• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 4821روز قبل
انتخابات

در حالی که طی روزهای گذشته نتایج برخی نظرسنجی ها از رشد معنادار دکتر باقری لنکرانی در میان توده های مردم خبر می دهد، سایت خبرآنلاین نیز که مواضع سیاسی نزدیک به رییس مجلس دارد و از منتقدان همیشگی جبهه پایداری محسوب می شود، طی یادداشتی به بررسی دلایل پیروزی احتمالی جبهه پایداری در انتخابات پیش رو پرداخت و نوشت:

خدا بیامرزد جلال آل احمد را که از معدود روشنفکرانی ایرانی بود که رفت میان مردم و واقعیت جامعه ایرانی را با همه اجزایش-خوب و بد- دید.

جامعه ایران در فصل انتخابات گسل هایی عجیبی پیدا می کند و فاصله ها بین طبقات عادی مردم و نخبگان زیاد می شود و بعد موضوعاتی مثل رای درجه یک و دو، کیفیت رای، اینکه اصلا دموکراسی چیز خوبی هست یا نه پیش می آید و برخی این وسط راست راست در چشمانت نگاه می کنند و می گویند که رای یک شهری به اندازه فلان تعداد روستایی ارزش دارد و الخ.

انتخابات، زمان شعار است و هیجان، و هر کس هم تلاش می کند وعده ای بدهد تا خلق الله را متقاعد کند که بله، او قرار است سامانی به این شرایط بدهد و البته در این وعده دادن ها اشکالی نیست.

اگر رئیس جمهور در سفر استانی اش به سمنان به رقبا انتقاد های تند و تیز کرد که« به شما چه مربوط که چه کسی بیاید و چه کسی نیاید.» این حرف از پس اطمینانی می آید که مربوط به سال 84 و نحوه انتخاب شدن خود آقای احمدی نژاد است.

اگر قبل تر از آن در حاشیه یک جلسه دولت به سخنان نماینده ولی فقیه در سپاه واکنش نشان داد وگفت کسی نمی تواند برای مردم تعیین کند که چه کسی انتخاب شود، این تلقی به چگونگی به قدرت رسیدن او ربط دارد.

اینکه در شرایطی که کسی که روی احمدی نژاد حساب نمی کرد، او با «گفتمانی متفاوت» توانست رای مردم را به دست بیاورد. امروز هم مطمئن است که بین مردم پایگاه دارد و برای همین است که قرار گرفتن اسفندیار خان رحیم مشایی در هر سفر و حضر در کنار احمدی نژاد در سال 92 و پرچم دادن در دست او، همه همه یعنی اینکه احمدی نژاد حداقل روی 4 سال دیگر حضور در دولت حساب باز کرده است.

به تهران و کلان شهرهای بزرگ نگاه نکنید که خیلی ها منتقد رئیس جمهور هستند، در خیلی از مراکز استانها، هنوز که هنوز است مردم از رئیس جمهور راضی هستند. مسکن مهر و خانه دار شدن خیلی ها با این شیوه، توزیع سهام عدالت،سفر های استانی و حضور چهره به چهره در میان مردم و... همه و همه فاکتورهایی است که هنوز برای خیلی از مردم ما جذاب است.

حالا 2 ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری همه انهایی که مدعی اند وارد کورس شده اند.نگاهی به نامزد های حاضر درعرصه انتخابات بکنید. همه آنها چهره هایی هستند که در سالهای گذشته سابقه ای دارند و موافقان و مخالفینی. معدل سنی این نامزد ها هم حدود 50 سال است.

با فرض عدم حضور هاشمی رفسنجانی و خاتمی که حضورشان آرایش عرصه انتخابات را متفاوت می کند، اگر قرار بر حضور همین حدود 20 کاندیدای مشهور و غیر مشهور باشد،در میان اصولگرایان باید شانس جبهه پایداری را برای موفقیت در انتخابات بالا دانست.

کامران باقری لنکرانی به عنوان نامزد نهایی جبهه پایداری انتخاب شده و ظاهرا این انتخاب مقبول آیت الله مصباح یزدی هم بوده است. اگر اخباری که درباره ورود سعید جلیلی مذاکره کننده ارشد ایران به عرصه انتخابات ریاست جمهوری گفته می شود هم درست باشد، باز هم جبهه پایداری یک برگ برنده است.

باقری لنکرانی کمی دیر وارد عرصه انتخابات شده و از رقبا اصولگرایش در تدارک کار انتخابات عقب است، این در ظاهر است ولی آنها که مختصات فضای انتخابات ایران را می شناسند، اتفاقا این شیوه را مناسب می دانند. سال 84 هم احمدی نژاد حتی تا دو هفته به موعد انتخابات چهره ای نبود که شانسی برای رئیس جمهور شدن داشته باشد، اما چه شد؟

آنها که انتخابات 84 را تحلیل نکردند، امروز هم همان اشتباه را ادامه می دهند و نامزدهایی را وارد عرصه می کنند که شعارهایی خوبی می دهند،طرفدارانی دارند، از امکانات مالی بهره مند هستند و الخ اما چرا در نظر سنجی ها جایگاهشان ارتقا نمی یابد.

اینکه چرا باید جبهه پایداری را -چه با لنکرانی و چه با حضور جلیلی-می توان شانس قوی برای موفقیت در انتخابات دانست به چند دلیل باز می گردد:

1: مرور اظهارات لنکرانی در جمع دانشجویان مشهدی و دفاع او از انحلال سازمان مدیریت- در حالی که تقریبا همه نامزدها از ضرورت احیاء دوباره آن سخن می گویند- یعنی اینکه او می خواهد متفاوت باشد و این فاکتور امری مهم در انتخاب شدن روسای جمهوری ایران در 16 سال اخیر است.

2: جوان بودن و خوشنامی لنکرانی و سابقه خوبی که مردم از دوران وزارت او در وزارت بهداشت دارند- نظر کارشناسان حوزه بهداشت درباره دوران کاری اش را فاکتور می گیریم- هم مزید بر علت است تا او بتواند با همه گروه های اجتماعی ارتباط خوبی برقرار کند. او با 47 سال سن جوانترین کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری است.

3: لنکرانی در همان سخنرانی مشهد هم حاضر به انتقاد تند از دولت نشد چرا که در اصول با رئیس جمهور همراه است و منش سیاسی او را قبول دارد. بنابراین خیلی ها به چهره ای که منش رئیس جمهور فعلی را ادامه دهد، علاقمند هستند.

4: اینکه لنکرانی اعلام می کند اهل ائتلاف با دیگر اصولگرایان نیست، مشابه رفتاری است که رئیس جمهور در سال 84 با شورای هماهنگی نیروهای انقلاب داشت و دعوت این جمع را نپذیرفت و در نهایت هم مستقل وارد عرصه انتخابات شد و موفق بیرون آمد.

5: تائید پزشک جوان توسط آیت الله مصباح هم مشابه چیزی است که سال 84 آیت الله درباره رئیس جمهور انجام داد. آیت الله مصباح با شبکه اجتماعی جمع های حزب اللهی توانست در دور اول انتخابات سال 84 ، احمدی نژاد را در کنار هاشمی به مرحله دوم بفرستد تا آنجا، متفاوت بودنش و رقابتش با هاشمی، او را پیروز انتخابات کند.اگر نگوییم شبکه اجتماعی این طیف قوی شده، به جرات می توان گفت بعد از 8 سال حضور در برخی از مناصب، حتما شبکه اجتماعی آنان از عمق بیشتری برخودار است. ضمن اینکه جبهه پایداری- چه قبول کنیم و چه نکنیم- طیف جوان حزب الهی را به خود همراه کرده است و این همان سرمایه اجتماعی است که دیگر نامزد های اصولگرا حتی اگر آن را داشته باشند، به اندازه این طیف ندارند.

6: اگرفرض کنیم که رئیس جمهور قصد گرفتن تائید صلاحیت مشایی را دارد و در این کار موفق نمی شود، او و هم طیفیانش حداقل این شانس را دارند که از کسی حمایت کنند که به دیدگاه های دولت نزدیک است و قطعا رئیس جمهور از انتخاب چهره ای مثل لنکرانی بیش از دیگر اصولگرایانی که امروز منتقدانش شده اند حمایت می کند.

سه شنبه 10/2/1392 - 1:7
آموزش و تحقيقات

ژنرال آمریکایی، جیمز هاس کارترایت در مرکز بررسیهای استراتژیک و بین‌المللی، درباره چگونگی دگرگونی جنگ به وسیله فناوری‌ اطلاعات گفت: «با خروج نیروهای خارجی از افغانستان، چیزی که بیشترین تاثیر را در طولانی مدت بر فرهنگ این کشور می‌گذارد، همین شبکه ۴جی و نسل جدید گوشی‌های همراه در آنجا است؛ چون این فناوری از کوهها و موانعی اجتماعی عبور خواهد کرد».

 

همان طور که در ادامه خواهیم دید، جیمز کارترایت، ژنرال ارتش آمریکا در افغانستان، اعلام می‌کند که از تمام هزینه هایی که برای تغییر هویت افغانستان و به قول خودشان ملت سازی کرده‌اند، تنها چشم امیدشان به شبکه نسل سوم تلفن همراه است. اکنون جای سوال است که چرا تکنوکرات های فرهنگی ایران، اقدام به راه‌اندازی همان چیزی کرده اند که آمریکایی ها آن را «جنگ فناوری اطلاعات برای تغییر هویت مردم افغانستان» می‌دانند؟ بستر پرمخاطره‌ای که رایتل فراهم کرده است، به معنای آن است که حق راهبانی تمام بزرگراه ها و راههای اصلی سایبری کشور که با سرمایه این مملکت ایجاد شده است، در اختیار پنتاگون و nsa قرار بگیرد؛ چیزی که حتی با قرارداد رویتر هم قابل قیاس نیست.

راه‌اندازی اینترنت پرتابل پرسرعت و مکالمه تصویری و غلتیدن در دام جنگ فناوری غرب، به اسم عرضه کردن تکنولوژی، اسباب حیرت برخی از آگاهان فرهنگی و نگرانی کارشناسان مختلف شده است؛ تا جایی که با واکنش تحریم راه‌اندازی از سوی مراجع معظم تقلید مواجه شد.

در زیر، مطالبی بالاتر از هشدار آمده‌است و نشان می‌دهد که اگر شاهد تکنوکراسی فرهنگی راه‌اندازی نبودیم، و دست شیطانی و تا مرفق به خون آغشته آمریکایی ها به ایران می‌رسید، نه تنها نسل سوم تلفن همراه (رایتل) بلکه نسل چهارم آن را نیز در ایران راه‌اندازی می‌کردند؛ و برای اندلسی کردن ایران، اینترنتی ده برابر اینترنت رایتل را طعمه شکار ایرانیان در دام ناتوی فرهنگی می‌کردند. با اینکه همین دشمنان قسم خورده، ایران را از دست یابی به داروهای بیماران درمانده سرطانی باز می‌دارند تا مردم ایران طعم مقاومت در برابر استکبار را بچشند. براستی دوستان ما کی می‌خواهند متوجه خطر شوند؟ وقتی که تنگه احد فرهنگی و سایبری در دست دشمن افتاد؟ فأین تذهبون!

راه اندازی رایتل و تکنوکراسی فرهنگی

ژنرال جیمز کارترایت می‌گوید: «ماندگارترین و شاید مهمترین میراث جنگ یازده ساله آمریکا در افغانستان چه چیزی می‌تواند باشد؟ پاسخ این سوال، شبکه نسل چهارم تلفن‌های همراه با توانایی پشتیبانی از گوشی‌های هوشمند است. بنا به گفته جیمز هاس کارترایت، ژنرال بازنشسته نیروی دریایی آمریکا که از معاونت ستاد مشترک ارتش آمریکا در اوت سال ۲۰۱۱ استعفا داد، گوشی‌های هوشمند مهمترین چیزی است که غرب در افغانستان رواج داده است»۱.

کارترایت در خلال سخنرانی خود در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی، پیرامون چگونگی دگرگونی جنگ توسط فنآوری‌ اطلاعات گفت: «با خروج نیروهای خارجی از افغانستان، چیزی که بیشترین تاثیر را در طولانی مدت بر فرهنگ این کشور می‌گذارد، باقی گذاردن این شبکه و این گوشی‌های تلفن همراه در آنجا است. چرا که این فناوری از کوه‌ها و موانعی اجتماعی عبور خواهد کرد که این فرهنگ تاکنون نتوانسته از آن عبور کند. نمی‌دانم که آنها کجا از این تکنولوژی استفاده خواهند کرد؛ ولی رایج ساختن استفاده از آن، احتمالاً ماندگارترین و موثرترین فعالیتی است که ما در افغانستان انجام داده‌ایم»۲.

«وی با اشاره به قدرت انقلابی و واقعی تلفن‌های همراه و ابزار رسانه‌های اجتماعی مانند توییتر و فیس‌بوک – که نقش مهمی در بهار عربی ایفاء کرد-گفت: ما هنوز به قدرت واقعی این ابزار پی نبرده‌ایم»۳.

«کارترایت در ادامه افزود: تنها مشکلی که در این میان وجود داشت، این بود که آکادمی ملی علوم ایالات متحده پیش‌بینی می‌کرد که مهارت یافتن مردم عمدتاً بیسواد افغانستان در استفاده از گوشی‌های همراه - در شبکه‌ای که ایالات متحده و ناتو در آن کشور ایجاد کرده‌اند - یک تا دو سال طول خواهد کشید. ولی عملکرد آن، نتایج به مراتب بهتری را نشان داد»۴

«از این رو ما تصمیم گرفتیم آیفون‌ها را اینجا امتحان کنیم. ما هزاران عدد آیفون داشتیم و آن را در بخش عظیمی از این کشور در اختیار افراد قرار داده و مسابقاتی برگزار کردیم – مانند نسخه افغانی برنامه امریکن آیدل که در آن افغان‌ها با استفاده از گوشی‌های همراه خود به رقبای شرکت کننده در آن رای می‌دادند-و آن را در گوشی‌های آیفون اجرا کردیم و حدود دو هفته یا بیشتر طول کشید تا افغان‌ها با پیام کوتاه و انتقال داده‌ها آشنا شوند. و بدین ترتیب آیساف توانست نیروهای افغان را با گوشی‌های هوشمند آشنا سازد»۵.

«کارترایت اظهار داشت: بنابراین تمامی میلیاردها دلاری که جامعه بین‌المللی در روند «ملت‌سازی» برای ایجاد راه‌ها، مدارس، کمک‌های نظامی و هر بخش دیگری هزینه کرده است را فراموش کنید. چیزی که موجب بیشترین تغییر شده، تبادل اطلاعات میان افرادی است که از طریق کامپیوترهای جیبی با یکدیگر مرتبطند»۶.

«تکمله سایت killer apps: در حالی که کارترایت می‌گوید که آمریکا نسل چهارم تلفن‌های همراه را در افغانستان راه‌اندازی کرده است، یکی از خوانندگان که در زمینه شبکه‌های تلفن همراه در افغانستان فعالیت دارد، رایانامه‌ای به "killer apps" نگاشت تا نشان دهد چنین شبکه‌ای در این کشور وجود ندارد. وی می‌گوید: در عوض، شبکه‌های نسل دوم تلفن همراه با نوزده میلیون کاربر و نسل سوم شبکه‌ - که در حال راه‌اندازی است -در افغانستان وجود دارد. وزارت ارتباطات افغانستان پیش‌بینی کرده است که نسل سوم شبکه موبایل، اینترنت همراه را طی ۵ سال در بین ۸۵٪ از مردم این کشور توسعه دهد»۷.

-


در بخش جنگ نرم پایگاه مشرق، خبری در همین موضوع کار شده است و این مطلب با الهام و استفاده از آن مطلب و با تحقیق مجدد روی متن و ترجمه و نیز حذف و اضافاتی تقدیم شده است.

دوشنبه 9/2/1392 - 17:10
دنیای گیاهان و حیوانات

ابریشم مصری، گل زیبایی است که در مناطق گرمسیر می روید و با پرچمهای بلند و معمولا سرخ رنگ و گلبرگ های زرد رنگ، حس بسیار زیبایی در بیننده می آفریند. گاهی گفته می شود که این گل، گل امامت است، زیرا به تعداد ائمه حاضر، یازده پرچم دارد و یکی از پرچم ها هم بی سر است؛ چیزی که می تواند امام حسین علیه السلام را تداعی کند. اما اگر دقت کنیم متوجه می شویم که پرچمها و تخمدان این گل، بسیار به هم شبیه است و آن چیزی که پرچم بی سر پنداشته می شود، تخمدان این گل است. به هر حال ما تعداد بسیاری از پرچمهای این گل را شمردیم و همگی ده تا بود و با تخمدانی که شبیه پرچم بی سر است، یازده تا می شد.

 

هر چند ممکن است که این گل زیبا، در نگاه نخست، قدرت تداعی ائمه شیعه و سر بریده امام حسین و امام غائب را داشته باشد، اما بیان چنین نسبت هایی می تواند سبب آسیب زایی و در نهایت خرافه گرایی شود و احیاناً کسی دل بگیرد و پارچه ای سبز بدان ببندد. هر چند که مدعیان روشنفکری، همواره نهایت خرافه زدگی را زیسته اند و آخرین نمونه آن، سفاهت سیاسی برخی در سبزمال کردن خود بود.

 

منطق امامت در تشیع که منشأی کاملا عقلی و نقلی دارد را نباید به اموری گره زد که ممکن است اسباب تمسخر و وهن مذهب شود. عکس هایی از این گل زیبای ابریشم مصری با نام علمی Caesalpinia Gilliesii تقدیم می شود:

گلی که نماد 12 امام است گلی که نماد ائمه است گل دوازده امام گلی که نشان 12 ائمه است
دوشنبه 9/2/1392 - 15:33
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته