امام سجاد (ع)
:
و شگفت تر از آن بردباري تو درباره من و درنگ تو از زود به كيفر رسانيدن من است ، و اين نه براي گرامي بودن من نزد توست ، بلكه براي مدارا و خوشرفتاري و احسان توست بر من تا از معصيت خشم آور تو دست بردارم ، و از گناهان خواركننده خود را باز دارم ، و براي آن است كه گذشتن از من نزد تو از به كيفر رساندن من خوشايندتر است ( زيرا عفو و بخشيدن مقتضي رحمت است و عقوبت و كيفر مقتضي غضب است ، و رحمت مقدم بر غضب است )
و اعجب من ذلك اناتك عني ، و ابطاؤك عن معاجلتي ، و ليس ذلك من كرمي عليك ، بل تانيا منك لي ، و تفضلا منك علي لان ارتدع عن معصيتك المسخطة ، و اقلع عن سيئاتي المخلقة ، و لان عفوك عني احب اليك من عقوبتي .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار چرا که ممکن است روزی دشمنت گردد [ و نيز ] دشمنت را در همين حد دشمن دار زيرا ممکن است روزی دوست تو شود
268 - وقال [ع ] : احبب هونا ما ، عسی ان يکون بغيضک يوما ما ، و ابغض بغيضک هونا ما ، عسی ان يکون حبيبک يوما ما
نهج البلاغه
پیامبر اکرم (ص)
:
هر كه بي علم عمل كند ، بيش از آنچه اصلاح ميكند ، افساد خواهد كرد .
من عمل علي غير علم ، كان ما يفسد اكثر مما يصلح .
نهج الفصاحه ، ص 622 ، ح 3058
امام علی (ع)
:
[11] مردم در دنيا دو گروهند : گروهی به خاطر دنيا تلاش مي کنند [12] ودنيايشان آنان را از آخرتشان بازداشته نسبت به بازماندگان خود از فقر وحشت دارند [13] ولی [ از فقر معنویاخروی] خويش را در امان مي دانند لذا عمر خود را در راه منافع ديگران فانیمي سازند . گروهیديگر : بخاطر آنچه بعد از دنيا است کوشش مي کنند [14] اما سهم آنها از دنيا بدون عمل به آنها مي رسد آنها هر دو بهره [ بهره دنيا و بهره آخرت ] را با هم مي برند [15] و هر دو سرا را با هم مالک مي شوند . در درگاه خداوند آبرومند خواهند بود به گونه ایکه هر چه را بخواهند خداوند از آنها دريغ نمي دارد .
269 - [11] وقال [ع ] : الناس فی الدنيا عاملان : عامل عمل فی الدنيا للدنيا [12] قد شغلته دنياه عن آخرته ، يخشی علی من يخلفه الفقر ، [13] و يامنه علی نفسه ، فيغنی عمره فی منفعه غيره ، و عامل عمل فی الدنيا لما بعدها ، [14] فجاءه الذی له من الدنيا بغير عمل ، فاحرز الحظين معا ، [15] و ملک الدارين جميعا ، فاصبح وجيها عند الله ، لا يسال الله حاجه فيمنعه
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
و من ، اي خداي من ، گناهانم بيشتر و نشانه هايم ( كارهايم كه اثري از آن مانده است ) زشت تر و كردارهايم بدتر و بي باكيم در نادرستي سخت تر و بيداريم هنگام طاعت تو سست تر و آگاهي و مراقبتم به تهديد و ترساندن تو از كيفرت كمتر از آن است كه زشتيهاي خود را براي تو بشمارم ، يا بر يادآوري گناهانم توانا باشم
بل انا ، يا الهي ، اكثر ذنوبا ، و أقبح اثارا ، و أشنع افعالا ، و أشد في الباطل تهورا ، و اضعف عند طاعتك تيقظا، و اقل لوعيدك انتباها و ارتقابا من أن احصي لك عيوبي ، أو اقدر علي ذكر ذنوبي .
صحيفه سجاديه
امام صادق (ع)
:
دعاي انسان براي برادرش در غياب او روزي را فراوان كند و از ناخوشي و بدي جلوگيري كند .
دعاء المرء لأخيه بظهر الغيب يدر الرزق و يدفع المكروه .
اصول كافي ، ج 4 ، ص 270
امام صادق (ع)
:
بترسيد از دعاي ستمديده و مظلوم زيرا كه آن از ابرها بالا رود تا خداي متعال در آن بنگرد و فرمايد : آن را بالا بريد تا براي او اجابت كنم .
اياكم و دعوة المظلوم فإنه ترفع فوق السحاب حتي ينظر الله عز و جل إليها فيقول : ارفعوها حتي استجيب له .
اصول كافي ، ج 4 ، ص 273
امام سجاد (ع)
:
و اين كه خود را به اين سخنان سرزنش مي نمايم براي طمع در مهرباني توست كه اصلاح كار گناهكاران به آن است ، و براي اميد به رحمت توست كه رهايي گردن خطاكاران به آن است
و إنما اوبخ بهذا نفسي طمعا في رافتك التي بها صلاح امر المذنبين ، و رجاء لرحمتك التي بها فكاك رقاب الخاطئين .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
[16] مي گويند : در ايام خلافت عمربن خطاب در نزد او از زيورهاي کعبه و کثرت آن سخن به ميان آمد . گروهی گفتند : [1] اگر آن را مي گرفتی و لشکرهای مسلمين را مجهز مي ساختی اجرش بزرگتر بود کعبه زيور و زينت برای چه مي خواهد ؟ [2] عمر نيز تصميم گرفت که چنين کند و در اين باره از اميرمؤمنان سؤال نمود . آن حضرت در پاسخ فرمود : اين قرآن بر پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم نازل شد در حالیکه [3] چهار نوع مال وجود داشت اموال مسلمانان که آنها را طبق دستور قرآن بين ورثه تقسيم فرمود [5] فيي ء که آن را بر مستحقان آن بخش نمود خمس که آنرا در مورد خود قرار داد [6] و صدقات که آنها را نيز در مواردش صرف کرد . و در آن هنگام زيورهای کعبه بر آن بود [7] و خداوند آنرا بر همان حال گذاشت نه اينکه از روی فراموشی آن را گذاشته باشد و وجودش بر او مخفی باشد . [8] بنابراين تو هم آن را بر همان حال که خدا و پيامبرش آنرا قرار داده اند باقی گذار . عمر گفت : اگر تو نبودی رسوا مي شديم و زيورهای کعبه را به حال خود واگذاشت .
270 - [16] وروی انه ذکر عند عمر بن الخطاب فی ايامه حلی الکعبه و کثرته ، فقال قوم : [1] لو اخذته فجهزت به جيوش المسلمين کان اعظم للاجر، و ما تصنع الکعبه بالحلی ? [2] فهم عمر بذلک ، و سال عنه امير المؤمنين [ع ] ، فقال [ع ] : [3] ان هذا القرآن انزل علی النبی [ص ] ، و الاموال اربعه : [4] اموال المسلمين فقسمها بين الورثه فی الفرائض ، [5] و الفی ء فقسمه علی مستحقيه و الخمس فوضعه الله حيث وضعه ، [6] و الصدقات فجعلها الله حيث جعلها و کان حلی الکعبه فيها يومئذ ، [7] فترکه الله علی حاله ، و لم يتکره نسيانا ، و لم يخف عليه مکانا ، [8] فاقره حيث اقره الله و رسوله فقال له عمر : لولاک لا فتضحنا و ترک الحلی بحاله
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
مي گويند : دو نفر را خدمت آن حضرت آوردند که از بيت المال سرقت کرده بودند يکی از اين دو برده بيت المال و ديگری برده مردم امام فرمود : اما اين يکی[ برده بيت المال ] خودش مال خداست و حدی بر او نيست مال خداوند قسمتی قسمت ديگر را خورده و اما آن ديگری بايد به شدت حد بر او جاری شود . و دستش قطع گردد .
271 - وروی انه [ع ] رفع اليه رجلان سرقا من مال الله ، احدهما عبد من مال الله ، و الاخر من عروض الناس فقال [ع ] : اما هذا فهو من مال الله و لا حد عليه ، مال الله اکل بعضه بعضا ، و اما الاخر فعليه الحد الشديد فقطع يده
نهج البلاغه