امام حسین (ع)
:
هيچ امري را نپذير مگر آنكه خودت را شايسته آن بداني .
لا تتناول إلا ما رأيت نفسك له أهلا.
اعيان الشيعه ، ج 1، ص 621
امام صادق (ع)
:
پدرم فرمود : وقتي اراده كار خيري كردي بشتاب ، زيرا نمي داني چه پيش مي آيد .
كان أبي يقول : اذا هممت بخير فبادر ، فانك لا تدري ما يحدث .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 212
امام صادق (ع)
:
چيزي كه مايه تقرب به خداي متعال است كوچك مشمار ، اگر چه پاره خرمايي باشد .
لا تستقل ما يتقرب به إلي الله عز و جل و لو شق تمرة .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 212
امام حسین (ع)
:
امام سجاد (ع)
:
بار خدايا به بخشش خود ما را از بخشش بخشندگان بي نياز گردان ( هبه به معني بخشش بي عوض است و معني حقيقي آن جز درباره خداي تعالي يافت نمي شود ، زيرا اوست كه نياز هر نيازمندي را بدون عوض و غرضي مي بخشد ) و با صله و پيوستن ( احسان و بخشش خود ) ما را از ترس كساني كه با ما قطع كرده دوري مي گزينند نگهدار تا با بخشش تو به ديگري رونياندازيم ، و با احسان تو از ( دوري گزيدن ) ديگري نترسيم
اللهم اغننا عن هبة الوهابين بهبتك ، و اكفنا وحشة القاطعين بصلتك حتي لا نرغب الي احد مع بذلك ، و لا نستوحش من احد مع فضلك .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
[9] در درون سينه انسان قطعه گوشتی آويخته است [10] که عجيب ترين اعضای وجود او است : و آن قلب او است . و اين شگرفی بخاطر آنست [11] که انگيزه هائی از حکمت و ضد آن در آن جمع است . هرگاه آرزوها در آن ظاهر شود طمع او را ذليل خواهد کرد [12] و هنگامی که طمع در او به هيجان آيد حرص او را هلاک مي کند و هنگامی که ياس مالک او گردد تاسف او را از پایدر مي آورد [13] و هرگاه غضب بر او مستولی شود خشمش فزونی مي گيرد و هرگاه از چيزی راضی شود جانب احتياط را از دست مي دهد [14] و اگر ترس بر او غالب شود احتياط کاری او را به خود مشغول مي دارد و هرگاه کار او آسان گردد در غفلت و بي خبری فرو مي رود [15] اگر مالی بيابد بي نيازی او را به طغيان وا مي دارد و اگر مصيبتی به او برسد بيتابی او را رسوا مي کند [16] و اگر فقر دامنش را بگيرد مشکلات او را بخود مشغول مي دارد و اگر گرسنگی پيدا کند از ناتوانی زمين گير مي شود [17] و اگر پرخوری کند راه نفس را بر او مي بندد و بطور کلی هرگونه کمبود به او زيان مي رساند و هرگونه زيادی او را فاسد مي سازد .
108 - [9] و قال [ع ] : لقد علق بنياط هذا الانسان بضعه [10] هی اعجب ما فيه : و ذلک القلب و ذلک ان له [11] مواد من الحکمه و اضدادا من خلافها ،فان سنح له الرجاء اذله الطمع ، [12] و ان هاج به الطمع اهلکه الحرص ، و ان ملکه الياس قتله الاسف ، [13] و ان عرض له الغضب اشتد به الغيظ ، و ان اسعده الرضی نسی التحفظ ، [14] و ان غاله الخوف شغله الحذر ، و ان اتسع له الامر استلبته الغره ، [15] و ان افاد مالا اطغاه الغنی ، و ان اصابته مصيبه فضحه الجزع ، [16] و ان عضته الفاقه شغله البلاء ، و ان جهده الجوع قعد به الضعف ، [17] و ان افرط به الشبع کظته البطنه فکل تقصير به مضر ، و کل افراط له مفسد
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
ما جايگاه ميانه حد وسط هستيم عقب افتادگان بايد به ما ملحق شوند و تندروان غلوکننده بايد بسوی ما بازگردند.
109 - و قال [ع ] : نحن النمرقه الوسطی ، بها يلحق التالی ، و اليها يرجع الغالی
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ، و به سوي ما تدبير فرما و به زيان ما كيد منما ( كيد اراده زيان رساندن به ديگري است از روي پنهاني و آن از خلق حيله و فريب است و از خداي تعالي تدبير به حق و مجازات اعمال خلق است ) و براي ( دشمنان ) ما مكر كن و با مكر مكن ( مكر خدا بلا و گرفتاري از جانب اوست به دشمنانش ) و ما را ( بر دشمنان دين ) پيروز گردان او ( آنها را ) بر ما پيروز مگردان
اللهم فصل علي محمد و اله ، و كد لنا و لا تكد علينا ، و امكر لنا و لا تمكر بنا ، و ادل لنا و لا تدل منا .
صحيفه سجاديه
امام حسین (ع)
:
امام صادق (ع)
:
وقتي اراده كار خيري نمودي تأخيرش مينداز زيرا خداي متعال گاهي بر بنده مشرف مي شود كه او مشغول طاعتي است ، پس مي فرمايد : به عزت و جلالم سوگند كه تو را پس از اين هرگز عذاب نكنم و چون اراده گناهي كردي انجام مده ، زيرا گاهي خدا بر بنده مشرف مي شود كه او معصيتي انجام دهد ، پس مي فرمايد : به عزت و جلالم كه تو را بعد از اين ديگر نخواهم آمرزيد .
اذا هممت بشي ء من الخير فلا تؤخره ، فان الله عز و جل ربما أطلع علي العبد و هو علي شيء من الطاعة فيقول : و عزتي و جلالي لا أعذبك بعدها أبدا و اذا هممت بسيئة فلا تعملها فانه ربما اطلع الله علي العبد و هو علي شيء من المعصية فيقول : و عزتي و جلالي لا أغفر لك بعدها أبدا .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 213