امر به معروف و نهی از منکر
آثار وبرکات امر به معروف ونهی از منکر
برکات اقتصادی امر به معروف ونهی از منکر
قرآن می فرماید اگر مردم مناطق ایمان آورند و تقوا پیشه
کنند ( یکی از مصادیق تقوی امر به معروف ونهی از منکراست) بطور قطع از آسمان و
زمین برکاتی خواهیم گشود.(اعراف/96)
امام باقر می فرماید : با امر به معروف و نهی از منکر کسبها
حلال و زمین ها آباد می شود. (تفسیر نمونه، ج3،
ص38)
و در جای دیگر می فرماید مقدار باران در هر سال یکسان است ،
ولی اگر مردم گناه کردند، خداوند مسیر باران را تغییر می دهند . سپس ایشان برای هر
گناهی آثاری را بیان فرمودند:
اگر در جامعه زنا زیاد شود ، سکته و مرگ ناگهانی زیاد می شود.
اگر کم فروشی رایج شود ، قحطی پیدا می شود.
اگر زکات پرداخت نشود ، برکات زمین کم می شود.
اگر پیمان شکنی و بی وفایی زیاد باشد دشمن غالب می شود.
اگر صله رحم قطع شود ، اموال به دست نااهلان می افتد.
اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود ، اشرار بر مردم
تسلط می یابند به نحوی که فریادها بی اثر می شود .( بحار ،ج97،ص72)
برکات اجتماعی امر به معروف ونهی از منکر
قرآن جامعه ای را رستگار می داند که گروه ویژه ای برای امر
به معروف و نهی از منکر داشته باشد. (آل عمران /104)
در آیه دیگری می فرماید : نشانه ی بهترین جامعه آن است که امر
به معروف و نهی از منکر در آن زنده باشد. (آل عمران/110)
صالحانی را که ما درهر نماز با جمله «السلام علینا و علی
عبادلله الصالحین» بر آنان سلام می فرستیم کسانی هستند که امر به معروف ونهی از
منکر می کنند.(آل عمران /114)
در آیه ی دیگری می خوانیم :هنگام عذاب ، تنها ناهیان از
منکر نجات پیدا می کنند و بقیه ی مردم خواه گناهکار و خواه افراد ساکت و بی تفاوت گرفتار
قهر خدا شوند. (اعراف/164)
امام باقر(ع) درباره امر به معروف و نهی از منکر فرمود: هر
کس آن دو را یاری کند ، خداوند به او عزت می دهد . هر کس خوارشان کند ، خداوند او
را خوار می کند.(بحار /97،
ص75 – نقل از میزان الحکمة)
برکات سیاسی امر به معروف و نهی از منکر
حضرت امیر فرمود: پشتوانه مؤمنان و وسیله تحقیر کافران امر به
معروف و نهی از منکر است. (نهج البلاغه،
حکمت 31)
در روایت دیگری می خوانیم : اگر نهی از منکر نکنید و پیرو اهل
بیت پاک رسول خدا نباشید خداوند اشرار را برشما مسلط خواهد کرد و چنان در فشار قرار
خواهید گرفت که هر چه خوبان شما دعا کنند ، مستجاب نشود. (بحار /97، ص72 – نقل از میزان الحکمة)
برکات معنویامر به معروف و نهی از منکر
نجات از قهر خدا: امیرالمؤمنین فرمود: هر کس منکر و خلافی
را دید و قلباً از آن ناراحت شد همانا از قهر خدا نجات پیدا کرده و تن به سلامت
برده است؛ و هر کس با زبان از کار خلافی نهی کرد ، به پاداش رسید.
بهره از لطف خدا: هر کس با شمشیر و قوت و قدرت برای عزت
کلمه الله قیام کند ، به واقعیت الطاف الهی رسیده است و هر کس بدعت گزاری را با
نهی از منکر بترساند ، خداون قلبش را از ایمان پر کند ، ولی اگر نسبت به او نرمش
نشان دهد، قانون خدا را تحقیر کرده است. (وسایل 11
ص405)
نشانه بهترین مردم: پیامبر اکرم فرمودند: بهترین مردم کسی
است که مردم را به معروف دعوت کند. (نهج الفصاحه ،جمله 8499)
و برعکس اگر کسی در برابر معروف و منکر هیچگونه احساسی
نداشته باشد ، انسانیت او دگرگون شده است ؛ بنحوی که دیگر حرف خیری را نمی پذیرد. (بحار
97،ص72)
شرکت در تمام ثوابها، در روایات می خوانیم :هر کس مردم را
به کار خیری راهنمایی و سفارش و دعوت کند و مردم به خاطر دعوت او آن کار را انجام
دهند، دعوت کننده در پاداش شریک می شود؛ بدو ن اینکه از اجر دیگری کاسته شود.
هر کس دیگری را به کار خلاف و انحرافی دعوت کند ، در کیفر
مفاسد او شریک است. بنابراین کسی که امر به معروف می کند، در پاداش همه ی کارهایی
که مردم به خاطر دعوتش انجام می دهند شریک است . (بحار ،ج 97،ص87)
برگرفته از کتاب امر به معروف از نهی از منکر نوشته حجت
الاسلام محسن قرائتی
چهارشنبه 20/10/1391 - 23:58
امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف در روایات
پیامبر اکرم فرمودند:آمران به معروف خلیفه خدا در زمین
هستند ( تفسیر نمونه – ج3-
ص38)
در حدیث دیگر داریم « خداوند ، دشمن مؤمن بی دین است .
پرسیدند یا رسول الله مگر مؤمن بی دین می شود؟ فرمود: مسلمانی که امر به معروف
نکند بی دین است.(بحار –ج97-
ص86)
حضرت علی (ع) فرمود: نهی از منکر ، به خاک مالیدن بینی
فاسقان است. (غررالحکم)
امر به معروف و نهی از منکر دو خلق از اخلاق الهی است که هر
کس این دو فریضه را یاری کند ، خداوند به او عزت می دهد. (لئالی الاخبار، ص270)
رسول خدا فرمود : گروهی هستند که نه پیامبرند و نه شهید ؛
ولی مردم به مقام آنان که به خاطر امر به معروف به دست آورده اند غبطه می خورند (مستدرک ، ج2، ص358)
امام باقر فرمودند: افرادی هستند که اگر نماز ضرری به مال
یا جانشان بزند آنرا ترک می کنند ، همان گونه که امر به معروف و نهی از منکر را که
بزرگترین و شریف ترین واجبات است به همین خاطر رها می کنند (فروغ کافی، ج4 ،ص55)
کسی که جلو منکر را نگیرد همانند کسی است که مجروحی را در
کنار جاده رها کند تا بمیرد.(کنز،ج3
،ص 170)
منکر مثل آتشی است که اگر با نهی شما خاموش نشود همه چیز را
می سوزاند ( بحار ،ج 14 ،ص308)
اگر گزنده ای را دیدی که به سوی انسان خفته ای می رود ولی
فریاد نکشیدی در قتل او شریکی (مستدرک ،ج12،
ص184)
امام صادق فرمود : کسی که بتواند جلوی مفاسد را بگیرد ولی
نگیرد دوست دارد که خداوند معصیت شود چنین کسی اعلام جنگ با خدا کرده است. ( مستدرک
،ج2 ،ص357)
هر کس به امر معروف و نهی از منکر ایمان ندارد دین ندارد. (بحار،ج97،ص86)
قله دین امر به معروف و نهی از منکر و اجرای حدود الهی است.
(مستدرک،ج2،ص359)
پایه و اساس دین امر به معروف و نهی از منکر و اجرای حدود
الهی است. (غررالحکم به نقل از میزان)
خداوند راضی نیست که در زمین معصیت شود و اولیای او همچنان
ساکت بمانند. (نهج السعاده،ج 2
،ص226)
رسول خدا فرمود : جبرئیل آمد و گفت اسلام ده بخش دارد و بخش
هقتم آن امر به معروف و نهی از منکر است .
در روایات به مسلمانی که نهی از منکر نمی کند لقب ضعیف و بی
دین داده شده و مورد غضب خداوند قرار گرفته است. (وسایل11 ، ص399)
در قرآن می خوانیم که : «قوا انفسکم و اهلیکم نارا » که روایات
ذیل این آیات می فرماید این حفظ خود و وابستگان از آتش دوزخ باید از طریق امر به
معروف و نهی از منکر صورت گیرد .
حضرت علی (ع) می فرماید :امر به معروف و نهی از منکر برای
عموم مردم یک مصلحت است و نهی از منکر برای افراد نابخرد که گرایش به انحراف در
آنان زیاد است ، وسیله ی کنترلی قوی است .(کلمات قصارشماره 252)
برگرفته از کتاب امر به
معروف از نهی از منکر نوشته حجت الاسلام محسن قرائتی چهارشنبه 20/10/1391 - 23:56
اهل بیت
سخنرانی حضرت آیت الله محمدتقی مصباح یزدی در باب عزاداری
درباب عزاداری امام حسین سوالاتی مطرح می شود که چرا باید
این همه اشک ریخت ؟ چرا باید این همه به سر و سنه زد ؟ این سوالات به یک سوال کلی
برمی گردد که چرا یان مراسم با یان وضعیت برگزاری می شود؟
با تحلیل این سوال سوالاتی را می توان از آن استخراج کرد.
1-
چرا باید خاطره ی
حادثه ای که هزار و سیصد و شصت سال پیش اتفاق افتاده است زنده کرد و مراسمی به یاد
آن خاطره برگزار کرد ؟ عاشورا یک جریان تاریخی بوده است که زمانش گذشته است . تلخ
بوده است یا شیرین هر چه بوده است آثارش تمام شده است . چرا باید بعد از گذشت
نزدیک به چهارده قرن یاد و نام آن حادثه را زنده بداریم و مراسمی را برای آن به پا
داریم ؟
جواب خیلی مشکل نیست.
برای این که به سادگی می توانیم به هر نوجوانی بفهمانیم که حوادث گذشته ی تاریخی در
سرنوشت آینده ی یک جامعه می تواند آثار عظیمی داشته باشد . تجدید آن خاطرات در
واقع نوعی بازنگری و بازسازی آن حادثه است، تا مردم از آن جریان استفاده کنند اگر
حادثه ی مفیدی بوده است و در جای خودش منشأ آثار و برکاتی به شمار می رفته است
بازنگری و بازسازی آن هم می تواند مراتبی را از آن برکات داشته باشد و در همه
جوامع انسانی رسم است که به نوعی از حوادث گذشته خود یاد می کنند . آنها را بزرگ می
شمارند و به آنها احترام می گذارند خواه مربوط به افرادی باشد که در جامعه خود
مؤثر بوده اند ، نظیر داشمندان و مخترعین ، یا مربوط به افرادی باشد که از نظر سیاسی
و اجتماعی نقشی در رهایی ملتی داشته اند این نه تنها یک حس حق شناسی است و بسیار
مقدس است بلکه یکی از مقدس ترین خواسته های خداوند در نهاد انسان چیزی است که به
حس حق شناسی و حق گذاری تعبیر می کنیم
2-
سوال دیگری که
مطرح می شود این است که زنده نگهداشتن یادعاشورا تنها به این نیست که انسان سینه
بزند ، گریه کند ، شهر را سیه پوش کند و
یا مردم تا نصف شب کار و زندگی خود را تعطیل کنند و روزها نیز گاهی بازار را تعطیل
کنند این امور ضرر اقتصادی دارد.
فرض کنید نوجوانی که هنوز
تربیت دین کامل نیافته است این سوال در ذهنش بیاید که این قبیل اموری که انجام می
پذیرد ضررهای اقتصادی دارد. تولید کم می شود ، وقت اشخاص گرفته می شود ، هنگامی که
مردم تا نیمه شب این طور سینه می زنند و زنجیر می زنند ، روز دیگر حال کار کردن نداشته
باشند دو ماه مردم جامعه باید نوعی سستی و
رخوت را بپذیرند برای آن که این حادثه را زنده نگهدارند. راههای دیگری هم وجود دارد
مثلاً جلسات بحثی تشکیل دهند میزگردها و سمینارهایی برگزار کنند.
جواب این سوال قدری مشکل
تر است البته درباره شخصیت سیدالشهدا تشکیل میزگردها ، سمینارها و سخنرانیها و
نوشتن مقالات و کارهای فرهنگی بسیار مفید و لازم است اما آیا برای بهره برداری
صحیح از حادثه عاشورا اینها کافی است. آیا برگزاری این مراسمات و عزاداریها لازم
است . جواب سوال بر این متوقف است که یک نظر روانشناسانه به انسان بیاندازیم و
ببینیم عوملی که در رفتار آگاهنانه ما مؤثر است تنها عامل شناختی و معرفتی است یا
عوامل دیگری هم در شکل دادن رفتاراهای اجتماعی ما مؤثر است با بررسی ها متوجه می
شویم که دو دسته عوامل در رفتارهای ما نقش اساسی بازی می کند. یک دسته عوامل
شناختی که باعث می شود انسان مطلبی را بفهمد و بپذیرد و دیگری هم احساسات و عواطف
و تمایلات و گرایشها و غرائز است. پس عوامل شناختی می گوید که باید برای هر کاری
میلی داشته باشیم تا به آن علاقه داشته و انجام دهیم و دیگری باید بدانیم چرا باید
این کار را انجام دهیم این از جمله عوامل شناختی هستند . اما شناخت تنها کافی نسیت
. برای انجام یک حرکت بلکه باید یک عامل روانی دیگر شامل احساساست و عواطف باشد تا
ما را به طرف انجام کاری سوق دهد.
بنابراین باید دانست این
که حرکت سیدالشهدا چه نقشی در سعادت انسانها داشته کافی نسیت و ما را به حرکت وانمی دارد . بلکه باید یک
انگیزه ی درونی در ما باشد تا ما را به کاری مشابه امام و پیروی راه او وادار کند
.
بنابراین صرف بحث و بررسی
عالمانه ی واقعه عاشورا این نقش عزاداری را نمی تواند ایفا کند باید صحنه هایی در
اجتماع بوجود آید که احساسات مردم را تحریک کند و دلها را تکان دهد.
برگرفته از کتاب مکتب
عاشورا سلسله شامل سخنرانی های حضرت آیت الله محمدتقی مصباح یزدی چهارشنبه 20/10/1391 - 23:55
اهل بیت
از بیانات مقام معظم رهبری پیرامون عزاداری عاشورا
به اعتقاد بنده سه چیز باید در مجالس عزاداری
اباعبدالله باشد
اول این است که این مجالس باید محبت به اهل بیت
را زیاد کند. چون رابطه ی عاظفی یک رابطه بسیار ذی قیمتی است . لذا شما باید کاری
کنید که دراین مجالس محبت شرکت کننده به حسین بن علی و خاندان پیغمبر و مناشح
معرفت الهی روز به روز بیشتر شود. اگر شما در این مجالس خدای ناکرده وضعی را بوجود
آورید که مستمع این مجلس یا کسی که بیرون از این مجلس است از لحاظ عاطفی به اهل
بیت نزدیک نشد و خدای ناکرده دور شد و احساس بیزاری و دوری کرد ، آنوقت مجلس عزا
نه تنها یکی از بزرگترین فواید خود را نداشته است بلکه به یک تعبیر مضّر هم بوده
ست. حالا شما که مؤسس و گوینده ی مجلس هستید ، ببینید چه می شود کرد که عواطف مردم
نسبت به حسین بن علی- علیه الصلاه و السلام- و اهل بیت پیغمبر علیهم افضل صلوات
الله – روز به روز بر اثر حضور در این مجالس بیشتر بشود.
دومین نکته این است که باید در این مجالس نسبت
به اصل عاشورا یک معرفت روشنتر و واضح تری برای مردم بوجود آید . اینجور نباشد که
ما بیاییم در مجلس حسین ابن علی یک سخنرانی بکنیم یا یک منبر برویم بطوریکه اگر یک
آدم اهل فکر و تأمل در داخل این مجلس بوده با خود فکر کند که ما برای چه اینجا
آمده ایم و قضیه چه بوده است ؟ چرا باید برای امام حسین گریه کرد؟چرا اصلاً امام
حسین آمد کربلا و عاشورا را بوجود آورد ؟ باید طوری باشد که اگر برای کسی چنین
سوالی پیش آمد شما جواب آنرا داده باشید.
پس اگر شما برای روضه ای که می خوانید یا سخنرانی که می
کنید و مطالبی که بیان می کنید نکته و حتی اشاره ای به این معنا نباشد ، یک رکن از
آن سه رکنی که عرض شد کم و ناقص است و ممکن است آن فایده لازم را به این مجلس ندهد
و حتی خدای ناکرده در بعضی از فروض ضرر هم داشته باشد .
سومین چیزی که در
این مجالس لازم است این است که معرفت دینی و ایمان دینی مردم را افزایش دهد. شما
باید یک چیزی از دین را در این مجلس بگویید که موجب ایمان و معرفت بیشتر شود . یک
موعظه درست، یک حدیث صحیح ، یک بخش از تاریخ آموزنده درست ، تفسیر آیه ای از قرآن
و بیان مطلبی از یک دانشمند بزرگ اسلامی چیزهایی است که می تواند بیان شود .
اینجور نباشد که ما برویم بالای منبر یک مقدار لفاظی کنیم و حرف بزنیم و یا احیاناً
مطلبی هم اگر ذکر می کنیم مطلب سستی باشد که نه تنها ایمان را زیاد نمی کند ، بلکه
ایمانها را ضعیف می کند.
من به شما باید عرض کنم که متأسفانه گاهی دیده می شود چنین
مواردی وجود دارد. گاهی دیده می شود که گوینده ی یک مجلس ، مطلبی را نقل می کند که
هم از لحاظ استدلال و مدرک عقلی یا نقلی سست است و هم از لحاظ تأثیر در ذهن یک
مستمع مستبصر و اهل منطق و استدلال ، ویرانگر است حال اگر مطلبی سند درست هم داشته
باشد ولی اگر موجب گمراهی و انحراف باشد نباید گفته شود چه رسد به مطالبی که سند
درستی هم ندارد و چیزی که شما می گویید باید شبهات را برطرف کند و نباید شبهه را
زیاد کند .
پس خطابه باید سه محور داشته باشد : اول اینکه عاطفه را نسبت
به حسین بن علی و خاندان پیغمبر بیشتر کند و علقه و رابطه و پیوند عاطفی را مستحکمتر
کند . دوم اینکه نسبت به عاشورا یک دید روشن و واضحی به مستمع بدهد ؛ سوم اینکه
نسبت به معارف دین هم ایجاد معرفت و هم ایجاد ایمان بکند.
برگرفته از کتاب بیانات و استفتائات آیات عظام پیرامون
عزاداری عتاشورا
چهارشنبه 20/10/1391 - 23:54
اهل بیت
رجعت و انتقام از قاتلین امام حسین
در تعریف رجعت در اصطلاح شیعه می توان گفت :
رجعت یعنی بازگشت امامان معصوم و به همراه ایشان گروهی از انبیا و اولیای الهی و
مؤمنان به عالم دنیا ، برای آنکه حکومت الهی در زمین برقرار شود و هدایت و رهبری
انسانها به دست ائمه ی اطهار انجام شود و بازگشت سرکردگان ظلم و گمراهی و یاران
آنان برای آنکه از آنان انتقام گرفته شود و مجازات و عذاب دنیایی بر آنان اعمال
گردد.
در اکثر روایات رجعت ، دو موضوع اساسی مورد
توجه قرار گرفته است:
1- دوران رجعت که همزمان با قیام
پیروزمند آخرین ذخیره الهی ، حضرت مهدی آغاز می شود ، دوران حکومت امامان معصوم بر
انسانها و به ثمر رسیدن نبوت انبیا و وصایت اوصیای الهی و به بار نشستن و نمودار شدن
حکمت الهی در خلقت انسانهاست .زمانی است که انسانها به هدفی که برای آن خلق شده
اند ، دست می یابند و بهشت زمینی .و حیات حقیقی بشر در سایه ی سعادت دنیا و آخرت
جلوه گر می شود.
هر یک از ائمه
معصوئمین به عالم ودنیا رجعت کرده و هزاران سال حکومت می کنند و چه بسا بعضی از
ائمه بارها و بارها رجعت خواهند داشت. صفحه ی سیاه تاریخ بشر بسته خواهد شد و نسل
بشر وارد دوره ی نورانی و آرمانی خواهد شد و تمام آن دوران تاریک و جهل و ظلم و
گمراهی و فساد وتباهی بشری ، تنها به منزله ی مقدمه ای کوتاه نسبت به دوران
شکوفایی استعدادهای بشری و اوج تکامل انسانها تحت رهبری برگزیدگان الهی خواهد بود.
2-
دوران
رجعت دوران گرفتن انتقام از سرکداران ظلم وگمراهی بشر است و به همراه آنان مجازات
کسانی که د افروختن آتش ظلم و تباهی مددکار آن ظالمان بودند . زمان بازگرداندن آن
ظالمان به دنیاست وجهت خونخواهی و احقاق حق مظلومین و صد البته مجازات دنایی چیزی
از عذاب برزخ و قیامت ظالمین کم نخواهد کرد و آن عذاب به حق وجای خود باقی خواهد
بود.
3- چنانچه از روایات به دست می آید ،
اضافه بر این که در زمان رجعت سرکردگان ظلم در طول تاریخ بشر زنده شده و به سزای
اعمال خود خواهند رسید، در زمان رجعت هر یک از ائمه معصومین این برگزیدگان الهی که
اویای دم اجداد مطهر خود هستند ظالیمن به اهلبیت و غاصیبن حق آنان را و یاران و
پیروان آنان را زنده کرده و به عذاب خواهند رسانید و هر یک از مؤمنان در مجازات و
انتقام ظالیمن سهیم خواهند بود. علی الخصوص روایات تأکید بیشتری بر عذاب بانیان
ظلم در واقعه ی کربلا و ظالمین به امام حسین و اهل بیت او دارد .برای این که
آنحضرت اولین امام است که به عالم دنیا رجعت می فرماید و رجعت او همزمان با ظهور
حضرت مهدی خواهد بود.در حدیثی از امام صادق(ع) است که فرمودند: اولین کسی که زمین
بر او شکافته می شود و به دنیا برمی گردد حسین بن علی است و رجعت عمومی و همگان نیست
، بلکه برای گروه خاصی است و رجعت نمی کند به دنیا مگر کسی که ایمان محض .و خالص
داشته باشد و ایمان خود را خالص کرده باشد یا بطور کامل در شرک فرو رفته باشد و در
دل خود چیزی غیر از شرک نپروریده باشد . (بحارالانوار، ج 53،ص39).
برگرفته از کتاب جلوه های عزاداری در تعالیم
اهلبیت نوشته سید علیرضا شاهرودی
چهارشنبه 20/10/1391 - 23:53
اهل بیت
تهیه غذا و اطعام در عزاداری
آب دادن و اطعام کردن بطور عام از امور مستحب و
مستحسن در شریعت مقدس است ،اما در خصوص آب دادن و اطعام برای مجالس اهلبیت و در
ایام عزاداری مناسبتها ارزش و عظمتی ویژه دارد. این جلوه از جلوه های عزادرای آن
قدر مورد تأکید است که می بینیم امام سجاد با آن علو شأن و مقام عصمت و امامت برای
آنکه بانوان اهل بیت بیشتر به اقامه ی عزا بپردازند و خیال آنان از این جهت راحت
باشد با دست مبارک خود به پخت و تهیه غذا می کردند و برای بانوان عزادار می بردند
و از طرفی می بینیم که در تعالیم دینی ، آب رساندن به کسانی که گرد لواء اهل بیت می گردند به منزله ی
همراهی با شهدا کربلا محسوب می شود.
علامه دربندی در کتاب اسراالشهادت می فرماید:
بدان که در گفته ی جمعی از صالحان و افرادی که در نقل موثق هستند چنین آمده :
جماعتی از زنان اهل بحرین و قطیف در بعضی از مجالس عزا امور عجیبی مشاهده کرده اند
من جمله این که:
در خانه هایی که برای عزای امام حسین قرار داده
شده و جایی که متعلق به مجالس ذکر مصائب است ، گروهی از زنان که مشغول تدارک
مقدمات مجلس روضه بودند ، جمعی از بانوان پاک و نورانی و ملکوتی را مشاهده کردند
که با حالت مصیبت زده و عزادار و ندبه کنان و صرخه زنان،در حالی کگه لباسهای سیاه
برتن داشته و موها را پریشان کرده و بر صورت و سینه خود لطمه می زنند ، در آن منزل
حاضر شدند.جمع زیادی از زنانی که در آنجا حاضر بودند از دهشت و عظمت این منظره
بیهوش شدند و جمع کمی به هوش باقی ماندند و مشاهده کردند که آن بانوان ملکوتی شروع
کردند به تهیه مقدمات و مایحتاج مجلس روضه و بعضی به روشن کردن آتش اجاق و بعضی
دیگر به پختن غذا برای مجلس که بنا بود در آنجا مجلس روضه زنانه و مردانه برگزار
شود و برخی دیگر به مرتب کردن امور دیگر پرداختند در اینجا تعدادی از رنان که هنوز
بهوش بودند از آن بانوان سوال کردند که : شما چه کسانی هستید و برای چه امری به
اینجا آمده اید ؟ یکی از بانوان جواب داد: من کلثوم دختر امیرالمؤمنین هستم ..و
این بانو زینب دختر امیرالمؤمنین است و آن بانوی دیگر خدیجه جدّه ی ماست . و آن
بانویی که نور آن از زمین تا آسمان متلألأ است و نور او بر نور ماه و خورشید و ستارگان
غلبه دارد ، او مادر مظلومه ی سیدالشّهدا حضرت فاطمه ی زهرا است. ما در اینجا حاضر
شدیم تا از آنجایی که وقت شما برای مرتب کردن مقدمات مجلس عزای مظلوم شهیدی که لب تشنه او را سر بریدند ، تنگ شده
است به شما کمک کنیم تا تا مردهای شما از میهمانان حاضر در مجلس عزای سیدالشّهدا خجالت
زده نشوند و شما نیز نزد مردانتان و زنانی که در مجالس شما حضور پیدا کرده و گریه
و عزاداری می کنند خجالت زده نباشید .
پس خوشا بحال و سعادت کسانی که در مجالس
عزادرای و ایام مناسبات اهل بیت مسئولیت تهیه و طبخ غذا را به عزاداران بر عهده می
گیرند و با تحمل زحمت این کار چه بسا خود ظاهراً از شرکت در مجلس محروم می شوند
ولی در نهایت موفق به درک فیض عظیم اقامه ی عزا و برپا نمودن محافل اهل بیت می
شوند.
برگرفته از کتاب جلوه های عزاداری در تعالیم
اهلبیت نوشته سید علیرضا شاهرودی
چهارشنبه 20/10/1391 - 23:51
اهل بیت
سخنی پیرامون تباکی
یکی از جلوه های عزادرای بر مصائب اهل بیت ،
تباکی می باشد که در روایات زیادی به آن تصریح شده است.
معنی تباکی: از دیدگاه لغت و عرف دو معنی را می
توان برای تباکی در نظر گرفت : معنای اول تباکی کردن به معنای تظاهر به گریه ،
نشان دادن ظاهری گریه و تشبه پیدا کردن به شخص گریان می باشد و به عبارت ساده تر
تباکی به معنی خود را به گریه زدن است.
معنای دوم تباکی کردن به معنای این است که
انسان خود را وادار کند به گریه کردن و سعی کند که حالت گریه ی واقعی و جاری شدن اشک را در خود به وجود آورد و نفس خود را متکلف به گریه
کردن نماید و به عبارت ساده تر خود را بگریاند بنابراین خود این سعی و تلاش تباکی
نامیده می شود گرچه به بکا و گریه منجر نشود.
فواید تباکی و حکمتهای جعل استحباب برای آن:
هر عملی که مورد دستور وخواست معصومین واقع می
شود ، دارای حکمتها و فوایدی است . غالبا تشریع احکام بر ما پوشیده است و خود
معصومین بهتر می دانند که چه حکمتهایی در آن عمل موجود است ، ولی احیاناً بعضی از
حکمتهای احکام را بیان فرمودند.
از نظر تأثیر تباکی بر خود شخص متباکی
شخص مؤمن گاهی در خود آمادگی کامل برای بکا و
گریه در عزای اهل بیت را می بیند و گاهی ممکن است خود را برای گریه و عزاداری
شایسته درخور مصائب اهل بیت آماده نبیند و خود را لایق شنیدن و تذکر آن مصائب
نداند . در اینجاست که متذکر می شود به خود که ایمه فرموده اند تباکی هم یکی از
جلوه ها و راههای عزاداری و همدردی با اهل بیت است و نوعی شرکت در عزای آنان محسوب
می شود و آن بزرگواران وعده ی بهشت را به
شخص متباکی داده اند توجه به این نکته اثراتی را نسبت به شخص در پی دادردالف- از
رفتن به مجالس اهل بیت محروم نمی شود و از این فیض عظمی عقب نمی ماند و از خیرات
دنیوی و اخروی آن بهره مند می شود. ب- در هنگام دکر مصیبت اگر حالت گریه به او دست
نداد خود را ملامت نمی کند و این امر باعث ایجاد عقده و دل سردی و فشار روحی به او
نمی شود.
آثار تباکی از لحاظ حفظ قداست ذکر مصیبت و مجلس
روضه
عظمت مصیبتی که به اهل بیت علی الخصوص سالار
شهیدان وارد شد ، وصف ناشدنی است . بنابراین در هنگام ذکر مصیبت متأثر نشدن و عکس
العمل نشان ندادن مناسب ، خود نوعی هتک حرمت و شکسته سدن حریم مقدس روضه خوانی است
. در اینجاست که از سوی شارع مقدس امر به تباکی و خود را به گریه زدن و.خود را
گریاندن وارد می شود و کمترین وظیفه و کمترین حد از تأثر لازم در برابر ذکر مصیبت
را برای شخص متعهدی که خود را پیرو اهل بیت می داند، تعیین می کند و راهکار تباکی
را به عنوان کمترین درجه و پایین ترین حد میسور از شرکت در عزاداری سرور و سالار
شهیدان پیش روئ می گذارد.
برای هر فرد شیعه اقامه ی مجالس عزاداری امام
حسین نه از جهت اجر و ثواب آن بلکه از جهت یاری رساندن و خوشحال نمودن خاندان
رسالت و کم کردن از بار غم ایشان اهمیت دارد و اگر شیعه تلاش می کند که مجالس
عزاداری هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی با عظمت بیشتری برگزار شود ، از همین
جهت است و شیعیان این کار را عاشقانه انجام می دهند نه کاسب کارانه.
نکاتی برای جلوگیری از آسیبهای احتمالی تباکی
1-تباکی نباید به گونه ای باشد که با ابراز
احساسات بی موقع یا زودتر از موعد و شدیدتر از حد لازم باعث شود توجه عزادار از
باطن و محتوای عزا به ظاهر و جلوه های بیرونی عزا منجر شود.
2- تباکی نباید به گونه ای باشد که باعث ایجاد
تشویش و اضطراب در سایر عزاداران شود.
3- تباکی نباید در حدی ساختگی و غلوگونه باشدکه
باعث تعجب و تمسخر بیننده صحنه عزاداری شود .
4- تباکی باید تدریجی بوده و با
محتوای مصیبت تناسب داشته باشد و به گونه ای نباشد که باعث انحراف حواس مداح و از
دست دادن تمرکز او شود.
برگرفته از کتاب جلوه های عزاداری در تعالیم
اهلبیت نوشته سید علیرضا شاهرودی
چهارشنبه 20/10/1391 - 23:50
اهل بیت
پیامبر اکرم برای امام حسین مجلس عزا برپا می
کردند.
پیغمبر اکرم بر روی منبر مسجد مدینه روضه می
خواندند: عبدالله ابن یحیی گوید ما به همراه امیرالمؤمنین به صفین رفتیم ، هنگامی
که آن حضرت به محاذات سرزمین نینوا رسیدند ، ندا کرد: یا عبدالله اندکی صبر کن ؛
پس از آن فرمود : روزی بر رسول الله وارد شدم و دیدم که چشمهای حضرت اشکبار است ،
گفتم پدر و مادرم فدای شما یا رسول الله !
چشمانتان را چه شده است که لبریز از اشک است ؟ آیا شخصی شما را به غضب آورده است؟
فرمودند: نه ، ولی جبرئیل نزد من بود و به من خبر داد که حسین در کنار نهر فرات
کشته می شود و گفت : آیا می خواهی که از تربت او برای تو بیاورم تا آنرا استشمام
کنی ؟ گفتم : بله ، جبرئیل دست خود را دراز کرد و مشتی از خاک و تربت آنجا را برداشت
و به من داد و در اثر آن چشمانم بی اختیار از اشک لبریز و اشکهایم جاری شد و نام
آن سرزمین کربلاست.
پس از آن ، هنگامی که دو سال از این امر گذشت ،
رسول الله برای مسافرتی از شهر خارج شدند ، در بین راه در جایی از مسیر ایستاند و
کلمه استرجاع را بر زبان راندند و چشمان آنحضرت اشکبار شد ، در باره این حالت از
آن حضرت سوال شد ، ایشان فرمودند : این جبرئیل است که اکنون به من خبر می دهد از
سرزمینی در کنار نهر فرات که به آن کربلا گفته می شود که در آن سرزمین فرزندم حسین
کشته می شود، گویا اکنون نگاه می کنم به او و به محل کشته شدن و مدفنش در این
سرزمین و گویا نگاه می کنم به اسیران که بر پشت مرکب ها نشسته اند ، در حالی که سر
فرزندم حسین برای یزید لعنت الله علیه فرستاده می شود . به خدا قسم کسی نیست نگاه
کند و خوشحال شود ، مگر آن که خداوند بین قلب و زبانش اختلاف اندازد و او را بعذاب
دردناک معذب گرداند.
پس از این قضیه پیامبر از سفر خود برگشتند در حالی
که غمزده و اندوهناک و دلگیر و محزون بودند، آنگاه بر منبر بالا رفتند و همراه خود
حسن و حسین را بالا بردند و خطبه خواندند و موعظه کردند. وقتی که خطبه خود را تمام
کردند، دست راست خود را بر سر حسن و دست چپ خود را بر حسین نهادند و فرمودند:
خداوندا! به راستی که محمد بنده ی تو و رسول و
فرستاده ی توست و این دو نفر پاکترین عترت من و بهترین اصل و حسب من هستند و
برترین ذریه ی من و با فضیلت ترین کسانی هستند که من آنان را در امتم به خلافت و
جانشینی خود نصب می کنم و جبرئیل به من خبر داده است که این فرزندم به وسیله ی سمّ
کشته می شود و آن دیگری شهید می شود و در خون خود رنگین می گردد. خداوندا ! مبارک
گردان برای او کشته شدنش و او را از سادات شهدا قرار بده . خداوندا! قرار نده برای
قاتل او و کسی که او را یاری نکرد و به حرارت آتشت او را بسوزان و در پایین ترین
طبقات دورخ او را محشور گردان.
در این زمان صدای ضجّه ی مردم به گریه بلند شد
و با بلندترین صدای گریه کردند، آنگاه پیامبر به آنها فرمودند : ای مردم ! آیا بر
او گریه میکنید، ولی او را یاری نمی کنید؟ خداوندا! تو خود برای او ولی و مددکار
باش .
سپس فرمودند : یا قوم ، من در بین شما دو چیز
گرانبها را به جانشینی می گذارم: کتاب خدا و خاندانم که اصل و حسب من و ممزوج با
سرشت من و ثمره ی قلب من و جان من می باشند. این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا
زمانی که نزد من در حوض کوثر به سوی من برگردند.
هان بدانید که من از شما در این امر چیزی را
نمی خواهم مگر آنچه خداوند به من امر فرمود که از شما درباره ی آن بازخواست کنم .
بازخواست می کنم از شما درباره ی مودت به خویشان خودم . برحذر باشید از این که
فردا در کنار حوض کوثر به ملاقات من بیایید در حالی که عترت مرا اذیت کرده باشید و
اهل بیتم را کشته باشید و به ایشان ظلم
کرده باشید. (بحارالانوار، ج 44،ص274)
برگرفته از کتاب جلوه های عزاداری در تعالیم اهلبیت نوشته
سید علیرضا شاهرودی چهارشنبه 20/10/1391 - 23:48
اهل بیت
آیا پیامبر می توانست به این حکم الهی عمل کند؟
نه ، چون این حکم الهی وقتی قابل عمل است که در جامعه منحرف شده باشد . اگر جامعه
، منحرف شد، باید کاری کرد. خدا حکمی در اینجا دارد. خدا انسااقامه عزا و برپاداشتن مراسم عزاداری:
1- در حدیثی روایت شده است که هنگامی
که رسول خدا به دختر خود حضرت فاطمه از کشته شدن فرزندش حسین و مصائبی که بر او وارد
می شود، خبر دادند فاطمه گریه شدیدی کرد و پرسید ! ای پدر جان این امر در چه زمانی
واقع خواهد شد ؟ رسول الله فرمودند در زمانی که من و تو و امیرالمؤمنین از دنیا
رفته باشیم . در اینجا گریه ی حضرت فاطمه شدت بیشتری گرفت و سوال کرد : ای پدر جان
! چه کسی بر او گریه خواهد کرد ؟ و چه کسی به اقامه عزا برای او پایبند و ملزم
خواهد شد؟
رسول خدا فرمودد: ای فاطمه ! بدرستی که زنان
امت من بر زنان اهل بیتم و مردان ایشان بر مردان اهل بیتم گریه می کنند و عزای
حسین را هر ساله و نسلی پس از نسل دیگر ، تجدید خواهند کرد و آنگاه که قیامت فرا
رسد ، تو برای زنان آنها شفاعت می کنی و من برای مردان آنان و هر کس از آنان که
برای مصائب حسین گریه کرده باشد ما دست او را می گیریم و وارد بهشت می کنیم.
یا فاطمه ! هر چشمی روز قیامت گریان است مگر چشمی
که بر مصائب حسین گریه کرده سات که خندان و مورد بشارت به نعمتهای بهشت خواهد
بود.(بحارالانوار، ج 44، ص292)
2- در حدیثی از امام صادق روایت شده
است که به فضیل فرمودند : آیا شما گرد هم می آیید و با هم سخن می گویید؟ فضیل جواب
داد : بله فدایت گردم. حضرت فرمودند : بدرستیکه من این مجالس را دوست دارم ؛ پس ای
فضیل امر ما را زنده بدارید ، خداوند رحمت
کند کسی را که امر ما را زنده نگه می دارد.
ای فضیل ! هر کس ما
را به یاد بیاورد یا آنکه نامی از ما نزد او برده شود و در اثر آن به اندازه بال
مگسی اشک از چشمش خارج شود ، خداوند گناهان او را می آمرزد ، گرچه گناهانش بیش از کف
دریا باشد. (بحارالانوار، ج 44،ص282).
3- از زید حشام نقل شده است که می
گوید ما جماعتی بودیم از اهل کوفه در محضر امام صادق (ع) که جعفر ابن عفان بر آن
حضرت وارد شد . حضرت او را به نزد خود فراخواند و در نزدیک خود جای داد سپس به او
فرمود ای جعفر! عرض کرد : لبیک ، خداوند مرا فدای شما گرداند ، حضرت فرمودند : به
من خبر رسیده که تو در باره ی امام حسین شعر
می گویی و این کار را به خوبی انجام می دهی ، عرض کرد : بله ، خداوند مرا
فدای شما گرداند . فرمودند :شعر بگو: جعفر شروع کرد به خواندن اشعار برای امام
صادق و ایشان با کسانی که گرداگرد ایشان بودند گریه کردند ، تا جایی که اشکهای
حضرت بر صورت و محاسن شریفشان جاری شد ، سپس فرمودند : ای جعفر! به خدا قسم ملائک
مقرب الهی در اینجا شاهد و حاضر شدند و سخنن تو را درباره ی امام حسین شنیدند و
آنچنان که ما گریه کردیم ، بلکه بیش از گریه ی ما ، گریه کردند ، و به تحقیق خداوند
متعال در همین ساعت و زمان که این اشعار را خواندی بهشت را به تمامی بر تو واجب
کرد و گناهان تو را بخشید.
سپس فرمودند: ای
جعفر می خواهی زیاده از این به تو بگویم ؟ عرض کرد: بلی ای آقای من ، حضرت
فرمودند: کسی نیست که شعری را درباره ی حسین بگوید و با آن گریه کند و بگریاند مگر
آنکه خداوند بهشت را برای او واجب گرداند و گناهان او را بیامرزد.(بحارالانوار، ج 44،ص292)
برگرفته از کتاب جلوه های عزاداری در تعالیم اهلبیت نوشته
سید علیرضا شاهرودی چهارشنبه 20/10/1391 - 23:47
اهل بیت
بیان فضائل شهدای کربلا و برتری حضرت ابوالفضل
شهید در حقیقت و در میدان جنگ به جان عزیز
خود با خدا معامله کرده و خدا هم طرف معامله
اوست و بهشت بهای اوست و آنها هم درجاتشان به تفاوت و مختلف است. بالاترین شهدا از
اول عالم تا به آخر شهدا کربلا هستند که سیادت و بزرگواری در مقامات شهدا برای
آنهاست به حکم فرمایش پیغمبر که فرمود: سادات شهدا عالم هستند و ابی عبداله سید
آنهاست و این دعوی و ادعا که مرتبه مزیت و برتری مقام آنها باشد ، بر تمام شهدا از
مجاهدین اصحاب پیغمبرها از نوح و ابراهیم و طالوت و اصحاب موسی و عیسی و بر شهدا
بدر و حنین و احزاب و بر تمامی آنهایی که در رکاب پیغمبر و امیر المؤمنین بودند و
بر اصحاب هر یک از ائمه تا اصحاب حضرت قائم و امام عصر که در رکاب اوکشته می شوند
سابقند و برتری دارند .
در مورد شهدا بدر خوفشان از کشته شدن بود و ترس داشتند و با اینکه خداوند وعده نصرت داده
بود باز استغاثه می کردند و خداوند به آنها وعده داد که هزار ملائکه مردفین برای
یاری شما می فرستم اما اصحاب سیدالشهدا برای شهادت آمده بودند و در شهادت بر
یکدیگر سبقت می گرفتند و ملائکه برای یاری آنها آمدند و واهمه داشتند امدادشان
کنند و کشته نشوند. بنابراین وقتی شهدا ی کربلا افضل باشند از شهدا بدر که افضل
شهدا هستند پس از سایر شهدا به طریق اولی افضل خواهند بود و یکی از سرّ دیگری که
برای افضلیت آنها از تمام صحابه انبیا و اولیا آن است که سایر شهدا و صحابه در
مقامات جهاد و شهادت از پیغمبر و امام زمان خود امر به جهاد داشتند و رفتند و کشته
شدند اما اصحاب سید الشهدا امام به آنها فرمود من بیعت از شما برداشتم. و بدانید
هر کس در این زمین با من باشد کشته خواهد شد. اما آنها خود به حسن دیانت و غیرت و
جوانمردی و محبت و الفت و علو همت ایستادگی کردند و فداکاری نمودند و ابا کردند از
رفتن و گفتند : خدا ما را بعد از تو باقی نگذارد و نمی خواهیم زندگانی بعد از مولای
خود را و اول کسی که به این کلام ناطق شد یگانه تربیت شده اسلام و دامان ولایت
حضرت ابوالفضل بود و بعد سایر اصحاب باوفا به او اقتدا کردند.کلام سیدالشهدا درباب
اصحابش که فرمود: ندیدم اصحابی را باوفاتر و بهتر و نیکوتر از اصحاب خودم و شکی
نیست.
چنانچه در زیارت ناحیه مقدسه در زیارت شهدا هر
یک را به اسم نام می برد و سلام می کند و می فرماید:خداوند ما را با شما در میان
شهیدان محشور گردانیده و دوستی و رفاقت و همنشینی با شما را در بالاترین درجات
بهشت روزی ما بگرداند و در آخر زیارت خطاب
به همه می کند: درود بر شما به واسطه ی آن صبری که داشتید ، چه جایگاه نیکویی
یافتید ، خداوند شما را به محل نیکان برد ، شهادت می دهم که خداوند پرده ها را برای شما
کنار زد و آسایش را برای شما فراهم نمود و با نظر بلندی بر شما لطف و کرم نمود و
شما نیز در راه حق سستی نکردید و بر ما تقدم یافتید ما نیز در قیامت به شما ملحق
خواهیم شد دورد بر شما و برکت الهی شامل حالتان باد.
برگرفته از کتاب خصائص العباسیه (زندگینامه و
ویژگی های قمربنی هاشم (ع) ) نوشته آیت الله محمدابراهیم کلباسی نجفی (ره)
چهارشنبه 20/10/1391 - 23:44