• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 6
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 4867روز قبل
شهدا و دفاع مقدس
شهادت فنا شدن انسان برای نیل به سرچشمه نور و نزدیك شدن به هستی مطلق است. شهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زیباترین شكل است. بنیاد شهید در 22 اسفند سال 1358، به فرمان امام(ره) تاسیس شد و دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی و اداری است و امور آن طبق مقررات و قوانین مربوط به نهادهای عمومی غیردولتی و در چهار چوب اساسنامه مصوبه و آیین نامه های مربوط زیر نظر رئیس جمهور و نظارت عالیه مقام معظم رهبری اداره می شود. احیا، حفظ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت طلبی، زنده نگه داشتن یاد شهیدان و حفظ آثار آنان، تجلیل و تکریم از خانواده های معظم شهیدان، جدیت در امور فرهنگی خانواده های شاهد، خوداتکایی و قانونمند کردن ارایه خدمات به آنان و بسیج امکانات نظام به منظور پراکندن عطر ملکوتی شهادت در جامعه، محور فعالیت های این نهاد مقدس است. البته سابقه اولیه این نهاد به دوران آغاز قیام امام(ره) به سال 1342، باز می گردد. بعد از قیام خونین پانزده خرداد 1342 گروهی از روحانیون انقلابی و مبارز و افراد نیکوکار به دستور امام(ره) ماموریت یافتند تا به خانواده های شهدا رسیدگی کنند، که این کار در طول سال های مقاومت و مبارزه ادامه یافت و در سال های57 - 1356، دامنه وسیع تری پیدا کرد. بعد از پیروزی انقلاب، برای سامان دادن بیشتر به امور شهدا و خانواده های آنان، با فرمان امام(ره) بنیاد آغاز به کار کرد که با آغاز جنگ تحمیلی و بیشتر شدن تعداد شهیدان، وظیفه و تکلیف بنیاد شهید سنگین تر شد.

ساختار سازمان بنیاد
ریاست بنیاد با حکم رهبری، در مقام نماینده ولی فقیه و با حکم ریاست جمهوری در مقام رئیس بنیاد به مدت 4 سال منصوب می شود و از طریق معاونت های فرهنگی، پژوهش و تبلیغات، تعاون و امور مجلس، اداری و مالی و برنامه ریزی و دفاتر ستادی، شامل: دفتر ریاست و روابط عمومی، اداره کل حراست، دفتر امور مشاورین، دفتر بازرسی دفتر امور بین الملل و دفتر هیئت مرکزی گزینش از طریق ادارات کل استان ها و 242 اداره در سطح کشور، هدایت عالیه و اداره امور بنیاد شهید را به عهده دارد.
اهداف و رسالت ها
مجموعه اهداف و رسالت های بنیاد به طور اختصار عبارتند از:
- احیا، حفظ و گسترش فرهنگ ایثار و شهادت به عنوان ضامن بقای مکتب نجات بخش اسلام و تشیع و به عنوان سلاح کسب استقلال و استمرار جمهوری اسلامی و موثرترین ابزار حفظ عزت جامعه و تمامیت ارضی کشور.
- زنده نگه داشتن یاد و نام شهیدان و حفظ آثار آنان و اجرای فرامین امام(ره) در خصوص رسیدگی شایسته و همه جانبه به امور خانواده های شاهد.
- تکریم و تجلیل از یادگاران عزیز شهدا، مفقودین و اسرا.
- تبیین حق عظیم شهیدان و خانواده های آنان.
فعالیت های فرهنگی بنیاد
متعاقب صدور فرمان مورخ 6/1/1365 امام(ره) مبنی بر رسیدگی بیشتر به امور فرهنگی یادگاران شاهد، شورای طرح و برنامه شاهد، متشکل از نماینده ولی فقیه و رییس بنیاد، وزرای فرهنگ و آموزش عالی، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و آموزش و پرورش، نسبت به تدوین اساسنامه اقدام کردند. متعاقباً ستادهای ویژه ای از قبیل شورای طرح و برنامه ریزی، ستاد امور تحصیلی فرزندان شاهد در بنیاد شهید و وزارتخانه های ذیربط پیش بینی و سازماندهی شد و برای بهینه ساختن فعالیت های فرهنگی و تداوم پیگیری جدی آن ها، لزوم تشکیلات مستقل در بنیاد شهید موضوعیت یافت و برای این منظور درسال 1372، معاونت فرهنگی تاسیس گردید و به تدریج با تغییر صعودی هرم سنی فرزندان شاهد و شرایط و موقعیت آن ها، تحولاتی را در ساختار تشکیلاتی خود ایجاد کرد که هم اکنون در قالب چهار اداره کل(آموزش عمومی، آموزش عالی، پرورشی و مددکاری و مشاوره) امور فرهنگی همسران و فرزندان معظم شهدا را برنامه ریزی، سازماندهی و اجرا می نماید.

 

دوشنبه 21/12/1391 - 21:45
آرایشی و زیبایی
بسیاری از ستارگان سینمای جهان، چهره‌هایی هستند که در همه دنیا به زیبایی شهرت دارند و خط و خطوط چهره‌ آنها نقش‌هایی از زیبایی را در برابر چشمانی که به پرده نقره‌ای سینما نگاه می‌کنند، به تصویر می‌کشد ولی آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا این چهره‌ها زیبا و دلنشین هستند؟ شاید اگر به تک‌تک اجزای صورت این بازیگران نگاه کنید، زیبایی خاصی را پیدا نکنید ولی نکته اصلی درتناسب اجزای مختلف صورت آنها با یکدیگر است و رمز اصلی زیبایی آنها همین است…

اگر دوست دارید بدانید صورت شما تا چه اندازه متناسب است و چهره شما این امتیاز را دارد، کافی است جلوی آینه بروید و یک چرتکه درباره تناسب اجزای مختلف صورت‌تان بیندازید.

چانه ی متناسب
اول از همه سراغ چانه شما می‌رویم. به طور ایده‌آل در یک نمای نیم‌رخ، خط عمودی که از کنار لب پایین شما کشیده می‌شود باید به چانه شما برسد. اگر نوک چانه عقب‌تر از این خط باشد، آن وقت است که چانه شما عقب‌تر از حالت ایده‌آل است.
 
در این شرایط ممکن است تقویت چانه یا همان جلوتر آوردن آن، برای هماهنگ کردن اجزای صورت شما لازم باشد ولی اگر برعکس، نوک چانه شما از این خط عمودی جلوتر زده باشند، آن‌وقت شما چانه‌ای بیرون زده خواهید داشت که می‌توانید با مشورت یک جراح پلاستیک، از کوچک‌تر کردن چانه‌تان سود ببرید. یک چانه ایده‌آل و متناسب می‌تواند حالت لب‌ها، دندان‌ها و بینی شما را بهتر کند.
 
نسبت طلایی بین اجزای صورت
جالب است بدانید در صورت‌های زیبا، یک نسبت طلایی بین اجزای مختلف آن چهره وجود دارد که بسیاری از دانشمندان این نسبت را در بسیاری از اجزای زیبای طبیعت مانند گلبرگ‌های گل‌ها، بدن پرندگان، اجزای بدن حشرات و حتی استخوان‌بندی انگشتان دست کشف کرده‌اند. بر این اساس در چهره‌های زیبا وایده‌آل این نسبت طلایی در بین خطوط طولی، عرضی و عمودی صورت وجود دارد.
 
در نسبت‌های عمودی، فاصله خط رویش موها تا قاعده بینی به قاعده بینی تا زیر چانه است و همچنین فاصله خطی که دو مردمک را به هم وصل می‌کند تا خط بین دو لب به خط بین دو لب تا زیر چانه، است. در اجزای افقی صورت‌های متناسب هم این نسبت می‌درخشد. مثلا اگر شما چهره‌ای ایده‌آل داشته باشید نسبت عرض لب‌های شما به عرض بینی شما است. برای بررسی این نسبت‌ها می‌توانید یک عکس تمام رخ از خودتان بگیرید و سپس این خطوط را روی آن بکشید و با یک خط‌کش آنها را اندازه‌گیری کرده نسبت آنها را با هم مقایسه کنید.

این ماسک به صورت شما می‌نشیند؟
نفرتیتی یکی از مصریان باستان است که صورتش به زیبایی شهرت داشته است. او بین سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۷۰ قبل از میلاد در مصر زندگی می‌کرد. جالب است بدانید که چهره او پس از ۳۲۰۰ سال هنوز هم جزو چهره‌های زیبا به شمار می‌رود. متخصصان جراحی پلاستیک یک ماسک را طراحی کرده‌اند که در آن تناسب اجزای صورت کاملا طراحی شده است.
 
محققان می‌گویند اگر این ماسک بر صورت کسی تطابق کامل پیدا کند، آن صورت چهره‌ای متناسب و زیبا به شمار می‌رود. محققان این ماسک را بر صورت این فرد تطابق داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که زیبایی زمان نمی‌شناسد. محققان در مطالعات دیگر خود این ماسک را بر چهره مدل‌های مشهور منطبق کرده و مشاهده کرده‌اند که چهره‌هایی که از نظر ما زیبا و به یادماندنی به شمار می‌روند، کاملا با این ماسک تناسب اجزای صورت منطبق بوده‌اند.

آفریقایی‌ها عاشق فک‌های بیرون زده‌اند
بد نیست بدانید اقوام و ملت‌های متفاوت معیارهای گوناگونی برای زیبایی صورت دارند اما یک نکته مشترک در تمام این اقوام در کشورها بحث تناسب و هارمونی است.

مثلا در نژاد آفریقایی هر دو فک بیرون زده و جلو آمده است که از نظر مردم بسیاری از کشورها نازیبا است ولی در میان خود آفریقایی‌ها زیبا و متناسب تلقی می‌شود. در زیبایی صورت باید تمام اجزای صورت را در کنار هم در نظر بگیریم و به زیبایی یک چهره‌ رای بدهیم. اینکه بیاییم و روی یک جزء صورت دست بگذاریم و فکر کنیم با دستکاری آن صورت زیباتر می‌شود، معمولا طرز فکر چندان درستی نیست.
 
برای تعیین تناسب چهره‌ باید تمام اجزای آن از قبیل موها، پیشانی و ابروها را بررسی کنیم. بعضی از اوقات ممکن است شما فکر کنید اگر تغییری در فک‌تان داده شود چهره شما زیباتر می‌شود در صورتی که شاید اصلا فک‌ها مشکلی نداشته باشند و ناهنجاری مربوط به بخش دیگری از چهره باشد.
 
معیار زیبایی بینی
شاید شما طرفدار بینی کوچک و سربالا باشید و فکر کنید با این بینی صورت شما فوق‌العاده زیبا خواهد شد ولی بینی کوچک و سربالا هم مناسب هر چهره‌ای نیست. اگر شما چهره‌ای با استخوان‌بندی درشت دارید، با داشتن بینی کوچک حتی با جراحی هم، زیبا نخواهد شد چون با این کار تناسب اجزای صورت شما به هم می‌ریزد. بینی کوچک ممکن است یک چهره را زیبا کند و یک چهره را زشت. سر بالا کردن بینی هم یک مدل مصنوعی به صورت شما می‌بخشد. فراموش نکنید در بلندمدت بینی‌هایی زیباترند که طبیعی‌تر به نظر می‌رسند.
 
بینی طبیعی، بینی است که متناسب اجزای دیگر صورت شما باشد و با شکل لب‌ها، فاصله لب‌ها و بینی شما، پهنای صورت و فاصله بین چشمان شما هماهنگ باشد. معمولا جراحان پلاستیک و زیبایی قبل از جراحی بینی شما تمام این اصول را بررسی کرده و سپس خطوطی با ماژیک روی صورت شما می‌کشند که بر این اساس برش‌های جراحی را ایجاد می‌کنند.
دوشنبه 14/12/1391 - 16:30
دانستنی های علمی

آداب عید نوروز 

آداب عید نوروز-عید نوروز چون اعیاد اسلامی، از آداب و رسومی خاص اسلامی برخوردار است و علاوه بر آن، برخی آداب و رسوم نیکو نیز در ایام نوروز در میان مردم ایران زمین، دیده می شود، در ادامه به برخی از این آداب و رسوم اشاره می کنیم:

نماز عید

یکی از آداب عید نوروز خواندن نماز عید است.شیخ طوسی(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را که خواندی چهار رکعت نماز با دو سلام (دو رکعت دو رکعت) می خوانی رکعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» رکعت دوم پس از حمد ده بار سوره «کافرون» رکعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحید» رکعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتین). و در پایان نماز سجده شکر بجاآور و در آن دعاکن تا خداوند گناهان ۵۰ ساله ات را ببخشد.

نظافت و لباس تمیز

یکی دیگر از آداب عید نوروز پوشیدن لباس نو و تمیز است.نظافت و رعایت بهداشت و نیز پوشیدن لباس تمیز و استفاده از عطر و بوی خوش در صورت امکان از وظایف اخلاقی و اجتماعی نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک» ؛ «تمیزترین لباست را بپوش و با بهترین عطرت خود را خوشبوی ساز»

خرید لباس نو و سبز کردن گندم

سبز کردن گندم و خرید لباس از دیگر آداب و رسوم عید است.یکی دو روز مانده به آغاز سال جدید (نوروز)، افراد خانواده برای خرید لباس عیدشان به بازار و فروشگاه ها می روند و لباس های نو و پارچه های رنگین، خریداری می کنند. در واقع افراد خانواده با خرید لباس نو و تغییر ظواهر زندگی نشاط خاصی ا به زندگی خود می بخشند.

در برخی از مناطق ایران، به رعایت این آداب و رسوم، بسیار تاکید شده است به عنوان مثال در شیراز، از یکی دو ماه به نوروز مانده شیرازی ها به بازار می روند و لباس عیدشان را می خرند پارچه هایی معمولاً خریداری می شود که دارای رنگ روشن و سرخ یا زرد باشد. آنها معتقدند که لباس را خودشان بدوزند، پارچه آن را روزهای دوشنبه یا جمعه قیچی کنند و نیز روز پنج شنبه ساعت سنگین است و لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود، روز سه شنبه اگر بریده شود نصیب دزد یا مرده شور خواهد شد و روز چهار شنبه می سوزد وسایل خانه نیز باید عوض شود و یا تمیز گردد. پختن نان شیرین از جمله کارهایی است که حتماً باید قبل از عید و برای عید انجام بگیرد .

سبز کردن گندم، عدس، تره تیزک، ده پانزده روز به عید مانده در خانه های شیراز صورت می گیرد. برای این کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس یا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی آقا امام زمان (عج) می ریزند و به ترتیب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند.

خانه تکانی

یکی از رسوم پسنده و ارزشهای نیک عید، نظافت و خانه تکانی است که یکی دو هفته پیش از عید خانه تکاتی یا رفت و روب انجام می گیرد و مجدداً اثاثیه را جابه جا می کنند و گردگیری می کنند و دوباره آنها را می چینند در واقع مردم قبل از رسیدن سال نو تحولی در زندگی خود می کنند و خانه را برای پذیرانی از میهمانان عید آماده می سازند.

تهیه سفره هفت سین

تهیه سفره هفت سین از دیگر آداب عید نوروز است.بزرگترین نماد آیین نوروز "هفت سین" ، است. "محمد علی دادخواه" که اخیراً پژوهشی با عنوان "نوروز و فلسفه هفت سین" را به نگارش در آورده، در این باره می نویسد: "عدد هفت برگزیده و مقدس است. در سفره نوروزی انتخاب این عدد بسیار قابل توجه است. ایرانیان باستان این عدد را با هفت امشاسپند یا هفت جاودانه مقدس ارتباط می دادند. در نجوم عدد هفت، خانه آرزوهاست و رسیدن به امیدها را در خانه هفتم نوید می دهند. علامه مجلسی می فرماید: آسمان هفت طبقه و زمین هفت طبقه است و هفت ملک یا فرشته موکل برآنند و اگر موقع تحویل سال، هفت آیه از قرآن مجید را که باحرف سین شروع می شودبخوانند آنان را از آفات زمینی و آسمانی محفوظ می دارند."

هفت سین عبارت است از سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی . 

آداب عید نوروز

یکی از آداب عید نوروز، جمع شدن تمام افراد خانواده بر سر سفره عید در لحظه تحویل سال نو

موقع تحویل سال نو همه اهل خانه با لباس نو بر سر سفره می نشینند، مادر اسپند دود می کنند، یکی از بچه ها شمع روشن می کند، پدر قرآن می خواند و

هر کدام از این آداب و رسوم عید، فلسفه خاص خود را دارد؛ مادر اسپند دود می کند برای دوری از چشم زخم حسود، با روشن کردن شمع، بر روشنایی خانه و زندگی تاکید می شود و از خانواده بزرگ افراد خانواده می خواهند تا در سال نو، خانه آنها را با شمع وجود پدر و مادر نورانی کند؛ قرآن خوانده می شود تا در آغاز سال نو دل ها به سوی خداوند بزرگ سوق داده شود و از صاحب قرآن خواسته شود که در این سال جدید نیز یار و مددکار اهل خانه باشد، حضور ثابت و گسترده قرآن نه تنها در سفر عید بلکه در تمام آداب اجتماعی نوروز نشان از مردم ایران زمین توجه به قرآن دارد و قرائت قرآن و بوسیدن آن در ساعات تحویل سال از جمله آداب سال تحویل است.

بر سر سفره عید، سکه، برنج، آب، ماهی قرمز، آیینه و … نیز دیده می شود که سکه نشان از خیر و برکت و رفاه؛ برنج، نشانی از خیر و برکت و فراوانی؛ آب، نشان صافی و پاکی و روشنایی و گشایش کار؛ ماهی قرمز، شگون دارد؛ آیینه، برای رفع کدورت و نشانی ازصفا و پاکی و یکرنگی است.

افراد خانواده بعد از تحویل سال نو با هم روبوسی کرده و عید را به هم تبریک می گویند و برای هم سال خوب و پربرکتی را آرزو می کنند.

دعای تحویل سال نو یکی دیگر  از آداب عید نوروز

مجلسی در کتاب زادالمعاد در خصوص دعای سال نو روایت می کند که در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانید:« یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر اللیل والنهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

علامه مجلسی(ره) همچنین خواندن این دعا را در نوروز مناسب دانسته است:

«اللهم هذه سنه جدیده و انت ملک قدیم اسإلک خیرها و خیرمافیها و اعوذبک من شرها و شرمافیها و استلفیک موونتها و شغلها یا ذالجلال و الاکرام. ؛ بارالها! این سال جدید است و تو خدایی ازلی و قدیم هستی. خیر این سال و خیر آنچه را در این سال پیش می آید، از تو خواستارم و از شر این سال و شرآنچه در این سال پیش خواهد آمد، به تو پناه می برم...»

زیارت اهل قبور

یکی دیگر از آداب عید نوروز،رفتن به زیارت اهل قبور در آغازین روزهای سال نو و نیز برگزاری مراسم تحویل سال در کنار قبور شهدإ از دیگر آداب دینی نوروز است.تشرف و حضور در اماکن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزاری مراسم تحویل سال نو در آن مکانها نیز از جمله آداب نوروز می باشد.

دید و بازدید و دادن عیدی

ایام عید فرصت مناسبی برای صله رحم و رسیدگی به وضع خویشان و بستگان است که این نیز یکی از نشانه های اخلاق و سنن مرضیه اسلامی و انسانی است. از همان روز اول نوروز، دید و بازدیدها آغاز می شود. در همه خانواده ها رسم بر آن است که افراد خانواده ابتدا به دیدن بزرگترهای فامیل می روند و عید را به آنها تبریک می گویند. سپس به خانه بر می گردند و منتظر می مانند تا بزرگترها به آنها سر بزنند. در این دید و بازدیدها عیدی هم داده می شود.علاوه بر دیدوبازدید از بستگان، دوستان، همسایگان و بزرگان فامیل، با جمعی از مصیبت دیدگان در سال گذشته نیز دیدار می شود. دید و بازدیدها تا روز سیزده بدر، (سیزدهمین روز سال نو)، ادامه داد.

سیزده بدر

یکی دیگر از آداب عید نوروز اجرای مراسم سیزده بدراست. سیزده بدر در میان ایرانیان از دیر باز امری بسیار جدی بوده است که همواره با برپایی مراسمی خاص همراه بوده است . از آن جمله می توان به غذاهایی که مردم به طور سنتی در روز سیزده به در می خوردند اشاره کرد . خوردن کاهو سکنجبین و چغاله بادام از خوردنی های مرسوم عصر سیزده به در است.

دوشنبه 7/12/1391 - 13:40
موفقیت و مدیریت

 

 
آیا هرگز از موفقیت اشخاص شگفت‌زده شده‌اید؟ آیا دریافته‌اید که چه چیز آنها را به سوی موفقیت سوق داده است؟ من نیز شگفت زده خواهم شد اگر پاسخ شما منفی باشد.

با هیچ کسی تاکنون برخورد نکرده‌ایم که از دلایل موفقیت یک مدیر اقتصادی، یک کارآفرین، یا یک کسب‌وکار موفق در شگفت نباشد. همگان می‌گویند دلیل موفقیت یک مدیر یا شرکت خاص چیست؟ چه چیز نزد این اشخاص موفق، بسیار متفاوت است؟ این اشخاص چگونه می‌توانند به آنجا که می‌خواهند دست یابند؟ راحت‌تر و ساده‌تر است اگر باور کنیم که این اشخاص بنا به تصادف به این جایگاه رسیده‌اند.

 

اما حقیقت این است که هیچ کسی بدون پیمودن مسیرهای گوناگون، بدون حرکت در راه‌های پرمخاطره و بدون گرفتن تصمیم‌های شایسته هرگز نمی‌تواند به هیچ موفقیتی دست یابد.

هر شخصیت موفق و شایسته می‌تواند گام‌هایی برای رسیدن به موفقیت بردارد. اینجا دیگر چندان اهمیتی ندارد که شخص مزبور واجد موفقیت‌های مالی می‌شود یا به مراتب بالا در کسب و کارش دست می‌یابد. مهم تنها آن موفقیتی است که هر شخص شایسته آن است و باید به خاطر توانایی‌هایش به آن دست یابد. ما می‌خواهیم راه‌ها و مسیرهایی را معرفی کنیم که بتوانند به هر کسی در هر موقعیت اقتصادی در یک کسب‌وکار متوسط در جهان یاری برسانند تا او را به جانب موفقیت سوق دهند.

واقعیت محض این است که هیچ کسی یک روز صبح از خواب بیدار نمی‌شود و موفقیت‌هایش را از طریق پستچی دریافت نمی‌کند. هیچ موفقیتی تصادفی به دست کسی داده نمی‌شود. موفقیت هرگز شانسی نیست. موفقیت نه هدیه‌ای یک‌روزه از آسمان، بلکه محصول تلاش‌ها، ‌پیمودن‌راه ها، قدم‌برداشتن‌ها، تصمیم‌ها، مخاطره‌ و رفتار مناسب آنها است. این نکته را باید در مورد هر کارمند یا هر مدیری در هر شرکتی صادق بدانیم. پس باید گفت که اشخاص موفق در عرصه اقتصاد تمام تلاش‌شان را کرده‌اند و به سختی کار کرده‌اند تا به آنچه دوست دارند دست یابند.

برای نمونه کافی است تا قهرمان بزرگ المپیک و جهان در عرصه شنا، مایکل فیلیپس، را در نظر بگیرید. او با تلاش بی‌اندازه خود فنون گوناگون شنا را تمرین کرد و به فنون تازه‌ای دست یافت تا دست آخر بتواند به چندین و چند مدال طلا در مسابقات شنای المپیک دست یابد. او قدم‌های مشخصی برداشت تا به موفقیت برسد. بنابراین شما نیز به عنوان یک کارمند یا مدیر خلاق و شایسته نیاز دارید تا مسیرهایی را طی کنید که شما را به سرمنزل مقصود رهنمون می‌سازند.

1. تعیین اهداف

اشخاص موفق اهداف مشخصی را برای خودشان تعیین می‌کنند. این اهداف باید در زمان مشخصی نیز به اتمام برسند. برای نمونه این جمله‌ها را لحاظ کنید: 1. «طی شصت روز ده پوند از وزنم را کم خواهم کرد»؛ 2. «در طی سال قدری از وزنم خواهم کاست». در جمله‌ اول یک هدف و برنامه‌ریزی مشخص وجود دارد: ده پوند وزن باید طی دو ماه کم شود. اما در جمله دوم هیچ هدفی تعیین نشده است. حتی مشخص نیست که چقدر باید وزن کم شود و البته مدت زمان آن نیز به خوبی تعیین نشده است. حالت اول ما را به موفقیت‌مان نزدیک می‌کند، اما دومی ما را از وضعیت آرمانی‌مان دور می‌سازد. پس برقراری اهداف انضمامی همراه با بازه‌های زمانی مشخص نخستین گام برای رسیدن به آن اهدافی هستند که باید به آنها دست یابید.

2. شروع فوری

افراد موفق بی‌درنگ شروع به کار می‌کنند. آنها خودشان را به کندی و جمود نمی‌رسانند، بلکه هرچه بیشتر به شتاب و سرعت فکر می‌کنند. آنها پس از تعیین اهداف‌شان خیلی سریع دست به کار می‌شوند، زیرا آنها به قدرت لحظه پی می‌برند. در واقع آنها می‌دانند که‌اندازه حرکت تا چه‌اندازه در اقتصاد اهمیت دارد. چه بسا همه کارهایشان را یک‌باره و یکجا انجام ندهند، اما قطعا قدم‌های بزرگی برای شروع کار خواهند برداشت.

حتی ممکن است که تقویم‌شان را از برنامه‌ها و تاریخ‌های قرارها و ملاقات پر کنند. شاید وهله‌های مشخصی را به عنوان دوره‌های انتقادی به خودشان اختصاص دهند. شاید به کسانی دیگر اطلاع دهند و از آنها برای روزی خاص دعوت به عمل آورند. در هر صورت مهم‌ترین مساله در این نکته است که آنها خیلی زود پس از تعیین اهداف دست به کار می‌شوند و زمان را هدر نمی‌دهند.

3. مثبت‌اندیشی

در مورد این نکته بی‌اندازه صحبت کرده‌اند. مثبت‌اندیشی بیش از همه یک سندروم است که گاه نیمه‌پر و گاه نیمه‌خالی به نظر می‌رسد. اشخاص موفق همان خوش‌بینان هستند، یعنی کسانی که، بنا بر همان مثال معروف، گمان می‌کنند لیوان همواره نیمه‌پر است. آنها با نومیدی، تردید و ترس به جهان نمی‌نگرند و همچون بدبینان نیمه خالی لیوان را نمی‌بینند، بلکه سویه مثبت و ایجابی در هر موقعیت یا فرصت را به خوبی رصد می‌کنند و به توانایی‌شان برای رسیدن به اهداف مشخص و کسب موفقیت ایمان دارند.

4. عمل‌گرایی

آنهایی که اهل موفقیت‌های بلندمدت و همیشگی محسوب می‌شوند عملا همان کسانی هستند که همواره، حتی در كم‌اهمیت‌ترین و جزئی‌ترین امور نیز، به نحوی عمل‌گرایانه برخورد می‌کنند و به قول معروف، کاری انجام می‌دهند. اشخاص زیادی را دیده‌ایم که باید ساعت‌ها معطل باشند و مدت‌های مدیدی وقت‌شان را تلف کنند تا بتوانند به نتیجه‌ای مشخص در مورد سوالات خود دست یابند. آنها هیچ کاری نمی‌کنند تا ابتدا به پاسخ صحیح برسند. اما چه بسا مجبور شوید تا آخر عمرتان صبر کنید!

اینجا دیگر مساله بر سر توانایی تحلیل و تفکر نیست، چون دیگر نه با یک تحلیل مناسب و دقیق، بلکه با «اختلال فکری و تحلیلی» طرف هستیم. شما باید پیش از همه اهل تجربه، عمل و آزمونگری باشید. البته یادمان نمی‌رود که افراد موفق با چشمان بسته نیز به پیش نمی‌روند، بلکه می‌دانند که باید به سرعت تصمیم خود را بگیرند، جزئیات انتقادی و عملی را مشخص کنند، اهداف را مقرر و مسیر را تعیین سازند و در نهایت طبق برنامه‌هایشان دست به عمل بزنند.

5. مصمم‌بودن

گاه این‌طور به گوش‌مان می‌رسد که حین جنگ واقعی، وقتی اولین گلوله به یکی از دو طرف شلیک می‌شود، دیگر نقشه‌های عملیاتی به درد نمی‌خورند و همه‌شان را باید دور ریخت. نمی‌گویم که شما نیز باید به این گفته عمل کنید، بلک منظورم این است که نکته در آن مستتر است. قطعا متغیرهای زیادی وجود دارند که اجازه نمی‌دهند تا همه چیز را از ابتدا تا انتهای مسیر به صورت کاملا مشخص و صددرصد قطعی ترسیم کنید. این نکته به سادگی در مورد تک تک لحظات زندگی هر یک از ما نیز صادق است. هرگز نمی‌تواند مسیر حرکت خود را به صورت تام و تمام تعیین كنید. شما هرگز نمی‌توانید به طور کامل تشخیص دهید که مثلا پس از برداشتن نخستین گام چه اتفاقی چشم‌انتظار شماست یا با چه چیزی مواجه می‌شوید.

اما مهم‌ترین نکته نیز دیگربار همین جا نهفته است: گرچه شما نمی‌دانید که چه چیز در انتهای مسیر در انتظار شماست و گرچه نمی‌دانید که به کجا خواهید رسید، اما در هر صورت باید مصمم باشید تا بتوانید مسیر تازه‌ای را که قبلا به نحو دیگری متصور شده بودید این‌بار به نحو روشن‌تری ببینید. همواره قدری خطا وجود دارد که با تجربه حل می‌شود. کافی است در مسیرتان مصمم باشید و به نقشه‌های خود باور داشته باشید.

6. جذبه‌داشتن

اشخاص بسیاری از قانون جذبه استفاده می‌کنند تا به موفقیت برسند. اما جذبه اینجا به معنای جذب اشخاص مختلف به سمت خود نیست، بلکه حاکی از بینشی روشن نسبت به خواست و توانایی شما است.‌ اندیشه‌های شما می‌توانند موفقیت را تقدیم شما کنند. این است همان جذبه واقعی هر کارآفرین یا مدیر شایسته. اینجا به زبانی جادویی حرف نمی‌زنم که گمان کنید این ادعاها در عرصه عمل برخطا است.

صرفا دارم پیشنهاد می‌دهم که ما همان چیزی را به شما توصیه می‌کنیم که خود شما بیش از همه به آن فکر می‌کنید. بینش شما مهم‌ترین عنصر سازنده جذبه شماست، یعنی آنچه باعث موفقیت و پیشبرد شما نیز می‌شود و‌اندیشه‌ها و اعمال‌تان را شکل می‌دهد. درست وقتی متوجه جذبه خود می‌شوید که ببینید بسیاری دارند از شما پیروی می‌کنند، چراکه بسیاری به این نتیجه رسیده‌اند که بینش شما در قبال کسب و کار بیش از سایرین می‌تواند آنها را به جلو هل بدهد، زیرا بینشی پیشرو یا بصیرتی جذاب است.

نتیجه‌گیری: بودا روزگاری گفته بود که «سرتاسر وجود ما محصول‌اندیشه‌های ماست. همه چیز همان ذهن است. ما به همان چیزی بدل خواهیم شد که به آن فکر می‌کنیم.» موفقیت به‌طور ناگهانی دامن هیچ کسی را نمی‌گیرد. برای رسیدن به موفقیت باید کاری کرد، باید دست به کار شد، قدم‌های مشخصی را پیمود تا به مسیرهای تازه‌ای وارد شد.

منبع : دنیای اقتصاد

دوشنبه 7/12/1391 - 13:34
سخنان ماندگار

با عرض سلام خدمت همه ی دوستای خوبم

نوشته ی  زیر جز یکی از محدود نوشته هایه که خیلی دوسش دارم

امیدوارم شماهم خوشتون بیاد

شاعر شیرین سخن دیروز گفت:

"قایقی خواهم ساخت

خواهم انداخت به آب

دور خواهم شد از این خاک غریب"

....... اما

شاید امروز حکایت این است

قایقت را بشکن

همه ی ما در این شهر غریب مسئولیم

هنر آن نیست که قایق سازی

هنر آن است که به جای قایق

خانه ای جاویدان

در دل سخت زمان خلق کنی

که به این آسانی

طعمه ی مور زمان ها نشود

قایقت را بشکن

همه ی ما در این شهر غریب مسئولیم

چشم این شهر غریب

به نگاه من و تو محتاج است

قایقت را بشکن

دوشنبه 7/12/1391 - 13:30
موفقیت و مدیریت

مقاله ها و مطالب بیشماری در مورد راه های موفقیت و عادت های افراد موفق وجود دارند. کتاب های متعددی نیز در این زمینه نوشته و چاپ شده اند. به کار گرفتن توصیه های این مقالات و کتاب ها بسیار خوب است و می توانید تا حدی مسیر زندگی افراد را تغییر دهد. اما ما در این مطلب نمی خواهیم در مورد راهکارهای آنها با شما صحبت کنیم، بلکه می خواهیم به مواردی اشاره کنیم که آنها در رسیدن به اهداف خود انجام داده اند.

در این مطلب، ده تجربه افراد همیشه پیشرو و موفق را در مسیر دستیابی به موفقیت هایشان نام برده ایم. 10 چیزی که آنها پیش از موفقیت خود به کار گرفته اند.
1.    بهانه نیاورید
همه ما دو صدای درونی داریم. صدایی که به ما می گوید سخت تلاش کنید و کارهای خود را به نتیجه برسانیم. صدایی که می گوید روی کارهای خود تمرکز کنیم و پس از اتمام یک کار، سراغ کار دیگر برویم و آن را به خوبی و درست تمام کنیم.
و همچنین صدایی که می گوید کمی استراحت کن، ببین تلویزیون چه برنامه ای دارد یا کمی وبگردی کن.
در زندگی گاهی قربانی بی عدالتی ها هستیم. به طور مثال، مستحق ارتقا رتبه هستیم اما به آن نائل نمی شویم. مهم نیست ما که هستیم، گاهی در شرایط ناعادلانه ای قرار می گیریم و زندگی با بی انصافی با ما رفتار می کند. می توانیم برای خود متاسف باشیم یا می توانیم آن را نادیده بگیریم و به جلو پیش برویم یا حتی آن را مشوقی برای پیشرفت های آنها خود فرض کنیم. 
نلسون ماندلا می توانست از زندانی شدن ناعادلانه خود عصبانی شود و اعتراض کند. اما در عوض، از آن به عنوان موقعیتی برای یادگیری، پیشرفت، رشد روحی و آزادی دیگران استفاده کرد.
به بهانه های خود گوش کنید. درک کنید چرا این بهانه را دارید. در آخر سعی کنید متوجه شوید چگونه می توانید از آن برای رسیدن به موفقیت و پیشرفت استفاده کنید.

2.    فقط برای آنها نیست
چیزهایی که در زندگی می خواهید مشوق و محرک های ما هستند. البته آنها به تنهایی نمی توانند مشوق باشند. موفقیت واقعی زمانی به دست می آید که آنها نه فقط در زندگی ما که در زندگی دیگران نیز تغییراتی ایجاد کنند.
اگر در موقعیتی قرار بگیرید که به پایان رساندن کاری برایتان دشوار و بیشتر از توانایی های شما است، تلاش خود را بیشتر و طولانی تر کنید تا آن پروژه را به نتیجه دلخواه برسانید.
اگر هدف اصلی  ما پول درآوردن باشد، همه تلاش خود را در راه رسیدن به آن انجام خواهیم داد. بعضی از افراد از پول های به دست آمده به دیگران نیز کمک می کنند که جای تقدیر دارد. برای افراد موفق، فقط به دست آوردن پول رضایت بخش نیست. آنها دیگران را نیز در موفقیت های خود شریک می کنند.

3.    صبح های زود برخاستن و شب دیر خوابیدن
افرادی که به موفقیت واقعی دست یافته اند برای هدف خود سخت تلاش کرده اند. شاید آنها نیز در گزند مسایل جانبی زندگی خود همچون خانواده یا زندگی اجتماعی قرار داشته باشند اما هدفشان در اولویت همه امور قرار دارد و تا زمانیکه آن را انجام نداده اند، باقی مسایل در رتبه های بعدی اهمیت قرار دارند.
موفقیت هیچ راهی جز سخت کار کردن ندارد. آبراهام لینکلن گفته است: «شاید افرادی که صبر می کنند به چیزهایی برسند … اما به چیزهایی که از افراد سخت کوش باقی مانده است» . اگر دوست دارید موفق باشید باید سخت تلاش کنید و بقیه را پشت سر بگذارید.

4.    بزرگ ترین دارایی
انرژی یک دارایی بسیار بزرگ است که اصولا در رابطه با آن صحبت نمی شود. بله، انرژی هایی همچون بنزین و برق مواردی هستند که همیشه و همه جا از آنها صحبت می شود اما منظور ما انرژی های فردی و درونی انسان هاست.
حقیقت این است که هر چه انرژی بیشتری داشته باشیم، راحت تر می توانیم روی اهداف خود تمرکز کنیم و کیفیت کاری که انجام می دهیم نیز بهتر است.
یکی از دلایل موفقیت «ریچارد برانسون» این است که وضعیت بدنی خود را در بهترین حالت ممکن حفظ کرده است.
قرار داشتن در وضعیت فیزیکی عالی باعث می شود تا خون بیشتری به مغز برسد و انسان بهتر می تواند روی اهداف خود تمرکز کند و تصمیمات بهتری اتخاذ کند. ورزش را جزو برنامه های دایمی زندگی روزانه خود قرار و به این ترتیب شانس موفقیت خود را افزایش دهید.

5.    اعتقادات و قواعد
وینستون چرچیل برای خودش قوانین خاصی داشت. تفاوت ما و او در این است که او به هرقیمتی و در هر شرایطی به چهارچوبی که برای خود تعیین کرده بود وفادار بود و از آن تخطی نمی کرد. حتی اگر قوانین خودساخته او چندان معمول و رایج نبود هم تغییری در آنها ایجاد نمی کرد. چیزی که در دنیای سیاست بسیار نادر است.
قوانین و چهارچوب های شما چیست؟ همه ما برای خود قوانینی داریم. سعی کنید آنها را کشف کنید و بر اساس آنها زندگی خود را پیش ببرید.
به طور مثال، یکی از اعتقادات شرکت اپل، ایجاد تغییر در دنیای فناوری است و این قاعده را در هر محصولی که تولید می کنند به خوبی در نظر می گیرد.
کشف کنید شما چه اعتقادها و قواعدی دارید که می توانند در شرایط سخت به شما کمک کنند. باید سعی کنید آنها را در موقعیت های مختلف تغییر ندهید. حتی خودتان هم نباید تغییر کنید.

6.    تردید کردن، حتی در اعتقادات غیرقابل نقض
همه ما در زندگی دچار شک می شویم. حتی بهترین ها هم از خودشان می پرسند آیا رویاهایشان در مسیر درست قرار دارد؟ تنها تفاوتی که میان افراد واقعا موفق و افرادی که هیچ گاه به رویاهای خود دست پیدا نمی کنند این است که افراد موفق اعتقاد دارند کاری که انجام می دهند کاملا درست است و به همین دلیل هرگز به اعتقادهای خود شک نمی کنند.
حتی اگر در موقعیت شک کردن نیز قرار بگیرند بلافاصله آن را سرکوب می کنند. در حالیکه افراد معمولی به تردیدهایشان اجازه جولان می دهند و در آخر نیز تسلیم تردیدهایشان می شوند.
همه ما انسان هستیم و کاملا طبیعی است در کارهای خود دچار شک و تردید شویم. اما برای موفقیت، اجازه ندهید این شک ها همه ذهن شما را پر کنند، بلکه از آنها به عنوان مشوقی برای افزایش خوشبینی خود استفاده کنید.

7.    داشتن دلیل
بیشتر یافته های بزرگ جهان را زنان و مردان نگران و بی اعتمادی ساخته اند که می خواسته اند چیزی را به دیگران ثابت کنند. تمایل به بزرگ کردن شخصیت خود و ایجاد تغییرات بسیار بزرگ و دشوار آنها را ترغیب کرده است چیزی که یک بازنده هرگز به دنبال آنها نمی رود.
دلیل آبراهام لینکلن در واقع در تقابل مستقیم با دیدگاه او نسبت به خودش و دیدگاه دیگران نسبت به او بود. وقتی دیگران او را پسری فقیر و بی سواد می دیدند، او خود را فردی توانا می دانست که می تواند به بالاها برسد حتی اگر مجبور باشد در این راه فقط به خودش تکیه کند و هیچ کمکی نداشته باشد. او احساس کرده بود جامعه به تغییر نیاز دارد. جامعه ای که ادعای آزادی می کرد به هیچ عنوان آزاد نبود. او دید بسیاری از مسایل از ریشه و اساس اشتباه هستند و به همین دلیل مقدمات تغییرات بزرگ را پایه ریزی کرد. «چرایی» او فقط در مورد خودش نبود و همین باعث شد تا نامش در تاریخ به عنوان مردی بزرگ ثبت شود.
«چرایی» را درک کنید. به این ترتیب، وقتی دیگران خواب هستند شما دلیلی برای انجام کارها دارید. یاد بگیرید تا همیشه در مورد چرایی مسایل مختلف از خود سوال بپرسید و تا زمانیکه به جوهره اصلی خود و دلیلی برای ایجاد تغییر در شرایط خود یا دیگران نرسیده اند، دست از تلاش بر ندارید.

8.    وقتی دیگران دست از تلاش می کشند، آنها هچنان پشتکار دارند
فردی که کاملا در رویاهای خود غرق است از کجا می تواند بفهمد چقدر طول می کشد تا موفق شود؟ او هرگز به این نتیجه نمی رسد. هیچ کس نمی تواند حدس بزند چه زمانی موفق می شود. این اتفاق ممکن است فردا یا ده سال دیگر رخ دهد.
تفاوت اصلی میان افراد بسیار موفقی که نام آنها در تاریخ ثبت شده است با افرادی که نامی از آنها وجود ندارد این است که، افراد موفق هیچ گاه دست از تلاش نمی کشند. رها کردن رویاها و دست از تلاش برداشتن چیزی نیست که در وجود افراد موفق وجود داشته باشد. آنها تا زمانیکه که به موفقیت دست پیدا نکنند، دست از تلاش بر نمی دارند. تازه پس از آن نیز هدف دیگری برای خود تعیین می کنند.
به طور مثال، می توان به نلسون ماندلا یا جیمز جی برادداک اشاره کرد. آنها موفقیت های خود را در یک دوره کوتاه به دست نیاورده اند. هنگامی که دیگران مردند یا دست از تلاش برداشتند، آنها همچنان ثابت قدم باقی ماندند. موفقیت آنها به دلیل آن نبود که آنها بهترین بودند، بلکه برای این بود که آنها بهترین و بیشترین تلاش خود را در راه رسیدن به هدف انجام دادند. هر رنجی را تحمل کردند و شانه خالی نکردند.
هیچ کس نمی داند چه زمانی به موفقیت ها و رویاهایش دست پیدا می کند. بنابراین با نداشتن پشتکار، میدان را برای شکست خود باز نکنید. شما می توانید با هر شرایطی وفق، تغییر و تکامل پیدا کنید. بنابراین، هرگز دست از تلاش برندارید و پشتکار داشته باشید.

9.    افراد موفق با سرسختی مهارت های خود را کسب می کنند
تونی جیواین و مایک تایسون نیز به اندازه دیگران به دنبال کسب مهارت بودند. آنها ساعات طولانی را برای تمرین صرف می کردند. جیواین همه الگوهای لازم برای رشته خود را به خوبی آموخت. او تنها ورزشکار موفق آن زمان نبود اما فردی بود که در رشته و کار خود که بازی بیس بال بود، بهترین بود.
تایسون در نوع خود بی نظیر بود. او پیش از اینکه بوکسور و مبارز باشد، یک دانش آموز بود. هیچ کس به اندازه تایسون بوکس را به این خوبی یاد نگرفته بود. بیش از هر کس دیگری در تاریخ فیلم های بوکس نگاه می کرد.
این ورزشکاران بزرگ مهارت های خود را از روی فیلم آموخته بودند، اما چگونه می توانید مهارت های خود را به بهترین وضعیت ممکن برسانیم؟
برای این منظور، باید در رشته خود مطالعه زیادی داشته باشید. مثلا اگر نویسنده هستید، باید کتاب های متعددی بخوانید و با مخاطبین در تماس باشید. باید کتاب های نویسنده هایی را مطالعه کنید که بسیار موفق تر از شما هستند. یا اگر در کار فروش محصول هستید، باید مقاله های آموزشی فروش بهتر را مطالعه کنید.
حرکت در مسیر اهداف به تنهایی به موفقیت و کمال منتهی نمی شود. در مسیر رسیدن به موفقیت باید مطالعه و مهارت کسب کنید. مطالعه به شما کمک می کند تا در مسیر خود از آموخته های دیگران الهام و در مسیر درست قرار بگیرید.

10.    خطر کردن
بدون ریسک موفق نخواهید شد. شاید تصور کنید این فقط یک جمله کلیشه ای است اما واقعیت دارد. بسیاری از افراد موفق در سرتاسر تاریخ، در مسیر موفقیت هایشان، بسیار خطر کرده اند.
میلیاردها نفر در طول تاریخ زندگی می کردند که استعداد و هوشمندی بسیاری در زندگی خود داشته اند اما چیزی که آنها از آن بی بهره بودند، جرات ریسک پذیری بوده است. همچنین وجدان کاری نیز نداشته اند تا بتوانند از استعدادهای ذاتی خود بهترین استفاده ها را ببرند.
برانکس تیل می گوید: «بزرگ ترین تراژدی زندگی هدر دادن استعدادهاست.»
شاید بزرگ ترین آرزوی شما ازدواج با دختر موردعلاقه تان و تشکیل خانواده با او باشد. شاید خطری که برای رسیدن به او نجام می دهید، رها کردن شغلی است که شدیدا به آن علاقه دارید. شاید رویای شما کمک به مردم برای داشتن زندگی طولانی تر و سالم تر است. هر آرزو و رویایی که دارید، باید تا جایی که می توانید به آن اجازه دهید تا رنگ واقعیت به خود بگیرد.
اگر می خواهید نتیجه تلاش های خود راببینید، ریسک کنید.
رویاهای خود را مشخص و برای رسیدن به آنها خطر کنید.

چهارشنبه 2/12/1391 - 22:18
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته