اخلاق
ضرورت پذیرش و عمل به الگوی
مدیریتی اسلام
از جمله بدیهیات، مدنی بودن انسان و
نیاز او به همزیستی و تعامل با همنوعان است که برخی از عوارض آن را میتوان،
تزاحم و تداخل منافع انسانها با یکدیگر معرفی نمود. بهترین راهکار جهت جلوگیری از
بینظمی
و هرج و مرج حاصل از این تزاحمات نیز به کارگیری قوانین مدوّن در جامعه است که بر
اساس آن، حدود بهره برداری افراد از امکانات عمومی و مواهب طبیعی مشخص شده و موجب
برقراری نظم بر روابط انسانها میشود.[1]
بر این اساس
هیچ شکی در ضرورت حاکمیت قانون و نظم در جامعه باقی نمیماند. همچنین وضع، اجرا و نظارت بر
آن، اضلاع اساسی قانون هستند که حکومت به عنوان متولی امور جامعه، باید عهدهدار
آن بوده و باید به وسیله آن، نظم را در جامعه حکمفرما نماید و سخن امیرالمؤمنین شاهدی بر این مدعاست که فرمودند: «انَّهُ لابُدَّ لِلنّاسِ مِنْ امیرٍ بَرّ أوْ فاجِرٍ؛
مردم ناگزیرند امیری داشته باشند، خواه نیکوکار و خواه ستمگر[2]».
بنابراین از لحاظ عقلی، وجود نهادی
برای حکومت در جامعه، امری بدیهی است. اما آیا نیاز بشر به حکومت، تنها در ایجاد
نظم -ولو توسط حکومت جائر- خلاصه میشود؟ در پاسخ باید گفت که حکومت و
قانون از جمله ابزارهای رشد و تعالی انسانها و شکوفا شدن استعدادهای نهفتة آنان
بوده و در سایة مدیریتی صحیح و کارآمد، سرمایههای مادی، معنوی و انسانی در جهت
رشد و تکامل و توسعة همه جانبه به جریان خواهد افتاد.
اما در صورتی که مدیریت
جامعه بر اساس الگویی صحیح نباشد، سرمایههای وجودی بشر تباه شده و با از بین رفتن
این سرمایهها و شکوفا نشدن استعدادها، فرد و جامعه دچار انحطاط میشوند.[3] بنابراین میتوان
چنین گفت که سعادت و شقاوت یک جامعه، ارتباط مستقیم با سبک و روش (ایدئولوژی)
مدیریتی آن جامعه دارد که آن نیز خود، متأثر از ارزشهای(جهانبینی) حاکم بر آن
جامعه است.[4] طبیعی است که
نظم و قانون ایجاد شده توسط یک حکومت مستبد و فاجر، متناسب با اهداف و گرایشهای
آن حکومت بوده و در واقع شرایط را برای آن حکومت هموارتر و مناسبتر مینماید.
بنابراین لازم به نظر میرسد که اهداف، گرایشهای و شیوة
مدیریتی (ایدئولوژی) حکومت، از جهانبینی خاصی الهام گرفته شود تا در چهارچوب آن،
حکومت به صورت قانونمند و نه عنانگسیخته و درجهت منافع شخصی و گروهی، متولی امور
جامعه گردد.
دین اسلام به عنوان مکتبی که پیوندی
عمیق با سیاست دارد و تشکیل حکومت از جمله فرایض آن است، الگوی مناسبی برای مدیریت
جامعه ارائه مینماید که تنها به ریشهکن
نمودن هرج و مرج و برقراری نظم در جامعه اکتفا ننموده، بلکه علاوه بر توجه به بُعد
مادی انسان، بُعد معنوی او را نیز در تصویب و اجرای قوانین و برقراری نظم مدِّ نظر
دارد.
در واقع، الگوهای مدیریت اسلامی برگرفته از اصول و قوانین مشخصی است که سمت
و سویی الهی داشته و هدف آن، ارتقای انسان در جهت کمال و بهبودی نظامهای اجتماعی،
سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است.[5] بنابراین و با توجه به کامل بودن
اسلام و توجه همه جانبة آن به ابعاد مختلف بشر، الگوی مدیریت و حکومت باید برگرفته
از دین اسلام باشد.
[1]. ر.ک: ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت،
ص 50.
[2]. نهج البلاغه (ترجمه محمد دشتی)، خطبه
40.
[3]. ر.ک: محمد رضا مصطفی پور، پیامبر اسلام7
الگوی مدیریت موفق، ص6.
[4] . مقام معظم رهبریa: «در اندیشهى
الهى اسلام دین خدا قالب و شكل زندگى بشر است، و نه تنها گوهرى بر تارک آن. دین
یک نظام اجتماعى به بشر ارائه مىكند، و نه فقط یک سلسله عبادات و عادات. هرچند كه
عبادات و عادات نیز انباشته از روح زندگى و در جهت همان نظام است؛ و این نظام
اجتماعى مبتنى بر همان جهانبینى و ساخته به شكل آن است. آزادى، برابرى انسانها،
عدل اجتماعى، خودآگاهى افراد جامعه، مبارزه با كژى و زشتى، ترجیح آرمانهاى انسانى
بر آرزوهاى شخصى، توجه و یاد الهى، نفى سلطههاى شیطانى و دیگر اصول اجتماعى نظام
اسلامى و نیز اخلاق و رفتار شخصى و تقواى سیاسى و شغلى، همه و همه ملهم و زائیدهى
آن جهانبینى و برداشت كلى از جهان و انسان است» (سخنرانى
در چهل و دومین مجمع عمومى سازمان ملل، نیویورک، 31/ 06/ 1366).
[5]. ر.ک: پیامبر اسلام7
الگوی مدیریت موفق، ص6. جمعه 20/9/1394 - 22:55
اهل بیت
رهبری پیغمبرگونه عمل می کند که...
عزت در کنار حکمت! خدایا! سایه این رهبری
که هم عزیز است و هم حکیم، بر سر ما مستدام نگه دار. آدم دارد میبیند که
او سر جای خودش موضعگیری تند انجام میدهد؛ سر جای خودش هم نرمش انجام
میدهد. حکمت در کنار عزت! به این میگویند صفات الهی. «إِنَّا
أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذِیرًا»
رسول من! تو هم اینگونه هستی. تو هم شاهدی اولاً، مبشّری ثانیاً، نذیری
ثالثاً. هم مؤمنان را شاد میکنی و هم دلشان را می لرزانی. رهبری که باب
میل تو عمل کند، وجود ندارد؛ چون هیچ پیغمبری هم عمل نکرده است. گاهی دلت
را میلرزاند! آمادگی داری برای جایی که رهبر تو دلت را بلرزاند و تو
تسلیم باشی؟ گاهی هم به تو بشارت و نوید میدهد. این، ویژگی پیغمبر اکرم
است. بعضیها رهبر انقلاب را فقط میخواهند که تأییدشان کند. اگر آقا توبیخ
کند ، به آنها برمیخورد و گاه میبینی میبینی که چند ماه یا چند سال
کار سیاسی نمیکنند. بعد میفرماید: « لِّتُؤْمِنُواْ بِاللَّهِ وَ
رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ وَ تُسَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَ
أَصِیلاً»
رابطه شما با این پیغمبر و امام و علی باید چگونه باشد؟ «تُعَزِّرُوهُ وَ
تُوَقِّرُوهُ »، به او احترام بگذارید و قدرش را بشناسید.
جمعه 20/9/1394 - 22:49
اهل بیت
عدم اعتماد به خداوند و تردید نسبت به وعده های الهی؛ مشکل امروز
مقام معظم رهبری این آیه را در این دو سه ساله خیلی برای ما خوانده است: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ »، «لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ »؛
آقایان سیاستمدار! چه حزب الهیها و چه غیر حزب الهیها، به خودتان اتّکا
کنید. چه کسی سوءظن دارد به خدا؟! کسی که به یاری خدا اعتماد ندارد. اگر به
خدا اعتماددر گروه منافقان قرار میگیری. یکی از مشکلاتی که فاطمه اطهر را
به قربانگاه برد، ظن سوء بود و یکی از مشکلاتی که ما امروز داریم، ظن سوء
است. خدا به پیغمبر فرمود: به مردمت بگو که به خدا ظن سوء نداشته باشند.
الان هم آقای ما دارد به ما میگوید که ظن سوء نداشته باشید و به خدا
بدگمان نباشید. به نیروی خودتان تکیه کنید؛ به ایمان خودتان تکیه کنید؛ به
راه خودتان تکیه کنید؛ درست دارید میروید؛ تردید نکنید که جلوی جبهه کفر
به انفعال بیفتید. « وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » چرا گمان بد به خدا میبری؟ تمام لشکر آسمانها و زمین برای خداست. «وَ
لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » نه اینکه زمین و آسمان فقط
برای خداست؛ بلکه لشکر خدا زمین و آسمان است. لشکر خدا تا دندان مسلح است.
آنوقت شما به خدا تکیه نمیکنید و میروی جلوی کفر کُرنش میکنید؟! « وَ
کانَ اللَّهُ عَزیزاً حَکیماً » این خدای عزتمند و حکیم، عزتش را هر جایی
استفاده نمیکند. میداند که کجا از عزت و قدرت و توانش استفاده کند.
جمعه 20/9/1394 - 22:44
اهل بیت
اگر اهل قرآن نباشی خواسته ات را بر ولی تحمیل میکنی
ببینید! ممکن است کسی درس قرآن را بخواند؛ ولی اهل قرآن نباشد. انسان در زندگی اش می بیند کسی اهل قرآن است یا نه. یا می گوید فلان لیدر سیاسی، حزب الهی و جبهه رفته است! خب باشد. قرآن این را گفته است: « إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ» . امام فرمود ما که این انقلاب اسلامی را تشکیل دادیم، میخواهیم این آیه مورد خطابمان باشد. یعنی مثل رسول خدا، مانند امیرالمؤمنین، وقتی شما با ولیّ فقیه بیعت می کنید، گویی با خدا بیعت کرده اید. تمام فقهای شیعه هم می گویند این حرف درست است که بیعت با ولیّ فقیه در دوران غیبت و تحت حاکمیت او درآمدن، همان بیعت با امام معصوم و پیغمبر است. ولایت فقیه، همان ولایت رسول الله است. اینها آیات قرآن است. خب آقای حزب الهی! شما که این حرفها را میفهمی، پس چرا خواسته ات را به ولی فقیه تحمیل میکنی؟ میگوییم این آدم اهل قرآن نیست. قرآن را فقط در ختم و عروسی، سر سفره عقد دیده است و در عیدها هم سرسفره هفت سین؛ ماه رمضان هم یک ختم قرآن میکند؛ آن هم اینقدر حواسش به این است که حتماً این حزب را تمام کند؛ اصلاً نمیرسد به اینکه ببیند این آیات چند تا بود؛ چه رسد به اینکه ترجمه اش را دنبال کند.
جمعه 20/9/1394 - 22:39
داستان و حکایت
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنیم.
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آنها در اداره شده که بوده است.
این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مىشد هیجان هم بالا مىرفت. همه پیش خود فکر مىکردند: این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد.
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد.
آینهاى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مىکرد، تصویر خود را مىدید. نوشتهاى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
تنها یک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مىتوانید زندگىتان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید بر روى شادىها، تصورات و موفقیتهایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید به خودتان کمک کنید.
زندگى شما وقتى تغییر مىکند که شما تغییر کنید، باورهاى اشتباه خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مىباشید.
مهمترین رابطهاى که مىتوانید داشته باشید، رابطه با خودتان است
. خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکنها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیتهاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکاری که فرد قویاً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مىگرداند. زندگی، امور شما را در جهت افکار و آرزوها و اعمالتان پیش می برد. بنابراین شما علت وقایع و پیشامدهای به وجود آمده در زندگی خود هستید. هر چه اعمال و افکار شما از درستی بیشتری برخوردار باشد، زندگی شما بهتر و درست تر خواهد بود. تفاوتها در روش نگاه کردن به زندگى است.
پنج شنبه 17/11/1392 - 23:45
داستان و حکایت
از مترسکی سوال کردم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشدهای ؟
گفت : در ترساندن دیگران برای من لذتی به یاد ماندنی است
پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمیشوم!
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!
گفت : تو اشتباه می کنی!
زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد
مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!
جبران خلیل جبران
پنج شنبه 17/11/1392 - 23:41
داستان و حکایت
روزی شیخ ابوالحسن خرقانی نماز می خواند
آوازی شنید که ای ابوالحسن !
خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟
شیخ گفت: بار خدایا!
خواهی آنچه را که از "رحمت" تو میدانم و از "بخشایش" تو میبینم با خلق بگویم تا دیگر هیچکس سجدهات نکند؟
آواز آمد: نه از تو؛ نه از من.
پنج شنبه 17/11/1392 - 23:40
بهداشت روانی
یک روز یک مرد جوان رفت پیش دکتر وینسنت پیل و بهش گفت:
- آقای دکتر من خسته شدم. من نمی تونم از پس مشکلاتم بر بیام. لطفاً به من کمک کنید.
دکتر پیل جواب داد:
- باشه فقط یکم صبر کن من یک سخنرانی دارم بعد از سخنرانی به تو جایی رو نشون می دم که هیچ کس اونجا مشکلی نداره.
مرد جوان خوشحال می شه و می گه:
- باشه من منتظرم. هر طور شده به هر قیمتی من به اونجا میرم.
بعد از سخنرانی پیل اون مرد رو به اون مکان برد. میتونید حدس بزنید اونجا کجا بود؟
قبرستان
پیل یه نگاهی به مرد جوان انداخت و گفت:
- اینجا1500 نفر اقامت دارن بدون اینکه مشکلی داشته باشن. مطمئنی که میخوای به اینجا بیای؟
همه ما توی دنیایی زندگی می کنیم که پر از مشکلاته و تا پایان عمرمون با اونها دست و پنجه نرم می کنیم.
فقط زمانی خلاص می شیم که عمرمون توی این دنیا به پایان برسه.
پس بهتره برای پیروزی از مشکلاتمون از خدا کمک بخواهیم و زمانیکه با آنها روبرو
میشیم اون رو یک چیز عادی بدونیم
پنج شنبه 17/11/1392 - 23:37
بهداشت روانی
لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد
دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند
لبخند مسری است
لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید
و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید
لبخند زدن استرس را از بین می برد
وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید
لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند
به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید.
با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید
لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد
وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید
لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند
تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود.می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است
لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد
عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند.
پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید
لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید
به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند
لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید
لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید.
خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد
که "زندگی خوب پیش می رود". پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.
پس....همیشه لبخند بزنید
پنج شنبه 17/11/1392 - 23:35
دانستنی های علمی
کسانی که به طرف عقربهای ساعت امضاء میكنند انسانهای منطقی هستند
كسانی كه بر عكس عقربههای ساعت امضاء میكنند دیر منطق را قبول میكنند و بیشتر غیر منطقی هستند
كسانی كه از خطوط عمودی استفاده میكنند لجاجت و پافشاری در امور دارند
كسانی كه از خطوط افقی استفاده میكنند انسانهای منظّم هستند
كسانی كه با فشار امضاء میكنند در كودكی سختی كشیدهاند
كسانی كه پیچیده امضاء میكنند شكّاك هستند
كسانی كه در امضای خود اسم و فامیل مینویسند خودشان را در فامیل برتر می دانند
كسانی كه در امضای خود فامیل مینویسند دارای منزلت هستند
كسانی كه اسمشان را مینویسند و روی اسمشان خط میزنند شخصیت خود را نشناختهاند
كسانی كه به حالت دایره و بیضی امضاء میكنند ، كسانی هستند كه میخواهند به قله برسند
کسانی که الان دارن روی برگه امضا میکنند خیلی خنگ هستند که یادشون نیست امضا شون چه شکلیه!!!!
پنج شنبه 17/11/1392 - 23:34