• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1295
تعداد نظرات : 925
زمان آخرین مطلب : 5402روز قبل
سينمای ایران و جهان

كارگردان: رحيم رحيمي پور

مدير فيلم برداري: نريمان پيرام

عكس: عباس درگهي

تدوين گر: صمد تواضعي

طراح گريم: فرهنگ معيري

بازيگران: هوشنگ توكلي، عبدالرضا اكبري، افراشته سمندر پور، ناصر عرفانيان، عطاالله زاهد، رحيم مهدي خاني، ايرج محمد بني

محصول: هدايت فيلم

سال ساخت: 1365

زمان: 93 دقيقه

 

يکشنبه 12/1/1386 - 11:10
سينمای ایران و جهان

خلاصه داستان:

سعيد، كارمند بخش نظارت پرواز فرودگاه، عضو يك گروه جاسوسي است و اطلاعاتي كه به دست مي آورد در اختيار اعضاي گروهش مي گذارد. ماموران به او بد گمان مي شوند و مسئولان گروه از او مي خواهند كه همراه همسر و فرزندانش كشور را ترك كنند. همسر او به رغم ميلش همراه فرزندان عازم سفر مي شود.

سعيد اطلاع مي يابد كه هواپيما هدف موشك يك ناو امريكايي قرار گرفته است. او كه خود را مسبب مرگ همسر و فرزندانش مي داند دچار اختلال رواني مي شود و تصميم به خودكشي مي گيرد. بالاي بوم جراثقال يك شركت ساختماني مي رود كه مسئول گروه هيئت مديره آن است. ماموران پليس و اعضاي گروه در صددند تا به ماجرا پايان دهند. در حوادثي كه پيش مي آيد اعضاي گروه يكي پس از ديگري كشته مي شوند و سعيد نيز پس از آنكه مشخص مي شود همسر و فرزندانش با پرواز 656 مسافرت نكرده و كشته نشده اند از جراثقال سقوط مي كند.

 

يکشنبه 12/1/1386 - 11:8
سينمای ایران و جهان

كارگردان: احمد رضا درويش

فيلم نامه نويس: احمد رضا درويش

مدير فيلمبرداري: تورج منصوري

صدا: محمد صادق جوادي، مهدي دژيدي، محمد علي عبيري

طراح صحنه: مجيد مير فخرايي

عكس: رضا مهاجر، حسين مهاجر

جلوه هاي ويژه: نادر مير كياني

تدوين گر: سيف الله داد

موسيقي: مجيد انتظامي

طراح گريم: امير اسكندري، محبوبه اسكندري

بازيگران: خسرو شكيبايي، اسماعيل سلطانيان، ناديا دلدار گلچين، هوشنگ توكلي، هادي مرزبان، فخرالدين صديق شريف، بيوك ميرزايي، علي پويان، فريبا كوثري، محمد قاسم پور ستار، پروين سليماني، نادر رجب پور، حسين راضي، حسن محمدي، پرويز شفيع زاده

محصول: شركت تماشا

سال ساخت: 1369

زمان: 85 دقيقه

يکشنبه 12/1/1386 - 11:8
سينمای ایران و جهان

خلاصه داستان:

برگزاري يك همايش بين المللي مصادف با خروج دود از از سيلوي شكسته شهر شده است. اين سيلو از زمان جنگ باقي مانده و در داخل آن مواد منفجره سيلو به همراه سارا خبرنگار اعزامي جهت تهيه گزارش از همايش با اولين سري از مهمانان همايش وارد شهر مي شوند...

يکشنبه 12/1/1386 - 11:6
سينمای ایران و جهان

سفر به فردا (ابر و خورشيد)

نويسنده و كارگردان: محمد حسين حقيقي

مدير فيلمبرداري: محمد داودي

تدوين: مهرزاد مينويي

موسيقي: احمد پژمان

طراح صحنه و لباس: رسول ملاقلي پور

بازيگران: جمشيد هاشم پور، آتيلا پسياني، قاسم  زارع، آتنه فقيه نصيري، فرهاد قائميان، حميدرضا افشار، مهدي ميامي

تهيه كننده: محمدحسين حقيقي

سال ساخت: 1380

يکشنبه 12/1/1386 - 11:5
سينمای ایران و جهان

خلاصه داستان:

ابراهيم حسيني، پسر جنگزده اي كه يك پاي خود را در بمباران از دست داده، در شهر ديگري ساكن مي شود. در محل زندگي جديد با پسري به نام، ابراهيم اكبري آشنا مي شود كه در يك كارگاه مجسمه سازي كار مي كند، صاحب كارگاه با اكبري درگير مي شود و حسيني ناخواسته در جريان اين درگيري مي افتد.

 

يکشنبه 12/1/1386 - 11:5
سينمای ایران و جهان

كارگردان: حميد رضا محسني

فيلم نامه نويس: حميد رضا محسني

مدير فيلم برداري: مجتبي رحيمي

صدا: بهروز معاونيان

طراح صحنه: وحيد محسني

عكس: احمد احمدي

تدوين گر: شيرين وحيدي

موسيقي: بهرام دهقانيار

طراح گريم: وحيد رزاقي، فرزانه اسدي

بازيگران: ابراهيم آبادي، فرهاد محبت، علي اصغر نجات، عليرضا اسم خاني، مهوش افشار پناه

تهيه كننده: تعاوني ايران ميلاد

محصول: تعاوني ايران ميلاد

سال ساخت: 1374

زمان: 80 دقيقه

يکشنبه 12/1/1386 - 11:3
سينمای ایران و جهان

خلاصه داستان:

اين فيلم داستان سفري دروني است. سفري از تاريكي به روشنايي در جستجوي محبوب. تارا مراسم عروسي اش را بهم مي زند تا راه طي شده پدر را دوباره بپيمايد

يکشنبه 12/1/1386 - 11:2
سينمای ایران و جهان

كارگردان: عباس رافعي

تهيه كننده: مجيد ميرمحسني

فيلمنامه: محمد عارف / بازنويسي: مهدي ايوبي / پرداخت نهايي: عباس رافعي، زهره بزرگزادگان

مدير تصويربرداري: محمدرضا سكوت

طراح چهره پردازي: محسن ملكي

طراح صحنه و لباس: مهري عطايي

عكس: محسن ملكي

مجري طرح و مدير توليد: مصطفي مسجدي

بازيگران: شبنم قلي خاني، امير صادقيان، رضا توكلي، رزا آرايش، يلدا قشقايي، اميرمحمد زند، احمد عباسقلي، مهرانگيز ستارزاده، محمدرضا رحماني، هوشنگ قنواتي زاده

محصول: گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما

تاريخ آغاز فيلمبرداري: 3 دي 1381

 

يکشنبه 12/1/1386 - 11:1
سينمای ایران و جهان

خلاصه داستان:

دبستان دخترانه تعطيل مي شود و بچه ها كم كم به خانه هايشان مي روند. تنها بهاره باقي مانده است كه مادرش براي بردن او نيامده است. بهاره به خانه شان تلفن مي كند؛ اما در خانه هم كسي نيست.

انتظار بهاره به طول مي انجامد؛ اما خبري از مادرش نمي شود. مستخدم مدرسه، شير خان،‌ پيشنهاد مي كند كه بهاره را تا ايستگاه اتوبوس برساند و بقيه مسير را بهاره به تنهايي بپيمايد.

در ايستگاه، بهاره سوار اتوبوسي مي شود كه در خلاف جهت مسير منزل او حركت مي كند. توجه بهاره به مسافران اتوبوس جلب مي شود؛ از جمله پيرزني كه براي آخرين بار منزل پسرش را ترك كرده است و تصميم دارد ديگر به آن جا باز نگردد؛ و نيز خانواده اي كه از خريد عروسي باز مي گردند.

بهاره وقتي متوجه اشتباه خود مي شود، با ناراحتي از اتوبوس پياده مي شود و وقتي كمك راننده از او دليل پياده شدنش را مي پرسد، پاسخ مي دهد كه ” ديگر خسته شده ام، ديگر دوست ندارم در فيلم بازي كنم .“ حالا متوجه مي شويم كه آنچه كه تا كنون ديده ايم، بخش هايي از فيلمي بوده است كه بهاره در آن بازي مي كرده است. اصرار دست اندركاران فيلم براي راضي كردن بهاره راه به جايي نمي برد و او كه از نقش خود در فيلم ( نقش يك دختر دست و پا چلفتي ) ناراضي است، تصميم مي گيرد كه ادامه مسير را خود به تنهايي بپيمايد.

كارگردان فيلم، به ناگاه تغيير عقيده مي دهد و از عوامل صحنه مي خواهد كه بهاره را از دور دنبال كنند و تا حد ممكن حركات او را ثبت كنند. بهاره با رهگذران، با پيرزن ( كه اكنون كه بازي اش در فيلم تمام شده و واقعاً بايد به شهرستان برگردد ) و با مردم عادي كه او را به عنوان بازيگر فيلم مي شناسند، گفتگو مي كند و به تنهايي راه خانه را مي يابد.

بخش دوم فيلم ( از آنجا كه وارد دنياي پشت صحنه مي شويم ) با نگاهي صميمي و مثبت، روابط واقعي مردم با سينما را مورد بررسي قرار مي دهد و با آنكه تا حدودي به شيوه آزاد كار مي شود، با پاياني غافلگير كننده، قصه را به سر انجام مي رس

يکشنبه 12/1/1386 - 11:0
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته