كه با نگاه و معاشرت با آنها به ياد خدا بيفتيد،
- در مجالس مذهبى (مراسم دعاى كميل، ندبه، نماز جمعه و نماز جماعت) حتما شركت كنيد تا بنيه دينى شما قوىتر گردد،
- توكل به خدا داشته باشيد و از مشكلات نهراسيد،
- ياد خدا را در دل خود زنده نگهداريد.
آنچه گفته شد جهت پيشگيري از فراواني تكرار است. اما در هر صورت اگر در حالت خواب، تحريك انجام گرفت و از خواب بيدار شديد لازم نيست از خروج مني جلوگيري كنيد و اگر به ميهماني يا اردو رفتيد مي توانيد حتي در دستشويي و با آب كم غسل كنيد به طوري كه بر سر و گردن و طرف راست و چپ بدن آب جاري شود و به همه جاي بدن آب برسيد (البته همانطور که چگونگي انجام غسل در رساله هاي علميه آمده است) علاوه بر اينكه اگر صبر كنيد تا وقت تنگ شود و فرصت غسل نباشد مي توانيد با گرد و خاك زير فرش و يا روي سنگ و آجر تيمم كنيد و نماز را بخوانيد و بعد در طول روز هرگاه فرصت شد غسل را انجام دهيد.
کد سوال : 1149
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : تحريك جنسي توسط خود فرد غلط است و با زنش بودن درست. چرا؟
پاسخ : نخست بايد توجه داشت كه پيامدهاي ناهنجار تنها به آسيب هاي «جسمي» خلاصه نمي شود. بلكه بايد عوارض «روحي» و «اجتماعي» را نيز ملاحظه كرد. دوم آن كه بايد به پيامدها در دراز مدت توجه كرد. از اينرو تمام موارد حرام از ابعاد مختلف و يا حداقل از يك جهت ناهنجاري به دنبال دارد، از آن جمله؛ خودارضايي اگر چه نشاط و لذتي را به دنبال دارد اما ناپايدار است. بلكه آسيب هاي آن در دراز مدت پايدار باقي مي ماند. و شخصيت معنوي انسان را متزلزل مي كند و از نظر اجتماعي بنيان خانواده را متزلزل مي سازد. براي توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم:
غريزه جنسي يكي از نيازهاي طبيعي است كه در نهاد انسان به وديعت گذاشته شده است. اسلام بر خلاف نظر مخالفان ، واپس زدن ميل جنسي را جايز نمي داند. در مقابل رها كردن ميل جنسي و ارضاي آن را از هر راهي نيز اجازه نمي دهد زيرا استعدادها، غرايز و اميال همه مقدمات پرورش روح و رشد و تعالي انساني اوست و از اين رو، هر آنچه در راستاي رشد و تعالي بشر نباشد با رويكرد منفي مواجه خواهد شد لذا از نظر اسلام ، رفتارهاي طبيعي و سالم كه بر اساس ارزش هاي پذيرفته شده الهي استوار باشند، انحراف هاي جنسي را ممنوع كرده است.
يكي از انحراف هاي جنسي استمناء يا خودتحريكي است كه در متون روايي به شدت نكوهش شده است در روايتي آمده است از امام صادق(ع) درباره استمنا پرسش شد. حضرت فرمود: «گناهي بزرگ است، خداوند در كتاب خود از اين عمل نهي فرموده است. كسي كه به چنين عملي دست مي زند گويي با خود ازدواج كرده است. و اگر از كار وي آگاه مي شدم با وي غذا نمي خوردم». سؤال كننده پرسيد: منبع اين سخن از كتاب خدا كجاست؟ حضرت فرمود: «در آيه A}«فمن ابتغي وراء ذلك فاولئك هم العادون»{A ؛ V}(مؤمنون، 7){V مراد از «وراء ذلك» استمناء مي باشد».
خودتحريكي، افزون بر ضررهاي متعددي كه دارد، تفاوت عمده اي با ارضاي غريزه جنسي از راه طبيعي و ازدواج دارد. هنگامي كه ارضاي غريزه جنسي از راه طبيعي و ازدواج صورت مي گيرد، فرد از طريق مشاهده و لمس و ساير حواس مركز تحريكات جنسي او در مغز، برانگيخته شده و از جهت فيزيولوژي تاثيراتي كه از چشم و لمس و مانند آن، به مراكز مغزي منتقل مي گردد، انعكاس جنسي را مي سازد و عمل جنسي به صورت طبيعي انجام مي گيرد.
اما در خود تحريكي، قضيه كاملا بر عكس است و اين راه دگرگون مي شود و تخيل و تصور مناظر خاص و لمس موضعي، جانشين عوامل و تحريك طبيعي مي گردد و به اين طريق يك سيستم انعكاسي انحرافي بر مدار جنسي ايجاد مي شود.
به تعبير ديگر ، در خود تحريكي، در هر بار دفع مني، انسان از دو جهت جسمي و رواني در معرض تخليه و كاهش نيرو قرار مي گيرد كه در جريان روابط زناشويي، اين تخليه و كاهش قواي روحي با توجه و القائات رواني فرد مقابل، جبران مي شود.
هنگامي كه عمل خود تحريكي تكرار گردد و «انعكاس انحرافي» در وجود جوان تثبيت شود سبب مي گردد كه وقتي بخواهد عمل جنسي را به طور طبيعي انجام دهد نتواند، زيرا سيستم طبيعي راه ارضاي غريزه جنسي در او مختل شده و به همين دليل خود را در كاميابي به هنگام ازدواج ناتوان مي بيند.
ر.ك: 1. پرسش ها و پاسخ هاي مذهبي، آيت الله مكارم شيرازي و آيت الله جعفر سبحاني، ج 3، ص 154، انتشارات نسل جوان.
2. روان شناسي رفتار جنسي (نظريه ها و ديدگاه ها)، دكتر محمدباقر كجباف، ص 184، نشر روان.
کد سوال : 1150
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : آيا هر فقيه مي تواند حكم شرعي بدهد (با ذكر منبع ) ؟ چرا حكم تحريم تنباكو كه يك حكم شرعي بود را يك مرجع تقليد بدون اينكه ولي فقيه باشد صادر كرد ؟
پاسخ : براي رهيابي به يك پاسخ صحيح، توجه به چند نكته ضروري است:
1. فقيه دو گونه است: الف. جامع الشرايط كه تقليد از وي جايز است. چنين مجتهدي لازم است كه مرد، بالغ، عاقل، شيعه دوازده امامي ، حلال زاده، آزاد، زنده و عادل باشد و به فتواي برخي از مراجع بايد اعلم از ديگران باشد.
ب. مجتهد غير جامع الشرايط كه جايز نيست كه وي از ديگران تقليد كند، براي سايرين نيز جايز نيست كه از وي تقليد كنند.
2. مجتهد از حيث بيان دستورات شرعي دو نقش دارند: الف. بيان فتوي ب. صدور حكم
فتوي: رأي و نظريه تخصصي مجتهد جامع الشرايط در مسائل كلي شرعي است مثلا ركعات نماز، اوقات نماز، شك در ركعات يعني همه آن مسايلي كه در رساله هاي عمليه (توضيح المسائل) مراجع تقليد ذكر مي شود.
ب. حكم: رأي حكومتي و ولائي حاكم شرع يا مرجع تقليد است در مسائل خاص. مثل حكم جهاد، حكم تحريم تنباكو و حكم اعلام رؤيت هلال و ... واضح است كه احكام جهاد در همه رساله ها به عنوان حكم شرعي ذكر شده است اما اين كه الان مصداق همان احكام است و بايد بسيج شد و به مقابله برخاست نيازمند به حكم شرعي است جز در جهاد تدافعي آن هم زماني كه كسب اذن حاكم باعث اخلال در امر دفاع گردد، يا از جهت حكم شرعي واضح است كه اول ماه شوال، روز عيد فطر است و باز مشخص است كه از جهت شرعي اول ماه به چه طرقي ثابت مي شود ليكن آيا الان آن شرايط محقق شده است مثلا ماه ديده شده است يا ... اين نيازمند به حكم است نه فتوي. [البته در اكثر موارد مجتهد و مراجع تقليد كه مسؤوليت حكومت را بعهده ندارند فقط نظر خود را اعلام مي كند اما حكم صادر نمي كند]
3. در عصر غيبت
الف) گاهي فقيه معيني بسط يد دارد و عهده دار و متولي حكومت است مانند وضعيت فعلي در جمهوري اسلامي كه حضرت امام و مقام معظم رهبري، رسما زعامت و رهبري امت اسلامي را تولي مي كنند در اين صورت گر چه ساير فقهاء جامع الشرائط در صورت وجود مقتضي مي توانند مبادرت به صدور حكم كنند اما اولا با وجود ولي فقيه مبسوط اليد، معمولا شخص مبادرت به صدور حكم نمي كنند بلكه اگر نظر خاصي داشته باشند با مقام ولايت و رهبري هماهنگي لازم را مي نمايند چون اصلا فلسفه روي آوردن به ولايت فقيه در حكومت اسلامي، پرهيز از تشتت و تفرقه است، از اين رو با فرض وجود چنين فقيهي جايي براي صدور حكم براي ديگري باقي نمي ماند.
ثانيا اگر به هر دليلي، با توجه به مقتضيات زمان، فقيه جامع الشرايطي حكمي صادر كند بر خلاف مسأله فتوي كه فقط بر مقلدين آن مجتهد جامع الشرايط معتبر بود، در مسأله «حكم» همه مردم حتي ساير فقهاء نيز بايد پيروي كنند و حرام است برخورد و مقابله و مزاحمت با چنين فقيهي. اما همان طور كه گفتيم در فرض بسط يد و قدرت و اقتدار عالي يكي از مجتهدين جامع الشرايط، نه معمول است و نه چندان معقول كه ساير مراجع مبادرت به صدور حكم كنند.
ب) اما اگر فقيه خاصي بسط يد نداشته باشد، همه فقهاء جامع الشرايط، با وجود مقتضي مي توانند اقدام به صدور حكم كنند.
آنچه كه در سؤال ذكر شده بود، از قسم أخير است و آيت الله ميرزا حسن شيرازي نيز فقيه جامع الشرايط بودند و ولي فقيه نيز يكي از فقهاء جامع الشرايط است كه با ملاك هاي خاصي از بين آنان معين مي شود. بنابراين ايشان نيز ولي فقيه در آن دوره و زمان بودند، البته ولايت فقيهي كه مثل امروز قدرت و بسط يد نداشتند بلكه گاهي با ممانعت جدي حكومت روبرو مي شدند.