• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 12
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 4914روز قبل
اهل بیت

گفتگو با مهناز رئوفى: نجات‌یافته فرقه ضاله بهائیت
الآن هم بشدت فعال شدند و در حال فعالیت هستند هم اكنون هر بهایى موظف است كه براى جذب ۳ الى ۵ خانوار از مسلمانان تلاش كند. همین سال گذشته هم دستور رسید كه در انتخابات مجلس هم شركت كنید و رأى بدهید.


مهناز رئوفى متولد ۱۳۴۹ در سنندج است. از سادات طباطبایى است ولى به واسطه این كه پدرش بهایى بود او نیز بهایى ماند. مى گوید اگرچه اجداد او از مسلمانان سرشناس و صاحب احترام و معتمد بودند و هم اكنون آرامگاه هاى آنان مورد تكریم مسلمانان است ولى پدربزرگ هاى او به مسلك بهائیت درآمدند. او، برادرانش، همسر برادران و خواهرانش از اعضاى فعال تشكیلات بهائیان بودند به شكلى كه برادران او هم اكنون نیز از سران بهائیت در ایران محسوب مى شوند.رئوفى اسلام آوردنش را تنها خواست و لطف خدا مى داند و وقتى از این مسئله سخن به میان مى آورد احساسات و شوق كاملاً بر بیانش غالب مى شود اگرچه به این واسطه هزینه سنگینى را نیز پرداخت كرده است. او مى گوید: اگرچه فردى بسیار عاطفى و وابسته به خانواده هستم ولى به واسطه خروج از بهائیت از خانواده طرد شدم و اجازه پیدا نكردم كه بعد از سالها خانواده ام را ملاقات كنم و پدرم هم در این سالها از دنیا رفت و این اتفاق نیز برایم خیلى سنگین بود. با این حال او این مسئله را به جان خرید و حاضر شد براى یافتن حقیقت هزینه آن را نیز پرداخت كند.

اجازه بدهید ابتداى مصاحبه را با یك تاریخچه مختصر از فرقه بهائیت آغاز كنیم.
پیدایش بهائیت از سال ۱۲۶۰ با ادعاى جوانى به نام سیدعلى محمد كه خود را ملقب به «باب» كرد آغاز شده است. سیدعلى محمد باب ابتدا ادعاى مهدویت و سپس ادعاى خدایى نمود. این شخص بعد از ۹ سال كه توانست پیروانى را براى خود دست و پا كند، توسط امیركبیر در تبریز اعدام شد. میرزا حسینعلى نورى از پیروان باب بود كه پس از اعدام وى ادعاى «من یظهر اللهى» كرد و گفت كه باب مبشر من بوده و من مهدى موعود هستم و به این شكل ادعاى مهدویت نمود و خودش را بهاءالله و پیروانش را بهایى نامید. بعد از بهاء، پسرش به نام عباس افندى كه خودش را «عبدالبهاء» یعنى بنده بهاء نامید جانشین وى گردید و پس از او نیز شوقى افندى كه نوه دخترى عبدالبهاء بود اداره امور بهائیان را برعهده گرفت. پس از این سه نفر و تا امروز زعامت بهائیان برعهده «بیت العدل» است. «بیت العدل» مركزیتى متشكل از ۹ نفر است كه توسط شوقى افندى تشكیل شد چرا كه او صاحب فرزندى نشد تا رهبرى بهائیان را برعهده بگیرد. تمام دستورات ادارى و حقوقى و در كل تمام مسائل بهائیان از «بیت العدل» صادر مى شود و همه بهائیان تابع محض این ۹ نفر هستند. بهائیان این ۹ نفر را مصون از هرگونه خطا مى پندارند و جمع آنها را (نه تك تك) برى از هر اشتباهى مى دانند.


یعنى معتقدند این ۹ نفر معصوم هستند؟
مى گویند كه این عده ملهم به الهامات غیبیه هستند و عصمت دارند و هر دستورى كه از سوى آنها صادر شود از طرف خداست و باید بدون چون و چرا انجام داد.

این عده چگونه انتخاب مى شوند؟
توسط خود بهایى ها انتخاب مى شوند.:

بیت العدل در كجا قرار دارد؟
در اسرائیل. خود بهاء هم در اسرائیل فوت كرد و جالب است بدانید كه او مى گفت كه قبله بهائیان من هستم و باید به طرف من نماز بخوانید و طبعاً وقتى هم كه فوت كرد قبرش در اسرائیل بود و الآن قبله همه بهائیان به طرف اسرائیل است.

وقتى بهاء زنده بود چطور به طرف او نماز خوانده مى شد؟
این جزو سؤال هاى پاسخ داده نشده است كه چطور مى شود رو به یك انسان زنده نماز خواند یا این كه خودش چطور نماز مى خوانده است! او ادعاى خدایى داشت ولى در برخى متون از خدا استمداد مى كرد. وقتى از او دلیل این مسئله را مى پرسیدند كه چرا تناقض گویى مى كنى مى گفت كه شما غافل هستید ظاهر من باطن مرا مى خواند و باطنم ظاهرم را!


رابطه این فرقه با رژیم صهیونیستى به چه شكل است؟
طبعاً «بیت العدل» به عنوان مهمترین و مركزیت این فرقه در سرزمین هاى اشغالى است و فعالیت هاى گسترده اى داشته و به لحاظ اقتصادى منافع زیادى دارد.

چطور؟
به خاطر این كه مقبره بهاء آنجاست، بهایى ها دسته دسته به آنجا مى روند و آنجا به حالت یك مكان توریستى درآمده است و طبعاً درآمد مناسبى هم دارد. ضمن این كه خود بهایى ها هر ۱۹ روز یكبار با بهانه هاى مختلف پول جمع مى كنند و به اسرائیل مى فرستند. به غیر از این «بیت العدل» از دادن مالیات به دولت اسرائیل معاف است كه این خود جاى سؤال دارد. ضمن این كه اعضاى «بیت العدل» در سال یك یا دو بار با رئیس جمهور اسرائیل دیدار مى كنند. البته این ملاقات آشكار آنهاست و طبعاً ملاقات هاى غیرآشكار هم زیاد اتفاق مى افتد. باید عرض كنم منافع صهیونیست ها با بهائیان مشترك است و آن از بین بردن اسلام است.


چرا بهاء از همان ابتدا ادعاى اولوهیت نكرد و ابتدا گفت من مهدى موعود هستم و سپس ادعاى خدایى كرد؟
اصلاً قبل از ادعاى بهاء ، باب چنین ادعایى داشت و بهاء پیرو باب بود و در این مورد سكوت كرده بود. پس از اعدام باب عده اى ادعاى «من یظهر اللهى» كردند و گفتند كه باب ظهور آنها را بشارت داده است، بهاء هم گفت كه من در زندان بودم كه یك مرتبه به ذهنم رسید و به من الهام شد و متوجه شدم كه من پیغمبر بودم و خبر نداشتم!

پیش زمینه چنین ادعایى از جانب بهاء چه بوده است؟
دال گوركى سفیر كبیر روسیه در ایران با بهاء ارتباط تنگاتنگ داشته و هر وقت او دچار مشكلى مى شده همیشه روسها و انگلیس ها وارد صحنه مى شدند و او را از مخمصه نجات مى دادند و این مسئله كاملاً آشكار بوده و پنهانى نیست كما این كه در تاریخ آمده زمانى كه به واسطه طرح ترورى كه بهائیان براى ناصرالدین شاه ریخته بودند و به دلیل عدم توفیق عملیات ترور، بهاء به دلیل حمایتى كه سفارت روسیه در تهران از او داشت از اعدام و مجازات جان سالم به در برد.
از طرف دیگر با دقت در تعالیم و اصول این فرقه ما متوجه مى شویم كه این فرقه كاملاً ساخته و پرداخته شده و هدفى خاص را دنبال مى كند. با این پیش زمینه كاملاً مى شود فهمید كه در اینجا كار، كار سیاست بوده است كما این كه اسناد آن نیز به وفور در تاریخ وجود دارد و باید به این نكته نیز توجه كرد كه استعمارگران، بهائیت را براى انحراف در شیعه و وهابیت را براى انحراف در اهل سنت ایجاد كردند.
حتماً شنیده اید كه عبدالبهاء به واسطه خدماتش به انگلیس از این كشور لقب «سر» دریافت كرد.

او در كتابش مى نویسد كه آمدن من به ایران سبب الفت ایران و انگلیس است و نتیجه به درجه اى مى رسد كه بزودى افراد ایران جان خود را براى انگلیس فدا مى كنند. ضمن این كه نخستین كمیسر عالى فلسطین در زمان قیمومیت انگلیس به پاس قدردانى از خدمات بهائیان در دوران جنگ جهانى اول نشان «شهسوار طریقت امپراتورى بریتانیا» را به عباس افندى (عبدالبهاء) اعطا كرد.


رابطه بابیت با بهائیت چگونه است؟
ابتدا من یك پیشنهادى مى دهم كه شما یك سؤالى را براى بهائیان مطرح كنید. قطعاً این سؤال باعث به فكر افتادن اشخاص بى غرض مى شود كه گول بهائیت را خورده اند و آن این كه اگر باب آمد كه فقط بهاء را بشارت دهد پس چطور انبوهى از تعالیم را با خود آورد كه به هیچ كدام هم عمل نشد.

چطور؟
چون قبل از اجرایى شدن آن باب اعدام شد و بهاء پس از باب تعالیم جدیدى را آورد و تمام تعالیم باب را به دریا ریخت و این مسئله در آثار بهائیان وجود دارد.
البته یك سرى متون از باب وجود دارد كه نشانگر این است كه باب اختلال عقلى داشته است. این هم در دسترس همه بهائیان نیست مگر این كه شخصى جست و جوگر باشد و آن را پیدا كند و به فارسى ترجمه كند و تازه متوجه خواهد شد كه متوجه معنى متن نمى شود.


یعنى متون باب قابل ترجمه نیست؟
اصلاً صرف و نحو بشدت در آن خدشه دار است. وقتى هم از او پرسیدند كه چرا در نوشته هایت قواعد ابتدایى را رعایت نمى كنید در جواب گفته بود كه صرف و نحو را من ابداع مى كنم و این صرف و نحو موجود درست نیست! و آنچه من مى گویم درست است. یا احكام عجیب و غریبى كه در بابیت وجود دارد. مثل این كه اگر زنى از همسر خود بچه دار نشد مى تواند از مرد دیگرى بچه دار شود و احكام بسیار چندش آور دیگرى كه باب آورد یا این كه مى گوید همه كتاب ها غیر از كتاب باب باید سوزانده شود یا همه اماكن مذهبى حتى مسجدالحرام باید تخریب شود و تنها ساختمان و آرامگاه او سالم بماند.

اینها هیچكدام عملى نشد و قرار هم نبود عملى شود. وقتى از بهائیان مى پرسید كه این احكام چرا اینطور است و چرا برخى از آنها حتى قابل فهم نیست مى گویند كه ما كه بابى نیستیم.


مگر باب را قبول ندارند؟
خودشان مى گویند باب بشارت دهنده بهاء بوده است و باب را به عنوان یك مظهر مقدسه و كسى كه ظهور كرده قبول دارند ولى بلافاصله وقتى از احكام دیوانه وار باب سخن به میان مى آید آنها مى گویند كه ما بابى نیستیم.


یعنى تناقض وجود دارد؟
بله. این تناقض است چون منشأ بهائیت از بابیت بوده است.
یكى از بحث هایى كه در مورد بهائیت مطرح مى شود ازدواج با محارم است. در این مورد توضیح دهید
این مسئله در احكام بهائیت به شكلى وجود دارد. بهایر در كتاب اقدس در مورد ازدواج این طور مى گوید كه ازدواج با زن پدر حرام است و در این بحث موارد دیگرى را نام نبرده است و این مسئله باعث سؤال مى شود.

جواب آنها چیست؟
مى گویند موارد دیگر در اسلام آمده است و نیازى به اشاره مجدد نبوده است! در صورتى كه نام زن پدر هم به عنوان كسى كه نمى توان با آن ازدواج كرد در اسلام آمده است پس چرا فقط به این مورد اشاره شده است كه این سؤالى است كه آنها نمى توانند جواب دهند.


شیرین عبادى اخیراً گفته كه نباید بهایى ها تحت فشار باشند چرا كه آنها مسلمان هستند. این عمدى كه وجود دارد تا بهائیت را شاخه اى از اسلام بنامند در چیست؟
قطعاً اینها به هیچ عنوان مسلمان نیستند و اساساً قائل به منسوخ شدن اسلام و ظهور دین بهائیت هستند. آنها این را مى گویند. ضمن اینكه آنها براى بهاء شأنیت خدایى قائل هستند و مى گویند كه خدا در شخص بهاء متجلى شده است و الآن هم روح بهاء را مى پرستند. از طرف دیگر از آنجایى كه بهاء خود را مهدى موعود نامید از این طریق آنها خودشان را به اسلام مى چسبانند.‎/‎/
طبعاً وقتى ادعاى خدایى مى كند این مسئله هم از بین مى رود. منظور من این است كه عمد و علت مطرح كردن چنین مسائلى چیست
شگرد آنها این است. هر كجا كه باشند مى گویند ما از شما هستیم. در مواجهه با مسیحى ها نیز همین را مطرح مى كنند و مى گویند ما هم مثل شما یك دین هستیم. روش تبلیغى آنها این طور است.

بهائیت یك مشكل ویژه با تشیع دارد. علت آن چیست؟
همان طور كه عرض كردم اینها همیشه سعى داشته اند كه اگر با هر مذهب یا دینى روبه رو شدند خودشان را نزدیك به آن دین یا مذهب معرفى كنند. در مورد تشیع هم همین مسئله صادق است و آنها سعى مى كنند در ظاهر این طور وانمود كنند در صورتى كه خود بهاء از «شیعه» به عنوان «شنیعه» یاد مى كرد و بشدت از علما و روحانیون شیعه تنفر داشت و در ذهن خود به دنبال راهى براى نابودى آنها مى گشت. اساساً بهائیت با دو مسئله در شیعه بشدت مشكل دارد: یكى روحانیت و دیگرى عاشورا.


چرا عاشورا؟
آنها هم مى دانند كه همه چیز تشیع از عاشوراست. امام هم فرمود ما هرچه داریم از محرم و صفر است. اینها هم این مسئله را درك كرده اند كه استحكام اسلام و تشیع از عاشوراست. آنها مى خواهند كه اسلام نباشد ولى از آنجایى كه اینها چندین چهره دارند حتى براى امام حسین (ع) هم زیارتنامه مخصوصى نوشته اند تا بگویند كه اسلام را قبول دارند. من خودم بهایى بودم و مى دانم كه این زیارتنامه هیچگاه خوانده نمى شود و به آن اعتنایى نمى گردد. ضمن اینكه بهائیان هر سال در روز اول و دوم محرم به مناسبت روز تولد بهاء و باب جشن مى گیرند. وقتى از آنها سؤال مى كنید كه چرا ایام شهادت امام حسین را جشن مى گیرید مى گویند كه اسلام دیگر منسوخ شده است. یعنى از یك سو براى امام حسین زیارتنامه دارند و از سوى دیگر اسلام را منسوخ شده مى دانند. این تناقضات در بهائیت بسیار زیاد است.

شگردهاى جذب غیر بهائیان توسط این فرقه به چه شكل است؟
شگرد آنها شست وشوى مغزى افراد است. ابتدا سعى مى كنند تمام معتقدات فرد را از او بگیرند و ایمانش را سست كنند و پس از آن مى گویند كه حالا هر چه اعتقاد داشتى از خود بیرون كن و آماده پذیرش بهائیت شو. بعد از جاهایى شروع مى كنند كه طرف را علاقه مند كنند. مى گویند ما به تساوى زن و مرد معتقدیم، صلح، وحدت بشریت و.‎/‎/ از اعتقادات ماست و براى آن تلاش مى كنیم. یعنى سعى مى كنند با سفسطه افرادى را كه آگاهى درستى از اسلام ندارند از اسلام زده كنند و سپس با شعارهاى زیبا او را جذب نمایند.


الآن تعداد بهائیان چقدر است؟
یكى از دستورات اینها به پیروان خود این است كه سعى مى كنند تا آنجایى كه ممكن است در شهرها و كشورهاى مختلف پخش شوند تا حضور خود را در همه جا گسترش دهند. در مورد تعدادشان هم باید بگویم كه حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار نفر هستند كه در سراسر دنیا پخش شده اند. البته آمارى كه خودشان مى دهند بسیار غلوآمیز است و مى گویند جمعیت شان حدود ۳۰۰ هزار نفر است كه این طور نیست.

بهائیان در مورد حرمت ورود به سیاست هم گویا دستورى دارند.‎
بله. در بهائیت ورود به سیاست حرام است اما این مسئله در ظاهر است و دقیقاً عكس آن عمل مى شود. شما مى دانید كه بزرگان بهایى خود در مركز سیاست بوده اند، عبدالبهاء با پادشاهان اروپایى و مقامات امریكایى ارتباط داشته و براى آنها الواحى صادر مى كرده كه در آن اینها را ستوده است. ژرژ پنجم و پادشاه عثمانى از جمله این پادشاهان بوده اند. جالب است بدانید عبدالبهاء در یكى از این لوح ها دستور حمله به ایران را صادر كرده است و خطاب به یكى از پادشاهان انگلیس گفته بود كه الآن موقعیت خوبى است كه به ایران حمله كنید. به هرحال اینها نباید در سیاست دخالت كنند و این مسئله جزو اصول آنهاست.


علت آن چیست؟
اینها بازى است. چطور این حرمت در زمان پهلوى وجود نداشت و هویدا كه خود بهایى بود به نخست وزیرى رسید یا اعضاى ساواك و یا دكتر ایادى بهایى مسلك كه پزشك مخصوص شاه بود. به محض پیروزى انقلاب اسلامى این مسئله دوباره مطرح شد تا هیچ كمكى از سوى بهائیان به دولت صورت نگیرد. بهائیان در هیچ یك از پروژه هاى ملى یا مواردى كه منجر به ساختن كشور و یا پیشرفت آن باشد شركت نكرده و نمى كنند. هیچ كدام از آنها حتى در جنگ هم شركت نكردند و گفتند كه اجازه نداریم در سیاست دخالت كنیم. این بهانه اى است كه بهائیان هم كمكى به دولت نكنند و هم به این واسطه جذب آن نشوند. ضمن این كه دستور دیگرى هم در بهائیت وجود دارد مبنى بر اطاعت كامل از حكومت. یعنى هر بهایى در هر جایى كه هست باید از حكومت آن اطاعت كامل داشته باشد. باز این مسئله در ایران اتفاق نیفتاده و آنها به شكل مخفى و به شكل غیرقانونى فعالیت داشتند ولى بعد از این كه حكومت با آنها برخورد كرد، تعهد دادند فعالیت نكنند و پایبند قانون باشند ولى الآن دوباره از سوى «بیت العدل» دستورى صادر شده كه داخل جامعه شوید و تبلیغ علنى كنید.

از چه زمانى این دستور صادر شده است؟
همین چند سال اخیر كه اتفاقاً الآن هم بشدت فعال شدند و در حال فعالیت هستند هم اكنون هر بهایى موظف است كه براى جذب ۳ الى ۵ خانوار از مسلمانان تلاش كند. همین سال گذشته هم دستور رسید كه در انتخابات مجلس هم شركت كنید و رأى بدهید.


چطور؟
علتش این است كه تا به این شكل بتوانند جاى پایى در مجلس پیدا كنند و با ارتباط گرفتن با فلان نماینده مجلس و تلاش براى ساختن افكار او منافعى را كسب كنند. یعنى دستور این بود كه با نمایندگان مجلس ارتباط بگیرند. آنها هم مى رفتند و با شگردهاى خاص مى گفتند كه ما بهایى هستیم و اجازه بدهید عقایدمان را بگوییم سپس در مورد ما قضاوت كنید.


چقدر این تبلیغات آنها مؤثر بوده است؟
به هرحال اینها در فضاسازى مهارت خاصى دارند و سعى مى كنند فضاى ذهنى افراد را براى اهداف خود آماده كنند. اگر هم نتوانند اشخاص را بهایى كنند سعى مى كنند به شكلى چهره جمهورى اسلامى را در ذهن افراد خدشه دار كنند. یعنى مشكل آنها با جمهورى اسلامى است و در این راه دست به هر تلاشى مى زنند.


چرا فعالیت بهایى ها در سال هاى اخیر شدت گرفته است؟
اینها گمان مى كردند جمهورى اسلامى در حال سرنگونى است ولى دیدند كه قضیه چیز دیگرى شده است و به همین دلیل دیدند كه اگر تلاش نكنند راه به جایى نخواهند برد. به این شكل برخلاف نص صریح بهاءالله كه گفته بود باید مطیع حكومت باشید از جمهورى اسلامى اطاعت نمى كنند و حكومت هم مجبور شد تا به واسطه فعالیت هاى غیرقانونى كه داشتند سران آنها را در ایران دستگیر نماید.

بهایى ها بیشتر در چه شغل هایى فعالیت دارند؟
مشاغل آزاد دارند. مثلاً در عینك سازى، تولید پوشاك، فرش، كارهاى تأسیساتى و صنعتى و ‎/‎/‎/ فعالیت مى كنند.


یك روز كارى یك بهایى را چگونه توصیف مى كنید؟
بهائیان براى هر شخص بهایى از سن ۳ سالگى تا ایام پیرى برنامه دارند. گلشن توحید نام مهدكودك هایى است كه بهائیان از ۳ سالگى وارد آن مى شوند و از همان ابتدا تعالیم بهائیت به آنها القا مى شود. این تعالیم مبتنى بر پرستش بهاء و ایجاد رعب و وحشت در صورت سرپیچى از فرمان اوست. براى محصلان اول ابتدایى تا كلاس دوازدهم كلاس اخلاق گذاشته مى شود تا به این شكل افكار غیر بهائیت از ذهنشان زدوده شود. علاوه بر این كلاسها ، افراد باید هر ۱۹ روز یك بار در یك جلسه اجبارى شركت كنند كه در صورت عدم شركت در آن مجازات مى شوند. در طول این فعالیت ها نیز مسئولیت هایى براى این افراد تعریف مى شود كه باید آن را انجام دهند. كلاس دیگرى كه تشكیل مى شود، كلاس «مفاوضات»است یا «ایقان»و.‎/‎/ . بعد از اتمام تحصیل دانشگاه هایى را مشخص مى كنند تا بهایى ها در آن تحصیل كنند. از طریق اینترنت با دانشگاه هاى امریكا ارتباط مى گیرند و امتحان مى دهند. جلسات دیگرى هم دارند مثل احتفالات كودكان، احتفالات نوجوانان و احتفالات جوانان. در این كلاسها برنامه هایى دارند از جمله تفریحات و اردوهایى كه به شكل مختلط برگزار مى كنند و به این شكل آنها را سرگرم مى كنند. به جز این كمیسیون هایى دارند كه باید در آن شركت كنند و فعالیت هاى دیگرى كه دارند، بهایى ها در طول روز مرتباً سرگرم و درگیر این كلاسها هستند و طورى براى آنها برنامه ریزى شده كه حتى فرصت سرخاراندن هم نداشته باشند.
یعنى این یك شگرد است
دقیقاً. در این صورت هیچ كدام از افراد فرصت فكر كردن هم ندارند و به چیزى غیر از بهائیت نمى توانند فكر كنند.

شما چه مى كردید؟
من معلم مهدكودك و مسئول هیأت موسیقى بودم. ضمن این كه نوازنده سنتور هم بودم و ۱۵ شاگرد هم داشتم كه نواختن این ساز را تدریس مى كردم. با این حال كلاسها و جلسات متعددى مى رفتیم و روزمان كاملاً پر بود.


آیا با غیربهایى ها هم ارتباط داشتید؟
البته فرصتى براى این كار نداشتیم مگر این كه برنامه ریزى شده باشد. یعنى تشكیلات مى گفت كه مثلاً روى فلان شخص كار كنید كه ما هم تحت نظر آنها این كار را مى كردیم.


با این اوصاف روند برگشتن بهائیان از این فرقه به چه شكل است؟
خیلى زیاد است. این افراد فراوان هستند. الآن براى من نامه ها و ایمیل هاى زیادى مى آید كه مى گویند قصد داریم از بهائیت خارج شویم ولى جرأت ابراز آن را نداریم چون هر بهایى كه از این مسلك برگردد از سوى خانواده و فامیل و تشكیلات كاملاً طرد مى شود و مورد غضب قرار مى گیرد.


علت عمده این بیزارى از بهائیت چیست؟
سؤالات زیاد، مجهولات و تناقضات.


یعنى به این سؤالات جواب داده نمى شود؟
فقط سفسطه مى كنند و كسى كه باهوش باشد كاملاً آن را متوجه مى شود.

خود شما هم به این واسطه مسلمان شدید؟
بله. من از تناقضات فرار كردم. همه چیز تناقض داشت و در جواب این تناقضات هم فقط سفسطه مى كنند. من گاهى با دوستانم صحبت مى كردم و در جواب سؤال آنها كه مى گفتند جواب سؤالم را نگرفتم و مى گفتم كه چرا سؤال نمى كنید كه آنها مى گفتند كه سؤال مى كنیم ولى اینها جواب آن را نمى دانند. بعد مى گفتم كه با این حساب چرا اینجا ماندید، مى گفتند كه بعداً جواب این سؤال داده مى شود! و«بیت العدل» به آن جواب مى دهد.


واقعاً جواب مى دهد؟
اتفاقاً سفسطه گر واقعى آنها هستند. جواب آنها به گونه اى است كه هم كوتاه است و هم هزاران تفسیر مى توان از آن داشت.


از مسلمان شدنتان مى گفتید.‎
علاوه بر این تناقضات در بهائیت خلأ معنوى و ایمانى خیلى ما را آزار مى داد و به این دلیل به سوى اسلام آمدم و چون احساس قرابت و دوستى شدیدى نسبت به ائمه داشتم مشرف به تشیع شدم چرا كه ائمه منبع بسیار عظیمى براى پر كردن این خلأ بودند. البته شیعه شدن من و شناخت این منبع عظیم به واسطه مطالعه كتاب «على كیست» جناب كمپانى بوده است. این كتاب بسیار روى من تأثیر داشت و خواندن این كتاب را به همه توصیه مى كنم.

الآن چه مى كنید؟

پس از اسلام آوردنم براى نشان دادن چهره واقعى بهائیت تألیفاتى داشته ام و كتابهاى «چرا مسلمان شدم»، «نامه اى براى برادرم»، «مسلخ عشق»، «سایه شوم» و «فریب» را به چاپ رساندم.


گویا چند رمانى هم كه نوشته اید به واسطه قالبى كه براى نوشته خود انتخاب كردید سروصداى زیادى در محافل بهائیت به وجود آورده است.‎
ببینید، چون چنین كتابهایى تا به حال سابقه چندانى نداشته است، غیر از آیتى و مهتدى كه دوتن از بزرگان این فرقه بودند و برگشتند و كتبى را در این مورد تألیف كردند تقریباً كتابى در این باره توسط بهایى هاى برگشته از بهائیت نوشته نشده و طبعاً كتابهاى من به این واسطه حركت جدیدى بود و براى آنها خیلى سنگین آمد. البته از طرف تشكیلات ابتدا خیلى روى من كار كردند و خیلى بحث مى كردند تا من را برگردانند. آنها ساعتها با من بحث مى كردند تا مسیر مرا تغییر دهند كه این روزها از روزهاى سخت زندگى من بود. آنها مرتب به من مى گفتند كه اگر برنگردى مشمول خشم و غضب الهى و نابود مى شوى كه الحمدالله نه تنها هیچ كدام از این اتفاقات رخ نداد بلكه بعد از مسلمان شدنم هر روز در حال پیشرفت هستم.

‎حرف آخر.
امیدوارم كه روزى در راه افشاى فرقه بهائیت به فیض شهادت نائل شوم.

چهارشنبه 27/10/1391 - 13:8
مهدویت
نقش زنان در دوران غیبت صغرى در دوران سخت غیبت صغرى، در روزهایى كه شیعیان پس از دویست و شصت سال با یك آزمایش بزرگ رو به رو بودند و مى بایست با غیبت امام خو كنند، یك زن به عنوان مفزع و پناه معرفى مى شود و آن مادر بزرگوار امام حسن عسكرى، علیه السلام، است. در این دوره، اگر چه امام هادى و امام حسن عسكرى، علیهماالسلام، زمینه غیبت را از پیش فراهم كرده بودند و شخصیتهاى مورد اعتمادى همانند عثمان بن سعید عمرى و پسرش محمد بن عثمان رابه عنوان وكیل معرفى كرده بودند، به دلایلى از موقعیت مادر امام حسن عسكرى، علیه السلام، معروف به »جدّه«، استفاده شد و وى پناه شیعه معروف گردید. ازگفتگوى احمد بن ابراهیم با »حكیمه« دختر امام جواد، علیه السلام، برمى آید كه پس از گذشت دوسال از رحلت امام حسن عسكرى، علیه السلام، همچنان بسیارى از كارها به دست مادر بزرگوار امام حسن عسكرى، علیه السلام، انجام مى شده است ولى در حقیقت ازطرف حضرت حجةبن الحسن، علیه السلام، و به فرمان آن حضرت صورت گرفته است. شیخ صدوق، رحمةالله علیه، از احمد بن ابراهیم نقل كرده است كه در سال 262 ق. بر حكیمه دختر امام جواد، علیه السلام، وارد شدم و از پس پرده با وى سخن گفتم و از او درباره اعتقادش به امامان پرسیدم. او همه آنها را یكایك شمرد و آنگاه حجةبن الحسن بن على را نیز نام برد... از او پرسیدم: این فرزند كجاست؟ گفت: در پس پرده غیب است. گفتم پس شیعه به چه كسى پناه ببرد؟ گفت: به جدّه، مادر امام حسن عسكرى، علیه السلام. سپس افزود: این دستور از سوى امام حسن عسكرى، علیه السلام، و به پیروى از امام حسین، علیه السلام، صورت گرفته است. زیرا امام حسین، علیه السلام، در ظاهر براى حفظ جان فرزندش امام سجاد، علیه السلام، به خواهرش زینب كبرى، علیهاالسلام، وصیت كرد و درنتیجه تا مدتى هرآنچه از امام زین العابدین، علیه السلام، صادر مى شد به حضرت زینب، علیهاالسلام، نسبت داده مى شد تا امر پنهان باشد و2حساسیت ها نسبت به امام سجاد، علیه السلام، كمتر شود. این امتیاز براى جدّه باقى بود تاآنكه كسانى مانند »عثمان بن سعید« و دیگر سفرا و نایبان خاص امام زمان، علیه السلام، در بین شیعیان شناخته شدند و منزلت یافتند. پس از شهادت امام عسكرى، علیه السلام، یك بانو، نظر دستگاه خلافت بنى عباس را نسبت به تعقیب امام زمان تغییر داد. نوشته اند پس از گزارش جعفر كذّاب، كه در خانه امام حسن عسكرى، علیه السلام، فرزند خردسالى از آن حضرت باقى مانده است، آنها به خانه امام هجوم بردند و پس از دستگیرى صیقل (یكى از كنیزان امام) فرزند خردسال را از او مطالبه كردند. او نخست انكار كرد و آنگاه براى اینكه موضوع براى آنها پوشیده ماند، گفت من حامله هستم. از این رو آن كنیز را به دست »أبى الشوارب«، قاضى وقت، سپردند تا از او مراقبت كند. در مدتى كه صیقل زیرنظر قاضى نگهدارى مى شد دستگاه خلافت با مرگ عبید بن خاقانى و شورش صاحب الزنج روبه رو شد و صیقل از وضعیت آشفته سود جست و فرار كرد. 3 نقش زنان در دوران ظهور حال سزاوار است بدانیم زنان در حكومت قائم آل محمد، علیه السلام، چه مى كنند؟ چه كسانى هستند؟ چند نفرند؟ از كجا مى آیند و چه مسؤولیتى برعهده دارند؟ براساس برخى از روایات، حضور و نقش این زنان ازنظر زمان و موقعیت، چهارگونه است:
الف) حضور پنجاه زن در بین یاران امام
اولین گروه از زنانى كه به محضر امام زمان مى شتابند آنهایند كه در آن ایّام مى زیسته اند و همانند دیگر یاران امام، علیه السلام، به هنگام ظهور در حرم امن الهى به خدمت امام، علیه السلام، مى رسند. در این باره دو روایت وجود دارد: روایت اول: امّ سلمه ضمن حدیثى درباره علایم ظهور، از پیامبر روایت كرده است كه فرمود: یعوذ عائذ من الحرم فیجتمع الناس إلیه كالطّیر الواردة المتفرقة حتّى یجتمع إلیه ثلاث مأة و أربعة عشر رجلاً فیه نسوة فیظهر على كلّ جبّار و ابن جبّار... 4در آن هنگام پناهنده اى به حرم امن الهى پناه مى آورد و مردم همانند كبوترانى كه از چهار سمت به یك سو هجوم مى برند به سوى او جمع مى شوند تا اینكه در نزد آن حضرت سیصد و چهارده نفر گرد مى آیند كه برخى از آنان زن مى باشند كه بر هر جبار و جبار زاده اى پیروز مى شود. 5روایت دوم: جابربن یزید جعفى، ضمن حدیث مفصلى از امام باقر، علیه السلام، در بیان برخى نشانه هاى ظهور نقل كرده كه: و یجیى ء واللَّه ثلاث مأة و بضعة عشر رجلاً فیهم خمسون امراة یجتمعون بمكة على غیر میعاد قزعاً كقزع الخریف یتبع بعضهم و هى الآیة الّتى قال اللَّه: »أینما تكونوا یأت بكم اللَّه جمیعاً إنّ اللَّه على كلّ شى ء قدیر...« 6به خدا سوگند، سیصد و سیزده نفر مى آیند كه پنجاه نفر از این عده زن هستند كه بدون هیچ قرار قبلى در مكه كنار یكدیگر جمع خواهند شد. این است معناى آیه شریفه: »هرجا باشید خداوند همه شما را حاضر مى كند. زیرا او بر هر كارى توانا است«.
پنجاه زن از سیصد و سیزده نفر!
نكته شگفت در این دو روایت این است كه مى فرماید: سیصد و سیزده مرد گرد آیند كه پنجاه نفر ایشان زن هستند! دوم آنكه: در روایتى كه نام یاران برشمرده شده است نام هیچ زنى وجود ندارد. 7در پاسخ این شبهه مى توان گفت: این چند نفر در زمره همان سیصد و سیزده نفر هستند. زیرا اولاً امام، علیه السلام، مى فرماید: »فیهم«؛ یعنى در این عده پنجاه زن مى باشد. دوم: شاید تعبیر مردان بدین سبب باشد كه بیشتر این افراد مرد هستند و این كلمه از باب فزونى عدد مردان، چنین ذكر شده است. سوم: اگر مقصود همراهى خارج از این عده بود امام مى فرمود: »معهم«، نه اینكه بفرماید »فیهم«، زیرا این سیصد و سیزده نفر مانند عدد اصحاب بدر برشمرده شده اند و همه یاران و فرماندهان عالى رتبه و ازنظر مقام و قدرت درحد بسیار بالایى هستند كه برخى با ابر جابه جا مى شوند و اینها بدون شك با بقیه مردم آن زمان فرق بسیار دارند. بنابراین اگر بگوییم آنها جزو همان سیصد و سیزده نفر هستند براى آنها رتبه و موقعیت ویژه قائل شده ایم و اگر بگوییم در زمره یاران دیگر حضرت باشند از امتیاز كمترى برخوردارند.
ب) زنان آسمانى
دسته دوم چهارصد بانوى برگزیده هستند كه خداوند براى حكومت جهانى حضرت ولى عصر، علیه السلام، در آسمان ذخیره كرده است و با ظهور اولین گروه از زنانى كه به محضر امام زمان مى شتابند آنهایند كه در آن ایّام مى زیسته اند و همانند دیگر یاران امام، علیه السلام، به هنگام ظهور در حرم امن الهى به خدمت امام، علیه السلام، مى رسند.

