امام حسین (ع)
:
پروردگارا، تو مي داني كه ما به خاطر هوس سلطنت يا به منظور تصفيه حسابهاي شخصي ، عليه حكومت بني اميه قيام نكرده ايم ، بلكه بدان جهت قيام كرده ايم كه مظاهر دينت را به مردم نشان دهيم و در سرزمينت اصلاحي كرده باشيم ، تا در پناه دين ، بندگان ستمديده ات بيارامند و به فرايض و سنن و احكامت عمل شود. اي مردم ، بدانيد كه اگر شماها ما را ياري نكنيد و درباره ما انصاف ندهيد، ستمگران بر سرتان مسلط خواهند شد و در خاموش كردن نور پيامبرتان خواهند كوشيد. خداوند براي ما پشتيبان محكمي است ، بر او تكيه مي كنيم و به درگاهش زاري مي نماييم ، و بازگشت ما به سوي اوست .
أللهم إنك تعلم أنه لم يكن ما كان منا تنافسا في سلطان و لا التماسا من فضول الحطام ، ولكن لنري المعالم من دينك و نظهر الإصلاح في بلادك ، و يأمن المظلومون من عبادك ، و يعمل بفرائضك سننك و أحكامك ، فإنكم الا تنصرونا و تنصفونا قوي الظلمة عليكم ، عملوا في إطفاء نور نبيكم ، و حسبنا الله ، و عليه توكلنا، و إليه أنبنا و إليه المصير.
بحار الانوار، ج 97، ص 80
امام علی (ع)
:
هنگامی که تحيتیبتو گويند بصورتی بهتر از آن پاسخ گو و هنگامي که هديه برای تو فرستند آنرا به بهتر از آن مقابله کن ولی با اين حال فضيلت از آن کسی است که ابتداء کرده است
62 - و قال [ع ] : اذا حييت بتحيه فحی باحسن منها ، و اذا اسديت اليک يد فکافئها بما يربی عليها ، و الفضل مع ذلک للبادی ء
نهج البلاغه
امام حسن (ع)
:
نعمت ، امتحان و آزمايش الهي است . پس اگر شكر كردي ، نعمت است و اگرناسپاسي كردي ، به غضب و خشم الهي تبديل ميشود .
النعمة محنة ، فان شكرت كانت نعمة ، فان كفرت صارت نقمة .
بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113
پیامبر اکرم (ص)
:
از گهواره تا گور دانش بجوييد .
اطلبوا العلم من المهد الي اللحد .
نهج الفصاحه ، ص 64 ، ح 327
پیامبر اکرم (ص)
:
قسم دروغ كالا را تلف كند و كسب را از ميان ببرد .
اليمين الكاذبة منفقة للسلعة ممحقة للكسب .
نهج الفصاحه ، ص 648 ، ح 3226
امام حسن (ع)
:
از بهره زبانت همان مقدار براي تو كفايت ميكند كه راه هدايتت را از گمراهي روشن كند .
كفاك من لسانك ما اوضح لك سبيل رشدك من غيك .
بحار الانوار ، ج 78 ، ص 114
امام علی (ع)
:
شفاعت کننده بال و پر طلب کننده است .
63 - و قال [ع ] : الشفيع جناح الطالب
نهج البلاغه
امام حسین (ع)
:
سپاس به درگاه خداوندي كه آنچه خواهد، انجام گيرد و نيرويي نيست مگر آن كه قائم به ذات احديت اوست . همان گونه كه گردنبند به گردن دختران جوان افتاده است ، مرگ نيز گريبانگير فرزندان آدم است . آن چنان كه يعقوب شوق ديدار يوسف داشت ، من نيز به شدت اشتياق ديدار پدران و گذشتگانم دارم . دست تقدير الهي براي من قتلگاهي برگزيده است كه بايد به ديدار آن بشتابم . مي بينم كه به همين زوديها گرگهاي گرسنه "نواويس " و "كربلا" مرا در محاصره انداخته ، بند بند اعضاي بدنم را از هم جدا مي كنند و عطش دروني خود را با كشتن من فرو مي نشانند. از چنين روزي كه قلم تقدير بر آن گذشته است ، تدبير و راه فراري نيست . ما اهل بيت به آنچه خداوند راضي باشد، رضايت داريم . بر اين بلا كه براي ما خواسته است ، صبر مي نماييم ، البته او نيز پاداش صابران به ما عطا خواهد فرمود. ما پاره هاي تن پيامبريم و پاره تن پيامبر از او جدا نمي شود. ما در بهشت ، دور و بر پيامبر گرد خواهيم آمد و با رفتن ما چشم پيامبر روشن شده ، وعده هايي كه داده شده است ، عملي مي گردد. اينك در ميان جمع ما هر كس جان در كف آماده شهادت است و خود را براي مرگ و ملاقات الهي مهيا ساخته ، به همراه ما كوچ كند كه فردا صبح به ياري خدا من حركت مي كنم .
ألحمد لله و ما شاء الله و لا قوة إلا بالله و صلي الله علي رسوله و سلم ، خط الموت علي ولد آدم مخط القلادة علي جيد الفتاة، وما أولهني إلي إسلافي إشتياق يعقوب إلي يوسف ، و خير لي مصرع أنا لاقيه ، كأني بأوصالي يتقطعها عسلان الفلوات بين النواويس و كربلاء فيملأن مني أكراشا جوفا و أجربة سغبا، لا محيص عن يوم خط بالقلم ، رضي الله رضانا أهل البيت ، نصبر علي بلائه ، و يوفينا أجور الصابرين ، لن تشذ عن رسول الله - (ص ) - لحمته ، و هي مجموعة له في حظيرة القدس تقربهم عينه ، و ينجز لهم وعده ، من كان فينا باذلا مهجته و موطنا علي لقاء الله نفسه فليرحل معنا، فإني راحل مصبحا إن شاء الله تعالي .
بحار الانوار، ج 44، ص 366
امام سجاد (ع)
:
و فرشتگاني كه از هيچ كوشش خستگي و از هيچ رنج ماندگي و سستي به آنها رونمي آورد ، و شهوات و خواهشها آنان را از تسبيح تو بازنمي دارد ، و فراموشي كه پيدايش آن از غفلتها و بي خبريهاست آنها را از تعظيم و بزرگ دانستن تو جدا نمي سازد
و الذين لا تدخلهم سئمة من دؤب ، و لا اعياء من لغوب و لا فتور ، و لا تشغلهم عن تسبيحك الشهوات ، و لا يقطعهم عن تعظيمك سهو الغفلات .
صحيفه سجاديه
امام باقر (ع)
:
خدا رحمت كند بنده اي را كه علم را زنده كند .
رحم الله عبدا احيا العلم
كافي ، ج 1 ، ص 41