آموزش و تحقيقات
نوعی بیماری است که به علت افزایش سن و سفت شدن عدسی چشم رخ می دهد
چهارشنبه 1/1/1386 - 17:46
آموزش و تحقيقات
گواتر
نوعی بیماری است که به علت کمبود ید ایجاد می شود
چهارشنبه 1/1/1386 - 17:46
آموزش و تحقيقات
در هر شبانه روز چند سلول ساخته می شود
میلیون ها سلول
چهارشنبه 1/1/1386 - 17:46
آموزش و تحقيقات
نام بزرگترین جانور دنیا
درخت سکویا است
چهارشنبه 1/1/1386 - 17:44
طنز و سرگرمی
دزد اولی در مسابقه ی دو شرکت کردم و صد هزار تومان برنده شدم
دزد دومی مسابقه با کی
دزد اولی تو خیابان با صاحب پول و چند تا پاسبان
چهارشنبه 1/1/1386 - 17:44
خانواده
غربت چيست؟؟؟؟؟؟
هيچ غروبي مثل غروب 83 نديدم. با دلي خوش رفتن با دلي سوخته برگشتن!
چهارشنبه 1/1/1386 - 17:27
محبت و عاطفه
از تو و اسم تو گفتن بهترین همه ی حرفاست
چهارشنبه 1/1/1386 - 17:25
محبت و عاطفه
روزی از بیابانی گذر می کردم. چشمم به تخته سنگی افتاد که بر روی آن نوشته بود ؛
اگر جوانی عاشق شد چه کند؟ نوشتم: صبر کند.
بار دیگر بر بیابان گذرم افتاد و دیدم زیر جمله من نوشته شده بود؛
اگر صبر نداشت چه کند؟ نوشتم: بدنبال عشقش برود.
باز زمانه مرا به ان بیابان رسانید جمله ی دیگری دیدم؛
اگر عشقش یار گرفته باشد چه کند؟ نوشتم: بمیرد.
سالها گذشت روزی از آنجا گذر کردم که دیدم این دفعه، دیگر نوشته ای نبود بلکه جوانی در کنار تخته سنگ افتاده بود اما بی جان از نشریه ؟؟؟؟؟
چهارشنبه 1/1/1386 - 17:21
دعا و زیارت
پاسخ به پرسش قرآنى
سفيان بن محمد مىگويد: ضمن نامهاى از امام حسن(ع) پرسيدم: منظور از «وليجه» در آيهشانزدهم سوره توبه چيست؟ خداوند مىفرمايد:
«و لم يتخدوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنين وليجه»
«آن مجاهدانمخلصى كه جز خدا و رسولش و مومنان كسى را محرم اسرار خود قرار ندادند.»
هنگام نوشتن نامه با خود فكر مىكردم كه منظور از «مؤمنين»، در اين آيهكيانند؟
امام حسن(ع) چنين جواب نوشت: «وليجه، غير امام حق است كه به جاى او نصب مىشود; و اما اينكه در خاطرتگذشت مراد از «مؤمنين» در آيه چه كسانى هستند؟ بدان كه مؤمنين امامانبرحقند، كه از خدا براى مردم امان مىگيرند و امان آنها مورد قبول خداونداست
چهارشنبه 1/1/1386 - 17:21
دعا و زیارت
نقش بر سنگ
در حضور امام حسن عسكرى(ع) بودم. مردى بلندقامت و تنومند كه اهل يمن بود نزد حضرت آمد. هنگام ورود، به عنوانامامت، به امام حسن عسكرى(ع) سلام كرد. امام جواب سلامش را داد و فرمود: بنشين.
او كنارم نشست. با خود گفتم: كاش مىفهميدم اين شخص كيست؟
امام فرمود: «فرزند همان بانوى عرب است كه سنگ كوچكى دارد و پدرانم باانگشتر خود آن را مهر كردهاند، و اكنون آن سنگ را نزد من آورده است تا مننيز مهر كنم.»
سپس امام به وى فرمود: «آن سنگ كوچك را بده».
مرد يمنى سنگ كوچكى را، كه يك سوى آن صاف بود، برون آورد. امام حسن(ع) آن راگرفت و انگشتر خود را بر آن زد. اثر انگشتر بر سنگ، نشست ....
از مرد يمنى پرسيدم: آيا تا كنون امام حسن(ع) را ديده بودى؟
نه، به خدا سوگند! سالها مشتاق ديدارش بودم تا اينكه لحظهاى پيش جوانناشناسى نزدم آمد و مرا به اينجا آورد.
مرد يمنى در حالى كه اين عبارات را بر زبان مىراند، از جاى برخاست: رحمت وبركات خدا بر شما خاندان باد. بعضى از شما، فضايل را از بعضى ديگر به ارثمىبريد. به خدا سوگند، نگهدارى و اداى حق شما همانند نگهدارى و اداى حقاميرمومنان على(ع) و امامان پس از وى (صلوات خدا بر همه آنها) واجب است.
پيش از آنكه برود، پرسيدم: نامت چيست؟
گفت: من «مهجع بنصلتبنعقبه بنسمعان بنغانم بنام غانم» (حبابه) هستم; همانزن يمنى صاحب سنگ كوچك كه اميرمومنان على(ع) و نوادگانش تا حضرت رضا(ع) آنرا مهر كردهاند و نقش آنها بر سنگ باقى است
چهارشنبه 1/1/1386 - 17:20