چهارشنبه 10 تير 1405 - 13 محرم 1448 - 1 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
عضویت در خبرنامه
ارسال
جستجو :
جستجو در :
همه موارد
غزليات
قصايد
مثنوي
ساقي نامه
رباعيات
مقطعات
تعداد در هر صفحه :
10
20
30
چو عاشق مي شدم گفتم كه بردم گوهر مقصود
ندانستم كه اين دريا چه موج خون فشان دارد
ز چشمت جان نشايد برد كز هر سو كه مي بينم
كمين از گوشه اي كرده است و تير اندر كمان دارد
چو دام طره افشاند ز گرد خاط ر عشاق
به غماز صبا گويد كه راز ما نهان دارد
بيفشان جرعه اي بر خاك و حال اهل دل بشنو
كه از جمشيد و كيخسرو فراوان داستان دارد
چو در رويت بخندد گل مشو در دامش اي بلبل
كه بر گل اعتمادي نيست گر حسن جهان دارد
خدارا داد من بستان از او اي شحنه مجلس
كه مي با ديگري خورده است و با من سر گران دارد
به فتراك ار همي بندي خدارا زود صيدم كن
كه آفت هاست در تاخير و طالب را زيان دارد
ز سرو قد دلجويت مكن محروم چشمم را
بدين سرچشمه اش بنشان كه خوش آبي روان دارد
ز خوف هجرم ايمن كن اگر اميد آن داري
كه از چشم بد انديشان خدايت در امان دارد
چه عذر بخت خود گويم كه آن عيار شهر آشوب
به تلخي كشت حافظ را و شكر در دهان دارد
95
96
97
98
99
100
101
102
103
104
آخرين مطالب
ادبیات
غم نیست که قاسم سلیمانی رفت؛ ما را...
به فروردین ما فرخندگی بخش
آیا جانِتان جور است؟
راضی مشو که بیخبران، خندهام کنند...
توانایی ادبیات در نقد وضعیت جامعه
سامانی: «آفرت» رمان دهه 40 و50...
تأثیر غرب در موفقیت نویسندههای روس در...
برگزیدگان نخستین جایزه ملی جمالزاده
قصیده میرشکاک برای موسوی گرمارودی
وقتی نگاه نویسنده جذاب نیست