در عصر ما یهودیان صهیونیسم با اشغال فلسطین درصدد برآمدند حقارت همیشگی قومشان را برافکنند، اما با این حال چیزی از تب و تاب موعود و انتظار کاسته نشد. حدود صد سال پیش متفکران یهود گفتند: قوم ما این همه سال در انتظار مسیحا خواری را تحمل نمود، ولی خبری از وی نیامد. کاسه ی صبرمان لبریز شد. جا دارد که خود برای پایان دادن به این وضع موجود برخیزیم. آنها مکتب صهیونیسم را تاسیس کردند و گفتند باید خود ما فلسطین را بگیریم. همه ی یهودیان گفتند این کار درست نیست، چون طبق باورهای دینی مسیحا فقط میتواند این کار را کند. اما صهیونیسم ها گفتند که ما پایگاهی برای قیام مسیحا در فلسطین ایجاد میکنیم. قانع کردن یک قوم که قرنها در خیالات واقعی بودند کار راحتی نبود، اما صهیونیسم با تبلیغات و صبر و حوصله ی زیاد و بردن مهاجران به فلسطین و تاسیس صهیونیسم توانستند این کار را انجام بدهند. البته اقلیمی از قوم یهود و بر پایه ی امید به قدیم، تشکیل دولت صهیونیسم را مخالف آرمانهای مسیحا میدانند و از پیوستن با آن خودداری میکنند. سرانجام سران یهود صهیونیسم را پذیرفتند و آن را راهگشای عصر مسیحا دانستند. از این رو صهیونزم های غاصب فلسطین علاوه بر دعای مسیحایی، پس از پایان مراسم سالگرد بنیان گذاری رژیم، پس از دمیده شدن شیپور عبادت اینگونه دعا میکنند: اراده ی خداوند. خدای ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیده دم آزادی باشیم و نفخ صور