شهدا و دفاع مقدس
بسم رب الشهداء و الصدیقین
امروز کار برای شهدا باید در راس امور قرار بگیرد.
امام خامنه ای (حفظه الله)
با استعانت از پروردگار متعال باری دیگر پایگاه مقاومت بسیج اسوه کشوری حجتیه (عج) ، حوزه 355 امام حسن مجتبی(ع) ناحیه ری اقدام به برگزاری یادواره 150 شهید گلگون کفن محله شهادت نموده تا یاد و خاطره ی دلاور مردان این محله را زنده نگه دارد و از دلاوران عرصه جنگ تجلیل به عمل بیاورد.
زمان : جمعه 6/10/ 92 ساعت 19
مکان : تهران - ری - میدان نماز - فرهنگسرای ولاء
منتظر همه شماعشاق و خادمان شهدا هستیم.
يکشنبه 1/10/1392 - 22:29
شهدا و دفاع مقدس
يکشنبه 1/10/1392 - 22:25
شهدا و دفاع مقدس
| گمنامی برای شهوت پرست ها درد آور است ،اگرنه همه اجرها در گمنامی است. (شهید سید مرتضی آوینی) |
پنج شنبه 9/8/1392 - 11:42
شهدا و دفاع مقدس
اگر بپرسی دوكوهه كجاست چه جوابی بدهیم؟ بگویم دوكوهه پادگانی است در نزدیكی اندیمشك كه بسیجیها را در خود جای میداد و بعد سكوت كنیم؟ پس كاش نمیپرسیدی كه دوكوهه كجاست چرا كه جواب گفتن به این سوال بدین سادگیها ممكن نیست. كاش تو خود در دوكوهه زیسته بودی كه دیگر نیازی به این سوال نبود. اگر آنچنان بود، شاید تو هم امروز با ما به دوكوهه میآمدی.
دوكوهه پادگانی است در نزدیكی اندیمشك كه سالهای سال با شهدا زیسته است با بسیجیها و از آنها روح گرفته است روحی جاودانه.
یك بار دیگر! سلام دوكوهه
قطارها دیگر در دوكوهه نمیایستند و بسیجیها از آن بیرون نمیریزند. قطارها دوكوهه را فراموش كردهاند.اما شهداء انسی دارند با دوكوهه كه مپرس.
میگویی نه؟ از حوض روبروی حسینیه حاج همت بپرس كه همه شهدای دوكوهه با آب آن وضو ساختهاند. در حاشیه اطراف حوض تابلوهایی هست كه به یاد شهدا روییدهاند اما الفت شهدا با این حوض نه فكر كنی كه به سبب تابلوهاست. من چه بگویم اینها سخنانی نیست كه بتوان گفت. تو خودت باید دریابی وگرنه چه جای سخن؟
ای دوكوهه، تو را با خدا چه عهدی بود كه از این كرامت برخوردار شدی و خاك زمین تو سجدهگاه یاران خمینی شد؟ و حال چه میكنی در فراق پیشانیهایشان كه سبب متصل ارض و سماء بود و آن نجواهای عاشقانه؟
سكوت كرده و دم برنمیآورد. ما كه میدانیم زمان بستر جاری عشق است تا انسانها را در خود به خدا برساند و حقیقت تمامی آنچه در زمان حدوث مییابد باقی است. پس از حسینیة حاج همت بخواه كه مهر سكوت را از لب برگیرد و با ما سخن بگوید.
حسینیه حاج همّت قلب دوكوهه است حیات دوكوهه از اینجا آغاز میشد و به همین جا باز میگشت. وقتی انسان عزادار است. قلب بیش از همه در رنج است و اصلاً رنج بردن را همه وجود از قلب میآموزند دوكوهه قطعهای از خاك كربلا است، اما در این میان حسینیه را قدری دیگر است. كسی میگفت: كاش حسینیه را زبانی بود تا با ما بگوید از آن سری كه میان او و كربلاست گفتم حسینیه را آن زبان هست. كو محرم اسرار؟ دوكوهه، خاك و آب و در و دیوارهایش، همة وجودش با حضور شهداء آن همه انس داشته است كه اكنون در این روزهای تنهایی جایی مغمومتر از آن نمییابی. دوكوهه مغموم است و در انتظار قیامت دلش برای شهدا تنگ شده است.
عالم محضر شهداست اما كو محرمی كه این حضور را دریابد و در برابر این خلأ ظاهری خود را نبازد؟
زمان میگذرد و مكانها خروجی شكستند اما حقایق باقی هستند. شهید حاجیپور زنده است من و تو مردهایم. شهدا صدق و استقامت خویش را در آن عهد ازلی كه با خدا بسته بودند اثبات كردند.
كاش ما درخیل منتظران شهادت باشیم.
شهید سیدمرتضی آوینی
پنج شنبه 9/8/1392 - 11:40
شهدا و دفاع مقدس
به ایستگاه عکس و مکث خوش آمدید.
لطفا روی هر عکس ۱۵ ثانیه تامل کنید.
شادی ارواح مطهر شهدا ۵ صلوات اهدا نمائید.
پنج شنبه 9/8/1392 - 11:37
شهدا و دفاع مقدس
بهار را لبنان باشی و بخواهی بوی بهار را استشمام کنی باید به خانههای باصفای شهدا سری بزنی و عطر بهشت را در لبخند مادران شهدا استشمام کنی.
یکی از این خانههای بهاری،خانه باصفای سادهای است که مانند بهشتی بر روی زمین جای گرفته.
خانه حاج عماد، سردار بزرگ مقاومت خانه ساده روستایی است که به صفای مادر بزرگوار سه شهید مزین است. مادر جهاد،فواد،عماد مادر مردانی است که به قول خودش آنها را برای شهادت تربیت کرده بود.
مادر سه شهید، آنها را در این خانه بزرگ کرده و از هر سوی این خانه خاطره ای شیرین دارد.
عماد سیزده ساله بوده که شاگرد بنای این خانه روستایی می شود وخانه ای چنین با صفا به دستان این اسطوره مقاومت ساخته می شود.
مادر عماد به وسعت زیبایی باغچه خانهاش خاطره بسیار دارد ولی خاطرهای شنیدنی از شهید بازسازی لبنان مهندس حسن شاطری از زبان او شنیدنی است. مادر حاج رضوان از حاج حسن شاطری اینگونه میگوید: بعد از جنگ سی وسه روز شنیده بودم که مهندسی از ایران برای مدیریت و در دست گرفتن کار بازسازی به لبنان آمده اما او را نمیشناختم. تخریب جنگ زیاد بود و نگرانی ما هم در آن شرایط بسیار. خرابیها باید زودتر آباد میشد و مردم باید زودتر سرو سامان میگرفتند. یکسال قبل از شهادت عماد بود، روزی نگرانیم را به او گفتم که در این شرایط مهندسی که از ایران آمده چگونه میتواند این همه کار را انجام دهد.
حاج عماد لبخندی زد و گفت:خیالتان راحت! کسی آمده که بهترین فرد برای این کار است.
بعد از یکسال و در زمان شهادت عماد روند بازسازی به قدری خوب پیش رفته بود که دیگر همه جا مهندس ایرانی را میشناختند؛ کسی که بیوقفه کار کرده بود و خرابیها زودتر از حد تصور همه آباد شده بود.
مهندس حسام (شهید شاطری)بعد از شهادت حاج عماد برای عرض تسلیت همراه مسوولین ایرانی به خانه ما که آمد برای اولین بار او را دیدم.
خانه شلوغ بود و همه به احترام او برخاستیم. در این مدت آنقدر تعریف او را شنیده بودیم که دوست داشتم او را از نزدیک ببینم.
مهندس تا مرا دید، نزد من آمد وگفت : مادر، از شما تقاضایی دارم. صمیمیت کلامش بر جانم نشست وقتی مرا مادر خطاب کرد.
گفتم :بفرمایید
گفت:اگر میشود از این جایی که ایستادید چند قدم آنطرفتر بروید.
با تعجب گفتم:حتما و یک قدم عقب رفتم .
ایشان با حضور آن همه مسوولین وجمع رسمی ،بر زمین نشست و بر جای قدمهایم بوسه زد.
همه جمع منقلب شدند و من شرمنده تواضع ایشان .چون باید مقام ایشان را در لبنان بدانی و احترامی که همه ما برای ایشان قایل بودیم و بدانی که کار ایشان چقدر تواضع و صمیمیت به همراه داشت. ایشان برخاست و گفت :شنیدهام بهشت زیر پای شماست.
شادی روح شهید بزرگوار صلوات
پنج شنبه 9/8/1392 - 11:36
شهدا و دفاع مقدس
در جامعه ای که عبور از چراغ قرمز منع می شود چگونه با عبور از خط عفاف برخورد نمی شود؟
شهید بهشتی
پنج شنبه 9/8/1392 - 11:34
شهدا و دفاع مقدس
خیلی سخت است که انسان بخواهد در مورد کسی اینطور با قطعیت صحبت کند مگر اینکه مدت زیادی را با او زندگی کرده باشد. بنده حدود سی سال با حسن بودم و حتی یکبار ندیدم او برای نمازش وضو بگیرد چون دائم الوضو بود و می گفت نباید بدون وضو بر روی زمین خدا راه رفت. می گفت زمین جای جمع کردن ثواب است.
نقل از همسر شهید حسن طهرانی مقدم
پنج شنبه 9/8/1392 - 11:32