آن حضرت به همراه حضرت عیسى، علیه السلام، به زمین مى آیند.
ابوهریره از پیامبر، صلّى اللَّه علیه و آله، روایت كرده كه: ینزل عیسى بن مریم على ثمان ماة رجل و أربع مائة امرأة خیار من على الأرض و أصلح من مضى. عیسى بن مریم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترین و شایسته ترین افراد روى زمین فرود خواهد آمد. آیا این زنان از امتهاى پیشین هستند یا امت اسلامى زمان پیامبر، صلّى اللَّه علیه وآله، و معصومین، علیهم السلام؛ یا از دورانهاى مختلف؟ آنها از چه زمان و به چه علت به آسمان برده شده اند و براى عهده دارى منصبى در حكومت حضرت مى آیند یا براى مسایل دیگر؟ اینها پرسش هایى است كه این حدیث از آنها چیزى نمى گوید.ج ) رجعت زنان سومین گروه از یاوران حضرت بقیةاللَّه، علیه السلام، زنانى هستند كه خداوند به بركت ظهور امام زمان آنها را زنده خواهد كرد و بار دیگر به دنیا رجعت خواهند نمود. این گروه دو دسته اند: برخى با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخى دیگر فقط از آمدنشان سخن به میان آمده است. در منابع معتبر اسلامى نام سیزده زن یاد مى شود كه به هنگام ظهور قائم آل محمد، صلّى اللَّه علیه وآله، زنده خواهند شد و در لشكر امام زمان به مداواى مجروحان جنگى و سرپرستى بیماران خواهند پرداخت. طبرى در دلائل الامامة، از مفضل بن عمر نقل كرده كه امام صادق فرمود: همراه قائم [آل محمد، صلّى اللَّه علیه وآله] سیزده زن خواهند بود.گفتم آنها را براى چه كارى مى خواهد؟ فرمود: به مداواى مجروحان پرداخته، سرپرستى بیماران را به عهده خواهند گرفت. عرض كردم: نام آنها را بفرمایید. فرمود: قنواء دختر رشید هجرى، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه [مادر عمار یاسر]، زبیده ام خالد احمسیّه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه، ام خالد جهنّیه. 8»صیانه ماشطه« در زمان حضرت موسى مى زیسته است و مادر عمار یاسر در ابتداى بعثت به شهادت رسید. »حبابه« در زمان على، علیه السلام، و »قنواء« در زمان امام حسن و امام حسین، علیه السلام، و بقیه در زمان هاى دیگر زندگى مى كرده اند. این گروه سیزده نفرى رجعت خواهند كرد و خداوند براى قدردانى از آنها، به بركت امام زمان آنها را زنده خواهد كرد. در این روایت امام صادق، علیه السلام، از آن سیزده زن فقط نام نه نفر را یاد مى كند. در كتاب خصایص فاطمیّه به نام نسبیه، دختر »كعبه9مازینه«، و در كتاب منتخب البصائر به نام »وتیره« و »أحبشیه« اشاره شده است.
زنان سرافراز
اینك به اختصار به شرح حال برخى از زنان نامبرده اشاره مى كنیم.
1 - صیانه ماشطه
او یكى از همان سیزده بانویى است كه در دولت حضرت مهدى، علیه السلام، زنده شده، به دنیا بازمى گردد. وى همسر »حزقیل«، پسر عموى فرعون، و شغلش آرایشگرى دختر فرعون بود.او همانند شوهرش به پیامبر زمان خود، حضرت موسى، ایمان آورده بود امّا همچنان ایمان خود را پنهان مى كرد. نوشته اند: روزى وى مشغول آرایش دختر فرعون بود كه شانه از دستش افتاد و بى اختیار نام خدا را برزبان جارى ساخت. دختر فرعون گفت: آیا نام پدر مرا بر زبان آوردى؟ گفت: نه، بلكه نام كسى را بر زبان آوردم كه پدر تو را آفریده است. دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو كرد و فرعون صیانه را احضار كرد و گفت: مگر به خدایىف من اعتراف ندارى؟ گفت: هرگز! من از خداى حقیقى دست نمى كشم و تو را پرستش نمى كنم. فرعون دستور داد تإ تنور مسى برافروزند و همه بچه هاى آن زن را در حضورش در آتش افكنند. چون نوبت به طفل شیرخوارش رسید صیانه مى خواست به ظاهر از دین برائت جوید كه كودك شیرخوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر كن كه تو بر حق هستى! فرعونیان آن زن و بچه شیرخوارش را در آتش افكنده، سوزاندند و خداوند دراثر صبر و تحمل آن زن در راه دین، او را در دولت امام مهدى زنده مى گرداند تا هم به آن حضرت خدمت كند وهم انتقام خود را از فرعونیان بگیرد.
2 - سمیه، مادر عمار یاسر
وى هفتمین نفرى بود كه به اسلام گروید و بدین سبب دشمن سخت به خشم آمد و بدترین شكنجه ها را براو روا داشت. 11او و شوهرش یاسر در دام ابوجهل گرفتار آمدند و او نخست آنها را اجبار كرد كه پیامبر خدا را دشنام دهند، امّا آنها حاضر به چنین كارى نشدند. او نیز زره آهنى به سمیه و یاسر پوشانید و آنها را در آفتاب سوزان نگه داشت. پیامبر كه گاه از كنارشان عبور مى كرد آنها را به صبر و مقاومت سفارش مى نمود و مى فرمود: صبراً یا آل یاسر فإنّ موعدكم الجنة. اى خاندان یاسر، صبر پیشه سازید كه وعده گاه شما بهشت است. سرانجام ابوجهل برهریك ضربتى وارد ساخت و ایشان را به شهادت رساند. 12خداوند این زن را به پاداش صبر و مجاهدتى كه در راه اعتلاى اسلام نشان داد و بدترین شكنجه را از دشمن خدا تحمل كرد، در ایّام ظهور مهدى آل محمد، صلّى اللَّه علیه وآله، زنده خواهد نمود تا تحقق وعده الهى را ببیند و در لشكر ولىّ خدا به یاوران آن حضرت خدمت كند.
3 - نسیبه، دختر كعب مازنیه
او معروف به »ام عماره« و از زنان فداكار صدر اسلام است كه در برخى از جنگهاى پیامبر اسلام، صلّى اللَّه علیه وآله، شركت جسته و مجروحان جنگى را مداوا كرده است. او در جنگ احد بهترین نقش را ایفا كرد. با دیدن صحنه فرار مسلمانان و تنها گذاشتن پیامبر به دفاع از جان شریف پیامبر پرداخت و در این راه بدنش زخمهاى فراوان برداشت. پیامبر عزیز این فداكارى را ستود و به فرزندش عماره چنین فرمود: امروز مقام مادر تو از مردان جنگى والاتر است. 13پس از فروكش كردن جنگ، نسیبه با سیزده زخم سنگین به همراه دیگر(14)مسلمانان به خانه برگشت و به استراحت پرداخت. با شنیدن فرمان پیامبر خدا، صلّى اللَّه علیه وآله، كه فقط مجروحان جنگ باید به تعقیب دشمن بشتابند، نسیبه از جاى برخاست و آماده رفتن شد، امّا به علت شدت خونریزى نتوانست شركت كند. همین كه پیامبر از تعقیب دشمن برگشت، پیش از آنكه به خانه برود، عبداللَّه بن كعب مازنى را براى احوالپرسى نسیبه و سلامتى وى به نزد او فرستاد و چون از سلامتى وى آگاه گشت شادمان موضوع را به پیامبر خبر داد. 15نسیبه از كسانى است كه براى یارى امام مهدى، علیه السلام، زنده خواهد شد. 164 - امّ ایمن از زنان پرهیزكار و خدمتكار حضرت رسول، صلّى اللَّه علیه وآله، است. پیامبر به او مادر خطاب مى كرد و مى فرمود: هذه بقیة اهل بیتى. 17این زن، باقى مانده اى از خاندان من است. وى همواره در كنار زنان مجاهد، در جبهه جنگ به مداواى مجروحان مى پرداخت. 18ام ایمن از شیفتگان خاندان امامت بود كه در ماجراى فدك، حضرت زهرا، علیهاالسلام، او را به عنوان شاهد معرفى كرد. وى پنج یا شش ماه پس از پیامبر از دنیا رفت. خداوند به بركت(19)مهدى آل محمد، علیه السلام، به هنگام ظهور، او را زنده مى گرداند تا در لشكرگاه امام به خدمت گماشته شود.
5 - امّ خالد
در روایت دو بانو بدین نام مشهور شده اند: ام خالد احمسیه و ام خالد جهنّیه. شاید مقصود ام خالد مقطوعة الید (دست بریده) باشد كه یوسف بن عمر، پس از به شهادت رساندن زیدبن على بن الحسین در كوفه، دست او را به جرم شیعه بودن قطع كرد. در كتاب رجال كشى درباره شخصیت و مقام این زن فداكار از امام صادق، علیه السلام، مطلبى ذكر گردیده كه حایز اهمیت است. ابوبصیر گوید: در خدمت امام صادق نشسته بودیم كه ام خالد مقطوعةالید از راه رسید. حضرت فرمود: اى ابابصیر، آیا میل دارى كه كلام امّ خالد را بشنوى؟ من عرض كردم: آرى اى فرزند رسول خدا، با شنیدن آن شادمان مى گردم... در همان موقع ام خالد به خدمت امام آمد و سخن گفت. دیدم وى در كمال فصاحت و بلاغت صحبت مى كند. سپس حضرت پیرامون موضوع ولایت و برائت از دشمنان با او سخن گفت. 20 6 - زبیده مشخصات كاملى از او نقل نشده است. احتمال دارد زبیده زن هارون الرشید باشد كه شیخ صدوق، رحمةالله علیه، درباره اش گفته است: وى یكى از هواداران و پیروان اهل بیت است. هنگامى كه هارون دانست از شیعیان است قسم خورد كه طلاقش دهد. زبیده كارهاى خدماتى بسیارى داشت كه یكى آبرسانى به عرفات است. همچنین نوشته اند وى یكصد كنیز داشت كه پیوسته مشغول حفظ قرآن بودند و همیشه از محل سكونت او صداى تلاوت قرآن شنیده شد. زبیده در سال 216 ق. رحلت كرد. 21 7 - حبّابه والبیّه از زنان والامقامى است كه دوره زندگى هشت امام معصوم را درك كرد و پیوسته مورد لطف و عنایت ایشان قرار داشت. در یك یا دو نوبت به وسیله امام زین العابدین و امام رضا، علیهماالسلام، جوانى اش به او بازگردانده شد. اولین ملاقات وى با امیر مؤمنان، علیه السلام، بود كه از آن حضرت دلیلى بر امامت درخواست كرد. حضرت در حضور وى سنگى را برداشت و بر آن مهر خود را نقش كرد و اثر آن مهر در سنگ جاى گرفت و به او فرمود: پس از من هر كه توانست در این سنگ چنین اثرى برجاى بگذارد او امام است. از این رو حبابه پس از شهادت هر امامى نزد امام بعدى مى رفت و آنان مهر خود را بر همان سنگ مى زدند و اثر آن نقش مى بست. نوبت كه به امام رضا، علیه السلام، رسید حضرت نیز چنین كرد. حبابه نه ماه پس از رحلت امام رضا، علیه السلام، زنده بود و پس از آن بدرود حیات گفت. 22روایت شده است كه وقتى حبابه به خدمت امام زین العابدین رسید یكصد و سیزده سال از عمرش سپرى شده بود. حضرت با انگشت سبابه خود اشاره اى نمود و جوانى اش بازگشت. 23همچنین نوشته اند: صورت حبابه از زیادى سجود سوخته و از عبادت همانند چوب خشكیده اى شده بود.24 .
8 - قنواء
دختر رشید هجرى، یكى از شیعیان و پیروان على، علیه السلام، و خود از یاران باوفاى حضرت امام جعفر صادق، علیه السلام، است. وى دختر25بزرگمردى است كه در راه محبت و دوستى امیر مؤمنان به طرز دلخراشى به شهادت رسید. از گفتار شیخ مفید برمى آید كه قنواء به هنگام ورود پدرش نزد عبیداللَّه بن زیاد شاهد قطع دو دست و دو پاى پدر خود بوده و به كمك دیگران بدن نیمه جان پدر را از دارالاماره بیرون آورده و به خانه منتقل كرده است. روزى قنواء به پدرش گفت: پدرجان، چرا این همه خود را به رنج و مشقت عبادت مى اندازى! پدر درجواب گفت: دخترم، پس از ما گروهى خواهند آمد كه بینش دینى و شدت ایمانشان از ما، كه این همه خود را به زحمت عبادت انداخته ایم، بیشتر است. 26 د) بانوان منتظر چهارمین گروه یاوران امام زمان بانوان پرهیزكارى هستند كه پیش از ظهور حضرت بقیةاللَّه، علیه السلام، رحلت كرده اند. به ایشان گفته مى شود: امام تو ظاهر گشته است، اگر مایلى مى توانى حضور داشته باشى. آنان نیز به اراده پروردگار زنده خواهند شد. رجعت زنان مربوط به گروه خاصى نیست و هر بانویى خود را با خواسته ها و شرایط زندگى در حكومت مهدى آل محمد، علیه السلام، تطبیق دهد ممكن است در آینده از رحمت خداوندى بهره مند گشته، براى یارى امام زنده شود. یكى از آن شرایط خواندن دعاى »عهد« است كه در فرد، نوعى آمادگى براى پذیرش حكومت آخرین ذخیره الهى ایجاد مى كند. به فرموده امام صادق، علیه السلام: هر كه چهل صبح دعاى عهد را بخواند از یاوران قائم ما باشد و اگر هم پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود خداوند او را از قبر بیرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد... 27 انتظار فرج یكى از شرایط حضور در حكومت بقیةاللَّه و توفیق دیدار با آن حضرت انتظار فرج است؛ یعنى آمادگى كامل براى پذیرش حكومت حق و آراستن به آنچه كه مهدى، علیه السلام، مى گوید و مى خواهد. انتظار فرج یعنى نفى هرگونه سلطه از بیگانگان و مبارزه با افكار انحرافى و فساد اخلاق و در یك كلام، انتظار فرج یعنى بیزارى از دشمنان خدا و پیامبر و معصومین، علیهم السلام. بى سبب نیست كه انتظار از بهترین اعمال شمرده شده است، بلكه فرد منتظرف دولت مهدى همانند كسى است كه در پیش روى رسول خدا شهید گشته و در خون خود غلتیده است و اگر بر همان حالت انتظار از دنیا برود بسان كسى باشد كه در خیمه مهدى فاطمه، علیهماالسلام، مى باشد. ابوبصیر از امام صادق روایت كرده كه آن حضرت روزى فرمود: آیا شما را خبر ندهم به چیزى كه خداوند عملى را بدون آن از بندگانش قبول نمى كند؟ گفتیم: آرى. فرمود: شهادت بر وحدانیت خدا و رسالت پیامبر، صلّى اللَّه علیه وآله، و اقرار به آنچه كه خداوند فرموده، از دوستى ما و بیزارى از دشمنان و اطاعت و پیروى از ما. نیز داشتن ورع و پرهیزكارى و انتظار كشیدن براى قائم، علیه السلام. آنگاه فرمود: بدرستى كه براى ما دولتى است، خداوند آن را هر زمانى كه اراده كند برقرار مى سازد. سپس افزود: هركس كه دوست دارد از یاران قائم، علیه السلام، باشد باید در انتظار به سر برد و خود را به ورع و محاسن اخلاق بیاراید، و اگر در همان حال بمیرد براى او اجرى همانند كسى است كه آن حضرت را درك كرده باشد. 28پى نوشتها: 1. سوره تحریم (66)، آیه 11. 2. صدوق، محمد بن على بن الحسین، كمال الدین، ج 2، ص 507؛ الطوسى، محمد بن الحسن، الغیبة، ص 138. 3. همان، ص 476. 4. الهیثمى، نورالدین على بن ابى بكر، مجمع الزوائد، ج 7، ص 315؛ معجم احادیث الإمام المهدى، ج 1، ص 500. 5. همان. 6. المجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 223. 7. الطبرى، محمد بن جریر، دلائل الامامة، ص 314. 8. همان، ص 260. 9. ریاحین الشریعة، ج 5، ص 41؛ به نقل از خصایص فاطمیه. 10. چشم اندازى از حكومت مهدى، علیه السلام، ص 74؛ به نقل از بیان الائمه، ج 3، ص 338. 11. ابن الاثیر، على بن ابى الكرم، اسدالغابه، ج 5، ص 481. 12. ریاحین الشریعه، ج 4، ص 353. 13. الواقدى، محمد بن عمر، مغازى، ج 1، ص 273. 14. همان، ج 2، ص 268. 15. همان، ج 1، ص 270. 16. ریاحین الشریعه، ج 5، ص 41؛ به نقل از خصایص فاطمیّه. 17. چشم اندازى از حكومت مهدى، علیه السلام، ص 76؛ تهذیب الكمال، ج 35، ص 329. 18. طبسى، محمد جواد، نقش زنان مسلمان در جنگ، ص 20. 19. قاموس الرجال، ج 10، ص 387. 20. المامقانى النجفى، عبدالله محمد حسن، ریاحین الشریعه، ج 3، ص 381؛ به نقل از تنقیح المقال. 21. همان، ج 3، ص 78. 22. القمى، شیخ عباس، سفینة البحار، ج 1، ص 204. 23. همان. 24. همان. 25. جامع الرواة، ج 2، ص 458؛ رجال شیخ طوسى، ص 341. 26. المفید، محمدبن محمدبن النعمان، الاختصاص، ص 73072. 27. القمى، شیخ عباس، همان، ج 2، ص 294.

28. القمى، شیخ عباس، منتهى الآمال، ج 2، ص 486؛ به نقل از: النعمانى، محمد بن ابراهیم، الغیبة.
ماهنامه موعود شماره 27
محمد جواد طبسى

شنبه 23/10/1391 - 14:22
مهدویت
آداب جشنهای شعبانیهمراسم ولادت حضرت مهدى علیه السلام حضرت امام حسن عسكرى علیه السلام بعد از ولادت با بركت فرزند گرامیش حضرت بقِِیت الله الاعظم عجل الله تعالى فرجه الشریف دستور دادند كه مقدار زیادى نان و گوشت بخرند و میان فقیران شهر سامرا تقسیم كنند.(1) و نیز براى او هفتاد قوچ عقیقه كرد.(2) و چهارتا از آن ها را براى یكى از اصحاب خود به نام ابراهیم فرستاد و نامه اى با درون مایهِ زیر به او نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم این گوسفندها از فرزندم محمد مهدى (علیه السلام) است. خودت از آن ها بخور و هر كس از شیعیان ما را دیدى، به او هم بخوران.(3) شیعیان وقتى از ولادت آن حضرت با خبر شدند، سرتاسر وجودشان را سرور و شادى فرا گرفت و دسته دسته خدمت امام عسكرى علیه السلام مى رسیدند و ولادت آن بزرگوار را به ایشان تبریك مى گفتند. شاعران شعرهاى بسیارى در این باره مى سرودند و بدین وسیله، سرور و خوشحالى خود را آشكار مى كردند.(4) این روز بزرگ، مظهر نشاط و شادى مسلمانان به ویژه شیعیان جهان است و از آنجا كه این شادى براى اهلبیت علیهم السلام است شیعه باید شادیش هم سو با فرح و شادى آنان باشد. آداب شادى در سیره ى معصومین علیهم السلام لازمه ى محبت و دوستى اهل بیت علیهم السلام و شیعه بودن این است كه باید در تمام ابعاد زندگى از امامان معصوم علیهم السلام پیروى نمود؛ چه در مسائل اعتقادى، عبادى، سیاسى و اجتماعى و چه در غم ها و شادى ها. حضرت على علیه السلام فرمودند: انظُرُوا اَهلَ بَیتِ نَبِیٍّكُم فَالزَمُوا سَمتَهُم وَ اتَّبِعُوا اَثَرَهُم فَلَن یُخرِجُوكُم مِن هُدًى وَ لَن یُعِیدُوكُم فِى رَدًى.(5) توجه كنید به اهل بیت پیامبر صلى الله علیه وآله و در جهت و راه آن ها بروید و پیروى كنید آثارشان را؛ چرا كه آنها شما را از راه هدایت خارج نمى سازند و در پستى نمى اندازند. نخستین الگوهاى رفتار و حساسیت هاى انسان در دوران كودكى، پدر و مادرند، سپس معلمان و مربیان و همسالان، ولى آن چه مى تواند معیار حساسیت و رفتار براى همگان در همه ى زمان ها باشد، شیوه ى رفتار معصومین علیهم السلام است. امام رضاعلیه السلام به ریان بن شبیب فرمودند: اِن سَركَ اَن تَكُونَ مَعَنا فِى الدرَجاتِ العُلى مِنَ الجَنانِ فَاحزَن لِحُزنِنا وافرَحَ لِفَرحِنا.(6) اگر دوست دارى در درجات عالى بهشت، همراه ما باشى، محزون باش به حزن ما و خوشحال باش براى شادى ما. بر خلاف سنّت هاى غلطى كه در میان جوامع اسلامى رواج دارد و فكر مى كنند، در روزهاى شادى هر كارى را كه خواسته باشند، مى توانند انجام دهند و روزهاى شادى را روزهاى لهو و خوشگذرانى مى دانند، امامان معصوم علیهم السلام در چنین روزهایى ، ضمن شادى و سرور، برنامه هایى داشتند كه از مجموع آن ها یك نكته استفاده مى شود و آن این است كه در روزهاى شادى نه تنها تكالیف شرعى نباید تعطیل شود، بلكه تكلیف و عبادت بیش از روزهاى دیگر است. اصولاً چنین روزها، روزهاى عبادت و بندگى است؛ نه روزهاى غفلت . براى این كه از مظاهر شادى و سرور معصومین علیهم السلام پیروى نماییم، فهرستى از مظاهر شادى ایشان را بر مى شماریم. تكبیر و تهلیل گفتن پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمودند:زَیّنُوا اَعیادَكُم بِالتّكبیر (7) عیدهایتان را به اللّه اكبر گفتن زینت دهید. خود آن حضرت، هنگامى كه از خانه به سمت مصلّى بیرون مى رفت از منزل تا مصلّى با صداى بلند اللّه اكبر و لا اله الاّ اللّه مى فرمود.(8) پوشیدن لباس پاكیزه از برخى روایات استفاده مى شود كه امامان معصوم علیه السلام در زمان هاى خاصّى چون عید غدیر و بعضى از اعیاد اسلامى، در لباس و پوشش خود تغییرى ایجاد و لباس شادى بر تن مى كردند. امام صادق علیه السلام فرمودند: لازم است شخص مؤمن در روز غدیر، پاكیزه ترین و مناسب ترین لباس خود را بپوشد.(9) تبسم و لبخند امام رضا علیه السلام فرمودند: روز غدیر، روز تبّسم بر مؤمنان است. كسى كه در این روز به روى مؤمن، تبسم كند، خداوند در روز قیامت نظر رحمت بر او مى افكند.(10) تبریك و تهنیت گفتن تبریك و تهنیت گفتن از برجسته ترین آداب هر عیدى است و در اسلام نیز سنّت تبریك و تهنیت در مناسبت هایى مانند عید غدیر، جایگاه ویژه اى دارد. پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله بر تبریك گفتن در چنین روزى، تأكید مى كردند و به مردم مى فرمودند: هَنئُونى؛ مرا تبریك بگویید! مرا تبریك بگویید.(11) شادى كردن حضرت على علیه السلام فرمودند: واظهِرُوا السُّرورَ فى مُلاقاتِكُم. در برخوردهایتان، شادى را آشكار كنید.(12) امام صادق علیه السلام فرمودند: روز غدیر، روز خوشحالى و شادى است.(13) دعا و روزه شیخ طوسى روایت كرده است كه توقیعى به دست قاسم بن علاى همدانى وكیل امام حسن عسكرى علیه السلام رسید، مبنى بر این كه روز سوم شعبان، سال روز ولادت امام حسین علیه السلام، روزه بدارد و این دعا را بخواند: اَلّلهُم اِنّى اَسئَلُكَ بِحَقِ المَولُودِ فى هذا الیَوم...(14) نماز از دیگر اعمال اعیاد اسلامى، نماز و عبادت است؛ در روز جمعه، نماز جمعه و در عید فطر و قربان، نماز مخصوص عید و در عید غدیر نماز مخصوص سفارش شده است ....(15) عطر زدن از جمله سنّت هاى پسندیده كه همیشه مطلوب است، به ویژه در روزهاى عید و شادى، »عطر زدن« است. امام صادق علیه السلام فرمودند: كان رَسُولُ اللّه صلى الله علیه وآله یُنفِقُ فِى الطّیبِ اكثَر مِمَا یُنفِقُ فِى الطعامِ.(16) پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله براى عطر بیش از طعام، بها مى دادند و بیش تر پولشان را خرج آن مى كردند. اطعام طعام فیاض بن محمد طوسى مى گوید: در یكى از سال ها روز عید غدیر به حضور امام رضا علیه السلام شرفیاب شدم، دیدم گروهى در خدمت حضرت هستند. حضرت آنان را براى افطار در خانه اش نگه داشت و به خانه هاى آنان نیز طعام، لباس، انگشتر و كفش فرستاد.(17) مرحوم علّامه مجلسى قدس سره مى نویسد: در یكى از سال ها كه روز عید غدیر مصادف شده بود با روز جمعه حضرت على علیه السلام بعد از نماز جمعه با فرزندان و گروهى از شیعیان به منزل امام حسن علیه السلام جهت اطعامى كه حضرت بدین مناسبت برایشان تدارك دیده بود، رفتند.(18) انفاق و كمك به فقراء یكى از برنامه هاى اعیاد اسلامى، كمك و دستگیرى از فقراء و نیازمندان است، مثلاً در عید فطر، زكات فطره و در عید قربان، گوشت قربانى و در سایر اعیاد نیز صدقه سفارش شده است. زینت كردن علاّمهِ طباطبایى قدس سره در ذیل آیه ى »خُذُوا زینَتَكُم عِندَ كُلٍّ مَسجِدٍ...«(19) ، مى فرماید: زینت براى مسجد، زینت و زیبایى است كه به هنگام حضور در مسجد مناسب است انجام شود كه به طور طبیعى ابتدا براى نماز و طواف است و از اطلاق آیه استفاده مى شود كه در همه ى نمازهاى عید و جماعت هاى روزانه و دیگر عبادت ها، مناسب و مطلوب است.(20) صله دادن از سنّت هاى معصومان در روزهاى شادى و سرور، صله و هدیه دادن است. در حالات حضرت موسى بن جعفر علیه السلام آمده است: روز عیدى مردم به دیدن آن حضرت آمده و هدایایى آورده بودند. آخرین نفر آن ها پیرمرد فقیرى بود كه پیش آمد و عرض كرد: من هدیه اى ندارم جز بیست بیت شعر كه جدّم در مدح جدّت گفته است. پس آن اشعار را خواند، حضرت فرمود: »هدیهِ تو را قبول كردم«. سپس تمام هدایایى كه براى او آورده بودند، به آن پیرمرد بخشید.(21) ولیمه یكى از سنت هاى اسلامى در شادى ها، سنّت ولیمه است. پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: »لا وَلیمَه اِلّا فِى خَمسِ. فى عُرسٍ اَو خُرسٍ اَو عِذارٍ اَو وكارٍ اَو رِكاز.«(22) ولیمه و اطعام در پنج مورد بیش تر تأكید شده است: 1. عروسى، 2. هنگام تولد نوزاد، 3. ختنهِ اولاد، 4. موقع خرید خانه، 5. در مراجعت از زیارت خانهِ خدا. پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله هنگام تزویج میمونه دختر حارث، ولیمه داد.(23) حضرت على علیه السلام براى عروسى حضرت زهرا علیها السلام مهاجرین و انصار را دعوت كرد و آن ها را طعام و ولیمه داد.(24) تغییر ذائقه و تنوع یكى از نمونه هاى مظاهر شادى معصومان علیه السلام، ایجاد تنوع در غذا و میوه است. از پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله نقل شده كه فرمودند: اِطرفُوا اَهالیكُم فى كُلٍّ جُمعهٍ بشى ء مِنَ الفاكِهَه وَاللحم حَتى یَفرحوا بالجُمعه.(26)(25) براى خانواده هایتان در هر جمعه، مقدارى میوه و گوشت خریدارى نمایید تا با خوردن میوه و غذاهاى خوشمزه در روز جمعه خوشحال شوند. توسعه ى زندگى امام رضا علیه السلام فرمودند: خداوند كسى را كه روز عید غدیر، بر عیال خود توسعه دهد، رحمت مى كند و او را از آتش دوزخ دور مى گرداند.(27) همایش گردهمایى یكى از اعمال و آداب روزهاى عید است. على علیه السلام فرمود: وَاجمِعُوا یَجمَعِ اللّه شَملكم در روز عید غدیر گرد هم آیید تا خداوند امورتان را از نابسامانى و پراكندگى برهاند.(28) هدیه دادن یكى از سنت هاى نیكو در اعیاد اسلامى هدیه دادن است. امام رضا علیه السلام فرمودند: اَفضِل على اِخوانِك فى هَذا الیَوم: در این روز (عید غدیر) بر برادرانت بخشش كن. (29) نیكى و احسان احسان و نیكى یكى دیگر از آداب اعیاد اسلامى است. حضرت على علیه السلام فرمودند: به یكدیگر نیكى كنید كه خداوند میان شما الفت پدیدار سازد و نیكى در این روز موجب افزایش مال و عمر مى شود. امام صادق علیه السلام فرمود: وَاكثِر برّهم در روز غدیر به برادران ایمانى ات بسیار نیكى كن.(30) دید و بازدید دید و بازدید، یكى از آداب روزهاى عید و روزهاى شادى است. این سنّت، مردم را شاداب تر و نام و یاد عید را در دل و ذهنشان ریشه دارتر مى كند و در روایات مورد توجه قرار گرفته است. چند هشدار الف. مجالس شادى نباید همراه با گناه باشد؛ حضرت مهدى در پیام خود به شیخ مفید فرموده اند فَلْیَعْمَلْ كُلُّ امْرِىٍ مِنْكُم مَا یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَتِنَا وَلْیَتَجَنَّب ما یُدْنِیهِ مِنْ كِراهِیَّتِنا و سَخَطِنا پس هر كدام از شما باید بگونه اى رفتار كند كه او را به محبت ما نزدیك كند و از هر كار كه موجب ناراحتى و خشم ما مى گردد اجتناب ورزد. و متأسفانه، گاهى شادى ها آن چنان با گناه همراه است كه شادى با گناه مساوى مى شود. ب. با اذیت و آزار همراه نباشد؛ یكى از شرایط شادى این است كه با اذیت و آزار دیگران همراه نباشد، متأسفانه امروزه بسیارى از شادى هاى ما با آزار دیگران همراه است. مانند: بلند كردن صداى موسیقى و آهنگ هاى مبتذل، انفجارهاى تفریحى در شب هاى شادى ... پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: مَنْ آذَى مُؤْمِناً فَقَدْ آذَانِی...(31) كسى كه مؤمنى را آزار دهد مرا آزار داده است. ج. لهو نباشد؛ در آیین اسلام، سرگرمى هاى زیانبار و همه ى عوامل بازدارنده از پیشرفت هاى معنوى، ممنوع است. موسیقى و غناى حرام، یكى از سرگرمى هاى زیان بار است كه آدمى را از توجه به خدا و آخرت باز مى دارد. موسیقى، اثرى هم چون الكل و افیون، در روح و روان انسان دارد؛ یعنى با رخوتى كه در اعصاب ایجاد مى كند، موجب مى شود كه انسان موّقتاً از واقعیت هاى زندگى فاصله بگیرد، لذا مراجع تقلید ، شنیدن و نواختن موسیقى را حرام مى دانند.(32) استفتائات از مراجع تقلید سؤال: اخیراً در میلاد ائمه علیهم السلام یا مناسبت هاى دیگر تحت عنوان موسیقى سنتى كنسرت هاى موسیقى برپا مى كنند، یا سرودهایى با آهنگ به صورت طرب آور با خوانندگى هاى سَبُك اجرا مى كنند آیا رواج این حركت ها از سوى هر گروه و نهاد در فرهنگ سراها یا مساجد و حسینیه ها، چه صورتى دارد و آیا اساساً با توجه به سیره ائمه معصومین علیهم السلام مى توان به نام اهل بیت علیهم السلام به چنین اقداماتى دست زد؟ جواب: حضرت آیت الله خامنه اى: هرگونه خوانندگى و نوازندگى كه متناسب با مجالس عیش و نوش و خوشگذرانى باشد جایز نیست و از هر كارى كه با شؤنات مساجد و حسینیه ها سازگار نباشد باید اجتناب كرد. حضرت آیت الله صافى: تمام اعمال مذكور در سؤال، حرام و ترك آنها واجب است چه در مسجد باشد یا غیر آن. خداوند مؤمنین را از شرور و فتن آخرالزمان محفوظ دارد. حضرت آیت الله بهجت: برپایى و شركت در این مجالس حرام است. حضرت آیت الله سیستانى: اگر لحن آواز از الحان اهل لهو و لعب باشد به احتیاط واجب حرام است و اگر موزیك مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است. در غیر این دو صورت نیز مناسب نیست و بخصوص اجراى آن در مساجد اگر هتك باشد حرام است. حضرت آیت الله مكارم شیرازى: كلیه صداها و آهنگ هایى كه مناسب مجالس لهو و فساد است حرام است. (33) چه كنیم؟ مى دانیم كه براى شروع هر عملى اول باید نیت كرد. نیت میكنم كه جشن نیمه شعبان را براى رضاى خدا و شادى دل رسول خدا صلى الله علیه وآله و حضرت زهرا علیها السلام و ائمه هدى علیهم السلام و تعجیل در ظهور امام زمان علیه السلام بر پا كنم اگر دوست داریم كه جشن ما مورد توجه امام زمان علیه السلام قرار بگیرد - سعى كنیم در مدت برپایى جشن با وضو باشیم . - كسانى را كه به ما كمك مى كنند توصیه كنیم كه وضو داشته باشند. - براى قبول شدن كارها به درگاه خداوند دو ركعت نماز بخوانیم . - آهسته و پیوسته صلوات بفرستیم . - هر روز براى سلامتى امام زمان علیه السلام صدقه بدهیم. - از ابتدا تا پایان جشن با خوشرویى با مردم مواجه شویم . چگونه بركت جشن را زیاد كنیم ؟ از تك روى بپرهیزیم. همسایگان همكاران و دوستانمان را دعوت كنیم تا براى جشن امام زمان علیه السلام با ما همكارى كنند. با هدیه كوچكى مى توانیم دل آنها را با امام زمان علیه السلام پیوند دهیم و در طول جشن از حمایت آنها برخوردار شویم. - از دیگران بخواهیم كه آنها هم محبتشان را به امام زمان علیه السلام ابراز كنند جشن كوچكى بگیرند چراغانى كنند و كام مردم را با شیرینى و شكلات شیرین كنند. فضا سازى - حتما چراغانى كنیم. حتى با چند عدد لامپ رنگى. - احادیث و نام هاى مقدس امام زمان علیه السلام را روى پارچه هاو یا مقواهاى رنگى بنویسیم و به در و دیوار نصب كنیم . - از پرچم هاى رنگى بزرگ و كوچك براى تزئین جشن استفاده كنیم . - اگر به اندازه كافى جا داشته باشیم چند عدد صندلى براى نشستن میهمانان فراهم كنیم - با معطر كردن محیط فضایى دلچسب و معنوى ایجاد كنیم . - با یك نوار مداحى مناسب (با صداى كم) دل مردم را به سوى امام زمان علیه السلام متوجه كنیم . با دادن شربت همراه با سلام و صلوات با مقدارى آب نبات و شكلات كه در یك سینى مى ریزیم و به مردم تعارف مى كنیم . با دادن یك هدیه كوچك مثلا یك كارت تبریك كه نام امام زمان علیه السلام روى آن است یك جا كلیدى یا یك پوستر یك اسكناس نو و...از میهمانانمان پذیرایى میكنیم . چندین راهكار براى برگزارى جشن هاى نیمه شعبان 1. خیرات و مبّرات 1. قربانى كردن براى سلامتى و فرج امام زمان علیه السلام و تقسیم آن بین فقرا. 2. اداى قرض زندانیان مقروض. 3. سركشى و رسیدگى به فقرا و ایتام )از طریق مراكز خیریه و یا ترجیحاًشخصاً(. 4. تهیه جهیزیه و تأمین دیگر هزینه هاى نیازمندان . 5. برگزارى جشن هاى عروسى براى افراد بى بضاعت و فقیر. 2. طرح دیدار 1. دیدار از اقوام و سادات و علماء به خصوص بزرگان و سالمندان . 2. عیادت بیماران در بیمارستان ها و مراكز درمانى. 3. دیدار از سالمندان و نیازمندان بسترى در مراكز بهزیستى و درمانى و آسایشگاه ها. 4. دیدار از نویسندگان و صاحبان اثر در زمینه امام زمان علیه السلام 3. آذین بندى 1. تزئین سر در منازل، ورودى كوچه و خیابان، مغازه ها و شركت ها به صورت چشمگیر. 2. نصب پرچم به آنتن اتومبیل ها. 3. تشویق اقوام به نصب حداقل یك لامپ یا ریسه یا كاغذ رنگى بر سر در منازل. 4. طرح كلیشه زنى و نوشته هاى مختلف در محل هاى مناسب . 5. توزیع پارچه نوشته ها بین مردم و مغازه داران. 4. طرح هاى هنرى 1. اجراى نمایش هاى خیابانى. 2. برگزارى تئاتر با موضوعات مختلف مهدویت (از قبیل اجراى داستان تشرفات و نیاز بشر به منجى الهى و ...) 3. طراحى كارت پستال و پوستر با موضوع مهدویت. 4. فراخوان عمومى مقالات و آثار مربوط به امام زمان علیه السلام. 5. الگو دادن و طرح جهت گلدوزى، خطاطى، نقاشى و...با موضوع مهدویت. 6. ایستگاه هاى نقاشى . 7. تهیه خلاصه كتاب در پوسترهاى زیبا و تابلوهاى جذاب. 8. مصاحبه هاى متنوع با شاعران، نویسندگان و فعالان در موضوع مهدویت. 9. برگزارى شب شعر. 10. نمایشگاه عكس و آثار هنرى با موضوع انتظار، غیبت، ظهور، رجعت و... 11. فیلمنامه و نمایش نامه نویسى با موضوعات متنوع مهدویت . 12. ارائه ى احادیث در تصاویر هنرى. 5. برگزارى نمایشگاه 1. با عنوان : همتاى قرآن (بررسى و جلوه دادن این مطلب كه قرآن بدون اهل البیت علیهم السلام) جوابگوى نیاز بشر نیست، بررسى حدیث «ثقلین» و مربوط ساختن آن با امام زمان علیه السلام. 2. برگزارى نمایشگاه در مناسبت هاى دیگر و مربوط ساختن آن با امام زمان علیه السلام 3. نمایشگاه با استفاده از آثار فرهنگى مهدویت (نقاشى، پوستر، عكس، كتاب ، سى دى، خطاطى و...). 4. برگزارى نمایشگاه میلاد نور (در این نمایشگاه ابعاد وجودى و ابعاد مختلفى از زندگى و ولایت امام زمان علیه السلام در قالب هاى مختلف ارائه مى شود). 5. میزگردهاى خیابانى با موضوعات (وظیفه ى ما در عصر غیبت و...). 6. نمایشگاه مهر با مهر ویژه مدارس و اماكن آموزشى به این صورت كه از آغاز سال تحصیلى محیط درسى با روح مذهبى امام عصرعلیه السلام آمیخته گردد. 7. نمایشگاه كتاب و محصولات فرهنگى با موضوع مهدویت. 8. نمایشگاه معرفى اماكن منتسب به امام زمان علیه السلام. 9. نمایشگاه عكس و آثار مختلف با موضوعات امام زمان علیه السلام، غیبت، ظهور، مهدویت، رجعت و... 10. نمایشگاه هاى متحرك. 11. نمایشگاه هاى مقطعى و جابجایى آنها به مناطق مختلف و محروم. 12. نمایشگاههاى ثابت در دوره ى سال براى معرفى شخصیت هاى مثبت و منفى مرتبط با امام زمان علیه السلام مانند: شلمغانى و حكیمه خاتون علیها السلام 6. كودك و نوجوان 1. برگزارى جشن در مدارس و مهدهاى كودك و مهدهاى قرآنى . 2. برگزارى مسابقات نقاشى با موضوع غیبت و ظهور و... 3. طرح عریضه نویسى (دل نوشته). 4. برگزارى مسابقات. 5. ارودهاى زیارتى. 6. ایستگاه نقاشى در خیابان ها و معابر عمومى. 7. برگزارى جشن تكلیف در شب و روز نیمه شعبان. 8. راهپیمایى به مناسبت نیمه شعبان و حمل پلاكارد و توزیع جزوه، توضیح و توجیه حركت. 9. سرزدن به بیماران و سالمندان . 10. نوشتن نامه به امام زمان علیه السلام با عنوان (نامه به پدر مهربان) ویژه دارالایتام. 11. برگزارى نمایشگاه هاى مختلف و متنوع. 12. ایجاد سایت اینترنتى مخصوص كودكان با موضوع امام زمان علیه السلام 13. تهیه سى دى هاى قصه و سرگرمى با هدف آشنایى با امام زمان علیه السلام 14. خرید وسائل دلخواه كودكان در نیمه شعبان. 15. حركتى در زمینه تشكر و قدردانى از پرسنل بیمارستان ها، آتشنشانى، پلیس و سایر افرادى كه اقتضاى شغلشان این است كه در ساعات جشن نیمه شعبان سر كار باشند. 7. مسابقات 1. اجراى مسابقات مختلف در جشن ها. 2. حفظ دعاى عهد، فرج، آل یس، سلام الله الكامل و... 3. تواشیح و سرود و ... 4. مسابقات پرسش و پاسخ اعتقادى. 5. مسابقات ورزشى متناسب با شب میلاد. 6. مسابقات پاسخ به شبهات اعتقادى به این صورت كه سؤالاتى مطرح گردد و به بهترین پاسخ ها جایزه داده شود. 7. مسابقات مفاهیم از زیارات و القاب امام زمان علیه السلام 8. كتابخوانى با موضوع مهدویت (ابتدا كتاب معرفى مى شود و پس از یك ماه مسابقه حضورى و یا غیر حضورى برگزار مى شود) 9. مسابقه خطاطى در موضوعات جالب با عباراتى مانند: بقیةالله خیرلكم. 10. اجراى مسابقات در راهپیمائى ها به این صورت كه قبلا سؤالى مطرح شود و جواب آن را مكتوب در صندوقهایى كه در مسیر راهپیمایى قرار داده شده بیندازند و در پایان راهپیمایى با قرعه كشى بین برندگان، جایزه داده شود. 8. مساجد و هیئت هاى مذهبى 1. برگزارى مراسم جشن و سخنرانى و مداحى . 2. برگزاى مراسم احیا و سحرى دادن و افطارى. 3. برگزارى دعاى ندبه، ختم قرآن، زیارت آل یس، ختم صلوات. 4. اجراى مسابقات فرهنگى. 5. برگزارى اردوهاى زیارتى . 6. هدیه و عیدى دادن . 7. ایجاد ایستگاه پذیرایى صلواتى. 8. برگزارى جلسات آموزشى و كلاس هاى اعتقادى با موضوع امام زمان علیه السلام . 9. جلسه پرسش و پاسخ و رفع شبهات اعتقادى با كمك كارشناسان. 10. برگزراى انواع نمایشگاه ها. 11. اطعام و پذیرائى با كمك و همیارى مردم. 12. رسیدگى به اوضاع نیازمندان. 13. تشكیل گروه سرود و تواشیح. 14. تزئینات و چراغانى بیشتر بیرون مساجد و در دید رهگذران انجام شود. 15.تشكیل گروههاى فرهنگى در مقاطع سِنّى مختلف براى شناخت امام زمان 9. مؤسسات فرهنگى 1. استفاده از تكنیك هاى تبلیغى جهت نهادینه كردن مراسم دعا در بین مردم. 2. آماده سازى گروه هاى تواشیح و سرود ویژه نیمه شعبان و اعزام به جشن ها. 3. تهیه نوار و سى دى و كلیپ هاى مربوط به امام زمان علیه السلام جهت توزیع و استفاده در ایستگاه هاى صلواتى. 4. تهیه كتاب با خط بریل براى نابینایان به همین منظور. 5. تهیه پیك و مجلات مناسب. 6. ترغیب و تشویق نویسندگان، ناشران وكتابفروشان جهت تولید و توزیع كتاب هاى مهدویت. 7. ایجاد پایگاه اینترنتى. 8. برنامه ریزى جهت آموزش مبانى مهدویت. 9. شناسائى و ایجاد ارتباط بین افراد علاقه مند به موضوع مهدویت . 10. ارائه طرح هاى مختلف به جوانان و نوجوانان مهدوى. 11. ایجاد كتابخانه تخصصى (فیزیكى و الكترونیكى) ویژه مهدویت . 12. ایجاد پایگاه مهدویت به طور شبانه روز براى پاسخ به شبهات. 13. شناسایى خیّرین و جمع آورى مبالغ مالى براى عرضه محصولات فرهنگى مهدوى به صورت رایگان. 14. ایجاد ستاد شعبانیه و اجراى طرح وحدت بین جمیع مؤسسات فرهنگى براى پیشگیرى از كارهاى موازى و تقسیم نمودن كار بین آنها به طور تخصصى. 15. اعزام گروه هاى مختلف مردمى به مسجد مقدس جمكران. 16. اعطاى رایگان محصولات فرهنگى براى اتوبوس هاى عازم مسجد مقدس جمكران در هر هفته (در طول سال). 17. اعزام روحانیون همراه كاروان هاى عازم به مسجد جمكران (همه هفته) . 10. عموم مردم علاوه بر شركت در جشن ها و همكارى با مسؤلین آنها در راستاى بهتر انجام شدن این گونه مراسم مى توانند در محیطهاى گوناگون زندگى خود از قبیل محیط كار فعالیت داشته باشند. به طور مثال: 1. ارائه خدمات و محصولات فرهنگى به صورت رایگان. 2. سوار نمودن مسافرین بدون اخذ هزینه به صورت صلواتى. 3. معاینه و درمان بیماران به صورت رایگان و یا با تخفیف ویژه در ایام نیمه شعبان (ویژه مراكز درمانى و پزشكان). 4. ارائه مایحتاج مردم با هزینه هاى پائین. 5. مى توان در مراسم عقد و عروسى از موقعیت به دست آمده استفاده نموده و در این گونه مجالس كه معمولاً تمام اقوام و آشنایان جمع مى شوند متناسب با اعیاد مبارك برنامه هاى متنوعى اجرا نمود. 6. قراردان موقوفات و وصیت به ثلث مال در جهت گسترش معرفت امام عصر 7. در دسترس قراردان نشریات و كتب مهدوى در مراكزى كه معمولا مردم منتظر مى شوند. (سالن فرودگاه ها، مطب پزشكان، آرایشگرى ها، نانوائى ها و...) 11. تبریك 1. ساده ترین و رایج ترین و كم هزینه ترین كارى كه در ایام مباركه و اعیاد مقدسه انجام مى پذیرد، تبریك گفتن است و چه بهتر با الفاظى باشد كه در احادیث به آنها سفارش شده است.(اسعدالله ایامكم) و (ایامكم سعیدا) و... 2. از ساده ترین روش هاى معمول استفاده كرده و به یكدیگر تبریك بگوییم . 3. در مكالمات تلفنى بعد از سلام با تبریك سخن خود را آغاز كنیم. 4. از طریق smsویا email تبریك بگوییم. پیام كوتاه ساكنان زمین و آسمان مهدى را دوست خواهند داشت. (پیامبر اكرم ص( اى حجاب ربانى/تا به چند پنهانى/جلوه كن به آسانى/ همچو صبح نورانى عزیزٌ على ان ارى الخلق و لا ترى/ سخت است مردمان را دیدن و تو را ندیدن )دعاى ندبه) شمع آه من و رخساره ى چون لاله ى تو لیت شعرى این استقرّت بك النّوى/ اى كاش دانستمى به كجا خانه گزیدى )دعاى ندبه) درد عشق تو نگارا/ نپذیرد درمان/ تا شوم از سر اخلاص/ به قربان شما برهم زنید یاران/ این بزم بى صفا را/ مجلس صفا ندارد/ بى یار مجلس آرا جز آشنا نبیند دیدار آشنا را الى متى احار فیك یا مولاى/ تا به كى سرگردان تو باشم اى مولایم (دعاى ندبه) هل الیك یا بن احمد سبیل فتلقى/ اى زاده ى احمد، راهى به سوى ملاقات تو هست؟ رهنمونم باش. (دعاى ندبه) تشنگى به درازا كشید سیرابم كن گفتا حجاب وصلت/ باشد هواى نفست/ گر نفس را شكستى/ دستت رسد به دستم گفتمش اشك، راه خوابم بست/ گفت كى بود عاشقان را خواب گفتمش پرده جمال تو چیست؟/ گفت بگذر ز خویشتن، دریاب بنما آفتاب را بى ابر/بگشا از جمال خویش نقاب گفتا چه خواهى گفتم جمالت زود یا دیر، روزى فرا میرسد كه عالم حقیقت راهش را در مییابد و دل ها به آمدنش آرام میگیرد. سلام به سپیده اى كه با یاد او بدمد. در وصالت شكفتنم هوس است. آن كه پنهان است از چشم كسان/ پیداست كیست/ در دل هر ذره خورشید نهان / پیداست كیست این همان قائم است كه گردن ها براى انتظار به سوى او دراز میشود. (امام حسن عسكرى ع ) برترین اعمال انتظار فرج است. (امام على ع) خوشا به حال شكیبایان در غیبت امام (پیامبر اكرم ص) خبر ز آب ندارى و آب در پیش است. خدایا از یاد ما مبر یاد او بهر تماشاى سرا پاى او/ دیده سرا پاشدنم آرزو است. این مى ز كجا و این چه مستى است؟ امید بى قرینه، كى میآیى؟ گفتم كه روى خوبت از من چرا نهان است/ گفتا تو خود حجابى ورنه رخم عیان است. چند فصل زندگانى بى بهار بگذرد؟ دل جز به بزم كویت رخت سفر نبندد. خوش آن شوریده ى شیداى بى دل/ كه مدهوش تماشاى تو باشد. آب حیات من تویى/حلقة نور من تویى/ درد مرا دوا تویى/ تشنه ام و سقا تویى بى سرو پا به سر شود/ بى تن و جان به سر شود/ بى من و ما به سر شود/ بى تو به سر نمى شود زهر فراق نوشم تا كام من برآید/ بهر وصال كوشم تا جان زتن برآید بیش از این اى جان نیارم صبر كردن در برون/ بر درت چون حلقه سر خواهم زدن تا وا شود. 12. طرح سالمندان 1. برگزارى مراسم جشن در خانه سالمندان. 2. تقدیم لوح تبریك از طرف خانواده ها. 3. بزرگداشت سالخوردگان صاحب اثر در زمینه مهدویت (پیر خادمان حضرت مهدى علیه السلام و...) 4. برگزارى اردوهاى زیارتى. 5. عریضه نویسى. 13. نویسندگان، روحانیون و متخصصین، سخنوران و محققین 1. استفاده از سخنوران و مجریان در جشن ها. 2. تهیه مقاله و متون ادبى با موضوع نیمه شعبان وامام زمان علیه السلام. 3. سفرهاى تبلیغى در شهرها و روستاهاى دور افتاده و برگزارى مراسم مختلف. 4. تهیه سررسید از نیمه شعبان تا نیمه شعبان با عنوان هر روز با امام زمان علیه السلام. 5. جمع آورى دكلمه و اشعار مناسب جهت استفاده سخنرانان، مجریان و مداحان. 6. تشویق مساجد و هیئات و مؤسسات جهت برگزارى جشن ها و اهداى محصولات فرهنگى و.. 7. برگزارى جلسات پرسش و پاسخ و جوابگویى به شبهات. 8. نوشتن و معرفى كتاب. 9. آشناسازى شیعه با وظایشان در عصر غیبت نسبت به امام عصرعلیه السلام. 14. طرح هدیه 1. هدیه به كسانى كه نام مهدى یا نرجس دارند . 2. تقدیم هدایاى فرهنگى با موضوع مهدویت به كودكان و نوجوانان 3. عیدى و هدیه دادن به اقوام و وابستگان و كودكان . 4. اهداى كتاب و نوارهاى صوتى در جهت هدایت محتواى جشن به هیئات مذهبى و مؤسسات فرهنگى. 5. ترویج فرهنگ عیدى دادن بین اقوام و آشنایان و كارفرمایان. 6. تقدیم هدیه به كسانى كه در نیمه شعبان متولد شده اند. 7. هدیه دادن در جشن ها به صورت قرعه كشى بین شركت كنندگان. 15. طرح پذیرائى 1. ایجاد ایستگاه هاى صلواتى و بین راهى (آبجوش، یخ، شربت و ...). 2. طرح نان تازه صبحگاه نیمه شعبان براى همسایه ها به وسیله ى كودكان و نوجوانان. 3. پذیرائى با شكلات و شیرینى و شربت به همراه بسته هاى فرهنگى در اماكن عمومى . 4. اطعام عمومى و یا مهمانى دادن ها بخصوص بین اقوام. 5. طرح نان مجانى در شب نیمه شعبان. 6. آش نذرى. 7. افطارى دادن در شام نیمه شعبان به روزه داران. 16. طرح براى مسؤلین از آنجایى كه هر مسئولیتى امانتى است در دست ما و فردا به دیگرى واگذار مى شود سعى كنیم از این موقعیت در جهت اعتلاى نام صاحب اختیارمان علیه السلام بیشتر استفاده كنیم و فكر كنیم كه در حیطه اختیاراتى كه داریم براى آن حضرت در این ایام فرخنده چه كارهایى مى توانیم انجام دهیم و در مصوبات براى زیر مجموعه هاى خود طرح هایى پیش بینى شود. به عنوان نمونه: 1. اداره پست براى نامه هایى كه ارسال مى كنند مهر « نیمه شعبان مبارك باد» زده شود. 2. سازمان اتوبوسرانى: از پشت بلیطها براى تبریك ایام فرخنده مهدویه استفاده كند. نصب پلاكارت و پوستر بر روى بدنه اتوبوس ها و... 3. اداره مخابرات: قراردادن پیام تبریك در اول تلفن هاى خدماتى. 4. شهردارى: مانند ایام نوروز به شستشوى درختان و خیابان ها و خط كشى معابر و رنگ نمودن جدولها و نام گذارى خیابان ها به نام نواب خاص حضرت و.... اعمال شب و روز نیمه شعبان در مفاتیح الجنان شب نیمه شعبان شب بسیار مباركى است )از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه: از حضرت امام محمد باقر علیه السلام سؤال شد از فضل شب نیمه شعبان فرمود آن شب افضل شبها است بعد از لیلة القدر در آن شب عطا مى فرماید خداوند به بندگان فضل خود را و مى آمرزد ایشان را به منّ و كرم خویش پس سعى و كوشش كنید در تقرب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب. پس بدرستى كه آن شبى است كه خدا قسم یاد فرموده به ذات مقدس خود كه دست خالى برنگرداند سائلى را از درگاه خود مادامى كه سؤال نكند معصیت را. و آن شب آن شبى است كه قرار داده حق تعالى آن را از براى ما به مقابل آنكه قرار داده شب قدر را براى پیغمبر ما صلى الله علیه وآله پس كوشش كنید در دعا و ثنا بر خداى تعالى الخبر) و از جمله بركات این شب مبارك آن است كه ولادت باسعادت حضرت سلطان عصر امام زمان أرواحنا له الفداء در سحر این شب، سنه دویست و پنجاه و پنج در سُرَّ مَنْ رَأى )سامرّا) واقع شده و باعث مزید شرافت این لیله ى مباركه شده و از براى این شب چند عمل است: -اول غسل است كه باعث تخفیف گناهان مى شود - دوم احیاء این شب است به نماز و دعا و استغفار چنانچه امام زین العابدین علیه السلام مى كردند و در روایت است كه هر كه احیا دارد این شب را نمیرد دل او در روزى كه دلها بمیرند - سوم زیارت حضرت امام حسین علیه السلام است كه افضل اعمال این شب و باعث آمرزش گناهان است و هر كه خواهد با او مصافحه كند روح صد و بیست و چهار هزار پیغمبر زیارت كند آن جناب را در این شب و اقل زیارت آن حضرت آن است كه به بامى برآید و به جانب راست و چپ نظر كند پس سر به جانب آسمان كند پس زیارت كند آن حضرت را به این كلمات السَّلامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ و هر كس در هر كجا باشد در هر وقت كه آن حضرت را به این كیفیت زیارت كند امید است كه ثواب حج و عمره براى او نوشته شود و ما زیارت مخصوصه این شب را در باب زیارات ذكر خواهیم نمود إن شاء الله تعالى - چهارم خواندن این دعا كه شیخ و سید نقل كرده اند و به منزله زیارت امام زمان صلوات الله علیه است اللَّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنَا [هَذِهِ] وَ [مَوْلُودِهَا] وَ حُجَّتِكَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتِى قَرَنْتَ إِلَى فَضْلِهَا فَضْلا فَتَمَّتْ كَلِمَتُكَ صِدْقا وَ عَدْلا لا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِكَ وَ لا مُعَقِّبَ لآِیَاتِكَ نُورُكَ الْمُتَأَلِّقُ وَ ضِیَاؤُكَ الْمُشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ فِى طَخْیَاءِ الدَّیْجُورِ الْغَائِبُ الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ كَرُمَ مَحْتِدُهُ وَ الْمَلائِكَةُ شُهَّدُهُ وَ اللَّهُ نَاصِرُهُ وَ مُؤَیِّدُهُ إِذَا آنَ مِیعَادُهُ وَ الْمَلائِكَةُ [فَالْمَلائِكَةُ] أَمْدَادُهُ سَیْفُ اللَّهِ الَّذِى لا یَنْبُو وَ نُورُهُ الَّذِى لا یَخْبُو وَ ذُو الْحِلْمِ الَّذِى لا یَصْبُو مَدَارُ الدَّهْرِ وَ نَوَامِیسُ الْعَصْرِ وَ وُلاةُ الْأَمْرِ وَ الْمُنَزَّلُ عَلَیْهِمْ مَا یَتَنَزَّلُ [یَنْزِلُ [فِى لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ أَصْحَابُ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ تَرَاجِمَةُ وَحْیِهِ وَ وُلاةُ أَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى خَاتِمِهِمْ وَ قَائِمِهِمْ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوَالِمِهِمْ اللَّهُمَّ وَ أَدْرِكْ بِنَا أَیَّامَهُ وَ ظُهُورَهُ وَ قِیَامَهُ وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَ اقْرِنْ ثَارَنَا بِثَارِهِ وَ اكْتُبْنَا فِى أَعْوَانِهِ وَ خُلَصَائِهِ وَ أَحْیِنَا فِى دَوْلَتِهِ نَاعِمِینَ وَ بِصُحْبَتِهِ غَانِمِینَ وَ بِحَقِّهِ قَائِمِینَ وَ مِنَ السُّوءِ سَالِمِینَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَوَاتُهُ عَلَى [وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى] سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الصَّادِقِینَ وَ عِتْرَتِهِ النَّاطِقِینَ وَ الْعَنْ جَمِیعَ الظَّالِمِینَ وَ احْكُمْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُمْ یَا أَحْكَمَ الْحَاكِمِینَ - پنجم شیخ روایت كرده از اسماعیل بن فضل هاشمى كه گفت: تعلیم كرد مرا حضرت صادق علیه السلام این دعا را كه بخوانم آن را در شب نیمه شعبان اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ الْخَالِقُ الرَّازِقُ الْمُحْیِی الْمُمِیتُ الْبَدِى ءُ الْبَدِیعُ لَكَ الْجَلالُ وَ لَكَ الْفَضْلُ وَ لَكَ الْحَمْدُ وَ لَكَ الْمَنُّ وَ لَكَ الْجُودُ وَ لَكَ الْكَرَمُ وَ لَكَ الْأَمْرُ وَ لَكَ الْمَجْدُ وَ لَكَ الشُّكْرُ وَحْدَكَ لا شَرِیكَ لَكَ یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُ یَا صَمَدُ یَا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُوا أَحَدٌ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِى وَ ارْحَمْنِى وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى وَ اقْضِ دَیْنِى وَ وَسِّعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِی فَإِنَّكَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ كُلَّ أَمْرٍ حَكِیمٍ تَفْرُقُ وَ مَنْ تَشَاءُ مِنْ خَلْقِكَ تَرْزُقُ فَارْزُقْنِی وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ أَنْتَ خَیْرُ الْقَائِلِینَ النَّاطِقِینَ وَ اسْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِكَ أَسْأَلُ وَ إِیَّاكَ قَصَدْتُ وَ ابْنَ نَبِیِّكَ اعْتَمَدْتُ وَ لَكَ رَجَوْتُ فَارْحَمْنِى یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ - ششم بخواند این دعا را كه حضرت رسول صلى الله علیه وآله در این شب مى خواندند اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْیَتِكَ مَا یَحُولُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ مَعْصِیَتِكَ وَ مِنْ طَاعَتِكَ مَا تُبَلِّغُنَا بِهِ رِضْوَانَكَ وَ مِنَ الْیَقِینِ مَا یَهُونُ عَلَیْنَا بِهِ مُصِیبَاتُ الدُّنْیَا اللَّهُمَّ أَمْتِعْنَا بِأَسْمَاعِنَا وَ أَبْصَارِنَا وَ قُوَّتِنَا مَا أَحْیَیْتَنَا وَ اجْعَلْهُ الْوَارِثَ مِنَّا وَ اجْعَلْ ثَارَنَا عَلَى مَنْ ظَلَمَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَى مَنْ عَادَانَا وَ لا تَجْعَلْ مُصِیبَتَنَا فِى دِینِنَا وَ لا تَجْعَلِ الدُّنْیَا أَكْبَرَ هَمِّنَا وَ لا مَبْلَغَ عِلْمِنَا وَ لا تُسَلِّطْ عَلَیْنَا مَنْ لا یَرْحَمُنَا بِرَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ و این دعاى جامع كاملى است و خواندن آن در اوقات دیگر نیز غنیمت است و از عوالى اللئالى نقل شده كه حضرت رسول صلى الله علیه وآله همیشه این دعا را مى خواندند هفتم بخواند صلوات هر روز را كه در وقت زوال مى خواند هشتم بخواند دعاى كمیل را كه ورودش در این شب است و در باب اول گذشت - نهم آنكه هر یك از سُبْحَانَ اللَّهِ و الْحَمْدُ لِلَّهِ و اللَّهُ أَكْبَرُ و لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ را صد مرتبه بگوید تا خداوند تعالى گناهان گذشته او را بیامرزد و برآورد حاجتهاى دنیا و آخرت او را - دهم شیخ در مصباح روایت كرده از ابو یحیى در ضمن خبرى در فضیلت شب نیمه شعبان كه گفت: گفتم به مولاى خودم حضرت صادق علیه السلام كه بهترین دعاها در این شب كدام است فرمودند هر گاه بجا آوردى نماز عشا را پس دو ركعت نماز گزار، بخوان در ركعت اول حمد و سوره ى جحد كه قل یأیها الكافرون باشد و بخوان در ركعت دوم حمد و سوره توحید كه قل هو الله أحد است پس چون سلام دادى بگو سُبْحَانَ اللَّهِ سى و سه مرتبه و الْحَمْدُ لِلَّهِ سى و سه مرتبه و اللَّهُ أَكْبَرُ سى و چهار مرتبه پس بگو یَا مَنْ إِلَیْهِ مَلْجَأُ الْعِبَادِ [یَلْجَأُ الْعِبَادُ] فِى الْمُهِمَّاتِ وَ إِلَیْهِ یَفْزَعُ الْخَلْقُ فِى الْمُلِمَّاتِ یَا عَالِمَ الْجَهْرِ وَ الْخَفِیَّاتِ [وَ] یَا مَنْ لا تَخْفَى عَلَیْهِ خَوَاطِرُ الْأَوْهَامِ وَ تَصَرُّفُ الْخَطَرَاتِ یَا رَبَّ الْخَلائِقِ وَ الْبَرِیَّاتِ یَا مَنْ بِیَدِهِ مَلَكُوتُ الْأَرَضِینَ وَ السَّمَاوَاتِ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَمُتُّ إِلَیْكَ بِلا إِلَهَ إِلا أَنْتَ فَیَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اجْعَلْنِى فِى هَذِهِ اللَّیْلَةِ مِمَّنْ نَظَرْتَ إِلَیْهِ فَرَحِمْتَهُ وَ سَمِعْتَ دُعَاءَهُ فَأَجَبْتَهُ وَ عَلِمْتَ اسْتِقَالَتَهُ فَأَقَلْتَهُ وَ تَجَاوَزْتَ عَنْ سَالِفِ خَطِیئَتِهِ وَ عَظِیمِ جَرِیرَتِهِ فَقَدِ اسْتَجَرْتُ بِكَ مِنْ ذُنُوبِى وَ لَجَأْتُ إِلَیْكَ فِى سَتْرِ عُیُوبِى اللَّهُمَّ فَجُدْ عَلَیَّ بِكَرَمِكَ وَ احْطُطْ خَطَایَایَ بِحِلْمِكَ وَ عَفْوِكَ وَ تَغَمَّدْنِی فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ بِسَابِغِ كَرَامَتِكَ وَ اجْعَلْنِی فِیهَا مِنْ أَوْلِیَائِكَ الَّذِینَ اجْتَبَیْتَهُمْ لِطَاعَتِكَ وَ اخْتَرْتَهُمْ لِعِبَادَتِكَ وَ جَعَلْتَهُمْ خَالِصَتَكَ وَ صَفْوَتَكَ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِمَّنْ سَعَدَ جَدُّهُ وَ تَوَفَّرَ مِنَ الْخَیْرَاتِ حَظُّهُ وَ اجْعَلْنِى مِمَّنْ سَلِمَ فَنَعِمَ وَ فَازَ فَغَنِمَ وَ اكْفِنِى شَرَّ مَا أَسْلَفْتُ وَ اعْصِمْنِى مِنَ الازْدِیَادِ فِى مَعْصِیَتِكَ وَ حَبِّبْ إِلَیَّ طَاعَتَكَ وَ مَا یُقَرِّبُنِی مِنْكَ وَ یُزْلِفُنِی عِنْدَكَ سَیِّدِی إِلَیْكَ یَلْجَأُ الْهَارِبُ وَ مِنْكَ یَلْتَمِسُ الطَّالِبُ وَ عَلَى كَرَمِكَ یُعَوِّلُ الْمُسْتَقِیلُ التَّائِبُ أَدَّبْتَ عِبَادَكَ بِالتَّكَرُّمِ وَ أَنْتَ أَكْرَمُ الْأَكْرَمِینَ وَ أَمَرْتَ بِالْعَفْوِ عِبَادَكَ وَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ اللَّهُمَّ فَلا تَحْرِمْنِى مَا رَجَوْتُ مِنْ كَرَمِكَ وَ لا تُؤْیِسْنِى مِنْ سَابِغِ نِعَمِكَ وَ لا تُخَیِّبْنِى مِنْ جَزِیلِ قِسَمِكَ فِى هَذِهِ اللَّیْلَةِ لِأَهْلِ طَاعَتِكَ وَ اجْعَلْنِى فِى جُنَّةٍ مِنْ شِرَارِ بَرِیَّتِكَ رَبِّ إِنْ لَمْ أَكُنْ مِنْ أَهْلِ ذَلِكَ فَأَنْتَ أَهْلُ الْكَرَمِ وَ الْعَفْوِ وَ الْمَغْفِرَةِ وَ جُدْ عَلَیَّ بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ لا بِمَا أَسْتَحِقُّهُ فَقَدْ حَسُنَ ظَنِّی بِكَ وَ تَحَقَّقَ رَجَائِى لَكَ وَ عَلِقَتْ نَفْسِى بِكَرَمِكَ فَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ وَ أَكْرَمُ الْأَكْرَمِینَ اللَّهُمَّ وَ اخْصُصْنِى مِنْ كَرَمِكَ بِجَزِیلِ قِسَمِكَ وَ أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَ اغْفِرْ لِیَ الذَّنْبَ الَّذِی یَحْبِسُ عَلَیَّ ]عَنِّی [الْخُلُقَ وَ یُضَیِّقُ عَلَیَّ الرِّزْقَ حَتَّى أَقُومَ بِصَالِحِ رِضَاكَ وَ أَنْعَمَ بِجَزِیلِ عَطَائِكَ وَ أَسْعَدَ بِسَابِغِ نَعْمَائِكَ فَقَدْ لُذْتُ بِحَرَمِكَ وَ تَعَرَّضْتُ لِكَرَمِكَ وَ اسْتَعَذْتُ بِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَ بِحِلْمِكَ مِنْ غَضَبِكَ فَجُدْ بِمَا سَأَلْتُكَ وَ أَنِلْ مَا الْتَمَسْتُ مِنْكَ أَسْأَلُكَ بِكَ لا بِشَیْ ءٍ هُوَ أَعْظَمُ مِنْكَ پس به سجده مى روى و مى گویى یَا رَبِّ بیست مرتبه یَا اللَّهُ هفت مرتبه لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ هفت مرتبه مَا شَاءَ اللَّهُ ده مرتبه لاقُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ ده مرتبه پس صلوات مى فرستى بر پیغمبر و آل او علیهم السلام و مى خواهى از خدا حاجت خود را پس قسم به خدا كه اگر حاجت بخواهى به سبب این عمل به عدد قطرات باران هر آینه برساند به تو خداوند عز و جل آن حاجتها را به كرم عمیم و فضل جسیم خود - یازدهم شیخ طوسى و كفعمى فرموده اند كه: بخواند در این شب إِلَهِى تَعَرَّضَ لَكَ فِى هَذَا اللَّیْلِ الْمُتَعَرِّضُونَ وَ قَصَدَكَ الْقَاصِدُونَ وَ أَمَّلَ فَضْلَكَ وَ مَعْرُوفَكَ الطَّالِبُونَ وَ لَكَ فِى هَذَا اللَّیْلِ نَفَحَاتٌ وَ جَوَائِزُ وَ عَطَایَا وَ مَوَاهِبُ تَمُنُّ بِهَا عَلَى مَنْ تَشَاءُ مِنْ عِبَادِكَ وَ تَمْنَعُهَا مَنْ لَمْ تَسْبِقْ لَهُ الْعِنَایَةُ مِنْكَ وَ هَا أَنَا ذَا عُبَیْدُكَ الْفَقِیرُ إِلَیْكَ الْمُؤَمِّلُ فَضْلَكَ وَ مَعْرُوفَكَ فَإِنْ كُنْتَ یَا مَوْلایَ تَفَضَّلْتَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ عَلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ عُدْتَ عَلَیْهِ بِعَائِدَةٍ مِنْ عَطْفِكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْخَیِّرِینَ الْفَاضِلِینَ وَ جُدْ عَلَیَّ بِطَوْلِكَ وَ مَعْرُوفِكَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما إِنَّ اللَّهَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ اللَّهُمَّ إِنِّى أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَ فَاسْتَجِبْ لِى كَمَا وَعَدْتَ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِیعَادَ و این دعایى است كه در سحرها در عقب نماز شفع خوانده مى شود - دوازدهم بخواند بعد از هر دو ركعت از نماز شب و شفع و بعد از دعاهاى وتر دعاهایى را كه شیخ و سید نقل كرده اند . - سیزدهم بجا آورد سجده ها و دعاهایى را كه از رسول خدا صلى الله علیه وآله روایت شده. از جمله روایتى است كه شیخ از حماد بن عیسى از ابان بن تغلب روایت كرده كه گفت حضرت صادق علیه السلام فرمودند: شب نیمه شعبانى داخل شد و بود رسول خدا صلى الله علیه وآله در آن شب نزد عایشه همین كه نصف شب شد برخاست رسول خدا صلى الله علیه وآله از رختخواب خود براى عبادت پس چون بیدار شد عایشه یافت كه پیغمبر صلى الله علیه وآله بیرون رفته از رختخواب او و داخل شد بر او آنچه كه فرو مى گیرد زنها را یعنى غیرت و گمان كرد كه آن حضرت رفته پیش بعض زنهاى خود پس برخاست و پیچید بر خود شمله یعنى چادر خود را و قسم به خدا كه شمله او از ابریشم و كتان و پنبه نبود و لكن تار آن مو و پود آن از كركهاى شتر بود و جستجو مى كرد رسول خدا صلى الله علیه وآله را در حجره هاى زنهاى دیگرش حجره به حجره پس در این بین كه در جستجوى آن حضرت بود به ناگاه نظرش افتاد بر رسول خدا صلى الله علیه وآله كه در سجده است مثل جامه اى كه چسبیده شده بر روى زمین پس نزدیك آن حضرت شد شنید كه مى گوید در سجده خود سَجَدَ لَكَ سَوَادِى وَ خَیَالِى وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِى هَذِهِ یَدَایَ وَ مَا جَنَیْتُهُ عَلَى نَفْسِی یَا عَظِیمُ [عَظِیما] تُرْجَى [یُرْجَى ]لِكُلِّ عَظِیمٍ اغْفِرْ لِیَ الْعَظِیمَ فَإِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِیمَ إِلا الرَّبُّ الْعَظِیمُ پس بلند كرد سر خود را و دوباره برگشت به سجده و شنید عایشه كه مى گوید: أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِى أَضَاءَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ انْكَشَفَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ وَ صَلَحَ عَلَیْهِ أَمْرُ الْأَوَّلِینَ وَ الآْخِرِینَ مِنْ فُجْأَةِ نَقِمَتِكَ وَ مِنْ تَحْوِیلِ عَافِیَتِكَ وَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِى قَلْبا تَقِیّا نَقِیّا وَ مِنَ الشِّرْكِ بَرِیئا لا كَافِرا وَ لا شَقِیّا پس بر خاك نهاد دو طرف روى خود را و گفت عَفَّرْتُ وَجْهِى فِى التُّرَابِ وَ حُقَّ لِى أَنْ أَسْجُدَ لَكَ پس همینكه خواست رسول خدا صلى الله علیه وآله برگردد شتافت عایشه به سوى رختخواب خود پس رسول خدا صلى الله علیه وآله آمد به رختخواب او و شنید كه نفس بلند مى زند فرمود چیست این نفس بلند آیا ندانسته اى كه چه شبى است امشب این شب نیمه شعبان است كه در آن قسمت مى شود روزى ها و در آن نوشته مى شود اجلها و در آن نوشته مى شود روندگان به حج و بدرستى كه خداى تعالى مى آمرزد در این شب از خلق خود بیشتر از عدد موهاى بزهاى قبیله كلب و مى فرستد خداى تعالى ملائكه خود را از جانب آسمان به سوى زمین در مكه . - چهاردهم نماز جناب جعفر را بجا آورد چنانكه شیخ از حضرت امام رضا علیه السلام روایت كرده . - پانزدهم بجا آورد نمازهاى این شب را و آن بسیار است از جمله نمازى است كه روایت كرده ابو یحیى صنعانى از حضرت باقر و صادق علیهماالسلام و هم روایت كرده از آن دو بزرگوار سى نفر از كسانى كه وثوق و اعتماد است به ایشان كه آن دو بزرگوار فرمودند كه: هر گاه شب نیمه شعبان شد پس بجا آور چهار ركعت نماز بخوان در هر ركعت حمد و قل هو الله احد صد مرتبه پس چون فارغ شدى بگو اللَّهُمَّ إِنِّى إِلَیْكَ فَقِیرٌ وَ مِنْ عَذَابِكَ خَائِفٌ مُسْتَجِیرٌ اللَّهُمَّ لا تُبَدِّلْ اسْمِى وَ لا تُغَیِّرْ جِسْمِى وَ لا تَجْهَدْ بَلائِى وَ لا تُشْمِتْ بِى أَعْدَائِى أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِقَابِكَ وَ أَعُوذُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ عَذَابِكَ وَ أَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَیْتَ عَلَى نَفْسِكَ وَ فَوْقَ مَا یَقُولُ الْقَائِلُونَ و بدان كه فضیلت بسیار وارد شده براى خواندن صد ركعت نماز در این شب در هر ركعتى یك مرتبه حمد و ده مرتبه توحید و گذشت در ماه رجب دستور العمل شش ركعت نماز در این شب به حمد و یس و تبارك و توحید . روز نیمه شعبان عید مولود شریف امام دوازدهم مولانا و إمامنا المهدى حضرت حجة بن الحسن صاحب الزمان صلوات الله علیه است و یستحب زیارته علیه السلام فى كل زمان و مكان و الدعاء بتعجیل الفرج عند زیارته و تتأكد زیارته فى السرداب بسر من رأى و هو المتیقن ظهوره و تملكه و أنه یملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا.
شنبه 23/10/1391 - 14:17
دانستنی های علمی
1.     معرفی جامع رشته ی دانشگاهی علوم ارتباطات اجتماعی

علوم ارتباطات اجتماعی
دیباچه: انسان‌ قرن‌ بیست‌ و یکم‌ با بشر اولیه‌ تفاوت‌ بسیاری‌ دارد و باید برای‌ برقراری‌ ارتباط‌ با او، بخصوص‌ ارتباطی‌ با نفوذ و پایدار که‌ با حرف‌ها و تجربه‌های‌ تازه‌ و ناگفته‌ همراه‌ باشد، به‌ هنر و دانش‌ پیچیده‌ علوم‌ ارتباطات‌ اجتماعی‌ مجهز بود. این‌ علم‌ امروزه‌ در دانشگاه‌ها و مؤسسات‌ آموزش‌ عالی‌ سراسر دنیا تدریس‌ می‌شود و در کشور ما نیز با دو گرایش‌ روزنامه‌نگاری‌ و روابط‌ عمومی‌، یکی‌ از رشته‌های‌ گروه‌ آزمایشی‌ علوم‌ انسانی‌ است‌. گرایش‌ روزنامه‌نگاری‌ گرایش‌ روزنامه‌نگاری‌ نهال‌ تنومندی‌ است‌ که‌ از چشمه‌های‌ هنر و ادبیات‌، فرهنگ‌ و فلسفه‌، سیاست‌ و اقتصاد، صنعت‌ و تکنولوژی‌ سیراب‌ می‌شود برای‌ همین‌ دانشجوی‌ این‌ رشته‌ دروس‌ تئوری‌ و نظری‌ مانند مبانی‌ جمعیت‌شناسی‌، مبانی‌ روانشناسی‌، مبانی‌ فلسفه‌، مبانی‌ علم‌ اقتصاد، نظریه‌های‌ ارتباطات‌ اجتماعی‌ واندیشه‌های‌ سیاسی‌ در قرن‌ بیستم‌ را مطالعه‌ می‌کند همچنین‌ دروسی‌ را که‌ هم‌ جنبه‌ عملی‌ و هم‌ جنبه‌ تئوری‌ دارند مثل‌ اصول‌ و تکنیک‌های‌ تهیه‌ خبر، مصاحبه‌، گزارش‌، روش‌ تحقیق‌، عکاسی‌ خبری‌، صفحه‌آرایی‌ و ویراستاری‌ را آموزش‌ می‌بیند.
درس‌های‌ این‌ رشته‌ در طول‌ تحصیل :
دروس‌ مشترک‌ در‌ گرایش‌های‌ مختلف علوم‌ ارتباطات‌:
مبانی‌ جامعه‌شناسی‌، مبانی‌ جمعیت‌ شناسی‌، مبانی‌ روانشناسی‌، مبانی‌ فلسفه‌، تاریخ‌ و تفکر اجتماعی‌ در اسلام‌، مبانی‌ تاریخ‌ اجتماعی‌ ایران‌، آمار مقدماتی‌ ، آمار در علوم‌ اجتماعی‌ ، زبان‌ تخصصی‌ ، اصول‌ علم‌ اقتصاد، روانشناسی‌ اجتماعی‌، اصول‌ علم‌ سیاست‌، کلیات‌ حقوق‌ ، حقوق‌ اساسی‌، روش‌ تحقیق‌ نظری‌، روش‌ تحقیق‌ عملی‌، نظریه‌های‌ جامعه‌شناسی‌، اصول‌ سازمان‌ و مدیریت‌، سمینار مسائل‌ سیاسی‌ و استراتژی‌ معاصر، اندیشه‌های‌ سیاسی‌ در قرن‌ بیستم‌، مبانی‌ ارتباطات‌ جمعی‌، ارتباطات‌ بین‌المللی‌، ارتباطات‌ سیاسی‌، ارتباطات‌ انسانی‌، روش‌های‌ بررسی‌ و تحلیل‌ پیام‌های‌ ارتباطی‌، ارتباطات‌ تصویری‌، نظریه‌های‌ ارتباطات‌ اجتماعی‌، گرافیک‌ و صفحه‌آرایی‌ در مطبوعات‌، فتوژورنالیسم‌ (عکاسی‌ خبری‌) ، تکنولوژی‌ چاپ‌ و نشر، تجزیه‌ و تحلیل‌ برنامه‌های‌ رادیو و تلویزیون‌، افکار عمومی‌ و وسایل‌ ارتباط‌ جمعی‌، ارتباطات‌ در جهان‌ سوم‌، حقوق‌ ارتباط‌ جمعی‌، شیوه‌ نگارش‌ فارسی‌ در مطبوعات‌.
دروس‌ تخصصی‌ گرایش‌ روزنامه‌نگاری‌:
اصول‌ روزنامه‌نگاری‌ ، روزنامه‌نگاری‌ عملی‌ ، ویراستاری‌ و مدیریت‌ اخبار، روزنامه‌نگاری‌ تخصصی‌، تاریخ‌ روزنامه‌نگاری‌، نقد، تفسیر و مقاله‌ در مطبوعات‌. گرایش‌ روابط‌ عمومی‌ کارشناس‌ خوب‌ روابط‌ عمومی‌ برخلاف‌ ذهنیت‌ عامه‌ مردم‌ سعی‌ در پنهان‌ ساختن‌
اخبار بد ندارد همچنین‌ وظیفه‌اش‌ در بسط‌ اطلاعاتی‌ که‌ مستقیماً از سطوح‌ بالاتر سازمان‌ می‌گیرد، خلاصه‌ نمی‌شود. بلکه‌ کارشناس‌ روابط‌ عمومی‌ یک‌ مشاور است‌ که‌ جریان‌ دو طرفه‌ ارتباطی‌ را بین‌ سازمانی که برای آن کار می‌کند و مخاطبانش‌ میسر می‌سازد و بر این‌ اعتقاد است‌ که‌ رمز موفقیت‌ یک‌ برنامه‌ مؤثر روابط‌ عمومی‌، قابلیت‌ انتقال‌ پیام‌ صحیح‌ از راه‌ صحیح‌، در زمان‌ مطلوب‌ و به‌ فرد صحیح‌ است‌. در واقع‌ کارشناس‌ روابط‌ عمومی‌ از یک‌ سو وظیفه‌ آگاه‌ کردن‌، خبر دادن‌ و مطلع‌ کردن‌ مردم‌ از مقاصد مدیریت‌ سازمان‌ را بر دوش‌ دارد و از سوی‌ دیگر مسؤولیت‌ ارائه‌ مشورت‌های‌ کارشناسانه‌ با مدیریت‌ مؤسسه‌ در مورد طرز تفکر مردم‌ و گروه‌های‌ مورد توجه‌ آن‌ حوزه‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ افکار عمومی‌ و بررسی‌ جامعه‌شناختی‌ گرایش‌ها و طرز تفکرهای‌ مردم‌ بر عهده‌ او است.
دروس‌ تخصصی‌ گرایش‌ روابط‌ عمومی‌:
اصول‌ روابط‌ عمومی‌ ، مدیریت‌ و روابط‌ عمومی‌، روابط‌ عمومی‌ عملی‌ ، تکنیک‌های‌ روابط‌ عمومی‌، اقناع‌ و تبلیغ‌ ، ارتباط‌ با مطبوعات‌، ارتباطات‌ شفاهی‌.
توانایی‌های‌ لازم :
دانشجوی‌ روزنامه‌نگاری‌ باید دارای‌ دوازده‌ خصیصه‌ باشد که‌ این‌ خصایص‌ عبارتند از:
1ـ داشتن‌ ذوق‌ و استعداد نویسندگی‌ 2ـ کنجکاوی‌، تیزبینی‌ و نکته‌سنجی‌ 3ـ داشتن‌ ضریب‌ هوشی‌ بالاتر از متوسط‌ جامعه‌ 4ـ توانایی‌ جوشش‌ با طبقات‌ مختلف‌ مردم‌ 5ـ صبر و حوصله‌ زیاد 6ـ داشتن‌ توانایی‌ جسمی‌ و روانی‌ برای‌ دوندگی‌های‌ اضطراری‌ 7ـ قدرت‌ تفکر سریع‌ 8ـ عشق‌ به‌ کار خبری‌ 9ـ مؤمن‌ به‌ رعایت‌ اصول‌ اخلاقی‌ و داشتن‌ تقوا 10ـ نداشتن‌ خودبینی‌، غرور و تکبر، انزواجویی‌، ساده‌لوحی‌، تعصب‌ فکری‌، فضل‌ فروشی‌، گزافه‌ گویی‌ و تندخویی‌ 11ـ داشتن‌ توانایی‌های‌ ارتباطی‌ 12ـ داشتن‌ حافظه‌ای‌ بیش‌ از حد‌ متوسط‌ جامعه. (برای‌ مصاحبه‌) البته‌ به‌ ندرت‌ ممکن‌ است‌ فردی‌ از تمامی‌ این‌ خصایص‌ برخوردار باشد و هدف‌ از تجسم‌ فردی‌ با ویژگی‌های‌ دوازده‌گانه‌ فوق‌، صرفاً ترسیم‌ تصویری‌ ایده‌آل‌ از یک روزنامه‌نگار‌ است‌. ویژگی‌هایی که هر روزنامه‌نگار‌ باید کوشش‌ کند تا در حد امکان‌ به‌ آن‌ها دست‌ یابد‌. دانشجوی‌ روابط‌ عمومی‌ نیز علاوه‌ بر ویژگی‌های‌ لازم‌ برای‌ یک‌ روزنامه‌نگار باید از توان‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ بالا، قدرت‌ ریسک‌، توان‌ کارهای‌ اجرایی‌ و قدرت‌ سخنوری‌ برخوردار باشد.
موقعیت‌ شغلی‌ در ایران :
براساس‌ آمار ارائه‌ شده‌ در فصلنامه‌ "رسانه‌" از سال‌ 1351 تا 1373 حدود یک‌ هزار نفر دانشجوی علوم ارتباطات، فار
‎‎غ‌التحصیل شده‌اند و از این‌ تعداد تنها 60 نفر در مطبوعات‌ مشغول‌ به‌ کار هستند و 940 نفر بقیه‌ به‌ مشاغل‌ غیرمطبوعاتی‌ اشتغال‌ دارند. بدون‌ شک‌ عوامل‌ بسیاری‌ در این‌ مسأله‌ نقش‌ داشته‌اند اما یکی‌ از مهمترین‌ دلایل‌ این‌ است‌ که‌ تعدادی‌ از دانشجویان‌ در طی‌ سال‌های‌ فوق‌، رشته‌ علوم‌ ارتباطات‌ را بدون‌ شناخت‌ لازم‌ و از سرناچاری‌ یا به‌ طوری‌ اتفاقی‌ انتخاب‌ کرده‌اند، در نتیجه‌ آمادگی‌ و توانایی‌ لازم‌ را برای‌ حضور در مطبوعات‌ نداشته‌اند از سوی‌ دیگر وابستگی‌ اکثر مطبوعات‌ آن‌ دوران‌ به‌ ارگان‌های‌ دولتی‌ و شرایط‌ دشوار استخدام‌، عامل‌ مهمی‌ در عدم‌ حضور فارغ‌التحصیلان‌ این‌ رشته‌ در شغل‌های‌ مربوط‌ بوده‌ است‌. البته‌ در حال‌ حاضر با توجه‌ به‌ تعدد و تنوع‌ مطبوعات‌ و خبرگزاری‌ها، اکثر فارغ‌التحصیلان‌ این‌ رشته‌ جذب‌ بازار کار می‌شوند. فرصت‌های‌ شغلی‌ فارغ‌التحصیلان‌ روابط‌ عمومی‌ نیز در حال‌ حاضر بهتر شده‌ است‌ چون‌ زمانی‌ کار روابط‌ عمومی‌ سازمان‌های‌ دولتی‌ مساوی‌ با شیرینی‌ دادن‌ در جشن‌ها و پلاکارد زدن‌ و عرض‌ تسلیت‌ دادن‌ در زمان‌ سوگواری‌ها بود اما امروزه‌ مردم‌ انتظارات‌ بسیاری‌ از روابط‌ عمومی‌ سازمان‌ها دارند و مایلند آن‌ها را در جریان‌ آخرین‌ اطلاعات‌ و اخبار درون‌ سازمانی‌ قرار دهند و نظرات‌ و دیدگاه‌هایشان‌ را به‌ گوش‌ مسؤولین‌ سازمان‌ها برسانند؛ کاری‌ تخصصی‌ که‌ از عهده‌ هر فردی‌ برنمی‌آید و به‌ همین‌ دلیل‌ سازمان‌ها ترجیح‌ می‌دهند که‌ از فارغ‌التحصیلان‌ روابط‌ عمومی‌ برای‌ کار در این‌ بخش‌ مهم‌ و حیاتی‌ بهره‌ ببرند.
منبع: کتاب آشنایی با رشته های دانشگاهی سازمان سنجش آموزش کشورتالیف خانم فیروزه سودایی ونرم افزار سامان رشته ی
سازمان سنجش

 

شنبه 23/10/1391 - 12:21
بهداشت روانی
آیا شما نازنین های پر مهرتاكنون به این موضوع اندیشیده اید كه چرا هر چه روزها كوتاه تر می شود و غروب آفتاب زودتر اتفاق می افتد ، بدون هیچ دلیل خاصی احساس دلمردگی و افسردگی به ما دست می دهد و گرایش و میل بیشتری به صرف مواد قند و شیرین پیدا می كنیم ؟همانطور كه در اغلب كشورهای جهان با تغییر ساعت آغاز و پایان روز در هر نیم سال صرفه جویی باور نكردنی در تولید و مصرف انرژی به عمل آورده می شود ، عملكرد زیست شیمیایی مغز همه افراد نیز در هنگام تغییر فصل و بلندی و كوتاهی روزها و در غروب و طلوع آفتاب تغییر می كند وعدم پاسخگویی تغذیه متناسب با این تغییرات و جابه جایی نسبت درصد انرژی های دریافتی از منابع پروتئینی و مواد قندی و انتخاب نوع و میزان چربی های مصرفی ، مشكل تطابقی در تولید میانجی های عصبی (ترانسمیترها) از جمله سروتونین به وجود می آورد و سوخت و ساز بدن كاملا تغییر می كند. تحت تاثیر این تغییرات ، میل و گرایش اغلب افراد نیز در فصول مختلف دگرگون می شود و بیشتر به نوشیدن مواد حاوی كافئین و تئین روی می آورند و بی اختیار به سوی مصرف شیرینی و شكلات كشیده می شوند ، غافل از آنكه میل به خوردن چنین فرآورده های چرب ، شیرین ، شور و ترد و نوشیدنی های گازدار و بی گاز و بی رنگ و رنگین آرام بخش گر چه به صورت موقت از خیمه زدن چادر افسردگی و كم حوصلگی بر تارك روحمان جلوگیری می نماید و با رقه ای از امید و سر حالی در ذهن ما پدیدار می سازند ، ولی متاسفانه این رخداد دیری نمی پاید . مخصوصا در افرادی كه به مواد حاوی كافئین گرایش افزون تری دارند ، با ذایل شدن اثر موقتی مواد ذكر شده ، احساس سرگشتگی و ناامیدی در تمام وجود آنها پدیدار می گردد و مشكلات جدیدتریرا پایه گذاری و شدت افسردگی احساس دلتنگی را افزون تر از پی می نماید.چه باید كرد و چه گروه های غذایی را باید انتخاب نمود؟همان طوری كه در طول این هفت سال متوالی بارها و بارها در مقالات تقدیمی خود از حضور شما همراهان و همدلان درخواست نموده ام ، در ورای لذتجویی و لذتخواهی از طعم و رنگ و بوی مواد غذایی روزمره ، باید بنا بر رسالتی كه در حفظ سلامتی جسم و جان خود بر عهده داریم ، این موضوع را آویزه گوش خود نماییم كه هرگز از اصل سه گانه تناسب ، تعادل و تنوع به مدت طولانی پا را فراتر نگذاریم و به این موضوع توجه داشته باشیم كه بدن شگفت انگیز ما از بعد ساختاری ، ترمیمی ، دفاعی ، شادابی و فكرو اندیشه و ذهن پویا ، به طور منظم و مرتب به 13 ویتامین ، 16 ماده معدنی و 20 اسید آمینه و چندین اسید چرب ضروری و تعداد زیادی تركیبات شیمیایی ثانویه موجود در سبزیجات و میوه جات با رنگ های متنوع و عطرهای دل انگیز و طعم های متفاوت ناشی از این تركیبات نیازمند است و كمبود هر یك از این ریز مغذی ها و درشت مغذی ها در دراز مدت ، عوارض بالینی خاص و كاهش قدرت مقاومت و در قبال تهاجم عوامل بیماریزا و یا نقصان قدرت یادگیری ، یادآوری ، خلاقیت و نوآوری را بر جای می گذارد ، گر چهع تمام مواد مغذی برای حفظ سلامتی جسم و جان اهمیت دارند و وظیفه و عملكرد مفید و تاثیرگذار خود را به ظهور می رسانند ، ولی تعداد انگشت شماری از آنها (در بحثی كه آغاز نموده ایم) وظایف كلیدی تری را بر عهده دارند ، به طور مثال :مواد مغذی ضد افسردگی 1 ـ ویتامین های گروه Bالف ـ اسید فولیك :منابع غنی اسید فولیك (كه كمبود آن موجب بروز اختلالات روحی ـ روانی ، افسردگی و كم خونی می گردد) ، گروه سبزیجات مخصوصا سبزیجات برگی به رنگ سبز مثل اسفناج (كه به عنوان یك سبزی ضد افسردگی از مصرف آنها نباید غافل بود ) می باشند . همچنین استفاده از سیر خام و پخته (مثلا بورانی اسفناج با سیر) علاوه بر تأثیر مثبت بر میزان كلسترول خون ، در ایجاد نشاط و سرحالی و برطرف نمودن افسردگی اثر مثبتی دارد.ب ـ ویتامین B1 (تیامین):عدم تامین نیاز بدن به ویتامین B1 و یا كاهش سطح آن در بدن ، علاوه بر گسترده شدن میزان افسردگی ، عوارض دیگری از قبیل احساس خستگی مفرط ، اختلالات روحی ـ روانی ، سردرد ، بی اشتهایی ، كاهش یادگیری ، از دست دادن وزن بدن ، تهوع ، یبوست ، دل درد و گزگز شدن دست ها و پاها را نیز به همراه دارد .ج ـ ویتامین B6 (پیریدوكسین ، پیریدوكسامین و پیریدوكسال): كمبود این ویتامین نه تنها در زمینه سازی و گسترش افسردگی تاثیر گذار می باشد ، بلكه عدم توجه به تامین نیاز بدن از طریق تغذیه یا مكمل یاری بنابر توصیه متخصصین ، سبب ایجاد كم خونی ، كاهش ایمنی بدن ، ریزش مو ، ضایعات پوستی ، اختلال در رشد كودكان ، دل درد ، استفراغ ، كوتاه تر شدن عمق تنفس ، گز گز و سوزن سوزن شدن دست ها ، كرختی در پاها و اختلال در تعادل می شود.منابع غذایی عمده این ویتامین عبارتند از :جگر گوساله ، گوشت مرغ ، شیر ، موز ، سیب زمینی ، تخمه آفتابگردان ، برنج ، آلو ، آب پرتقال طبیعی و خانگی ، گل كلم ، گوجه فرنگی و كره بادام زمینی.د ـ ویتامین B12: از خانواده ویتامین های گروه B ـ كمپلكس است و كمبود و یا عدم دسترسی به دریافت آن مخصوصا در افرادی كه بنابر ضرورت و یا به دلایل اعتقادی گیاهخوار صرف می باشند ، عوارض متعددی را علاوه بر افسردگی موجب ی شود. از جمله این عوارض می توان به كم خونی ، التهاب مخاط و زخم زبان و دهان ، بی خوابی ، بی اشتهایی ، كاهش حافظه و وزن ، التهاب عصبی و اختلالات روحی اشاره نمود. منابع غذایی این ویتامنی عبارتند از : جگتر ، گوشت گوساله جوان ، مرغ ، ماهی تن ، شیر ، تخم مرغ ، پنیر و ماست كم چرب.ـ مواد معدنی تاثیرگذار بر روند افسردگی های زمستانی2  الف ـ سلنیوم كمبود این ماده معدنی نه تنها موجبات افسردگی افراد را فراهم می آورد ، بلكه بروز ترس و چیره تر شدن خستگی را نیز به تهی شدن ذخایر بدن از این ریز مغذی نسبت می دهند. برطرف نمودن نیاز بدن از طریق مكمل یاری و یا منابع غذایی حاوی سلنیوم كه منجر به رفع كمبود این ماده معدنی گردد ، به سرحال شدن و برطرف نمودن افسردگی منجر خواهد شد . ضمنا سلنیوم به علت خاصیت ضد زنگ زدگی و یا انتی اكسیدانی ، رادیكال های آزاد و مهاجم را خنثی می كند و از سرطانی شدن سلول ها جلوگیری به عمل می آورد و همانند سایر آنتی اكسیدان ها بر روی ساز و كار مغز و شبكه در هم تنیده اعصاب ، تاثیر مثبت می گذارد و احتمالا از بروز آلزایمر زودرس جلوگیری می نماید.منابع غذایی سلنیوم :غنی ترین منبع غذایی سلنیوم ، فندق برزیلی می باشد كه بالغ بر 2500 برابر بیشتر از سایر آجیل ها ، حاوی ماده معدنی سلنیوم است ، ولی غذاهای دریایی ، صدف ، ماهی و آبزیان دیگر ، دانه ها و غلات كامل پرك شده ، جگر مرغ و جوجه پرورش یافته در هوای آزاد نیز از دیگر منابع غذایی سلنیوم محسوب می شوند.از استفاده خوسرانه مكمل های حاوی سلنیوم باید خودداری شود ، چرا كه دریافت زیاد آن از طریق مكمل ها و غذاها مسمومیت های خطرناكی را ایجاد می نماید ، ولی استفاده از منابع غذایی آن و مخصوصا ماهی های مختلف (كه علاوه بر دارا بودن سلنیوم ، غنی از اسیدهای چرب امگا-3 و پروتئین های حیوانی با ارزش بیولوژیكی بالاتر و صدها تركیب مفید دیگر می باشند ) ، بدون صدمه زدن به لامتی ، به نشاط شما خواهند افزود.ب ـ آهن آهن از جمله مواد معدنی بسیار پر اهمیت و دارای وظایف و خواص متعدد می باشد . كم خونی و تهی شدن بدن از ذخایر آهن ، دو حالت بسیار نزدیك به هم می باشند. تفاوت این دو موضوع ، در سطور زیر به صورت ساده بیان گردیده است .كم خونی : كم خونی یعنی تهی شدن گلبول های قرمز خون از آهن و افت غلظت هموگلوبین . در این حالت حجم گلبولهای قرمز كوچك تر از معمول می شود و رنگ پریده تر شده و به رنگ قرمز روشن در می آیند.چنین گلبول هایی توانایی لازم را جهت انتقال اكسیژن كافی از شش ها به سلول های بافت های بدن دارا نمی باشند و تحت تاثیر این رویداد ، در افراد مبتلا به كم خونی ، آزاد شدن انرژی در سلول های بدن با تاخیر انجام می شود و این موضوع بر عملكرد و توانایی سلول های بدن تاثیر منفی می گذارد .كمبود آهن و تهی شدن ذخایر بدن از آهن نشانه های بسیار گسترده تری دارد كه بارز ترین آنها ، افسردگی وبی حوصلگی ، خستگی ، بی قراری ، بی اشتهاییی و سردرد می باشد.كمبود و افت ذخایر آهن بدن قبل از ایجاد كم خونی ، موجب بروز عوارض رفتاری خاصی می گردد. افرادی كه حتی به كمبود خفیف مبتلا هستند (بخثوث در سنین كودكی ) ، پرخاشگر ، كم توجه و بی اشتها می شوند و تمایل عجیبی به خوردن خاك ، كاهگل ، مهر نماز و یخ از خود نشان می دهند. رنگ پریدگی ، خستگی ، بی حوصلگی و كاهش مقاومت در قبال عوامل بیماریزای عفونی و كاهش میزان بهره هوشی توأم با افت تحصیلی ، از دیگر عوارض تهی شدن ذخایر آهن بدن تلقی می شوند. از دیگر نشانه های كمبود آهن بدن به خصوص در كودكان، اختلالات ایجاد دشه در تكامل روانی ـ حركتی و كاهش توجه و یادگیری و بیش فعالی می باشد.منابع غذایی آهن : اگر در برنامه غذایی روزمره از منابع غذایی حاوی آهن به میزان متناسب و متعادل استفاده شود ، دو نوع آهن در دسترس سلول های بدن قرار داده می شود (آهن هم و غیر هم ) . به علت گیرنده های متفاوت و مجزایی كه جهت عبور دادن آنها از مخاط دستگاه گوارش وجود دارد ، درصد جذب آنها از مواد غذایی مصرفی متفاوت از یكدیگر می باشد.آهن هم از طریق مصرف گوشت های قرمز ، جگر ، مرغ و ماهی تامین می شود و ده ها برابر بیشتر و بهتر از آهن غیر هم جذب می گردد، ولی آهن غیر هم كه از طریق مصرف میوه ، سبزیجات ، غلات ، حبوبات و تخم مرغ به میزان خیلی بیشتر از آهن هم در برنامه غذایی روزمره دریافت می گردد ، ده ها برابر كمتر از آهن هم جذب می شود و جذب آن در ارتباط كامل با سایر تركیبات غذایی است و گاهی همزمانی غذایی و گاهی همزمانی مصرف آنها منجر به كاهش جذب ، آهن غیر هم به م یزان 41 تا 95 درصد می شود ، لذا تصویه می گردد به طور همزمان یا بلافاصله بعد از خاتمه صرف غذا از نوشیدن چای و برخی نوشبه های گاز دار و مخصوصا میل كردن ماست و لبنیات و یا سایر مواد غذایی حاوی كلسیم خودداری به عمل آید .نان هایی كه با استفاده از جوش شیرین تهیه می شوند و همچنین سایر فرآورده های غلات كه در تهیه و فرآوری آنها جوش شیرین به كار برده می شود ، نباید همزمان و بلافاصله بعد از میل كردن مواد غذایی حاوی آهن غیر هم مصرف گردند.زیاده روی در مصرف شیر به خصوص در كودكان ،یكی از عوامل ایجاد كننده زمینه كم خونی برشمرده می شود.منابع غذایی قابل توجه حاوی آهن ، به ترتیب عبارتند از : جگر گوساله ، لوبیا ، سیب زمینی تنوری و آبپز ، جوانه گندم ، گوشت گوساله ، مرغ و ماهی ، برگه زردآلو و غذاهایی مانند سوپ و آش و پلو حاوی گوشت و عدس و یا خورش های سبزیجات دربردارنده گوشت های قرمز و سفید . لذا توصیه می شود از مصرف زیاد مواد غذایی حاوی فیبر و یا فیتات ها مثل انواع غلات ، دانه ها ، آجیل آلات و پروتئین سویا به صورت خالص و یا تركیبات حاوی پلی فنول ها مثل قهوه و چایو همچنین مواد غذایی حاوی كلسیم مانند شیر ، پنیر ، ماست و سایر فرآورده های لبنی ، همزمان با مصرف مواد غذایی حاوی آهن غیر هم خودداری گردد و بر عكس یا همزمانی مصرف مواد خوراكی و نوشیدنی های حاوی ویتامین C ، به افزایش سطح جذب آهن كمك و مساعدت شود. تلفیق مواد غذایی گیاهی و حیوانی حاوی آهن نیز سطح جذب آهن را نیز افزایش می دهد .

امید است با رعایت تغذیه صحیح و اصول بهداشتی ـ سلامتی ، زمستان را با به ودیعه گذاشتن خاطرات خوش به خوبی سپری كنیم.

شنبه 23/10/1391 - 12:14
آرایشی و زیبایی

طاسی های مردانه با علل هورمونی را بدین صورت تقسیم بندی می کند.

الگوی I :

 

نمای معمولی در این الگو به شکل پسروی مختصری در ردیف اول خط مو در دو طرف ناحیه پیشانی ـ گیجگاهی می باشد. این الگو اغلب در ابتدای روند طاسی در سنین حدود زیر 25 سال دیده می شود. اشخاصی که درگیر این الگو می باشند. می توانند تحت نظر پزشک از دارو درمانی برای مقابله با پیشرفت طاسی سود ببرند و انجام عمل پیوند مو در این مرحله چندان ضروری و رضایت بخش نمی باشد حتی اگر بیمار در سنین بالاتر مثل 45-39 هم دچار این مرحله گردد، ترمیم این قسمت به تناسب بین مو و چهره ی فرد میانسال آسیب می رساند.

الگوی II :

 

در الگوی II موهای ردیف جلویی قسمت پیشانی ـ گیجگاهی به شکل سه ضلعی پسروی می کنند و در بیشتر موارد اما نه همیشه این پسروی به صورت غیر قرینه می باشد.   این الگو نیز اغلب در اشخاص جوان در مراحل پیشرفت طاسی دیده می شود. اشخاص درگیر این الگو اغلب اشخاص زیر 30 سال می­باشند، چنانچه تراکم موهای جلوی سر کاهش نیافته باشد و ارتفاع پیشانی بیمار به تناسب چهره فرد آسیب نرسانده باشد، بیمار می تواند با بهره  گیری از دارو درمانی تحت نظر پزشک روند پیشرفت این الگو را کندتر سازد. اما اگر چهره ی بیمار دچار عدم تناسب شد، و یا این الگو در سنین بالای 35 سال مشاهده شود بیمار کاندیدای عمل پیوند مو و اصلاح این ناحیه می باشد. معمولاً طی یک عمل پیوند مو این خط می توان ترمیم نمود ولی چنانچه تراکم باقی موها زیاد باشد، جهت ایجاد تناسب بهتر است طی عمل دوم تراکم ناحیه ی کاشته شده را افزایش داد.

الگوی III :

 

پسروی موی ناحیه پیشانی ـ گیجگاهی در این الگو با افزایش سن وسیع می شود

برخی اشخاص در سنین پایین نیز دچار این الگو می شوند که می­توان با انجام عمل پیوند مو ناحیه را ترمیم نمود.

الگوی IV :

 

 پسروی موی ناحیه پیشانی و پیشانی ـ گیجگاهی در این الگو بسیار وسیع تر از الگوی III می­باشد. تراکم ناحیه­ی فرق سر در الگوی IV کاهش پیدا می کند به طوری که حتی در برخی موارد طاسی ناحیه فرق سر با این الگو معرفی می گردد. 

اشخاصی که مبتلا به این الگوی طاسی می باشند؛ چنانچه در پشت سر تراکم کافی داشته باشند طی یک عمل می توانند نواحی دچار طاسی را پوشانده و اگر خواهان تراکم بیشتری باشند طی یک عمل دوم، تراکم ناحیه را زیادتر می­کنند.

اگر شخص درگیر این طاسی در سنین پایین (زیر 35 سال) باشد، هم زمان با انجام عمل پیوند، بهتر است از دارو جهت کند نمودن روند طاسی در باقی موها استفاده نمایند.

الگوی V :

 

طاسی در الگوی V به این صورت است که طاسی ناحیه ی فرق سر از طاسی در ناحیه پیشانی ـ گیجگاهی متمایز است و پل مو داری که حد فاصل این دو ناحیه است، باریک تر و کم موتر از الگوی IV می شود. در این الگو طاسی ناحیه فرق سر و پیشانی در مقایسه با الگوی IV وسیع تر است. اشخاص درگیر این نوع طاسی در هر سنی کاندید عمل پیوند موی طبیعی می باشند. اگر تراکم ناحیه اهداکننده کافی باشد طی دو عمل می توان قسمت جلوی سر و عقب سر را پوشاند و اگر فرد مبتلا در سنین زیر 35 سال باشد و تمایل به افزایش تراکم موها داشته باشد، طی یک عمل سوم تراکم نواحی کاشته شده را افزایش داد. بهتر و علمی­تر است که در این گروه های سنی پس از انجام عمل بیمار را تحت پوشش دارو درمانی قرار داد تا موهای باقیمانده دچار طاسی نشوند.

الگوی VI :

 

پل مودار، حدفاصل ناحیه  پیشانی و فرق سر در این الگو کاملاً از بین می رود و وسعت طاسی هم طولی و هم عرضی افزایش پیدا می کند. شخص درگیر، اغلب در سنین بالای 35 سال دچار این نوع الگو می گردد. صرف نظر از سن فرد مبتلا، با انجام دو الی سه عمل بسته به تمایل بیمار و میزان تراکم پشت سر، می­توان نواحی را تحت پوشش قرار داد.

الگوی VII :

 

در این الگو فرایند طاسی بسیار پیشرفت کرده است و به همین علت وسعت ناحیه   طاسی در این الگو به بیشترین اندازه خود می رسد. اشخاص مبتلا به این الگوی طاسی می توانند بسته به تراکم پشت سر خود، با انجام عمل پیوند موی طبیعی تا حد امکان این نواحی را بپوشانند

شنبه 23/10/1391 - 11:53
اهل بیت
بخش اول: حمد و ثنای الهی
ستایش خدای را سزاست كه در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرینش اش بزرگ است. بى آنكه مكان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست.اوست آفریننده آسمان ها و گستراننده زمین ها و حكمران آن ها. دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونی بخش آفریده ها و نعمت ده ایجاد شده هاست.به یك نیم نگاه دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند.  اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ وَ دَنا فی تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فی سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فی اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَیءٍ عِلْماً وَ هُوَ فی مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ،حَمیداً لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ (وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ).بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِی الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضینَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ.یَلْحَظُ كُلَّ عَیْنٍ وَالْعُیُونُ لاتَراهُ.
كریم و بردبار و شكیباست. رحمت اش جهان شمول و عطایش منّت گذار. در انتقام بی شتاب و در كیفر سزاواران عذاب، صبور و شكیباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا. پوشیده ها بر او آشكار و پنهان ها بر او روشن است. او راست فراگیری و چیرگی بر هر هستی. نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژه اوست. او را همانندی نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریكستان لاشیء. جاودانه و زنده و عدل گستر. جز او خداوندی نباشد و اوست ارجمند و حكیم.دیده ها را بر او راهی نیست و اوست دریابنده دیده ها. بر پنهانی ها آگاه و بر كارها داناست. كسی از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و آشكار دست نیابد مگر، او - عزّوجلّ - خود، راه نماید و بشناساند. كَریمٌ حَلیمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَیءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ. لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلایُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ. قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ اَلْمَكْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ. لَهُ الْإِحاطَةُ بِكُلِّ شَیءٍ، والغَلَبَةُ علی كُلِّ شَیءٍ والقُوَّةُ فی كُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلی كُلِّ شَئٍ وَلَیْسَ مِثْلَهُ شَیءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّیءِ حینَ لاشَیءَ دائمٌ حَی وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُالْحَكیمُ. جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِكَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطیفُ الْخَبیرُ. لایَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعایَنَةٍ، وَلایَجِدُ أَحَدٌ كَیْفَ هُوَمِنْ سِرٍ وَ عَلانِیَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلی نَفْسِهِ.
و گواهی می دهم كه او «الله» است. همو كه تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است. بی مشاور، فرمانش را اجرا، بی شریك تقدیرش را امضا و بی یاور سامان دهی فرماید. صورت آفرینش او را الگویی نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره جویی، هستی بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است.پس اوست «الله» كه معبودی به جز او نیست. همو كه صُنعش استوار است و ساختمان آفرینشش زیبا. دادگری است كه ستم روا نمی دارد و كریمی كه كارهابه او بازمی گردد.و گواهی می دهم كه او «الله» است كه آفریدگان در برابر بزرگی اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانایی اش تسلیم و به هیبت و بزرگی اش فروتن اند. پادشاه هستی ها و چرخاننده سپهرها و رام كننده آفتاب و ماه كه هریك تا اَجَل معین جریان یابند. او پردۀ شب را به روز و پردۀ روز را - كه شتابان در پی شب است - به شب پیچد. اوست شكنندۀ هر ستمگر سركش و نابودكنندۀ هر شیطان رانده شده. وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله ألَّذی مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذی یَغْشَی الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذی یُنْفِذُ أَمْرَهُ بِلامُشاوَرَةِ مُشیرٍ وَلامَعَهُ شَریكٌ فی تَقْدیرِهِ وَلایُعاوَنُ فی تَدْبیرِهِ. صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلی غَیْرِ مِثالٍ، وَ خَلَقَ ما خَلَقَ بِلامَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ وَلا تَكَلُّفٍ وَلاَ احْتِیالٍ. أَنْشَأَها فَكانَتْ وَ بَرَأَها فَبانَتْ. فَهُوَالله الَّذی لا إِلاهَ إِلاَّ هُوالمُتْقِنُ الصَّنْعَةَ، اَلْحَسَنُ الصَّنیعَةِ، الْعَدْلُ الَّذی لایَجُوُر، وَالْأَكْرَمُ الَّذی تَرْجِعُ إِلَیْهِ الْأُمُورُ. وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله الَّذی تَواضَعَ كُلُّ شَیءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَذَلَّ كُلُّ شَیءٍ لِعِزَّتِهِ، وَاسْتَسْلَمَ كُلُّ شَیءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَخَضَعَ كُلُّ شَیءٍ لِهَیْبَتِهِ. مَلِكُ الْاَمْلاكِ وَ مُفَلِّكُ الْأَفْلاكِ وَمُسَخِّرُالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، كُلٌّ یَجْری لاَِجَلٍ مُسَمّی. یُكَوِّرُالَّلیْلَ عَلَی النَّهارِ وَیُكَوِّرُالنَّهارَ عَلَی الَّلیْلِ یَطْلُبُهُ حَثیثاً. قاصِمُ كُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مُهْلِكُ كُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ.
نه او را ناسازی باشد و نه برایش انباز و مانندی. یكتا و بی نیاز، نه زاده و نه زاییده شده، او را همتایی نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده كند و حكم نماید. بداند و بشمارد. بمیراند و زنده كند. نیازمند و بی نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیك آورد و دور برد. بازدارد و عطا كند. او راست پادشاهی و ستایش. به دست توانی اوست تمام نیكی. و هموست بر هر چیز توانا.شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودی جز او نیست؛ گران مایه و آمرزنده؛ اجابت كنندۀ دعا و افزایندۀ عطا، بر شمارندۀ نفَس ها؛ پروردگار پری و انسان. چیزی بر او مشكل ننماید، فریاد فریادكنندگان او را آزرده نكند و اصرارِ اصراركنندگان او را به ستوه نیاورد.نیكوكاران را نگاهدار، رستگاران را یار، مؤمنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است. لَمْ یَكُنْ لَهُ ضِدٌّ وَلا مَعَهُ نِدٌّ أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفْواً أَحَدٌ. إلاهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ یَشاءُ فَیُمْضی، وَیُریدُ فَیَقْضی، وَیَعْلَمُ فَیُحْصی، وَیُمیتُ وَیُحْیی، وَیُفْقِرُ وَیُغْنی، وَیُضْحِكُ وَیُبْكی، (وَیُدْنی وَ یُقْصی) وَیَمْنَعُ وَ یُعْطی، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی كُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ. یُولِجُ الَّلیْلَ فِی النَّهارِ وَیُولِجُ النَّهارَ فی الَّلیْلِ، لاإِلاهَ إِلاّهُوَالْعَزیزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجیبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِی الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذی لایُشْكِلُ عَلَیْهِ شَیءٌ، وَ لایُضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخینَ وَلایُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّینَ. اَلْعاصِمُ لِلصّالِحینَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحینَ، وَ مَوْلَی الْمُؤْمِنینَ وَرَبُّ الْعالَمینَ. الَّذِی اسْتَحَقَّ مِنْ كُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ یَشْكُرَهُ وَیَحْمَدَهُ (عَلی كُلِّ حالٍ).
او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم بر شادی و رنج و بر آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن می گذارم و اطاعت می كنم؛ و به سوی خشنودی او می شتابم و به حكم او تسلیمم؛ چرا كه به فرمانبری او شائق و از كیفر او ترسانم. زیرا او خدایی است كه كسی از مكرش در امان نبوده و از بی عدالتیش ترسان نباشد (زیرا او را ستمی نیست). أَحْمَدُهُ كَثیراً وَأَشْكُرُهُ دائماً عَلَی السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائكَتِهِ وكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطیعُ وَأُبادِرُ إِلی كُلِّ مایَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ، رَغْبَةً فی طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ الله الَّذی لایُؤْمَنُ مَكْرُهُ وَلایُخافُ جَورُهُ.
بخش اول: فرمان الهی برای مطلبی مهم
و اكنون به عبودیت خویش و پروردگاری او گواهی می دهم. و وظیفه خود را در آن چه وحی شده انجام می دهم مباد كه از سوی او عذابی فرود آید كه كسی یاری دورساختن آن از من نباشد. هر چند توانش بسیار و دوستی اش (با من) خالص باشد. - معبودی جز او نیست - چرا كه اعلام فرموده كه اگر آن چه (درباره ی علی) نازل كرده به مردم نرسانم، وظیفه رسالتش را انجام نداده ام؛ و خداوند تبارك و تعالی امنیت از [آزار] مردم را برایم تضمین كرده و البته كه او بسنده و بخشنده است. وَأُقِرُّلَهُ عَلی نَفْسی بِالْعُبُودِیَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، وَأُؤَدّی ما أَوْحی بِهِ إِلَی حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بی مِنْهُ قارِعَةٌ لایَدْفَعُها عَنّی أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حیلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ - لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ - لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَنی أَنِّی إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَی (فی حَقِّ عَلِی) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لی تَبارَكَ وَتَعالَی الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَالله الْكافِی الْكَریمُ.
پس آنگاه خداوند چنین وحی ام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. ای فرستادۀ ما! آن چه از سوی پروردگارت دربارۀ علی و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ كن، وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده ای؛ و او تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.»هان مردمان! آنچه بر من فرود آمده، در تبلیغ آن كوتاهی نكرده ام و حال برایتان سبب نزول آیه را بیان می كنم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوی سلام، پروردگارم - كه تنها او سلام است - فرمانی آورد كه در این مكان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام كنم كه علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من بوده. جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیكن پیامبری پس از من نخواهد بود او (علی)، صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است؛ و پروردگارم آیه ای بر من نازل فرموده كه: «همانا ولی، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر او و ایمانیانی هستند كه نماز به پا می دارند و در حال ركوع زكات می پردازند.» و هر آینه علی بن ابی طالب نماز به پا داشته و در ركوع زكات پرداخته و پیوسته خداخواه است. فَأَوْحی إِلَی: (بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، یا أَیُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ - فی عَلِی یَعْنی فِی الْخِلاَفَةِ لِعَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ - وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله یَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ). مَعاشِرَالنّاسِ، ما قَصَّرْتُ فی تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ الله تَعالی إِلَی، وَ أَنَا أُبَیِّنُ لَكُمْ سَبَبَ هذِهِ الْآیَةِ: إِنَّ جَبْرئیلَ هَبَطَ إِلَی مِراراً ثَلاثاً یَأْمُرُنی عَنِ السَّلامِ رَبّی - وَ هُوالسَّلامُ - أَنْ أَقُومَ فی هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ كُلَّ أَبْیَضَ وَأَسْوَدَ: أَنَّ عَلِی بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی (عَلی أُمَّتی) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِی بَعْدی وَهُوَ وَلِیُّكُمْ بَعْدَالله وَ رَسُولِهِ. وَقَدْ أَنْزَلَ الله تَبارَكَ وَ تَعالی عَلَی بِذالِكَ آیَةً مِنْ كِتابِهِ (هِی): (إِنَّما وَلِیُّكُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ)، وَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ الَّذی أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَی الزَّكاةَ وَهُوَ راكِعٌ یُریدُالله عَزَّوَجَلَّ فی كُلِّ حالٍ.
و من از جبرئیل درخواستم كه از خداوند سلام اجازه كند و مرا از این مأموریت معاف فرماید. زیرا كمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسۀ ملامت گران و مكر مسخره كنندگان اسلام را می دانم؛ همانان كه خداوند در كتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را می گویند كه در دل هایشان نیست و آن را اندك و آسان می شمارند حال آن كه نزد خداوند بس بزرگ است.» و نیز از آن روی كه منافقان بارها مرا آزار رسانیده تا بدانجا كه مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور ]نامیده اند، به خاطر همراهی افزون علی با من و رویكرد من به او و تمایل و پذیرش او از من، تا بدانجا كه خداوند در این موضوع آیه ای فرو فرستاده: « و از آنانند كسانی كه پیامبر خدا را می آزارند و می گویند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آری سخن شنو است. - بر علیه آنان كه گمان می كنند او تنها سخن می شنود - لیكن به خیر شماست، او (پیامبر صلی الله علیه و آله) به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می كند و راستگو می انگارد.» وَسَأَلْتُ جَبْرَئیلَ أَنْ یَسْتَعْفِی لِی (السَّلامَ) عَنْ تَبْلیغِ ذالِكَ إِلیْكُمْ - أَیُّهَاالنّاسُ - لِعِلْمی بِقِلَّةِ الْمُتَّقینَ وَكَثْرَةِ الْمُنافِقینَ وَإِدغالِ اللّائمینَ وَ حِیَلِ الْمُسْتَهْزِئینَ بِالْإِسْلامِ، الَّذینَ وَصَفَهُمُ الله فی كِتابِهِ بِأَنَّهُمْ یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَیْسَ فی قُلوبِهِمْ، وَیَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَالله عَظیمٌ. وَكَثْرَةِ أَذاهُمْ لی غَیْرَ مَرَّةٍ حَتّی سَمَّونی أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّی كَذالِكَ لِكَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِیّی وَ إِقْبالی عَلَیْهِ (وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّی) حَتّی أَنْزَلَ الله عَزَّوَجَلَّ فی ذالِكَ (وَ مِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذونَ النَّبِی وَ یَقولونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ - (عَلَی الَّذینَ یَزْعُمونَ أَنَّهُ أُذُنٌ) - خَیْرٍ لَكُمْ، یُؤْمِنُ بِالله وَ یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنینَ) الآیَةُ.
و اگر می خواستم نام گویندگان چنین سخنی را بر زبان آورم و یا به آنان اشارت كنم و یا مردمان را به سویشان هدایت كنم [كه آنان را شناسایی كنند] می توانستم. لیكن سوگند به خدا در كارشان كرامت نموده لب فروبستم. با این حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر این كه آن چه در حق علی عیه السّلام فرو فرستاده به گوش شما برسانم. سپس پیامبر صلّی الله علیه و آله چنین خواند: «ی پیامبر ما! آن چه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده - در حقّ علی - ابلاغ كن؛ وگرنه كار رسالتش را انجام نداده ای. و البته خداوند تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.» وَلَوْشِئْتُ أَنْ أُسَمِّی الْقائلینَ بِذالِكَ بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّیْتُ وَأَنْ أُوْمِئَ إِلَیْهِمْ بِأَعْیانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَأَنْ أَدُلَّ عَلَیْهِمُ لَدَلَلْتُ، وَلكِنِّی وَالله فی أُمورِهمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ. وَكُلُّ ذالِكَ لایَرْضَی الله مِنّی إِلاّ أَنْ أُبَلِّغَ ما أَنْزَلَ الله إِلَی (فی حَقِّ عَلِی)، ثُمَّ تلا: (یا أَیُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ - فی حَقِّ عَلِی - وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله یَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ).
بخش سوم: اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام
هان مردمان! بدانید این آیه دربارۀ اوست. ژرفی آن را فهم كنید و بدانید كه خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان كه به نیكی از ایشان پیروی می كنند و بر صحرانشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر كوچك و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یكتاپرست لازم شمرده است.[هشدار كه] اجرای فرمان و گفتار او لازم و امرش نافذ است. ناسازگارش رانده، پیرو و باوركننده اش در مهر و شفقت است. هر آینه خداوند، او و شنوایان سخن او و پیروان راهش را آمرزیده است.هان مردمان! آخرین بار است كه در این اجتماع به پا ایستاده ام. پس بشنوید و فرمان حق را گردن گذارید؛ چرا كه خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و ولی و معبود شماست؛ و پس از خداوند ولی شما، فرستاده و پیامبر اوست كه اكنون در برابر شماست و با شما سخن می گوید. و پس از من به فرمان پروردگار، علی ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علی خواهد بود. این قانون تا برپایی رستاخیز كه خدا و رسول او را دیدار كنید دوام دارد. فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ (ذالِكَ فیهِ وَافْهَموهُ وَاعْلَمُوا) أَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِیّاً وَإِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَی الْمُهاجِرینَ وَالْأَنْصارِ وَ عَلَی التّابِعینَ لَهُمْ بِإِحْسانٍ، وَ عَلَی الْبادی وَالْحاضِرِ، وَ عَلَی الْعَجَمِی وَالْعَرَبی، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلوكِ وَالصَّغیرِ وَالْكَبیرِ، وَ عَلَی الْأَبْیَضِ وَالأَسْوَدِ، وَ عَلی كُلِّ مُوَحِّدٍ. ماضٍ حُكْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ أَمْرُهُ، مَلْعونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَالله لَهُ وَلِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطاعَ لَهُ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ فی هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ أَطیعوا وَانْقادوا لاَِمْرِ(الله) رَبِّكُمْ، فَإِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاكُمْ وَإِلاهُكُمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِیُهُ الُْمخاطِبُ لَكُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلی وَلِیُّكُمْ وَ إِمامُكُمْ بِأَمْرِالله رَبِّكُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ فی ذُرِّیَّتی مِنْ وُلْدِهِ إِلی یَوْمٍ تَلْقَوْنَ الله وَرَسولَهُ.
روا نیست، مگر آن چه خدا و رسول او و امامان روا دانند؛ و ناروا نیست مگر آن چه آنان ناروا دانند. خداوند عزوجل، هم روا و هم ناروا را برای من بیان فرموده و آن چه پروردگارم از كتاب خویش و حلال و حرامش به من آموخته در اختیار علی نهاده ام.هان مردمان! او را برتر بدانید. چرا كه هیچ دانشی نیست مگر اینكه خداوند آن را در جان من نبشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزكاران، علی، ضبط كرده ام. او (علی) پیشوای روشنگر است كه خداوند او را در سورۀ یاسین یاد كرده كه: «و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم...»هان مردمان! از علی رو برنتابید. و از امامتش نگریزید. و از سرپرستی اش رو برنگردانید. او [شما را] به درستی و راستی خوانده و [خود نیز] بدان عمل نماید. او نادرستی را نابود كند و از آن بازدارد. در راه خدا نكوهش نكوهش گران او را از كار باز ندارد. او نخستین مؤمن به خدا و رسول اوست و كسی در ایمان، به او سبقت نجسته. و همو جان خود را فدای رسول الله نموده و با او همراه بوده است تنها اوست كه همراه رسول خدا عبادت خداوند می كرد و جز او كسی چنین نبود. اولین نمازگزار و پرستشگر خدا به همراه من است. از سوی خداوند به او فرمان دادم تا [در شب هجرت] در بستر من بیارامد و او نیز فرمان برده، پذیرفت كه جان خود را فدای من كند. لاحَلالَ إِلاّ ما أَحَلَّهُ الله وَ رَسُولُهُ وَهُمْ، وَلاحَرامَ إِلاّ ما حَرَّمَهُ الله (عَلَیْكُمْ) وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ، وَالله عَزَّوَجَلَّ عَرَّفَنِی الْحَلالَ وَالْحَرامَ وَأَنَا أَفْضَیْتُ بِما عَلَّمَنی رَبِّی مِنْ كِتابِهِ وَحَلالِهِ وَ حَرامِهِ إِلَیْهِ. مَعاشِرَالنّاسِ، (فَضِّلُوهُ). مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُ الله فِی، وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فی إِمامِ الْمُتَّقینَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبینُ (الَّذی ذَكَرَهُ الله فی سُورَةِ یس: (وَ كُلَّ شَیءٍ أَحْصَیْناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ). مَعاشِرَالنَّاسِ، لاتَضِلُّوا عَنْهُ وَلاتَنْفِرُوا مِنْهُ، وَلاتَسْتَنْكِفُوا عَنْ وِلایَتِهِ، فَهُوَالَّذی یَهدی إِلَی الْحَقِّ وَیَعْمَلُ بِهِ، وَیُزْهِقُ الْباطِلَ وَیَنْهی عَنْهُ، وَلاتَأْخُذُهُ فِی الله لَوْمَةُ لائِمٍ. أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِالله وَ رَسُولِهِ (لَمْ یَسْبِقْهُ إِلَی الْایمانِ بی أَحَدٌ)، وَالَّذی فَدی رَسُولَ الله بِنَفْسِهِ، وَالَّذی كانَ مَعَ رَسُولِ الله وَلا أَحَدَ یَعْبُدُالله مَعَ رَسُولِهِ مِنَ الرِّجالِ غَیْرُهُ. (أَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ أَوَّلُ مَنْ عَبَدَالله مَعی. أَمَرْتُهُ عَنِ الله أَنْ یَنامَ فی مَضْجَعی، فَفَعَلَ فادِیاً لی بِنَفْسِهِ).
هان مردمان! او رابرتر دانید، كه خداوند او را برگزیده؛ و پیشوایی او را بپذیرید، كه خداوند او را برپا كرده است.هان مردمان! او از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منكر او را نپذیرد و او را نیامرزد. این است روش قطعی خداوند درباره ناسازگار علی و هرآینه او را به عذاب دردناک پایدار كیفر كند. از مخالفت او بهراسید و گرنه در آتشی درخواهید شد كه آتش گیرۀ آن مردمانند؛ و سنگ، كه برای حق ستیزان آماده شده است. مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ الله، وَاقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ الله. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله، وَلَنْ یَتُوبَ الله عَلی أَحَدٍ أَنْكَرَ وِلایَتَهُ وَلَنْ یَغْفِرَ لَهُ، حَتْماً عَلَی الله أَنْ یَفْعَلَ ذالِكَ بِمَنْ خالَفَ أَمْرَهُ وَأَنْ یُعَذِّبَهُ عَذاباً نُكْراً أَبَدَا الْآبادِ وَ دَهْرَ الدُّهورِ. فَاحْذَرُوا أَنْ تُخالِفوهُ. فَتَصْلُوا ناراً وَقودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرینَ.
هان مردمان! به خدا سوگند كه پیامبران پیشین به ظهورم مژده داده اند و اكنون من فرجام پیامبران و برهان بر آفریدگان آسمانیان و زمینیانم. آن كس كه راستی و درستی مرا باور نكند به كفر جاهلی درآمده و تردید در سخنان امروزم همسنگ تردید در تمامی محتوای رسالت من است، و شك و ناباوری در امامت یكی از امامان، به سان شك و ناباوری در تمامی آنان است. و هرآینه جایگاه ناباوران ما آتش دوزخ خواهد بود.هان مردمان! خداوند عزّوجلّ از روی منّت و احسان خویش این برتری را به من پیشكش كرد و البته كه خدایی جز او نیست. آگاه باشید: تمامی ستایش ها در همه روزگاران و در هر حال و مقام ویژۀ اوست. مَعاشِرَالنّاسِ، بی - وَالله - بَشَّرَالْأَوَّلُونَ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالْمُرْسَلینَ، وَأَنَا - (وَالله) - خاتَمُ الْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ والْحُجَّةُ عَلی جَمیعِ الَْمخْلوقینَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَالْأَرَضینَ. فَمَنْ شَكَّ فی ذالِكَ فَقَدْ كَفَرَ كُفْرَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی وَ مَنْ شَكَّ فی شَیءٍ مِنْ قَوْلی هذا فَقَدْ شَكَّ فی كُلِّ ما أُنْزِلَ إِلَی، وَمَنْ شَكَّ فی واحِدٍ مِنَ الْأَئمَّةِ فَقَدْ شَكَّ فِی الْكُلِّ مِنْهُمْ، وَالشَاكُّ فینا فِی النّارِ. مَعاشِرَالنّاسِ، حَبانِی الله عَزَّوَجَلَّ بِهذِهِ الْفَضیلَةِ مَنّاً مِنْهُ عَلَی وَ إِحْساناً مِنْهُ إِلَی وَلا إِلاهَ إِلاّهُوَ، أَلا لَهُ الْحَمْدُ مِنِّی أَبَدَ الْآبِدینَ وَدَهْرَالدّاهِرینَ وَ عَلی كُلِّ حالٍ.
هان مردمان! عل را برتر دانید؛ كه او برترین مردمان از مرد و زن پس از من است؛ تا آن هنگام كه آفریدگان پایدارند و روزی شان فرود آید.دور دورباد از درگاه مهر خداوند و خشم خشم باد بر آن كه این گفته را نپذیرد و با من سازگار نباشد!هان! بدانید جبرئیل از سوی خداوند خبرم داد: «هر آن كه با علی بستیزد و بر ولایت او گردن نگذارد، نفرین و خشم من بر او باد!» البته بایست كه هر كس بنگرد كه برای فردای رستاخیز خود چه پیش فرستاده. [هان!] تقوا پیشه كنید و از ناسازگاری با علی بپرهیزید. مباد كه گام هایتان پس از استواری درلغزد. كه خداوند بر كردارتان آگاه است.هان مردمان! همانا او هم جوار و همسایه خداوند است كه در نبشته ی عزیز خود او را یاد كرده و دربارۀ ستیزندگان با او فرموده: «تا آنكه مبادا كسی در روز رستخیز بگوید: افسوس كه دربارۀ همجوار و همسایه ی خدا كوتاهی كردم...» مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوا عَلِیّاً فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدی مِنْ ذَكَرٍ و أُنْثی ما أَنْزَلَ الله الرِّزْقَ وَبَقِی الْخَلْقُ. مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَی قَوْلی هذا وَلَمْ یُوافِقْهُ. أَلا إِنَّ جَبْرئیلَ خَبَّرنی عَنِ الله تَعالی بِذالِكَ وَیَقُولُ: «مَنْ عادی عَلِیّاً وَلَمْ یَتَوَلَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَتی وَ غَضَبی»، (وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوالله - أَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها - إِنَّ الله خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ). مَعاشِرَ النَّاسِ، إِنَّهُ جَنْبُ الله الَّذی ذَكَرَ فی كِتابِهِ العَزیزِ، فَقالَ تعالی (مُخْبِراً عَمَّنْ یُخالِفُهُ): (أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتا عَلی ما فَرَّطْتُ فی جَنْبِ الله).
هان مردمان! در قرآن اندیشه كنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر محكماتش نظر كنید و از متشابهاتش پیروی ننمایید. پس به خدا سوگند كه باطن ها و تفسیر آن را آشكار نمی كند مگر همین كه دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام می دارم كه: هر آن كه من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست. و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من كه سرپرستی و ولایت او حكمی است از سوی خدا كه بر من فرستاده شده است. مَعاشِرَالنّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیاتِهِ وَانْظُرُوا إِلی مُحْكَماتِهِ وَلاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ، فَوَالله لَنْ یُبَیِّنَ لَكُمْ زواجِرَهُ وَلَنْ یُوضِحَ لَكُمْ تَفْسیرَهُ إِلاَّ الَّذی أَنَا آخِذٌ بِیَدِهِ وَمُصْعِدُهُ إِلی وَشائلٌ بِعَضُدِهِ (وَ رافِعُهُ بِیَدَی) وَ مُعْلِمُكُمْ: أَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی، وَ مُوالاتُهُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ أَنْزَلَها عَلَی.
هان مردمان! همانا علی و پاكان از فرزندانم از نسل او، یادگار گران سنگ كوچك ترند و قرآن یادگار گران سنگ بزرگ تر. هر یك از این دو از دیگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض كوثر بر من وارد شوند.هان! بدانید كه آنان امانتداران خداوند در میان آفریدگان و حاكمان او در زمین اویند.هشدار كه من وظیفه ی خود را ادا كردم. هشدار كه من آن چه بر عهده ام بود ابلاغ كردم و به گوشتان رساندم و روشن نمودم. بدانید كه این سخن خدا بود و من از سوی او سخن گفتم. هشدار كه هرگز به جز این برادرم كسی نباید امیرالمؤمنین خوانده شود. هشدار كه پس از من امارت مؤمنان بری كسی جز او روا نباشد. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ عَلِیّاً وَالطَّیِّبینَ مِنْ وُلْدی (مِنْ صُلْبِهِ) هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ، وَالْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْأَكْبَرُ، فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَی الْحَوْضَ. أَلا إِنَّهُمْ أُمَناءُ الله فی خَلْقِهِ وَ حُكّامُهُ فی أَرْضِهِ. أَلاوَقَدْ أَدَّیْتُ. أَلا وَقَدْ بَلَّغْتُ، أَلاوَقَدْ أَسْمَعْتُ، أَلاوَقَدْ أَوْضَحْتُ، أَلا وَ إِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ قالَ وَ أَنَا قُلْتُ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ، أَلاإِنَّهُ لا «أَمیرَالْمُؤْمِنینَ» غَیْرَ أَخی هذا، أَلا لاتَحِلُّ إِمْرَةُ الْمُؤْمِنینَ بَعْدی لاَِحَدٍ غَیْرِهِ.
سپس فرمود: مردمان! كیست سزاوارتر از شما به شما؟ گفتند خداوند و پیامبر او! سپس فرمود آگاه باشید! آن كه من سرپرست اویم، پس این علی سرپرست اوست! خداوندا دوست بدار آن را كه سرپرستی او را بپذیرد و دشمن بدار هر آن كه او را دشمن دارد و یاری كن یار او را؛ و تنها گذار آن را كه او را تنها بگذارد. ثم قال: «ایهاالنَّاسُ، مَنْ اَوْلی بِكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ؟ قالوا: الله و رَسُولُهُ. فَقالَ: اَلا من كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلی مَوْلاهُ، اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْمَنْ نَصَرَهُ واخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.
بخش چهارم: بلند كردن امیرالمومنینعلیه السلام بدست رسول خداصلی الله علیه و آله
هان مردمان! این علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. و هموست جانشین من در میان امّت و بر گروندگان به من و بر تفسیر كتاب خدا كه مردمان را به سوی او بخواند و به آن چه موجب خشنودی اوست عمل كند و با دشمنانش ستیز نماید. او پشتیبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد. همانا اوست جانشین رسول الله و فرمانروای ایمانیان و پیشوای هدایتگر از سوی خدا و كسی كه به فرمان خدا با پیمان شكنان، رویگردانان از راستی و درستی و به دررفتگان از دین پیكار كند. خداوند فرماید: «فرمان من دگرگون نخواهدشد.»پروردگارا! اكنون به فرمان تو چنین می گویم: خداوندا! دوستداران او را دوست دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتیبانان او را پشتیبانی كن. یارانش را یاری نما. خودداری كنندگان از یاری اش را به خود رها كن. ناباورانش را از مهرت بران و بر آنان خشم خود را فرود آور. مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِی أخی وَ وَصیی وَ واعی عِلْمی، وَ خَلیفَتی فی اُمَّتی عَلی مَنْ آمَنَ بی وَعَلی تَفْسیرِ كِتابِ الله عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعی إِلَیْهِ وَالْعامِلُ بِمایَرْضاهُ وَالُْمحارِبُ لاَِعْدائهِ وَالْمُوالی عَلی طاعَتِهِ وَالنّاهی عَنْ مَعْصِیَتِهِ. إِنَّهُ خَلیفَةُ رَسُولِ الله وَ أَمیرُالْمُؤْمِنینَ وَالْإمامُ الْهادی مِنَ الله، وَ قاتِلُ النّاكِثینَ وَالْقاسِطینَ وَالْمارِقینَ بِأَمْرِالله. یَقُولُ الله: (مایُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَی). بِأَمْرِكَ یارَبِّ أَقولُ: اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ (وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ) وَالْعَنْ مَنْ أَنْكَرَهُ وَاغْضِبْ عَلی مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ.
معبودا! تو خود در هنگام برپاداشتن او و بیان ولایتش نازل فرمودی كه: «امروز آیین شما را به كمال، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم، و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم.» «و آن كه به جز اسلام دینی را بجوید، از او پذیرفته نبوده، در جهان دیگر در شمار زیانكاران خواهد بود.» خداوندا، تو را گواه می گیرم كه پیام تو را به مردمان رساندم. اللهمَّ إِنَّكَ أَنْزَلْتَ الْآیَةَ فی عَلِی وَلِیِّكَ عِنْدَتَبْیینِ ذالِكَ وَنَصْبِكَ إِیّاهُ لِهذَا الْیَوْمِ: (الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً)، (وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَالْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ). اللهمَّ إِنِّی أُشْهِدُكَ أَنِّی قَدْ بَلَّغْتُ.
بخش پنجم: تاكید بر توجه امت به مسئله امامت
هان مردمان! خداوند عزّوجلّ دین را با امامت علی تكمیل فرمود. اینك آنان كه از او و جانشینانش از فرزندان من و از نسل او - تا برپایی رستاخیز و عرضه ی بر خدا - پیروی نكنند، در دو جهان كرده هایشان بیهوده بوده در آتش دوزخ ابدی خواهند بود، به گونه ی كه نه از عذابشان كاسته و نه برایشان فرصتی خواهد بود. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّما أَكْمَلَ الله عَزَّوَجَلَّ دینَكُمْ بِإِمامَتِهِ. فَمَنْ لَمْ یَأْتَمَّ بِهِ وَبِمَنْ یَقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَالْعَرْضِ عَلَی الله عَزَّوَجَلَّ فَأُولئِكَ الَّذینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ (فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ) وَ فِی النّارِهُمْ خالِدُونَ، (لایُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَلاهُمْ یُنْظَرونَ).
هان مردمان! این علی یاورترین، سزاوارترین و نزدیك ترین و عزیزترین شما نسبت به من است. خداوند عزّوجلّ و من از او خشنودیم. آیه رضایتی در قرآن نیست مگر این كه درباره ی اوست. و خدا هرگاه ایمان آوردگان را خطابی نموده به او آغاز كرده [و او اولین شخص مورد نظر خدی متعال بوده است ] . و آیه ی ستایشی نازل نگشته مگر درباره ی او. و خداوند در سوره ی «هل أتی علی الإنسان» گواهی بر بهشت [رفتن ] نداده مگر بری او، و آن را در حق غیر او نازل نكرده و به آن جز او را نستوده است. مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِی، أَنْصَرُكُمْ لی وَأَحَقُّكُمْ بی وَأَقْرَبُكُمْ إِلَی وَأَعَزُّكُمْ عَلَی، وَالله عَزَّوَجَلَّ وَأَنَاعَنْهُ راضِیانِ. وَ مانَزَلَتْ آیَةُ رِضاً (فی الْقُرْآنِ) إِلاّ فیهِ، وَلا خاطَبَ الله الَّذینَ آمَنُوا إِلاّبَدَأ بِهِ، وَلانَزَلَتْ آیَةُ مَدْحٍ فِی الْقُرْآنِ إِلاّ فیهِ، وَلاشَهِدَ الله بِالْجَنَّةِ فی (هَلْ أَتی عَلَی الْاِنْسانِ) إِلاّلَهُ، وَلا أَنْزَلَها فی سِواهُ وَلامَدَحَ بِها غَیْرَهُ.
هان مردمان! او یاور دین خدا و دفاع كننده ی از رسول اوست. او پرهیزكار پاكیزه و رهنمی ارشاد شده [به دست خود خدا] است. پیامبرتان برترین پیامبر، وصی او برترین وصی و فرزندان او برترین اوصیایند.هان مردمان! فرزندان هرپیامبر از نسل اویند و فرزندان من از صلب و نسل امیرالمؤمنین علی است.هان مردمان! به راستی كه شیطانِ اغواگر، آدم را با رشك از بهشت رانده مبادا شما به علی رشك ورزید كه كرده هایتان نابود و گام هایتان لغزان خواهدشد. آدم به خاطر یك اشتباه به زمین هبوط كرد و حال آن كه برگزیده ی خدی عزّوجلّ بود. پس چگونه خواهید بود شما و حال آن كه شما شمایید و دشمنان خدا نیز از میان شمایند.آگاه باشید! كه با علی نمی ستیزد مگر بی سعادت. و سرپرستی او را نمی پذیرد مگر رستگار پرهیزگار. و به او نمی گرود مگر ایمان دار بی آلایش. مَعاشِرَالنّاسِ، هُوَ ناصِرُ دینِ الله وَالُْمجادِلُ عَنْ رَسُولِ الله، وَ هُوَالتَّقِی النَّقِی الْهادِی الْمَهْدِی. نَبِیُّكُمْ خَیْرُ نَبی وَ وَصِیُّكُمْ خَیْرُ وَصِی (وَبَنُوهُ خَیْرُالْأَوْصِیاءِ). مَعاشِرَالنّاسِ، ذُرِّیَّةُ كُلِّ نَبِی مِنْ صُلْبِهِ، وَ ذُرِّیَّتی مِنْ صُلْبِ (أَمیرِالْمُؤْمِنینَ) عَلِی. مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّ إِبْلیسَ أَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ، فَلاتَحْسُدُوهُ فَتَحْبِطَ أَعْمالُكُمْ وَتَزِلَّ أَقْدامُكُمْ، فَإِنَّ آدَمَ أُهْبِطَ إِلَی الْأَرضِ بِخَطیئَةٍ واحِدَةٍ، وَهُوَ صَفْوَةُالله عَزَّوَجَلَّ، وَكَیْفَ بِكُمْ وَأَنْتُمْ أَنْتُمْ وَ مِنْكُمْ أَعْداءُالله، أَلا وَ إِنَّهُ لایُبْغِضُ عَلِیّاً إِلاّشَقِی، وَ لایُوالی عَلِیّاً إِلاَّ تَقِی، وَ لایُؤْمِنُ بِهِ إِلاّ مُؤْمِنٌ مُخْلِصٌ.
و سوگند به خدا كه سوره ی والعصر درباره ی اوست: «به نام خداوند همه مهر مهر ورز. قسم به زمان كه انسان در زیان است.» مگر علی كه ایمان آورده و به درستی و شكیبایی آراسته است.هان مردمان! خدا را گواه گرفتم و پیام او را به شما رسانیدم. و بر فرستاده وظیفه ی جز بیان و ابلاغ روشن نباشد!هان مردمان! تقوا پیشه كنید همان گونه كه بایسته است. و نمیرید جز با شرفِ اسلام. وَ فی عَلِی - وَالله - نَزَلَتْ سُورَةُ الْعَصْر: (بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ) (إِلاّ عَلیّاً الّذی آمَنَ وَ رَضِی بِالْحَقِّ وَالصَّبْرِ). مَعاشِرَالنّاسِ، قَدِ اسْتَشْهَدْتُ الله وَبَلَّغْتُكُمْ رِسالَتی وَ ما عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّالْبَلاغُ الْمُبینُ. مَعاشِرَالنّاسِ، (إتَّقُوالله حَقَّ تُقاتِهِ وَلاتَموتُنَّ إِلاّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ).
بخش ششم: اشاره به كارشكنی های منافقین
هان مردمان! «به خدا و رسول و نور همراهش ایمان آورید پیش از آن كه چهره ها را تباه و باژگونه كنیم یا چونان اصحاب روز شنبه [یهودیانی كه بر خدا نیرنگ آوردند] رانده شوید.«به خدا سوگند كه مقصود خداوند از این آیه گروهی از صحابه اند كه آنان را با نام و نَسَب می شناسم لیكن به پرده پوشی كارشان مأمورم. آنك هر كس پایه كار خویش را مهر و یا خشم علی در دل قرار دهد [و بداند كه ارزش عمل او وابسته به آن است.] .مردمان! نور از سوی خداوند عزّوجل در جان من، سپس در جان علی بن ابی طالب، آن گاه در نسل او تا قائم مهدی - كه حق خدا و ما را می ستاند - جی گرفته. چرا كه خداوند عزّوجل ما را بر كوتاهی كنندگان، ستیزه گران، ناسازگاران، خائنان و گنهكاران و ستمكاران و غاصبان از تمامی جهانیان دلیل و راهنما و حجت آورده است. مَعاشِرَالنّاسِ، (آمِنُوا بِالله وَ رَسُولِهِ وَالنَّورِ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلی أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ). (بالله ما عَنی بِهذِهِ الْآیَةِ إِلاَّ قَوْماً مِنْ أَصْحابی أَعْرِفُهُمْ بِأَسْمائِهِمْ وَأَنْسابِهِمْ، وَقَدْ أُمِرْتُ بِالصَّفْحِ عَنْهُمْ فَلْیَعْمَلْ كُلُّ امْرِئٍ عَلی مایَجِدُ لِعَلِی فی قَلْبِهِ مِنَ الْحُبِّ وَالْبُغْضِ). مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِی ثُمَّ فی عَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ، ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقائِمِ الْمَهْدِی الَّذی یَأْخُذُ بِحَقِّ الله وَ بِكُلِّ حَقّ هُوَ لَنا، لاَِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ قَدْ جَعَلَنا حُجَّةً عَلَی الْمُقَصِّرینَ وَالْمعُانِدینَ وَالُْمخالِفینَ وَالْخائِنینَ وَالْآثِمینَ وَالّظَالِمینَ وَالْغاصِبینَ مِنْ جَمیعِ الْعالَمینَ.
هان مردمان! هشدارتان می دهم: همانا من رسول خدایم. پیش از من نیز رسولانی آمده و سپری گشته اند. آیا اگر من بمیرم یا كشته شوم، به جاهلیت عقب گرد می كنید؟ آن كه به قهقرا برگردد، هرگز خدا را زیانی نخواهد رسانید و خداوند سپاسگزاران شكیباگر را پاداش خواهد داد. بدانید كه علی و پس از او فرزندان من از نسل او، داری كمال شكیبایی و سپاسگزاری اند.هان مردمان! اسلامتان را بر من منت نگذارید؛ كه اعمال شما را بیهوده و تباه خواهد كرد و خداوند بر شما خشم خواهد گرفت و سپس شما را به شعله ی از آتش و مس گداخته گرفتار خواهد نمود. همانا پروردگار شما در كمین گاه است. مَعاشِرَالنّاسِ، أُنْذِرُكُمْ أَنّی رَسُولُ الله قَدْخَلَتْ مِنْ قَبْلِی الرُّسُلُ، أَفَإِنْ مِتُّ أَوْقُتِلْتُ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِكُمْ؟ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّالله شَیْئاً وَسَیَجْزِی الله الشّاكِرینَ (الصّابِرینَ). أَلاوَإِنَّ عَلِیّاً هُوَالْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وَالشُّكْرِ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ. مَعاشِرَالنّاسِ، لاتَمُنُّوا عَلَی بِإِسْلامِكُمْ، بَلْ لاتَمُنُّوا عَلَی الله فَیُحْبِطَ عَمَلَكُمْ وَیَسْخَطَ عَلَیْكُمْ وَ یَبْتَلِیَكُمْ بِشُواظٍ مِنْ نارٍ وَنُحاسٍ، إِنَّ رَبَّكُمْ لَبِا الْمِرْصادِ.
مردمان! به زودی پس از من پیشوایانی خواهند بود كه شما را به سوی آتش می خوانند و در روز رستاخیز تنها وبدون یاور خواهند ماند.هان مردمان! خداوند و من از آنان بیزاریم.هان مردمان! آنان و یاران و پیروانشان در بدترین جی جهنم، جایگاه متكبّران خواهند بود. بدانید آنان اصحاب صحیفه اند. اكنون هر كس در صحیفه ی خود نظر كند.هان مردمان! اینك جانشینی خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جی می گذارم در نسل خود تا برپایی روز رستاخیز. و حال، مأموریت تبلیغی خود را انجام می دهم تا برهان بر هر شاهد و غایب و بر آنان كه زاده شده یا نشده اند و بر تمامی مردمان باشد. پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا برپایی رستاخیز برسانند.آگاه باشید! به زودی پس از من امامت را با پادشاهی جابه جا نموده. آن را غصب كرده و به تصرف خویش درآورند.هان! نفرین و خشم خدا بر غاصبان و چپاول گران! و البته در آن هنگام خداوند آتش عذاب - شعله هی آتش و مس گداخته - بر سر شما جن و انس خواهد ریخت. آن جاست كه دیگر یاری نخواهید شد. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ سَیَكُونُ مِنْ بَعْدی أَئمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی النّارِ وَیَوْمَ الْقِیامَةِ لایُنْصَرونَ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الله وَأَنَا بَریئانِ مِنْهُمْ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُمْ وَأَنْصارَهُمْ وَأَتْباعَهُمْ وَأَشْیاعَهُمْ فِی الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النّارِ وَلَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَكَبِّرِینَ. أَلا إِنَّهُمْ أَصْحابُ الصَّحیفَةِ، فَلْیَنْظُرْ أَحَدُكُمْ فی صَحیفَتِهِ!! مَعاشِرَالنّاسِ، إِنِّی أَدَعُها إِمامَةً وَ وِراثَةً (فی عَقِبی إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ)، وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرتُ بِتَبْلیغِهِ حُجَّةً عَلی كُلِّ حاضِرٍ وَغائبٍ وَ عَلی كُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْلَمْ یَشْهَدْ، وُلِدَ أَوْلَمْ یُولَدْ، فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ. وَسَیَجْعَلُونَ الْإِمامَةَ بَعْدی مُلْكاً وَ اغْتِصاباً، (أَلا لَعَنَ الله الْغاصِبینَ الْمُغْتَصبینَ)، وَعِنْدَها سَیَفْرُغُ لَكُمْ أَیُّهَا الثَّقَلانِ (مَنْ یَفْرَغُ) وَیُرْسِلُ عَلَیْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَنُحاسٌ فَلاتَنْتَصِرانِ.
هان مردمان! هر آینه خداوند عزوجل شما را به حالتان رها نخواهد كرد تا ناپاك را ازپاك جدا كند. و خداوند نمی خواهد شما را بر غیب آگاه گرداند.(1)هان مردمان! هیچ سرزمینی نیست مگر این كه خداوند به خاطر تكذیب اهل آن [حق را] ، آنان را پیش از روز رستاخیز نابود خواهد فرمود و به امام مهدی خواهد سپرد. و هر آینه خداوند وعده ی خود را انجام خواهد داد.هان مردمان! پیش از شما، شمار فزونی از گذشتگان گمراه شدند و خداوند آنان را نابود كرد. و همو نابودكننده ی آیندگان است.

1) اشاره به آیه ى 179 / آل عمران است.
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ لَمْ یَكُنْ لِیَذَرَكُمْ عَلی ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتّی یَمیزَالْخَبیثَ مِنَ الطَّیِّبِ، وَ ما كانَ الله لِیُطْلِعَكُمْ عَلَی الْغَیْبِ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ ما مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّ وَالله مُهْلِكُها بِتَكْذیبِها قَبْلَ یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ مُمَلِّكُهَا الْإِمامَ الْمَهْدِی وَالله مُصَدِّقٌ وَعْدَهُ. مَعاشِرَالنّاسِ، قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ أَكْثَرُالْأَوَّلینَ، وَالله لَقَدْ أَهْلَكَ الْأَوَّلینَ، وَهُوَ مُهْلِكُ الْآخِرینَ.
او خود در كتابش آورده: «آیا پیشینیان را تباه نكردیم و به دنبال آنان آیندگان را گرفتار نساختیم؟ با مجرمان این چنین كنیم. وی بر ناباوران!»هان مردمان! همانا خداوند امر و نهی خود را به من فرموده و من نیز به دستور او دانش آن را نزد علی نهادم. پس فرمان او را بشنوید و گردن نهید و پیرویش نمایید و از آنچه بازتان دارد خودداری كنید تا راه یابید. به سوی هدف او حركت كنید. راه هی گونه گون شما را از راه او بازندارد! قالَ الله تَعالی: (أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلینَ، ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرینَ، كذالِكَ نَفْعَلُ بِالُْمجْرِمینَ، وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبینَ). مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الله قَدْ أَمَرَنی وَنَهانی، وَقَدْ أَمَرْتُ عَلِیّاً وَنَهَیْتُهُ (بِأَمْرِهِ). فَعِلْمُ الْأَمْرِ وَالنَّهُی لَدَیْهِ، فَاسْمَعُوا لاَِمْرِهِ تَسْلَمُوا وَأَطیعُوهُ تَهْتَدُوا وَانْتَهُوا لِنَهْیِهِ تَرشُدُوا، (وَصیرُوا إِلی مُرادِهِ) وَلا تَتَفَرَّقْ بِكُمُ السُّبُلُ عَنْ سَبیلِهِ.
بخش هفتم: پیروان اهل بیت علیهم السلام و دشمنان ایشان
هان مردمان! صراط مستقیم خداوند منم كه شما را به پیروی آن امر فرموده. و پس از من علی است و آن گاه فرزندانم از نسل او، پیشوایان راه راستند كه به درستی و راستی راهنمایند و به آن حكم و دعوت كنند.سپس پیامبر صلّی الله علیه و آله قرائت فرمود: «بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمدللّه ربّ العالمین الرّحمن الرّحیم» - تا آخر سوره. مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ الله الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِی مِنْ بَعْدی. ثُمَّ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ (الْهُدی)، یَهْدونَ إِلَی الْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلونَ.ثُمَّ قَرَأَ: «بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحیمِ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِ الْعالَمینَ...» إِلی آخِرِها،
 هان! به خدا سوگند این سوره درباره ی من نازل شده و شامل امامان می باشد و به آنان اختصاص دارد. آنان اولیی خدایند كه ترس و اندوهی برایشان نیست، آگاه باشید: البته حزب خدا چیره و غالب خواهد بود. هشدار كه: ستیزندگان با امامان، گمراه و همكاران شیاطین اند. بری گمراهی مردمان، سخنان بیهوده و پوچ را به یكدیگر می رسانند. بدانید كه خداوند از دوستان امامان در كتاب خود چنین یاد كرده: «[ی پیامبر ما] نمی یابی ایمانیان به خدا و روز بازپسین، كه ستیزه گران خدا و رسول را دوست ندارند، گرچه آنان پدران، برادران و خویشانشان باشند. آنان [كه چنین اند] خداوند ایمان را در دل هایشان نبشته است.» - تا آخر آیه. وَقالَ: فِی نَزَلَتْ وَفیهِمْ (وَالله) نَزَلَتْ، وَلَهُمْ عَمَّتْ وَإِیَّاهُمْ خَصَّتْ، أُولئكَ أَوْلِیاءُالله الَّذینَ لاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاهُمْ یَحْزَنونَ، أَلا إِنَّ حِزْبَ الله هُمُ الْغالِبُونَ. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمْ هُمُ السُّفَهاءُالْغاوُونَ إِخْوانُ الشَّیاطینِ یوحی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُروراً. أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الَّذینَ ذَكَرَهُمُ الله فی كِتابِهِ، فَقالَ عَزَّوَجَلَّ: (لاتَجِدُ قَوْماً یُؤمِنُونَ بِالله وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حادَّالله وَ رَسُولَهُ وَلَوْكانُوا آبائَهُمْ أَوْأَبْنائَهُمْ أَوْإِخْوانَهُمْ أَوْعَشیرَتَهُمْ، أُولئِكَ كَتَبَ فی قُلوبِهِمُ الْإیمانَ) إِلی آخِرالآیَةِ.
هان! دوستداران امامان ایمانیان اند كه قرآن چنان توصیف فرموده: «آنان كه ایمان آورده و باور خود را به شرك نیالوده اند، در امان و در راه راست هستند.»هشدار! یاران پیشوایان كسانی هستند كه به باور رسیده و از تردید و انكار دور خواهند بود.هشدار! اولیی امامان آنانند كه با آرامش و سلام به بهشت درخواهند شد و فرشتگان با سلام آنان را پذیرفته، خواهند گفت: «درود بر شما كه پاك شده اید. اینك داخل شوید كه در بهشت، جاودانه خواهید بود.»هان! بهشت پاداش اولیی آنان است و در آن بی حساب روزی داده خواهند شد.هان! دشمنان آنان آن كسانی اند كه در آتش درآیند. و همانا ناله ی افروزش جهنمرا می شنوند در حالی كه شعله هی آتش زبانه می كشد و زفیر (صدی بازدم) جهنم را نیز درمی یابند.هان! خداوند درباره ی ستیزگران با آنان فرموده: «هرگاه امتی داخل جهنم شود همتی خود را نفرین كند.»هشدار! كه دشمنان امامان همانانند كه خداوند درباره ی آنان فرموده: «هر گروهی از آنان داخل جهنم شود نگاهبانان می پرسند: مگر برایتان ترساننده ی نیامد؟! می گویند: چرا ترساننده آمد لیكن تكذیب كردیم و گفتیم: خداوند وحی نفرستاده و شما نیستید مگر در گمراهی بزرگ!» تا آن جا كه فرماید: «هان! نابود باد دوزخیان!»هان! یاران امامان در نهان، از پروردگار خویش ترسانند، آمرزش و پاداش بزرگ بری آنان خواهد بود.هان مردمان! چه بسیارراه است میان آتش و پاداش بزرگ! أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الْمُؤْمِنونَ الَّذینَ وَصَفَهُمُ الله عَزَّوَجَلَّ فَقالَ: (الَّذینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدونَ). (أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الَّذینَ آمَنُوا وَلَمْ یَرْتابوا). أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الَّذینَ یدْخُلونَ الْجَنَّةَ بِسَلامٍ آمِنینَ، تَتَلَقّاهُمُ الْمَلائِكَةُ بِالتَّسْلیمِ یَقُولونَ: سَلامٌ عَلَیْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلوها خالِدینَ. أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمْ، لَهُمُ الْجَنَّةُ یُرْزَقونَ فیها بِغَیْرِ حِسابٍ. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ یَصْلَونَ سَعیراً. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ یَسْمَعونَ لِجَهَنَّمَ شَهیقاً وَ هِی تَفورُ وَ یَرَوْنَ لَهازَفیراً. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ قالَ الله فیهِمْ: (كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها) الآیة. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ قالَ الله عَزَّوَجَلَّ: (كُلَّما أُلْقِی فیها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَلَمْ یَأتِكُمْ نَذیرٌ، قالوا بَلی قَدْ جاءَنا نَذیرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلنا مانَزَّلَ الله مِنْ شَیءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّ فی ضَلالٍ كَبیرٍ) إِلی قَوله: (أَلافَسُحْقاً لاَِصْحابِ السَّعیرِ). أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الَّذینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ، لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبیرٌ.
هان مردمان! خداوند ستیزه جویان ما را ناستوده و نفرین فرموده و دوستان ما را ستوده و دوست دارد.هان مردمان! بدانید كه همانا من انذارگرم و علی مژده دهنده.هان! كه من بیم دهنده ام و علی راهنما.هان مردمان! بدانید كه من پیامبرم و علی وصی من است.هان مردمان! بدانید كه همانا من فرستاده و علی امام و وصی پس از من است. و امامان پس از او فرزندان اویند.آگاه باشید! من والد آنانم ولی ایشان از نسل علی خواهند بود. مَعاشِرَالنَاسِ، شَتّانَ مابَیْنَ السَّعیرِ وَالْأَجْرِ الْكَبیرِ. (مَعاشِرَالنّاسِ)، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ الله وَلَعَنَهُ، وَ وَلِیُّنا (كُلُّ) مَنْ مَدَحَهُ الله وَ أَحَبَّهُ. مَعاشِرَ النّاسِ، أَلاوَإِنّی (أَنَا) النَّذیرُ و عَلِی الْبَشیرُ. (مَعاشِرَالنّاسِ)، أَلا وَ إِنِّی مُنْذِرٌ وَ عَلِی هادٍ. مَعاشِرَ النّاس (أَلا) وَ إِنّی نَبی وَ عَلِی وَصِیّی. (مَعاشِرَالنّاسِ، أَلاوَإِنِّی رَسولٌ وَ عَلِی الْإِمامُ وَالْوَصِی مِنْ بَعْدی، وَالْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ. أَلاوَإِنّی والِدُهُمْ وَهُمْ یَخْرُجونَ مِنْ صُلْبِهِ).
بخش هشتم: حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف
آگاه باشید! همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست. هان! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.هشدار! كه اوست انتقام گیرنده از ستمكاران.هشدار! كه اوست فاتح دژها و منهدم كننده ی آنها.هشدار! كه اوست چیره بر تمامی قبایل مشركان و راهنمی آنان.هشدار! كه او خونخواه تمام اولیی خداست. آگاه باشید! اوست یاور دین خدا.هشدار! كه از دریایی ژرف پیمانه هایی افزون گیرد.هشدار! كه او به هر ارزشمندی به اندازه ی ارزش او، و به هر نادان و بی ارزشی به اندازه ی نادانی اش نیكی كند.هشدار! كه او نیكو و برگزیده ی خداوند است.هشدار! كه او وارث دانش ها و حاكم بر ادراك هاست.هان! بدانید كه او از سوی پروردگارش سخن می گوید و آیات و نشانه هی او را برپا كند. بدانید همانا اوست بالیده و استوار.بیدار باشید! هموست كه [اختیار امور جهانیان و آیین آنان ] به او واگذار شده است.آگاه باشید! كه تمامی گذشتگان ظهور او را پیشگویی كرده اند.آگاه باشید! كه اوست حجّت پایدار و پس از او حجّتی نخواهد بود.(2) درستی و راستی و نور و روشنایی تنها نزد اوست.هان! كسی بر او پیروز نخواهد شد و ستیزنده ی او یاری نخواهد گشت.آگاه باشید كه او ولی خدا در زمین، داور او در میان مردم و امانتدار امور آشكار و نهان است.

2) این تعبیر به عنوان حجّت و امامت است و نظرى به رجعت دیگر امامان ندارد زیرا آنان حجّت هاى پیشین اند كه دوباره رجعت خواهند نمود.
أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِی. أَلا إِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدِّینِ. أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ. أَلا إِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها. أَلا إِنَّهُ غالِبُ كُلِّ قَبیلَةٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ وَهادیها. أَلاإِنَّهُ الْمُدْرِكُ بِكُلِّ ثارٍ لاَِوْلِیاءِالله. أَلا إِنَّهُ النّاصِرُ لِدینِ الله. أَلا إِنَّهُ الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَمیقٍ. أَلا إِنَّهُ یَسِمُ كُلَّ ذی فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَ كُلَّ ذی جَهْلٍ بِجَهْلِهِ. أَلا إِنَّهُ خِیَرَةُالله وَ مُخْتارُهُ. أَلا إِنَّهُ وارِثُ كُلِّ عِلْمٍ وَالُْمحیطُ بِكُلِّ فَهْمٍ. أَلا إِنَّهُ الُْمخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْمُشَیِّدُ لاَِمْرِ آیاتِهِ. أَلا إِنَّهُ الرَّشیدُ السَّدیدُ. أَلا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَیْهِ. أَلا إِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرونِ بَیْنَ یَدَیْهِ. أَلا إِنَّهُ الْباقی حُجَّةً وَلاحُجَّةَ بَعْدَهُ وَلا حَقَّ إِلاّ مَعَهُ وَلانُورَ إِلاّعِنْدَهُ. أَلا إِنَّهُ لاغالِبَ لَهُ وَلامَنْصورَ عَلَیْهِ. أَلاوَإِنَّهُ وَلِی الله فی أَرْضِهِ، وَحَكَمُهُ فی خَلْقِهِ، وَأَمینُهُ فی سِرِّهِ وَ علانِیَتِهِ.
بخش نهم: مطرح كردن بیعت
هان مردمان! من پیام خدا را برایتان آشكار كرده تفهیم نمودم. و این علی است كه پس از من شما را آگاه می كند. اینك شما را می خوانم كه پس از پایان خطبه با من و سپس با علی دست دهید تا با او بیعت كرده به امامت او اقرار نمایید. آگاه باشید من با خداوند و علی با من پیمان بسته و من اكنون از سوی خدی عزّوجل بری امامت او پیمان می گیرم. «[ی پیامبر ]آنان كه با تو بیعت كنند هر آینه با خدا بیعت كرده اند. دست خدا بالی دستان آنان است. و هر كس بیعت شكند، بر زیان خود شكسته، و آن كس كه بر پیمان خداوند استوار و باوفا باشد، خداوند به او پاداش بزرگی خواهد داد. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنّی قَدْبَیَّنْتُ لَكُمْ وَأَفْهَمْتُكُمْ، وَ هذا عَلِی یُفْهِمُكُمْ بَعْدی. أَلاوَإِنِّی عِنْدَ انْقِضاءِ خُطْبَتی أَدْعُوكُمْ إِلی مُصافَقَتی عَلی بَیْعَتِهِ وَ الإِقْرارِبِهِ، ثُمَّ مُصافَقَتِهِ بَعْدی. أَلاوَإِنَّی قَدْ بایَعْتُ الله وَ عَلِی قَدْ بایَعَنی. وَأَنَا آخِذُكُمْ بِالْبَیْعَةِ لَهُ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ. (إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَكَ إِنَّما یُبایِعُونَ الله، یَدُالله فَوْقَ أَیْدیهِمْ. فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما یَنْكُثُ عَلی نَفْسِهِ، وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ الله فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً).
بخش دهم: حلال و حرام، واجبات و محرمات
هان مردمان! همانا حج و عمره از شعائر و آداب و رسوم خدایی است. پس زائران خانه ی خدا و عمره كنندگان بر صفا و مروه بسیار طواف كنند.هان مردمان! در خانه ی خدا حج گزارید؛ كه هیچ خاندانی داخل آن نشد مگر بی نیاز شد و مژده گرفت، و كسی از آن روی برنگردانید مگر بی بهره و نیازمند گردید.هان مردمان! مؤمنی در موقف (عرفات، مشعر، منا) نمانَد مگر این كه خدا گناهان گذشته ی او را بیامرزد و بایسته است كه پس از پایان اعمال حج [با پرونده ی پاك ] كار خود را از سر گیرد.هان مردمان! حاجیان دستگیری شده اند و هزینه هی سفرشان جبران می شود و جایگزین آن به آنان خواهد رسید. و البته خداوند پاداش نیكوكاران را تباه نخواهد كرد.هان مردمان! خانه ی خدا را با دین كامل و دانش ژرفی آن دیدار كنید و از زیارتگاهها جز با توبه و بازایستادن [از گناهان ] برنگردید.هان مردمان! نماز را به پا دارید و زكات بپردازید همان سان كه خداوند عزّوجل امر فرموده. پس اگر زمان بر شما دراز شد و كوتاهی كردید یا از یاد بردید، علی صاحب اختیار و تبیین كننده ی بر شماست. خداوند عزّوجل او راپس از من امانتدار خویش در میان آفریدگانش نهاده. همانا او از من و من از اویم. و او و فرزندان من از جانشینان او، پرسش هی شما راپاسخ دهند و آن چه را نمی دانید به شما می آموزند. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ مِنْ شَعائرِالله، (فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِاعْتَمَرَ فَلاجُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما) الآیَة. مَعاشِرَالنّاسِ، حُجُّواالْبَیْتَ، فَماوَرَدَهُ أَهْلُ بَیْتٍ إِلاَّ اسْتَغْنَوْا وَ أُبْشِروا، وَلاتَخَلَّفوا عَنْهُ إِلاّبَتَرُوا وَ افْتَقَرُوا. مَعاشِرَالنّاسِ، ماوَقَفَ بِالْمَوْقِفِ مُؤْمِنٌ إِلاَّغَفَرَالله لَهُ ماسَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ إِلی وَقْتِهِ ذالِكَ، فَإِذا انْقَضَتْ حَجَّتُهُ اسْتَأْنَفَ عَمَلَهُ. مَعاشِرَالنَّاسِ، الْحُجّاجُ مُعانُونَ وَ نَفَقاتُهُمْ مُخَلَّفَةٌ عَلَیْهِمْ وَالله لایُضیعُ أَجْرَالُْمحْسِنینَ. مَعاشِرَالنّاسِ، حُجُّوا الْبَیْتَ بِكَمالِ الدّینِ وَالتَّفَقُّهِ، وَلاتَنْصَرِفُوا عَنِ الْمشَاهِدِإِلاّ بِتَوْبَةٍ وَ إِقْلاعٍ. مَعاشِرَالنّاسِ، أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ كَما أَمَرَكُمُ الله عَزَّوَجَلَّ، فَإِنْ طالَ عَلَیْكُمُ الْأَمَدُ فَقَصَّرْتُمْ أَوْنَسِیتُمْ فَعَلِی وَلِیُّكُمْ وَمُبَیِّنٌ لَكُمْ، الَّذی نَصَبَهُ الله عَزَّوَجَلَّ لَكُمْ بَعْدی أَمینَ خَلْقِهِ. إِنَّهُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ، وَ هُوَ وَ مَنْ تَخْلُفُ مِنْ ذُرِّیَّتی یُخْبِرونَكُمْ بِماتَسْأَلوُنَ عَنْهُ وَیُبَیِّنُونَ لَكُمْ ما لاتَعْلَمُونَ.
هان! روا و ناروا بیش از آن است كه من شمارش كنم و بشناسانم و در این جا یكباره به روا فرمان دهم و از ناروا بازدارم. از این روی مأمورم از شما بیعت بگیرم كه دست در دست من نهید در مورد پذیرش آن چه از سوی خداوند آورده ام دربارۀ علی امیرالمؤمنین و اوصیای پس از او كه آنان از من و اویند. و این امامت به وراثت پایدار است و فرجام امامان، مهدی است و استواری امامت تا روزی است كه او با خداوند قدر و قضا دیدار كند.هان مردمان! شما را به هرگونه روا و ناروا راهنمایی كردم و از آن هرگز برنمی گردم. بدانید و آگاه باشید! آن ها را یاد كنید و نگه دارید و یكدیگر را به آن توصیه نمایید و در آن [احكام خدا ]دگرگونی راه ندهید. هشدار كه دوباره می گویم: بیدار باشید! نماز را به پا دارید. و زكات بپردازید. و امر به معروف كنید و از منكر بازدارید. أَلا إِنَّ الْحَلالَ وَالْحَرامَ أَكْثَرُمِنْ أَنْ أُحصِیَهُما وَأُعَرِّفَهُما فَآمُرَ بِالْحَلالِ وَ اَنهَی عَنِ الْحَرامِ فی مَقامٍ واحِدٍ، فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَیْعَةَ مِنْكُمْ وَالصَّفْقَةَ لَكُمْ بِقَبُولِ ماجِئْتُ بِهِ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ فی عَلِی أمیرِالْمُؤْمِنینَ وَالأَوْصِیاءِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذینَ هُمْ مِنِّی وَمِنْهُ إمامَةٌ فیهِمْ قائِمَةٌ، خاتِمُها الْمَهْدی إِلی یَوْمٍ یَلْقَی الله الَّذی یُقَدِّرُ وَ یَقْضی. مَعاشِرَالنّاسِ، وَ كُلُّ حَلالٍ دَلَلْتُكُمْ عَلَیْهِ وَكُلُّ حَرامٍ نَهَیْتُكُمْ عَنْهُ فَإِنِّی لَمْ أَرْجِعْ عَنْ ذالِكَ وَ لَمْ أُبَدِّلْ. أَلا فَاذْكُرُوا ذالِكَ وَاحْفَظُوهُ وَ تَواصَوْابِهِ، وَلا تُبَدِّلُوهُ وَلاتُغَیِّرُوهُ. أَلا وَ إِنِّی اُجَدِّدُالْقَوْلَ: أَلا فَأَقیمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ وَأْمُرُوا بِالْمَعْروفِ وَانْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ.
و بدانید كه ریشه ی امر به معروف این است كه به گفته ی من [درباره ی امامت ] برسید و سخن مرا به دیگران برسانید و غایبان را به پذیرش فرمان من توصیه كنید و آنان را از ناسازگاری سخنان من بازدارید؛ همانا سخن من فرمان خدا و من است و هیچ امر به معروف و نهی از منكری جز با امام معصوم تحقق و كمال نمی یابد.هان مردمان! قرآن بر شما روشن می كند كه امامان پس از علی فرزندان اویند و من به شما شناساندم كه آنان از او و از من اند. چرا كه خداوند در كتاب خود می گوید: «امامت را فرمانی پایدار در نسل او قرار داد...» و من نیز گفته ام كه: «مادام كه به قرآن و امامان تمسك كنید، گمراه نخواهید شد.» هان مردمان! تقوا را، تقوا را رعایت كرده از سختی رستخیز بهراسید همان گونه كه خداوند عزّوجل فرمود: «البته زمین لرزه ی روز رستاخیز حادثه ی بزرگ است...»مرگ، قیامت، و حساب و میزان و محاسبه ی در برابر پروردگار جهانیان و پاداش كیفر را یاد كنید. آن كه نیكی آورد، پاداش گیرد. و آن كه بدی كرد، بهره ی از بهشت نخواهد برد. أَلاوَإِنَّ رَأْسَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلی قَوْلی وَتُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ وَ تَأْمُروُهُ بِقَبُولِهِ عَنِّی وَتَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ، فَإِنَّهُ أَمْرٌ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ وَمِنِّی. وَلا أَمْرَ بِمَعْروفٍ وَلا نَهْی عَنْ مُنْكَرٍ إِلاَّمَعَ إِمامٍ مَعْصومٍ. مَعاشِرَالنّاسِ، الْقُرْآنُ یُعَرِّفُكُمْ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ، وَعَرَّفْتُكُمْ إِنَّهُمْ مِنِّی وَمِنْهُ، حَیْثُ یَقُولُ الله فی كِتابِهِ: (وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِیَةً فی عَقِبِهِ). وَقُلْتُ: «لَنْ تَضِلُّوا ما إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما». مَعاشِرَالنّاسِ، التَّقْوی، التَّقْوی، وَاحْذَرُوا السّاعَةَ كَما قالَ الله عَزَّوَجَلَّ: (إِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَیءٌ عَظیمٌ). اُذْكُرُوا الْمَماتَ (وَالْمَعادَ) وَالْحِسابَ وَالْمَوازینَ وَالُْمحاسَبَةَ بَیْنَ یَدَی رَبِّ الْعالَمینَ وَالثَّوابَ وَالْعِقابَ. فَمَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ أُثیبَ عَلَیْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلَیْسَ لَهُ فِی الجِنانِ نَصیبٌ.
بخش یازدهم: بیعت گرفتن رسمی
هان مردمان! شما بیش از آنید كه در یك زمان با یك دست من بیعت نمایید. از این روی خداوند عزّوجل به من دستور داده كه از زبان شما اقرار بگیرم و پیمان ولایت علی امیرالمؤمنین را محكم كنم و نیز بر امامان پس از او كه از نسل من و اویند؛ همان گونه كه اعلام كردم كه ذرّیّه من از نسل اوست.پس همگان بگویید:«البتّه كه سخنان تو را شنیده پیروی می كنیم و از آن ها خشنودیم و بر آن گردن گذار و بر آن چه از سوی پروردگارمان در امامت اماممان علی امیرالمؤمنین و امامان دیگر - از صلب او - به ما ابلاغ كردی، با تو پیمان می بندیم با دل و جان و زبان و دست هایمان. با این پیمان زنده ایم و با آن خواهیم مرد و با آن اعتقاد برانگیخته می شویم. و هرگز آن را دگرگون نكرده شكّ و انكار نخواهیم داشت و از عهد و پیمان خود برنمی گردیم. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّكُمْ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُصافِقُونی بِكَفٍّ واحِدٍ فی وَقْتٍ واحِدٍ، وَقَدْ أَمَرَنِی الله عَزَّوَجَلَّ أَنْ آخُذَ مِنْ أَلْسِنَتِكُمُ الْإِقْرارَ بِما عَقَّدْتُ لِعَلِی أَمیرِالْمُؤْمنینَ، وَلِمَنْ جاءَ بَعْدَهُ مِنَ الْأَئِمَّةِ مِنّی وَ مِنْهُ، عَلی ما أَعْلَمْتُكُمْ أَنَّ ذُرِّیَّتی مِنْ صُلْبِهِ. فَقُولُوا بِأَجْمَعِكُمْ: «إِنّا سامِعُونَ مُطیعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَرَبِّكَ فی أَمْرِ إِمامِنا عَلِی أَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ. نُبایِعُكَ عَلی ذالِكَ بِقُلوُبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَأَیْدینا. علی ذالِكَ نَحْیی وَ عَلَیْهِ نَموتُ وَ عَلَیْهِ نُبْعَثُ. وَلانُغَیِّرُ وَلانُبَدِّلُ، وَلا نَشُكُّ (وَلانَجْحَدُ) وَلانَرْتابُ، وَلا نَرْجِعُ عَنِ الْعَهْدِ وَلا نَنْقُضُ الْمیثاقَ.
[ی رسول خدا] ما را به فرمان خدا پند دادی درباره ی علی امیرالمؤمنین و امامان از نسل خود و او، كه حسن و حسین و آنان كه خداوند پس از آنان برپا كرده است. پس عهد و پیمان از ما گرفته شد از دل و جان و زبان و روح و دستانمان. هر كس توانست با دست وگرنه با زبان پیمان بست. و هرگز پیمانمان را دگرگون نخواهیم كرد و خداوند از ما شكست عهد نبیند. و نیز فرمان تو را به نزدیك و دور از فرزندان و خویشان خود خواهیم رسانید و خداوند را بر آن گواه خواهیم گرفت. و هر آینه خداوند بر گواهی كافی است و تو نیز بر ما گواه باش.»هان مردمان! چه می گویید؟ همانا خداوند هر صدایی را می شنود و آن را كه از دل ها می گذرد می داند. «هر آن كس هدایت پذیرفت، به خیر خویش پذیرفته. و آن كه گمراه شد، به زیان خود رفته.» و هر كس بیعت كند، هر آینه با خداوند پیمان بسته؛ كه «دست خدا بالی دستان آن هاست.»هان مردمان! اینك با خداوند بیعت كنید و با من پیمان بندید و با علی امیرالمؤمنین و حسن و حسین و امامان پس از آنان از نسل آنان كه نشانه ی پایدارند در دنیا و آخرت.  وَعَظْتَنا بِوَعْظِ الله فی عَلِی أَمیرِالْمؤْمِنینَ وَالْأَئِمَّةِ الَّذینَ ذَكَرْتَ مِنْ ذُرِّیتِكَ مِنْ وُلْدِهِ بَعْدَهُ، الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ وَ مَنْ نَصَبَهُ الله بَعْدَهُما. فَالْعَهْدُ وَالْمیثاقُ لَهُمْ مَأْخُوذٌ مِنَّا، مِنْ قُلُوبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَضَمائِرِنا وَأَیْدینا. مَنْ أَدْرَكَها بِیَدِهِ وَ إِلاَّ فَقَدْ أَقَرَّ بِلِسانِهِ، وَلا نَبْتَغی بِذالِكَ بَدَلاً وَلایَرَی الله مِنْ أَنْفُسِنا حِوَلاً. نَحْنُ نُؤَدّی ذالِكَ عَنْكَ الّدانی والقاصی مِنْ اَوْلادِنا واَهالینا، وَ نُشْهِدُالله بِذالِكَ وَ كَفی بِالله شَهیداً وَأَنْتَ عَلَیْنا بِهِ شَهیدٌ». مَعاشِرَالنّاسِ، ماتَقُولونَ؟ فَإِنَّ الله یَعْلَمُ كُلَّ صَوْتٍ وَ خافِیَةَ كُلِّ نَفْسٍ، (فَمَنِ اهْتَدی فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها)، وَمَنْ بایَعَ فَإِنَّما یُبایِعُ الله، (یَدُالله فَوْقَ أَیْدیهِمْ). مَعاشِرَالنّاسِ، فَبایِعُوا الله وَ بایِعُونی وَبایِعُوا عَلِیّاً أَمیرَالْمُؤْمِنینَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ وَالْأَئِمَّةَ (مِنْهُمْ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ) كَلِمَةً باقِیَةً.
خداوند مكّاران را تباه می كند و به باوفایان مهر می ورزد. «هر كه پیمان شكند»جز این نیست كه به زیان خود گام برداشته، و هر كه بر عهدی كه با خدا بسته پابرجا ماند، به زودی خدا او را پاداش بزرگی خواهد داد.»هان مردمان! آن چه بر شما برگفتم بگویید و به علی با لقب امیرالمؤمنین سلام كنید و بگویید: «شنیدیم و فرمان می بریم پروردگارا، آمرزشت خواهیم و بازگشت به سوی تو است.» و نیز بگویید: «تمام سپاس و ستایش خدایی راست كه ما را به این راهنمایی فرمود وگرنه راه نمی یافتیم» - تا آخر آیه.هان مردمان! هر آینه برتری هی علی بن ابی طالب نزد خداوند عزّوجل - كه در قرآن نازل فرموده - بیش از آن است كه من یكباره برشمارم. پس هر كس از مقامات او خبر داد و آن ها را شناخت او را تصدیق و تأیید كنید.هان مردمان! آن كس كه از خدا و رسولش و علی و امامانی كه نام بردم پیروی كند، به رستگاری بزرگی دست یافته است. یُهْلِكُ الله مَنْ غَدَرَ وَ یَرْحَمُ مَنْ وَ فی، (وَ مَنْ نَكَثَ فَإِنَّما یَنْكُثُ عَلی نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ الله فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً). مَعاشِرَالنّاسِ، قُولُوا الَّذی قُلْتُ لَكُمْ وَسَلِّمُوا عَلی عَلی بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنینَ، وَقُولُوا: (سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَیْكَ الْمَصیرُ)، وَ قُولوا: (اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِی لَوْلا أَنْ هَدانَا الله) الآیة. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ فَضائِلَ عَلی بْنِ أَبی طالِبٍ عِنْدَالله عَزَّوَجَلَّ - وَ قَدْ أَنْزَلَهافِی الْقُرْآنِ - أَكْثَرُ مِنْ أَنْ أُحْصِیَها فی مَقامٍ واحِدٍ، فَمَنْ أَنْبَاَكُمْ بِها وَ عَرَفَها فَصَدِّقُوهُ. مَعاشِرَالنّاسِ، مَنْ یُطِعِ الله وَ رَسُولَهُ وَ عَلِیّاً وَ الْأَئِمَةَ الَّذینَ ذَكرْتُهُمْ فَقَدْ فازَفَوْزاً عَظیماً.
هان مردمان! سبقت جویان به بیعت و پیمان و سرپرستی او و سلام بر او با لقب امیرالمؤمنین، رستگارانند و در بهشت هی پربهره خواهند بود.هان مردمان! آن چه خدا را خشنود كند بگویید. پس اگر شما و تمامی زمینیان كفران ورزند، خدا را زیانی نخواهد رسانید.پروردگارا، آنان را كه به آن چه ادا كردم و فرمان دادم ایمان آوردند، بیامرز. و بر منكران كافر خشم گیر! و الحمدللّه ربّ العالمین. مَعاشِرَالنَّاسِ، السّابِقُونَ إِلی مُبایَعَتِهِ وَ مُوالاتِهِ وَ التَّسْلیمِ عَلَیْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنینَ أُولئكَ هُمُ الْفائزُونَ فی جَنّاتِ النَّعیمِ. مَعاشِرَالنّاسِ، قُولُوا ما یَرْضَی الله بِهِ عَنْكُمْ مِنَ الْقَوْلِ، فَإِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمیعاً فَلَنْ یَضُرَّالله شَیْئاً. اللهمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنینَ (بِما أَدَّیْتُ وَأَمَرْتُ) وَاغْضِبْ عَلَی (الْجاحِدینَ) الْكافِرینَ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ.
پنج شنبه 14/10/1391 - 17:28
اهل بیت
بخش اول: حمد و ثنای الهی
ستایش خدای را سزاست كه در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرینش اش بزرگ است. بى آنكه مكان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست.اوست آفریننده آسمان ها و گستراننده زمین ها و حكمران آن ها. دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونی بخش آفریده ها و نعمت ده ایجاد شده هاست.به یك نیم نگاه دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند.  اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ وَ دَنا فی تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فی سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فی اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَیءٍ عِلْماً وَ هُوَ فی مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ،حَمیداً لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ (وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ).بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِی الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضینَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ.یَلْحَظُ كُلَّ عَیْنٍ وَالْعُیُونُ لاتَراهُ.
كریم و بردبار و شكیباست. رحمت اش جهان شمول و عطایش منّت گذار. در انتقام بی شتاب و در كیفر سزاواران عذاب، صبور و شكیباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا. پوشیده ها بر او آشكار و پنهان ها بر او روشن است. او راست فراگیری و چیرگی بر هر هستی. نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژه اوست. او را همانندی نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریكستان لاشیء. جاودانه و زنده و عدل گستر. جز او خداوندی نباشد و اوست ارجمند و حكیم.دیده ها را بر او راهی نیست و اوست دریابنده دیده ها. بر پنهانی ها آگاه و بر كارها داناست. كسی از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و آشكار دست نیابد مگر، او - عزّوجلّ - خود، راه نماید و بشناساند. كَریمٌ حَلیمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَیءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ. لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلایُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ. قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ اَلْمَكْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ. لَهُ الْإِحاطَةُ بِكُلِّ شَیءٍ، والغَلَبَةُ علی كُلِّ شَیءٍ والقُوَّةُ فی كُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلی كُلِّ شَئٍ وَلَیْسَ مِثْلَهُ شَیءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّیءِ حینَ لاشَیءَ دائمٌ حَی وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُالْحَكیمُ. جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِكَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطیفُ الْخَبیرُ. لایَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعایَنَةٍ، وَلایَجِدُ أَحَدٌ كَیْفَ هُوَمِنْ سِرٍ وَ عَلانِیَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلی نَفْسِهِ.
و گواهی می دهم كه او «الله» است. همو كه تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است. بی مشاور، فرمانش را اجرا، بی شریك تقدیرش را امضا و بی یاور سامان دهی فرماید. صورت آفرینش او را الگویی نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره جویی، هستی بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است.پس اوست «الله» كه معبودی به جز او نیست. همو كه صُنعش استوار است و ساختمان آفرینشش زیبا. دادگری است كه ستم روا نمی دارد و كریمی كه كارهابه او بازمی گردد.و گواهی می دهم كه او «الله» است كه آفریدگان در برابر بزرگی اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانایی اش تسلیم و به هیبت و بزرگی اش فروتن اند. پادشاه هستی ها و چرخاننده سپهرها و رام كننده آفتاب و ماه كه هریك تا اَجَل معین جریان یابند. او پردۀ شب را به روز و پردۀ روز را - كه شتابان در پی شب است - به شب پیچد. اوست شكنندۀ هر ستمگر سركش و نابودكنندۀ هر شیطان رانده شده. وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله ألَّذی مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذی یَغْشَی الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذی یُنْفِذُ أَمْرَهُ بِلامُشاوَرَةِ مُشیرٍ وَلامَعَهُ شَریكٌ فی تَقْدیرِهِ وَلایُعاوَنُ فی تَدْبیرِهِ. صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلی غَیْرِ مِثالٍ، وَ خَلَقَ ما خَلَقَ بِلامَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ وَلا تَكَلُّفٍ وَلاَ احْتِیالٍ. أَنْشَأَها فَكانَتْ وَ بَرَأَها فَبانَتْ. فَهُوَالله الَّذی لا إِلاهَ إِلاَّ هُوالمُتْقِنُ الصَّنْعَةَ، اَلْحَسَنُ الصَّنیعَةِ، الْعَدْلُ الَّذی لایَجُوُر، وَالْأَكْرَمُ الَّذی تَرْجِعُ إِلَیْهِ الْأُمُورُ. وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله الَّذی تَواضَعَ كُلُّ شَیءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَذَلَّ كُلُّ شَیءٍ لِعِزَّتِهِ، وَاسْتَسْلَمَ كُلُّ شَیءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَخَضَعَ كُلُّ شَیءٍ لِهَیْبَتِهِ. مَلِكُ الْاَمْلاكِ وَ مُفَلِّكُ الْأَفْلاكِ وَمُسَخِّرُالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، كُلٌّ یَجْری لاَِجَلٍ مُسَمّی. یُكَوِّرُالَّلیْلَ عَلَی النَّهارِ وَیُكَوِّرُالنَّهارَ عَلَی الَّلیْلِ یَطْلُبُهُ حَثیثاً. قاصِمُ كُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مُهْلِكُ كُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ.
نه او را ناسازی باشد و نه برایش انباز و مانندی. یكتا و بی نیاز، نه زاده و نه زاییده شده، او را همتایی نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده كند و حكم نماید. بداند و بشمارد. بمیراند و زنده كند. نیازمند و بی نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیك آورد و دور برد. بازدارد و عطا كند. او راست پادشاهی و ستایش. به دست توانی اوست تمام نیكی. و هموست بر هر چیز توانا.شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودی جز او نیست؛ گران مایه و آمرزنده؛ اجابت كنندۀ دعا و افزایندۀ عطا، بر شمارندۀ نفَس ها؛ پروردگار پری و انسان. چیزی بر او مشكل ننماید، فریاد فریادكنندگان او را آزرده نكند و اصرارِ اصراركنندگان او را به ستوه نیاورد.نیكوكاران را نگاهدار، رستگاران را یار، مؤمنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است. لَمْ یَكُنْ لَهُ ضِدٌّ وَلا مَعَهُ نِدٌّ أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفْواً أَحَدٌ. إلاهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ یَشاءُ فَیُمْضی، وَیُریدُ فَیَقْضی، وَیَعْلَمُ فَیُحْصی، وَیُمیتُ وَیُحْیی، وَیُفْقِرُ وَیُغْنی، وَیُضْحِكُ وَیُبْكی، (وَیُدْنی وَ یُقْصی) وَیَمْنَعُ وَ یُعْطی، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی كُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ. یُولِجُ الَّلیْلَ فِی النَّهارِ وَیُولِجُ النَّهارَ فی الَّلیْلِ، لاإِلاهَ إِلاّهُوَالْعَزیزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجیبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِی الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذی لایُشْكِلُ عَلَیْهِ شَیءٌ، وَ لایُضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخینَ وَلایُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّینَ. اَلْعاصِمُ لِلصّالِحینَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحینَ، وَ مَوْلَی الْمُؤْمِنینَ وَرَبُّ الْعالَمینَ. الَّذِی اسْتَحَقَّ مِنْ كُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ یَشْكُرَهُ وَیَحْمَدَهُ (عَلی كُلِّ حالٍ).
او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم بر شادی و رنج و بر آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن می گذارم و اطاعت می كنم؛ و به سوی خشنودی او می شتابم و به حكم او تسلیمم؛ چرا كه به فرمانبری او شائق و از كیفر او ترسانم. زیرا او خدایی است كه كسی از مكرش در امان نبوده و از بی عدالتیش ترسان نباشد (زیرا او را ستمی نیست). أَحْمَدُهُ كَثیراً وَأَشْكُرُهُ دائماً عَلَی السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائكَتِهِ وكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطیعُ وَأُبادِرُ إِلی كُلِّ مایَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ، رَغْبَةً فی طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ الله الَّذی لایُؤْمَنُ مَكْرُهُ وَلایُخافُ جَورُهُ.
بخش اول: فرمان الهی برای مطلبی مهم
و اكنون به عبودیت خویش و پروردگاری او گواهی می دهم. و وظیفه خود را در آن چه وحی شده انجام می دهم مباد كه از سوی او عذابی فرود آید كه كسی یاری دورساختن آن از من نباشد. هر چند توانش بسیار و دوستی اش (با من) خالص باشد. - معبودی جز او نیست - چرا كه اعلام فرموده كه اگر آن چه (درباره ی علی) نازل كرده به مردم نرسانم، وظیفه رسالتش را انجام نداده ام؛ و خداوند تبارك و تعالی امنیت از [آزار] مردم را برایم تضمین كرده و البته كه او بسنده و بخشنده است. وَأُقِرُّلَهُ عَلی نَفْسی بِالْعُبُودِیَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، وَأُؤَدّی ما أَوْحی بِهِ إِلَی حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بی مِنْهُ قارِعَةٌ لایَدْفَعُها عَنّی أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حیلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ - لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ - لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَنی أَنِّی إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَی (فی حَقِّ عَلِی) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لی تَبارَكَ وَتَعالَی الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَالله الْكافِی الْكَریمُ.
پس آنگاه خداوند چنین وحی ام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. ای فرستادۀ ما! آن چه از سوی پروردگارت دربارۀ علی و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ كن، وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده ای؛ و او تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.»هان مردمان! آنچه بر من فرود آمده، در تبلیغ آن كوتاهی نكرده ام و حال برایتان سبب نزول آیه را بیان می كنم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوی سلام، پروردگارم - كه تنها او سلام است - فرمانی آورد كه در این مكان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام كنم كه علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من بوده. جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیكن پیامبری پس از من نخواهد بود او (علی)، صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است؛ و پروردگارم آیه ای بر من نازل فرموده كه: «همانا ولی، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر او و ایمانیانی هستند كه نماز به پا می دارند و در حال ركوع زكات می پردازند.» و هر آینه علی بن ابی طالب نماز به پا داشته و در ركوع زكات پرداخته و پیوسته خداخواه است. فَأَوْحی إِلَی: (بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، یا أَیُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ - فی عَلِی یَعْنی فِی الْخِلاَفَةِ لِعَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ - وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله یَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ). مَعاشِرَالنّاسِ، ما قَصَّرْتُ فی تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ الله تَعالی إِلَی، وَ أَنَا أُبَیِّنُ لَكُمْ سَبَبَ هذِهِ الْآیَةِ: إِنَّ جَبْرئیلَ هَبَطَ إِلَی مِراراً ثَلاثاً یَأْمُرُنی عَنِ السَّلامِ رَبّی - وَ هُوالسَّلامُ - أَنْ أَقُومَ فی هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ كُلَّ أَبْیَضَ وَأَسْوَدَ: أَنَّ عَلِی بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی (عَلی أُمَّتی) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِی بَعْدی وَهُوَ وَلِیُّكُمْ بَعْدَالله وَ رَسُولِهِ. وَقَدْ أَنْزَلَ الله تَبارَكَ وَ تَعالی عَلَی بِذالِكَ آیَةً مِنْ كِتابِهِ (هِی): (إِنَّما وَلِیُّكُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ)، وَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ الَّذی أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَی الزَّكاةَ وَهُوَ راكِعٌ یُریدُالله عَزَّوَجَلَّ فی كُلِّ حالٍ.
و من از جبرئیل درخواستم كه از خداوند سلام اجازه كند و مرا از این مأموریت معاف فرماید. زیرا كمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسۀ ملامت گران و مكر مسخره كنندگان اسلام را می دانم؛ همانان كه خداوند در كتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را می گویند كه در دل هایشان نیست و آن را اندك و آسان می شمارند حال آن كه نزد خداوند بس بزرگ است.» و نیز از آن روی كه منافقان بارها مرا آزار رسانیده تا بدانجا كه مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور ]نامیده اند، به خاطر همراهی افزون علی با من و رویكرد من به او و تمایل و پذیرش او از من، تا بدانجا كه خداوند در این موضوع آیه ای فرو فرستاده: « و از آنانند كسانی كه پیامبر خدا را می آزارند و می گویند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آری سخن شنو است. - بر علیه آنان كه گمان می كنند او تنها سخن می شنود - لیكن به خیر شماست، او (پیامبر صلی الله علیه و آله) به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می كند و راستگو می انگارد.» وَسَأَلْتُ جَبْرَئیلَ أَنْ یَسْتَعْفِی لِی (السَّلامَ) عَنْ تَبْلیغِ ذالِكَ إِلیْكُمْ - أَیُّهَاالنّاسُ - لِعِلْمی بِقِلَّةِ الْمُتَّقینَ وَكَثْرَةِ الْمُنافِقینَ وَإِدغالِ اللّائمینَ وَ حِیَلِ الْمُسْتَهْزِئینَ بِالْإِسْلامِ، الَّذینَ وَصَفَهُمُ الله فی كِتابِهِ بِأَنَّهُمْ یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَیْسَ فی قُلوبِهِمْ، وَیَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَالله عَظیمٌ. وَكَثْرَةِ أَذاهُمْ لی غَیْرَ مَرَّةٍ حَتّی سَمَّونی أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّی كَذالِكَ لِكَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِیّی وَ إِقْبالی عَلَیْهِ (وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّی) حَتّی أَنْزَلَ الله عَزَّوَجَلَّ فی ذالِكَ (وَ مِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذونَ النَّبِی وَ یَقولونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ - (عَلَی الَّذینَ یَزْعُمونَ أَنَّهُ أُذُنٌ) - خَیْرٍ لَكُمْ، یُؤْمِنُ بِالله وَ یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنینَ) الآیَةُ.
و اگر می خواستم نام گویندگان چنین سخنی را بر زبان آورم و یا به آنان اشارت كنم و یا مردمان را به سویشان هدایت كنم [كه آنان را شناسایی كنند] می توانستم. لیكن سوگند به خدا در كارشان كرامت نموده لب فروبستم. با این حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر این كه آن چه در حق علی عیه السّلام فرو فرستاده به گوش شما برسانم. سپس پیامبر صلّی الله علیه و آله چنین خواند: «ی پیامبر ما! آن چه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده - در حقّ علی - ابلاغ كن؛ وگرنه كار رسالتش را انجام نداده ای. و البته خداوند تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.» وَلَوْشِئْتُ أَنْ أُسَمِّی الْقائلینَ بِذالِكَ بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّیْتُ وَأَنْ أُوْمِئَ إِلَیْهِمْ بِأَعْیانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَأَنْ أَدُلَّ عَلَیْهِمُ لَدَلَلْتُ، وَلكِنِّی وَالله فی أُمورِهمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ. وَكُلُّ ذالِكَ لایَرْضَی الله مِنّی إِلاّ أَنْ أُبَلِّغَ ما أَنْزَلَ الله إِلَی (فی حَقِّ عَلِی)، ثُمَّ تلا: (یا أَیُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ - فی حَقِّ عَلِی - وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله یَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ).
بخش سوم: اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام
هان مردمان! بدانید این آیه دربارۀ اوست. ژرفی آن را فهم كنید و بدانید كه خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان كه به نیكی از ایشان پیروی می كنند و بر صحرانشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر كوچك و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یكتاپرست لازم شمرده است.[هشدار كه] اجرای فرمان و گفتار او لازم و امرش نافذ است. ناسازگارش رانده، پیرو و باوركننده اش در مهر و شفقت است. هر آینه خداوند، او و شنوایان سخن او و پیروان راهش را آمرزیده است.هان مردمان! آخرین بار است كه در این اجتماع به پا ایستاده ام. پس بشنوید و فرمان حق را گردن گذارید؛ چرا كه خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و ولی و معبود شماست؛ و پس از خداوند ولی شما، فرستاده و پیامبر اوست كه اكنون در برابر شماست و با شما سخن می گوید. و پس از من به فرمان پروردگار، علی ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علی خواهد بود. این قانون تا برپایی رستاخیز كه خدا و رسول او را دیدار كنید دوام دارد. فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ (ذالِكَ فیهِ وَافْهَموهُ وَاعْلَمُوا) أَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِیّاً وَإِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَی الْمُهاجِرینَ وَالْأَنْصارِ وَ عَلَی التّابِعینَ لَهُمْ بِإِحْسانٍ، وَ عَلَی الْبادی وَالْحاضِرِ، وَ عَلَی الْعَجَمِی وَالْعَرَبی، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلوكِ وَالصَّغیرِ وَالْكَبیرِ، وَ عَلَی الْأَبْیَضِ وَالأَسْوَدِ، وَ عَلی كُلِّ مُوَحِّدٍ. ماضٍ حُكْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ أَمْرُهُ، مَلْعونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَالله لَهُ وَلِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطاعَ لَهُ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ فی هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ أَطیعوا وَانْقادوا لاَِمْرِ(الله) رَبِّكُمْ، فَإِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاكُمْ وَإِلاهُكُمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِیُهُ الُْمخاطِبُ لَكُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلی وَلِیُّكُمْ وَ إِمامُكُمْ بِأَمْرِالله رَبِّكُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ فی ذُرِّیَّتی مِنْ وُلْدِهِ إِلی یَوْمٍ تَلْقَوْنَ الله وَرَسولَهُ.
روا نیست، مگر آن چه خدا و رسول او و امامان روا دانند؛ و ناروا نیست مگر آن چه آنان ناروا دانند. خداوند عزوجل، هم روا و هم ناروا را برای من بیان فرموده و آن چه پروردگارم از كتاب خویش و حلال و حرامش به من آموخته در اختیار علی نهاده ام.هان مردمان! او را برتر بدانید. چرا كه هیچ دانشی نیست مگر اینكه خداوند آن را در جان من نبشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزكاران، علی، ضبط كرده ام. او (علی) پیشوای روشنگر است كه خداوند او را در سورۀ یاسین یاد كرده كه: «و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم...»هان مردمان! از علی رو برنتابید. و از امامتش نگریزید. و از سرپرستی اش رو برنگردانید. او [شما را] به درستی و راستی خوانده و [خود نیز] بدان عمل نماید. او نادرستی را نابود كند و از آن بازدارد. در راه خدا نكوهش نكوهش گران او را از كار باز ندارد. او نخستین مؤمن به خدا و رسول اوست و كسی در ایمان، به او سبقت نجسته. و همو جان خود را فدای رسول الله نموده و با او همراه بوده است تنها اوست كه همراه رسول خدا عبادت خداوند می كرد و جز او كسی چنین نبود. اولین نمازگزار و پرستشگر خدا به همراه من است. از سوی خداوند به او فرمان دادم تا [در شب هجرت] در بستر من بیارامد و او نیز فرمان برده، پذیرفت كه جان خود را فدای من كند. لاحَلالَ إِلاّ ما أَحَلَّهُ الله وَ رَسُولُهُ وَهُمْ، وَلاحَرامَ إِلاّ ما حَرَّمَهُ الله (عَلَیْكُمْ) وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ، وَالله عَزَّوَجَلَّ عَرَّفَنِی الْحَلالَ وَالْحَرامَ وَأَنَا أَفْضَیْتُ بِما عَلَّمَنی رَبِّی مِنْ كِتابِهِ وَحَلالِهِ وَ حَرامِهِ إِلَیْهِ. مَعاشِرَالنّاسِ، (فَضِّلُوهُ). مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُ الله فِی، وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فی إِمامِ الْمُتَّقینَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبینُ (الَّذی ذَكَرَهُ الله فی سُورَةِ یس: (وَ كُلَّ شَیءٍ أَحْصَیْناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ). مَعاشِرَالنَّاسِ، لاتَضِلُّوا عَنْهُ وَلاتَنْفِرُوا مِنْهُ، وَلاتَسْتَنْكِفُوا عَنْ وِلایَتِهِ، فَهُوَالَّذی یَهدی إِلَی الْحَقِّ وَیَعْمَلُ بِهِ، وَیُزْهِقُ الْباطِلَ وَیَنْهی عَنْهُ، وَلاتَأْخُذُهُ فِی الله لَوْمَةُ لائِمٍ. أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِالله وَ رَسُولِهِ (لَمْ یَسْبِقْهُ إِلَی الْایمانِ بی أَحَدٌ)، وَالَّذی فَدی رَسُولَ الله بِنَفْسِهِ، وَالَّذی كانَ مَعَ رَسُولِ الله وَلا أَحَدَ یَعْبُدُالله مَعَ رَسُولِهِ مِنَ الرِّجالِ غَیْرُهُ. (أَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ أَوَّلُ مَنْ عَبَدَالله مَعی. أَمَرْتُهُ عَنِ الله أَنْ یَنامَ فی مَضْجَعی، فَفَعَلَ فادِیاً لی بِنَفْسِهِ).
هان مردمان! او رابرتر دانید، كه خداوند او را برگزیده؛ و پیشوایی او را بپذیرید، كه خداوند او را برپا كرده است.هان مردمان! او از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منكر او را نپذیرد و او را نیامرزد. این است روش قطعی خداوند درباره ناسازگار علی و هرآینه او را به عذاب دردناک پایدار كیفر كند. از مخالفت او بهراسید و گرنه در آتشی درخواهید شد كه آتش گیرۀ آن مردمانند؛ و سنگ، كه برای حق ستیزان آماده شده است. مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ الله، وَاقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ الله. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله، وَلَنْ یَتُوبَ الله عَلی أَحَدٍ أَنْكَرَ وِلایَتَهُ وَلَنْ یَغْفِرَ لَهُ، حَتْماً عَلَی الله أَنْ یَفْعَلَ ذالِكَ بِمَنْ خالَفَ أَمْرَهُ وَأَنْ یُعَذِّبَهُ عَذاباً نُكْراً أَبَدَا الْآبادِ وَ دَهْرَ الدُّهورِ. فَاحْذَرُوا أَنْ تُخالِفوهُ. فَتَصْلُوا ناراً وَقودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرینَ.
هان مردمان! به خدا سوگند كه پیامبران پیشین به ظهورم مژده داده اند و اكنون من فرجام پیامبران و برهان بر آفریدگان آسمانیان و زمینیانم. آن كس كه راستی و درستی مرا باور نكند به كفر جاهلی درآمده و تردید در سخنان امروزم همسنگ تردید در تمامی محتوای رسالت من است، و شك و ناباوری در امامت یكی از امامان، به سان شك و ناباوری در تمامی آنان است. و هرآینه جایگاه ناباوران ما آتش دوزخ خواهد بود.هان مردمان! خداوند عزّوجلّ از روی منّت و احسان خویش این برتری را به من پیشكش كرد و البته كه خدایی جز او نیست. آگاه باشید: تمامی ستایش ها در همه روزگاران و در هر حال و مقام ویژۀ اوست. مَعاشِرَالنّاسِ، بی - وَالله - بَشَّرَالْأَوَّلُونَ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالْمُرْسَلینَ، وَأَنَا - (وَالله) - خاتَمُ الْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ والْحُجَّةُ عَلی جَمیعِ الَْمخْلوقینَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَالْأَرَضینَ. فَمَنْ شَكَّ فی ذالِكَ فَقَدْ كَفَرَ كُفْرَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی وَ مَنْ شَكَّ فی شَیءٍ مِنْ قَوْلی هذا فَقَدْ شَكَّ فی كُلِّ ما أُنْزِلَ إِلَی، وَمَنْ شَكَّ فی واحِدٍ مِنَ الْأَئمَّةِ فَقَدْ شَكَّ فِی الْكُلِّ مِنْهُمْ، وَالشَاكُّ فینا فِی النّارِ. مَعاشِرَالنّاسِ، حَبانِی الله عَزَّوَجَلَّ بِهذِهِ الْفَضیلَةِ مَنّاً مِنْهُ عَلَی وَ إِحْساناً مِنْهُ إِلَی وَلا إِلاهَ إِلاّهُوَ، أَلا لَهُ الْحَمْدُ مِنِّی أَبَدَ الْآبِدینَ وَدَهْرَالدّاهِرینَ وَ عَلی كُلِّ حالٍ.
هان مردمان! عل را برتر دانید؛ كه او برترین مردمان از مرد و زن پس از من است؛ تا آن هنگام كه آفریدگان پایدارند و روزی شان فرود آید.دور دورباد از درگاه مهر خداوند و خشم خشم باد بر آن كه این گفته را نپذیرد و با من سازگار نباشد!هان! بدانید جبرئیل از سوی خداوند خبرم داد: «هر آن كه با علی بستیزد و بر ولایت او گردن نگذارد، نفرین و خشم من بر او باد!» البته بایست كه هر كس بنگرد كه برای فردای رستاخیز خود چه پیش فرستاده. [هان!] تقوا پیشه كنید و از ناسازگاری با علی بپرهیزید. مباد كه گام هایتان پس از استواری درلغزد. كه خداوند بر كردارتان آگاه است.هان مردمان! همانا او هم جوار و همسایه خداوند است كه در نبشته ی عزیز خود او را یاد كرده و دربارۀ ستیزندگان با او فرموده: «تا آنكه مبادا كسی در روز رستخیز بگوید: افسوس كه دربارۀ همجوار و همسایه ی خدا كوتاهی كردم...» مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوا عَلِیّاً فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدی مِنْ ذَكَرٍ و أُنْثی ما أَنْزَلَ الله الرِّزْقَ وَبَقِی الْخَلْقُ. مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَی قَوْلی هذا وَلَمْ یُوافِقْهُ. أَلا إِنَّ جَبْرئیلَ خَبَّرنی عَنِ الله تَعالی بِذالِكَ وَیَقُولُ: «مَنْ عادی عَلِیّاً وَلَمْ یَتَوَلَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَتی وَ غَضَبی»، (وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوالله - أَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها - إِنَّ الله خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ). مَعاشِرَ النَّاسِ، إِنَّهُ جَنْبُ الله الَّذی ذَكَرَ فی كِتابِهِ العَزیزِ، فَقالَ تعالی (مُخْبِراً عَمَّنْ یُخالِفُهُ): (أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتا عَلی ما فَرَّطْتُ فی جَنْبِ الله).
هان مردمان! در قرآن اندیشه كنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر محكماتش نظر كنید و از متشابهاتش پیروی ننمایید. پس به خدا سوگند كه باطن ها و تفسیر آن را آشكار نمی كند مگر همین كه دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام می دارم كه: هر آن كه من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست. و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من كه سرپرستی و ولایت او حكمی است از سوی خدا كه بر من فرستاده شده است. مَعاشِرَالنّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیاتِهِ وَانْظُرُوا إِلی مُحْكَماتِهِ وَلاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ، فَوَالله لَنْ یُبَیِّنَ لَكُمْ زواجِرَهُ وَلَنْ یُوضِحَ لَكُمْ تَفْسیرَهُ إِلاَّ الَّذی أَنَا آخِذٌ بِیَدِهِ وَمُصْعِدُهُ إِلی وَشائلٌ بِعَضُدِهِ (وَ رافِعُهُ بِیَدَی) وَ مُعْلِمُكُمْ: أَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی، وَ مُوالاتُهُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ أَنْزَلَها عَلَی.
هان مردمان! همانا علی و پاكان از فرزندانم از نسل او، یادگار گران سنگ كوچك ترند و قرآن یادگار گران سنگ بزرگ تر. هر یك از این دو از دیگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض كوثر بر من وارد شوند.هان! بدانید كه آنان امانتداران خداوند در میان آفریدگان و حاكمان او در زمین اویند.هشدار كه من وظیفه ی خود را ادا كردم. هشدار كه من آن چه بر عهده ام بود ابلاغ كردم و به گوشتان رساندم و روشن نمودم. بدانید كه این سخن خدا بود و من از سوی او سخن گفتم. هشدار كه هرگز به جز این برادرم كسی نباید امیرالمؤمنین خوانده شود. هشدار كه پس از من امارت مؤمنان بری كسی جز او روا نباشد. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ عَلِیّاً وَالطَّیِّبینَ مِنْ وُلْدی (مِنْ صُلْبِهِ) هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ، وَالْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْأَكْبَرُ، فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَی الْحَوْضَ. أَلا إِنَّهُمْ أُمَناءُ الله فی خَلْقِهِ وَ حُكّامُهُ فی أَرْضِهِ. أَلاوَقَدْ أَدَّیْتُ. أَلا وَقَدْ بَلَّغْتُ، أَلاوَقَدْ أَسْمَعْتُ، أَلاوَقَدْ أَوْضَحْتُ، أَلا وَ إِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ قالَ وَ أَنَا قُلْتُ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ، أَلاإِنَّهُ لا «أَمیرَالْمُؤْمِنینَ» غَیْرَ أَخی هذا، أَلا لاتَحِلُّ إِمْرَةُ الْمُؤْمِنینَ بَعْدی لاَِحَدٍ غَیْرِهِ.
سپس فرمود: مردمان! كیست سزاوارتر از شما به شما؟ گفتند خداوند و پیامبر او! سپس فرمود آگاه باشید! آن كه من سرپرست اویم، پس این علی سرپرست اوست! خداوندا دوست بدار آن را كه سرپرستی او را بپذیرد و دشمن بدار هر آن كه او را دشمن دارد و یاری كن یار او را؛ و تنها گذار آن را كه او را تنها بگذارد. ثم قال: «ایهاالنَّاسُ، مَنْ اَوْلی بِكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ؟ قالوا: الله و رَسُولُهُ. فَقالَ: اَلا من كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلی مَوْلاهُ، اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْمَنْ نَصَرَهُ واخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.
بخش چهارم: بلند كردن امیرالمومنینعلیه السلام بدست رسول خداصلی الله علیه و آله
هان مردمان! این علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. و هموست جانشین من در میان امّت و بر گروندگان به من و بر تفسیر كتاب خدا كه مردمان را به سوی او بخواند و به آن چه موجب خشنودی اوست عمل كند و با دشمنانش ستیز نماید. او پشتیبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد. همانا اوست جانشین رسول الله و فرمانروای ایمانیان و پیشوای هدایتگر از سوی خدا و كسی كه به فرمان خدا با پیمان شكنان، رویگردانان از راستی و درستی و به دررفتگان از دین پیكار كند. خداوند فرماید: «فرمان من دگرگون نخواهدشد.»پروردگارا! اكنون به فرمان تو چنین می گویم: خداوندا! دوستداران او را دوست دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتیبانان او را پشتیبانی كن. یارانش را یاری نما. خودداری كنندگان از یاری اش را به خود رها كن. ناباورانش را از مهرت بران و بر آنان خشم خود را فرود آور. مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِی أخی وَ وَصیی وَ واعی عِلْمی، وَ خَلیفَتی فی اُمَّتی عَلی مَنْ آمَنَ بی وَعَلی تَفْسیرِ كِتابِ الله عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعی إِلَیْهِ وَالْعامِلُ بِمایَرْضاهُ وَالُْمحارِبُ لاَِعْدائهِ وَالْمُوالی عَلی طاعَتِهِ وَالنّاهی عَنْ مَعْصِیَتِهِ. إِنَّهُ خَلیفَةُ رَسُولِ الله وَ أَمیرُالْمُؤْمِنینَ وَالْإمامُ الْهادی مِنَ الله، وَ قاتِلُ النّاكِثینَ وَالْقاسِطینَ وَالْمارِقینَ بِأَمْرِالله. یَقُولُ الله: (مایُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَی). بِأَمْرِكَ یارَبِّ أَقولُ: اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ (وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ) وَالْعَنْ مَنْ أَنْكَرَهُ وَاغْضِبْ عَلی مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ.
معبودا! تو خود در هنگام برپاداشتن او و بیان ولایتش نازل فرمودی كه: «امروز آیین شما را به كمال، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم، و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم.» «و آن كه به جز اسلام دینی را بجوید، از او پذیرفته نبوده، در جهان دیگر در شمار زیانكاران خواهد بود.» خداوندا، تو را گواه می گیرم كه پیام تو را به مردمان رساندم. اللهمَّ إِنَّكَ أَنْزَلْتَ الْآیَةَ فی عَلِی وَلِیِّكَ عِنْدَتَبْیینِ ذالِكَ وَنَصْبِكَ إِیّاهُ لِهذَا الْیَوْمِ: (الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً)، (وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَالْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ). اللهمَّ إِنِّی أُشْهِدُكَ أَنِّی قَدْ بَلَّغْتُ.
بخش پنجم: تاكید بر توجه امت به مسئله امامت
هان مردمان! خداوند عزّوجلّ دین را با امامت علی تكمیل فرمود. اینك آنان كه از او و جانشینانش از فرزندان من و از نسل او - تا برپایی رستاخیز و عرضه ی بر خدا - پیروی نكنند، در دو جهان كرده هایشان بیهوده بوده در آتش دوزخ ابدی خواهند بود، به گونه ی كه نه از عذابشان كاسته و نه برایشان فرصتی خواهد بود. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّما أَكْمَلَ الله عَزَّوَجَلَّ دینَكُمْ بِإِمامَتِهِ. فَمَنْ لَمْ یَأْتَمَّ بِهِ وَبِمَنْ یَقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَالْعَرْضِ عَلَی الله عَزَّوَجَلَّ فَأُولئِكَ الَّذینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ (فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ) وَ فِی النّارِهُمْ خالِدُونَ، (لایُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَلاهُمْ یُنْظَرونَ).
هان مردمان! این علی یاورترین، سزاوارترین و نزدیك ترین و عزیزترین شما نسبت به من است. خداوند عزّوجلّ و من از او خشنودیم. آیه رضایتی در قرآن نیست مگر این كه درباره ی اوست. و خدا هرگاه ایمان آوردگان را خطابی نموده به او آغاز كرده [و او اولین شخص مورد نظر خدی متعال بوده است ] . و آیه ی ستایشی نازل نگشته مگر درباره ی او. و خداوند در سوره ی «هل أتی علی الإنسان» گواهی بر بهشت [رفتن ] نداده مگر بری او، و آن را در حق غیر او نازل نكرده و به آن جز او را نستوده است. مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِی، أَنْصَرُكُمْ لی وَأَحَقُّكُمْ بی وَأَقْرَبُكُمْ إِلَی وَأَعَزُّكُمْ عَلَی، وَالله عَزَّوَجَلَّ وَأَنَاعَنْهُ راضِیانِ. وَ مانَزَلَتْ آیَةُ رِضاً (فی الْقُرْآنِ) إِلاّ فیهِ، وَلا خاطَبَ الله الَّذینَ آمَنُوا إِلاّبَدَأ بِهِ، وَلانَزَلَتْ آیَةُ مَدْحٍ فِی الْقُرْآنِ إِلاّ فیهِ، وَلاشَهِدَ الله بِالْجَنَّةِ فی (هَلْ أَتی عَلَی الْاِنْسانِ) إِلاّلَهُ، وَلا أَنْزَلَها فی سِواهُ وَلامَدَحَ بِها غَیْرَهُ.
هان مردمان! او یاور دین خدا و دفاع كننده ی از رسول اوست. او پرهیزكار پاكیزه و رهنمی ارشاد شده [به دست خود خدا] است. پیامبرتان برترین پیامبر، وصی او برترین وصی و فرزندان او برترین اوصیایند.هان مردمان! فرزندان هرپیامبر از نسل اویند و فرزندان من از صلب و نسل امیرالمؤمنین علی است.هان مردمان! به راستی كه شیطانِ اغواگر، آدم را با رشك از بهشت رانده مبادا شما به علی رشك ورزید كه كرده هایتان نابود و گام هایتان لغزان خواهدشد. آدم به خاطر یك اشتباه به زمین هبوط كرد و حال آن كه برگزیده ی خدی عزّوجلّ بود. پس چگونه خواهید بود شما و حال آن كه شما شمایید و دشمنان خدا نیز از میان شمایند.آگاه باشید! كه با علی نمی ستیزد مگر بی سعادت. و سرپرستی او را نمی پذیرد مگر رستگار پرهیزگار. و به او نمی گرود مگر ایمان دار بی آلایش. مَعاشِرَالنّاسِ، هُوَ ناصِرُ دینِ الله وَالُْمجادِلُ عَنْ رَسُولِ الله، وَ هُوَالتَّقِی النَّقِی الْهادِی الْمَهْدِی. نَبِیُّكُمْ خَیْرُ نَبی وَ وَصِیُّكُمْ خَیْرُ وَصِی (وَبَنُوهُ خَیْرُالْأَوْصِیاءِ). مَعاشِرَالنّاسِ، ذُرِّیَّةُ كُلِّ نَبِی مِنْ صُلْبِهِ، وَ ذُرِّیَّتی مِنْ صُلْبِ (أَمیرِالْمُؤْمِنینَ) عَلِی. مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّ إِبْلیسَ أَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ، فَلاتَحْسُدُوهُ فَتَحْبِطَ أَعْمالُكُمْ وَتَزِلَّ أَقْدامُكُمْ، فَإِنَّ آدَمَ أُهْبِطَ إِلَی الْأَرضِ بِخَطیئَةٍ واحِدَةٍ، وَهُوَ صَفْوَةُالله عَزَّوَجَلَّ، وَكَیْفَ بِكُمْ وَأَنْتُمْ أَنْتُمْ وَ مِنْكُمْ أَعْداءُالله، أَلا وَ إِنَّهُ لایُبْغِضُ عَلِیّاً إِلاّشَقِی، وَ لایُوالی عَلِیّاً إِلاَّ تَقِی، وَ لایُؤْمِنُ بِهِ إِلاّ مُؤْمِنٌ مُخْلِصٌ.
و سوگند به خدا كه سوره ی والعصر درباره ی اوست: «به نام خداوند همه مهر مهر ورز. قسم به زمان كه انسان در زیان است.» مگر علی كه ایمان آورده و به درستی و شكیبایی آراسته است.هان مردمان! خدا را گواه گرفتم و پیام او را به شما رسانیدم. و بر فرستاده وظیفه ی جز بیان و ابلاغ روشن نباشد!هان مردمان! تقوا پیشه كنید همان گونه كه بایسته است. و نمیرید جز با شرفِ اسلام. وَ فی عَلِی - وَالله - نَزَلَتْ سُورَةُ الْعَصْر: (بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ) (إِلاّ عَلیّاً الّذی آمَنَ وَ رَضِی بِالْحَقِّ وَالصَّبْرِ). مَعاشِرَالنّاسِ، قَدِ اسْتَشْهَدْتُ الله وَبَلَّغْتُكُمْ رِسالَتی وَ ما عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّالْبَلاغُ الْمُبینُ. مَعاشِرَالنّاسِ، (إتَّقُوالله حَقَّ تُقاتِهِ وَلاتَموتُنَّ إِلاّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ).
بخش ششم: اشاره به كارشكنی های منافقین
هان مردمان! «به خدا و رسول و نور همراهش ایمان آورید پیش از آن كه چهره ها را تباه و باژگونه كنیم یا چونان اصحاب روز شنبه [یهودیانی كه بر خدا نیرنگ آوردند] رانده شوید.«به خدا سوگند كه مقصود خداوند از این آیه گروهی از صحابه اند كه آنان را با نام و نَسَب می شناسم لیكن به پرده پوشی كارشان مأمورم. آنك هر كس پایه كار خویش را مهر و یا خشم علی در دل قرار دهد [و بداند كه ارزش عمل او وابسته به آن است.] .مردمان! نور از سوی خداوند عزّوجل در جان من، سپس در جان علی بن ابی طالب، آن گاه در نسل او تا قائم مهدی - كه حق خدا و ما را می ستاند - جی گرفته. چرا كه خداوند عزّوجل ما را بر كوتاهی كنندگان، ستیزه گران، ناسازگاران، خائنان و گنهكاران و ستمكاران و غاصبان از تمامی جهانیان دلیل و راهنما و حجت آورده است. مَعاشِرَالنّاسِ، (آمِنُوا بِالله وَ رَسُولِهِ وَالنَّورِ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلی أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ). (بالله ما عَنی بِهذِهِ الْآیَةِ إِلاَّ قَوْماً مِنْ أَصْحابی أَعْرِفُهُمْ بِأَسْمائِهِمْ وَأَنْسابِهِمْ، وَقَدْ أُمِرْتُ بِالصَّفْحِ عَنْهُمْ فَلْیَعْمَلْ كُلُّ امْرِئٍ عَلی مایَجِدُ لِعَلِی فی قَلْبِهِ مِنَ الْحُبِّ وَالْبُغْضِ). مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِی ثُمَّ فی عَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ، ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقائِمِ الْمَهْدِی الَّذی یَأْخُذُ بِحَقِّ الله وَ بِكُلِّ حَقّ هُوَ لَنا، لاَِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ قَدْ جَعَلَنا حُجَّةً عَلَی الْمُقَصِّرینَ وَالْمعُانِدینَ وَالُْمخالِفینَ وَالْخائِنینَ وَالْآثِمینَ وَالّظَالِمینَ وَالْغاصِبینَ مِنْ جَمیعِ الْعالَمینَ.
هان مردمان! هشدارتان می دهم: همانا من رسول خدایم. پیش از من نیز رسولانی آمده و سپری گشته اند. آیا اگر من بمیرم یا كشته شوم، به جاهلیت عقب گرد می كنید؟ آن كه به قهقرا برگردد، هرگز خدا را زیانی نخواهد رسانید و خداوند سپاسگزاران شكیباگر را پاداش خواهد داد. بدانید كه علی و پس از او فرزندان من از نسل او، داری كمال شكیبایی و سپاسگزاری اند.هان مردمان! اسلامتان را بر من منت نگذارید؛ كه اعمال شما را بیهوده و تباه خواهد كرد و خداوند بر شما خشم خواهد گرفت و سپس شما را به شعله ی از آتش و مس گداخته گرفتار خواهد نمود. همانا پروردگار شما در كمین گاه است. مَعاشِرَالنّاسِ، أُنْذِرُكُمْ أَنّی رَسُولُ الله قَدْخَلَتْ مِنْ قَبْلِی الرُّسُلُ، أَفَإِنْ مِتُّ أَوْقُتِلْتُ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِكُمْ؟ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّالله شَیْئاً وَسَیَجْزِی الله الشّاكِرینَ (الصّابِرینَ). أَلاوَإِنَّ عَلِیّاً هُوَالْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وَالشُّكْرِ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ. مَعاشِرَالنّاسِ، لاتَمُنُّوا عَلَی بِإِسْلامِكُمْ، بَلْ لاتَمُنُّوا عَلَی الله فَیُحْبِطَ عَمَلَكُمْ وَیَسْخَطَ عَلَیْكُمْ وَ یَبْتَلِیَكُمْ بِشُواظٍ مِنْ نارٍ وَنُحاسٍ، إِنَّ رَبَّكُمْ لَبِا الْمِرْصادِ.
مردمان! به زودی پس از من پیشوایانی خواهند بود كه شما را به سوی آتش می خوانند و در روز رستاخیز تنها وبدون یاور خواهند ماند.هان مردمان! خداوند و من از آنان بیزاریم.هان مردمان! آنان و یاران و پیروانشان در بدترین جی جهنم، جایگاه متكبّران خواهند بود. بدانید آنان اصحاب صحیفه اند. اكنون هر كس در صحیفه ی خود نظر كند.هان مردمان! اینك جانشینی خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جی می گذارم در نسل خود تا برپایی روز رستاخیز. و حال، مأموریت تبلیغی خود را انجام می دهم تا برهان بر هر شاهد و غایب و بر آنان كه زاده شده یا نشده اند و بر تمامی مردمان باشد. پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا برپایی رستاخیز برسانند.آگاه باشید! به زودی پس از من امامت را با پادشاهی جابه جا نموده. آن را غصب كرده و به تصرف خویش درآورند.هان! نفرین و خشم خدا بر غاصبان و چپاول گران! و البته در آن هنگام خداوند آتش عذاب - شعله هی آتش و مس گداخته - بر سر شما جن و انس خواهد ریخت. آن جاست كه دیگر یاری نخواهید شد. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ سَیَكُونُ مِنْ بَعْدی أَئمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی النّارِ وَیَوْمَ الْقِیامَةِ لایُنْصَرونَ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الله وَأَنَا بَریئانِ مِنْهُمْ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُمْ وَأَنْصارَهُمْ وَأَتْباعَهُمْ وَأَشْیاعَهُمْ فِی الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النّارِ وَلَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَكَبِّرِینَ. أَلا إِنَّهُمْ أَصْحابُ الصَّحیفَةِ، فَلْیَنْظُرْ أَحَدُكُمْ فی صَحیفَتِهِ!! مَعاشِرَالنّاسِ، إِنِّی أَدَعُها إِمامَةً وَ وِراثَةً (فی عَقِبی إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ)، وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرتُ بِتَبْلیغِهِ حُجَّةً عَلی كُلِّ حاضِرٍ وَغائبٍ وَ عَلی كُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْلَمْ یَشْهَدْ، وُلِدَ أَوْلَمْ یُولَدْ، فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ. وَسَیَجْعَلُونَ الْإِمامَةَ بَعْدی مُلْكاً وَ اغْتِصاباً، (أَلا لَعَنَ الله الْغاصِبینَ الْمُغْتَصبینَ)، وَعِنْدَها سَیَفْرُغُ لَكُمْ أَیُّهَا الثَّقَلانِ (مَنْ یَفْرَغُ) وَیُرْسِلُ عَلَیْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَنُحاسٌ فَلاتَنْتَصِرانِ.
هان مردمان! هر آینه خداوند عزوجل شما را به حالتان رها نخواهد كرد تا ناپاك را ازپاك جدا كند. و خداوند نمی خواهد شما را بر غیب آگاه گرداند.(1)هان مردمان! هیچ سرزمینی نیست مگر این كه خداوند به خاطر تكذیب اهل آن [حق را] ، آنان را پیش از روز رستاخیز نابود خواهد فرمود و به امام مهدی خواهد سپرد. و هر آینه خداوند وعده ی خود را انجام خواهد داد.هان مردمان! پیش از شما، شمار فزونی از گذشتگان گمراه شدند و خداوند آنان را نابود كرد. و همو نابودكننده ی آیندگان است.

1) اشاره به آیه ى 179 / آل عمران است.
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ لَمْ یَكُنْ لِیَذَرَكُمْ عَلی ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتّی یَمیزَالْخَبیثَ مِنَ الطَّیِّبِ، وَ ما كانَ الله لِیُطْلِعَكُمْ عَلَی الْغَیْبِ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ ما مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّ وَالله مُهْلِكُها بِتَكْذیبِها قَبْلَ یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ مُمَلِّكُهَا الْإِمامَ الْمَهْدِی وَالله مُصَدِّقٌ وَعْدَهُ. مَعاشِرَالنّاسِ، قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ أَكْثَرُالْأَوَّلینَ، وَالله لَقَدْ أَهْلَكَ الْأَوَّلینَ، وَهُوَ مُهْلِكُ الْآخِرینَ.
او خود در كتابش آورده: «آیا پیشینیان را تباه نكردیم و به دنبال آنان آیندگان را گرفتار نساختیم؟ با مجرمان این چنین كنیم. وی بر ناباوران!»هان مردمان! همانا خداوند امر و نهی خود را به من فرموده و من نیز به دستور او دانش آن را نزد علی نهادم. پس فرمان او را بشنوید و گردن نهید و پیرویش نمایید و از آنچه بازتان دارد خودداری كنید تا راه یابید. به سوی هدف او حركت كنید. راه هی گونه گون شما را از راه او بازندارد! قالَ الله تَعالی: (أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلینَ، ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرینَ، كذالِكَ نَفْعَلُ بِالُْمجْرِمینَ، وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبینَ). مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الله قَدْ أَمَرَنی وَنَهانی، وَقَدْ أَمَرْتُ عَلِیّاً وَنَهَیْتُهُ (بِأَمْرِهِ). فَعِلْمُ الْأَمْرِ وَالنَّهُی لَدَیْهِ، فَاسْمَعُوا لاَِمْرِهِ تَسْلَمُوا وَأَطیعُوهُ تَهْتَدُوا وَانْتَهُوا لِنَهْیِهِ تَرشُدُوا، (وَصیرُوا إِلی مُرادِهِ) وَلا تَتَفَرَّقْ بِكُمُ السُّبُلُ عَنْ سَبیلِهِ.
بخش هفتم: پیروان اهل بیت علیهم السلام و دشمنان ایشان
هان مردمان! صراط مستقیم خداوند منم كه شما را به پیروی آن امر فرموده. و پس از من علی است و آن گاه فرزندانم از نسل او، پیشوایان راه راستند كه به درستی و راستی راهنمایند و به آن حكم و دعوت كنند.سپس پیامبر صلّی الله علیه و آله قرائت فرمود: «بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمدللّه ربّ العالمین الرّحمن الرّحیم» - تا آخر سوره. مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ الله الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِی مِنْ بَعْدی. ثُمَّ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ (الْهُدی)، یَهْدونَ إِلَی الْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلونَ.ثُمَّ قَرَأَ: «بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحیمِ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِ الْعالَمینَ...» إِلی آخِرِها،
 هان! به خدا سوگند این سوره درباره ی من نازل شده و شامل امامان می باشد و به آنان اختصاص دارد. آنان اولیی خدایند كه ترس و اندوهی برایشان نیست، آگاه باشید: البته حزب خدا چیره و غالب خواهد بود. هشدار كه: ستیزندگان با امامان، گمراه و همكاران شیاطین اند. بری گمراهی مردمان، سخنان بیهوده و پوچ را به یكدیگر می رسانند. بدانید كه خداوند از دوستان امامان در كتاب خود چنین یاد كرده: «[ی پیامبر ما] نمی یابی ایمانیان به خدا و روز بازپسین، كه ستیزه گران خدا و رسول را دوست ندارند، گرچه آنان پدران، برادران و خویشانشان باشند. آنان [كه چنین اند] خداوند ایمان را در دل هایشان نبشته است.» - تا آخر آیه. وَقالَ: فِی نَزَلَتْ وَفیهِمْ (وَالله) نَزَلَتْ، وَلَهُمْ عَمَّتْ وَإِیَّاهُمْ خَصَّتْ، أُولئكَ أَوْلِیاءُالله الَّذینَ لاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاهُمْ یَحْزَنونَ، أَلا إِنَّ حِزْبَ الله هُمُ الْغالِبُونَ. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمْ هُمُ السُّفَهاءُالْغاوُونَ إِخْوانُ الشَّیاطینِ یوحی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُروراً. أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الَّذینَ ذَكَرَهُمُ الله فی كِتابِهِ، فَقالَ عَزَّوَجَلَّ: (لاتَجِدُ قَوْماً یُؤمِنُونَ بِالله وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حادَّالله وَ رَسُولَهُ وَلَوْكانُوا آبائَهُمْ أَوْأَبْنائَهُمْ أَوْإِخْوانَهُمْ أَوْعَشیرَتَهُمْ، أُولئِكَ كَتَبَ فی قُلوبِهِمُ الْإیمانَ) إِلی آخِرالآیَةِ.
هان! دوستداران امامان ایمانیان اند كه قرآن چنان توصیف فرموده: «آنان كه ایمان آورده و باور خود را به شرك نیالوده اند، در امان و در راه راست هستند.»هشدار! یاران پیشوایان كسانی هستند كه به باور رسیده و از تردید و انكار دور خواهند بود.هشدار! اولیی امامان آنانند كه با آرامش و سلام به بهشت درخواهند شد و فرشتگان با سلام آنان را پذیرفته، خواهند گفت: «درود بر شما كه پاك شده اید. اینك داخل شوید كه در بهشت، جاودانه خواهید بود.»هان! بهشت پاداش اولیی آنان است و در آن بی حساب روزی داده خواهند شد.هان! دشمنان آنان آن كسانی اند كه در آتش درآیند. و همانا ناله ی افروزش جهنمرا می شنوند در حالی كه شعله هی آتش زبانه می كشد و زفیر (صدی بازدم) جهنم را نیز درمی یابند.هان! خداوند درباره ی ستیزگران با آنان فرموده: «هرگاه امتی داخل جهنم شود همتی خود را نفرین كند.»هشدار! كه دشمنان امامان همانانند كه خداوند درباره ی آنان فرموده: «هر گروهی از آنان داخل جهنم شود نگاهبانان می پرسند: مگر برایتان ترساننده ی نیامد؟! می گویند: چرا ترساننده آمد لیكن تكذیب كردیم و گفتیم: خداوند وحی نفرستاده و شما نیستید مگر در گمراهی بزرگ!» تا آن جا كه فرماید: «هان! نابود باد دوزخیان!»هان! یاران امامان در نهان، از پروردگار خویش ترسانند، آمرزش و پاداش بزرگ بری آنان خواهد بود.هان مردمان! چه بسیارراه است میان آتش و پاداش بزرگ! أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الْمُؤْمِنونَ الَّذینَ وَصَفَهُمُ الله عَزَّوَجَلَّ فَقالَ: (الَّذینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدونَ). (أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الَّذینَ آمَنُوا وَلَمْ یَرْتابوا). أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الَّذینَ یدْخُلونَ الْجَنَّةَ بِسَلامٍ آمِنینَ، تَتَلَقّاهُمُ الْمَلائِكَةُ بِالتَّسْلیمِ یَقُولونَ: سَلامٌ عَلَیْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلوها خالِدینَ. أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمْ، لَهُمُ الْجَنَّةُ یُرْزَقونَ فیها بِغَیْرِ حِسابٍ. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ یَصْلَونَ سَعیراً. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ یَسْمَعونَ لِجَهَنَّمَ شَهیقاً وَ هِی تَفورُ وَ یَرَوْنَ لَهازَفیراً. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ قالَ الله فیهِمْ: (كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها) الآیة. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ قالَ الله عَزَّوَجَلَّ: (كُلَّما أُلْقِی فیها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَلَمْ یَأتِكُمْ نَذیرٌ، قالوا بَلی قَدْ جاءَنا نَذیرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلنا مانَزَّلَ الله مِنْ شَیءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّ فی ضَلالٍ كَبیرٍ) إِلی قَوله: (أَلافَسُحْقاً لاَِصْحابِ السَّعیرِ). أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الَّذینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ، لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبیرٌ.
هان مردمان! خداوند ستیزه جویان ما را ناستوده و نفرین فرموده و دوستان ما را ستوده و دوست دارد.هان مردمان! بدانید كه همانا من انذارگرم و علی مژده دهنده.هان! كه من بیم دهنده ام و علی راهنما.هان مردمان! بدانید كه من پیامبرم و علی وصی من است.هان مردمان! بدانید كه همانا من فرستاده و علی امام و وصی پس از من است. و امامان پس از او فرزندان اویند.آگاه باشید! من والد آنانم ولی ایشان از نسل علی خواهند بود. مَعاشِرَالنَاسِ، شَتّانَ مابَیْنَ السَّعیرِ وَالْأَجْرِ الْكَبیرِ. (مَعاشِرَالنّاسِ)، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ الله وَلَعَنَهُ، وَ وَلِیُّنا (كُلُّ) مَنْ مَدَحَهُ الله وَ أَحَبَّهُ. مَعاشِرَ النّاسِ، أَلاوَإِنّی (أَنَا) النَّذیرُ و عَلِی الْبَشیرُ. (مَعاشِرَالنّاسِ)، أَلا وَ إِنِّی مُنْذِرٌ وَ عَلِی هادٍ. مَعاشِرَ النّاس (أَلا) وَ إِنّی نَبی وَ عَلِی وَصِیّی. (مَعاشِرَالنّاسِ، أَلاوَإِنِّی رَسولٌ وَ عَلِی الْإِمامُ وَالْوَصِی مِنْ بَعْدی، وَالْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ. أَلاوَإِنّی والِدُهُمْ وَهُمْ یَخْرُجونَ مِنْ صُلْبِهِ).
بخش هشتم: حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف
آگاه باشید! همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست. هان! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.هشدار! كه اوست انتقام گیرنده از ستمكاران.هشدار! كه اوست فاتح دژها و منهدم كننده ی آنها.هشدار! كه اوست چیره بر تمامی قبایل مشركان و راهنمی آنان.هشدار! كه او خونخواه تمام اولیی خداست. آگاه باشید! اوست یاور دین خدا.هشدار! كه از دریایی ژرف پیمانه هایی افزون گیرد.هشدار! كه او به هر ارزشمندی به اندازه ی ارزش او، و به هر نادان و بی ارزشی به اندازه ی نادانی اش نیكی كند.هشدار! كه او نیكو و برگزیده ی خداوند است.هشدار! كه او وارث دانش ها و حاكم بر ادراك هاست.هان! بدانید كه او از سوی پروردگارش سخن می گوید و آیات و نشانه هی او را برپا كند. بدانید همانا اوست بالیده و استوار.بیدار باشید! هموست كه [اختیار امور جهانیان و آیین آنان ] به او واگذار شده است.آگاه باشید! كه تمامی گذشتگان ظهور او را پیشگویی كرده اند.آگاه باشید! كه اوست حجّت پایدار و پس از او حجّتی نخواهد بود.(2) درستی و راستی و نور و روشنایی تنها نزد اوست.هان! كسی بر او پیروز نخواهد شد و ستیزنده ی او یاری نخواهد گشت.آگاه باشید كه او ولی خدا در زمین، داور او در میان مردم و امانتدار امور آشكار و نهان است.

2) این تعبیر به عنوان حجّت و امامت است و نظرى به رجعت دیگر امامان ندارد زیرا آنان حجّت هاى پیشین اند كه دوباره رجعت خواهند نمود.
أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِی. أَلا إِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدِّینِ. أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ. أَلا إِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها. أَلا إِنَّهُ غالِبُ كُلِّ قَبیلَةٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ وَهادیها. أَلاإِنَّهُ الْمُدْرِكُ بِكُلِّ ثارٍ لاَِوْلِیاءِالله. أَلا إِنَّهُ النّاصِرُ لِدینِ الله. أَلا إِنَّهُ الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَمیقٍ. أَلا إِنَّهُ یَسِمُ كُلَّ ذی فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَ كُلَّ ذی جَهْلٍ بِجَهْلِهِ. أَلا إِنَّهُ خِیَرَةُالله وَ مُخْتارُهُ. أَلا إِنَّهُ وارِثُ كُلِّ عِلْمٍ وَالُْمحیطُ بِكُلِّ فَهْمٍ. أَلا إِنَّهُ الُْمخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْمُشَیِّدُ لاَِمْرِ آیاتِهِ. أَلا إِنَّهُ الرَّشیدُ السَّدیدُ. أَلا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَیْهِ. أَلا إِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرونِ بَیْنَ یَدَیْهِ. أَلا إِنَّهُ الْباقی حُجَّةً وَلاحُجَّةَ بَعْدَهُ وَلا حَقَّ إِلاّ مَعَهُ وَلانُورَ إِلاّعِنْدَهُ. أَلا إِنَّهُ لاغالِبَ لَهُ وَلامَنْصورَ عَلَیْهِ. أَلاوَإِنَّهُ وَلِی الله فی أَرْضِهِ، وَحَكَمُهُ فی خَلْقِهِ، وَأَمینُهُ فی سِرِّهِ وَ علانِیَتِهِ.
بخش نهم: مطرح كردن بیعت
هان مردمان! من پیام خدا را برایتان آشكار كرده تفهیم نمودم. و این علی است كه پس از من شما را آگاه می كند. اینك شما را می خوانم كه پس از پایان خطبه با من و سپس با علی دست دهید تا با او بیعت كرده به امامت او اقرار نمایید. آگاه باشید من با خداوند و علی با من پیمان بسته و من اكنون از سوی خدی عزّوجل بری امامت او پیمان می گیرم. «[ی پیامبر ]آنان كه با تو بیعت كنند هر آینه با خدا بیعت كرده اند. دست خدا بالی دستان آنان است. و هر كس بیعت شكند، بر زیان خود شكسته، و آن كس كه بر پیمان خداوند استوار و باوفا باشد، خداوند به او پاداش بزرگی خواهد داد. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنّی قَدْبَیَّنْتُ لَكُمْ وَأَفْهَمْتُكُمْ، وَ هذا عَلِی یُفْهِمُكُمْ بَعْدی. أَلاوَإِنِّی عِنْدَ انْقِضاءِ خُطْبَتی أَدْعُوكُمْ إِلی مُصافَقَتی عَلی بَیْعَتِهِ وَ الإِقْرارِبِهِ، ثُمَّ مُصافَقَتِهِ بَعْدی. أَلاوَإِنَّی قَدْ بایَعْتُ الله وَ عَلِی قَدْ بایَعَنی. وَأَنَا آخِذُكُمْ بِالْبَیْعَةِ لَهُ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ. (إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَكَ إِنَّما یُبایِعُونَ الله، یَدُالله فَوْقَ أَیْدیهِمْ. فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما یَنْكُثُ عَلی نَفْسِهِ، وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ الله فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً).
بخش دهم: حلال و حرام، واجبات و محرمات
هان مردمان! همانا حج و عمره از شعائر و آداب و رسوم خدایی است. پس زائران خانه ی خدا و عمره كنندگان بر صفا و مروه بسیار طواف كنند.هان مردمان! در خانه ی خدا حج گزارید؛ كه هیچ خاندانی داخل آن نشد مگر بی نیاز شد و مژده گرفت، و كسی از آن روی برنگردانید مگر بی بهره و نیازمند گردید.هان مردمان! مؤمنی در موقف (عرفات، مشعر، منا) نمانَد مگر این كه خدا گناهان گذشته ی او را بیامرزد و بایسته است كه پس از پایان اعمال حج [با پرونده ی پاك ] كار خود را از سر گیرد.هان مردمان! حاجیان دستگیری شده اند و هزینه هی سفرشان جبران می شود و جایگزین آن به آنان خواهد رسید. و البته خداوند پاداش نیكوكاران را تباه نخواهد كرد.هان مردمان! خانه ی خدا را با دین كامل و دانش ژرفی آن دیدار كنید و از زیارتگاهها جز با توبه و بازایستادن [از گناهان ] برنگردید.هان مردمان! نماز را به پا دارید و زكات بپردازید همان سان كه خداوند عزّوجل امر فرموده. پس اگر زمان بر شما دراز شد و كوتاهی كردید یا از یاد بردید، علی صاحب اختیار و تبیین كننده ی بر شماست. خداوند عزّوجل او راپس از من امانتدار خویش در میان آفریدگانش نهاده. همانا او از من و من از اویم. و او و فرزندان من از جانشینان او، پرسش هی شما راپاسخ دهند و آن چه را نمی دانید به شما می آموزند. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ مِنْ شَعائرِالله، (فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِاعْتَمَرَ فَلاجُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما) الآیَة. مَعاشِرَالنّاسِ، حُجُّواالْبَیْتَ، فَماوَرَدَهُ أَهْلُ بَیْتٍ إِلاَّ اسْتَغْنَوْا وَ أُبْشِروا، وَلاتَخَلَّفوا عَنْهُ إِلاّبَتَرُوا وَ افْتَقَرُوا. مَعاشِرَالنّاسِ، ماوَقَفَ بِالْمَوْقِفِ مُؤْمِنٌ إِلاَّغَفَرَالله لَهُ ماسَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ إِلی وَقْتِهِ ذالِكَ، فَإِذا انْقَضَتْ حَجَّتُهُ اسْتَأْنَفَ عَمَلَهُ. مَعاشِرَالنَّاسِ، الْحُجّاجُ مُعانُونَ وَ نَفَقاتُهُمْ مُخَلَّفَةٌ عَلَیْهِمْ وَالله لایُضیعُ أَجْرَالُْمحْسِنینَ. مَعاشِرَالنّاسِ، حُجُّوا الْبَیْتَ بِكَمالِ الدّینِ وَالتَّفَقُّهِ، وَلاتَنْصَرِفُوا عَنِ الْمشَاهِدِإِلاّ بِتَوْبَةٍ وَ إِقْلاعٍ. مَعاشِرَالنّاسِ، أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ كَما أَمَرَكُمُ الله عَزَّوَجَلَّ، فَإِنْ طالَ عَلَیْكُمُ الْأَمَدُ فَقَصَّرْتُمْ أَوْنَسِیتُمْ فَعَلِی وَلِیُّكُمْ وَمُبَیِّنٌ لَكُمْ، الَّذی نَصَبَهُ الله عَزَّوَجَلَّ لَكُمْ بَعْدی أَمینَ خَلْقِهِ. إِنَّهُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ، وَ هُوَ وَ مَنْ تَخْلُفُ مِنْ ذُرِّیَّتی یُخْبِرونَكُمْ بِماتَسْأَلوُنَ عَنْهُ وَیُبَیِّنُونَ لَكُمْ ما لاتَعْلَمُونَ.
هان! روا و ناروا بیش از آن است كه من شمارش كنم و بشناسانم و در این جا یكباره به روا فرمان دهم و از ناروا بازدارم. از این روی مأمورم از شما بیعت بگیرم كه دست در دست من نهید در مورد پذیرش آن چه از سوی خداوند آورده ام دربارۀ علی امیرالمؤمنین و اوصیای پس از او كه آنان از من و اویند. و این امامت به وراثت پایدار است و فرجام امامان، مهدی است و استواری امامت تا روزی است كه او با خداوند قدر و قضا دیدار كند.هان مردمان! شما را به هرگونه روا و ناروا راهنمایی كردم و از آن هرگز برنمی گردم. بدانید و آگاه باشید! آن ها را یاد كنید و نگه دارید و یكدیگر را به آن توصیه نمایید و در آن [احكام خدا ]دگرگونی راه ندهید. هشدار كه دوباره می گویم: بیدار باشید! نماز را به پا دارید. و زكات بپردازید. و امر به معروف كنید و از منكر بازدارید. أَلا إِنَّ الْحَلالَ وَالْحَرامَ أَكْثَرُمِنْ أَنْ أُحصِیَهُما وَأُعَرِّفَهُما فَآمُرَ بِالْحَلالِ وَ اَنهَی عَنِ الْحَرامِ فی مَقامٍ واحِدٍ، فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَیْعَةَ مِنْكُمْ وَالصَّفْقَةَ لَكُمْ بِقَبُولِ ماجِئْتُ بِهِ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ فی عَلِی أمیرِالْمُؤْمِنینَ وَالأَوْصِیاءِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذینَ هُمْ مِنِّی وَمِنْهُ إمامَةٌ فیهِمْ قائِمَةٌ، خاتِمُها الْمَهْدی إِلی یَوْمٍ یَلْقَی الله الَّذی یُقَدِّرُ وَ یَقْضی. مَعاشِرَالنّاسِ، وَ كُلُّ حَلالٍ دَلَلْتُكُمْ عَلَیْهِ وَكُلُّ حَرامٍ نَهَیْتُكُمْ عَنْهُ فَإِنِّی لَمْ أَرْجِعْ عَنْ ذالِكَ وَ لَمْ أُبَدِّلْ. أَلا فَاذْكُرُوا ذالِكَ وَاحْفَظُوهُ وَ تَواصَوْابِهِ، وَلا تُبَدِّلُوهُ وَلاتُغَیِّرُوهُ. أَلا وَ إِنِّی اُجَدِّدُالْقَوْلَ: أَلا فَأَقیمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ وَأْمُرُوا بِالْمَعْروفِ وَانْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ.
و بدانید كه ریشه ی امر به معروف این است كه به گفته ی من [درباره ی امامت ] برسید و سخن مرا به دیگران برسانید و غایبان را به پذیرش فرمان من توصیه كنید و آنان را از ناسازگاری سخنان من بازدارید؛ همانا سخن من فرمان خدا و من است و هیچ امر به معروف و نهی از منكری جز با امام معصوم تحقق و كمال نمی یابد.هان مردمان! قرآن بر شما روشن می كند كه امامان پس از علی فرزندان اویند و من به شما شناساندم كه آنان از او و از من اند. چرا كه خداوند در كتاب خود می گوید: «امامت را فرمانی پایدار در نسل او قرار داد...» و من نیز گفته ام كه: «مادام كه به قرآن و امامان تمسك كنید، گمراه نخواهید شد.» هان مردمان! تقوا را، تقوا را رعایت كرده از سختی رستخیز بهراسید همان گونه كه خداوند عزّوجل فرمود: «البته زمین لرزه ی روز رستاخیز حادثه ی بزرگ است...»مرگ، قیامت، و حساب و میزان و محاسبه ی در برابر پروردگار جهانیان و پاداش كیفر را یاد كنید. آن كه نیكی آورد، پاداش گیرد. و آن كه بدی كرد، بهره ی از بهشت نخواهد برد. أَلاوَإِنَّ رَأْسَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلی قَوْلی وَتُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ وَ تَأْمُروُهُ بِقَبُولِهِ عَنِّی وَتَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ، فَإِنَّهُ أَمْرٌ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ وَمِنِّی. وَلا أَمْرَ بِمَعْروفٍ وَلا نَهْی عَنْ مُنْكَرٍ إِلاَّمَعَ إِمامٍ مَعْصومٍ. مَعاشِرَالنّاسِ، الْقُرْآنُ یُعَرِّفُكُمْ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ، وَعَرَّفْتُكُمْ إِنَّهُمْ مِنِّی وَمِنْهُ، حَیْثُ یَقُولُ الله فی كِتابِهِ: (وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِیَةً فی عَقِبِهِ). وَقُلْتُ: «لَنْ تَضِلُّوا ما إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما». مَعاشِرَالنّاسِ، التَّقْوی، التَّقْوی، وَاحْذَرُوا السّاعَةَ كَما قالَ الله عَزَّوَجَلَّ: (إِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَیءٌ عَظیمٌ). اُذْكُرُوا الْمَماتَ (وَالْمَعادَ) وَالْحِسابَ وَالْمَوازینَ وَالُْمحاسَبَةَ بَیْنَ یَدَی رَبِّ الْعالَمینَ وَالثَّوابَ وَالْعِقابَ. فَمَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ أُثیبَ عَلَیْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلَیْسَ لَهُ فِی الجِنانِ نَصیبٌ.
بخش یازدهم: بیعت گرفتن رسمی
هان مردمان! شما بیش از آنید كه در یك زمان با یك دست من بیعت نمایید. از این روی خداوند عزّوجل به من دستور داده كه از زبان شما اقرار بگیرم و پیمان ولایت علی امیرالمؤمنین را محكم كنم و نیز بر امامان پس از او كه از نسل من و اویند؛ همان گونه كه اعلام كردم كه ذرّیّه من از نسل اوست.پس همگان بگویید:«البتّه كه سخنان تو را شنیده پیروی می كنیم و از آن ها خشنودیم و بر آن گردن گذار و بر آن چه از سوی پروردگارمان در امامت اماممان علی امیرالمؤمنین و امامان دیگر - از صلب او - به ما ابلاغ كردی، با تو پیمان می بندیم با دل و جان و زبان و دست هایمان. با این پیمان زنده ایم و با آن خواهیم مرد و با آن اعتقاد برانگیخته می شویم. و هرگز آن را دگرگون نكرده شكّ و انكار نخواهیم داشت و از عهد و پیمان خود برنمی گردیم. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّكُمْ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُصافِقُونی بِكَفٍّ واحِدٍ فی وَقْتٍ واحِدٍ، وَقَدْ أَمَرَنِی الله عَزَّوَجَلَّ أَنْ آخُذَ مِنْ أَلْسِنَتِكُمُ الْإِقْرارَ بِما عَقَّدْتُ لِعَلِی أَمیرِالْمُؤْمنینَ، وَلِمَنْ جاءَ بَعْدَهُ مِنَ الْأَئِمَّةِ مِنّی وَ مِنْهُ، عَلی ما أَعْلَمْتُكُمْ أَنَّ ذُرِّیَّتی مِنْ صُلْبِهِ. فَقُولُوا بِأَجْمَعِكُمْ: «إِنّا سامِعُونَ مُطیعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَرَبِّكَ فی أَمْرِ إِمامِنا عَلِی أَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ. نُبایِعُكَ عَلی ذالِكَ بِقُلوُبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَأَیْدینا. علی ذالِكَ نَحْیی وَ عَلَیْهِ نَموتُ وَ عَلَیْهِ نُبْعَثُ. وَلانُغَیِّرُ وَلانُبَدِّلُ، وَلا نَشُكُّ (وَلانَجْحَدُ) وَلانَرْتابُ، وَلا نَرْجِعُ عَنِ الْعَهْدِ وَلا نَنْقُضُ الْمیثاقَ.
[ی رسول خدا] ما را به فرمان خدا پند دادی درباره ی علی امیرالمؤمنین و امامان از نسل خود و او، كه حسن و حسین و آنان كه خداوند پس از آنان برپا كرده است. پس عهد و پیمان از ما گرفته شد از دل و جان و زبان و روح و دستانمان. هر كس توانست با دست وگرنه با زبان پیمان بست. و هرگز پیمانمان را دگرگون نخواهیم كرد و خداوند از ما شكست عهد نبیند. و نیز فرمان تو را به نزدیك و دور از فرزندان و خویشان خود خواهیم رسانید و خداوند را بر آن گواه خواهیم گرفت. و هر آینه خداوند بر گواهی كافی است و تو نیز بر ما گواه باش.»هان مردمان! چه می گویید؟ همانا خداوند هر صدایی را می شنود و آن را كه از دل ها می گذرد می داند. «هر آن كس هدایت پذیرفت، به خیر خویش پذیرفته. و آن كه گمراه شد، به زیان خود رفته.» و هر كس بیعت كند، هر آینه با خداوند پیمان بسته؛ كه «دست خدا بالی دستان آن هاست.»هان مردمان! اینك با خداوند بیعت كنید و با من پیمان بندید و با علی امیرالمؤمنین و حسن و حسین و امامان پس از آنان از نسل آنان كه نشانه ی پایدارند در دنیا و آخرت.  وَعَظْتَنا بِوَعْظِ الله فی عَلِی أَمیرِالْمؤْمِنینَ وَالْأَئِمَّةِ الَّذینَ ذَكَرْتَ مِنْ ذُرِّیتِكَ مِنْ وُلْدِهِ بَعْدَهُ، الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ وَ مَنْ نَصَبَهُ الله بَعْدَهُما. فَالْعَهْدُ وَالْمیثاقُ لَهُمْ مَأْخُوذٌ مِنَّا، مِنْ قُلُوبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَضَمائِرِنا وَأَیْدینا. مَنْ أَدْرَكَها بِیَدِهِ وَ إِلاَّ فَقَدْ أَقَرَّ بِلِسانِهِ، وَلا نَبْتَغی بِذالِكَ بَدَلاً وَلایَرَی الله مِنْ أَنْفُسِنا حِوَلاً. نَحْنُ نُؤَدّی ذالِكَ عَنْكَ الّدانی والقاصی مِنْ اَوْلادِنا واَهالینا، وَ نُشْهِدُالله بِذالِكَ وَ كَفی بِالله شَهیداً وَأَنْتَ عَلَیْنا بِهِ شَهیدٌ». مَعاشِرَالنّاسِ، ماتَقُولونَ؟ فَإِنَّ الله یَعْلَمُ كُلَّ صَوْتٍ وَ خافِیَةَ كُلِّ نَفْسٍ، (فَمَنِ اهْتَدی فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها)، وَمَنْ بایَعَ فَإِنَّما یُبایِعُ الله، (یَدُالله فَوْقَ أَیْدیهِمْ). مَعاشِرَالنّاسِ، فَبایِعُوا الله وَ بایِعُونی وَبایِعُوا عَلِیّاً أَمیرَالْمُؤْمِنینَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ وَالْأَئِمَّةَ (مِنْهُمْ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ) كَلِمَةً باقِیَةً.
خداوند مكّاران را تباه می كند و به باوفایان مهر می ورزد. «هر كه پیمان شكند»جز این نیست كه به زیان خود گام برداشته، و هر كه بر عهدی كه با خدا بسته پابرجا ماند، به زودی خدا او را پاداش بزرگی خواهد داد.»هان مردمان! آن چه بر شما برگفتم بگویید و به علی با لقب امیرالمؤمنین سلام كنید و بگویید: «شنیدیم و فرمان می بریم پروردگارا، آمرزشت خواهیم و بازگشت به سوی تو است.» و نیز بگویید: «تمام سپاس و ستایش خدایی راست كه ما را به این راهنمایی فرمود وگرنه راه نمی یافتیم» - تا آخر آیه.هان مردمان! هر آینه برتری هی علی بن ابی طالب نزد خداوند عزّوجل - كه در قرآن نازل فرموده - بیش از آن است كه من یكباره برشمارم. پس هر كس از مقامات او خبر داد و آن ها را شناخت او را تصدیق و تأیید كنید.هان مردمان! آن كس كه از خدا و رسولش و علی و امامانی كه نام بردم پیروی كند، به رستگاری بزرگی دست یافته است. یُهْلِكُ الله مَنْ غَدَرَ وَ یَرْحَمُ مَنْ وَ فی، (وَ مَنْ نَكَثَ فَإِنَّما یَنْكُثُ عَلی نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ الله فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً). مَعاشِرَالنّاسِ، قُولُوا الَّذی قُلْتُ لَكُمْ وَسَلِّمُوا عَلی عَلی بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنینَ، وَقُولُوا: (سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَیْكَ الْمَصیرُ)، وَ قُولوا: (اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِی لَوْلا أَنْ هَدانَا الله) الآیة. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ فَضائِلَ عَلی بْنِ أَبی طالِبٍ عِنْدَالله عَزَّوَجَلَّ - وَ قَدْ أَنْزَلَهافِی الْقُرْآنِ - أَكْثَرُ مِنْ أَنْ أُحْصِیَها فی مَقامٍ واحِدٍ، فَمَنْ أَنْبَاَكُمْ بِها وَ عَرَفَها فَصَدِّقُوهُ. مَعاشِرَالنّاسِ، مَنْ یُطِعِ الله وَ رَسُولَهُ وَ عَلِیّاً وَ الْأَئِمَةَ الَّذینَ ذَكرْتُهُمْ فَقَدْ فازَفَوْزاً عَظیماً.
هان مردمان! سبقت جویان به بیعت و پیمان و سرپرستی او و سلام بر او با لقب امیرالمؤمنین، رستگارانند و در بهشت هی پربهره خواهند بود.هان مردمان! آن چه خدا را خشنود كند بگویید. پس اگر شما و تمامی زمینیان كفران ورزند، خدا را زیانی نخواهد رسانید.پروردگارا، آنان را كه به آن چه ادا كردم و فرمان دادم ایمان آوردند، بیامرز. و بر منكران كافر خشم گیر! و الحمدللّه ربّ العالمین. مَعاشِرَالنَّاسِ، السّابِقُونَ إِلی مُبایَعَتِهِ وَ مُوالاتِهِ وَ التَّسْلیمِ عَلَیْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنینَ أُولئكَ هُمُ الْفائزُونَ فی جَنّاتِ النَّعیمِ. مَعاشِرَالنّاسِ، قُولُوا ما یَرْضَی الله بِهِ عَنْكُمْ مِنَ الْقَوْلِ، فَإِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمیعاً فَلَنْ یَضُرَّالله شَیْئاً. اللهمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنینَ (بِما أَدَّیْتُ وَأَمَرْتُ) وَاغْضِبْ عَلَی (الْجاحِدینَ) الْكافِرینَ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ.
پنج شنبه 14/10/1391 - 17:28
ازدواج و همسرداری

1- شاد باشیم؛ شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.

2- صبور باشیم؛ اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

3- منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.

- منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.

4- کم توقع باشیم؛ از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد.

5- مثبت‌نگر باشیم؛ با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

6- خوش‌بین باشیم؛ داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود.

7- یک‌دل باشیم؛ درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی به وجود می‌آورد.

8- شنونده ی خوبی باشیم؛ هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند حتی‌الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم.

9- مشوق همسر خود باشیم؛ برای رفتارها و صحبت‌های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت‌های موفق گذشته ، او را تشویق کنیم تا آینده ی بهتری داشته باشد.

10- به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم؛ آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می‌برد ما هستیم.

11- خوش قول باشیم؛ برای حرف‌ها و قول‌های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسوول بدانیم خوش‌قولی نشانه ی احترام به خود و همسر است.

12- به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و ... حفظ کنیم.

13- ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم؛ سعی کنیم با همسر خود درباره ی مسائل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می‌باشد.

14- با یکدیگر مهربان باشیم؛ همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه ی گرم و صمیمی بر قرار کنیم.

15- محبت‌پذیر و قهر گریز باشیم؛ منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکاراست. تلاش کنیم که آیینه ی زندگیمان شفاف و بدون غبار کدروت باشد.

16- راستگو باشیم؛ صداقت و راستی از بهترین سرمایه‌های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه‌های زندگی را سست می‌کند.

17- محیط خانواده را با صفا کنیم؛ فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.

18- به ارزش‌های دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم؛ ارزش‌ها از ارکان و ستون‌های اصلی خانواده محسوب می‌شوند و مقید بودن به ارزش‌ها موجب دوام و استحکام خانواده می‌شود و اصالت آن را حفظ می‌کند.

19- به نیازهای همسر توجه کنیم؛ رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می‌شود خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند.

20- بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم؛ در سایه ی سلامت جسمی و روانی می‌توانیم به هدف‌های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودیش جلوگیری کنیم.

21- با یکدیگر مشورت کنیم؛ هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه تر می‌شود.

22- قدرشناس باشیم؛ از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسوولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم!

23- احساس مسوولیت داشته باشیم؛ هر یک از همسران باید خود را در مقابل کاری که برعهده گرفته‌اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند.

24- برنامه‌ریزی کنیم؛ در حقیقت برنامه‌ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می‌بخشد.

25- الگوی خوبی باشیم؛ طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.

26- خود را به جای همسرمان بگذاریم؛ دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : «اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟»

27- به خواسته‌ها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم؛ فراموش نکنیم که ازدواج پیمان همکاری و تشریک مساعی است.

28- میانه رو و متعادل باشیم؛ حضرت علی (ع) فرموده‌اند «خیرالامور اوسط‌ها»، پس اگر در تمام امور زندگی (خوردن، خوابیدن، مسافرت و حتی محبت کردن و...) اعتدال را رعایت کنیم کمتر دچار مشکل می‌شویم.

29- با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم؛ یک جمله ی شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم وغضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.

30- روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم؛ عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می‌شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می‌کند.

31- به همسر خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی‌های زندگی‌مان را می‌پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می‌شود.

32- همسر خود را راضی کنیم؛ باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچ وقت ما را ترک نمی‌کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی‌گذارد.

33- با متانت و صداقت قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته‌تر است.

34- برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.

35- سختی‌ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم؛ هم فکری بار مشکلات را سبک‌تر می‌نماید.

36- فرمان ندهیم؛ نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت.

37- تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم؛ افکار مزاحم مانند خوره، سلامت روانی انسان را از میان می‌برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پاگیر انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.

38- از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم؛ زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می‌شود.

39- روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛ هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه‌دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.

40- مقابله به مثل نکنیم؛ از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.

 

پنج شنبه 14/10/1391 - 17:3
دانستنی های علمی

خواص دارویی عسل

از گذشته تا کنون از عسل در درمان بسیاری از بیماری ها استفاده شده است. مهمترین خاصیت عسل ، ضد میکروب بودن آن است. در حالی که عسل یک ماده کاملاً خوراکی است و بایستی محیط خوبی برای پرورش میکروب ها باشد ، ولیکن میکروب ها در معرض عسل نابود شده و اجساد آنها نیز به مرور از بین می رود. زیرا عسل حاوی آنتی بیوتیک و آنزیم دیاستاز است . در گذشته از این خاصیت عسل برای از بین بردن پینه های دست و پا سود می جستند.
عسل حاوی آنتی اکسیدان است، از این رو مصرف آن برای سلامت قلب و عروق مفید است. عسل به سلامت پوست کمک می کند و ضد پیری است.
در قدیم هر دارویی را با عسل مخلوط می کردند، زیرا خاصیت بهبود بخشی داروها را چند برابر می کرده و امروزه هم از عسل در بسیاری از محصولات آرایشی و بهداشتی استفاده می کنند.
از عسل در فرآورده های ضد سرفه بطور مستقیم و غیرمستقیم استفاده می شود . مزه مزه و غرغره شربت عسل برای برطرف کردن زخم های دهان و ورم گلو بسیار سودمند است. عسل ضد آسم است.
عسل با اینکه بسیار شیرین است، برای دندان ها و لثه مضر نیست، بلکه لثه ها را سالم می سازد و دندان ها را سفید می کند.
دستگاه گوارش را پاک می سازد و ضد اسهال است. در تحقیقات ثابت شده اثر بسیار مفیدی برعفونت های معده با هلیکو باکتر پیلوری دارد. از این رو ضد زخم معده و دستگاه گوارش است.
عسل در درمان آب مروارید ( کاتاراکت ) مفید است.
عسل بادشکن است و برای معالجه قولنج روده تجویز می شود و در مسمومیت های غذایی، دستگاه گوارش را پاک می سازد.
دوست کبد و پادزهر است، پس در بیماری های کبدی مصرف آن مفید است .سکنجبینی که با عسل تهیه می شود، صفرابری اعلاست.
سنگ های کلیه و مثانه را از بین می برد. برای این منظور عسل را با کندر باید مصرف کرد.
عسل خواب آور است و به مبتلایان به بیماری کم خوابی توصیه می شود که قبل از خواب چند قاشق مرباخوری عسل میل کنند.
برای رفع کم اشتهایی مفید است و کلاً جریان خون را در بدن بهبود می بخشد. از این رو به رشد عضلات کمک می کند، پس برای بچه های کم اشتها و افراد ورزشکار بسیار مفید است.

عسل گرفتگی مویرگ ها را باز می کند و برای عروق بسیار مفید است. پس سالمندان اگر هر روز شربت عسل و لیموی تازه بنوشند، عمر طولانی تری خواهند داشت.
حتی موم عسل نیز خواص زیادی دارد و ماسک آن برای صورت، چین و چروک و فرورفتگی های پوست را می پوشاند و پوست را لطیف می کند.
بررسی مقالات سال های 1984 تا 2001 نشان می دهد حداقل 25 تحقیق راجع به اثرات ضد زخم عسل انجام شده که نتایج آنها مثبت بوده است. عسل به عنوان التیام دهنده زخم و نگهدارنده پوست مورد تأیید قرار گرفته است. همچنین 40 مورد دیگر نشان داده ، عسل دارای اثرات ضد خونریزی با موفقیت 88 درصد بوده که این عمل به همراه اثرات ضد میکروب نیز بوده است.


خاصیت ضد میکروبی در عسل با PH حدود 2/3 تا 5 به هیدروژن پراکسید(H2O2) مرتبط بوده که از تغییرات آنزیمی گلوکز به گلوکونیک اسید حاصل می شود. به هرحال اثرضد میکروبی عسل پس از گرم شدن یا در معرض آفتاب قرار گرفتن کاهش می یابد.


عسل های تولیدشده از جنگل و کوه های اروپایی مرکزی بیشتر از درختان کاج(PINUSSPP) و عسل های حاصل از MANUKA در نیوزلند از گیاه LEPTESPERMUM SCOPARIUM دارای خاصیت بسیار قوی ضد میکروبی است و بروی برخی میکروب ها از جمله استافیوکوک اورئوس و اپیدرمیس و استرپتوکوکوس پیوژنز و آنتروباکتریاسه اثرات خوبی دارد. عسلی که در نیوزیلند و استرالیا از گیاه مذکور حاصل می شود در جهان منحصر به فرد بوده و به آن عسل UNIQUE MANUKA FACTOR)) می گویند.


سم شناسی : عسل ماده ای کاملاً خوراکی است ، ولی در موارد استثنایی ممکن است به اسپورعامل بوتولیسم آلوده باشد که ایجاد سم کرده و مسمومیت زاست ، به همین دلیل مصرف آن برای کودکان زیر یک سال ممنوع است. همچنین بعضی افرد ممکن است نسبت به دانه های گرده موجود درعسل حساسیت داشته باشند.

ممکن است بعضی از زنبورها به گل خرزهره و چند گل سمی دیگر عادت کنند و محصول سمی تهیه نمایند که البته این کار به ندرت اتفاق می افتد.
به هر حال از مصرف این ماده بسیار مفید غافل نشوید و از فواید زیاد آن سود بجویید.
منابع :
-
زبان خوراکی ها 
-
ماهنامه دنیای تغذیه 

پنج شنبه 14/10/1391 - 16:56
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته