• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 44
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 4754روز قبل
آلبوم تصاویر
جدیدترین ماشین های لامبورگینی ۲۰۱۳

جدیدترین ماشین های لامبورگینی 2013


جدیدترین ماشین های لامبورگینی 2013جدیدترین ماشین های لامبورگینی 2013جدیدترین ماشین های لامبورگینی 2013جدیدترین ماشین های لامبورگینی 2013جدیدترین ماشین های لامبورگینی 2013جدیدترین ماشین های لامبورگینی 2013جدیدترین ماشین های لامبورگینی 2013جدیدترین ماشین های لامبورگینی 2013جدیدترین ماشین های لامبورگینی 2013جدیدترین ماشین های لامبورگینی 2013جدیدترین ماشین های لامبورگینی 2013جدیدترین ماشین های لامبورگینی 2013

دوشنبه 3/4/1392 - 12:53
لطیفه و پیامک
در نیویورك خانم مستر اسمیت رفت پیش وكیل دادگستری و گفت: من می‌خوام از شوهرم طلاق بگیرم. وكیل گفت: بسیار خوب، مانعی ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهید تا ترتیب كارتان را بدهیم. خانم گفت: زكی! 500 دلار می‌گیرند كه او را بكشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟
دوشنبه 3/4/1392 - 12:49
طنز و سرگرمی
حیف نون چهار تا قالب صابون می‌خوره تا به مرز خودكفایی برسه!
دوشنبه 3/4/1392 - 12:47
طنز و سرگرمی
موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من دارید؟
دوشنبه 3/4/1392 - 12:47
طنز و سرگرمی
حیف نون، خبر داغ می‌شنود، گوشش می‌سوزد!
دوشنبه 3/4/1392 - 12:46
طنز و سرگرمی
دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. یكی از آنها گفت: بیا شیر یا خط بیندازیم. اگر شیر شد میریم دوچرخه سواری، اگر خط شد میریم ماهواره نگاه می‌كنیم و اگر سكه روی لبه‌اش ایستاد میریم درس می‌خونیم!
دوشنبه 3/4/1392 - 12:46
طنز و سرگرمی
معلم: الفبای فارسی رو بگو ببینم. شاگرد: الف � ب � پ � ت � ث � چهار � پنج � شش � هفت... معلم: الفبای انگلیسی رو بگو ببینم. شاگرد: ا � بی � سی � چهل � پنجاه � شصت � هفتاد... معلم: الفبای یونانی رو بگو ببینم. شاگرد: آلفا � بتا � ستا � چهارتا � پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا یه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج � پنج � شش � هفت...
دوشنبه 3/4/1392 - 12:45
طنز و سرگرمی
حیف نون داشته پشت بوم خونش رو آسفالت میكرده،‌ آسفالت زیاد میاره،‌ سرعت گیر میذاره!
دوشنبه 3/4/1392 - 12:44
طنز و سرگرمی
مرد: بازهم كه پارچه خریدی؟ زن: می‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: این كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقیه‏اش هم برای خودم یه پیرهن می‏دوزم.
دوشنبه 3/4/1392 - 12:43
طنز و سرگرمی
 غضنفر یه نفر رو تو خیابون دید و پرسید: شما علی پسر ممدآقا پاسبان نیستی كه توی ابهر سر كوچه چراغی مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشید! عوضی گرفتم.
دوشنبه 3/4/1392 - 12:42
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته