• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1977
تعداد نظرات : 4816
زمان آخرین مطلب : 2764روز قبل
دعا و زیارت

سلام

با تبریک آغاز ولایت حضرت حجت بن الحسن العسگری:

دوره امامت، چگونه آغاز شد؟

خلفاى عبّاسى بنا بر عادت معمول خويش، هر گاه فرصتى براى كشتن ‏اولياء اللَّه مى ‏يافتند، فوراً آنها را به زهر از پاى در مى ‏آوردند. معتصم نيز، امام حسن عسكرى ‏عليه السلام را به زهر شهيد كرد و سپس درصدد يافتن فرزندِ آن‏حضرت بر آمد تا او را نيز از ميان بردارد و به خيال‏ خويش دنباله امامت را نيست و نابود گرداند. معتصم عده ‏اى را به خانه امام فرستاد تا هر كه و هر چه در آنجاست ‏توقيف كنند. احمد بن عبد اللَّه بن ‏يحيى بن خاقان پسر وزير معتصم در اين باره مى ‏گويد: چون امام حسن عسكرى بيمار شد. پدرم به من پيغام داد كه امام بيمار شده. آنگاه خود همان لحظه سوار شد و به دارالخلافه رفت و سپس باپنج نفر از خادمان ‏معتصم شتابان بازگشت. همه آنان ‏از افراد مورد وثوق و خواص خليفه بودند. يكى از آنها هم "نحرير" بود. پدرم ‏به آنها دستور داده بود در خانه حسن بن على باشند و اوضاع و احوال او رازير نظر بگيرند. همچنين در پى عده ‏اى از پزشكان فرستاده بود و به آنان ‏دستور داده بود كه در خانه امام حسن عسكرى رفت و آمد كنند و هر بام ‏وشام از او پرستارى و مراقبت كنند. چون دو روز از اين ماجرا گذشت، كسى نزد پدرم آمد و به وى خبرداد كه آن‏حضرت بيمارى ‏اش شدت يافته و ضعيف شده است. پدرم ‏سوار شد و به خانه آن‏حضرت رفت و به پزشكان دستور داد بخوبى حال ‏آن‏حضرت را تحت نظر بگيرند. همچنين در پى قاضى القضات فرستاد و به‏ او دستور داد كه پيش او بيايد و ده تن از كسانى را كه به دين و امانتدارى ‏و پرهيز گارى آنان مطمئن است، انتخاب كند و با خود بياورد. آنگاه‏ تمام آنها را به خانه امام حسن فرستاد و بديشان تكليف كرد كه شبانه روز همانجا بمانند. آنها در آنجا بودند تا آنكه امام حسن عسكرى ‏عليه السلام ‏درگذشت. رحلت او چند روز گذشته از ماه ربيع الاوّل سال 260 واقع‏ شد. با رحلت او سامراء يكصدا ناله بر مى ‏آورد كه ابن الرضا از دنيا رفت. خليفه عدّه ‏اى را به خانه آن‏حضرت فرستاد تا خانه و اتاقها را بازرسى‏ كنند و هر آنچه در خانه است مهر و موم نمايند و نشان فرزند آن‏حضرت ‏را بجويند. بدين گونه قدرت جاهلى و استكبارى مى ‏كوشيد، ريشه ‏هاى امامت را از بيخ بركند و حركت اصيل مكتبى را دستخوش نابودى سازد. امّا به ‏مقصود خود نايل نيامدند كه دست خداوند بر فراز دستان آنها بود. يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ‏الْكَافِرُونَ؛ "خواهند پرتو خدا را با دهان هاى خويش فرو نشانند امّاخداوند چنين نخواهد مگر آنكه پرتو خويش را به انجام رساند، هر چند كه ‏كافران نا خوش دارند

                                     یا مهدی ادرکنی

جمعه 10/1/1386 - 15:4
دعا و زیارت

بحث پيرامون داستان بشارت چند ناحيه دارد:


اول : اينكه آيا اين بشارت يكى بود، و همان بوده كه در آن نام اسحاق و يعقوب براى ابراهيم و ساره برده شده ، و مدتى كوتاه قبل از هلاكت قوم لوط صورت گرفته ؟ و يا اينكه بشارت دو بار تحقق يافته و دو قصه دارد: يكى آن داستانى كه مشتمل است بر بشارت به ميلاد اسماعيل و ديگرى آن داستانى كه متضمن بشارت به ميلاد اسحاق و يعقوب است ؟چه بسا كه مفسرينى احتمال دوم را ترجيح داده باشند، البته اين احتمال مبنى بر اين است كه قصه اى كه در سوره ذاريات آمده صريح باشد در اينكه حضرت ابراهيم براى آنان گوساله بريان آورده و از نخوردن آنان بترس افتاده باشد و بعد از بشارت ، ترسش زايل شده باشد، و همسر عجوز و عقيم آن جناب غير از ساره كسى نيست چون قطعا مادر اسحاق ، ساره ، تنها همسر عقيم آن جناب بوده ، و ذيل آيات ، ظهور در اين دارد كه اين ترس و بشارت بعد از هلاكت قوم لوط بوده چون ملائكه براى ابراهيم شرح دادند كه : ما مامور به هلاكت قومى مجرم شديم و چنين و چنان كرديم و چند نفر مومنى كه در آن قوم بودند بيرون كرديم و جز يك خانواده از مؤ منين كسى را نيافتيم و از آن قوم آثارى باقى گذاشتيم براى عبرت آيندگان ، البته افرادى از آيندگان كه از عذاب اليم خدا مى ترسند. و نظير اين آيات ، آيات سوره هود است كه در آن ملائكه براى برطرف كردن ترس از ابراهيم قبل از هر سخن گفتند: ((انا ارسلنا الى قوم لوط)).و اما آنچه در سوره حجر آمده سخنى از داستان گوساله بريان آوردن ندارد بلكه ظاهرش آن است كه ابراهيم و خانواده اش به محض ديدن ملائكه دچار وحشت شده اند، و ملائكه براى برطرف ساختن ترس آنها بشارت را داده اند، كما اينكه خداوند تعالى ميفرمايد: ((اذ دخلوا عليه فقالوا سلاما قال انا منكم وجلون قالوا لا توجل انا نبشرك بغلام عليم - به محضى كه ملائكه داخل شدند و زبان به سلام گشودند، ابراهيم گفت : ما از شما بيمناكيم گفتند: مترس كه ما تو را به فرزندى دانا بشارت مى دهيم )) و ذيل آيات ظهور در اين دارد كه اين ملاقات قبل از هلاكت قوم لوط بود، و حاصل دليل اين مفسرين اين شد كه آيات پنج سوره مذكور از حيث ظهور مختلفند، بعضى از آنها نظير آيات سوره ذاريات ظهور دارد در اينكه ملاقات با ابراهيم بعد از هلاكت قوم لوط بوده ، و بعضى ديگر نظير آيات سوره حجر ظهور در اين دارد كه ملاقات آنان با آن جناب قبل از هلاك كردن قوم لوط بوده است .و نظير آيات سوره حجر آيات سوره عنكبوت است كه آن آيات از آيات سوره حجر روشن تر مى فهمانند كه جريان ملاقات قبل از هلاكت آن قوم بوده چون در آن آيات مساله وساطت ابراهيم (عليه السلام ) و جدالش با ملائكه آمده ... و ليكن حق اين است كه آيات در همه اين چهار سوره يعنى سوره هود و حجر و عنكبوت و ذاريات ، متعرض يك قصه است و آن داستان بشارت دادن ملائكه به ابراهيم است به ولادت اسحاق و يعقوب ، نه ولادت اسماعيل .

جمعه 10/1/1386 - 15:3
دانستنی های علمی

جمعه 10/1/1386 - 15:0
محبت و عاطفه

زندگی هنر بافتن پارچه ی زیبایی است زندگی دوختن شادی هاست و به تن کردن پیراهن گلدار است

جمعه 10/1/1386 - 15:0
سينمای ایران و جهان
  • برنده سيمرغ بلورين بهترين چهره پردازي از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر 1373

  • كانديداي بهترين بازيگر نقش اول مرد از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر 1373

  • كانديداي بهترين جلوه هاي ويژه از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر 1373

جمعه 10/1/1386 - 14:59
محبت و عاطفه
دوستی مثل سیمان خیسه هر چه بیشتر بمونی رفتنت سخت تر می شه و اگه هم که بری جای پات برای همیشه می مونه
جمعه 10/1/1386 - 14:59
سينمای ایران و جهان

خلاصه داستان:

در سال هاي 1315 - 1310 ، كارآگاه محمد علوي معاون شعبه جنايي اداره تامينات، به علت پيگيري و روش هاي خاص خود در تعقيب پرونده ها شهرت دارد.  در سال 1312، پس از لغو قرارداد دارسي، به محل انعقاد اجلاسي- براي بستن قراردادي جديد - در گراند هتل تهران حمله و عده اي كشته مي شوند. پرونده به كارآگاه علوي سپرده مي شود. از اخبار چنين بر مي آيد كه هانيه سرداري يكي از مهاجمان به بندر بوشهر رفته است و مردي به نام هاشم و علوي كه از سالها قبل يكديگر را مي شناسند به ناگزير روبروي هم مي ايستند. هاشم به علوي اعتراف مي كند كه زن محبوبش را يافته است اما با پيدا شدن شوهر گمشده هانيه، تمام آرزو هاي هاشم نقش بر آب مي شود، ولي او با نهايت تلاش، هانيه و شوهرش را فراري مي دهد.

جمعه 10/1/1386 - 14:59
سينمای ایران و جهان

كارگردان: حسن هدايت

فيلم نامه نويس: حسن هدايت

مدير فيلمبرداري: حسن پويا

صدا: رضا اردلان

طراح صحنه: حسن هدايت، جمشيد آهنگراني

عكس: اكبر اصفهاني

جلوه هاي ويژه: عباس شوقي

تدوين گر: كامران قدكچيان

طراح گريم: عبدالله اسكندري

بازيگران: احمد نجفي، جمشيد هاشم پور، مهناز افضلي، خسرو دستگير، فرهاد خان محمدي

تهيه كننده: سيما فيلم

محصول: ايران فيلم

سال ساخت: 1373

زمان: 100 دقيقه

جمعه 10/1/1386 - 14:58
آموزش و تحقيقات

اگر تعداد نظر تو به بیش از بیست عدد برسد کارت اینتر نت رایگان دریافت می کنی

جمعه 10/1/1386 - 14:57
محبت و عاطفه

تیک تاک ساعت صدای فریاد مرگ ثانیه هاست.

اما دوستی ها هیچگاه نمی میرند

جمعه 10/1/1386 - 14:56
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته