امام علی (ع)
:
غيرت زن کفر است و غيرت مرد ايمان . [ اشاره به اينکه زن اگر حسادت به همسر ديگر شوهرش بورزد مخالفت با فرمان خداست . و مخالفت و حسادت مرد نسبت به گام نهادن مرد بيگانه در زندگی خانوادگيش اطاعت و فرمان خداست . ]
124 - و قال [ع ] : غيره المراه کفر ، و غيره الرجل ايمان
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
[3] اسلام را چنان تفسير مي کنم که هيچکس پيش از من آنرا چنين تفسيری نکرده باشد [4] اسلام همان تسليم است [ تسليم در برابر فرمان خدا ] و تسليم همان يقين است [ چرا که تسليم بدون ايمان و يقين ممکن نيست و يقين همان تصديق است . [ چرا که تا علم و تصديق حاصل نشود يقين حاصل نمي شود ] [5] و تصديق همان اقرار است . [ چرا که تصديق در درون قلب کافی نيست بايد آنرا افشا کرد ] و اقرار همان احساس مسک وليت است [ چرا که بدون آن لفظی است بي معنا ] و احساس مسک وليت همان عمل است [ چرا که نتيجه احساس مسک وليت عمل مي باشد ] .
125 - و قال [ع ] : لانسبن الاسلام نسبه لم ينسبها احد قبلی الاسلام هو التسليم ، و الستليم هو اليقين ، و اليقين هو التصديق ، و التصديق هوالاقرار ، و الاقرار هو الاداء ، و الاداء هو العمل
نهج البلاغه
امام حسین (ع)
:
روزي حضرت اين نصيحت را به ابن عباس فرمودند: درباره چيزي كه برايت اهميت ندارد سخن مگو زيرا در اثر سخن بيهوده مي ترسم به گناه بيفتي ، و نيز بيمورد سخن مگو مگر آنكه بداني سخن گفتن بجاست ، زيرا چه بسيار گوينده اي كه سخن حق مي گويد اما چون در جاي خود نگفته است سخنش را عيب شمارند .
قال (ع ) يوما لإبن عباس : لا تتكلمن فيما لا يعنيك فإني أخاف عليك الوزر، و لا تتكلمن فيما يعينك حتي تري للكلام موضعا، فرب متكلم قد تكلم بالحق فعيب .
بحار الانوار، ج 78، ص 127
امام صادق (ع)
:
مؤمن برادر مؤمن است ، چشم و راهنماي اوست ، نسبت به او خيانت و ستم و غش روا ندارد و با او خلف وعده نكند .
المؤمن أخو المؤمن ، عينه و دليله ، لا يخونه و لا يظلمه و لا يغشه و لا يعده عدة فيخلفه .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 242
امام سجاد (ع)
:
به صبح درآمديم و همه چيزها از آسمان و زمينشان و آنچه در هر يك از آن دو پراكنده ساختي از آرام و جنبنده و ايستاده و رونده آن و آنچه در هوا بالا رفته و آنچه در زير خاك پنهان است ، به صبح درآمدند در حالي كه همه ملك ( در اختيار ) تو هستيم
اصبحنا و اصبحت الاشياء كلها بجملتها لك : سماؤها و ارضها ، و ما بثثت في كل واحد منهما ، ساكنه و متحركه ، و مقيمه و شاخصه ، و ما علا في الهواء ، و ما كن تحت الثري .
صحيفه سجاديه
امام سجاد (ع)
:
به صبح درآمديم در پنجه ( قدرت ) تو كه پادشاهي و تواناييت ما را فرامي گيرد ، و اراده و خواست تو ما را گرد مي آورد ، و از روي امر و فرمان توست كه در كارها دست مي بريم ، و در تدبير تو ( آنچه بر وفق مصلحت قرار داده اي ) رفت و آمد مي نماييم
اصبحنا في قبضتك يحوينا ملكك و سلطانك ، و تضمنا مشيتك ، و نتصرف عن امرك ، و نتقلب في تدبيرك .
صحيفه سجاديه
امام صادق (ع)
:
مؤمن برادر مؤمن است ، مانند يك پيكري كه هرگاه عضوي از آن دردمند شود ، اعضاء ديگر هم احساس درد كنند .
المؤمن أخو المؤمن كالجسد الواحد ، إن اشتكي شيئا منه وجد ألم ذلك في سائر جسده .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 242
امام حسین (ع)
:
هرگز با دو كس به گفتگو و مجادله مپرداز: يكي با افراد حليم و بردبار، ديگري با افراد نادان و سفيه ، زيرا افراد حليم با حلم و بردباري بر تو چيره گردند و افراد سفيه آزارت خواهند داد .
لا تمارين حليما و لا سفيها، فإن الحليم يقليك و السفيه يؤذيك .
بحار الانوار، ج 78، ص 127
امام علی (ع)
:
[6] تعجب مي کنم از بخيل که به استقبال فقری مي رود که از آن گريخته است [7] و غنائی را از دست مي دهد که خواهان آن است در دنيا همچون فقيران زندگی مي کند [8] اما در آخرت بايد همچون اغنياء حساب پس دهد . . و تعجب مي کنم از متکبری که ديروز نطفه ایبي ارزش بود [9] و فردا مردار گنديده ايست . و تعجب مي کنم از کسيکه در خدا شک مي کند [10] در حاليکه او خلق خدا را مي بيند و تعجب مي کنم از کسيکه مرگ را فراموش مي کند با اينکه مردگان را مي بيند [11] و تعجب مي کنم از کسيکه انکار جهان ديگر مي کند در حاليکه جهان نخست را مي بيند [12] و تعجب مي کنم از کسيکه دار فانی را آباد مي کند و دار باقی را بدست فراموشی مي سپارد .
126 - [6] و قال [ع ] : عجبت للبخيل يستعجل الفقر الذی منه هرب ، [7] و يفوته الغنی الذی اياه طلب ، فيعيش فی الدنيا عيش الفقراء ، [8] ويحاسب فی الاخره حساب الاغنياء ، و عجبت للمتکبر الذی کان بالامس نطفه ، [9] و يکون غدا جيفه ، و عجبت لمن شک فی الله ، [10] و هو يری خلق الله ، و عجبت لمن نسی الموت ، و هو يری الموتی ، [11] و عجبت لمن انکر النشاه الاخری ، و هو يری النشاه الاولی ، [12] و عجبت لعامر دار الفناء و تارک دار البقاء
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
کسيکه در عمل کوتاه یکند به اندوه گرفتار مي شود و خداوند به کسيکه در مال و جانش نصيبی برای خدا نيست اعتنائی ندارد .
127 - و قال [ع ] : من قصر فی العمل ابتلی بالهم ، و لا حاجه لله فيمن ليس لله فی ماله و نفسه نصيب
نهج البلاغه