• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 218
تعداد نظرات : 362
زمان آخرین مطلب : 6032روز قبل
آموزش و تحقيقات

پزشك اخمو شربت تلخ تجويز مي‌كند...

 

پروانه براي آن كه نسوزد، شمع را فوت كرد...

 

تاريكي چشم ديدن خودش را ندارد...

 

زمين مي‌خواست ابراز احساسات كند، آتشفشان سرازير شد...

 

همه از مرگ ميترسن من از رفيق نامرد ...

 

جمعه 3/1/1386 - 13:23
آموزش و تحقيقات

در واقع ما هرگز بزرگ نمي شويم...

 فقط ياد مي گيريم که در اجتماع چگونه رفتار کنيم...

جمعه 3/1/1386 - 13:22
محبت و عاطفه

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي...

جمعه 3/1/1386 - 13:22
آموزش و تحقيقات

0

بهار جشن طبیعت است، و طبیعت در جشن بهاری خویش آنقدر زیباست که آدمی را مسحور خویش می کند، آن چنان که  از سخن گفتن باز می ماند و حرف هایش، ناگفته، در ژرفای  جانش انباریده می شود. به جای او گنجشگان پرگو سخن می گویند و زبان گنجشگان یعنی: بهار، برگ، نسیم، عطر.

 آيين ها و رسم هاي مردم فرآيند الزامات و نيازهاي درهم تنيده مادي و معنوي، در پيوند جغرافيايي و شيوه هاي توليد و ساختارهاي اقتصادي دوره اي مختلف اند که برحسب ضرورت پيوسته در حال تغييرند و به مقوله هايي که در ژرفا معنا دارند پاسخ مي دهند. در جمهوري اسلامي ايران تقويم دو گونه است.   

نخست بر سال قمري مبتني است و ديگري بر اساس سال شمسي (خورشيدي) قرار دارد. مبدا سال قمري هجرت رسول گرامي اسلام محمد بن عبد الله (صلي الله عليه و آله) از مكه مكرمه به مدينه منوره ميباشد كه برابر با سال 622 م بوده است.

سال «هجري قمري» تا سنه 1344 مبناي تاريخ رسمي كشور ايران بود. در آن سال كه بر حسب تاريخ 1304سال شمسي از هجرت پيامبر عظيم الشأن اسلام ميگذشت، تاريخ شمسي  (خورشيدي) براي امور دولتي انتخاب شد و به موجب قانون رسميت يافت. اصل هفدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در اينباره ميگويد: «مبدأ تاريخ رسمي كشور، هجرت پيامبر اسلام (ص) است و تاريخ هجري شمسي و هجري قمري هر دو معتبر است، اما مبناي كار ادارات دولتي هجري شمسي است ... »

سال قمري ده روز و شش ساعت و يازده ثانيه كوتاه تر از سال شمسي است. آغاز سال شمسي نخستين روز بهار است كه مطابق با 21 يا 22 مارس از سال مسيحي ميباشد، شش ماه نخستين سال را 31 روز مي شمارند و ماههاي بعد باستثناي اسفند كه گاه 29 روز ميشود را سي روز به حساب مي آورند.

ايرانيان روز اول فروردين را نوروز مي نامند، در زمانهاي قديم نوروز در اول بهار نبود و گاه به بهار و گاه به تابستان و ... مي افتاد. در سال 471 ق به فرمان سلطان جلال الدين ملك شاه سلجوقي حكيم عمر خيام و چند منجم ديگر تقويم جلالي را تنظيم كردند و نوروز را در اول بهار يا نخستين روز برج حمل قرار دادند. بدين منظور قرار شد هر چهار سال يك روز بر تعداد روزهاي سال بيفزايند و سال چهارم را 366 روز حساب كنند و پس از هر 28 سال ( هفت دوره چهار ساله ) به جاي آنكه به آخرين ماه سال يك روز بيفزايند اين روز را به نخستين ماه دوره بعد يعني دوره نهم اضافه كنند. بدين ترتيب سال جلالي نزديك ترين سال به سال شمسي شد. سال شمسي حقيقي 365 روز و 5 ساعت و 48 دقيقه و 64 ثانيه است.
 

حيات دوباره

بهار دميدن روح حيات است در كالبد طبيعت و فروردين فصل جريان خون است در شاهرگ هستي. سال به پايان خود نزديك مي شود. شب به دنبال روز و روز به دنبال شب و اين قصه كه نامش قصه عمر است همچنان ادامه دارد.

پس بايد هوشيار باشيم كه فصل ها مي آيند و مي روند اما اين عمر ماست كه قابل بازگشت نمي باشد. بياييد از اين تجديد بهار درس تجديد حركت و تلاش را آموخته و ارزش واقعي عمر را دريابيم.

آغاز سال نو ايام عيد فرصت مناسبي براي صله رحم و رسيدگي به وضع خويشان و بستگان است كه اين نيز يكي از نشانه هاي اخلاق و سنن مرضيه اسلامي و انساني است.

آمدن فصل بهار و آغاز نوروز و رنگ تازه طبيعت اين مسئوليت اغنيا جامعه را به آنان گوشزد مي نمايد كه بايد بخل نورزيده و از مال خويش در راه خدا به نيازمندان و محرومان كمك نمايند و حقوق فقرا را كه خداوند به فضل خويش به آنان داده، ادا نمايند و با عمل خير خود بهار انسانيت را جلوه  و شكوه بخشند، چرا كه به قول امام راحلمان (ره) آن  روز عيد داريم كه مستمندان و مستضعفان ما به زندگي صحيح رفاهي و تربيت اسلامي و انساني برسند ...... عيد واقعي آن وقتي است كه انسان رضاي خدا را به دست آورد و درون خود را اصلاح كند.

با فرار رسيدن بهار و بيدار شدن زمين و گياهان خفته با نفس روح بخش الهي بر چشم و چراغ اين ملت يعني خانواده هاي معظم شهدا درود مي فرستيم كه با ايثار عزيزان خويش در راه اسلام اجازه ندادند استعمار بر مقدرات اين كشور سايه افكند. آنان بايد بدانند كه شهداي عزيز ما عزيزان خدا بوده و اكنون ميهمان خدا هستند.

با اميد آن كه خداوند توفيق آنچه انجام آن موجب خشنودي و رضاي اوست به ما عطا نمايد.
ان شاء الله
اين عيد سعيد و اين سال نو بر همه مسلمين و ملت شريف ايران مبارك و مسعود باشد.

 

 
جمعه 3/1/1386 - 12:44
دانستنی های علمی

در صدر اسلام ايرانياني كه در مركز خلافت به سر مي بردند طبق سنت ملي خويش به اين عيد پاي بند بودند. البته تا آن هنگام اين عيد نوروز مخصوص ايرانيان بود و نخستين خلفاي اسلامي به نوروز اعتنايي نداشتند، بعد ها خلفاي اموي براي افزودن درآمد خود هداياي نوروز را كه قبل از اسلام در دربارهاي ايران رايج بوده است از نو معمول داشتند. پس از امويان، عباسيان نيز همان شيوه را تعقيب كردند، بنا بر اين عيد نوروز مانند بسياري از سنتهاي ملي كه با شئون اسلامي مخالفتي نداشت، پس از اسلام در ميان ايرانيان باقي ماند.    
 

جمعه 3/1/1386 - 12:43
محبت و عاطفه

اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن...

ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد...

جمعه 3/1/1386 - 12:43
محبت و عاطفه

سرو اسوه مقاومت و پايداريست من يه سروم چون تو ريشه مني...

