دعا و زیارت
سليمان الجعفرى قال سمعته بقول عليه السلام
اذن فى بيتك فانه يطرد الشيطان و يستحب من اجل الصبيان
سليمان جعفرى مى گويد از امام (ع ) شنيدم كه فرمود:
در خانه خود اذان بگوى تا شيطان از آنجا بگريزد، و مستحب است ، زيرا كودكان به آن ذكر آشنا مى شوند.
(الكافى ، ج 3، ص 311).
سه شنبه 14/1/1386 - 9:51
فلسفه و عرفان
«به نام حضرت دوست»
« ئی چینگ» (I Ching) یک کتاب مقدّس چینی است و کهن ترین متن از چین باستان و از شصت و چهار علامت تشکیل شده است، اما بدون شک اجزا اصلی این فلسفه عمیق بیش از 4000 سال عمر دارد. هدف «یی چینگ» منعکس کردن آن تغییرات و تبدیلات است که بطور مداوم، در تمام سطوح کیهان عمل می کنند حلقه ها و امواج بخت را بوجود می آورند. و ما باید بیاموزیم چگونه بر این امواج سوار شویم، تا مراد مطلوب را بدست آوریم.
سخنان بزرگان درباره « ئی چینگ »
اگر چند سال بر زندگي من افزوده مي شد، من پنجاه سال آن را به مطالعه ي «ئي چينگ» اختصاص مي دادم، و بدين ترتيب ممكن بود از ارتكاب اشتاباهات فاحش خودداري كنم.
كنفوسيوس
من بيشتر از خرد چين الهام گرفته ام، تا از «اوپانيشاد» هاي « ودانتا». « ئي چينگ» مي تواند زندگي را دگرگون كند.
هرمان هسه
من ساعتها مي نشستم، و با دقت در نتيجه ي تفال و تقابل سوالها و جواب ها، شيوه ي « ئي چينگ» را تمرين مي كردم، نتايج شاخصي كه به دست مي آمد، ارتباطي پر معنا با جريان افكارم برقرار مي كرد، براستي كه شيوه ي « ئي چينگ» كيفيت هاي خاصه ي پنهان را در اشيا و آدميان مي شناسد، و ناخودآگاه آدمي را مي بيند.
كارل گوستاو يونگ
معرفی کتاب « یي چينگ جامع ( کتاب تقدیرات - فالنامه و حکمت چینی )»
نوشته : استاد محمّد رضا یحیایی (در دست چاپ)
در این کتاب مطالب « ئي چينگ» بطور جامع ، روان و ساده ، توسط مؤلف ابداع شده است ، تا هر کسی بتواند از آن مطالب استفادۀ لازم را ببرد . « ئي چينگ» یا کتاب تقدیرات ، یکی از قدیمی ترین کتابهای دنیا بوده و بیش از چهار هزار سال عمر دارد . « ئي چينگ» به شخص امکان می دهد تا نیروهایی که بخت را رهبری می کنند ببینند ، و او را از جریانی که در طول زندگی رُخ می دهد آگاه می سازد ، و به او امکان می دهد که با اطمینان پیش برود ، و به او گوشزد می کند که در چه هنگام می تواند این جریان را به نفع خود بگرداند . « ئي چينگ» کاربردی دیگر هم دارد ، که روشن ساختن دنیای پنهان پشت ظواهر است . « ئي چينگ» نمی گوید چه چیزی رُخ خواهد داد ، بلکه در عوض روشن می کند چرا چیزها بدینگونه هستند ، و روشی را که باید اتخاذ شود پیشنهاد می کند . تصمیم گیری نهایی با خود شخص است ، و نهایتاً خود اوست که فاعل بر بخت خویش است . و شامل مطالب زیر می باشد :
1- تاریخچۀ « ئي چينگ» 2- خِرَد « ئي چينگ» 3- تقویم باستانی چین 4- جدول زمان ، علامت بروج نجومی و ستارۀ هر « شش خطی » 5- تفسیر اصطلاحات مهم 6- مفهوم نمادها و سمبل ها 7- جَهات اربعه و فـُصول 8- اعضای بدن در « ئي چينگ» 10- انواع فال گرفتن با « ئي چينگ» ( روش چوبهای بومادران - روش شش قطعه چوب - روش سه سکه ) 11- خواندن متن های « ئي چينگ» 12- جملات کلیدی در « ئي چينگ» 13- جدول راهنمای « شش خطی » ها 14- فهرست شصت و چهار « شش خطی » 15- توضیح ، تفسیر ، حکم و تصویر شصت و چهار « شش خطی » ها 16- آموزش « ئي چينگ جامع » به زبان ساده ، جهت تفأل .
اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).
سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)
سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)
سلام برکاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).
Jadeye_tariki@yahoo.com
http://nilofare-abi.persianblog.com
http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com
فروردین ماه 1386
سه شنبه 14/1/1386 - 9:51
دعا و زیارت
هوالعلي العظيم
هرچند همه اسماء نور واحدند اما احصاء اين نودونه اسم سبب خيرو بركت هر دوجهان است . اسم مبارك( الله ) اسم ذات خداوند و متجمع جميع صفات كمال و جمال و جلال اوست . هر كس روزي 100 مرتبه بگويد موثر است در رفع تمام مشكلات زندگي.
| اسماء خداوند | تعداد در روز | موثر بودن | اسمــــــاء خداوند | تعداد در روز | موثر بودن |
ا- الرحمن | 100 | مورد لطف خدا | 2-الرحيم | 258 | گشايش در كاري |
| 3- رب | هرقدر | به هنگام گرفتاري | 4- مالك | 1000 | تمام حوائج دنياو آخرت |
| 5- احد | 13 | براي راسخ شدن ايمان | 6- صمد | 124 | رفع هرگرفتاري |
| 7- يامحيط | 67 | هنگام طلب علم | 8- ولي | 46 | براي جا گرفتن محبت |
| 9- حي | 19 | شفاي مريض | 10- قيوم | 156 | براي رفع مشكل |
| 11- علي | 110 | براي اداء قرض | 12- عظيم | 1002 | نجات فوري از قرض |
| 13-حليم | 88 | آرامش بردباري | 14- خبير | 100 | راه يابي به امر پنهان |
| 15- عليم | 150 | برخورداري از علم اشراقي | 16- حكيم | 87 | بازشدن دريچه حكمت |
| 17-بصير | 101 | راهيابي به امور پنهان | 18- سميع | 180 | براي استجابت دعا |
| 19-حميد | 62 | رسيدن به اخلاق خدا يي | 20- غني | 100 | جلوگيري از فقر |
| 21- واسع | 137 | وسعت رزق | 22 - رؤف | 10 | كشيدن دل شخصي بخود |
| 23- بديع | هرقدر | راه يافتن به علوم غريبه | 24 -قابض | 903 | گرفتن حق از غاصب حق |
| 25- باسط | 10 | جلوگيري از فقر،بخل مرض | 26-قريب | 312 | رفع تمام دشواريها |
| 27-قدير | دروضو | جهت قوت قلب | 28 - تواب | 30 | نجات از وسواس ، شيطان وجن |
| 29- اله | هرقدر | مطيع خدا بودن | 30-واحد | 10 | متوجه كردن دلهابسوي خود |
| 31- شكور | 4 | بجهت شفاي چشم باوضو | 32- غفور | 1286 | كسي كه معصيت كرده |
| 33- وهاب | 14 | غني شدن مادي | 34- سميع | 9 | استجابت دعا |
| 35- قائم | 151 | طولاني شدن عمر | 36-شهيد | 70 | پيداشدن گمشده ازامرپنهان |
| 37- الرقيب | هرقدر | رفع مرض –غفلت دل | 38-حسيب | 80 | جهت نظم پيدا كردن |
| 39- العفو | هرقدر | بخشوده شدن گناهان | 40- الوكيل | 66 | رفع شردشمن مصون ماندن خانه |
| 41- مقيت | 550 | براي شفا | 42- محيي | 40 روز | روزي 1740 مرتبه عالم گردد |
| 43-مميت | 1470 | جهت دفع خصم | 44 - نعم | 350 | جهت رفع حاجت |
| 45- قوي | هرقدر | توانايي انجام كار | 46- حفيظ | هرقدر | از شرشيطان- مارو عقرب |
| 47-المجيب | 1001 | جهت رفع حوائج مهم | 48- مجيد | 99 | شفاي هر درد – عزت فرد |
اسماء خدا | تعداد | فوائد | اسماء خدا | تعداد | فوائد |
49- الودود | 77 | باز شدن تمام گره ها | 50- باقي | 113 | طولاني شدن عمر |
51-ذوالجلال والاكرام | 9 | رفع گرفتاري | 52-اول | 37 | بركت پيداكردن مال،كارو… |
53-آخر | 801 | حسن عاقبت ،دفع دشمن | 54 -ظاهر | 1106 | ظاهر شدن امري پنهان |
55- باطن | 62 | پي بردن به معناي وجود | 56- حق | 108 | اداي قرض قبل ازاذان صبح |
57- مبين | 102 | وصول به امام زمان | 58- نور | 256 | رفع تاريكيهاي زندگي |
59- وارث | 1000 | رفع ترس رفع سقط جنين | 60- صادق | 195 | رفع كدورت نفس ،دروغ |
61- خالق | هرقدر | ثابت ماندن اعتقادات | 62- قدوس | 170 | رسيدن به عرقان |
63-سلام | 136 | شفاي بيمار – رفع كدورت | 64-مومن | 136 | وحشت از جن – وسواس |
65-مهيمن | 125 | راهيابي به باطن كسي | 66- عزيز | 94 | علوم غريبه- بي نيازي(100) |
67- جبار | 21 | ايمني از شر دشمنان | جبار | 206 | خنثي سحر جادو |
68- متكبر | 662 | موجب عظمت ميان مردم | 69- مصور | هرقدر | طفلي زيبا |
70- باري ء | 213 | موجب سالم ماندن بدن | 71- منان | 141 | حضور حق |
72- رزاق | 308 | وسعت در روزي | 73- فتاح | 70 | پاكيزه شدن نفس |
74- باعث | 100 | منور شدن دل- موفقيت | 75- هادي | 20 | هدايت و معرفت به خدا |
76- كافي | 111 | كارمهمي در زندگي | 77- كبير | 232 | برآورده شدن حاجات |
78- الشاقي | 391 | موجب شفاي بيمار | 79- منتقم | 661 | كوبيدن دشمن3شب جمعه |
80- الاعلي | 111 | موافق كردن هر مخالفي | 81-كريم | 270 | ارتباط با عرش |
82- لطيف | 80 | رفع ضيق معيشت | 83- خيرالناصرين | 1242 | غلبه يافتن و پيروزي بردشمن |
84- وتر | 606 | موجب عظمت گوينده | 85- كاشف الضر | هرقدر | رفع فقر. غم . سختي ها |
86- فالق | 211 | پيدا كردن گمشده | 87- قاهر | 306 | غلبه بر دشمن ، رفع غم |
88- عدل | 4 | قبل از دعا | 89- فاطر | 290 | برآوردن كل حوائج |
90- بر | 202 | رهائي از سختيها | 91- حفي | 98 | آگاهي به ضمائر، محبت |
92- وفي | 96 | مقروضند ونمي تواننداداكنند | 93- ديان | 5000 | موجب صفاي باطن |
94- قاضي الحا جات | 911 | برآورده شدن حاجات | 95- رائي | 221 | نوراني شدن دل و چشم |
96- ذاريء | 911 | راهيابي به امور پنهان | 97- صانع | 211 | هركاري بدون نقص باشد |
98- غياث | 1511 | رفع ترس واضطراب دل | 99 - جليل | 73 | عظمت پيداكردن دلها |
Jadeye_tariki@yahoo.com
http://nilofare-abi.persianblog.com
http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com
فروردین ماه 1386
سه شنبه 14/1/1386 - 9:46
دعا و زیارت
«به نام حضرت دوست» برگزيده از قصص قرآن - مولانامحمد جويري
J مورچه اي كه با حضرت سليمان برخورد كرد از او پرسيد : از خدا چه خواستي ؟ فرمود انگشتري كه همه ملك جهان زير اين انگشتر است ؟ مورچه گفت : از آسمان تا زمين يك پارة سنگ است پس دنيا مقداري نبوده و نيست . ديگر چه خواستي ؟ فرمود ، باد را بفرمان من كرده؟ مورچه گفت حقتعالي بتو مي نمايد كه وقت مرگ خبر باد بتو داد كه سليماني بشنيد بگريست ؟ پس گفت : اي سليمان اندك چيزي از خدا خواستي اگر چنانچه صبر مي كردي خداي تعالي فرشتگان را بفرمان تو مي كرد چنانكه در آخرالزمان محمد ( ص ) به اينها التفات نكرد و بعد از آن حق تعالي فرشتگان را در فرمان وي كرد . سليمان گفت : دانش تو از كجاست ؟ گفت : سليمان پنداري كه علم جهاني تو داري حق تعالي همه عقل به يك نفر ندهد.پس سليمان تا چهل شبانه روز از محراب بيرون نيامد و تسبيح كرد و گفت : دانستم كه بندة ضعيفم .
J آصف يكي از همراهان حضرت سليمان بود كه خدا او را عالم خوانده است زبور و توراة نيك مي دانست وبا يك چشم برهم زدن تخت بلقيس را حاضر كرد.
J روزي باد بساط سليمان را برداشته بر روي هوا مي برد ، سليمان به پائين نگريست مردي ديد كه بيل مي زد وبه سليمان و لشگراو نمي نگريست ،سليمان پائين آمد مرد به نماز ايستاد ، صبر كرد تا از نماز فارغ شود . گفت : چرا به من التفات نكردي ، عرض كرد اي پيغمبر خدا، من از نظارة خداي تعالي به تو ننگريستم و نمي پردازم و ديگر آن كه عمر من يك ساعت است . آن نفس به نظارة تو نتوانم پرداخت تو نيز چون من عاجزي . پس سليمان به انديشه فرو شد آن مرد گفت : سخن باطل نور دل را ببرد. سليمان بگريست و برفت .
J اهل سبا : ايشان را دو بوستان با نعمتهاي گوناگون بود. حق تعالي گفت بخوريد و شكر نعمت بجا آوريد ولي آنها علم نداشتند و نعمت را شكر نكردند و بفساد مشغول شدند. ابليس ( لع ) در بين آنها آمد و از آنها خواست كه مال خود را بكسي ندهند تا مالشان زياد شود . آنها چنين كردند يعني اعتقاد كردند كه صدقه و زكوه بكسي ندهند وبا درويشان نكوئي نكنند. خداوند خواست بوستانها را خراب كند پس موشها انداخت تا سد را خراب كنند . در آنجا مردي به نام اوليس عاقل بود روزي كه به بيرون رفته بود موشها را ديد و فهميد كه عذاب خواهد رسيد ، برگشت وبا برادرش مالها را بفروختند و از آنجا رفتند و ناگاه آن بند خراب شد و آن قوم هلاك شدند ، جزاي هركسي كه ...
J مسجد اقصي آن است كه داود بنا كرد و مسجد ديگري از آن فراختر سليمان بنا كرد از سنگ مرمر و .. چون اجل او نزديك رسيد مسجد به اتمام رسيد.
J لقمان حكيم : او به روزگار داود بود و حبشي و عمرش 3500 سال . حق تعالي دو فرشته فرستاد كه پيغمبري خواهي يا حكمت . حكمت را اختيار كرد . گفتند چرا؟ گفت پيغمبري كار عظيم است ترسيدم كه تقصير رود. فرشتگان در دهان او دميدند حكيم شد . يكي گفت : به چه چيز بدين مرتبه رسيدي ؟ گفت : براستي گفتن و امانت بجاي آوردن و آنچه بكار نيايد ترك كردن .
J روايت شد كه چهار پادشاه بودند كه تمامي دنيا را مسخر گردانيده اند دو مؤمن( سليمان و ذوالقرنين )و دو كافر
( بخت النصر و نمردود ).
J بخت النصر (( حكم كرديم بر بني اسرائيل كه اگر ايشان فساد كنند در زمين وپيغمبران مارا خوار دارند و گردن كشي نمايند يكي را گردن كش تر بر ايشان گمارم تا همه را هلاك كند . )) نام آن شخص بخت النصر بود. مادر وي اورا بعد از بدنيا آمدن در بوته ها رها كرده بود ولي بوسيله سگي به او شير داده شد تا يكسال . روزي مادر از آنجا گذر كرد و اورا بديد اورا به خانه برد تا 7 سالكي شد به غايت با قوت بود وليكن آبله رو و گربه چشم و بر سرمو نداشت به يك پا لنگ بود وبا اين حال هيچ كودك با وي بر نيامد. بعدها او حاكم زندانيان شد و روزي همه زندانيان را آزاد و لشگركشي كرد و هركه را مي ديد مي كشت ،حتي مادر خودرا كشت . و خود را به بيت المقدس رساند و همه را بجز ارميا و دانيال پيغمبر كه قبلا به فرمان خدا ، امان نامه گرفته بود ند همه را بكشت و در آخر خود نيز اشتباها توسط سربازي كشته مي شود.
J يحيي(ع) :خداوند زكريا را فرزندي بخشيد. خداوند او را در قرآن سيد خواند و غير او هيچ پيغمبري را سيد نخواند . او را در كودكي علم داد 4 ساله تورات بياموخت و چون هفت ساله شد يادگرفته بود. هرگاه زكريا از خدا مي گفت يحيي ناله و زاري سر مي داد . علت را از خدا خواست خداوند فرمود خود گفتي فرزندي بده كه شايسته ما باشدو او در فراق ما مي گريد.يحيي بردبار بود وگردنكش نبود آنروز كه يحيي در وجود آمد فرشتگان آمدند بربالين وي و گفتند سلام خدا بتوباد و همچنين روز مرگش عرض كردند سلام خدا بر تو يحيي كه هرگز گناه نكرده و از انديشه ترس خدا شب و روز مي گريست .
