• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 4800روز قبل
اخلاق

  آیا پذیرش توبه مایه گستاخی انسان نمی‌شود 


  اصولاً سوء استفاده از هر اصل صحیحى امكان‌پذیر است، ولى این سبب نمى‌شود كه آن اصل تشریع نشود و از برنامه تربیتى مربیان حذف گردد. 

 

به گزارش سرویس علمی و فرهنگی خبرگزاری حوزه: حضرت آیت‌الله سبحانی در پاسخ به پرسشی راز توبه و اهمیت آن در قرآن و منابع دینی را تشریح کرده‌اند .

متن سئوال و پاسخ این مرجع تقلید به شرح ذیل است.

*سئوال

قرآن در آیات فراوانى مؤمنان را به توبه و بازگشت به سوى خدا دعوت كرده است اكنون سؤال مى شود هدف از تشریع توبه چیست؟ آیا تشریع آن مایه گستاخى انسان ها نمى شود؟!

*پاسخ معظم‌له

از مسایل مهم در تحلیل توبه، تفسیر حكمت تشریع آن است، زیرا قرآن به مسأله ى توبه عنایت فوق العاده اى نشان داده و همه گناهكاران را به بازگشت به سوى خداوند امت از گذشته دعوت مى كند، و با نداى جهانى مى‌فرماید:

(قُلْ یا عِبادِىَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّاللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ) .([1])

«بگو اى بندگان من كه در حقّ خود از حد تجاوز كرده اید، از رحمت خدا نومید نباشید، خدا همه گناهان را مى بخشد، او آمرزنده و مهربان است».

درست  است كه در این آیه، سخن از بخشودن همه گناهان است و سخن از توبه به میان نیامده است، ولى با توجه به مفاهیم قرآن روشن مى شود بخشوده شدن گناهان در پرتو عواملى است كه عمده ى آنها توبه و ندامت است و عوامل دیگر نسبت به توبه كمتر دخالت دارند.

*توبه یک اصل کلی است

باز در آیه دیگر مى فرماید:

(...وَتُـوبُوا إِلَى اللّهِ جَمیعـاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ).([2])

«اى افراد با ایمان همگى به سوى خدا باز گردید، به امید آن كه رستگار شوید».

انگیزه ى توبه  به معنى توجه به سوى خدا، منحصر به ندامت از گناه وخلاف نیست، بلكه همان طور كه بعداً یادآور خواهیم شد، بازگشت انبیا و اولیا به سوى خدا و به شكل دیگر است، ولى در عین حال این آیه با یك دعوت همگانى، توبه را به صورت یك اصل كلى مطرح مى كند.

با توجه به چنین  وعده و عنایت گسترده، برخى در حكمت تشریع آن دچار اشكال شده و با خود چنین اندیشیده اند كه اعلام پذیرش توبه یك نوع دعوت به معصیت و گناه است و بندگان به اعتماد این كه در آینده راه توبه به روى آنها باز است، در بخشى از عمر به گناه و نافرمانى روى مى آورند.

البته اشكال یاد شده مخصوص به تشریع توبه نیست،چنین اندیشه هاى خام در هر نوع عملى كه اسلام آن را مایه ى بخشودگى گناه معرفى كرده، حاكم است، چنان كه مخالفان شفاعت نیز همان را دست آویز خود ساخته اند و ما چون در بحث شفاعت پیرامون راز «تشریع» و حدود تأثیر آن  بحث جداگانه اى مطرح مى كنیم، اكنون فقط به تشریح علت تشریع توبه مى پردازیم، اینك بیان مطلب:

*صفات برجسته پیامبران

قرآن یكى از صفات برجسته پیامبران را، مسأله ى امید به رحمت و ترس آنان از عذاب الهى بیان مى كند و این كه پیوسته آنان در درون خود، امید را با خوف ممزوج كرده و در عین ترس از دوزخ، به بهشت حق امیدوار بودند قرآن در این مورد آنان را چنین توصیف مى كند:

(...وَیَدْعُونَنا رَغَباً وَرَهَباً وَكانُوا لَنا خاشِعینَ) .([3])

«مارا  در حال امید واشتیاق به رحمت، و ترس از خشم و عذاب، با خضوع كامل مى خوانند».

شما  سراسر آیات قرآن را در نظر بگیرید، پیوسته سخن از دوزخ و عذاب، با سخن از بهشت و نعمت همراه است.

این تقارن، به خاطر آن است كه در قلمرو تربیت، تنها ایجاد ترس و خوف كافى نیست، بلكه در كنار آن باید رجا و امید را نیز پرورش داد وبه آنان گفت: «اگر خدا جهنم و دوزخى دارد، جنت وبهشتى نیز دارد»، تا گِرد زشتیها نروند و از آنها دورى جویند و اگر روزى آلوده شدند، از رحمت گسترده او مأیوس نشوند، و مردم در كنار خوف از عذاب الهى به رحمت او نیز امید و رجا داشته باشند.

قرآن پیامبران الهى را به عنوان منادیان امید و بیم معرفى كرده مى فرماید:

(كانَ النّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَمُنْذِرینَ...) .([4])

«مردم یك گروه بیش نبودند، سپس خدا پیامبران را در حالى كه نوید و بیم دهنده بودند، برانگیخت».

*توبه عامل تشویق بر خلاف‌کاری نیست

تا اینجا نقش امید در سازندگى یك انسان بطور اجمال روشن گشت. این مسأله به اندازه اى واضح است كه نیاز به توضیح بیش از این ندارد. آنچه مهم است، این كه یادآور شویم كه وعده ى پذیرش توبه تحت شرایطى، شاخه اى از ایجاد امید در دل گنهكاران است كه در آینده ى خود تجدید نظر كنند، از گمراهى بازگشته،و از قانون شكنى دست بردارند، و هرگز «توبه» عامل تشویق بر خلاف كارى وقانون شكنى در زندگى دینى نیست، اینك توضیح این قسمت:

شكى نیست كه هر انسانى (مقصود انسانهاى معمولى وعادى است نه اولیاى معصوم الهى) در طول زندگى به خاطر طغیان غرایز و امیال نفسانى، به یك رشته خلاف و گناه كشیده شده و سرانجام كیفرهایى در نامه اعمال او نوشته مى شود حالا اگر این انسان راه توبه را به روى خود بسته ببیند، با خود چنین مى اندیشد:  اكنون كه سرنوشت من جز عذاب الهى و كیفربینى، چیزى نیست پس چرا در باقیمانده عمر، از لذتهاى نفسانى و اعمال غرایز خوددارى كنم؟ من كه اهل دوزخ و آتشم، چرا در آینده ى زندگى، از لذت گناه باز بمانم. بدون شك با چنین عقیده، به فكر اصلاح خود نمى افتد و به خلافكارى خود ادامه مى دهد، و پیوسته این مثل را زیر زبان زمزمه مى كند«آب كه از سر گذشت، چه یك وجب، چه صد وجب. چه یك نى، چه صد نى».

ولى چنین انسانى باید به مسأله ى توبه معتقد باشد و باور كند كه خداى قهّار كیفرده، سنت دیگرى را نیز در مسیر گنهكاران دارد، و آن این كه اگر در باقى مانده ى زندگى تصمیم بگیرند كه دیگر گرد گناه و خلاف نروند، و از قانون شكنى و خلافكارى دست بردارند، در این صورت خدا گناهان پیشین آنان را بخشیده و در این حال، سرنوشت آنها با سرنوشت صالحان و پاكان یكسان خواهد بود. در چنین حالى، دست از گناه و خلاف كشیده به صلاح و تقوا روى مى آورد.

یك چنین نور امید، در زندگى این انسان دگرگونى عظیمى ایجاد مى نماید و آهنگ زندگى او در آینده عوض شده و از مسیر پیشین، فاصله خواهد گرفت.

از این بیان روشن مى شود كه توبه، نه تنها عامل تشویق به گناه نیست، بلكه عامل كاهش گناه و خلاف مى باشد و چه بسا از این طریق، هزاران فرد آلوده، در نیمه دیگر زندگى، به پاكى و پیراستگى گرویده و از حجم جرایم و گناهان كاسته مى شود.

شما اگر به قوانین حاكم بر زندان ها در جهان، نظرى بیفكنید، كسانى را مشاهده خواهید نمود كه به زندانهاى ابد یا دراز مدت محكوم مى شوند، ولى در كنار این قانون، یك اصل دیگر بر عموم زندانیان حكومت مى كند و آن این كه اگر بر متصدیان بى طرف زندان ندامت و پشیمانى زندانى آشكار گردد و بدانند كه او از صمیم دل از گناه خود پشیمان است، در این صورت عفو او را از مقامات مسئول مى خواهند. حال، اگر چنین اصلى وجود نداشت وزندانى مى دانست كه دگرگونى و ندامت و پشیمانى در سرنوشت او تأثیرى ندارد، در این صورت نه تنها در زندان، وضع خود را عوض نمى كرد، بلكه چه بسا اسباب دردسر مأموران را نیز فراهم مى آورد.

*تهدید و تشویق

از برخى از آیات استفاده مى شود كه اگر تهدید به كیفر، یكى از پایه هاى اتمام حجت از جانب خدا است، نویدهاى شادى بخش نیز پایه ى دیگر آن را تشكیل مى دهد. از جمله آنجا كه مى فرماید:

(رُسُلاً مُبَشِّرینَ وَمُنْذِرینَ لِئَلاّ یَكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَالرُّسُلِ...).([5])

«پیامبرانى نوید بخش و بیم دهنده بر انگیخت تا پس از آمدن پیامبران، مردم بر خدا حجت و دلیلى نداشته باشند».

پندار پیشین(باز كردن باب توبه نوعى ارایه چراغ سبز براى خلافكاران است) در صورتى مى تواند رنگ استدلال به خود بگیرد كه توبه در هر شرایط و به هر صورت مایه ى نجات انسان باشد، در حالى  كه توبه براى خود شرایطى دارد كه بسا قسمتى از آنها براى انسانهاى گنهكار فراهم نگردد. در این صورت چگونه مى تواند یك انسان گنهكار بدون آگاهى از امكان تحصیل شرایط، به امید توبه گناه كند وقانون ها را بشكند، چه بسا برخى از این شرایط در آینده ممكن نباشد.

یكى از این شرایط تكوینى توبه، بقاى حیات وزندگى است. و هرگز هیچ گنهكارى قطع ویقین به حیات خود ندارد. در این صورت، چگونه مى تواند با شك وتردید نسبت به حیات آینده، به امید توبه گناهى را مرتكب شود؟

آرى، گاهى برخى از مجرمان به امید توبه مرتكب گناهان مى شوند، چنین افرادى، خود را فریب مى دهند و اگر هم باب توبه به روى آنان باز نبود، دست از گناه بر نمى داشتند. ولى براى ظاهر سازى مسأله توبه و بازگشت به سوى خدا را مطرح مى كنند.

اصولاً سوء استفاده از هر اصل صحیحى امكان پذیر است، ولى این سبب نمى شودكه آن اصل تشریع نشود و ازبرنامه ى تربیتى مربیان حذف گردد.

ما، در برابر یك واقعیت انكار ناپذیرى هستیم وآن این كه نوع وغالب انسانها در  طول زندگى خود، جدا از گناه و خطا نیستند و افراد پیراسته در میان آنها بسیار كم و انگشت شمارند. و سرانجام به این واقعیت مى رسیم كه گناه از فرد وجامعه منفك وجدا نیست، خواه باب توبه بر روى بشر باز باشد ویا به روى اوبسته گردد. در چنین شرایط، تشریع توبه كمك به سعادت انسان است نه به شقاوت و بدبختى او....

آرى اگر فرد وجامعه در صورت بسته شدن باب توبه، از گناه مصون، ویا توبه مایه ى «تَجَرّى»  بود، در این صورت تشریع توبه برخلاف حكمت به حساب مى آمد، در حالى كه حقیقت بر خلاف آن است. انسان با یك رشته غرایز مرزنشناسى آفریده شده و غالباً «تعقّل» و تمایلات فوقانى او مقهور غرایز و تمایلات پایین او است و این مطلب به صورت یك پدیده ى اجتناب ناپذیر درباره ى انسان محرز است. در این صورت، تشریع توبه عامل پیدایش گناه و یا فزونى آن نخواهد بود، بلكه روزنه ى امیدى براى رهایى از اسارت شهوتها ونجات از شقاوت وبدبختى است.

با این تحلیل، به یكى از رازهاى مهم تشریع توبه آگاه شدیم و بسیار مناسب است برخى از روایات را كه به گونه اى به این حكمت اشاره دارند یادآور شویم:

1. محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام)سؤال مى كند: اگر كسى گناه كرده و توبه نموده، امّا باز توبه را شكسته ومرتكب گناه شده، آنگاه توبه نموده است، آیا خدا توبه چنین فردى را مى پذیرد؟

امام در پاسخ این سؤال چنین فرمودند: «هرگاه مؤمن ، با طلب آمرزش و توبه به سوى خدا باز گردد خدا نیز با آمرزش به وى مى نگرد، خدا بخشاینده ومهربان است، توبه را مى پذیرد و ازبدى ها مى گذرد».

آنگاه فرمود:

«فَایّاكَ أَنْ تُقَنِّط المْؤْمِنینَ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ».([6])

«مبادا افراد  با ایمان را از رحمت خدا مأیوس سازى».

2. امیرمؤمنان (علیه السلام)  در كلمات قصار خود چنین مى فرماید:

«اَلْفَقیهُ كُلُّ الْفَقیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ، وَلَمْ یُؤْنِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللّهِ، وَلَمْ یُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللّهِ».([7])

«انسان  فهمیده و با كمال كسى است كه مردم را از رحمت خدا ناامید نگرداند، و آنان را از لطف و رأفت خدا نومید نسازد و (در عین حال) از عذاب ناگهانى خدا مطمئن نگرداند».

در این حدیث، به دو عامل تربیتى ـ یعنى بیم و امید ـ توجه كامل شده است. آنان كه تنها به امید تكیه مى كنند، یهودى ویا یهودى صفتانند كه به امید رحمت از هیچ جنایتى خوددارى نمى كنند و آنان كه تنها به بیم و خوف از غضب خدا تكیه مى كنند افراد مأیوسى خواهند بود كه  هرگز توبه نیز مایه ى نجات آنها نخواهد بود.

3. «زُهَرى» از عالمان دربار اموى بود، روزى دستور مجازات و  تنبیه فردى را صادر كرد، آن فرد در حین مجازات جان سپرد زهرى از این حادثه به وحشت افتاد، شهر و خانواده ى خود را ترك نموده و به غارى پناه برد، مدت نُه سال در آن جا اقامت نمود، تا آن كه در ایّام حج شرفیاب محضر امام سجاد(علیه السلام)  شد. امام (علیه السلام)به او فرمود:

«إنّى أخافُ مِنْ قُنُوطِكَ ما لا أَخافُ مِنْ ذَنْبِكَ».

«من از یأس و ناامیدى تو از رحمت الهى، بیش از گناهى كه مرتكب شده اى ترسانم».

آنگاه فرمود:

«دیه  مقتول را به وارثان او پرداخت كن و به سوى خانواده خود بازگرد و به فراگیرى برنامه هاى دینى خود بپرداز».

از سخنان امیدبخش امام (علیه السلام)نور امیدى در روان  تاریك زهرى درخشید، از انزوا و خمودگى نجات یافت، و از آن پس در شمار اصحاب و یاران امام چهارم (علیه السلام)  جاى گرفت([8]).([9])

 

[1] . زمر/53.

[2] . نور/31.

[3] . انبیاء/90.

[4] . بقره/213.

[5] . نساء/165.

[6] . بحارالأنوار:ج6، ص20، باب 20، روایت 71.

[7] . نهج البلاغه: كلمات قصار، شماره ى 90.

[8] . بحار الأنوار:ج46،ص132; علامه ى مجلسى این روایت را از مناقب ابن شهر آشوب نقل كرده است. البته داستان مزبور با اندكى تفاوت در مجموعه ورام نیز نقل شده است.

[9] . منشور جاوید، ج8، ص 214 ـ 220.

دوشنبه 30/2/1392 - 18:6
انتخابات

1- آقای هاشمی! شما که در دو انتخابات ریاست جمهوری گذشته، مهر عدم سلامت بر  روند انتخابات زده و ادعای غیرمستند تقلب را مطرح کرده اید، اکنون با چه منطقی مجدداً وارد صحنه رقابت شده اید؟

2- آقای هاشمی! اگر مجریان انتخابات ایران (چه در دولت خاتمی و چه در دولت احمدی نژاد) سالم نیستند و حدود 400 هزار دست اندرکار انتخابات برای شکست شما دست به یکی کرده و تقلب می کنند، حضور مجدد شما در عرصه ای که قبلاً دو بار آزموده اید، چه توجیه عقلانی دارد؟

3- حضرت آیت الله! عرصه رقابت انتخاباتی قابل پیش بینی نیست. اگر برای بار سوم، آرای اکثریت مردم به نفع شما نبود و بر اساس آنچه که صندوق های رای مشخص می کنند، رقبایتان پیروزی را از آن خود کردند، آیا حاضر به پذیرش نتیجه هستید؟ چه تضمینی وجود دارد که مشابه دو دور گذشته، با اعراض از پذیرش رای مردم، روند انتخابات را ملکوک و مخدوش نخوانید و خدای ناکرده زمینه برای حوادثی مشابه فتنه 88 فراهم نشود؟ 

به نظر می رسد، پاسخ به این سئوالات از جانب آیت الله هاشمی رفسنجانی تا پیش از شروع رسمی رقابت های انتخاباتی بسیار مهم و اساسی است و بی پاسخ ماندن آنها ، رونق دادن به بازار پرابهامی است که در آینده مشکلات اساسی تری به وجود خواهد آورد.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920230001137

دوشنبه 30/2/1392 - 18:3
انتخابات

گروه فرهنگی- امیر ابیلی: یك: بیستم اریبهشت هشتاد و نه. دیدار دست اندركاران تولید و انتشار كتاب «دا» با رهبر انقلاب. «دا» نمونه‌ی جدید از ارائه‌ی داستان‌های دفاع مقدس است. روایتی بدیع و جذاب و واقعی از داستان‌های كاملا بومی و ایرانی، روایتی كه هم از منظر جذابیت‌های داستانی با وجود حجم بالایش كشش لازم را برای خوانده شدن توسط عامه مردم دارد، و هم از منظر تاریخی یك اثر درخشان در حوزه‌ی « تاریخ شفاهی» است و سندی از تاریخ معاصر ایران.

همه‌ی این‌ها و خیلی نكات دیگر باعث می‌شود اولین دیدار رسمی رهبر انقلاب با دست‌اندركاران تولید یك كتاب خاص رقم بخورد و خود نفس این دیدار تائیدی باشد بر این رویكرد و این نگاه به تولید اثر فرهنگی در نظام فرهنگی كشور.
 
جز این در این دیدار نكاتی هم توسط رهبر انقلاب بیان می‌شود كه می‌توان آن را به عنوان خط درست مدیریت فرهنگی در نظام اسلامی در نظر گرفت: «عرصه فرهنگی، عرصه جهاد است. كسانی كه در این میدان جهاد فرهنگی حضور دارند باید حق جهاد را بجا آورند و آن‌گونه كه شایسته است به ترویج ارزشهای دینی و واقعیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بپردازند.»
 
دو: اول اسفندماه نود و یك. دیدار جمعی از مسئولان و دست‌اندركاران جشنواره‌ی مردمی فیلم عمار با رهبر انقلاب. این برای اولین بار است كه رهبر انقلاب با اعضای برگزاركننده‌ و برگزیدگان یك «جشنواره سینمایی» دیدار می‌كنند. اصلا این برای اولین است كه رهبر انقلاب در دوران زعامت‌شان گروهی خاص از سینمای كشور را به حضور می‌پذیرند. تا پیش از این تمام دیدارهای ایشان با اهالی سینمای و تلویزیون، با گلچینی از تمام طیف‌های فعال در این حوزه بوده و هیچگاه هیچ دسته و گروه و رویكرد خاصی را مورد تائید قرار نداده‌اند و نفی هم نكرده‌اند، این‌بار اما با این دیدار برای نخستین مرتبه رویكرد و نگاهی خاص در تولید و پخش آثار سینمایی/مستند مورد تائید ایشان قرار می‌گیرد و این را طبعا می‌توان به عنوان راه و مسیر درست «كار انقلابی» در حوزه‌ی سینما و تلویزیون در نظر گرفت. مدلی كه تا پیش از این در فضای سینمایی كشور وجود نداشته و به لطف رویش‌های پس از فتنه88 در عرصه‌ی هنر انقلاب، پاگرفته است و تبدیل به یك موج جدید در عرصه‌ی سینمای كشور شده است.
 
 
رهبر انقلاب در این دیدار توجه به موضوع دین و معارف دینی و همچنین انقلاب اسلامی و ارزش‌های انقلاب در این جشنواره را اقدامی مبارك می‌خوانند و تأكید می‌كنند كه: «نگاه به هنر اسلامی و سینمای دینی باید نگاهی بلندمدت و همراه با برنامه‌ریزی دقیق و امید به آینده و بهره‌گیری مناسب از ابزار هنر برای تأثیرگذاری حداكثری باشد.»
 
ایشان همچنین باز این نكته‌ی اساسی مورد اشاره قرار می‌دهند كه: «كسانی كه امروز مشغول كار و فعالیت در عرصه‌ی فیلم‌های با مضامین انقلابی و دفاع مقدس هستند، واقعاً در حال جهاد هستند.»
 
سه: بیست و سوم اردیبهشت نود و دو. دیدار دست‌اندركاران دفاتر ادبیات مقاومت و ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری با رهبر انقلاب. ایشان در این دیدار ایجاد یك حركت عظیم، الهام‌بخش و برانگیزاننده در زمینه ادبیات مقاومت و انقلاب اسلامی و همچنین جلوگیری از به ثمر نشستن خواست برخی جریان‌های معاند انقلاب اسلامی در جهت انزوای مفاهیم و حقایق انقلاب اسلامی را دو ویژگی مهم و شاخص در فعالیت‌های حوزه هنری می‌خوانند و تأكید می‌كنند كه: «این حركت پیشرو و موثر، كشور را از ادبیات وارداتی بی نیاز كرد.»
 
رهبر انقلاب همچنین بر این نكته تاكید می‌كنند كه: «تبیین ظرفیت عظیم معرفتی و معنوی برآمده از انقلاب اسلامی از سوی هنرمندان متعهد، رویه و سنت غلط موجود در آثار روشنفكران و اكتفا به آثار ترجمه‌ای را تغییر داد و به استغنای در تولیدات و ارائه محصولات بسیار با ارزش و فاخر در زمینه های گوناگون ادبی و هنری منجر شد.»
 
 
این همان فصل مشترك بیانات رهبری در دیدار با «عماریون»، «دست‌اندركاران كتاب دا» و «اعضای دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری» است؛ مقابله با سنت‌های غلط رواج یافته توسط جریان روشنفكر و بازگشت به مبانی و مفاهیم اصیل انقلاب بدون ترس و واهمه از شماتت و تخریب و توهین‌های روشنفكران و هم مسلكان‌شان.
 
چهار: حالا و بعد از سه دیدار ویژه و خاص به راحتی می‌توان در مورد الگوی مورد نظر رهبر انقلاب درباره‌ی مدل صحیح «كار فرهنگی» بحث كرد و فاكتورهای درست یا خطا بودن یك خروجی هنری خاص، یا یك رویكرد فرهنگی را بدست آورد. 
 
چیزی كه در همین نگاه اول واضح است این است كه مطابق همه‌ی آن مواردی كه این روزها در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی بیان می‌شود، در حوزه‌ی فرهنگ هم این حفظ و استقامت بر اصول اساسی اسلام و نظام اسلامی‌ست كه حرف اول را می‌زند. چیزی كه سه دیدار فوق را از بقیه‌ی دیدارهای فرهنگی رهبر انقلاب متمایز می‌كند این است كه هر سه گروه بی‌توجه به جوسازی‌ها و سنگ‌اندازی‌های گروه‌های مختلف از جمله شبه‌روشنفكران غرب‌زده، تنها و تنها به ثبت و نمایش هنرمندانه‌ی تاریخ انقلاب اسلام و بیان جذاب مفاهیم اساسی اسلام و انقلاب پرداخته‌اند و اتفاقا همین نكته باعث شده است كه بیشتر هم دیده شوند و از حیث جذب مخاطب نیز بیش از آن چیزی كه پیش‌بینی می‌شد مورد اقبال عموم قرار بگیرند.
 
پنج: «بى‌شك در درون كشور ما كسانى هستند كه همان انگیزه‌هاى ضدیت با این گرایشِ به اصطلاح «بنیادگرایى» را دارند؛ شما از آنها اصلاً رودربایستى نكنید. در تنظیم برنامه‌ى ادب و هنر، یا تنظیم برنامه‌ى كودكان، یا فیلم و سریال، هیچ‌وقت این فكر را نكنید كه اگر ما این گرایش را نشان دادیم، ممكن است یك تیپ روشنفكرى كه مثلاً خوانندگان فلان مجله‌ى هفتگى هستند، خوششان نیاید؛ به‌دَرَك، خوششان نیاید! شما اصلاً كارى را بكنید كه آنها خوششان نمى‌آید؛ هیچ ملاحظه‌ى این چیزها را نكنید؛ نگویید ما این شخصیت را باید تجلیل كنیم، شاید آنها جذب بشوند؛ نه، شما ببینید آیا در تجلیل این شخصیت، نقطه‌ى منفى‌یى وجود ندارد؟ نگویید ما باید با این آقا مصاحبه كنیم، یا سخنرانى این آقا را در فلان سمینار یا در فلان مجموعه پخش كنیم، براى این‌كه آن جناح هم به این كانال علاقه‌مند بشوند؛ نه، شما نگاه كنید ببینید آیا این حركت شما براى آن هدفگیرى اصلى - كه گفته شد - ضررى دارد یا ندارد؛ اگر ضرر دارد، اصلاً ملاحظه نكنید كه فلان كسان ممكن است با این كار جذب بشوند؛ نه، بگذارید جذب نشوند؛ كاملاً صریح عمل كنید.»(7/11/70 بیانات در دیدار مدیران شبكه‌ى دوم سیما)
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=157618
يکشنبه 29/2/1392 - 23:56
اخبار
سلام آقای مسئول رسانه‌ی ملی! قصد اطاله‌ی اوقات ارزشمند شما را ندارم! می‌دانم كه این روزها سر شما بیش از هر وقت دیگری شلوغ است. خب به هر حال باید صداوسیما را در این ایام طوری اداره كنید كه شور انتخاباتی در سراسر مملكت طنین‌انداز شود و ظاهراً از همین روست كه «محسن حاجیلو» بار دیگر با اسلوب منحصر به فرد خود در برنامه‌سازی به رسانه‌ی ملی بازمی‌گردد و فریاد می‌زند «من ایرانی‌ام!»؛ چنان فریادی كه هر آینه انسان را به رأی دادن وامی‌دارد! ایضاً می‌دانم كه یكی از وظایف شما هم در این برهه‌ی زمانی، پخش برنامه‌های طنز است. برای آنكه خاطر مشوش مردم از تورم خسته و از بحث‌های انتخاباتی سردرگم را كمی آرام كنید؛ به هر حال خسته نباشید!
اما غرض از این سلام چیز دیگری بود كه كمی با جملات پایانی بند فوق مرتبط است. همین «برنامه‌های طنز» را می‌گویم. چندی است كه در جهت همین آرامش‌بخشی به عموم جامعه و رقم زدن اوقات خوش برای مردم، همزمان دو شبكه‌ی محترم دیجیتال -كه از بدو تأسیس، صداوسیما را به قول دوستان از حالت سوپرماركتی خارج كرده‌اند- مشغول پخش سریال طنزی به نام «ساختمان پزشكان» هستند كه پیش از آن باعث اعتراض برخی از «دستگاه‌های عالی كشور» شده بود و البته شما در جلسه تقدیر از این سریال، سینه را ستبر كردید و رو به «پیمان قاسم‌خانی» گفتید: «من از این سریال در عالی‌ترین دستگاه‌های كشور دفاع كردم.» و البته ما هم حدس می‌زدیم كه عالی‌ترین دستگاه‌ كشور كه مسئولین صداوسیما تنها موظف به پاسخ‌گویی به آن هستند، كجاست. بگذریم آقای مسئول رسانه‌ی ملی!
از آنجا كه قبلاً از ساحت همین رسانه به رقابت عجیب دو شبكه بر سر پخش این سریال اعتراض كرده بودیم (اینجا)، دیگر قصد نداشتیم در این آشفته‌بازار سیاست قلمی در این حوزه بزنیم. ولی... آقای مسئول رسانه‌ی ملی! شما را نمی‌دانم، اما برای ما دیشب شب خوبی نبود! چرا كه پای رسانه‌ی ملی، از خود و خانواده‌ی خود شرمگین شدیم و حسی كه معمولاً در سینما به ما دست می‌داد را این بار پای رسانه‌ی ملی تجربه كردیم. گرچه می‌دانم كه شما در حین خواندن این سطور، به این فكر می‌كنید كه ما به دلایل سیاسی شما را نقد می‌كنیم و مثلاً قصدمان فلان است و بهمان، اما باشد! اگر با همین پیش‌فرض هم این مطالب را بخوانید –كه فكر می‌كنم می‌خوانید- ایرادی ندارد. باشد كه درددل ما سیاسیون نق‌نقو را هم بشنوید.
نمی‌خواستم مكشوف بگویم، اما چاره نیست. سیاسی هستیم دیگر! آقای مسئول رسانه‌ی ملی! شما را نمی‌دانم، ولی ما وقتی دیشب روی صفحه‌ی تلویزیون و به اسم شوخی و طنز، مردی را دیدیم كه فكر می‌كرد پیرمردی او را به خانه‌اش آورده تا... (بگذریم!) احساس شرم كردیم. وقتی پیرمردی جلوی مرد دیگری كه به دلایلی غیر قابل ذكر مرعوب شده بود، لحاف تشك پهن كرد و از او با اشاره خواست تا روی آن بخوابد، پیش خانواده‌ی خود شرمنده شدیم. وقتی مرد مرعوب شده از پیرمرد پرسید، «زیپی دیگه؟» كفری شدیم. خب! شاید بگویید چرا شبكه را عوض نكردید! اما به نظر شما باید چه می‌كردیم؟ می‌رفتیم سراغ ماهواره؟ یا اینكه می‌زدیم «آی‌فیلم» و دوباره «ساختمان پزشكان» را تماشا می‌كردیم؟ یا شاید هم دیگر شبكه‌ها كه معمولاً هیچ چیز قابل ذكری برای تماشا كردن ندارند!
آقای مسئول رسانه‌ی ملی! تا دیشب فكر می‌كردم كه حالا كه «ساختمان پزشكان» را دوبار دوبار پخش می‌كنید، فارغ از اینكه این سریال چه سبكی از زندگی را ترویج می‏كند، لااقل قسمت‌هایی را كه اعتراض به آن تواتر داشته را حذف می‌كنید. فكر می‌كردم شما هم از شوخی رابطه‌ی شهوت آلود دو مرد با هم ناراحت می‌شوید. اما حالا منتظرم آن قسمتی از مجموعه‌ی «ساختمان پزشكان» را كه مردی –البته با حالات غیرمردانه- عاشق «دكتر نیما افشار» می‌شود و حتی می‌خواهد دست او را ببوسد، هم پخش شود، بی‌آنكه كسی اعتراض كند! بالاخره برای ما سیاسی‌ها این روزها سیاست مهم‌تر است و كسی به رسانه‌ی ملی اعتراض نمی‌كند تا شاید خدایی ناكرده آقای رئیس از آنتن نامزد فلان جناح كم كند! اما چه كنیم آقای مسئول رسانه‌ی ملی! كه ما از دیدن چنین چیزی پیش خانواده‌ی خود انصافاً خجالت می‌كشیم!
آقای مسئول رسانه‌ی ملی! شما كه سیاسی نیستید، شما كه فردی اخلاقی هستید، شما چرا از دیدن برخی صحنه‌ها ناراحت نمی‌شوید؟ یادم هست كه در همان جلسه‌ی معروف تقدیر از این سریال گفته بودید: «ما در عالی‌ترین دستگاه‌های کشور از کار شما دفاع کردیم. حتی بعضی مواقع باعث سوءتفاهم می‌شد و می‌گفتند این سریال سبک سریال غربی هست؛ خانواده را نابود می‌کند، خانواده‌ای در آن دیده نمی‌شود و... ما هم در مقام توضیح برمی‌آمدیم و می‌گفتیم آیا شما در جامعه این مسائل را نمی‌بینید؟ در روزنامه‌ها بعضی از مسائل را نمی‌خوانید؟ یکی از دلایلی که باعث شد این سریال موفق باشد، تصویرسازی بعضی پنهان‌کاری‌ها در خانواده بود که شما زیرکانه آنها را به نمایش گذاشتید.»
آقای مسئول رسانه‌ی ملی! هر چه فكر می‌كنم، معنی این جمله‌ی عمیق شما را نمی‌فهمم: « آیا شما در جامعه این مسائل را نمی‌بینید؟ در روزنامه‌ها بعضی از مسائل را نمی‌خوانید؟» واقعیت ما آنچه را كه در «ساختمان پزشكان» بود، تا به حال در جامعه ندیده‌ایم و در روزنامه نخوانده‌ایم. ما تا به حال، در جامعه ندیده‌ایم و در روزنامه نخوانده‌ایم كه مردی صبح بی‌اجازه به خانه‌ی برادرش وارد شود و به همسر برادرش كه در خواب است، از فاصله‌ی چند سانتی‌متری چند دقیقه‌ای خیره شود تا او را بیدار كند. ما تا به حال، در جامعه ندیده‌ایم و در روزنامه نخوانده‌ایم كه مردی وارد خانه‌اش شود و برادرش را با همسرش تنها در خانه بیابد كه با هم گل می‌گویند و گل می‌شنوند و از این خلوت همسر و برادرش با هم خوشحال شود. ما تا به حال در جامعه ندیده‌ایم و در روزنامه نخوانده‌ایم كه اعضای یك خانواده در حضور هم بر سر اینكه ماساژور زن كدام یك از انها را ماساژ دهد، رقابت كنند. ما تا به حال در جامعه ندیده‌ایم و در روزنامه نخوانده‌ایم كه مردی جلوی خانواده‌ی مرد دیگری به او اظهار عشق كند و خواستار بوسیدن دست این مرد و گذاشتن سرش روی شانه‌ی او شود. آقای مسئول رسانه‌ی ملی! اگر شما چنین چیزهایی را دیده‌اید و خوانده‌اید، بسم‌الله! چنانكه یك بار اهداف سریال‌های ماه مبارك رمضان را منتشر كردید و مایه‌ی شادی ملت روزه‌دار شدید، منت نهاده منابع این یكی را هم به انتشار عمومی بگذارید.
راستی! اگر قرار است هر چه را كه در جامعه هست و در روزنامه‌ها می‌نویسند، رسانه‌ای كنید، لطفاً به این موضوع هم اشاره‌ای بفرمایید كه این روزها عده‌ای –كه شوربختانه آماری از آنها موجود نیست- دیگر رسانه‌ی ملی را تماشا نمی‌كنند و تماشای حرم‌سرای سلطان عثمانی را ترجیح می‌دهند. لطفا این را هم بگویید كه امروز رسانه‌ی ملی بیش از هر وقت دیگری منتقد دارد و بیشتر منتقدان رسانه‌ی ملی هم، نه از قشر روشنفكر كه اتفاقاً از میان حزب‌اللهی‌ها هستند. ایضاً لطف كنید و این را بگویید كه آمار بینندگان مجموعه‌های تلویزیونی رسانه‌ی ملی به پایین‌ترین حد خود در تمام این سال‌ها رسیده است. آیا این‌ها را در جامعه نمی‌بینید و در روزنامه نمی‌خوانید؟
بگذریم آقای مسئول رسانه‌ی ملی! این روزها خندیدن مردم اهمیت بیشتری دارد! حتی اگر قرار باشد به علاقه‌ی آمیخته به عشق مردان به هم بخندیم. راهبرد رسانه‌ی ملی فعلاً بر این است كه مردم بخندند و هر كس كه به محتوای این برنامه‌های خنده‌دار اشاره كند، می‌شود متحجر خشك مغز طالبانی مسلك ضد مردم! همان‌هایی كه آقای ضرغامی همیشه در سخنرانی‌هایش به عنوان مشت نمونه‌ی خروار منتقدان بی‌شعورش به آنها اشاره می‌كند و می‌گوید: «برخی معترضند كه چرا مجری اخبار باید زن باشد!» خب! آقای ضرغامی دوست دارد منتقدانش را این طور جلوه دهد. شما هم باشید از بین منتقدی كه می‌گوید چرا صداوسیمای جمهوری اسلامی مروج هم‌جنس بازی شده، چرا صداوسیمای جمهوری اسلامی در قبال سریال‌های مسئله‌دار به دستگاه‌های عالی نظام ده‌كجی می‌كند، چرا صداوسیمای جمهوری اسلامی به منویات مقام معظم رهبری و حضرت امام (ره) بی‌توجه است، و كسی كه می‌گوید «چرا باید مجری اخبار زن باشد؟» انتقاد او را برای نقل در محافل استفاده می‌كنید تا مثلاً بگویید ببینید من چه منتقدان بی‌شعوری دارم؟ ببینید با چه كسانی شده‌ایم هفتاد میلیون؟
بگذریم آقا مسئول رسانه‌ی ملی! این روزها هم می‌گذرد. اصلاً فكر می‌كنم اشكال از ما و خانواده‌هایی است كه با دیدن این قبیل چیزهای رایج در جامعه، خجالت می‌كشند. اشكال از ما و خانواده‌هایی است كه وقتی كودك‌شان با دیدن صحنه‌های فوق از آنها می‌پرسد: «راستی! چرا آن مرد از دیدن لحاف تشك روی زمین پهن شده شوكه شد؟» اعضای خانواده سرخ می‌شوند. اشكال از گیرنده است نه از فرستنده.
بگذریم آقا مسئول رسانه‌ی ملی! این روزها هم می‌گذرد. ولی یك جایی هست كه آدم‌ها باید پاسخ‌گوی آنچه كردند، باشند. آنجا دیگر وقتی از آقای مسئول رسانه‌ی ملی سوال می‌پرسند كه چرا «هم‌جنس‌بازی» را در تلویزیون اسلامی ترویج كردید، نگران این نیستند كه نكند آنتن را از انها بگیرند. آنجا بابت همه‌ی قطره‌های شرم روی پیشانی خانواده‌های غیرتمند آدم‌ها را بازخواست می‌كنند...      

 

کد خبر:157524
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=157524
پنج شنبه 26/2/1392 - 15:30
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته