خداوندا من از اعمال خود بسیارمی ترسم
نمی ترسم زكس، از زشتی كردارمی ترسم
ریا كردم عبادت را، غلط خواندم عبارت را
كنون از این عبادت ها واین اذكار می ترسم
بود بازار گرم دین فروشی بر سر راهم
خداوندا من از این گرمی بازار می ترسم
چهل روزست... (درد و دل بی بی زینب كبری سلام الله علیها با برادر در اربعین آقا)
چهل روزست كه بیمارم و می دانی تو داغ شش ماهه به دل دارم و می دانی تو
چهل روزست كه عباس ندارم، ای وای در پی دست علمدارم و می دانی تو
چهل روزست رقیه كمرش خم گشته ست یك جواب از تو بدهكارم و می دانی تو
چهل روزست كه دنبال سرت می گردم حسرت بوسه به دل دارم و می دانی تو
چهل روزست كه چشمم به سر آن نیزه ست با سرت خاطره ها دارم و می دانی تو
چهل روزست كه یكسر به سرم سنگ زدند غصه زخم زبان دارم و می دانی تو
چهل روزست كه یك شهر به من می خندند راهی كوچه و بازارم و می دانی تو
چهل روزست غمت كشته مرا ای بی سر چهل روزست عزادارم و می دانی تو