• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    جستجو :
    تعداد در صفحه :
امام سجاد (ع) : بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ، و دعاي من را برآورنده و به آوازم نزديك و به زاريم مهربان و به صدايم شنوا باش
اللهم صل علي محمد و اله ، و كن لدعائي مجيبا ، و من ندائي قريبا ، و لتضرعي راحما ، و لصوتي سامعا .
صحيفه سجاديه
امام صادق (ع) : هركس به مصيبتي كه به برادرش رسيده شادكام شود از دنيا نرود تا خودش گرفتار آن شود .
من شمت بمصيبة نزلت بأخيه لم يخرج من الدنيا حتي يفتتن .
اصول كافي ، ج 4 ، ص 63
امام صادق (ع) : خداوند از هر مؤمني كه نسبت به برادر مؤمنش نيت بد در دل دارد هيچ عملي را نپذيرد .
لا يقبل الله من مؤمن عملا و هو مضمر علي أخيه المؤمن سوءا .
اصول كافي ، ج 4 ، ص 65
امام سجاد (ع) : و اميد من را از خود مبر و دعايم را از درگاهت برمگردان ، و من را در اين حاجت و حاجتهاي ديگرم به جز خود رو آور مكن
و لا تقطع رجائي عنك ، و لا تبت سببي منك ، و لا توجهني في حاجتي هذه و غيرها الي سواك .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع) : کسیکه به نوائی مي رسد طغيان مي کند .
216 - وقال [ع ] : من نال استطال
نهج البلاغه
پیامبر اکرم (ص) : بهترين برادران شما آن است كه عيوبتان را به شما آشكارا بگويد .
خير اخوانكم من اهدي اليكم عيوبكم .
نهج الفصاحه ، ص 316 ، ح 1509
امام علی (ع) : در دگرگونی احوال جوهر مردان شناخته مي شود .
217 - وقال [ع ] : فی تقلب الاحوال ، علم جواهر الرجال
نهج البلاغه
امام سجاد (ع) : و ببر آمدن مطلب و روا شدن حاجت و رسيدن به خواسته ام ، پيش از رفتن از اينجا با آسان نمودن دشواري و نيكي تقدير ( حكمت و مصلحت ) تو درباره من در همه امور ، من را ياري فرما
و تولني بنجح طلبتي و قضاء حاجتي و نيل سؤلي قبل زوالي عن موقفي هذا بتيسيرك لي العسير و حسن تقديرك لي في جميع الامور .
صحيفه سجاديه
امام صادق (ع) : هر مؤمني كه با برادر مؤمنش دنبال حاجتي از او برود و براي او مصلحت انديشي نكند به خدا و رسولش خيانت كرده .
أيما مؤمن مشي مع أخيه المؤمن في حاجة فلم يناصحه فقد خان الله و رسوله .
اصول كافي ، ج 4 ، ص 68
امام صادق (ع) : هر كه خانه اي داشته باشد و مؤمني به نشستن در آن نيازمند است و از او جلوگيري كند ( يا دريغ كند ) خداي متعال ( به فرشتگانش ) خطاب كند كه : اي فرشتگان من بنده مؤمن به بنده ديگرم از نشستن در خانه دنيا بخل ورزيد ، به عزت و جلال خودم سوگند او هرگز ساكن بهشت من نگردد .
من كانت له دار فاحتاج مؤمن الي سكناها فمنعه إياها قال الله عز و جل : يا ملائكتي أبخل عبدي علي عبدي بسكني الدار الدنيا و عزتي و جلالي لا يسكن جناني أبدا .
اصول كافي ، ج 4 ، ص 73