• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1295
تعداد نظرات : 925
زمان آخرین مطلب : 5387روز قبل
آموزش و تحقيقات

نوعی بیماری است که به علت افزایش سن و سفت شدن عدسی چشم رخ می دهد

چهارشنبه 1/1/1386 - 17:46
آموزش و تحقيقات

گواتر

نوعی بیماری است که به علت کمبود ید ایجاد می شود

چهارشنبه 1/1/1386 - 17:46
آموزش و تحقيقات

در هر شبانه روز چند سلول ساخته می شود

میلیون ها سلول

چهارشنبه 1/1/1386 - 17:46
آموزش و تحقيقات

نام بزرگترین جانور دنیا

درخت سکویا است

چهارشنبه 1/1/1386 - 17:44
طنز و سرگرمی

دزد اولی در مسابقه ی دو شرکت کردم و صد هزار تومان برنده شدم

دزد دومی مسابقه با کی

دزد اولی تو خیابان با صاحب پول و چند تا پاسبان

چهارشنبه 1/1/1386 - 17:44
خانواده

    غربت چيست؟؟؟؟؟؟

هيچ غروبي مثل غروب 83 نديدم. با دلي خوش رفتن با دلي سوخته برگشتن

چهارشنبه 1/1/1386 - 17:27
محبت و عاطفه

از تو و اسم تو گفتن                    بهترین همه ی حرفاست

چهارشنبه 1/1/1386 - 17:25
محبت و عاطفه
روزی از بیابانی گذر می کردم. چشمم به تخته سنگی افتاد که بر روی آن نوشته بود ؛
اگر جوانی عاشق شد چه کند؟                            نوشتم: صبر کند.
بار دیگر بر بیابان گذرم افتاد و دیدم زیر جمله من نوشته شده بود؛
اگر صبر نداشت چه کند؟                                 نوشتم: بدنبال عشقش برود.
باز زمانه مرا به ان بیابان رسانید جمله ی دیگری دیدم؛
اگر عشقش یار گرفته باشد چه کند؟                 نوشتم: بمیرد.
سالها گذشت روزی از
آنجا گذر کردم که دیدم این دفعه، دیگر نوشته ای نبود بلکه جوانی در کنار تخته سنگ افتاده بود اما بی جان

از نشریه ؟؟؟؟؟

چهارشنبه 1/1/1386 - 17:21
دعا و زیارت

پاسخ به پرسش قرآنى

سفيان بن محمد مى‏گويد: ضمن نامه‏اى از امام حسن(ع) پرسيدم: منظور از «وليجه‏» در آيه‏شانزدهم سوره توبه چيست؟ خداوند مى‏فرمايد:

«و لم يتخدوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنين وليجه‏»

«آن مجاهدان‏مخلصى كه جز خدا و رسولش و مومنان كسى را محرم اسرار خود قرار ندادند.»

هنگام نوشتن نامه با خود فكر مى‏كردم كه منظور از «مؤمنين‏»، در اين آيه‏كيانند؟

امام حسن(ع) چنين جواب نوشت: «وليجه، غير امام حق است كه به جاى او نصب مى‏شود; و اما اينكه در خاطرت‏گذشت مراد از «مؤمنين‏» در آيه چه كسانى هستند؟ بدان كه مؤمنين امامان‏برحقند، كه از خدا براى مردم امان مى‏گيرند و امان آنها مورد قبول خداونداست

چهارشنبه 1/1/1386 - 17:21
دعا و زیارت

نقش بر سنگ

در حضور امام حسن عسكرى(ع) بودم. مردى بلندقامت و تنومند كه اهل يمن بود نزد حضرت آمد. هنگام ورود، به عنوان‏امامت، به امام حسن عسكرى(ع) سلام كرد. امام جواب سلامش را داد و فرمود: بنشين.

او كنارم نشست. با خود گفتم: كاش مى‏فهميدم اين شخص كيست؟

امام فرمود: «فرزند همان بانوى عرب است كه سنگ كوچكى دارد و پدرانم باانگشتر خود آن را مهر كرده‏اند، و اكنون آن سنگ را نزد من آورده است تا من‏نيز مهر كنم.»

سپس امام به وى فرمود: «آن سنگ كوچك را بده‏».

مرد يمنى سنگ كوچكى را، كه يك سوى آن صاف بود، برون آورد. امام حسن(ع) آن راگرفت و انگشتر خود را بر آن زد. اثر انگشتر بر سنگ، نشست ....

از مرد يمنى پرسيدم: آيا تا كنون امام حسن(ع) را ديده بودى؟

نه، به خدا سوگند! سالها مشتاق ديدارش بودم تا اينكه لحظه‏اى پيش جوان‏ناشناسى نزدم آمد و مرا به اينجا آورد.

مرد يمنى در حالى كه اين عبارات را بر زبان مى‏راند، از جاى برخاست: رحمت وبركات خدا بر شما خاندان باد. بعضى از شما، فضايل را از بعضى ديگر به ارث‏مى‏بريد. به خدا سوگند، نگهدارى و اداى حق شما همانند نگهدارى و اداى حق‏اميرمومنان على(ع) و امامان پس از وى (صلوات خدا بر همه آنها) واجب است.

پيش از آنكه برود، پرسيدم: نامت چيست؟

گفت: من «مهجع بن‏صلت‏بن‏عقبه بن‏سمعان بن‏غانم بن‏ام غانم‏» (حبابه) هستم; همان‏زن يمنى صاحب سنگ كوچك كه اميرمومنان على(ع) و نوادگانش تا حضرت رضا(ع) آن‏را مهر كرده‏اند و نقش آنها بر سنگ باقى است

چهارشنبه 1/1/1386 - 17:20
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته