پنج شنبه 11 تير 1405 - 14 محرم 1448 - 2 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
عضویت در خبرنامه
ارسال
جستجو :
جستجو در :
همه موارد
غزليات
قصايد
مثنوي
ساقي نامه
رباعيات
مقطعات
تعداد در هر صفحه :
10
20
30
ز دست بخت گران خواب و كار بي سامان
گرم بود گله اي رازدار خود باشم
هميشه پيشه من عاشقي و رندي بود
دگر بكوشم و مشغول كار خود باشم
بود كه لطف ازل رهنمون شود حافظ
و گرنه تا به ابد شرمسار خود باشم
من دوستدار روي خوش و موي دلكشم
مدهوش چشم مست و مي صاف بي غشم
گفتي ز سر عهد ازل يك سخن بگو
آنگه بگويمت كه دو پيمانه دركشم
من آدم بهشتي ام اما در اين سفر
حالي اسير عشق جوانان مهوشم
در عاشقي گزير نباشد ز ساز و سوز
استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم
شيراز معدن لب لعل است و كان حسن
من جوهري مفلسم ايرا مشوشم
از بس كه چشم مست در اين شهر ديده ام
حقا كه مي نمي خورم اكنون و سرخوشم
شهري است پر كرشمه حوران ز شش جهت
چيزيم نيست ورنه خريدار هر ششم
279
280
281
282
283
284
285
286
287
288
آخرين مطالب
ادبیات
غم نیست که قاسم سلیمانی رفت؛ ما را...
به فروردین ما فرخندگی بخش
آیا جانِتان جور است؟
راضی مشو که بیخبران، خندهام کنند...
توانایی ادبیات در نقد وضعیت جامعه
سامانی: «آفرت» رمان دهه 40 و50...
تأثیر غرب در موفقیت نویسندههای روس در...
برگزیدگان نخستین جایزه ملی جمالزاده
قصیده میرشکاک برای موسوی گرمارودی
وقتی نگاه نویسنده جذاب نیست