دعا و زیارت
قال رسول الله صلى الله عليه وآله :
مثل الذى لايتم صلاته كمثل حبلى حملت حتى اذا دنا نفاسها اسقطت فلا هى ذات حمل ولا ذات ولد
مثل آن كسى كه نمازش را كامل به جا نمى آورد، مثل زن حامله اى است كه (نه ماه ) حملش را نگهدارى كرده تا نزديك زايمان بچه را سقط كرده است .پس اين چنين زن را نه زن حامله مى گويند و نه زن صاحب فرزند.
(مستدرك الوسائل ، ج 1، ص 173)
سه شنبه 14/1/1386 - 9:0
دعا و زیارت
«به نام حضرت دوست» ویژگیهای ظاهری واضح و واقعی، و حضرت حجت ابن الحسن العسگری، منتقم آل محمّد «حضرت مهدی(عج)» از زبان معصومین(ع):
رسول اکرم (ص) چنین می فرمایند:
1- چشمایش سرمه کشیده (یا سیاه چشم). 2- ابروان طویل. 3- بینی کشیده ی میان برآمده. 4- دارای محاسنی پرپشت. 5- خالی بر گونه راست. 6- و خالی دیگر بر دست راست او. 7- رنگش رنگ عربی(گندم گون). 8- قوی هیکل مانند قوم بنی اسرائیل( باقامتی شبیه و بازوانی قوی). 9- سیمایش چون دینارطلا گِرد. 10- دندانهایش همانند دندانه های شانه(مرتب ومنظم و ازهم جدا) و شمشیرش آتشبار است. 11- پیشانی او باز و بلند و بینی او کشیده و کمی از وسط رآمده است.
حضرت علی (ع) چنین می فرمایند:
1- پیشانی باز و بلند. 2- بینی کشیده و قلمی میان برآمده و زیباروی. 3- شکم فربه. 4- رانهای ازهم باز. 5- دندانهای ثنا یا ازهم جدا. 6- در ران راستش خال است. 7- چهره گلگون ونقره فام. 8- شکمش پهن. 9- رانهای پهن و پرگوشت. 10- استخوان شانه هایش درشت. 11- در پشتش دو خال است، یکی به رنگ پوست بدن اوست و دیگری شبیه خال پیغمبر(ص). 12- محاسن مجعّد و پرمو. 13- متوسط القامه. 14- موهای بلندسرش بر شانه هایش فروریخته است. 15- پیراهنش پیراهن ابراهیم خلیل. 16- جامه اش جامه اسماعیل و کفشش، کفش شیث پیغمبر است.
امام باقر(ع) نیز چنین می فرمایند:1- چشمانی که گودی رفته. 2- شانه هایی گشاده و پهن. 3- جوانی زیبا.
امام صادق(ع) نیز می فرمایند: 1- راست قامت ولی نه دراز قد.2- چهارشانه ولی نه کوتوله. 3- سیمائی گِرد. 4- سینه ای فراخ. 5- پیشانی باز و ابروانی بهم رسیده. 6- خالی بر گونه راست. 7- چون دانه مشک که بر عنبر نشسته. 8- دوشهای باز و عریض.
همچنین باتوجه به سخنان آمده درکتب: نعلین، عصا،اسب ، پرچم، عمامه،زره، پیراهن مخصوص، قصیب، سرج و ذوالفقار رسول اکرم(ص). و انگشتر سلیمان(ع) و عصا و حجر موسی(ع)، قمیص ابراهیم و حلّه اسماعیل و نعلین شیث و پیراهن یوسف و...
اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).
سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)
سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)
سلام بربنده و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).
Jadeye_tariki@yahoo.com
http://nilofare-abi.persianblog.com
http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com
فروردین ماه 1386
سه شنبه 14/1/1386 - 8:59
دعا و زیارت
قال رسول الله صلى الله عليه وآله :
علم الايمان الصلوة
علامت و نشانه ايمان نماز است .
(شهاب الاخبار، ص 59)
سه شنبه 14/1/1386 - 8:58
آموزش و تحقيقات
برگزیده ای از کتاب
«شخصیت حضرت ابوالفضل (ع)، قمر بنی هاشم»
نگارش: ع– عطایی خراسانی ، مشهد
به نام خداوند جان و خرد
نامگذاری عباس
آنروز که کودک فاطمه کلابیه بدنیا آمد ، علی (ع) او را بر دامن خویش نهاد، در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت ، و آن نوزاد را که در حقیقت نخستین فرزند امّ البنین بود، بنام عموی خود عباس نام گذاری کرد. کنیه عباس بن عبدالمطلب ابوالفضل بود، و عباس بن علی را نیز ابوالفضل گفتند چون فرزندی به نام فضل داشت .
همچنانکه عباس بن عبدالمطلب را مقام سقایت حاج بود ، عباس بن علی را این مقام بمعنی وسیع کلمه حاصل گشت .
قمر بنی هاشم : ملقب بود بماه بنی هاشم .او چهره ای دل آرا و صورتی زیبا داشت او جسیم و بلند قد بود. در میان بنی هاشم ماهی بود که اطرافش را ستارگان درخشان حلقه زده باشند.
عبد صالح : دیگر از القام آن بزرگوار عبد صالح یعنی بنده شایسته و نیکوکار خدا . السلام علیک ایها العبدالصالح .
اطلس : از معانی اطلس شجاعت و درنده گی ذکر شده است و آنحضرت از کثرت شجاعت صفوف و صفوف دشمنان را میدرید. ویا بواسطه آنکه نسبت بقبائح و زشتیهای دشمنان جسور بوده است او را اطلس می خوانده اند .
حامل لواء : به عبارت دیگر پرچمدار کربلا . علمدار ، پرچمدار ، حسین علیه السلام ابوالفضل بود.
باب الحوائج: مردم در حاجات رجوع می کنند در خانه آن بزرگوار و او را باب حاجت و بهترین وسیله برای قضای حاجات خود و دردهای بی درمان می شمارند .
چند راه برای توسل: عباس در حروف ابجدمطابق است با عدد 133 بتجربه رسیده برای برآورده شدن حاجت و رفع گرفتاری بعد از نماز روز جمعه 133 مرتبه بگوید: یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف لی کربی بحق اخیک الحسین حاجت برآورده و گرفتاری برطرف می شود. بتجربه رسیده است نذر برای ام البنین و اطعام بنام ابوالفضل العباس برای برآورده شدن حاجت . ولی بهترین طریق توسل همان خواندن زیارت آن بزرگوار و هدیه نماز زیارت است .
عباس در طلب آب: همچنانکه می دانیم عباس بن علی عهده دار سقایت لشکر حسین (ع) واز مدینه تا مکه و ازمکه تا کربلا برای تشنگان بسهولت آب آشامیدنی فراهم نموده ، لذا روز عاشورا هنگامیکه عباس بن علی با آن نبرد خونین رو برو شده و داغ گروهی از اصحاب و برادران و برادرزادگان را بدل دیده دیگر دنیا در نظر آن بزرگوار سخت تیره تاریک مینمود ناگهان متوجه شد کودکان از شدت عطش فریاد می زنند و عباس عزیز عموی خویش را می خوانند و می گویند : عموجان تو ما را همواره آب می دادی ، اینک چه شده است که باید لبهای ما از تشنگی بخشگد ؟ این مناظر چنان عباس را تکان داد ، که در صدد برآمد آبی بخیام آورد، و تشنگان را سیراب سازد ولو بقیمت جان تمام شود. عباس بن علی بسوی شریعه فرات حمله کرد، در حالیکه مشگی بر دوش داشت . همینکه به آب رسید آب را برابر لبهای خشکیده خود گرفت ناگاه تشنگی برادر را بیاد آورد و فرمود : بخدا قسم آب نمی نوشم با اینکه آقای من حسین (ع ) تشنه باشد. لذا مردانه آب را بروی آب ریخت و مشک را پر آب نموده بر دوش راست افکند از شریعه فرات با لب خشک بیرون شد تا کوکانرا از شدت تشنگی برهاند. فرمانده قسمت محافظ شریعه فرات با دیدن عباس بن علی فریاد زد: بهوش باشید اگر عباس آب بخیام حرم ببرد و فرزند فاطمه آب بنوشد روزگارتان سیاه می گردد ، مگذارید او جان بدر برد، لشکر از هر سمت بر او احاطه کردو از هر سو تیراندازان هجوم آوردند ، و چون نظر فرزند رشید علی رساندن آب بخیام حرم بود از کنار نهر علقمه راه را کج کرده و از میان درختان عبور خویش را قرار داد و اجازه نمی داد احدی از لشکر به او نزدیک شود وبا شمشیر آتشبار خویش دشمن را از خویش دفع می نمود. ولی تمام توجه عباس بن علی بسلامت رساندن مشگ آب بود بخیام حرم ، چون عمرسعد این منظره را دید فریاد زد وای بر شما مشگ آب را با نیزه سوراخ کنید، بخدا قسم اگر حسین آب بنوشد یکنفر از شما را باقی نخواهد گذاشت . در این میان نوفل بن ازرق که در پشت تخله ای کمین کرده بود ناجوانمردانه شمشیری بر دست راست ابوالفضل وارد ساخت ودست راست آن حضرت را از بالای بازو قطع کرد، آنحضرت بچابکی شمشیر را با دست چپ گرفت و مشگ آب را بطرف چپ افکند .
عباس بن علی با دست چپ دفاع می کرد و تن خود را سیرمشگ آب قرار داده بود که ناگاه نوفل ویا حکیم بن طفیل با شمشیر حمله نمده و دست چپ آن حضرت را از بند جدا ساختند عباس بن علی مشگ را بگردن افکند و بند آنرا بدندان گرفت و باضرب پا دشمن را میراند . عمر سعد دید عباس بن علی باز با شجاعت بی نظیر و بدون دست دشمن را دور می سازد و صولت و ابهت او در این حال صد چندان شده و وحشت سرا پای لشکر را فرا گرفته است فریاد برآورد چرا سستی می کنید تیرها را بر کمان نهید واو را هدف تیر قرار دهید و مشگ آبرا سوراخ کنید ، تیراندازان طبق دستور پیکر نازنین ابوالفضل را تیرباران کرده ولی آن بزرگ شجاع نمی گذاشت تیر بر مشگ آب وارد آید ، و تن را سپر قرار داده بود متاسفانه دشمن حمله محاصره را تنگ نمود و توانستند بالاخره تیری بر مشگ آب زده و آبها را بروی زمین ریخت . تیری بر قلب مبارک عباس بن علی وارد آمد حکیم بن طفیل هم عمود آهنین بر فرق آنحضرت زد . فریاد زد برادر برادرت را دریاب . شمشیر زنان در حد قدرت با شمشیر برهنه به پیکرش حمله ور شدند ، گاهیکه بروی زمین افتاد بدن او قطعه قطعه و چاک چاک بود.
وقتی صدای ابوالفضل بگوش امام حسین (ع) رسید، صیحه ای زدو قیافه مبارکش افسرده گشت و سخت آن حضرت گریست و فریاد زد: برادرم آه عباسم ، آه برادرم کمرم شکست .
امام (ع) با شنیدن صدای برادر بسوی برادر حرکت کرد و می فرمود : خدایت جزای جانبازان عنایت کند ، اما دشمن هنوز دست از بدن قطعه قطعه شده عباس بر نمی داشت ، چون حسین (ع) این منظره را دید حمله ای سخت و شدید کرد که طومار لشکر را درهم پیچید وچشم روزگار چنین جنگی را بیاد ندارد تمام لشکر رو فرار نهادند و آن حضرت می فرمود: کجا فرار می کنید با اینکه برادرم را کشتید ، بازوی مرا شکستید ، بالای نعش برادر نشست و سر او را بر زانو گذاشت و بلند بلند گریه کرد . امام حسین (ع) پس از اندوهی فراوان تصمیم گرفت جنازه عباس بن علی را مانند سایر شهدا بخیمه دارالحرب ببرد ، اما وضع بدن عباس طوری بود که امکان نداشت ، زیرا بدن قطعه قطعه و هر یک از اعضا را امام می خواست از زمین بردارد قسمتی دیگر بروی خاک بجای بود ناگزیر بدن را بهمان حال در کنار نهر علقمه باقی گذاشت و خود بسوی خیام حرم حرکت کرد.
در اینکه بدنهای عزیزان پیامبر خدا چند روز بروی خاک گرم کربلا باقی بود ، اختلاف است یک روز و 7 روز و 10 روز و مشهور سه روز است تا اینکه بنی اسد تصمیم بر دفن اجساد مطهره گرفتند ولی از آنجا که بدن امام را باید امام غسل بدهد و کفن بکند و نماز بخواند و از طرفی چون بدنهای طیب و طاهر آنان سر در بدن نداشت و بنی اسد نمی توانستند فرق بگذارند، امام چهارم زین العابدین شخصا مبادرت نمود ، پس از دفن اجساد مطهره و شهداء کربلا بسمت نهر علقمه روان گردید و بدن طیب ابوالفضل را که در سر راه غاضریه بروی خاک افتاده بود دید امام (ع) خویش را بروی آن بدن قطعه قطعه افکند و بلند بلند گریست و فرمان داد بنی اسد قبری حفر کردند و بدن مطهر را خود در میان قبر نهاد .
بدن مبارک عباس بن علی جدا از سایر شهدا در کنار نهر علقمه دفن شد صحن و بارگاه جداگانه ای برای زائرین تربتش بوجود آورد ، تا اینکه نام جاویدش بر صفحه روزگار برای همیشه پایدار و منزلت و بزرگواریش بر دوست و دشمن آشکار گردد.
فرزندان ابوالفضل : بعضی از مورخین چهار پسر: عبیدالله ، فضل ، حسن ، قاسم و یکدختر برای آنحضرت نوشته اند و سید محسن عاملی (ره) محمد و عبدالله ( قاسم ) را شهید کربلا و از فرزندان ابوالفضل نگاشته است . عبیدالله در نزد امام سجاد (ع) منزلت بسزائی داشت بطوریکه هر وقت آنحضرت عبیدالله را میدید گریان می گشت و بیاد فداکاری و جانبازی عمویش ابوالفضل می افتاد. مادر ابوالفضل ام البنین مرثیه می گفت . او میامد در قبرستان بقیع و چهار صورت قبر می کشید و دست فرزند ابوالفضل را می گرفت و در کنار خویش می نشاند گریه این مادر داغدیده چنان سوزناک بود که سخت ترین دلها را می سوزاند ، تا جائیکه مروان حکم دشمن شماره یک خاندان پیغمبر وقتی مرثیه ام البنین را شنید بگریه در آمد و اشکش جاری شد .
اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).
تقديم به محضر مولا حضرت مهدی(عج).
سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)
سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)
سلام بر کاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).
Jadeye_tariki@yahoo.com
http://nilofare-abi.persianblog.com
http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com
اسفند ماه 1385
سه شنبه 14/1/1386 - 8:57
دعا و زیارت
روایاتی از حضرت رسول اکرم درباره حضرت مهدی(عج) شیخ الاسلام حموینی در فرائد السمطین و شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب 77 ینابیع الموده از عبایه بن ربعی از جابربن عبدالله انصاری نقل می نمایند که رسول اکرم(ص) فرمود: «من آقای انبیاء و علی آقای اوصیاء می باشد و بدرستی که اوصیاء من بعد از من، دوازده نفرند اوّل آنها علی و آخر آنها قائم مهدی می باشد».
از سلیم بن قیس هلالی از سلمان فارسی نقل می کنند که گفت وارد شدم بر رسول اکرم(ص) دیدم حسین بر پای آن حضرت نشسته و پیوسته دوطرف صورتش را می بوسید و میفرمود: «توئی سیّد، پسر سیّد و توئی امام، پسر امام، برادر امام و توئی حجّت، پسر حجّت، و برادر حجّت، و پدر حجّتهای نه گانه که نهمی(9) آنها قائم مهدی می باشد».
شیخ الاسلام حموینی در فرائد السمطین از سعید بن جبیر از ابن عباس نقل می کند که رسول اکرم(ص) فرمود: «بدرستیکه خلفاء و اوصیاء من و حجتهای خدا برخلق بعد از من دوازده نفرند اول آنها علی و آخر آنها فرزند من مهدی است. پس نازل میگردد عیسی بن مریم روح الله پس نماز میگذارد پشت مهدی و روشن میکند (آن مهدی) زمین بنور خدا و میرساند سلطنت او را بمشرق و مغرب».
http://nilofare-abi.persianblog.com
سه شنبه 14/1/1386 - 8:51
دعا و زیارت
نام شیعه از زمان پیامبر اکرم(ص) بر سر زبانها بود
جلال الدین سیوطی که از مفاخر علمای شما ( سنی ) است و در قرن نهم هجری او را مجدد طریقه سنت و جماعت دانسته اند در تفسیر خود ( در المنثور فی کتاب الله بالمأثور ) از ابوالقاسم علی بن الحسن معروف بابن عساکر دمشقی که از فضلای دهر و محل وثوق رجال علمای شما می باشداز جابر بن عبدالله انصار که از کبار صحابه خاتم الانبیاء (ص) بوده نقل می نماید که گفت در خدمت رسول اکرم(ص) بودیم که علی بن ابیطالب ( ع) وارد شد پیغمبر فرمود : «والذی نفسی بیده ان هذا و شیعته لهم الفائزون یوم القیمه فنزل ان الذین آمنوا و عملوالصالحات اولئک هم خیرالبریه ( قسم به کسی که جان من در قبضه قدرت او است این مرد ( اشاره به علی ) و شیعه از روز قیامت رستگارانند آنگاه آیه مذکوره نازل گردید».
در فصل نهم مناقب خوارزمی مسنداً از جابربن عبدالله نقل شده که گفت خدمت رسول خدا بودیم علی ( ع ) رو بشما آمد حضرت فرمود : قد اتاکم اخی : یعنی رو به شما آمد برادر من ( علی) آنگاه ملتفت شد بسمت کعبه و دست علی را گرفت و فرمود:به آن خدائی که جان من در دست اوست این علی و شیعیان او رستگارانند روز قیامت .
سپس فرمود این علی اول از همه شما ایمان آورد و با وفاترین شماها می باشد بعهد خدا و عادل تاترین شما ها است در میان رعیت و تقسیم کننده تر از همه شما بالسویه و مرتبه اش از همه شما ها در نزد پروردگار بزرگتر است در همان وقت آیه مذکوره نازل گردید از آن به بعد هرگاه علی در میان قومی ظاهر می شد اصحاب پیغمبر می گفتند جاء خیرالبریه یعنی آمد بهترین مردم .
و موفق بن احمد اخطب الخطباء خوارزم در فصل نوزدهم مناقب مسنداً نقل می نماید از رسول اکرم (ص) که به علی (ع) فرمودند مثلک فی امتی مثل المسیح عیسی بن مریم . یعنی مثل تو در امت من مثل عیسی بن مریم حضرت مسیح است که قوم او سه فرقه شدند فرقه ای مومنین و آنها حواریون بودند و فرقه ای دشمنان او و آنها یهود بودند فرقه ای غلات که در باره آنجناب غلو نمودند ( یعنی او را خدا و شریک خدا قرار دادند ) و امت من هم در باره تو سه فرقه می شوند . فرقه ای شیعیان تو هستند و آنها مومنین اند – و فرقه ای دشمنان تو هستند و آنها ناکثین و شکنندگان عهد و بیعت تو می باشند – و فرقه ای غلو کنندگان در باره تو می باشند و آنها جاحدین و گمراهان اند . تو یا علی و شیعیان تو و دوستان شیعیان تو در بهشت خواهید بود و دشمنان وغلو کنندگان در باره تو در آتش جهنم اند .
حافظ ابونعیم اصفهانی در ص 172 جلد اول حلیه الاولیاء و ابن حجر مکی در حدیث پنجم از چهل حدیثی که در صواعق محرقه در فضایل علی (ع) آورده از ترمذی و حاکم از بریده نقل نمودند که رسول اکرم (ص) فرمود : ان الله امرنی بحب اربعه و اخبرنی انه یحبهم . یعنی خداوند مرا امر فرموده بدوستی چهارنفر و مرا خبر داده که آنها را دوست می دارد عرض کردند یا رسول الله آن چهار نفر کیانند فرمود علی بن ابی طالب و ابوذر و مقداد و سلمان .
http://nilofare-abi.persianblog.com
سه شنبه 14/1/1386 - 8:50
دعا و زیارت
وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ
انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شير باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كرديم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است
سوره 31: لقمان ﴿14﴾
سه شنبه 14/1/1386 - 8:49
آموزش و تحقيقات
اخبار در فضائل عترت و اهل بیت طهارت کواشکی در تفسیر خود موسوم به تبصره روایت کرده که رسول اکرم (ص) فرمود : من از برای ارشاد شما بسوی حق و حقیقت مزدی نمی خواهم مگر آنکه حفظ نمائید مقام مرا در اقارب و خویشان من یعنی برای خاطر من احترام نمائید اقارب و خویشان مرا و آنها علی و فاطمه و حسن و حسین واولاد و ذریه آن هر دو می باشند .
جابر بن عبدالله انصاری نقل می نماید که رسول اکرم ( ص) فرمود: توسل بجوئید بدوستی ما بسوی خدایتعالی و طلب شفاعت نمائید بما پس بدرستیکه بما اکرام می شوید و بوسیله مادوست داشته می شوید و بوسیله ما روزی داده می شوید پس دوستان ما امثال ما هستند فردا ( یعنی قیامت ) تمامشان در بهشت اند .
خالدبن معدان روایت نموده که رسول اکرم (ص) فرمود: کسی که دوست دارد آنکه مشی کند در رحمت خدا و صبح کند در رحمت خدا پس داخل نکند در قلبش شکی باینکه ذریه واولاد من بهترن ذراری هستند و وصی من بهترین اوصیاء می باشد.
جابر روایت نموده که آنحضرت فرمود: ثابت باشید در دوستی ما اهل بیت پس بدرستیکه اهل نقوی که ما را دوست بدارند با ما داخل بهشت می شوند بآن خدائی که جان محمد در قبضه قدرت اوست هیچ عملی به بنده ای نفع نمی رساند مگر بشناختن دوستی ما.
فرزندان فاطمه(س) فرزندان رسول خدا هستند
حسن و حسین از طرف مادر پسران رسول خدا هستند هم چنانکه خداوند در قرآن مجید عیسی را از ذره ابراهیم خوانده از طرف مادرش مریم .
جابربن عبدالله انصاری و خطیب خوارزمی در مناقب از ابن عباس نقل می کنند که رسول اکرم ( ص)فرمود: ان الله عزوجل جعل ذریه کل نبی فی صلبه و جعل ذریتی فی صلب علی بن ابیطالب یعنی خدای عز و جل ذریه هر پیغمبر را در صلب خودش قرار داد و ذریه مرا در صلب علی بن ابیطالب قرار داد .
http://nilofare-abi.persianblog.com
سه شنبه 14/1/1386 - 8:49
رويا و خيال
وخدا فرمود. در دستانم دو جعبه دارم که خدا آنها را به من هدیه داده است. او به من گفت:
غمهایت را در جعبه سیاه و شادی هایت را در جعبه طلایی جمع کن. من نیز چنین کردم و غمهایم را در جعبه سیاه ریختم و شادی هایم را در جعبه طلایی.
