• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 4847روز قبل
مهدویت

خانه دوست

می نویسم برای دلم ، دلی را که حصاری کشیده ام ، حصاری که شرم دارم ازوجودش ، اما شرمی که مانع حضور است نه محل درمان درد ، دردی که از فراق است ، و فراقی که مسببش مرضی است در مغز ناقص ، اما نه آن نقصی که مانع افکار مذموم شود بلکه به دلیل عدم هدایت وفرار از آن ، مانعی است برای حرکت به سوی یا ر.

دل خود را شکستم ، اما شکستنش روزنه ای گشود برای حضور آنکه نباید ، خانه دوست خراب ، شد ، وشدم ، بی یار.

صاحب خانه شد آنکه یارم برحذر داشت مرا از حضورش ، و از نفس خبیثش واز وسوسه کثیفش . . .

از آن روز تا به حال می گویم خانه ات آباد می کنم روزی ، آبرویم تومبر روزی . . .

(دوستیم با هر آنکه یارت داشت & دشمنیم باهر آنکه دشمنت پنداشت)

اما ، غافلیم ازخود ، که همه دشمنی کردیم ، با تو و ، آنکه دوستش داری .

شرم دارم از زندگی

شنبه 17/1/1392 - 17:13
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته