عقاید و احکام
مراجع عظام تقلید ضمن تأکید بر حجاب برتر چادر مشکی را مکروه نمی دانند.
روزنامه ایران در ضمیمه مردادماه سال ۱۳۹۰ با عنوان «خاتون یک» به درج مطالبی راجع به حجاب و اعتقادات زن مسلمان ایرانی پرداخته و با حمله به چادر و طرح حجاب و عفاف با ترویج اباحه گری در حوزه پوشش اسلامی مطالبی را درج کرده که جریحه دار کننده عفت و اخلاق عمومی است و طبق اعلام دادستانی مراتب جهت رسیدگی به دادسرای فرهنگ و رسانه اعلام شده است.
اقدام روزنامه ایران جای تأسف دارد
دبیر هماهنگ کننده شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان تهران در این خصوص گفت: جای تأسف و تعجب است که یک روزنامه دولتی و منتسب به دولت اصولگرا در شرایطی که مردم نسبت به مظاهر بیحجابی و بدپوششی معترض هستند به چادر که برترین نوع پوشش زن ایرانی و میراث پرافتخار ملی و اسلامی است می تازد.
حجت الاسلام سید محسن محمودی گفت: در”الدرالمنثور”۲۰۴/۵ آمده است: ام سلمه یکی از زنان پیامبر اکرم(ص) میگوید: هنگامی که آیه حجاب نازل شد زنان انصار از منزل بیرون آمدند در حالیکه عبا (و چادر) مشکی بر سر داشتند و این ارتباطی به ناصرالدین شاه ندارد.
نظرات مراجع عظام تقلید: چادر مشکی مکروه نیست
مؤلف مجموعه پنج جلدی “مسائل جدید از دیدگاه مراجع عظام تقلید” در صفحه ۳۵ جلد اول این کتاب نظر فقهی مراجع عظام تقلید را در این رابطه جویا شده است.
متن سوال از مراجع عالیقدر چنین است: عده ای همراه با تبلیغات فرهنگی دشمن در روزنامه ها و سخنرانیهایشان میگویند چادر مشکی برای بانوان مکروه است و باید پوشش جدید مانند مانتو و کت و دامن با رنگهای متنوع جایگزین چادر مشکی شود آیا چنین حرف و اقدامی صحیح است یا خیر؟
حضرت آیت الله خامنه ای: این صحبت صحیح نیست و بهترین نوع حجاب پوشش و چادر است و چادر سیاه هم بی اشکال است و کراهت ندارد.
حضرت آیت الله صافی گلپایگانی: نظر مذکور صحیح نیست و مفاسد بسیار دارد. متأسفانه در این زمان عده ای اصرار بر آشکار شدن مفاتن زن و خروج او از عفاف که حافظ شخصیت و ارزش و متانت اوست دارند مع الاسف می خواهند این امر را اسلامی جلوه دهند در حالیکه اسلامی نیست.
مرحوم حضرت آیت الله فاضل لنکرانی: چادر مشکی بهترین نوع حجاب است و پوشیدن لباسهایی که جلب توجه کند حرام است.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی: با توجه به اینکه در حال حاضر رنگ مشکی برای حفظ پوشش زنان بهتر است کراهت آن ثابت نیست.
مرحوم حضرت آیت الله بهجت: زن با چادر بهتر می تواند بدن و زینت را بپوشاند و چادر سیاه مثل عبای سیاه کراهت ندارد.
مراجع قانونی کشور باید در برابر این بی حرمتی ها مطابق قانون برخورد کنند
حجت الاسلام محمودی تصریح کرد: مراجع قانونی کشور باید در برابر این بی حرمتیها مطابق قانون برخورد کنند.
پنج شنبه 17/6/1390 - 10:5
اهل بیت
آیا تا به حال نام یوم الهدم را شنیده اید ؟ یوم الهدم یعنی روز ویران کردن …
در هشتم شوال سال ۱۳۴۴ هجری قمری پس از اشغال مکه ، وهابیان به سرکردگی عبدالعزیزبن سعود روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورین عثمانی را بیرون کردند و به تخریب قبور ائمه بقیع و دیگر قبور هم چنین قبر ابراهیم فرزند پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنین مادر حضرت اباالفضل العباس – علیه السلام – و قبر عبدالله پدر پیامبر و اسماعیل فرزند امام صادق – علیه السلام – و بسیاری قبور دیگرپرداختند . ضریح فولادی ائمه بقیع را که در اصفهان ساخته شده بود و روی قبور حضرات معصومین امام مجتبی ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – علیهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند .
اما این اولین حمله آنان به مدینه نبود . آنان در سال ۱۲۲۱ هجری نیز یک بار دیگر به مدینه هجوم برده ، پس از یک سال و نیم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشیای گرانبهای حرم پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – و تخریب و غارت قبرستان بقیع نمودند .
دومین و درواقع دردناکترین حادثهی تاریخی – اسلامی معاصر به هشتم شوال سال ۱۳۴۴ و پس از روی کار آمدن سومین حکومت وهابی عربستان مربوط میشود؛ سالی که وهابیان به فتوای سران خود مبنی بر اهانت و تحقیر مقدسات شیعه، مراقد مطهر ائمه و اهلبیت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را مورد دومین هجوم وحشیانهی خود قراردادند و بقیع را به مقبرهای ویرانشده و در واقع مهجور و ناشناخته تبدیلکردند.
«ایلدون رتر»، یکی از گردشگران غربی در اینباره میگوید: با دومین تخریب قبور ائمهی بقیع در مدینهی منوره مراقد مطهر ائمه(علیهالسلام) بهشدت ویرانشد و وهابیون در این تخریب، شکل ظاهری مقبرهها و گنبدهای این قبور را دگرگونکردند.
براساس منابع و شواهد تاریخی، وهابیان سعودی تنها به تخریب قبور بقیع اکتفانکردند، بلکه بارها به تخریب مرقد بیامبر(صلیاللهعلیهوآله) نیز اقدامکردند که با واکنش گستردهی مسلمان جهان مواجهشده و از این توطئهی ضد اسلامی دستبرداشتند.
«لویس پورخارت»، یکی از گردشگران سوییسی که پس از تشرف به اسلام خود را ابراهیم نامیدهاست، در اینباره میگوید: با توجه به مقام ائمه و صحابهی دفنشده در بقیع، این قبرستان فضایی بسیار کوچک دارد و در مقایسه با اماکن زیارتی دیگر کشورهای شرقی بهویژه عربستان، به صورت تلی از خاک و سنگ، نگاه هر بینندهای را به خود جلبمیکند.
پورخات دربارهی کوه احد نیز میگوید: در مسجد احداثشده در دل این کوه، قبر حمزه، عموی پیامبر و دیگر شهدای احد همچون «مصعببن عمیر»، «جعفربن شماس» و«عبداللهبن جحش» دیدهمیشود که وهابیان این مسجد و قبور دوازده تن از شهدای احد و صحابهی بیامبر را نیز تخریبکردهاند.
طبق نقل تاریخی آن ها در این حمله چهار صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و یاقوت گرانبها و حدود یکصد قبضه شمشیر با غلاف های مطلا به طلای خالص و تزیین شده به الماس و یاقوت و … به یغما بردند .
این نیز نخستین حمله آنان به مقدسات اسلامی نبود . صلاح الدین مختار نویسنده و مورخ وهابی در کتاب “تاریخ امملکه العربیه السعودیه کما عرفت” بخشی از افتخارات وهابیت در حمله به کربلای معلی را چینن شرح می دهد : در سال ۱۲۱۶ امیرسعود در رأس نیروهای بسیاری از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحی دیگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذی القعده به شهر کربلا رسید و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروی شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بیشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانیدند و نزدیک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند ، سپس در محلی به نام ابیض گرد آمدند . خمس اموالرا خود سعود برداشت و بقیه را به هر پیاده یک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود)
عثمان بن بشر از دیگر مورخان وهابی درباره حمله به کربلا چنین می نویسد: “… گنبد روی قبر (یعنی قبر امام حسین علیه السلام) را ویران ساختند و صندوق روی قبر را که زمرد و یاقوت و جواهرات دیگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن های نفیس و جز آنها یافتند، غارت کردند و نزدیک ظهر از شهر بیرون رفتند در حالی که قریب به ۲۰۰۰ تن از اهالی کربلا را کشته بودند.”
جالب این جاست که مورخ مزبور نام کتاب خود را “عنوان المجد فی تاریخ نجد” گذاشته و از این وقایع به عنوان نشانههای مجد و شکوه و عظکت وهابیت یاد کرده است!
اما این فقط شیعیان و اماکن مقدسه آنها نبودند که وهابیان آثار مجد و شکوه خود را در آن به نمایش گذاشتهاند، مکه مکرمه و طائف نیز از حملات آنان در امام نماند. “جمیل صدقی زهاوی” در خصوص فتح طائف می نویسد: “طفل شیرخواره را بر روی سینه مادرس سر بریدند، جمعی را که مشغول فراگیری قرآن بودند کشتند، چون در خانهها کسی باقی نماند، به دکانها و مساجد رفتند و هر کس بود، حتی گروهی را که در حال رکوع و سجود بودند، کشتند. کتابها را که در میان آنها تعدادی مصحف شریف و نسخههایی از صحیح بخاری و مسلم و دیگر کتب فقه و حدیث بود، در کوچه و بازارافکندند و آنها را پیمال کردند.”
سرزدن این قبیل امور از پیروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نیست! تابعان کسی که همه مسلمانان را کافر و مشرک می دانست و مکه و مدینه را قبل از آنکه به دست وهابیان بیافتد، دارالحرب و دارالکفر!می دانست. در کتاب “الدررالسنیه” می خوانیم:
“وی – محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و اله نهی میکرد و از شنیدن آن ناراحت میشد. صلوات فرستنده را اذیت میکرد و به سختترین وجه مجازات می نمود.
حتی او دستور داد مرد نابینای متدینی را که مؤذن بود و صوت خوشی داشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پیامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رسانند. بسیاری از کتب مربوط به صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله را به آتش کشید و به هریک از پیروانش اجازه می داد قرآن را مطابق فهم خود تفسیر کند.”
محمد بن عبدالوهاب به نوبهی خود در اعتقادات پیرو”ابن تیمیه حنبلی” است، که در قرن هشتم هجری میزیسته است، از ابن تیمیه عقاید جالبی نقل شده است. از جمله اینکه او خدا را جسم میدانست! برای ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامهی حود می گوید: “ابن تیمیه را بر منبر مسجد جامع دمشق دیدم که مردم را موعظه میکرد و میگفت: خداوند به آسمان دنیا میآید، همان گونه که من اکنون فرود میآیم! سپس یک پله از منبر پائین میآمد!”
عقاید او آنچنان سخیف و بیمقدار بود که خود اهل سنت وی را به زندان افکندند و در رد او کتب متعددی را به رشته تحریر درآوردند.
این قطرهای کوچک از مرداب اعتقادات و عملکرد وهابیان در طول این سالیان است. در طول این دوران دانشمندان زیادی چه شیعه و چه سنی به نقد عقاید وهابیت دست زدهاند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ دادهاند. یکی از شبهات آنان مسألهی بناء بر قبور است. آنها ساختن بنا اعم از مسجد یا غیر آن را بر قبر حرام میدانند. در این نوشتار سعی می کنیم پاسخی مناسب به شبههی مذکور بدهیم. نخست آنکه: این شبههی آنان را صریح آیهی ۲۱ سوره کهف دفع مینماید، که در خصوص ماجرای اصحاب کهف از قول مومنانی که میخواستند یاد اصحاب کهف را گرامی دارند می فرماید: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِم مَّسْجِدًا (بی تردید بر روی قبور آنان مسجدی بنا می کنیم) دوم آنکه: هنگام ظهور اسلام و در دوران فتوحان اسلامی بناهایی بر قبور انبیاء گذشته وجود داشت. از جمله میتوان به قبر حضرت داوود و حضرت موسی در بیت المقدس اشاره نمود. جالب اینجاست که خلیفه دوم خود برای انعقاد پیمان صلح به بیت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامی در راستای از بین بردن این قبور به عمل نیاورد.
پنج شنبه 17/6/1390 - 9:57
تاریخ
آریوبرزن یكی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است كه در برابر یورش اسكندر مقدونی به ایران زمین ، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری كرد و در این راه جان باخت و حماسه ی «در بند پارس» را از خود در تاریخ به یادگار گذاشت . برخی او را از اجداد لرها یا كردها می دانند.2337 سال پیش در روز 21 مرداد، آریوبرزن سردار بزرگ هخامنشی دفاع مردانه و شهادتجویانه خود را بر علیه دشمن مهاجم و ویرانگر یعنی اسکندر مقدونی آغاز کرد. دویست سال بود كه كوروش بزرگ سلسله باشکوه و متمدن هخامنشی را بنیاد گذاشته بود. دویست سال بود كه كشور ما نیرومندترین و صلح جوترین كشور جهان به شمار می رفت. تخت جمشید با عظمت و شكوه خیره كننده اش مركز فرمانروایی این سرزمین پهناور بود. در میان این همه شكوه و جلال ناگاه تندبادی سهمگین از سوی باختر وزیدن گرفت. اسكندر، مردی شهرت طلب، از سرزمین مقدونیه قدم بر خاك پاک ایران گذاشت و با لشكری بیكران به سوی قلب كشور ما رو آورد. امیدها به یك باره به نومیدی گرایید. آیا باید به همین سادگی اجازه داد تا بیگانگان سرزمین مارا لگدكوب سم اسبان خود سازند؟ هرگز! هرگز! میهن دوستان تا آخرین قطره خون خود در برابر دشمن پایداری خواهند كرد. اسكندر گجسته با سپاه فراوان خود بخشی از خاك ایران را درنور دیده بود و به سوی تخت جمشید پیش می آمد. برای ورود به فارس او و لشكریانش می بایست از گذرگاهی تنگ در میان كوه های سر به فلك كشیده بگذرند. از این رو آریو برزن، سردار دلاور ایرانی، تنها چاره را آن دانسته بود كه در این گذرگاه راه را بر اسكندر و سپاه بیكران او بگیرد. آفتاب تازه تاریكی شب را زدوده بود كه آریوبرزن، برپشت اسبی زیبا و نیرومند سپاه خود را از پشت كوه به سوی بلندترین نقطه آن به پیش راند. اسب سردار، با یال های فرو ریخته و دم برافراشته پیش از اسب های دیگر، سوار خود را به بالا می كشید، هر چند گامی كه برمی داشت، بادی در بینی می افكند، نفس را به تندی بیرون می داد و سر را بالا می كشید و این چنین آشفتگی و بی تابی خود را آشكار می ساخت. گویی او نیز از سر انجام نا گوار اما پرشكوه و سرفرازانه سوار خود آگاه است. وقتی آریوبرزن و همراهان به بالای كوه رسیدند، سپاهیان اسكندر وارد گذرگاه شده بودند. در این هنگام آریوبرزن فرمان داد تا سربازانش همزمان با تیرباران سنگ های بزرگ را از بالای كوه به پایین در غلتانند.
سنگ ها با قدرت هرچه تمام تر به پایین كوه می غلتیدند و در میان سپاه اسكندر می افتادند یا در راه به برآمدگی یا سنگی دیگر برمی خوردند و خرد می شدند و با شدتی حیرت آور درمیان مقدونی ها فرو می آمدند و گروهی را پس از گروه دیگر نقش بر زمین می ساختند.
اسكندر كه تا آن هنگام در هیچ جا مانعی در برابر سپاه ویرانگر خود ندیده بود، غرق اندوه گردید، فرمان عقب نشینی داد و در حالی كه در هر لحظه تنی چند از سپاهیانش به خاك می غلتیدند به جلگه برگشت. در این هنگام یكی از اسیران جنگی كه در سرزمینی بیگانه گرفتار شده بود و تاریخنگاران نامش را لیبانی نوشتهاند، به اسكندر پیغام داد كه من پیش از این، به این سرزمین آمده ام و به اوضاع این نواحی آگاهی دارم. راهی می شناسم كه سپاه تو را به بالای كوه می رساند.
هنگامی كه شب از نیمه گذشته و تاریكی همه جا سایه افكنده بود، اسكندر، درحالیكه بخشی از سپاه خود را در جلگه جا گذاشته بود، در راهی كه اسیر نشان داده بود پیش روی كرد.
آفتاب هنوز فروغ زرین خود را بر كوه و جلگه نتابانده بود كه سپاهیان آریوبرزن دریافتند كه دشمن از هر سو آنان را محاصره كرده است.آیا باید تسلیم شد و چیرگی دشمن را بر خان و مان دید و ذلت و خفت را به جان خرید یا جنگید و خاك میهن را از خون خود گلگون كرد؟ دلیران جان به کف ایران راه دوم را برگزیدند. آنان نه تنها تسلیم نشدند، بلكه نبردی كردند كه پس از دوهزار و سیصد سال هنوز خاطره ی آن در یادها باقی است.نبرد دلاوران ایرانی شگفت آور بود. حتی آنان كه سلاح نداشتند به سپاه دشمن حمله می كردند و می كشتند و كشته می شدند. آریوبرزن با معدودی سوار و پیاده خود را به سپاه عظیم دشمن زد. گروهی بسیار از آنان را به خاك افكند و با اینكه بسیاری از سربازان خود را از دست داد، توانست حلقهی سپاه دشمن را بشكافد. او می خواست زودتر از دشمن خود را به تخت جمشید برساند تا بتواند از آن دفاع كند. در این هنگام آن قسمت از سپاه اسكندر كه در جلگه مانده بود، راه را بر او گرفت. لازم به یادآوری است که بدانید یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوهها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر چنان جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.و نکته آخر اینکه اسکندر پس از پیروزی بر آریوبرزن آن اسیر یونانی را هم به جرم خیانت کشت.آری ایران ما، درازنای تاریخ پرشکوه و سربلند خود هزاران هزار سرباز و سردار چون آریوبرزن به خود دیده است؛ مردان و زنانی كه دلاورانه جنگیدند و با سربلندی و افتخار جان خود را فدا كرده اند؛ به کوچهها و خیابانها بنگرید! همهجا نام این دلاوران و شهیدان را میتوانید ببینید. نام و راهشان جاودانه باد. چون ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یك تن مباد کنون گویمت رویدادی دگر زتاریخ دیرین این بوم وبر چواسکندرآمد به ملک کیان یکی گرد فرمانده قهرمانبه ایرانیان داد درس وطن در این ره گذشت از سروجان وتنکه فرزند نام آور میهن است مر آن شیردل آریو برزن استچو اسکندر آهنگ ایران نمود همه آگهان را هراسان نمودجهانگستری فکر وسودای او جهانگیری اندیشه و رای اوچو موج شتابنده میراند پیش بشد کار دارا به سختی پریشسر انجام, دارا در آمد زپا از این بار شد پشت ایران دو تابسی شهرها را سکندر گشود به جز پارس, چون راه دشوار بودگذرگاه او تنگه ای بود تنگ دو سویش همه صخره و کوه و سنگهمه سنگها بود ره ناپذیر همه صخره هایش کهنسال و پیردر آن تنگه سردار ایران سپاه بر اسکندر و لشکرش بست راهچو کوهی سر افراشت بر آسمان که تا ره بود بسته بر دشمنانپس از روزها پایداری و جنگ پس از هفته ها کارزار و درنگسکندر نیارست از آن ره گذشت بکارش فرو ماند و درمانده گشتسر انجام فکری سکندر نمود پی چاره تدبیر دیگر نمودبگفتا به سردار ایران سپاه که بگذر ز پیکار و بگشای راهببخشم تو را بر همه مهتری از این پس تو سردار اسکندریولی آریو برزن پاکدل پی پاس این خاک و این آب و گلبه اسکندر از خشم پاسخ نداد چو کوهی فراروی او ایستادسرانجام نابخرد گمرهی به دشمن نشان داد, دیگر رهیچو اسکندر از تنگه آمد فراز ز نو آریو برزن چاره سازگران پاتر از صخره های بلند بپا ایستاد اندر آن, تنگ بندبدین گونه ره بر سکندر ببست بر او آشکار و مسلم شکستبدانست جز مرگ در پیش نیست ورا تا عدم یک قدم بیش نیستچو نزدیک شد لحظه واپسین به میدان آورد گفت این چنین:((بدان ای سکندر پس از مرگ من پس از ریزش آخرین برگ منتوانی گشایی در پارس را نهی بر سرت افسر پارس رابه تخت جم و کاخ شاهنشهان قدم چون نهی با دگر همرهانمبادا شوی غره از خویشتن که ایران بسی پرورد همچو من))چو اسکندر این جانفشانی بدید سرانگشت حیرت به دندان گزیدبه آهستگی گفت با خویشتن که اینست مفهوم عشق وطناگر چند آن آریا مرد گرد پی پاس ایران زمین, جان سپردولی داد درسی به ایرانیان که در راه ایران چه سهل است جان!
دوشنبه 14/6/1390 - 8:5
تاریخ
آریوبرزن یكی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است كه در برابر یورش اسكندر مقدونی به ایران زمین ، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری كرد و در این راه جان باخت و حماسه ی «در بند پارس» را از خود در تاریخ به یادگار گذاشت . برخی او را از اجداد لرها یا كردها می دانند.2337 سال پیش در روز 21 مرداد، آریوبرزن سردار بزرگ هخامنشی دفاع مردانه و شهادتجویانه خود را بر علیه دشمن مهاجم و ویرانگر یعنی اسکندر مقدونی آغاز کرد. دویست سال بود كه كوروش بزرگ سلسله باشکوه و متمدن هخامنشی را بنیاد گذاشته بود. دویست سال بود كه كشور ما نیرومندترین و صلح جوترین كشور جهان به شمار می رفت. تخت جمشید با عظمت و شكوه خیره كننده اش مركز فرمانروایی این سرزمین پهناور بود. در میان این همه شكوه و جلال ناگاه تندبادی سهمگین از سوی باختر وزیدن گرفت. اسكندر، مردی شهرت طلب، از سرزمین مقدونیه قدم بر خاك پاک ایران گذاشت و با لشكری بیكران به سوی قلب كشور ما رو آورد. امیدها به یك باره به نومیدی گرایید. آیا باید به همین سادگی اجازه داد تا بیگانگان سرزمین مارا لگدكوب سم اسبان خود سازند؟ هرگز! هرگز! میهن دوستان تا آخرین قطره خون خود در برابر دشمن پایداری خواهند كرد. اسكندر گجسته با سپاه فراوان خود بخشی از خاك ایران را درنور دیده بود و به سوی تخت جمشید پیش می آمد. برای ورود به فارس او و لشكریانش می بایست از گذرگاهی تنگ در میان كوه های سر به فلك كشیده بگذرند. از این رو آریو برزن، سردار دلاور ایرانی، تنها چاره را آن دانسته بود كه در این گذرگاه راه را بر اسكندر و سپاه بیكران او بگیرد. آفتاب تازه تاریكی شب را زدوده بود كه آریوبرزن، برپشت اسبی زیبا و نیرومند سپاه خود را از پشت كوه به سوی بلندترین نقطه آن به پیش راند. اسب سردار، با یال های فرو ریخته و دم برافراشته پیش از اسب های دیگر، سوار خود را به بالا می كشید، هر چند گامی كه برمی داشت، بادی در بینی می افكند، نفس را به تندی بیرون می داد و سر را بالا می كشید و این چنین آشفتگی و بی تابی خود را آشكار می ساخت. گویی او نیز از سر انجام نا گوار اما پرشكوه و سرفرازانه سوار خود آگاه است. وقتی آریوبرزن و همراهان به بالای كوه رسیدند، سپاهیان اسكندر وارد گذرگاه شده بودند. در این هنگام آریوبرزن فرمان داد تا سربازانش همزمان با تیرباران سنگ های بزرگ را از بالای كوه به پایین در غلتانند.
سنگ ها با قدرت هرچه تمام تر به پایین كوه می غلتیدند و در میان سپاه اسكندر می افتادند یا در راه به برآمدگی یا سنگی دیگر برمی خوردند و خرد می شدند و با شدتی حیرت آور درمیان مقدونی ها فرو می آمدند و گروهی را پس از گروه دیگر نقش بر زمین می ساختند.
اسكندر كه تا آن هنگام در هیچ جا مانعی در برابر سپاه ویرانگر خود ندیده بود، غرق اندوه گردید، فرمان عقب نشینی داد و در حالی كه در هر لحظه تنی چند از سپاهیانش به خاك می غلتیدند به جلگه برگشت. در این هنگام یكی از اسیران جنگی كه در سرزمینی بیگانه گرفتار شده بود و تاریخنگاران نامش را لیبانی نوشتهاند، به اسكندر پیغام داد كه من پیش از این، به این سرزمین آمده ام و به اوضاع این نواحی آگاهی دارم. راهی می شناسم كه سپاه تو را به بالای كوه می رساند.
هنگامی كه شب از نیمه گذشته و تاریكی همه جا سایه افكنده بود، اسكندر، درحالیكه بخشی از سپاه خود را در جلگه جا گذاشته بود، در راهی كه اسیر نشان داده بود پیش روی كرد.
آفتاب هنوز فروغ زرین خود را بر كوه و جلگه نتابانده بود كه سپاهیان آریوبرزن دریافتند كه دشمن از هر سو آنان را محاصره كرده است.آیا باید تسلیم شد و چیرگی دشمن را بر خان و مان دید و ذلت و خفت را به جان خرید یا جنگید و خاك میهن را از خون خود گلگون كرد؟ دلیران جان به کف ایران راه دوم را برگزیدند. آنان نه تنها تسلیم نشدند، بلكه نبردی كردند كه پس از دوهزار و سیصد سال هنوز خاطره ی آن در یادها باقی است.نبرد دلاوران ایرانی شگفت آور بود. حتی آنان كه سلاح نداشتند به سپاه دشمن حمله می كردند و می كشتند و كشته می شدند. آریوبرزن با معدودی سوار و پیاده خود را به سپاه عظیم دشمن زد. گروهی بسیار از آنان را به خاك افكند و با اینكه بسیاری از سربازان خود را از دست داد، توانست حلقهی سپاه دشمن را بشكافد. او می خواست زودتر از دشمن خود را به تخت جمشید برساند تا بتواند از آن دفاع كند. در این هنگام آن قسمت از سپاه اسكندر كه در جلگه مانده بود، راه را بر او گرفت. لازم به یادآوری است که بدانید یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوهها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر چنان جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.و نکته آخر اینکه اسکندر پس از پیروزی بر آریوبرزن آن اسیر یونانی را هم به جرم خیانت کشت.آری ایران ما، درازنای تاریخ پرشکوه و سربلند خود هزاران هزار سرباز و سردار چون آریوبرزن به خود دیده است؛ مردان و زنانی كه دلاورانه جنگیدند و با سربلندی و افتخار جان خود را فدا كرده اند؛ به کوچهها و خیابانها بنگرید! همهجا نام این دلاوران و شهیدان را میتوانید ببینید. نام و راهشان جاودانه باد. چون ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یك تن مباد کنون گویمت رویدادی دگر زتاریخ دیرین این بوم وبر چواسکندرآمد به ملک کیان یکی گرد فرمانده قهرمانبه ایرانیان داد درس وطن در این ره گذشت از سروجان وتنکه فرزند نام آور میهن است مر آن شیردل آریو برزن استچو اسکندر آهنگ ایران نمود همه آگهان را هراسان نمودجهانگستری فکر وسودای او جهانگیری اندیشه و رای اوچو موج شتابنده میراند پیش بشد کار دارا به سختی پریشسر انجام, دارا در آمد زپا از این بار شد پشت ایران دو تابسی شهرها را سکندر گشود به جز پارس, چون راه دشوار بودگذرگاه او تنگه ای بود تنگ دو سویش همه صخره و کوه و سنگهمه سنگها بود ره ناپذیر همه صخره هایش کهنسال و پیردر آن تنگه سردار ایران سپاه بر اسکندر و لشکرش بست راهچو کوهی سر افراشت بر آسمان که تا ره بود بسته بر دشمنانپس از روزها پایداری و جنگ پس از هفته ها کارزار و درنگسکندر نیارست از آن ره گذشت بکارش فرو ماند و درمانده گشتسر انجام فکری سکندر نمود پی چاره تدبیر دیگر نمودبگفتا به سردار ایران سپاه که بگذر ز پیکار و بگشای راهببخشم تو را بر همه مهتری از این پس تو سردار اسکندریولی آریو برزن پاکدل پی پاس این خاک و این آب و گلبه اسکندر از خشم پاسخ نداد چو کوهی فراروی او ایستادسرانجام نابخرد گمرهی به دشمن نشان داد, دیگر رهیچو اسکندر از تنگه آمد فراز ز نو آریو برزن چاره سازگران پاتر از صخره های بلند بپا ایستاد اندر آن, تنگ بندبدین گونه ره بر سکندر ببست بر او آشکار و مسلم شکستبدانست جز مرگ در پیش نیست ورا تا عدم یک قدم بیش نیستچو نزدیک شد لحظه واپسین به میدان آورد گفت این چنین:((بدان ای سکندر پس از مرگ من پس از ریزش آخرین برگ منتوانی گشایی در پارس را نهی بر سرت افسر پارس رابه تخت جم و کاخ شاهنشهان قدم چون نهی با دگر همرهانمبادا شوی غره از خویشتن که ایران بسی پرورد همچو من))چو اسکندر این جانفشانی بدید سرانگشت حیرت به دندان گزیدبه آهستگی گفت با خویشتن که اینست مفهوم عشق وطناگر چند آن آریا مرد گرد پی پاس ایران زمین, جان سپردولی داد درسی به ایرانیان که در راه ایران چه سهل است جان!
سه شنبه 26/11/1389 - 8:36
آرایشی و زیبایی
| دانستنی هایی در مورد کرم های ضد آفتاب |
اگر تمام روز را در خانه میگذرانید، محافظت طبیعی پوست برای شما کافی است اما دفاع طبیعی بدن نمیتواند در برابر آفتاب کنار ساحل، پیادهروی در یک ظهر داغ و یا هنگام کوهنوردی محافظت چندانی از پوست شما نماید.
استفاده از کرمهای ضد آفتاب، یکی از معمولترین روشهای محافظت پوست در مقابل تابش اشعه زیانآور نور خوررشید است که در میان خانمها رواج بیشتری دارد.
نور خورشید حاوی طیف وسیعی از اشعههای مرئی و نامرئی است که بخشیاز آن، به نام طیف ماوراء بنفش، برای پوست انسان مضر بوده و تمامی آسیبهای پوستی از ناحیه آن است.
میزان اشعه ماورای بنفش خورشید در فصل تابستان بیشتر از سایر فصول سال و در ارتفاعات و مناطق استوایی بیشتر از سایر مناطق است.
در فصل تابستان، تابش مستقیم نور آفتاب به پوست، به تدریج آسیبهایی از قبیل آفتاب سوختگی، التهاب و قرمزی پوست، چین و چروک و سرطان پوست را به همراه میآورد. ● انواع کرمهای ضد آفتاب کدامند؟
یكی از متخصص پوست و مو و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اهواز گفت: کرمهای ضد آفتاب دارای دو نوع فیزیکی و شیمیایی هستند، ضد آفتابهای فیزیکی مانند یک پرده پوشاننده، سطح پوست را میپوشانند و نور را منعکس میکنند به طوری که فقط مقدار بسیار کمی از آن جذب پوست میشود.
وی افزود: کرمهای ضد آفتابهای شیمیایی اغلب بیرنگ هستند و اشعه ماورای بنفش خورشید را جذب و راه عبور آن را مسدود میکنند و مانع رسیدن نور به سطح پوست میشوند. معمولا" شرکتهای تولیدکننده ، برای تاثیرگذاری بیشتر، در فرمول تولید خود، ترکیبی از این دو نوع را مد نظر قرار میدهند.
وی در خصوص نحوه صحیح استفاده از کرمهای ضد آفتاب اظهار داشت:این کرمها باید نیم ساعت قبل از قرار گرفتن در معرض آفتاب، استفاده شوند تا جذب پوست شده و موثر واقع گردند. ● SPFیا فاکتور محافظتی آفتاب چیست؟
این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اهواز گفت: کرمهای ضد آفتاب بر اساس میزان تواناییشان در جذب و دفع اشعه ماورای بنفش درجهبندی میشوند که نشاندهنده این است که مصرفکننده تا چه مدت میتواند بدون آنکه دچار آفتاب سوختگی شود، زیر نور خورشید بماند.
وی اظهار داشت: ایدهآلترین مقدار این فاکتور محافظتی، شماره ۳۰است که برای تمامی مناطق توصیه میشود و هر چه این فاکتور بالاتر باشد میزان تاثیرگذاری آن بیشتر است.
این متخصص پوست و مو ادامه داد: البته ضد آفتابهای با فاکتور محافظتی بالاتر از شماره ۳۰در برخی افراد به علت داشتن ترکیبات شیمیایی بالاتر حساسیت پوستی ایجاد میکند.
وی با اشاره به اینکه میزان نیاز به کرمهای ضد آفتاب، بستگی به رنگ پوست و میزان حساسیت آن دارد گفت: هر چه رنگ پوست روشن تر باشد و زودتر در معرض آفتاب قرمز و ملتهب شود استفاده از کرم ضد آفتاب باید از سنین پایین تر آغاز شود.
هرچه به خط استوا نزدیکتر شویم به علت بیشتر شدن اشعه ماوراء بنفش خورشید، استفاده از کرمهای ضد آفتاب اهمیت بیشتری پیدا میکند که ایران نیز در چنین موقعیتی قرار دارد بنابراین استفاده از کرمهای ضد آفتاب در تمامی مناطق کشور توصیه میشود.
پوستهای چرب باید از کرمهای فاقد چربی و حاوی مواد مرطوب کننده استفاده کنند و کرمهای چرب و حاوی مواد نرمکننده برای پوستهای خشک مناسب تر است.
وی مناسب ترین زمان استفاده از کرمهای ضد آفتاب را ساعت ۹صبح الی چهار بعد از ظهر ذکر کرد و تاکید نمود: افرادی که به نور آفتاب حساسیت بیشتری دارند بهتر است کمتر در معرض نور آفتاب قرار بگیرند.
وی در مورد اثر ماندگاری این کرمها بر روی پوست گفت: افرادی که به طور مداوم در معرض آفتاب هستند بهتر است که هر دو ساعت یکبار این کرمها را تجدید کنند اما افرادی که در مکانهای سرپوشیده کار میکنند، استعمال دو بار در طول شبانهروز کافی است.
وی در مورد ارجحیت کرمهای ضد آفتاب خارجی به داخلی گفت: هیچ کدام از شرکتهای تولیدکننده بر یکدیگر ارجحیت ندارند و افراد بهتر است از کرمی استفاده کنند که با پوستشان سازگار بوده و جوشهای قرمز روی پوستشان ایجاد نشود.
وی در پاسخ به این سوال که آیا استفاده از کرمهای آرایشی بر روی کرم ضد آفتاب نقشی در کاهش اثرگذاری این کرمها دارد اظهار داشت: اگر کرمهای آرایشی نیم ساعت بعد از استعمال کرم ضد آفتاب مورد استفاده قرار گیرد مشکلی به وجود نمیآید اما اگر بلافاصله قبل از جذب کرم ضد آفتاب استعمال شود تاثیر آن را کاهش میدهد.
این متخصص پوست و مو همچنین گفت: ضد آفتاب به صورت مطلق اثر آفتاب را از بین نمیبرد بلکه فقط تاثیر آن را بر روی پوست کاهش میدهد. و افرادی که پوست حساس دارند، بهتر است در فصل تابستان حتی در سایه یا در هوای ابری نیز از کرمهای ضد آفتاب استفاده کنند. |
يکشنبه 24/11/1389 - 21:39