با وجود این که جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شود . اما از وزن جعبه سیاه کاسته می شد !
در جعبه سیاه را باز کردم و با تعجب دیدم که ته آن سوراخ است !
جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم : پس غمهایم کجا هستند ؟! خدا لبخندی زد و گفت: غمهای تو این جا هستند، نزد من !
از او پرسیدم :خدایا ، چرا این جعبه ها را به من دادی ؟ چرا این جعبه طلایی و این جعبه سیاه سوراخ دار؟ و خدا فرمود: فرزندم جعبه طلایی مال آنست که قدر شادی هایت را بدانی و جعبه سیاه ،تاغمهایت را رها کنی.
سه شنبه 14/1/1386 - 8:46
دعا و زیارت
با توجه به داستان حضرت خضر(ع) و حضرت موسی (ع) و برخورد آنها با هم و جریاناتی که پیش آمد نتیجه می گیریم: مانباید در مرود رویدادهای ناخوشایند که در زندگی مان پیدا می شود و یا در زندگی دیگر افراد و نزدیکانمان می بینیم، عجولانه قضاوت کنیم. باید صبر و تحمل داشته باشیم. چه بسیارند حوادثی که ما آنرا ناخوش می پنداریم اما بعدا معلوم می شود از الطاف خفیّه الهی بوده است. درچنین شرایطی باید صبر خود را از دست ندهیم و دست به عملی نزنیم که باعث پشیمانی خود شویم. همانطور که حضرت موسی(ع) بعد از اعتراضها پشیمان می شد و بعدها که متوجه هدف کارهای حضرت خضر(ع) شد، بیش از پیش ناراحت شد.
قرآن کریم در آیه 122 سوره بقره می فرمایند: « ممکن است شما چیزی را ناخوش دارید و آن به نفع شما باشد و مکن است چیزی را دوست دارید و آن به ضرر شما باشد و خدا می داند و شما نمی دانید».
در کارها نباید عجله کرد چراکه بسیاری از امور نیاز به فرصت مناسب دارد. این مسئله در مسائل مهم و ارزشمند اهمیت فوق العاده ای پیدا می کند. ممکن است عجله باعث شود یک فرصت خوب در زندگی که شاید رحمت الهی درآن باشد، از دست انشان برود و جبرانش سخت و یا حتی غیرممکن بشود.
تمام وقایع و حوادث عالم تأویلی دارد که بعدها مشخص می شود. و آن وقتی است که مقدرالهی به نهایت اجل خود برسد و خدای اذن دهد تا از خواب غفلت چندین ساله بیدار شوند و برای یک نشأت دیگری غیرنشأت دنیا مبعوث گردند. درآن روز تأویل ( بازگرداندن، پرده برداشتن ازروی اسرار چیزی) حوادث امروز روش می شود.
ما در برابر آنچه نمی دانیم، کم صبر و بی حوصله هستیم. البته این یک امر طبیعی است که انسان در برابر امروی که تنها یک روی یا یک زاویه آنرا می بیند، ناشکیبا باشد. اما داستان به ما می گوید در قضاوت نباید شتاب کرد و باید ابعاد مختلف هرموضوعی را بررسی نمود.
موسی پس از اینکه سه بار به عهد خود ( سکوت و نپرسیدن) وفا نکرد، با اینکه فراق استاد برای او ناگوار بود در برابر این واقعیت تلخ، لجاجت به خرج نداد و منصفانه حق را به او داد، صمیمانه از او جدا شد و برنامه کار خویش را پیش گرفت درحالیکه از همین دوستی کوتاه گنج های عظیمی از حقیقت اندوخته بود. انسان نباید تا آخر عمر مشغول آزمایش خویش باشد و زندگی را به آزمایشگاهی برای آینده ای که هرگز نمی آید تبدیل کند. هنگامیکه چندبار آزمود باید به نتیجه آن گردننهد.
برگرفته از کتاب : « حضرت خضر(ع) مونس یار (عج)» نوشته: مصطفی کارگرشورکی.
سه شنبه 14/1/1386 - 8:44