جمعه 16 فروردين 1404 - 3 شوال 1446 - 4 آوريل 2025
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
معصوم دوم – حضرت علي (ع)
روز جمعه 13 رجب ، 23 سال پيش از هجرت پيامبر ، از خانواده ابوطالب ، فرزندي به دنيا آمد ، كه نه تنها
مكه
، بلكه جهان را روشن ساخت. درباره تولد اين پسر ، يكي از مردم
مكه
به نام «قعنب» چنين ميگويد: با عباس نشسته بوديم بناگاه «فاطمه» دختر «اسد» در حاليكه از درد به خود مي پيچيد به سوي خانه
كعبه
آمد و چنين گفت: «خداوندا! به تو و پيامبرت ايمان دارم ، همان پيامبري كه به فرمانت اين خانه را بنا نهاد (يعني ابراهيم) خدايا تو را به همان پيامبر و آن كودكي كه در شكم دارم
سوگند
مي دهم ، كه تولدش را بر من آسان كن.»
[
قرائت متن
]
در اين وقت ، ما همه بچشم خود ديديم ، كه ديوار خانه خداوند ، از هم باز شد و آن بانو ، قدم به داخل گذاشت ، سپس ديوار دوباره به هم آمد و بسته شد. همگي در حاليكه از
وحشت
بر خود مي لرزيديم ، برخاستيم و بسوي خانه
شتافتيم
تا در خانه را ، باز كنيم و زنان خود را به كمك فاطمه بفرستيم اما هر چه كرديم ، باز نشد.
[
قرائت متن
]
اين جريان در
مكه
پيچيد و همه را به شگفتي واداشت ، زنان «
مكه
»
انتظار
ملاقات فاطمه را داشتند تا اينكه 4 روز بعد ، «فاطمه» از خانه بيرون آمد و در حاليكه كودكي در
آغوش
داشت مي گفت: «خداوند از ميان زنان ، مرا
برگزيد
و در خانه خود ، از ميوه ها و غذاهاي بهشتي برايم فرستاد».
[
قرائت متن
]
زنان در حاليكه اطرافش را گرفته و بسوي خانه اش مي بردند سؤال كردند نام اين فرزند را چه مي گذاري؟ گفت: «درحرم خداوند كه بودم پيامي از غيب شنيدم كه نامش را علي بگذار».
[
قرائت متن
]
آري سخن از علي است ، از ابرمردي كه ، دوران شيرخوارگي و كودكيش را با پاكي گذارند بطوريكه خود ، در «نهج البلاغه» ، چنين تعريف مي كند: «به هنگام كودكي ، پيامبر مرا به دامان خود مي نشاند و به سينه اش مي چسباند و غذا را مي جويد و در دهانم مي گذاشت.»
[
قرائت متن
]
باز علي (ع) اين دوران پربار خود را ، چنين بيان مي كند: «پيامبر هر سال به
كوه
حرا مي رفت و در اين هنگام ، هيچكس جز من ، او را نمي ديد.
[
قرائت متن
]
در آن روز كه اسلام در خانه ها راه نيافته بود ، فقط پيامبر و همسرش خديجه ، مسلمان بودند و من دومين نفر بودم كه نور
وحي
و
رسالت
را ، مي ديدم و بوي نبوت را ، مي بوئيدم.»
[
قرائت متن
]
بدان هنگام كه دستور خداوند
صادر
شد كه پيامبر ، خويشان خود را به اسلام دعوت كند علي (ع) به فرمان پيامبر چهل تن از خويشان را به منزل حضرت دعوت كرد و با اينكه غذا خيلي كم بود ولي همه سير شدند.
[
قرائت متن
]
پس از صرف شام ، پيامبر رو به حاضران كرد و فرمود: «اي فرزندان عبدالمطلب ، خداوند به من فرمان داده است تا شما را بخواهم و اسلام را به شما معرفي كنم. هر كس مرا ياري كند و به من ايمان بياورد ، برادر و جانشين من خواهد بود.»
[
قرائت متن
]
با اينكه پيامبر اين
تقاضا
را سه بار تكرار كرد ، هيچكس جز علي (ع) پاسخش را نداد. هر بار كه پيامبر
تقاضاي
خود را در ميان حاضران بيان مي داشت فقط علي (ع) بود كه از جايش برمي خاست و دست حضرتش را مي گرفت و ايمان خود را
اعلام
مي كرد. آنگاه پيامبر فرمود: «اين برادر من و جانشين من است ، سخن او را ، بشنويد و فرمانش را بپذيريد.»
[
قرائت متن
]
1
2
3
4
5
6
7
8
آخرين مطالب
تاریخ و سیره معصومین
6 ویژگی ممتاز حضرت معصومه(س) برای...
تاثیر مهاجرت امام رضا(علیه السلام) بر...
سخنان امام با عمربن سعد در کربلا
آخرین سخنرانی امام در روز عاشورا
سخنرانی امام در جمع هزار تن از سپاه حر
توصیف کوفیان در سخنرانی روز عاشورای...
نکات مهم سخنان امام...
سخنرانی امام در منطقه شراف برای سپاه...
اولین سخنرانی امام در روز عاشورا قبل از...
خطبه امام قبل از حرکت بسوی کوفه