J هنگامي كه بني اسرائيل كينه زكريا گرفتند تا اورا بكشند زكريا برفت قوم در پي او . در راه درختي به او گفت درميان من شو و او نيز اينچنين كرد . ابليس آمد و به آنها گفت :او در ميان درخت است مي توانيد با اره درخت را از بالا تا پائين ببريد. وقتي اره به فرق سر اورسيد، جبرئيل آمد و گفت حق تعالي گفته اگرآه بكشي نام تو را از درجه پيغمبري محو كنم تو ندانستي كه پناه عالم منم ، به درخت پناه بردي . صبركن تا درجه آن بيابي ، لب بر لب نهاد تا آنگاه كه روحش مفارقت كرد . و او را دو نيم كردند .
J در آن وقت يحيي در مناجات بود مي گفت : ملكا اگر با تو آشنائي كنم برنجاني و اگر بيگانگي كنم بسوزاني و اگر دعوت دوستي كنم بردارم كشي .
J جرجيس ( ع ) را روز سه شنبه بكشتند ملكي كه نام او ريان بود. ريان بت پرست بود قبل از عيسي . چنين آوردند كه هفتاد مرتبه ريان ، جرجيس را بكشت ، خداوند او را زنده گردانيد. جرجيس را بدار كردند و شانه آهنين گوشت و پوست از وي مي كندند همه را بسوختند آن سوخته مي گفت الله الله خدا او را بصورت نيكوتر ظاهر گردانيد ، آواز داد كه اي كافر بگو ( لااله الا الله ) ، ريان كافر با اين همه معجزه تا 7 سال او را عذاب كرد . جرجيس به خداوند گفت صبرم نماند مراشهادت روزي كن و عذاب خويش نثارشان كن . آتش از آسمان فرود آمده همه روي بر جرجيس نهادند و با شمشيرميزدند تا شهيد شد و مدتي آتش بر ايشان مي باريد تا همه هلاك شدند.
J ذوالقرنين :خدا او را پادشاهي داد تمام مشرق و مغرب در دست او بود و كافرين را مي كشت . او براي يافتن چشمه آبي كه عمر جاودانه يابد براه افتاد و خضر را مقدمه لشگر خود قرارداد . در راه ذوالقرنين و خضر هردو راه را گم كرده بودند.و ازهم جدا بودند . خضر به چشمه آبي رسيد از آن غسل كرد و آب خورد و خدا را شكر كرد وبراه افتاد . ذوالقرنين بجائي رسيد و شخصي را ديد كه به او سنگي داد بقدر سرگربه و گفت تو را بيدار كردم دراين علم بسيار يابي . اسكندر يا ذوالقرنين برگشت در تاريكي مي راند چهار پائي در ميان سنگلاخ مي گذشت لقمان حكيم گفت هركه از اين سنگ بردارد چون بروشنائي رسد پشيمان گرددو آن كس هم كه برندارد پشيمان گردد. چون بروشنائي رسيدند چنين شد زيرا آن ياقوت احمر و لعل زبر جد بودند بعد از آن ذوالقرنين از علما پرسيد كه در اين سنگ چه حكمت است وزن كردند سنگ ازحد خود زياد تر بود . خضر گفت : معني آن اين است كه خدا تورا از مشرق تا مغرب حكم داد تو سير نشدي اين سخن بشنيد و بگريست وبه طاعت مشغول گشت تا وفات او رسيد.
J خضر از براي آن گويند كه چون در زمين خشك نشستي سبز شدي و الياس براي اينكه او را از بسياري علم و دانش كه خدا او را داده بود. خضر و الياس تا روز قيامت نميرند از بهر آنكه آب زندگاني خوردند و الياس در درياها است تا درماندگانرا ياري كند و كشتي را بسلامت ببرد و خضر در بيابانها و كوهها است تا راه نمايد گمراهان را .
J عيسي (ع) : جهودان بيامدند و حصار كردند تا عيسي را هلاك كنند جبرئيل بيامد و عيسي را از سقف خانه بيرون برد و در بيت المعمور نشاند بصورت فرشتگان شد چنانكه بطعام محتاج نشد و پادشاه جهود يكي را در خانه فرستاد نام او اشبوع بود تا عيسي را بكشد چون در خانه آمد ، حق تعالي وي را مثل عيسي گردانيد. جهودان در خانه رفتند و اشبوع را گرفتند و بر دار كردند تا جان از وي برآمد. جبار عالم جل جلاله خبر داد كه مدت 50 سال اشبوع را نعمت دادم و او را قدر و منزلت نبود لكن سبب آن بود كه او را فداي عيسي كنيم و ديگر فرعون را مدت چهارصدسال نعمت دادم و اورا قدر و منزلت نبود ولكن سبب آن بود كه او را فداي موسي كنيم ديگر چهارهزار سال قرباني هابيل را پروريديم ا به وقت قرباني اسماعيل فديه شد و اسماعيل خلاي يافت ، همچنين از براي بندة مؤمن نيز 70 ، 80 سال كافران و جهودان را نعمت دنيا داديم چون بلب دوزخ رسيد ايشان را فداي مؤمنان كنيم و دوزخ فرستيم و مومنان را نجات دهيم .
اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).
سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)
سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)
سلام برکاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).
Jadeye_tariki@yahoo.com
http://nilofare-abi.persianblog.com
http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com
فروردین ماه 1386
سه شنبه 14/1/1386 - 9:42
دعا و زیارت
به نام حضرت دوست
گزیده ای از کتاب «قضاوتهای حضرت امیرالمؤمنین (ع)»
«قیصر» ملک روم نامه ای بسوی عُمر نوشت و در آن نامه مسائلی پرسش کرد ، عمر نتوانست جواب بگوید . آن را عرض به صحابه کرد هم عاجز از جواب بودند ، علی بن ابی طالب (ع) همه را جواب گفت در کمتر وقتی بدون فکر و تأمل. سئوالات قیصرملک روم و جواب علی (ع ) :
ü خبربده مرا از چیزیکه خدا آنرا خلق نکرده ؟ آن چیزی که مخلوق نیست آن قرآن است .
ü از چیزی که برای خدا نیست ؟ آن شریک باری است که خدا شریک برای او نیست
ü از چیزی که همهء آن بال است ؟ باد است
ü از چیزی که همه ء آن دهن است ؟ آتش است
ü و اما آن چیزی که همهء آن پا است ؟ آن آب است .
ü و آن چیزی که همه ء آن چشم است ؟ او شمس است
ü و اما آن پنج چیزی که در رحم مادر نبودند و روی زمین راه رفته اند ؟ آن آدم و حوا و گوسفند ابراهیم که برای فدای اسماعیل آمد و عصای موسی(ع) و ناقهء صالح(ع) .
ü و آن کسیکه عشیره نداشت ؟ آدم (ع) ابوالبشراست .
ü آن چیزی که نفس می کشد و روح ندارد ؟ صبح است .
ü آن چیزی که یک مرتبه پرواز کرد ؟کوه طور بود چون بنی اسرائیل عصیان کردند و بین آنها وارض مقدسه چند روز راه بود خداوند آن کوه را فرمان داد تا از جای کنده شد و دوبال از نور باو داد تا پرواز کرد و بر سر بنی اسر ائیل پره زد موسی (ع) فرمود که اگر توبه نکنید این کوه بر سر شما فرود خواهد آمد چون توبه کردند وقبول حکم تورات نمودند کوه به جای خود برگشت .
ü و اما مکانی که یک مرتبه آفتاب برآن تابید ؟ قعر رود نیل بود که موسی(ع) عصا را به دریا زد شکافته شد و آفتاب بر ته آن تابید و دیگر نخواهد تابید.
ü آن درختی که ،سوار تند رو، تا صد سال برود سایه آنرا طی نمی کند ؟ شجره ء طوبی است که از درختهای بهشت است هیچ قصری نیست مگر آنکه شاخهء از آن درخت طوبی در آن قصر است و مثل او مثل خورشید است که یک خورشید و نور آن در همه بلاد تابش دارد .
ü آن درختیکه بدون آب نمو کرد ؟ آن درختی بود که خدای متعال برای یونس رویانید .
ü اما غذاء اهل الجنه مثل آن در دنیا ؟ جنین در رحم مادر است که از راه ناف می خورد و می آشامد بزرگ می شود و چیزی از او دفع نمی شود .
ü ... اما کلید بهشت کلمه لااله الاالله محمد رسول الله( ص ) می باشد .
نامه به قیصر رسید و گفت بخدا قسم این اجوبه خارج نشده است مگر از خاندان نبوت و رسالت .
علی متقی در کنزالعمال روایت می کند که دو نفر نصرانی بنزد عُمر بن الخطاب آمدند و گفته اند از برای او بما خبرده از حب و بغض که چه فرق است میان آنها با اینکه معدن آنها یکی است و آن قلب است و بما خبرده از حفظ و فراموشی چه فرق است با اینکه معدن آنها نیز یکی است و چه فرق است بین خوابهایی که راست است و خوابهائیکه دروغ است با اینکه معدن آنها نیز یکی است عُمر بن الخطاب اشاره کرد بحضرت امیرالمؤمنین (ع) گفت : مسائل خود را از این جوان سؤال کن. حضرت فرمود : من ترا جواب گویم .
ü اما مسئله «حب و بغض» خداوند متعال ارواح را قبل از اجساد به دو هزار سال ایجاد کرد پس در «عالم ذر» هر گاه با هم شناسائی و الفت پیدا کردند در این عالم نیز قلب آنها بهم دیگر مایل می شود و محبت و دوستی بین آنها پیدا می شود و هر گاه در «عالم ذر» این شناسائی و الفت حاصل نشد در این عالم نیز حاصل نخواهد شد.
ü و اما « حفظ و فراموشی » برای این است که خداوند متعال هنگامیکه فرزندان آدم را خلق کرد برای قلب او پرده ای قرار داد هرگاه آن پرده بالا زده شود آنچه بشنود و بخواند حفظ و احصی می کند و هرگاه آن پرده روی قلب را بپوشاند او را فراموشی عارض می شود و اگر چیزی را بشنود یا بخواند حفظ نمی کند .
ü و اما «رؤیای صادقه و کاذبه » این است که خداوند متعال روح را که خلق کرد از برای او سلطانی قرار داد که آن نفس است هنگامی که کسی می خوابد روح بیرون می رود ولی سلطان او که نفس باشد در مرکز خود مستقر است هرگاه روح به جمعی از ملائکه برخورد کرد آنچه را در خواب به بیند راست و صدق است و هر گاه به جمعی از شیاطین و اجنه تصادف کرد آنچه را در خواب به بیند همه احلام و اکاذیب است .
آن دو نفر نصرانی که این جوابهای شافی وافی را شنیدند بشرف اسلام مشرف شدند و از آن حضرت مفارقت نکردند تا در جنگ صفین به درجه رفیعه شهادت رسیدند.
********
عُمردر هر مسئله که بر او مشکل می شد به علی (ع) رجوع می کرد از آن جمله که یکی از اصحاب که او راحارث بن سنان می گفته اند بین او و بین مردی از انصار مشاجره اتفاق افتاد ...و حارث در خشم شد و بر قیصر ملک روم داخل شد و دین نصارا را اختیار کرد قیصر از کار او تعجب کرد . (و گویند اول کسی بود که به مذهب نصاری گروید و مرتد شد .) قیصر که کاملا کردار و گفتار اسیران و حارث را تحت دقت قرار داده بود در خشم شد و هم و غم و فکر او را فرو گرفت . مجلسی بیاراست و خواص از اساقفه و اعاظم علماء نصاری را در آن مجلس جمع کرد و گفت مکتوبی به امیر آنها عمربن الخطاب بنویس و حال حارث بن سنان تجسس کن و مسائلی ما میگوئیم برای او بنویس اگر آن مسائل را جواب صحیح دادند بدانکه این دین اسلام بر حق است و ....
عُمر چون نامه را را قرائت کرد و نامه را بدست امیرالمؤمنین(ع) داد و گفت این نامه را جواب بنویسید. حضرت در همان جا قلم و دوات طلبید و نوشت :
از محل و مقام پروردگار ؟ لایخلومنه مکان و مقامه القدره و لیس له مکان . اما آن رسولی که نه از جن و نه از ملائکه ونه از بشر؟ آن رسول غرابی بود که خدای تعالی او را فرستاد تا با غراب دیگر جنگید و چون آن دیگری را کشت لاشه او را در خاک کرد قابیل از او آموخت و چثه هابیل را در خاک پنهان کرد .
از کسی که وحی به او شد نه از جن و نه از انس و نه از ملائکه ؟زنبور عسل بود که خدای تعالی می فرماید ( و اوحی ربک الی النحل الایۀ) .
و اما عصای موسی اسمش چه بود؟عصای موسی اسمش ذائده بود چون هر گاه اژدها می شد بر او زیاد می شد و چون موسی او را در دست می گرفت به حال اول بر می گشت و از درخت عوسج بود جبرئیل او را برای شعیب آورده بود .
چون نامه بدست قیصر رسید قرائت کرد همه را صحیح دانست . طلبید جماعت خود را و فرمان کرد بروید و اسیران مسلمان را از زندان بیرون بیاورید همه را بیرون آورد و به آنها خلعت بخشید و رها گردانید و حارث بن سنان را گفت تو اگر برگردی به مدینه من همچنان مواجب ترا قطع نمی کنم . گفت اگر مرا پاره پاره کنی و به آتش بسوزانی بر نخواهم گشت و حارث به دین نصرانی مُرد . ملاء الله قبره نارا .
اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).
سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)
سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)
سلام برکاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).
Jadeye_tariki@yahoo.com
http://nilofare-abi.persianblog.com
http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com
فروردین ماه 1386
سه شنبه 14/1/1386 - 9:36
آموزش و تحقيقات
«به نام حضرت دوست»
چگونه کتاب را باید مطالعه کرد؟
1. هم اکنون شمائی که مشغول مطالعه کتاب هستید، معلوماتتان چقدر است؟ و چند کلاس سواد دارید؟
اگر فوق لیسانس یا دکترا هستید، ممکن است بسیاری از مطالب کتاب را بدانید، با وجوداین یک مرتبه مطالعه کتاب شما را با مسائل جدیدتری آشنا خواهد کرد.
اگر مهندس، جراح، چشم پزشک، ریاضیدان، فیزیکدان، شیمیدان،اقتصاددان، حقوقدان، استاد یا معلّم و یا معلوماتی دراین حدود دارید، مطالعه یک یا دو مرتبه کتاب برای شما جالب خواهد بود.
اما اگر معلومات شما در حدود دیپلم یا پائینتر است، بایستی حداقل 2 تا 4 مرتبه کتاب را بخوانید و بعلاوه در موقع لزوم بازهم به برخی از مباحث آن مراجعه کنید.
2. مطالعه کننده خوب کسی است که هنگام مطالعه، عقاید و نظریات خود را اطراف و حواشی صفحات کتاب بنویسد. زیر مطالب مهم خط قرمز ( به رنگی متفاوت از رنگ نوشته های کتاب) بکشد. کسانیکه از ترس کثیف شدن کتاب حواشی کتاب را نمی نویسند و زیر مطالب مهم خط نمی کشند اشتباه می کنند. شما هم اکنون خودکار قرمزی بدست گیرید، عقاید و افکار و نظریات خود را که ضمن مطالعه به مغزتان خطور می کند، در حاشیه بالا و زیرکتاب بنویسید، زیر مطالب و جملاتی که بنظرتان جالب و مهم می آید خط قرمز بکشید. هنگام مطالعه کتاب مطالب تازه ای ازنظر شما می گذرد، موضوعات نو، فکر و ابتکار و اختراع جدیدتری مانند جرقه از نظرتان می گذرد، چنانچه درهمان موقع و لحظه فوراً آن مطلب و نکات را یادداشت نکنید، ممکن است ازخاطرتان برود و فراموش شود، و هیچگاه دیگر بیادتان نیاید.
3. معانی لغات، اصطلاحات و موضوعات و مطالبی را که نمی دانید یادداشت کنید و از افراد باسوادتر بپرسید، افکار و عقاید خود را هرچقدر هم بنظر خودتان غلط و نادرست آمد بازهم نترسید، بحث و گفتگو کنید، در بحث زود قانع نشوید، بیشتر فکر کنید، بیشتر جواب و سؤال پیدا کنید، اگر در اولین جلسه بحث جوابی را پیدا نکردید، روز یا روزهای دیگر مغز شما که شبیه ماشین حساب خودکار است جواب آنرا به شما خواهد گفت.
4. هنگام مطالعه تمام اعضاء بدن خود را شُل کنید، شل و راحت نشستن دو فایده دارد، یکی اینکه دیرتر از مطالعه خسته می شوید، دوم اینکه فکر شما بهتر کار خواهد کرد، پس برای اینکار مانند گربه که هنگام خوابیدن خود را شُل و آزاد رها می کند، شما هم خود را روی صندلی یا روی زمین شل و آزاد رها کنید؛ بازوها، دستها، پاها، شکم و کمر خود را کاملا شل کنید و به وضع کاملا راحتی بنشینید، چند دقیقه چشمهای خود را ببندید و پوست صورت خود را هم شُل کنید.
5. اگر هنگام مطالعه در جای ساکت و تنها باشید بهتراست، زیرا شلوغی و سروصدا حواس تان را پرت خواهد کرد، البته هستند کسانیکه در جای شلوغ قادر به مطالعه هستند.
6. گاهی اوقات در قسمتی ازمطالب کتابها، خلاصه ای از یک کتاب 300 صفحه ای را در چند صفحه آورده اند، اگر شما وقت بیشتری دارید به کتابهائی که در زیرنویس صفحه یا در فهرست منابع ( که معمولاً درآخر کتاب آورده می شود) مراجعه کنید و آن کتابها را نیز مطالعه نمائید.
اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).
سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)
سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)
سلام برکاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).
Jadeye_tariki@yahoo.com
http://nilofare-abi.persianblog.com
http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com
فروردین ماه 1386
سه شنبه 14/1/1386 - 9:35
دعا و زیارت
«به نام حضرت دوست»
برگرفته ازکتاب: بهشت و حوریان بهشتی ، ناشر: شمیم گل نرگس.
حور جمع حوراء است و حوراء به دخترجوان و باکره و سفيد و بسيار زيبا و سياه چشم گفته می شود که دارای پستانهای بسيار زيبايی که گرد و تازه رسيده و کمی برآمده اند می باشند.
قرآن می فرمايد:
﴿ (برای پرهيزگاران)، دخترانی بسيار جوان و هم سنّ وسال و جامهايی لبريز و پياپی(ازشراب طهور) ﴾ . (سوره نبأ، آیه 33)
﴿ (بهشتيان) همسرانی از حورالعين (سياه چشم وبسيارزيبا) دارند همچون مرواريد درصدف پنهان. اينها پادشی است که در برابر اعمال که انجام می دادند.﴾ (سوره واقعه آیه 22)
﴿نزد بهشتيان همسرانی زيباچشم است که جز به شوهران خود عشق نمی ورزند، گويی(ازلطافت وسفيدی)همچون تخم مرغهايی هستندکه (درزير بال وپرمرغ) پنهان مانده (و دست انسانی هرگز آنرا لمس نکرده است ونزديکی نکرده است) ﴾. (سوره صافات،آیه 48)
پيامبراکرم(ص) فرمودند: «همانا بهشتيان به چيزی بيشتراز نکاح اشتها ندارند و لذت نمی برند». (کتاب لثالی، ص 503)
درحديثی بدين مضمون آمده است که:«بهترين چيزهايی که مردم در دنيا وآخرت ازآنها لذّت می برند، لذت آميزش و بهره برداری از زنان می باشد». (کتاب وسائل، جلد14، ص 468)
«(دربهشت)توان بدنی انسان درکاميابی از زنان به اندازه صد نفر می گردد». (کتاب کنزالعمال، جلد14، ص 468)
حضرت علی(ع) فرمودند: «هريک ازآن حوريان، هفتاد حلّه پوشيده اند و سفيدی ساق ايشان از زير هفتاد حلّه معلوم است. از جماع باهريک ازآن حوريان لذّت صد مرد را می يابد که هريک چهل سال خواهش مجامعت داشته باشندو برايشان ميسّرنشده باشد». (بحارالانوار،ج 8، ح 205)
درجای ديگرحضرت علی(ع)فرمودند: «پس آن مؤمن با قوّت صد جوان باآن حوری جماع کند و يک معانقه با او هفتادسال طول می کشد. مؤمن متحيّر می باشد که نظر به کدام عضو حوری بکند، بر روی او يا برپُشت او يا بر ساق او. برهرعضو اوکه نگاه می کند از شدّت نور وصفا، روی خودرا درآن مشاهده می نمايد. پس دراين حال زن ديگری براو مشرف ميگردد که خوشروتر و خوشبويتر از اوّلی است». (بحارالانوار،ج 8، ح 205)
حضرت اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: «هيچ مؤمنی داخل بهشت نمی شود مگر آنکه خداوندِغنیّ ، پانصد حوری به او عطا می فرمايدکه با هر حوری هفتاد غلام وهفتاد کنيز نيز می باشدکه هريک مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مکنون می باشند». (بحارالانوار،ج 8، ح 205)
رسول اکرم(ص) می فرمايد: «حوری از خيمه خود بيرون آيدو روی به تخت مؤمن بخرامد و چون به نزد مؤمن می آيد با پانصد سال ازسالهای دنيا همديگر را می بوسند که برای هيچ کدامشان ، خستگی و ملال حاصل نمی گردد».
امام صادق(ع) فرمودند: « زنانِ بهشت حسد نمی برند و حائض نمی شوند و بدخويی نمی کنند».
رسول اکرم(ص) فرمودند: «هرمؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می دهند و چهار زن از آدميان، که ساعتی با حوريّه صحبت می دارد و ساعتی با زن دنيا و ساعتی باخود خلوت می کند و بر کُرسيها تکيه زده اند و بايکديگر صحبت می دارند». (بحارالانوار،ج 8، ص 157، ح 98)
اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).
سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)
سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)
سلام برکاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).
Jadeye_tariki@yahoo.com
http://nilofare-abi.persianblog.com
http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com
فروردین ماه 1386 خورشیدی
سه شنبه 14/1/1386 - 9:33
دعا و زیارت
«به نام حضرت دوست»
گزیده ای از کتاب «حضرت خضر(ع) مونس یار (عج)»– تالیف: مصطفی کارگر شورکی
لقب ایشان در تمام کتب ، خضر و نام ایشان ( بلیا ) می باشد. از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند : « حضرت خضر (ع) روی هیچ چوب خشک نمی نشست مگر آنکه سبز می شد و بر هیچ زمین بی علفی نمی نشست مگر آنکه سبز و خرّم می گشت و اگر او را خضر نامیدند ، به همین جهت بوده است . ظهور خضر(ع)3450 سال بعد از هبوط آدم (ع) بوده است و در فارس (ایران ) متولد شدند .(تاریخ طبری) . بر این عقیده اند که حضرت خضر(ع) آب حیات خورده است و تا ابد زنده هستند . از امام صادق(ع) آمده که در معراج حضرت رسول (ص) صحبت از حضرت خضر می شود. جبرئیل گفت : خضر از اولاد پادشاهان و ایمان به خدا آورده بود . در حجره ای از خانه ی پدرش خلوت گزیده بود وعبادت خدا می کرد . پدرش را فرزندی به جز او نبود . پس مردم گفتند : زنی را به او تزویج کن … خضر گفت : من نیازی به زن ندارم . پس پادشاه بر حضرت خضر (ع) غضب کرد . فرمود که او را در حجره کنند و درش را به گل و سنگ محکم کنند . روز دیگر در اثرشفقت پدری فرمود که در را بگشایند ولی او در حجره نبود . حقتعالی به او قوّتی کرامت کرد که به هر صورت بخواهد متصوّر ، و از نظر مردم پنهان شود . سپس با ذوالقرنین (یا به نظر بعضی ها کورش کبیرکه پسرخاله وی بوده) همراه شد و سپه سالار لشکر او شد تا آنکه از آب زندگانی خورد و هر که از آن بخورد تا دمیدن صور زنده است .
محل زندگی خضر (ع) بنا به روایات ، مسجد سهله می باشد . در این مسجد مقامی به نام او وجود دارد . مسجد سهله جایگاه ادریس و ابراهیم خلیل الرحمن بوده . خداوند هیچ پیغمبری را مبعوث نکرد جز اینکه در این مسجد نماز گزارد . آن جناب پیغمبری مرسل بوده که خدا به سوی قومش مبعوثش فرموده و او مردم را به سوی توحید دعوت می کرده است . (تفسیرالمیزان ) . علم آن عالم (علم لدنی ) یک علم عادی نبوده بلکه گاهی قسمتی از اسرار این جهان و رموز حوادثی که تنها خدا می داند ، بوده است . امام رضا ( ع ) عنوان می کنند که حضرت خضر(ع) در زمان غیبت امام زمان (عج ) مونس ایشان و درتنهایی رفیق آن حضرت می باشد. صوفیان در چلّه های خویش در دل شب او را کلید فتوح خویش تلقّی کرده اند . بیمارانی که در خواب از دست او جامی نوشیده و غذایی خورده و نقد عافیت خویش باز یافته اند .
حضرت علی ( ع ) می فرمایند : ملکی به نام رقائیل ، دوست ذوالقرنین بود . به ذوالقرنین می گوید: در روی زمین چشمه ای وجود دارد که (آن) را عین الحیاه می گویند . هر کس از آب چشمه بخورد همیشه زنده خواهدبود تا آنکه خودش از خدا طلب مرگ کند . ذوالقرنین جویا محل می شود که ملکی می گوید: ما در آسمان می دانیم که محل این عین الحیاه زمین تاریکی ( ظلمات ) است که احدی از جن و انس به آنجا راه پیدا ننموده است . به هر حال ذوالقرنین همراه عده ای از جمله حضرت خضر(ع) به آن مکان وارد می شود که خضر(ع) ابتدا وارد، و از آن آب می خورد.
حضرت خضر ( ع) تا روز قیامت زنده هستند تا دجّال ستمگر را تکذیب کند و عمر او دلیلی محکم بر عمر طولانی حضرت مهدی ( عج) می باشد . در روایات آمده است که حضرت خضر و الیاس ، هر سال در مراسم حج شرکت و با هم ملاقات می کنند .
چهار نفر از انبیاء تاکنون زنده اند : دو نفر آنها یعنی عیسی و ادریس در آسمانند و دو نفر دیگر یعنی خضر و الیاس در زمینند . ( تفسیر المیزان )
ملاقات خضر(ع) با موسی ( ع ) براساس ماجراهای بین ایشان و اعتراض موسی (ع) و زمان جدایی ، خضر(ع) ماجرا را تاویل می کند : 1- داستان سوراخ کردن کشتی : کشتی برای مستمندان بود خواستم معیوبش کنم چون در راهشان شاهی بود که همه کشتی ها را به غضب می گرفت . 2- اما آن پسررا که کشتم پاکیزه نبود ، پدر و مادر خود را به کفر دعوت می کرد وآن دو به خاطر شدت محبتی که به وی داشتند ، دعوتش را بپذیرند . خدا امر فرموده تا فرزندی دیگر، بهتر از او به آن دو بدهد . زیرا صاحب دختری شدند که آن دختر پیغمبری زائید. در اکثر روایات آمده که از دختر هفتاد پیغمبر البته با واسطه به دنیا آمد . 3- اما دیواری که تعمیر کردم از دو پسر یتیم بود و گنجی زیر آن بود . پدرآنها صالح بود و در بعضی دیگر آمده که جد دهمی و در بعضی هفتمی بوده که صالح بوده . امام صادق (ع) می فرمایند : این گنج طلا و نقره نبود ، تنها لوحی بود که چهار جمله برآن ثبت بود. لااله الاالله، من ایقن بالموت لم یضحک ، و من ایقن بالحساب لم یفرح قلبه ، من ایقن بالقدر لم یخش الاالله: معبودی جز الله نیست . کسی که به موت ایمان دارد( بیهوده ) نمی خندد، و کسی که یقین به حساب الهی دارد ( و در فکر مسؤولیتهای خویش است ) خوشحالی نمی کند و کسی که یقین به مقدرات الهی دارد جز از خدا نمی ترسد . ( تفسیر نمونه ج12).
اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).
سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)
سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)
سلام برکاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).
Jadeye_tariki@yahoo.com
http://nilofare-abi.persianblog.com
http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com
فروردین ماه 1386
امیر
سه شنبه 14/1/1386 - 9:31
کامپیوتر و اینترنت
پسوند فایل های تصویری
*.dat
*.avi
*.mpg
سه شنبه 14/1/1386 - 9:28
کامپیوتر و اینترنت
پسوند فایل های صوتی
wab mp3
mp4
سه شنبه 14/1/1386 - 9:27