جمعه 3/1/1386 - 12:42
آموزش و تحقيقات

0

در ايران باستان تا پيدايش و ظهور دين مقدس اسلام، عقايد ملي و مذهبي همواره دستخوش تغيير و تحول بوده است، به طوري كه آيين هاي نخستين و عقايد ابتدايي كه از يكتا پرستي دور بودند با اديان اوليه اين مرز و بوم چون زرتشت در آميخت، پس فكر توحيد در مفهوم اهورا مزدا جلوه كرد بعد از آن، اهريمن مقام مهمي يافت و باعث شد در آيين زرتشت دوگانه پرستي اساس دين شود، در حاشيه دين ياد شده مذاهب و اديان ديگر ايراني نضج گرفتند كه مهمترين آنها مهر پرستي و آيينهاي ماني و مزدك ميباشد.

طبيعي است كه پا به پاي دگر گونيهاي مذهبي و اسطوره هاي ملي نيز توسعه و تحول يافتند و در گذر زمان جلوه ها و رنگهاي مختلفي به خود گرفتند.

ظهور اسلام و برخورد مسالمت آميز آن با ساير اديان و آيينها از جمله اعتقادات مذهبي و ملي ايرانيان موجب شدكه مراسم و آداب مربوطه، به يكباره از جامعه اسلامي ايران رخت بر نبندد، فقط با مسلمان شدن تدريجي ايرانيان از وسعت آنها كاسته شد و اندك اندك همراه اعتقادات ديني اسلام، اسطوره ها و داستانهاي عربي نيز در ميان توده مردم نفوذ كرد. طي گذشت ايام، زماني كه برخي از سنتها و آداب در تضاد اشكار با اعتقادات و رسوم گذشته قرار ميگرفت ايرانيان ميكوشيدند سنت كهن ملي را در قالب شخصيتهاي اسلامي باز يابند و به عبارت روشنتر سنتهاي ملي ايراني را با سنتهاي اسلامي در آميختند. در نتيجه از ميان انبوه جشنهاي ايراني قبل از اسلام آنچه ميان ايرانيان مسلمان باقي ماند منحصر به عيد نوروز، جشن سده و جشنهاي كوچكتري مانند جشن گل سرخ كه در اصفهان مرسوم بوده است. از ميان جشنهاي ياد شده بزرگترين اعياد ملي ايرانيان جشن نوروز است.

نوروز تنها جشني است كه از دوران باستان با عظمت تمام و همراه با انبوهي افسانه و آيين تا به امروز ادامه يافته است. عظمت نوروز را از نقشهاي تخت جمشيد گرفته تا آثار ادبي و هنري گوناگون عربي و فارسي در همه جا ميتوان يافت. يكي از كهنترين و بزرگترين منابعي كه به جشن و افسانه ها و آيينهاي مربوطه پرداخته است، كتاب «آثار الباقيه» اثر ابوريحان بيروني (متوفي 440 هجري قمري) است. او مينويسد:

«سال نزد فارسيان چهار فصل بود ... بر حسب اين فصول عيدهايي داشتند كه به اهمال در كبيسه روز اين عيد ها جا به جا ميشد. از جمله اين اعياد يكي روز اول فروردين ماه يعني نوروز بود. كه روز بس بزرگ است كه به علت زنده شدن طبيعت گويند. آغاز خلقت جهان در آن روز بوده است. چنين به نظر ميرسد كه پنج روز نخستين سال « نوروز عامه» يعني جشن همگاني بود. حال آنكه روز ششم كه «خرداد روز» نام داشت، « نوروز خاصه» يعني جشن پادشاهان و بزرگان بوده است.

جمعه 3/1/1386 - 12:42
محبت و عاطفه

تو اون فرشته اي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز را ميکشند تا به جاي پاهايت بوسه بزنند...

جمعه 3/1/1386 - 12:41
آموزش و تحقيقات

0

 

غبار روبي و گردگيري از در و ديوار خانه و کف پوش ها و اسباب خانه، و شستشو و پاکيزه و نو کردن جامه و ظروف و اشياي کهنه، دور افکندن اشياي ژنده و فرسوده و تميز کردن ظروف  و ديوارهاي منزل، خلاصه «خانه تکاني» براي زدودن آلودگي ها و سياهي ها و بيرون افکندن پلشتي ها از فضاي خانه از رسم هاي کهن ايرانيان در فرا گشت سال کهنه به سال نو بوده است.

هنوز هم اين رسم همچون گذشته در سراسر ايران ميان مردم ايران معمول است.

امروزه بانوان از چند روز به نوروز مانده، و معمولاً تا پيش از فرا رسيدن شب چهارشنبه آخر سال، به خانه تکاني مي پردازند و از زيستگاه هاي خود پلشت زدايي مي کنند. آنان چيزهاي کهنه و پاره و شکسته بي مصرف يا لوازم کم مصرف را به ديگران مي بخشند و اشيا و وسايل نو و تازه تهيه مي کنند و به جاي آنها مي گذارند. قالي ها و قاليچه ها و گليم هاي خانه را مي تکانند و گرد و خاک آنها را مي گيرند، يا اگر کثيف و آلوده باشند با آب مي شويند. رده ها، روتشکي ها، روبالشتي ها، طاقچه پوش ها و دستمال هاي سر بخاري ها را مي شويند يا عوض مي کنند. رف ها و طاقچه ها و ديوار و سقف خانه را گردگيري مي کنند. در و ديوار اتاق ها و خانه را سفيد و نقاشي مي کنند. گل و گياه و نهال در باغچه هاي خانه مي کارند.

خانه تکاني و زدودن آلودگي ها و پلشني ها از فضاي خانه و کاشانه در آخر سال کهنه، مظهر و نمادي از  زدودن سياهي و مرگ و کهنگي از خانه و آماده کردن فضايي پاک و پاکيزه در آستانه نوروز براي استقبال از روشنايي ها و خوبي ها است.

 

کاشتن سبزه:

سبزه نمادی از برکت و شگون است و کشت سبزی عيد از مراسمی است که از ديرگاهان بوده و هم اکنون نيز در ميان ايرانيان رواج دارد. ايرانيان در اسفند و قبل از نوروز در ظرفهای کوچکی گندم و جو و عدس و امثال اينها را سبز می کنند و اين سبزه ها را در سفره عيد گذاشته و تا روز سيزده نوروز نگاهداری می کنند.

در ايران کهن، "بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد و بر فراز هر ستوني دانه هايی از حبوبات می کاشتند؛ و در ششمين روز فروردين، خرداد روز، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند". 

 

پنجشنبه آخر سال:

يکي از آيـين هاي کهن پـيش از نوروز ياد کردن از مردگان است که به اين مناسبت بر سر مزار درگذشتگان مي روند و برای آنان خيرات می دهند.

ايرانيان شيعه، در موقع سال تحويل، به زيارت قبور امامان و امامزادگان ميروند. زيارت از مزار شهيدان انقلاب اسلامی و تجديد ميثاق با آنان از جمله مراسم پسنديده ما است.

 

Adabe noroz

سفره هفت سين:

يکی ديگر از آيين های نوروزی که از ديرگاهان پيشينه داشته و هم امروز تقريبا درهمه شهرهای ايران رايج است چيدن سفره هفت سين است. چيدن سفره هفت سين رسم و باوري کهن است که همه اعضاي خانواده در موقع سال تحويل (لحظه ورود خورشيد به برج حمل) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين سال نو گرد آيند.

در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدني خوراکي است که با حرف "س" آغاز مي شود، و نماد و شگوني بر فراواني رويـيدني ها است. در سفره هفت سين سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب ديني (مسلمانان قرآن و زرتشتيان اوستا و ...) نيز زينت بخش و آسمانی نمودن سفره هفت سين است.

سبب گزينش هفت سين روشن نيست، اما عدد هفت يکی از اعداد مورد احترام و مذهبی ايرانيان باستان بوده است. احتمال می رود هفت سين را به مناسبت هفت امشا سپند (بزرگترين فرشته مزديسنا) برگزيده باشند. بعضی هم معتقدند که بجای هفت سين هفت شين می تواند باشد هفت رويـيدني که با حرف شين آغاز مي شود.

  

مراسم تحويل سال:

در وقت تحويل سال، همه اعضاي خانواده ها در خانه هاي خود گرد مي آيند و در کنار خوان نوروزي مي نشينند. شمع هاي شمعدان يا چراغ هاي روي خوان نوروزي را پيش از تحويل سال روشن مي کنند، و سکه ها و اسکناسهايي لاي قرآن مي گذراند. همه چشم به قرآن و آب و گل و ماهي مي دوزند و منتظر اعلام سال تحويل مي شوند.

در ميان مسلمانان، رسم چنين است که پس از تحويل سال، همه اعضاي خانواده به يکديگر «عيد مبارکي» مي گويند. کوچک ترها دست بزرگترها را مي بوسند و بزرگ تر ها صورت کوچک ترها را. آنگاه، بزرگ خانواده دعاي سال تحويل زير را مي خواند و ديگر آن را تکرار مي کنند:

يا مّقَلِّبَ القُلوبِ و الاَبصار،

يا مُدبِّرَ الَّيلَ وَ النَّهار،

يا مُحَوِّلَ الحولِ وَ الأحوالِ

حَوِّل حالَنا اِلي اَحْسَنِ الحال

پس از خواندن دعاي سال تحويل، بزرگ خانواده قرآن را مي گشايد و هفت سوره يا هفت آيه از قرآن را که با کلمه «سلام» آغاز مي شود، مي خواند. با خواندن اين آيات، آفت ها و بلاهاي آسماني و زميني و شيطان را از محيط خانه و خانواده دور مي کنند و سلامت و آرامش را به خانه در سال نو مي آورند. آن گاه به رسم تيمن و تبرک، بزرگ خانه به هر يک از اعضاي خانواده پولي را که لاي قرآن گذاشته است، مي دهد. در اين هنگام همه دهان خود را با شيريني سفره نوروزي شيرين مي کنند.

همچنين عامه مردم چنين مي پندارد که به هنگام تحويل سال در هر جا که باشند تا آخر سال حضور در آن جا برايشان بسيار آسان و ميسر است. از اين رو برخي از آنان زمان تحويل سال را در فضاي قدسيانه زيارتگاه ها و امامزادگان شيعه مي گذرانند و در لحظات خجسته گردش سال، با دعا و نيايش در اين جايگاه هاي روحاني با جهان مينوي و ملکوتي ارتباط معنوي برقرار مي کنند.

زيارتگاه هايي که بيشتر مردم آغاز نوروز را معمولاً در آن جاها مي گذرانند، عبارتند از زيارتگاه هاي حضرت امام رضا (ع) در مشهد، حضرت معصومه (س) در قم، حضرت عبدالعظيم در شهر ري، احمد بن موسي بن جعفر (ع)، معروف به شاه چراغ در شيراز و چند امامزاده ديگر در شهرهاي ايران.

 

رسم ديد و بازديد:

از اول تا دوازدهمين روز نوروز را مردم به رفت و آمد به خانه بزرگان و خويشان و آشنايان و ديد و بازديد از يکديگر و شادباش گويي به هم اختصاص مي دهند. اين رسم از قديم ميان گروه ها و قشرها و طبقات مختلف اجتماعي در شهر و روستا مرسوم بوده است. تجديد ديدار با جانبازان، خانواده شهدا و بازديد از خانه های سالمندان از جمله مراسم و ارزش های نيکوی نوروزی و برخاسته از برکات انقلاب شکوهمند ايران اسلامی است.

در مراسم ديد و بازديد نخست کوچک تر ها به عيد ديدني بزرگتر ها مي روند، بعد بزرگ ترها بازديد کوچک ترها را پس مي دهند. در نخستين روز عيد، بستگان و دوستان به ديدن کساني که عزيزي را در سال کهنه از دست داده اند مي روند و به بازماندگان او «سرسلامتي» مي دهند.

در شهرها، افرادي که پايه و شأن اجتماعي بالايي در جامعه دارند، روزي را در خانه مي مانند يا به اصلاح «مي نشينند» تا ديگران براي عيد مبارکي به ديدنشان بروند. در روستاها نيز در روز  اول عيد زارعان و رعايا به ديدن مالک، کدخدا، ملا و ريش سفيدان مي روند. در ديد و بازديدها مردم به يکديگر دست مي دهند و کوچکترها دست بزرگترها و بزرگترها روي همديگر را مي بوسند و به هم «عيد مبارکي» مي گويند.

اگر ايام نوروز به ماهها و روزهاي سوگواري، به ويژه به دهه نخست ماه محرم بيفتد، مردم در ديد و بازديدهاي خود به جاي تبريک گفتن، معمولاً صلوات مي فرستند و شمر و يزيد را در ايام محرم و ابن ملجم را در روز قتل حضرت علي (ع) لعن مي کنند. اگر ايام نوروز به ماه رمضان بيفتد، مردم پس از روزه گشودن به خانه هاي يکديگر و ديد و بازديد مي روند. روز سيزده را هم به بعد از ماه رمضان موکول مي کنند.

مردم عيد نوروز را در ماه محرم نمي گيرند و معمولاً در اعياد قربان و غدير که پيش از دهه محرم قرار دارد به عيد مبارکي مي روند و گندم سبز مي کنند. کساني هم که عقد يا عروسي کرده اند هدايايشان را در روز عيد غدير مي فرستند و ممکن است سفره نوروزي مختصري که حاوي قرآن مجيد، سبزي، آينه و ميوه است انداخته شود. ولي ديد و بازديد و تبريک به کلي مفهومي ندارد.

 

رسم نوروزانه:

رسم نوروزانه يا عيدانه از ديرباز در ايران ميان مردم طبقات و اقشار مختلف معمول بوده است.

تا چندي پيش، نمايندگان اصناف و طبقات مردم که به ديدن بزرگان مي رفتند، هر صنف و گروه، بنابر پايگاه و شأن اجتماعي و شغلي که داشت، هديه اي براي آنها مي بردند. مردم ايلياتي و زارعان روستايي نيز براي بزرگ و ريش سفيد روستا عيدانه مي برند.

در اين روزگار رسم هديه دادن و هديه گرفتن در ايام نوروز ميان مردم بيش از پيش معمول است. پدران و مادران به فرزندان و نوعروسان و تازه دامادان خود، بزرگترها به کودکان، دوستان به يکديگر و دولت و کارفرمايان به کارمندان و کارگران هديه و عيدي مي دهند.

تا چندي پيش، عيدي کودکان، تخم مرغ رنگين، ساز دهني، وغ وغ صاحاب، عروسک، جغجغه و سکه صاحب زمان و آجيل و نخودچي بود. امروزه بيشتر اسباب بازي، پول نقد و سکه و توپ و کتاب و لباس و ..... هست.

در برخي از شهرها صبح عيد نوروز يک بشقاب گندم برشته، يک بشقاب نان شيريني به اضافه تخم مرغ رنگي به کوچک ترها داده مي شد. بشقاب گندم برشته شامل کنجد ـ گندم ـ شاهدانه ـ نخودچي و کشمش بود. معمولاً سکه از پنج ريالي تا سکه هاي طلا عيدي داده مي شود.»

 

سيزده فروردين:

سيزده، روز پايان دوره جشن هاي نوروزي است. در اين روز مردم بنا بر يک سنت فرهنگي از خانه ها بيرون و به دشت و صحرا و باغ مي روند تا آخرين روز عيد را در طبيعت و در کنار سبزه و گياه و آب روان چشمه ها و جويبارها به شادي و خوشي بگذرانند.

در گذشته، مردم قيد و بندي براي رفتارهاي خود در روز سيزده نمي پذيرفتند و با پرخوري ها و هوسبازي ها و شادخوارگي ها نظم و قرارهاي اجتماعي را بر هم مي زدند و آشوب و آشفتگي هايي در روال معمول زندگي خود پديد مي آورند. رفتارهاي بي بند و بار و آشوبگرانه برخي، حوادث ناگواري مي آفريد که گريبان آنها و ديگران را مي گرفت و گاهي مصيبت هايي به بار مي آورد. مردم اين مصيبت ها و نا خجستگي ها را اثري از نحسي شماره سيزده مي پنداشتند. از اين رو، سيزده فروردين را هم نحس و بدشگون مي انگاشتند.

در زمان کنوني با دگرگوني هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در جامعه ايران و تغييرات در چگونگي برگزاري مراسم سيزده بدر و پديد آمدن رفتارها و آئين هايي مطابق و مناسب با فرهنگ مردم جامعه کنوني، باز مردم ايران در هر جايي که هستند سيزده نوروز را با شور و گرمي و سرور مانند گذشته در بيرون از خانه ها و در دشت و باغ و بوستان جشن مي گيرند. براي گذراندن اين روز در فضاي باز طبيعت کوه و دشت آرزو مي کنند که روز سيزده شان، روزي آفتابي و گرم باشد.   از صبح زود سيزده هر چند خانواده نزديک و خويشاوند با هم شيريني و آجيل باقي مانده از ايام عيد را با خوراک آماده مانند سبزي پلو با کوکو، باقالي پلو با گوشت، و بار و بنشن و سير و پياز سرخ کرده و کشک ساييده و سرکه و رشته و ساير مخلفات آش رشته، که حتماً بايد در صحرا پخته شود، و کاهو و سرکه انگبين عصرانه، و سماور و قند و چاي و راديو و ...... با خود بر مي دارند و با اتومبيل و هر وسيله که مهيا باشد به خارج از شهر مي روند.

در بيرون شهر، خانواده ها دسته دسته در کنار آب و سبزه يا زير درختان سبز بساط خود را مي گسترند و اجاق و آتش را روشن مي کنند و ديگ آش رشته را روي اجاق بار مي گذارند و سماور را آتش مي کنند.

بچه ها به بازي هايي مانند (جفتک چارکش)، (الاکلنگ)، (گرگم به هوا) و (تاب بازي)، که از معمول ترين بازي هاست، مشغول مي شوند. پسران جوان هم معمولاً (الک دولک) بازي مي کنند. بزرگسالان هم هريک به گونه اي خود را سرگرم مي کند. ظهر، هر خانواده سفره اي مي گسترد و آش رشته و باقلاپور، يا سبزي پلو با کوکو و ماهي را که در ديس و کاسه و بشقاب کشيده شده در ميان سفره مي چيند و زن و مرد، پير و جوان و کودک با خنده و شوخي دور سفره مي نشينند و مشغول خوردن مي شوند.

خوردن آجيل و کاهو با سرکه انگبين، عصرانه بيشتر مردم است. نزديکي هاي غروب قبل از ترک کردن صحرا، هر خانواده سبزه اي را که پيش از نوروز به نشانه برکت و فراواني کاشته اند، در آب مي اندازند و به خانه هاي خود بازمي گردند.
 

مردم همراه طبيعت

درحقيقت، در قالب  آيين هاي نوروزي که از چند روز پيش از گردش سال تا روز سيزده فروردين ادامه مي يابد، مردم همراه طبيعت، گذاري رمز گونه از يک مرحله حيات به مرحله ديگر دارند. آنان همراه با حيات دوباره زمين پس از  گذر از زمستاني سخت، دگرگون شده و زندگي تازه اي را از سر مي گيرند: در آغاز اين گذار، مردم با خانه تکاني و پلشت زدايي در روزهاي پاياني سال کهنه از آنچه رنگ فرسودگي و کهنگي و سياهي دارد، جدا مي شوند و دوري مي گزينند و در پايان آن بار ديگر به دامان طبيعت باز مي گردند تا زندگي دوباره زمين را نظاره گر باشند، نشانه هاي قدرت خداوند را در در و ديوار وجود دريابند و به ياد آورند که بخشي از طبيعت هستند و نبايد آن را  به دست فراموشي بسپارند. شايد هم به همين دليل است که اين روزدر کنار نامگذاري سنتي ايرانيان، روز طبيعت نيز نام گرفته است.
 

دوري از عادات غلط در نوروز

نوروز با همه طراوت و پاكي اش و با همه خوبي هايي كه دارد، آداب و رسوم بدي نيز به همراه دارد و همانگونه كه گراميداشت سنن پسنديده نوروزي خوب است، مبارزه با عادات منفي آن نيز لازم است. در ذيل به مواردي كه به نظر ناپسند مي آيند اشاره مي گردد.

1- اسراف

2- چهارشنبه سوري

3- لهو و لعب و اتلاف عمر

 

1- اسراف:

اسراف و خريدهاي زايد را بايد از جمله عادتهاي منفي نوروز دانست لباسهاي گران قيمت، تنقلات آنچناني و ..... همه مواردي هستند كه در ا يام سال جديد به حدي فراتر از نياز صورت مي گيرند و اين معناي اسراف است كه دين مبين اسلام بشدت با آن مخالف است. گرچه استفاده از نعمات الهي خوب است و مورد تاييد دين، ولي زياده روي در  اين امر مورد نهي اسلام است. در قرآن کريم مي خوانيم:

«كلوا و اشربوا و لا تسرفوا»

يعني بخوريد و بياشاميد (از نعمات الهي استفاده كنيد) ولي اسراف نكنيد.

و در آيه ديگري خداوند اسراف كاران را چنين انذار مي دهد:

«ان المسرفين هم اصحاب النار»

يعني اسراف كنندگان اهل دوزخند.

و آيات فراوان ديگري كه در اين زمينه وجود دارد، در تعيين اينكه اسراف چيست و علامت اسراف و مسرفين كدام است. در روايتي از امام صادق (ع) مي خوانيم:

«براي اسراف كار سه علامت است: مي خرد آنچه نياز ندارد، مي پوشد آنچه را نياز ندارد و ميخورد آنچه را لازم ندارد.»

 

2- چهارشنبه سوري:

از ديگر عادات منفي سال جديد چهارشنبه سوري است اگر از پيشينه تاريخي آن بگذريم اين سنت به همراه خود مسايلي دارد كه بشدت با اسلام مخالف است. از آن  جمله: مزاحمت براي مردم. در اين زمينه پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: هر كسي مومني را بيازارد مرا آزرده است.

همچنين امام سجاد (ع) مي فرمايد: خودداري از اذيت كردن مردم نشانه كمال عقل است.

ضررهاي جاني: چهارشنبه سوري مي تواند ضررهاي جاني و مالي زيادي براي انسان داشته باشد و مسلم است كه اسلام وارد كردن ضرر را به خود و ديگران جايز ندانسته است.

 

3- لهو و لعب و اتلاف عمر:

از ديگر عادتهاي ناپسند نوروز تضييع وقت است. گرچه اسلام به معاشرت اهميت فراوان داده است و ديد و بازديد در اين ايام فرخنده پسنديده است ولي گاهي اين مجالس از حد مقبول و اعتدال گذشته و به لهو و لعب شبيه مي شوند كه اين امر نيز نمي تواند مورد قبول دين اسلام باشد.


جمعه 3/1/1386 - 12:41
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته