• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 5004روز قبل
عقاید و احکام
شکار و شکارچیسلامم به گرمای دستت ای دوست    دلم لحظه ای با دلت روبروستاگر عاشقی بگو تا سلامت کنم      تمام دلم را به نامت کنم

مقدمه

-سؤال : آیا انسان آزاد است ؟! بلی . نشانه هم دارد ؟ بلی ، اختیار نشانه آزادی اوست .-حال به سؤال بعد می پردازیم : انسان چرا باید آزاد باشد ؟! برای پاسخ به این سؤال سه دلیل ذکر می کنیم : 1-ضرروت بروز استعدادها : با توجه به اینکه در انسان استعدادهایی وجود دارد بالقوه ، به همین منظور میل به بالفعل کردن آنها در او نیز وجود دارد و تنها در صورتی می تواند استعدادها را بروز دهد که آزاد باشد . به راستی آیا بی حجابی ، بروز استعدادهاست ؟!2-کمال در صحنه تنازع : انسان زمانی به کمال می رسد که آزاد باشد و به طور کلی می توان گفت که تنها ، انسان آزاد است که می تواند به کمال خود برسد . فرضا‍ شما یک سارق حرفه ای را در نظر بگیرید که مدت 10 سال است زندانی است و در این مدت ده سال هیچ گناهی از او سر نزده . آیا او در این مدت به کمال مطلوبش که مثلاً دزدی از بانک می باشد رسیده ؟! پس این دزد زمانی به کمال خود می رسد که آزاد باشد . به راستی دختران و پسران با پوشش نامناسب اجتماعی به کمال می رسند ؟!3-عدم امکان تحمیل همه گذاره ها : انسان حق انتخاب دارد . مثلاً شخصی از رنگ زرد لذت می برد و لباس خود را از این رنگ انتخاب می کند . آیا کسی می تواند او را تحمیل به انتخاب رنگ دیگری کند ؟ اما آزادی دو نوع است : اجتماعی و معنوی آزادی اجتماعی یعنی چه ؟! یعنی بشر در اجتماع از ناحیه سایر افراد آزادی داشته باشد . در واقع دیگران مانعی در راه رشد و تکامل او نباشند .اما آزادی معنوی چیست ؟ انسان یک موجود مرکب و دارای قوا و غرایز گوناگونی است . در انسان هزاران قوه نیرومند مثل شهوت ، غضب ، حرص ، طمع و ... وجود دارد . در مقابل این غرایز نیز غرایز دیگری همچون عقل ، فطرت ، وجدان اخلاقی و ... وجود دارد . در واقع انسان از نظر معنا ، ممکن است آزاد باشد و ممکن است برده و بنده باشد ؛ یعنی ممکن است بنده حرص خودش باشد ، اسیر شهوت ،‌خشم و منفعت طلبی باشد و ممکن است از همه اینها آزاد باشد . گفت :فاش می گویم و از گفته خود دلشادم       بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
اما سؤال اصلی این است که آیا ممکن است بشر آزادی اجتماعی داشته باشد اما آزادی معنوی نداشته باشد ؟! یعنی بشر اسیر شهوت و خشم و حرص خودش باشد اما در عین حال آزادی دیگران را محترم بشمارد ؟!
پوششدر قسمت مقدمه به سؤالاتی پرداختیم که از همه مهمتر این بود که آیا انسانی که آزادی معنوی ندارد می تواند آزادی اجتماعی داشته باشد . موضوع بحث ما در رابطه با پوشش است ، اما در ابتدا آماری را خدمت شما ارائه می دهم و سپس به توضیحات تکمیلی می پردازم . به آمار زیر خوب دقت کنید :-ایرانیان سالانه حدود یک میلیارد و پانصد میلیون دلار برای لوازم آرایشی هزینه می کنند که از این میزان حدود 80 درصد به واردات اختصاص دارد و این آمار ایران را جزء رتبه های اول وارد کننده محصولات آرایشی قرار داده است- بر اساس اعلام فرمانده ناجا ، 900 پرونده تجاوز به عنف در سال 90 گزارش شده است .-در هر ثانیه 22 رژ لب به فروش می رسد که نکته بسیار مهم این است که بخش عمده این فروش در عربستان و ایران صورت می گیرد .ابتدا خواستم با این آمار ، ذهن خواننده را به هدف اصلی نزدیک کنم . اما موضوع بحث:یکی از مطالبی که در رابطه با پوشش (حجاب) گاهی عنوان می شود این است که حجاب تأثیری در کاهش جرائم جنسی یا حفاظت زن ندارد و عده ای معتقدند خود حجاب ، عامل محرک است ! این عده از افراد مدعی هستند که راه درمان جرائم جنسی ، پوشش خانمها نیست و راه حلی نیز برای آن ارائه می کنند و می گویند که جامعه و مردان باید بیاموزند که خود را کنترل کنند ! مثال هم می زنند و می گویند که در غرب با این همه بی حجابی مردان خود را کنترل می کنند و آب هم از آب تکان نمی خورد ! ابتدا در پاسخ به این دوستان باید آماری را از جرائم جنسی در غرب ارائه کنم و آن این است که برخلاف ظاهر ، آمار جرائم جنسی مانند تجاوز در غرب بسیار بالاتر از کشورهای اسلامی است . یک نمونه اینکه در آمریکا نشان می دهد از هر 4 زن آمریکایی یک نفر در طول عمر حداقل یک بار دچار تجاوز شده است ! به راستی اگر کسی به حجاب انتقاد دارد باید جایگزین مناسب ارائه کند . آمار نشان می دهد سیستم غرب جایگزین نیست !نیوت گنگریچ ، رئیس اسبق مجلس نمایندگان آمریکا می گوید : ایالات متحده باید جهان را رهبری کند .. اما با کشوری که در آن دوازده ساله ها باردار می شوند ، پانزده ساله ها همدیگر را می کشند ، هفده ساله ها به ایدز مبتلا می شوند و هجده ساله ها دیپلم می گیرند بدون اینکه بتوانند بخوانند و بنویسند ، هیچ کس را نمی شود رهبری کرد !نشریه آمریکایی ریدرز رایجست می نویسد : هر ساله 350 هزار دختر نوجوان آمریکایی در سنین بین پانزده تا نوزده سال دوره دبیرستان به سبب ارتباط های نامشروع فرزندان غیر قانونی به دنیا می آورند و این آمار در دهه های اخیر سال به سال در حال افزایش است .با این وجود باز بر این باوریم که در کشورهای غربی زنان آزادند و آزادانه زندگی می کنند .؟!اشکال دیگری که بر موضوع پوشش می گیرند این است که حجاب سبب رکود فعالیتهایی است که خلقت در استعداد زن قرار داده است ! آیا واقعاً اینچنین است ؟ جواب این اشکال این است که حجاب اسلامی موجب هدر رفتن نیروی زن و ضایع ساختن استعدادهای فطری او نیست . حجاب نه تنها نیروی کار زن را فلج نمی کند بلکه موجب تقویت نیروی کار اجتماع نیز می شود . آیا اگر زن ساده و سنگین به دنبال کار خود برود برای اجتماع بهتر است یا آنکه برای یک بیرون رفتن چند ساعت پای میز آرایش وقت خود را تلف کند و زمانی هم که بیرون رفت تمام سعیش این باشد که افکار مردم را متوجه خود سازد و جوانان را که باید مظهر اراده و فعالیت و تصمیم اجتماع باشند به موجودات هوسباز و چشم چران و بی اراده تبدیل کند ؟! عجبا ! به بهانه اینکه حجاب نیمی از افراد اجتماع را فلج کرده است ، با بی حجابی و بی بندوباری نیروی تمام افراد زن و مرد را فلج کرده اند . در واقع کار زن پرداختن به خود آرایی و صرف وقت در پای میز آرایش یرای بیرون رفتن و شکار شدن و کار مرد چشم چرانی و شکارچی گری شده است !!   واقعاً جای تأسف است که برخی از خانواده ها هیچ برایشان اهمیت ندارد که دخترشان با چه حجابی زندگی می کند . یادم می آید در دوران دانشجویی در همین دانشگاه مسئول محترم امور انضباطی قضیه ای را مطرح کردند که هیچ حرفی باقی نمی گذارد . ایشان گفتند به دختر خانمی چندین بار متذکر شدیم که پوشش خود را اصلاح کند اما نشد که نشد . تا اینکه با خانواده او تماس گرفتیم و موضوع را مطرح کردیم ، اما جوابی شنیدیم که جای بسی تأسف و نگرانی است . خانوداده دختر خانم در پاسخ به این بزرگوار گفته بودند که دختر ما آزاد است و هر کاری که دلش بخواهد می کند !در پاسخ به این خانواده و از این قبیل خانواده ها باید گفت که اگر انسان آزاد باشد دست به هر کاری نمی زند و ضمناً با این عمل آزادی دیگران در خطر است . باید با خودمان بیاندیشیم که واقعاً شما زن جوانی که ظاهراً به حجاب اعتقاد نداری و عملاً این اصل دینی را ترک می نمایی ، آیا با خود اندیشیده ای که این سیر منفی فرهنگی که من از عاملین دامن زدن به آن هستم به کجا خواهد انجامید ؟! ارزش ما به عنوان یک زن باحجاب بیشتر می شود یا بدون حجاب ؟ شما بفرمایید بدون حجاب ! آیا یک زن بی حجاب نوع نگاه هایی که به خود جذب می کند و آن را باعث ارزشی برای خود می داند نمی فهمد ؟ آیا ارزشی که یک زن مسلمان و جوان ایرانی برای خودش تصویر کرده و می خواهد بدان برسد در عبارت " وسیله ای برای لذت بردن " تأمین و ترسیم می شود ؟ آیا این روند عرضه بی رویه زیبایی های بدن زن در بازار جنون و شهوت هوسبازان ، ارزش او را در این بازار کم نخواهد کرد ؟! جای تأسف است که میل و کشش، موضع زن را به مرور از موضع قدرت و موضع ناز به موضع ضعف و نیاز در مقابل مرد تبدیل کرده .یک مثال بارز می خواهم برای این سخنم برای دختران و زنان فهمیده و مسلمان مطرح نمایم : بی حجابی به منزله سرسره ای است که شروع کردن در آن انسان را ناچار می کند که در آن پیش رود و پیموندن گامهای بعدی دیگر برایش قبحی ندارد و تا انتهای این سرسره سقوط پیش می رود .آنچه مشخص است این است که انتهای این روند و این سرسره چیزی جز فرهنگ امروز غرب نمی تواند باشد و در فرهنگ امروز غرب زنهای عریان حتی گاهی در ویترین مغازه ها به عرضه گذاشته می شوند و سوال این است که آیا این همان ارزشی است که برخی از دختران مسلمان به دنبال آن هستند .اما هم اکنون در جامعه ای زندگی می کنیم که در آن پایداری و مقاومت آنچنانی ندارد و این نه زنگ خطر ، بلکه خود خطر است . حال در این گیرودار ، حماقت محض است که این مصیبت بزرگ اجتماعی که گریبانگیر دخترانمان شده را نادیده بگیریم .متأسفانه در جامعه ما ، مسائل اصلی مانند رشد وحشتناک طلاق ،‌همیشه در در گنج عزلت و غربت قرار می گیرند و مورد بی توجهی اند اما وای به حال روزی که یک انتصاب خلاف میل فلان جریان سیاسی صورت گیرد یا فلان مقام مسئول سخنی بگوید که آقایان را خوش نیاید . آنگاه همه تریبون ها از رسانه ملی و سایت ها و روزنامه ها و خبرگزاری ها گرفته تا بولتن ها و ... ، پر می شود از نوشته و گفته های آتشین . اما وقتی خبر می رسد که رشد طلاق در کشور 8برابر جهان است کک کسی هم نمی گزد . یا اینکه خبر می رسد بی حجابی نسبت به سالهای قبل رشد چندانی داشته و در مقابل تجاوز به عنف روز به روز آمارش بیشتر می شود انگار نه انگار ... انگار خبری آمده در حد اینکه فردا ، هوا کمی تا قسمتی ابری است و در برخی مناطق بارش های پراکند خواهیم داشت !یا اگر تیم ملی فوتبال در مثابل لبنان ببازد آنقدر در کشور جار و جنجال می شود و مجلس کمیته ویژه بررسی تشکیل می دهند و ما رسانه ها هم تیترهای رنگارنگ می زنیم که نگو و نپرس ولی افسوس که همه ما مخصوصاً مسئولانمان دچار عارضه ای بدخیم شده ایم به نام " توزیع نامتناسب حساسیت ها " و از همین روست که برای مساله ای که در اولویت صدم جامعه است گلو پاره می کنیم و از کنار موضوعی که جزو اولویت های مهم است با بی اعتنایی رد می شویم و حداکثر نچ نچی می کنیم و سری تکان می دهیم تا سر وجدانمان گیج بخورد و چیزی حالی اش نشود . توصیه ام به عنوان دوست ابتدا به دانشجویان عزیز بخصوص دوست داشتنی ترین دوستانم در جهاد دانشگاهی اشکذر  است و آن هم اینکه ارزش علم خود را با اسیر کردن خود در منجلاب غرایز نفسانی از بین نبرید و آزادانه زندگی کنید و وجداناً کمی تأمل کنید که چرا دختران بی حجاب بیشتر مورد حمله شکارچیان هستند !!! اما مسئولین عزیز نیز کمی دلسوز باشید و آستین ها را بالا بزنید ، جای دوری نمی رود !یا حق مصیب رحمانی  فارغ التحصیل حسابداری  
سه شنبه 9/8/1391 - 22:1
ازدواج و همسرداری
برای  رضای خدا و با كسب اجازه از پدرم محمد    "بله  " اینجا خانه ی كیست كه اینقدر بوی عطر می دهد ؟ فرشتگان از كدام واقعه ی بزرگ به وجد آمده اند ؟ اینجا جشن كدام آفرینش دوباره است كه فرشتگان سجده برده اند ؟خانه ، خانه ی نور است ، خانه ی وحی ، خانه ی محمد ، و آنكه به دامادی این خانه می آید علی است . خورشید می آید به پیوند خورشید و ستاره ها نُقل می پپاشند . راه آسمان را با عطر گل محمدی فرش كرده اند . خدیجه از بهشت،میوه ی زیبای خود را در جامه ی سپید عروسی نظاره می كند . عشق به حرمت این لحظات سكوت كرده و دست های خورشید به دست های خورشید پیوند خورده است .فرشی از پَر ملائك ، از خانه ی نبی تا خانه ی علی ، به یُمن قدم های زهرا پهن می شود . آسمان بر سر زمین گل می پاشد ،‌عشق می رقصد در حلقه ی نور و حُسن با تمام وجود از علی و فاطمه رو می گیرد .پیامبر مركبی از جلال و شور به خانه ی علی روانه می كند . علی چشمهایش را به باران بی انتهای مهر فاطمه می دوزد . مدینه غرق سرور است . ماه ، خوشحال از اینكه نورافشان بزمی است كه انبیاء میهمان آنند و اوصیاء مدیحه گوی او ...فاطمه پا می گذارد به خانه ای كه پُر است از عشق . دست های خورشید با دست های خورشید پیوند می خورد و آسمان جلوه ی دو خورشید را می بیند كه تا ابدیت می درخشد ! و آسمان چه خوشبخت بود آن شب ...خانه ای به اندازه ی آسمان ، میهمان گام های مرد و زنی می شود كه تمام جهان بسته ی گام های صبورشان خواهد شد . و تاریخ تازه از همین لحظه آغاز خواهد شد و ملائك تا ابد در سجده جاودان خود خواهند ماند...هر سال ،‌سالروز ازدواج حضرت علی (ع) با حضرت فاطمه (س) می آید و جشنی به پا می كنیم ، اما ...اما دریغ از ذره ای الگوبرداری از رفتارهای آن دو بزرگوار در زندگیمان ، بخصوص زندگی زناشویی كه متأسفانه باید عرض كرد كه عده ای از افراد جامعه بر این باورند كه مُدل زندگی علی (ع) و فاطمه(س) دیگر دِمُده و قدیمی شده ، حتی عده ای می گویند اسامی آنها نیز كهنه شده ! واقعاً مگر اسم هم نو و كهنه دارد ؟! مثلاً چون اسم فلان شخص،فاطمه است و او از لحاظ مالی ضعیف می باشد ، پس فاطمه اسم فقیرها و ضعیف هاست !!!واقعاً كه عجیب است ...متأسفانه به دید برخی از افراد ، نوع ازدواج آنها نیز قدیمی شده و الان زمانه عوض شده و دیگر با یك سكه و دو سكه و چند سكه و یا یك جلد كلام الله مجید نمی توان ازدواج كرد ! اما نكته ای كه می توان با تأمّل به آن نگاه كرد اینجاست كه هر چه تعداد سكه ها بیشتر ، آمار طلاق نیز بیشتر شده و هر چه مراسمات ازدواج ، تجملاتی تر و پر گناه تر ، بنیان خانواده سُست تر ... البته در این موارد استثنائاتی نیز وجود دارد ولی ما به دنبال استثنائات نیستیم ...كمی به عقب تر بر میگردیم : از قدیمی ها كه سوال می كنیم چرا در گذشته ، زندگی رنگ و بویی دیگر داشت و ازدواج ها آسان تر بود ، آنها بیشتر روی این موضوع تأكید می كنند كه مردم در گذشته كمتر به فكر مادیات و تجمل گرایی و چشم و هم چشمی بودند ! و بیشتر فكر و ذكرشان قبل از ازدواج ، تشكیل خانواده ای پایدار بود و شاید تنها چیزی كه برای آنها كمتر مورد اهمیت قرار می گرفت تعداد سكه هایی بود كه باید سر آنها چانه زنی می كردند !!به راستی مشكل از كجاست و چرا روز به روز بر مشكلات خانواده ها ، بخصوص زوج های جوان افزوده می شود ؟!یكی از دلایل مهمی را كه میتوان به آن اشاره كرد ، فراموشی الگوهای رفتاری و تربیتی ائمه اطهار بخصوص حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) می باشد ...بیاییم لحظه ای درنگ كنیم و ببینیم فاطمه و علی چگونه زیستند :از مهمترین شیوه های تعلیم و تربیت ، روش الگوپذیری است . اسلام هم برای تعلیم و تربیت و تعالی انسانها بر این اصل مهم تأكید دارد ؛ زیرا خشصیت الگو ، به عنوان یك نقطه ی كانونی در محور رشد و هدایت های اخلاقی ،‌تربیتی قرار می گیرد و در شكل گیری رفتار تربیت شونده آثار زیادی بر جای می گذارد . به همین دلیل قرآن كریم الگوهای صحیحی را تعیین نموئه و بر پیروی از ایشان سفارش كرده است . از سویی دیگر از نیازهای طبیعی بشر است و انسان را وا می دارد تا با در نظر داشتن الگوی مورد نظر ، تلاشی هدف دار و آگاهانه برای رسیدن به ویژگی های رفتاری و اخلاقی الگویی در پیش گیرد . قرآن كریم ، رسول گرامی اسلام (ص) را الگوی شایسته و اسوه ی حسنه ی مؤمنان معرفی كرده است . در این الگو گیری فرقی میان زن و مرد نیست اما به دلیل خلق و خوی و مسئولیت های خاص زنانه، لازم است زنان هم از جنس خود الگویی داشته باشند تا از نظر پذیرش الگو و ورشن شدن مصادیق اسوه پذیری ، به راه و رسم و سیره ی اخلاقی و خانوادگی او اقتدا كنند .پیامبر (ص) خود در سخنانش فاطمه را از وجود خود می داند و بارها در جمع مؤمنین می فرمود : فاطمه پاره تن من است .در واقع وجود فاطمه (س) از وجود رسول خدا جدا نیست و سیره ی او جلوه ی دیگری از سیره ی پیامبر است . پس فاطمه(س) ، ادامه راه و سیره ی رسول خدا در همه ی زمینه هاست از جمله بندگی خدا ، تقوا و عبادت ، حجاب و عفاف و ...اما آنچه در زندگی كوتاه حضرت ، اسوه پذیری خاص زنان از ایشان بیشتر نمایان می شود ، سیره و روش حضرت در عرصه ی خانواده و همسرداری و تربیت فرزندان است .امام زمان (عج) وجود مقدس حضرت زهرا (س) را اسوه ی نیكوی خویش دانسته و فرموئه اند : همانا دختر رسول خدا برای من الگویی شایسته است .رویارویی با ازدواج :لینش توحیدی و مرتبه ی ایمان افراد در تمام زندگی آنها نمایان می شود و هر كس به اندازه ی معرفت و بندگی اشدر برابر خدا ، رفتار خود را سامان می دهد . در زندگی فاطمه (س) ، خدا محوری بیش از هر چیز دیگر به چشم می خورد و در تمام جلوه های رفتار و گفتار ایشان حضور دارد .تا آنجا كه در زندگی خانوادگی ، تمام تقاضاها و گفتار و رفتارش را با رضایت خدا می سنجید و همواره رضایت خدا را بر رضایت و راحتی خود مقدم می كرد .این اصل مهم در زندگی حضرت زهرا (س) در زمینه ی ملاك انتخاب همسر ، مهریه و جهیزیه نیز دیده می شود . با آنكه به بالاترین مراحل رشئ و تكامل معنوی رسیده بود ، به دنبال رفاه و تجمل گرایی نبود و ازدواج را در راستای فرمان برداری از پروردگار ضروری می دانست .زمانی كه به همسری علی (ع) در آمد و به خاطر فقر ایشان ،‌مورد سرزنش و طعنه زنان قریش قرار گرفت ، بعد از آن كه جریان را به عرض پیامبر (ص) رساند ، سر به آسمان بلند كرد و فرمود : راضی شدم به آنچه خدا و رسول خدا به آن راضی شدند .در حُسن معاشرت با همسر هم رضایت خدا مقدم بود . روزی كه حضرت علی (ع) از وی پرسید : چرا از رنج و گرسنگی و بی غذا ماندن خانه ، وی را خبردار نكرده، فاطمه (س) در پاسخ فرمود : ای اباالحسن ! من از خدای خودم شرم می كنم كه به تو تكلیفی كنم كه قادر به انجام آن نیستی . و نفرمود من از تو كه همسرم هستی شرم می كنم !!!مطلب دیگر این است كه غالباى زنانی كه از كانون خانواده و همسر و فرزندان خود راضی هستند ، دلبستگی شدیدی به آنها پیدا می كنند ، اما فاطمه (س) در طول زندگی خود با امیرالمؤمنین (ع) و داشتن فرزندانی همچون امام حسن (ع) و امام حسین (ع) ، با وجود تلاش برای گرمی كانون خانواده همواره در برابر پروردگارش خضوع و خشوع داشت و می فرمود : خشنودم كه خداوند ، پروردگار من است و تو ای پدر ، پیامبر من و پسر عمویم علی ، شوهر و امام من است .بینش الهی در نگرش به خانواده از عوامل مهمی است كه سبب عملكرد و موفق بودن زن و مرد در عرصه خانواده می باشد و به طور كلی ، فردی كه خدا را ناظر بر رفتار خود می داند در برخورد با همسر و اعضای خانواده و انجام وظایف خانوادگی ، رضایت خدا را در نظر می گیرد و حق هیچ كس را پایمال نمی كند .بنابراین اولین درس از زندگی فاطمه (س) ، نگرش توحیدی به كانون خانواده است كه آن را به استوارترین نهاد اجتماعی مبدل می كند .یكی دیگر از اصول اولیه در ازدواج ، رضایت طرفین است . در صورت خشنودی یكی از زوجین ، بنیان ازدواج ، مستحكم نخواهد بود . اگر دختری به اجبار خانواده یا شرایط خاص اجتماعی ، اقتصادی ازدواج كند و خود تمایلی به ازدواج با طرف مقابل نداشته باشد طولی نمی كشد كه طوفان اختلافات و نارضایتی ریشه های این خانواده را متزلزل می كند پیامبر اكرم (ص) هنگام خواستگاری امام علی (ع) ، رضایت فاطمه (س) را در نظر می گیرد .در روایتی از امام علی (ع) آمده است ، پس از آنكه پیامبر تقاضای ازدواج مرا با دختر خویش (فاطمه(س)) در میان گذاشت ، آن حضرت سر به زیر افكند و چیزی نگفت و رسول خدا دریافت كه فاطمه اش به این ازدواج موافق است . آنگاه فرمود : سكوت او نشانه ی رضایت اوست .سؤال و نظرخواهی پیامبر اكرم(ص) از فاطمه(س) ، خود دلیلی بر اهمیت رضایت و میل به ازدواج است ، زیرا اگر محبت و علاقه وجود نداشته باشد ، زمینه نارضایتی و ناسازگاری از همان ابتدا فراهم می شود .از دیگر اصول اولیه ازدواج ، همتایی و همانندی در زوجین است كه این امر در ازدواج فاطمه (س)‌از اهمیت ویژه ای برخوردار بود .البته بر طبق تعالیم اسلام این همانندی ، بیشتر در خصوص ایمان و اخلاق است و ملاك های قوی ، طبقاتی و و اقتصادی مورد نظر نیست .فاطمه (س) در مراقبت ایمان و تقوا ، همتایی جز امیر المؤمنین نداشت . به همین دلیل وقتی حضرت فاطمه (س) به سن ازدواج رسید و اكثر بزرگان و شخصیت های برجسته عرب ، به خواستگاری ایشان آمدند ، رسول خدا با جواب منفی همه ی آنها را مأیوس كرد و در برابر اصرار آنها خشمگین شد ، اما در ازدواج علی (ع) و فاطمه (س) فرمودند : اگر این نبود كه خداوند علی (ع) را برای فاطمه آفریده است ، در روی زمین همتایی برای او پیدا نمی شد .بنابراین یكی دیگر از عوامل موفقیت در ازدواج ، همتایی زوجین است ئ این امر باعث رضایت زوجین در فضای مشترك و دوری از اختلافات می شود ، در غیر اینصورت ممكن است هر یك از آنها را لایق همسری خود نبینند .چهارمین اصل از اصول اولیه ازدواج بی توجهی به ظواهر مادی و ارزش های كاذب می باشد .ازدواج امر مقدسی می باشد و توجه بیش از حد به ارزش های ظاهری در مقدمات ازدواج نظیر مهریه ، جهیزیه ، برگزاری مراسم و تشریفات ازدواج و ... زمینه را برای بروز كدورت ها و مشكلات خانوادگی به وجود می آورد .  گاهی به واسطه سنگینی مراسم ازدواج ، ارزش های حقیقی از بین می روند و در آغازین ساعات زندگی مشترك ، مشكلات و اختلافات ف راوانی بوجود می آید .حضرت فاطمه (س) زمانی به ازدواج با امام علی (ع) پاسخ داد كه علی (ع)هیچ سرمایه ای نداشت و تنها دارایی او برای ازدواج یك زره بود كه آن هم صرف تهیه ی وسایل ضروری زندگی مشتركشان شد .بنابراین رسم جهیزیه و اینكه زن موظف باشد هنگام رفتن به خانه شوهر ، تمام وسایل زندگی را با خود ببرد هیچ ریشه اسلامی و شرعی ندارد ، بلكه تنها یك سنت است .مراسم ازدواج حضرت فاطمه (س) همواره دعا و اطعام فقرا و صدقه و تكبیر به جای ساز و آواز و گناه بود . حضرت علی (ع) می فرمایند: رسول خدا وقتی دخترش را به ازدواج من درآورد نزد من آمد و فرمود : به نام خدا برخیز ، سپس دكر مخصوصی به منگفت و مرا در كنار فاطمه نشاند و فرمود : خداوندا اینان محبوب ترین مردم در نزد من می باشند . آنان را دوست بدار و خیر و بركت به فرزندان آنها عطا كن و آنان را از هر آسیبی حفظ كن . من آنها و فرزندانشان را از شر شیطان فریب كار به تو می سپارم .شاید عده ای با خود بگویند با این حرفها اسلام مخالف شادی است ! اما به واقع ، اینچنین نیست و اگر كمی عاقلانه و منطقی فكر كنیم می توانیم به این سؤال به راحتی پاسخ دهیم كه آیا اسلام با شادی مخالف است؟پاسخ این سؤال این است كه اگر اسلام دستوراتی را فرموده و یا ائمه اطهار را الگویی برای ما قرار داده ، هدفش جز پایداری ، استحكام و شادی خانواده ها نیست . ضمناً اسلام با شادی مراسم ازدواج نیز مخالف نیست و نكته ای را گوشزد می كند و آنهم شادی بدون گناه و همرا با شور و شعور انسانی...با توجه به سنت رسول اكرم (ص) و دختر بزرگوارش ، اصل شادی در مراسم ازدواج امری قابل قبول است . اما همیشه به معنای وجود گناه و آوازخوانی با لهو و لعب نیست . اسلام دین اعتدال است ،‌هرگز شادی و خنده را منع نمی كند و همان طور كه ذكر كردیم جشن و شادمانی در مراسمی مانند ازدواج ، از سنت های معصومین به شمار می رود اما اگر این مراسم همراه با گناه باشد به قداست و معنویت خانواده ی نوپا آسیب می رساند و آنها را با ارزش های باطل و دروغین سوق می دهد .فاطمه (س) در شب ازدواج ، در آغازین لحظات زندگی مشترك در پاسخ به امیرالمؤمنین كه پرسیدند : به چه می اندیشی ؟ فرمودند : هم اكنون در مرود حال و سرنوشت خویش می اندیشم . به یاد پایان زندگی این سرا ، غروب لذت های آن و فرود به قبر افتاده ام ، می اندیشم كه امروز از خانه پدر به خانه شما آمده ام و روزی دیگر از خانه شما به سوی آرامگاهم خواهم رفت ، پس از این رو بپا خیز تا در بارگاه خدا به نماز بایستیم و این شب آغاز زندگی مشترك را عبادت كنیم .این تنها قسمتی از نقش تربیتی حضرت زهرا (س) در مسئله ازدواج بود  و امیدواریم بتوانیم فاطمه(س) و علی‌(ع) را الگویی واقعی در زندگی زناشویی قرار دهیم . انشاءالله

 

پنج شنبه 20/7/1391 - 22:27
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته