جمعه 16 فروردين 1404 - 3 شوال 1446 - 4 آوريل 2025
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
معصوم چهارم – امام حسن مجتبي (ع)
در نيمه ماه رمضان ، سال سوم هجرت ، در خانه
محقر
و گلي حضرت امير (ع) ، پسري چشم به جهان گشود ، كه پيامبر از طرف خداوند ، نامش را حسن گذاشت ،
[
قرائت متن
]
امام حسن ، در دامن پدرش علي (ع) و مادرش فاطمه زهرا سلام الله عليها بزرگ شد و از
مكتب
جد و پدرش درسها آموخت.
[
قرائت متن
]
وي در نظر رسول خدا ، بسيار ارزش داشت بطوريكه روزي رسول خدا بر
منبر
بود و براي مردم صحبت مي كرد صداي گريه امام حسن را شنيد ، از
منبر
به زير آمد و رفت و او را ساكت كرد و برگشت وقتي مردم ، از حضرت رسول ، علت اين كار را پرسيدند فرمود: «هر وقت صداي گريه اش را مي شنوم بيتاب مي شوم».
[
قرائت متن
]
پس از آنكه رسول خدا (ص) نمازش را با مردم مي خواند و تمام مي كرد ، امام حسن را به دامن خود
مي نهاد
و مي فرمود: «هر كه مرا دوست مي دارد بايد اين فرزند را هم دوست داشته باشد».
[
قرائت متن
]
گاهي اين فرزند را بر دوش مي گرفت ، و مي فرمود: «اميد مي رود كه خداوند ،
امت
را به وسيله او پاك گرداند». و يا اينكه مي فرمود: «آنكه حسن و حسين را دوست بدارد مرا دوست داشته و آنكه با اين دو ،
كينه
ورزد و دشمني بدارد با من دشمني كرده است ، حسن و حسين دو سرور جوانان بهشتند». و باز مي فرمود: «حسن و حسين دو گوشواره عرش خدايند كه بهشت خداوند ، بخاطر آنها به خود مي بالد و
افتخار
مي كند».
[
قرائت متن
]
روزي در
مسجد
جدش پيامبر (ص) پيرمردي وضو مي گرفت ، وضويش باطل بود امام حسن مي بايست او را متوجه
اشتباهش
بكند ، اما چطور؟ اگر به او بگويد تو
اشتباه
مي كني ممكن است دلش چركين شود و ناراحت گردد و نپذيرد ، با امام حسين تصميم گرفتند كه صحنه اي به وجود بياورند و پيرمرد را به داوري بطلبند.
[
قرائت متن
]
امام حسن رو به امام حسين كرد و گفت: «من بهتر از تو وضو مي گيرم». امام حسين گفت: «من از تو بهتر وضو مي گيرم» هر دو به سراغ پيرمرد رفتند و گفتند «تو بيا وضوي ما را ببين و بگو كدام يك از ما بهتر وضو مي گيرد».
[
قرائت متن
]
هر دو مشغول وضو گرفتن شدند و وضو را به خوبي و درستي به پايان رساندند پيرمرد ، به رمز كارشان پي برد و فهميد كه آنها خواسته اند او را متوجه
اشتباهش
بكنند از اين رو ، به آنها گفت: «وضوي هر دوي شما درست است من پيرمرد ناداني بودم كه وضو گرفتن را نمي دانستم و شما مرا متوجه اشتباهم كرديد ، خيلي از شما ممنونم».
[
قرائت متن
]
امام حسن مجتبي (ع) از همه مردم زمان خود ،
عابدتر
و زاهدتر بود و هرگاه براي انجام مراسم حج ، به
مكه
مي رفت پياده راه مي فت و وقتي به نماز مي ايستاد و يا وضو مي گرفت و خود را در برابر خداوند مي ديد ، بدنش مي لرزيد و مي فرمود: «وقت آن است كه مي خواهم
امانت
خدا را ادا كنم».
[
قرائت متن
]
وقتي به
مسجد
وارد مي شد و در
محراب
مي ايستاد سر را به سوي
آسمان
بلند مي كرد و مي فرمود: «خدايا اين مهمان تو است كه به درگاهت ايستاده ، بنده ي
گنهكارت
بسوي تو آمده و اميد دارد كه به
نيكوكاريت
از كارهاي بدش ، در گذري ، چون تو
كريم
و
بخشنده اي
».
[
قرائت متن
]
1
2
3
4
5
6
7
8
آخرين مطالب
تاریخ و سیره معصومین
6 ویژگی ممتاز حضرت معصومه(س) برای...
تاثیر مهاجرت امام رضا(علیه السلام) بر...
سخنان امام با عمربن سعد در کربلا
آخرین سخنرانی امام در روز عاشورا
سخنرانی امام در جمع هزار تن از سپاه حر
توصیف کوفیان در سخنرانی روز عاشورای...
نکات مهم سخنان امام...
سخنرانی امام در منطقه شراف برای سپاه...
اولین سخنرانی امام در روز عاشورا قبل از...
خطبه امام قبل از حرکت بسوی کوفه