مردم دیده ی ما جز به رخت ناظر نیست ؛دل سرگشته ما غیر تو را ذاكر نیست
اشكم احرام طواف حرمت می بندد؛گرچه از خون دل ریش دمی طاهر نیست
بسته ی دام و قفس باد چو مرغ وحشی؛طایر سدره اگر در طلبت طایر نیست
عاشق مفلس اگر قلب دلش كرد نثار ؛مكنش عیب كه بر نقد روان قادر نیست
عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد ،هركه را در طلبت همت او قاصر نیست
ازروان بخشی عیسی نزنم دم هرگز ؛زان كه در روح فزایی چولبت ماهر نیست
من كه در اتش سودای تو اهی نزنم ؛كی توان گفت كه بر داغ دلم صابر نیست
روز اول كه سر زلف تو دیدم گفتم ،كه پریشانی این سلسله را آخر نیست
سر پیوند تو تنها نه دل حافظ راست ؛كیست آن كش سر پیوند تو در خاطر نیست
قشنگ بود ... اگه گفتی در مدح كی بود؟؟؟؟؟؟؟
از در ختان آموختم كه پایبندی هر كس به اندازه ریشه اوست.
خوب ببین ریشه ات در كجاست؟