پنج شنبه 11 تير 1405 - 14 محرم 1448 - 2 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
عضویت در خبرنامه
ارسال
جستجو :
جستجو در :
همه موارد
غزليات
قصايد
مثنوي
ساقي نامه
رباعيات
مقطعات
تعداد در هر صفحه :
10
20
30
آن زمان وقت مي صبح فروغ است كه شب
گرد خرگاه افق پرده شام اندازد
باده با محتسب شهر ننوشي زنهار
بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد
حافظا سر ز كله گوشه خورشيد بر آر
بختت ار قرعه بدان ماه تمام اندازد
دمي با غم بسر بردن جهان يكسر نمي ارزد
به مي بفروش دلق ما كز اين بهتر نمي ارزد
به كوي مي فروشانش به جامي برنمي گيرند
زهي سجاده تقوي كه يك ساغر نمي ارزد
رقيبم سرزنش ها كرد كز اين باب رخ برتاب
چه افتاد اين سر ما را كه خاك در نمي ارزد
شكوه تاج سلطاني كه بيم جان در او درج است
كلاهي دلكش است اما به ترك سر نمي ارزد
چه آسان مي نمود اول غم دريا به بوي سود
غلط كردم كه اين طوفان به صد گوهر نمي ارزد
تو را آن به كه روي خود ز مشتاقان بپوشاني
كه شادي جهانگيري غم لشكر نمي ارزد
چو حافظ در قناعت كوش و از دنيي دون بگذر
كه يك جو منت دونان دو صد من زر نمي ارزد
121
122
123
124
125
126
127
128
129
130
آخرين مطالب
ادبیات
غم نیست که قاسم سلیمانی رفت؛ ما را...
به فروردین ما فرخندگی بخش
آیا جانِتان جور است؟
راضی مشو که بیخبران، خندهام کنند...
توانایی ادبیات در نقد وضعیت جامعه
سامانی: «آفرت» رمان دهه 40 و50...
تأثیر غرب در موفقیت نویسندههای روس در...
برگزیدگان نخستین جایزه ملی جمالزاده
قصیده میرشکاک برای موسوی گرمارودی
وقتی نگاه نویسنده جذاب نیست