• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 3912روز قبل
عقاید و احکام

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند بخشنده مهربان

والعصر

قسم به عصر

ان انسان لفی خسر

که همه انسان ها در ضرر و زیان اند

الا الذین آمنو و عملوا الصالحات و تواصعوا بالحق و تواصعوا بالصبر

مگر کسانی که ایمان آورده، و اعمال صالح انجام داده‏اند و یکدیگر را به حق سفارش کرده، و یکدیگر را به شکیبائی و استقامت توصیه نمود

 

امشب شب شام غریبان است امشب کاروان بازمانده از ذوب در عشق  با اندوه بسیار فراوان در غل و زنجیر به طرف شام حرکت می کنند امشب کودکان بی بابا شدند زنها بی شوهر شدند خواهرها بی برادر شدند بی آبی و خستگی امان ها بریده اما راه همچنان ادامه دارد

مسیر به سمت یزید است اسیران خوارج را پیش یزید خلیفه بر حق مسلمانان می برند یزید منتظر خوارج است تا بگوید دیدید وقتی سرکشی کردید چطور خوار و خفیف شدید؟ چگونه عذاب دیدید ؟ چگونه درد و رنج کشیدید؟ اینها همه بخاطر سرکشی و عدم بیعت  با خلفیه بر حق مسلمین و مسلمات بود 

اما آن شیر خواهر آن دختر شیر خدا عشق را نشانشان می دهد

ما رایت الا جمیلا

چیزی جز زیبایی ندیدم

یعنی عشق با هر چه در راهش است زیباست

 

 

ای خدا یک دعایی دارم

عشق و مظهر عشق و زیبایی عشق را دیدم

کرمی فرما و ما را در مسیر عشق قرار بده تا ابد

شنبه 2/8/1394 - 22:39
عقاید و احکام

به نام عالم عالم

 

از آیت الله مجتهدی تهرانی  در کتاب آداب طلاب داستانی  نقل کرده اند که با خلاصه گویی از این قرار است:

پرنده آبزی ای می گوید مرا بنگرید که توانایی شنا در آّب و پرواز در آسمان را دارم
اما این عالم میفرماید که این خوب نیست زیرا این پرنده با اینکه دو کار می کند ولی در هیچ کدام حرفه ای یا به عبارت دیگر زبانزد نیست مثل عقاب که به سلطان آسمان  و شیر که به سلطان جنگل بودن معروف است
مفهوم این داستان برای محصلین عزیز یعنی:
یک دکترا از یک رشته بهتر از دو لیسانس از دو رشته

و اما نظر و خاظره من:

من در راهنمایی و درس زبان انگلیسی  معلمی داشتم که دو عدد مدرک فوق لیسانس ادبیات فارسی و انگلیسی داشت
خوب همانطور میدانید هر کسی به این موففقیت نمی رسد و آن کس باید ویژگی هایی داشته باشد که من چندین ویژگی های معلم خودم را می گویم

ایشان چهره ای خندان و شاد داشتند که همیشه برای ما قصه ، لطیفه و ... در زمان اوقات فراغت تعریف میکردند و فقط در دو مورد از ایشان ناراحتی دیدم که یکیش بخاطر فشار روحی و تنگی زمان و یکی دیگر بخاطر لجاجت و سرکشی یکی از شاگردان که با بیرون رفتن خود نه دانش آموز خشم خود را ابراز داشتند

دارای سنی حدود سی و اندی  سال که فکر کنم از اول 7 سالگی تا ان وقت همیشه مطالعه کرده اند
دارای نظم همیشگی در کلاس
نماز اول وقت به گفته خود 
پشتکار قوی در کارها
تواضع
خلاقیت
و ده ها صفت خوب دیگر

ایشان یکبار و آن هم در سال سوم به ما گفتند یک نصیحتی به شما می کنم که می دانم انجام نمی دهید، اگر خداوند در وجود شما به طور مثال تا اندازه لیسانس برق الکرونیک استعداد قرار داده است شما با نماز اول وقت می توانید آن را به فوق لیسانس برسانید

و ایشان در کنکور رتبه  54 یا 56 یا 58 بدست آورده اند ودر پاسخ سئوالی در مورد انتخاب رشته انگلیسی و انتخاب نکردن رشته پر درآمد حقوق گفتند علاقه ای نداشتم

و نکته ی آخر ما بعد از 1.5 سال فهمیدیم که یکی از شاگردان خواهر زاده اش است که این بیانگر عدم پارتی بازی در نحوه صدا زدن و برخورد ایشان با خویشاوندان و عدالت ایشان در کلاس است

و نظرم

به نظرم انسان بایدعلم را اینگونه  یاد بگیرد

1-رشته ای که علاقه دارد به صورت تخصصی و تا جایی می تواند و میخواهد و نیاز است
2-دانستن علوم عمومی از تمامی رشته ها تا جایی که نیاز دارد و خواهد داشت



اما چون دنیا دیار آزمایش و خطا نیست
و به دلایلی چون ضیق وقت و  برنگشتن به عقب و غیره
دوست دارم عقیده خودم را عملیاتی کنم ولی به تجربه آیت الله مجتهدی کمی گوش می کنم و اول گزینه1 و بعد به صورت پاره وقت و کاملا محسوس  به گزینه 2 می پردازم

 

موفق و موید باشید

یک ستاره تاریک وتنها

دوشنبه 3/6/1393 - 18:34
عقاید و احکام
قال على (علیه السلام):
«ما اَخَذَ اللهُ عَلى اَهْلِ الْجَهْلِ اَنْ یَتَعَلَّمُوا، حَتّى اَخَذَ عَلى اَهْلِ الْعِلْمِ اَنْ یُعَلِّمُوا»;
«خداوند از جاهلان و افراد نادان پیمان یادگیرى نگرفت، مگر آن دم که از دانایان و دانشمندان پیمان گرفت که آن ها را تعلیم دهند»(1).

 

شرح و تفسیر

دو برنامه مهمّ و مسلّم در اسلام وجود دارد که اجراى آن ضامن سلامت جامعه و سعادت مردم در دنیا و آخرت در تمام جهات زندگى است. آن دو عبارتند از: 1ـ ارشاد ناآگاهان 2ـ امر به معروف و نهى از منکر.
تفاوت این دو در این است که در اوّلى شخصى که مرتکب خلاف مى شود نمى داند و تخلّف مى کند، بر اثر جهل و ناآگاهى دست به کار خلاف مى زند; ولى در دومى دانسته مرتکب خلاف و منکر مى شود و یا از انجام معروف دست مى کشد.
بدون شک پیاده کردن این دو برنامه اساسى و مهمّ، که از وظایف انبیا و اولیا بلکه به اعتبارى از وظایف خداوند است، ثمرات و آثار بزرگى به دنبال خواهد داشت و جامعه را احیاء و زنده مى کند. مبلّغان دینى و کسانى که عهده دار هدایت مردم هستند نباید از هیچ یک از این دو برنامه غافل شوند و هر کدام را با شرایط و ویژگى هاى خاصّ خود انجام دهند.
نکته جالبى که از حدیث فوق استفاده مى شود این که به همان نسبت که نادانان و ناآگاهان در برابر اعمال خویش مسؤولند و باید به دنبال فراگیرى علم بروند، دانشمندان و دانایان نیز در برابر اعمال آن ها مسؤولند، بلکه شاید مسؤولیّت آن ها بیش تر باشد! بدین جهت خداوند از نادانان پیمان تعلیم گرفتن و از دانایان پیمان تعلیم دادن گرفته است


1. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 478.

منبع:110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع)

دوشنبه 3/6/1393 - 18:34
فلسفه و عرفان

به نام عشق
 

عشق واژه ای است که تعریف آنچنانی ندارد معنی این حرف این است که برای مثال وقتی می گوییم کیف!، در ذهن مخاطب کیف های متعددی تداعی میشود ، مثل کیف مدرسه یا کیف پول یا ...

یا همان کیف مدرسه انواع و اقسامی دارد مردانه یا زنانه ،دبستانی یا دبیرستانی ، کوله یا دستی ،چرمی یا کتان و.... اما همین واژه کیف که اسمی عام محسوب میشود در هنگام استعمال آن در جمله با قرینه های آن و مکان و زمان خاص و شناخت گوینده و... کلیتی از آن مفهوم تبیین میشود

حال به سراغ واژه آشنای غریب ، یعنی عشق برویم

عشق را با بعضی از جمله های فلانی به خدا عشق دارد فلانی به دختر همسایه عشق دارد فلانی به فلان علم یا کار عشق دارد و ... آشنا هستیم اما تفاوت اصلی در کلمه ی عام عشق و کیف درآن است که باید کیف را ببینیم تا بشناسیم اما عشق را باید درک کنیم. آری شاید با دیدن فاعلان و مفعولان به یک سری اطلاعات برسیم و بتوانیم از نگاه سوم شخص به آن بپردازیم که این نگاه بسیار ارزنده است در این نوشتار قصد آن دارم تا کمی در مورد خود عشق بگویم و بگویم که چرا شخصی عاشق میشود و ماهیت عشق را بشکافم همانظور که اتم را در کتاب شیمی می شکافند

میدانید که برای شارش بار الکتریکی در مدار به اختلاف پتانسیل بین دو نقطه نیاز است

میدانید که  برای شارش آب در رود به اختلاف پتانسیل گرانشی بین دو نقطه نیاز است

همانظور که در تعریف مبتدیانه ی فیزیک در مورد وقایای فیزیکی بحث شد به کلمه ی آشنای اختلاف می رسیم .

 

آری عشق از اختلاف پدید می آید . سرچشمه ی عشق اختلاف است

ما عاشق کسانی میشویم که در اختلاف ما و آنها در  هدف مشترک زیاد باشد آری این همان عشق است البته به دلیل بعضی از موارد مانند کبر ، غرور و عجب و حیا و ترس و لرز و... از آن واهمه یا فراری هسیتم

اما اگر هدف روشن باشد و معشوق در مسیر هدف و نزدیکی با آن باشد چه بسا مواری که بیان گردید از روح و روان زایل شود

ما نباید معشوق را هدف تلقی کنیم بلکه او جزئی از هدف است آنکه گویند هدف من معشوق است و بس ونخواهیم جز او و آن چیز و کس این است همان هوی و هوس

هوی و هوس دو کلمه آشنا هستند که به قرین هم به کار میروند برای خیلی ها قابل درک است یعنی لحظه ای بود و بودیم لحظه ای دگر اگر باشد هوی را به معنی آرزو و امل معنی میکنیم

 

ادامه دارد....

موفق و موید باشید

در پناه حق

دوشنبه 3/6/1393 - 18:32
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته