• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 22
تعداد نظرات : 14
زمان آخرین مطلب : 5537روز قبل
شعر و قطعات ادبی

زهرای من ، زهرای من

با فاطمه من عاشقم ، زهرای من ، زهرای من

یادش همی در خاطرم ، بانوی من ، زهرای من

جانم به نامش بسته شد ، بانوی من فاطمه شد

زین آئینه دل شسته شد ، چون سرورم فاطمه شد

چون دخت احمد یاورم، در دل همی جان پرورم

زهرا شود چون باورم ، از عالمی من سَر ترم

الگوی زن اندر جهان ، یا فاطمه جاری زبان

او سروری بر مادران ، با مرضیه جان در اَمان

معصوم سوم باشد او ، نامی چو كوثر دارد او

راهی زحق چون خواهد او، عاشق شدم با یاد او

در عالمی اندر زمان، در این جهان یا آن جهان

معصومه ای چون فاطمه ، هرگز ندیده عاشقان

چون روح پاكی در تنش، مولا علی شد همسرش

رنجی همی در خاطرش ، زینب بسوزد در غمش

اندر شبی ، با غربتی ، مولا علی راهی شود

طفلان او خونین جگر ، وز سینه چون آهی شود

با راز دل مهمان شوم ، زین عاشقی پیمان شوم
سوزی نهم،گریان شوم، چون رهروی جانان شوم

شعر : فرزانه حبوطی - تهران

یا فاطمه زهرا -س-

 

 

چهارشنبه 14/2/1390 - 14:7
شعر و قطعات ادبی

بانوی دو عالم

تنها زنی اندر جهان ، كز نام او جانم اَمان

باشد به دنیا مادری ، در راه او باشم روان

دلدادة نامش منم ، زهرای اَطهر مادرم

محبوبة راز دلم ، بانوی عالم طاهرم

معصومة زهرا توئی ، بانوی هر عالم توئی

منصورة احمد توئی ، داروی هر دردم توئی

راه دلم در كوی تو ، عاشق شده بر سوی تو

والاترین نور جهان ، عاشقدلم فدای تو

دل یاورم زهرا شود ، گر من زِ دل غافل شوم

هر حاجتم نائل شود ، گر من زِ وی طالب شوم

با عاشقان سوئی دوان ، یا فاطمه گویان شوم

تا پای جان عشقی روان ، با طاهره پیمان شوم

سوزی به دل، اشكی زغم، وز آه توخون جگرم

شوری به دل، عشقی به سر، در راه تو چون نگرم

از نور خود جانم بده ، اُم الحسن شورم بده

ای پاكی هر دو جهان ، یا مرضیه نورم بده

من از اَزل تا وصل خود، دلدادة روی تواَم

ای جان من، جانان من، من عاشق كوی تواَم

شعر : فرزانه حبوطی - تهران

یا زهرا-س-

 

 

چهارشنبه 14/2/1390 - 14:2
مهدویت

خدایا!
تشنگان جمال خودت را، به جرعه ای از جمال مهدی(عج) مهمان کن.

خدایا!
من از آن زمان که شنیده ام «محبوبمان ناشناس در میان ما می گردد و در همین فضا تنفس می کند و وقتی ظهور کند همگان می گویند که ما پیش از این او را دیده ایم» به همه سلام می کنم.
شاید که لااقل پاسخی هر چند به ناشناس از او بشنوم.
ای خدا تا کی ما ناشناس بمانیم و او ناشناخته بماند.

«عَجِّل لِوَلیّکَ الفَرَج». گریه

ای خدای مهدی!
در جهان کیست که ریزه خوار سفره ی امام نیست.
چشمی عنایت کن که ولی نعمت خویش را باز شناسیم.

ای خداوند فرج و شدت!
کاسه ی صبر و انتظار، لبریز شده است. به دست موعودت، عالم و آدم را از این فتنه های آخرالزمان برهان!...

ای خدای محمد!
تنها چاره ی جاهلیت آخرالزمان، ظهور حجت خاتم است.
در فرجش تعجیل بفرما.

ای خدای مدینه!
احساس غربت و مظلومیت شیعه را در مدینه ای که وطن تشیع است به ظهور فرزند مدینه التیام ببخش...

ای خدای حضرت منتقم!
از کربلا همچنان خون تازه می جهد و این زخم کهنه جز به دست قدسی مهدی(عج) مرهم نمی پذیرد.

«عجل علی ظهوره» گریه

ای خدا!
چنان زمینگیر دنیامان مکن که وقت ظهور، توان برخاستن نداشته باشیم.

خدایا!
برای دل سپردن، از آن محبوب پنهانی و معشوق آسمانی شایسته تر کیست؟ دل های سرگشته را به ظهورش پیوند بزن.

خدایا!
دل را به ظهور عشق چراغان کن، و جان را به حضور محبوب، نور باران...

خداوندا!
ما مدعیان دروغین انتظاریم. حرف از چشم انتظاری محبوب می زنیم اما به اندازه ی ساده ترین دوستانمان هم گوش به زنگ آمدنش نیستیم. الفبای انتظار را به ما بیاموز و لذت انتظار را به ما بچشان.

گزیده ای از مناجاتهای سید مهدی شجاعی
منبع:نشریه قدر ،شماره 21

سه شنبه 20/7/1389 - 16:47
مهدویت

بدون تردید دعا کردن براى حضرت صاحب الزمان، علیه السلام، نصرت و یارى اوست، چون یکى از انواع نصرت یارى کردن به زبان است، و دعا براى آن حضرت یکى از اقسام یارى کردن به زبان است قرآن مجید مى فرماید:
و اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها او ردوها (1)
و هرگاه محبت و ستایش شدید به بهتر یا نظیر آن جواب دهید.
در تفسیر على ابراهیم قمى ذیل آیه شریفه مى گوید: سلام و کارهاى نیک دیگر. (2)
پر واضح است که دعا از بهترین انواع نیکى است، پس اگر مؤمن براى مولاى خود خالصانه دعا کند مولایش نیز براى او دعا مى کند و دعاى آن بزرگوار کلید همه خیرات و برکات و فلاح و رستگاریست. شاهد و مؤید این مدعا روایت ذیل است.
جمعى از اهالى اصفهان از جمله ابوالعباس احمد بن النصر و ابو جعفر محمد بن علویه نقل کردند که: شخصى به نام عبدالرحمن در اصفهان ساکن بود که شیعه بود. از او پرسیدند: چرا به امامت حضرت امام على النقى، علیه السلام، معتقد شدى؟ گفت: چیزى دیدم که سبب اعتقاد محکم من شد.
من مردى فقیر بودم و زبان و جرات داشتم، در یکى از سالها اهل اصفهان مرا از شهر بیرون کردند. من با جمعى دیگر براى شکایت به دربار متوکل رفتیم، در حالى که در دربار بودیم دستور از او صادر شد، که على بن محمد بن الرضا، علیه السلام، را حاضر کنند. به یکى از حاضران گفتم: این مرد کیست که دستور احضارش داده شده؟ گفت: او مردى علویست که رافضیان معتقد به امامتش هستند. سپس گفت: چنین مى دانم، که متوکل او را براى کشتن حاضر مى کند و گفتم: از اینجا نمى روم تا این مرد را ببینم چگونه شخصى است.
گوید: پس آن مرد سوار بر اسب آمد و مردم از سمت راست و چپ راه، در صف ایستاده به او نگاه مى کردند هنگامى که او را دیدم محبتش در دلم جا گرفت. شروع کردم در دل براى او دعا کردن که خداوند شر متوکل را از او دفع نماید، او در بین مردم پیش مى آمد و به کاکل اسبش نگاه مى کرد نه به چپ نظر مى کرد و نه به راست. من در دل دعایم را تکرار مى کردم. هنگامى که به کنارم رسید صورتش را به سویم گردانید. سپس فرمود: خداوند دعایت را مستجاب کند و عمرت را طولانى نماید و مال و فرزندت را زیاد سازد. از هیبت و عظمت او به خود لرزیدم و درمیان رفقایم رفتم و پرسیدند چه شد؟ گفتم، خیر است و به هیچ کس نگفتم. پس از این ماجرا به اصفهان برگشتم، خداوند به برکت دعاى او راههایى از مال دنیا به من گشود به طورى که امروز من تنها هزار هزار درهم ثروت در خانه ام دارم غیر از اموالى که خارج از خانه دارم. و صاحب ده فرزند شدم و هفتاد و چند سال از عمرم مى گذرد، من به امامت آن بزرگوار قائلم که آنچه در دلم بود دانست وخداوند دعایش را درباره ام مستجاب کرد.(3)
اى دوستان امام زمان علیه السلام، خوب در این روایت بنگرید که چگونه یک انسانى که اهل ایمان نبود به خاطر یک دعا براى حضرت هادى، علیه السلام، و دعاى آن امام همام در حقش صاحب ثروت و عزت و ایمان و تقوى گردید. اگر ما که از شیعیان و دوستان حضرت صاحب الزمان، علیه السلام، هستیم براى آن بزرگوار دعا کنیم و متقابلا حضرت ما را دعا بفرمایند چه برکات عجیبى در زندگى ما پیدا خواهد شد.
مرحوم آیة الله موسوى اصفهانى در کتاب مکیال المکارم، مطلبى را به این شرح نقل مى کند: یکى از برادران صالحم برایم نقل کرد که آن حضرت را در عالم رؤیا مشاهده کرده و آن بزرگوار به او فرموده اند: «من براى هر مؤمنى که پس از ذکر مصائب سیدالشهدا در مجالس عزادارى دعا مى کند، دعا مى کنم ». (4)

تا کى به اشک و آه تمنا کنم ترا
جانا بیا دمى که تماشا کنم ترا
امید دل به راه وصالت نشسته ام
تا یک نظر به آن قد رعنا کنم ترا
وقت سحر امید اجابت رود که من
با سوز دل دعا به سحرها کنم ترا
گفتم چه چاره آتش سوزان عشق را
گفتا به آب دیده تسلى کنم ترا
اى مشعر و منا ز صفاى تو با صفا
من از صفا و مروه تمنا کنم ترا
از درد هجر تو دل مجروح ناله کرد
گفتم به وصل یار مداوا کنم ترا
اى غایب از نظر به خدا، من هم از خدا
چون هاشمى همیشه تقاضا کنم ترا


یا بن الحسن (عج) کجایی ؟ گریه


راستى چه شیرین است زندگى در زیر سایه اش و در زمان حضورش. در خاتمه این بحث دست به دعا برمى داریم و مى گوییم: پروردگارا! لباس فرج را بر اندام زیباى دلربایش بپوشان و دل نازنینش را با بشارت ظهورش مسرور فرما، و توفیق دیدار جمال ملکوتیش را با عافیت نصیب گردان بمنک و کرمک یا ارحم الراحمین
در بهترین و عالیترین حالات براى فرج مهر بیکران دعا کنیم!

"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن
صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ
فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ
وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً
حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا" گریه


پی نوشت :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. سوره نساء (4)، آیه 8
2. القمى، على بن ابراهیم، تفسیرالقمى ، ج1، ص 145.
3. الراوندى، سعید بن هبة الله، الخرائج و الخرائج، باب حادى عشر در معجزات حضرت هادى.
4. موسوى اصفهانى، مکیال المکارم، ج1، ص 386.

منبع: www.mehrebikaran.com

سه شنبه 20/7/1389 - 16:46
مهدویت

شیعه و سنی ازپیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل کرده اند که : مَن ماتَ وَ لَم یَعرف اِمام زَمانِهِ ماتَ میتَهً جاهِلیه
«آنکه بمیرد و حال آنکه امام زمان خویش را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است.» 1
یعنی هیچ بهره ای از اسلام نبرده و کافر از دنیا رفته است. از آنجا که این سخن در مواقع و موارد مختلف بیان شده و توسط افراد مختلف نفل شده است، الفاظ گوناگونی از این حدیث شریف و مهم، اما با همان مضمون و معنایی که ذکر کردیم نقل شده است.


مولا یابن الحسن (عج) لیاقت شناخت تون رو به من حقیر هم عطا فرما گریه



سُلَیم بن قیس، یکی از یاران فرزانه حضرت علی علیه السلام نقل می کند که: به امیرالمؤمنین علی علیه السلام عرض کردم کمترین چیزی که به آن آدمی گمراه می شود، چیست؟
آن حضرت فرمودند:
«اینکه آدمی کسی را که خدا دستور داده است تا از او اطاعت کند نشناسد و نداند که چه کسی را خداوند واجب فرموده تا ولایت و سرپرستی او را بپذیرد و نداند که حجت او در زمین کیست و شاهد و گواه خداوند بر مردم چه کسی می باشد. اگر کسی اینها را نداند و نشناسد براستی که گمراه و سر گشته در دین است.»
سلیم می گوید: از حضرت علی علیه السلام پرسیدم: کسانی که این ویژگیها را دارند کیانند؟
و آن حضرت فرمودند: «همان کسانی که خداوند از ایشان همراه خود و پیامبرش نام برده و فرموده است:
ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا و رسول و صاحبان امر اطاعت کنید.» 2
اینک به نقل چند سخن گرانقدر می پردازیم که در آنها به بیان اهمیت مسأله پایداری در « امر ولایت » در دوران غیبت و نهان زیستی مهر بیکران، امام زمان(عج)، پرداخته است:
ابو بصیر، از یاران پاکباخته حضرت صادق آل محمد علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمودند:
« طوبی از آن کسی که در زمان غیبت قائم ما به امر – ولایت و امامت – ما تمسّک جسته باشد. آن کسی که پس از هدایت الهی دلش دیگر به کژی نگراید. »
ابو بصیر می گوید: من از امام صادق علیه السلام پرسیدم: فدایت شوم طوبی چیست که پاداش چنین کس ارجمندی است؟
و آن حضرت پاسخ دادند:« طوبی درختی است در بهشت که ریشه در خانه علی بن ابی طالب علیه السلام دارد و هیچ مؤمنی نیست که شاخه ای از آن درخت بهشتی در خانه اش نباشد. چنانچه خداوند در وصف اهل بهشت می فرماید: طوبی از آن ایشان است و جایگاه و سرانجامی نیکو خواهند داشت. » 3
البته در زبان عربی طوبی معمولاً به « خوش بحال » ، « خوشا بر احوال » ترجمه می شود. آنچه امام صادق علیه السلام فرموده است جلوه الهی و آخرت این کلمه می باشد.
روایت دیگر از امام سید الساجدین حضرت زین العابدین علیه السلام است که فرمودند:
« کسی که در روزگار غیبت قائم ما، در امر ولایت ما ثابت قدم و استوار باقی بماند و نلغزد، چنان است که خداوند پاداش هزار شهید، مانند شهدای جنگهای بدر و اُحد به آنها عطا می فرماید. »
یاد آوری می کنیم که اینها، پاداش کسانی است که به اصل مسأله مهم ولایت و امامت در دوران غیبت و پنهانی حجت خدا، معتقد هستند.
به روایت بعدی، در همین باره توجه کنید:
حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:
« روزگاری بر مردم خواهد آمد که امام و پیشوای ایشان، از چشم آنها غایب و پنهان می گردد. »
سپس حضرت افزودند:
«پس خوشا به احوال کسانی که در زمان - غیبت - در امر - ولایت - ما ثابت قدم و استوار می مانند.»
و آنگاه امام علیه السلام پاداش عظیمی را که خداوند برای این گروه از مؤمنان پایدار، مهیّا فرموده است، بیان می کنند: « کمترین پاداش و ثوابی که برای آنان خواهد بود آن است که خداوند عزوجل ایشان را مورد خطاب مهر آمیز خویش قرار می دهد و می فرماید:
بندگان من! شما به سرّ و پنهان من ایمان آوردید و غیبت و نهان مرا تصدیق کردید و آنرا درست دانستید. پس بشارت باد بر شما بخاطر پاداش نیکویی که از جانب من نصیبتان خواهد شد. »
و آنگاه امام علیه السلام منزلت والای آن مؤمنان آخرالزمان را به بیان خداوند، چنین ترسیم می فرماید:
« شما مردان و زنان مؤمن، براستی که بندگان من هستید. و من اعمال بندگانی چون شما را می پذیرم و از گناهان افرادی چون شما در می گذرم و شما را می آمرزم و بخاطر شما باران رحمت بر دیگر بندگان فرو می فرستم و بلا و مصیبت را زا آنان باز می دارم و اگر شما نباشید عذاب را بر مردم –گناهکار- فرود می آوردم. » 4
در آخرین روایت که نقل می کنیم با تأکیدی دوباره ارزش و اهمیّت « دینداری »، در دوران غیبت حضرت مهدی علیه السلام بیان شده است:
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند:
« برای صاحب این امر - حضرت مهدی علیه السلام – غیبتی خواهد بود. هر کس در روزگار غیبت او دین خود را حفظ کند مانند کسی است که تیغهای تیز گیاه قتاد را با دستش صاف و هموار سازد.
سپس حضرت با دست مبارک خویش اشاره فرمود که چگونه با دست، تیغهای قتاد را باید هموار ساخت. آنگاه افزود: کدامیک از شما تا به حال توانسته است خارهای خنجر گونه قتاد را بدست گیرد؟
سپس حضرت سر به زیر افکند و مدتی سکوت کرد و آنگاه افزودند:برای صاحب این امر غیبتی است که در روزگار دشوار غیبت، هر بنده خدایی باید تقوا پیشه کند و دینش را حفظ نماید. » 5
اجازه دهید یک بار دیگر فشرده ی روایاتی را که در این بخش آوردیم، ذکر کنیم:
1- هر کس امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.
2- کمترین درجه گمراهی، عدم شناخت امام زمان است.
3- امام یعنی کسی که خداوند اطاعت از او را در ردیف اطاعت از خود و پیامبرش قرار داده است.
4- کسانی که در دوران غیبت، در امر ولایت و امامت استوار می مانند، پاداشی عظیم نزد خداوند دارند.
5- پاداش ایشان بهره ای از درخت طوبی است که درختی بهشتی است که ریشه در خانه علی(ع) دارد.
6- پداش دیگر مؤمنان ثابت قدم در روزگار غیبت همانند پاداش هزار شهید، مثل شهدای بدر و احد است.
7- پایداران در امر ولایت، در دوران غیبت، مورد خطاب خاص حضرت حف واقع می شوند.
8- خداوند آن رادمردان مؤمن آخرالزمان را به پاداش ویژه بشارت می دهد.
9- آنان بندگان خدایند و اعمالشان مورد قبول خداوند است و گناهانشان مشمول آمرزش پروردگار.
10- خداوند بواسطه وجود آنان باران نازل می کند و بلا را برطرف می سازد و عذاب فرود نمی آورد.
11- استواری و پایداری در دین و ولایت امام زمان در دوران غیبت بسیار بسیار دشوار است.
12- مؤمنان حقیقی در روزگار غیبت امام زمان باید تقوا پیشه سازند و به دین خدا تمسّک جویند.

نویسنده:دکتر نادر فضلی

پی نوشت :
ــــــــــــــــــــــ
1. بحارالانوار ج 23 باب 3.
2. بحار الانوار ج 23 ص 82.
3. بحارالانوار ج 53 ص 123.
4. بحارالانوار ج 52 ص 135.
5. بحار الانوار ج 53 ص 135.

منبع:کتاب پاداش انتظار

سه شنبه 20/7/1389 - 16:45
مهدویت

یکی از مهمترین روزهای سال، روز نیمه ی شعبان است که هم مصادف با ولادت ذی جود و مسعود حضرت بقیة الله ارواحنافداه شده است و هم شب و روز نیمه ی شعبان از لیالی و ایام متبرّکند. شب نیمه ی شعبان، شب بسیار متبرّکی است. تالی تلوّ لیالی قدر و وقت توجّه و تذکّر و توسّل به ذیل عنایات باری تعالی و طلب و درخواست است.

زمینه سازی ظهور

چند خصوصیت در عقیده ی مهدویّت هست که این خصوصیات برای هر ملتی، به منزله ی خون در کالبد و در حکم روح در جسم است. یکی، امید است. گاهی اوقات دست های قلدر و قدرتمند، ملت های ضعیف را به جایی می رسانند که امیدشان را از دست می دهند. وقتی امید را از دست دادند، دیگر هیچ اقدام نمی کنند؛ می گویند چه فایده ای دارد؟ برای چه تلاش کنیم؟ ما که دیگر نمی توانیم!

امام زمان(عج) می آید انجام می دهد، یعنی چه؟ امروز تکلیف شما چیست؟ شما امروز باید چه بکنی؟ شما باید زمینه را آماده کنی، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه ی آماده، اقدام فرماید.

از صفر که نمی شود شروع کرد! جامعه ای می تواند پذیرای مهدی موعود ارواحنافداه باشد که در آن آمادگی و قابلیت باشد، والّا مثل انبیا و اولیای طول تاریخ می شود. چه علّتی داشت که بسیاری از انبیای بزرگ اولواالعزم آمدند و نتوانستند دنیا را از بدی ها پاک و پیراسته کنند؟ چرا؟ چون زمینه ها آماده نبود. چرا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) در زمان خودش؛ در همان مدّت کوتاه حکومت با آن قدرت الهی، با آن علم متّصل به معدن الهی، با آن نیروی اراده، با آن زیباییها و درخشندگیهایی که در شخصیت آن بزرگوار وجود داشت و با آن توصیه های پیامبراکرم(ص) درباره ی او- نتوانست ریشه ی بدی را بخشکاند؟

خودِ آن بزرگوار را از سر راه برداشتند! تاوان عدالت امیرالمؤمنین (ع)، جان امیرالمؤمنین(ع) بود که از دست رفت! چرا؟ چون زمینه، زمینه ی نامساعد بود. زمینه را نامساعد کرده بودند. زمینه را زمینه ی دنیاطلبی کرده بودند! آن کسانی که در اواخر یا اواسط حکومت علوی مقابل امیرالمؤمنین (ع) صف آرایی کردند کسانی بودند که زمینه های دینیشان زمینه های مستحکم و مادّه ی غلیظِ متناسبِ دینی نبود. عدم آمادگی، این طور فاجعه به بار می آورد!

آن وقت اگر امام زمان (عج) در یک دنیای بدون آمادگی تشریف بیاورند، همان خواهد شد! باید آمادگی باشد. این آمادگی چگونه است؟ این، همانی است که شما نمونه هایی از آن را در جامعه ی خودتان مشاهده می کنید. امروز در ایران اسلامی چیزهایی از درخشندگی های معنوی وجود دارد که در هیچ جای دنیا نیست.

بخشی از بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم
به مناسبت میلاد حضرت مهدی (عج) 1376/09/25


یابن الزهرا(س) بیا بیا بیا بیاگریه


معنای انتظار

امروز ما انتظار فرج داریم. یعنی منتظریم که دست قدرتمند عدالت گستری بیاید و این غلبه ی ظلم و جور را که همه ی بشریت را تقریباً مقهور خود کرده است، بشکند و این فضای ظلم و جور را دگرگون کند و نسیم عدل را بر زندگی انسان ها بوزاند، تا انسان ها احساس عدالت کنند این نیاز همیشگی یک انسان زنده و یک انسان آگاه است؛ انسانی که سر در پیله ی خود نکرده باشد، به زندگی خود دل خوش نکرده باشد.

انسانی که به زندگی عمومی بشر با نگاه کلان نگاه می کند، به طور طبیعی حالت انتظار دارد. این معنای انتظار است. انتظار یعنی قانع نشدن، قبول نکردن وضع موجود زندگی انسان و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب، که مسلم است این وضع مطلوب با دست قدرتمند ولی خدا، حضرت حجت بن الحسن، مهدی صاحب زمان(عج) تحقق پیدا خواهد کرد. باید خود را به عنوان یک سرباز، به عنوان انسانی که حاضر است برای آنچنان شرایطی مجاهدت کند، آماده کنیم.

بخشی از بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمه ی شعبان 1387/05/27
منبع:نشریه قدر ،شماره 21


مولا جان یعنی لیاقت دارم سرباز کوچکی برات باشم ؟ گریه

 

سه شنبه 20/7/1389 - 16:45
مهدویت
امان از هجر بی پایان مهدی
غروب جمعه و هجران مهدی
***
امان از آن زمانیکه بیفتد
به روی نامه ام چشمان مهدی
***
دلش میگیرد و با چشم گریان
بگوید این هم از یاران مهدی


الهی العفو ... الهی العفو ... الهی العفو گریه

یا مهدی (عج) 

سه شنبه 20/7/1389 - 16:44
مهدویت

دیدار با امام زمان (عج) ؛

هست ها و باید ها

حجت‌الاسلام و المسلمین حائری قزوینی: مسلماً‌ بنا بر روایاتی که در اختیار داریم و نیز آداب و دستوراتی که از شرع مقدس رسیده پاسخ این پرسش مثبت است و امکان تشرف وجود دارد. البته بسیاری از افرادی که حضرت را می‌بینند ایشان را نمی‌شناسند. سدیر صیرفی از امام صادق(ع) نقل می‌کند که فرمودند:

همانا در صاحب این امر شباهتی به یوسف وجود دارد.

سدیر می‌گوید، عرضه داشتم: گویا از زندگانی و غیبت آن حضرت یاد می‌کنید؟ حضرت فرمودند: و چه چیز را این افراد انکار می‌کنند. به درستی که برادران یوسف که از اسباط و پیامبرزادگان بودند, با یوسف تجارت کرده و از او [گندم] خریدند. با او سخن گفتند هر چند که با او برادر بودند و او هم برادر آن‌ها ولی تا وقتی یوسف خودش را معرفی نکرد و نگفت این [بنیامین] برادر من است او را نشناختند. در این امت هم خداوند عزوجل با حجت خود زمانی همان کاری را بکند که با یوسف کرد.

به درستی یوسف پادشاه مصر بود و تنها هجده روز راه با پدرش فاصله داشت. اگر می‌خواست می‌توانست به راحتی پدر خود را از این موضوع مطلع کند. یعقوب و فرزندانش وقتی مژدة [یافته شدن یوسف را] شنیدند نه روزه آن مسافت را طی کردند...
همان‌طورکه می‌بینید حضرت به طور ضمنی تأکید می‌کنند که ممکن است بسیاری امام زمان(ع) را ببینند ولی ایشان را نشناسند همان طور که دربارة یوسف و برادرانش اتفاق افتاد. وقتی آن‌ها که برادر یوسف بودند و حتی ضمن داد و ستد هم برادرانشان را نشناختند به طریق اولی بسیاری از افراد عادی که حضرت را می‌بینند ایشان را نخواهند شناخت. علاوه بر این، روایاتی را دربارة استحباب درخواست دیدار حضرت مهدی(ع)؛ داریم در کتاب شریف مکیال المکارم هشت وجه برای دیدار حضرت بیان شده و همچنین عده‌ای از علما, آداب و دستوراتی در کتاب‌های خودشان در این رابطه بیان کرده‌اند.

حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی‌پور: مسلماً‌ در دو دورة غیبت صغری و کبری دیدار حضرت بقیة‌الله(ع) میسر بوده و هست. در طول چهارده قرن گذشته تعداد زیادی از علما به این موضوع تصریح کرده‌اند.

نخستین کسی که به تفصیل در این رابطه سخن گفته‌, مرحوم سید مرتضی علم‌الهدی (م 436 ق) است. ایشان در کتاب‌های الشافی, تنزیه الانبیاء, المقنع فی الغیبة, و مسئله وجیزة فی الغیبة تصریح کرده‌اند که ما جایز می‌دانیم بسیاری از دوستان و قائلان به امامت آن حضرت در دوران غیبت به خدمت ایشان برسند و در عین حال دیدار خود را مخفی بدارند.

پس از او مرحوم شیخ طوسی (م 450 ق) در کتاب الغیبة می‌فرماید که به خدمت آن حضرت رسیدن میسّر است و ادامه می‌دهد که کسی که امام(ع) بر او ظاهر نمی‌شود حتماً قصور یا تقصیری از ناحیة خود او وجود داشته و به همین سبب نتوانسته خدمت آن حضرت شرف‌یاب شود.

مرحوم طبرسی نیز در کتاب ارزشمند إعلام الوری می‌نویسد که ما یقین نداریم کسی به خدمت آن حضرت مشرف نمی‌شود, و اصولاًُ راهی به تحصیل این یقین وجود ندارد, زیرا کسی که به خدمت ایشان شرف‌یاب می‌شود معمولاً آن‌را مکتوم می‌دارد و هر کسی از حال خودش با خبر است.

اساساً‌ امکان تشرف برای خواصّ شیعه وجود دارد. در روایت آمده است که:

طوبی لمن لقیه فی غیبته؛ خوشا به حال کسی که آن حضرت را در دوران غیبتش دیدار نماید.


یابن الحسن آقا ... خوشا به حال آنانکه لیاقت دیدارت را دارند گریه


از آن بالاتر را هم سید بن طاووس برای فرزندش سید محمد نقل کرده که فرد مؤمنی از خداوند می‌خواسته او را خدمت‌گزار حضرت بقیةالله ـ روحی‌له الفداء ـ قرار دهد و خداوند دعای او را مستجاب کرد. در پی آن حضرت برای او پیغام فرستادند که درخواست تو پذیرفته شد. با اندکی صبر به این سمت نائل خواهی شد.


یا مهدی (عج) ادرکنی مولا ادرکنی یا صاحب الزمان گریه


هر چند مسئله ملاقات با امام زمان(ع) حقیقت دارد ولی آن‌قدر لطیف است و نگهداری, مراقبت و مراعات می‌خواهد که اگر کسی در طول زندگی خود روی گزارش آن ملاقات مانور بدهد آثارش را از دست می‌دهد. علت آن هم این است که ملاقات با آن حضرت با دیگر ملاقات‌ها تفاوت دارد. در اثر دیدار با ایشان سرّی در وجود انسان احیا می‌شود که نباید خبر آن به نفوس نامحرمان منتقل شود والاّ اگر شخص در ایام حیاتش خلاف این قاعده عمل کرد آن سرّ لطمه می‌خورد و ثمرات و مزایایی را که به واسطة آن سر نصیبش شده یا کم می‌شود یا آن‌که آن‌را به کل از دست می‌دهد. به همین سبب هرگاه برای بزرگان دیداری رخ می‌داده سفارش می‌کرده‌اند که هرگز در ایام حیاتشان آن را برای دیگران نقل نکنند تا دچار عوارض ناشی از این نقل نشوند.

خلاصه این‌که تا وقتی این سرّ قابل انس, لذّت الفت و بهره‌وری است که مخفی باشد و اگر خبر آن منتشر شد دچار آفت می‌شود. چه برسد به آن که عده‌ای بخواهند مدعی شوند و با ذکر ادعای خود در مجالس و محافل از این ماجرا نان بخورند.


شاید این جمعه بیاید شاید ... پرده از چهره گشاید شاید ... گریه


حجت‌الاسلام و المسلمین حائری قزوینی: مسلماً این امر در اراده و اختیار شخصی نیست و هر چقدر هم که وی مشتاق دیدار باشد و حتی اعمالی را که در این رابطه نقل شده انجام بدهد باز هم چنین اختیاری به دست نمی‌آورد. (و برای نمونه می‌توانید به فصل پایانی نجم الثاقب مراجعه کنید) چه برسد به آن‌ها که به دروغ مدعی می‌شوند هر وقت اراده کنند به خدمت حضرت می‌رسند و چنین اجازه‌ای به آن‌ها داده شده که این مصداق همان چیزی است که در توقیع شریف تکذیب شده است.

در این رابطه باید ما حساب سه گروه را از آن‌ها که واقعاً تشرف داشته‌اند و خدمت حضرت شرف‌یاب شده‌اند جدا کنیم:‌ دستة اول عده‌ای شیاد هستند که به دروغ مدعی تشرف هستند. گروه دوم آن‌هایی هستند که خودشان ادعایی ندارند ولی مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند و دیگران بازار شایعه را دربارة ارتباط آن‌ها با امام زمان(ع) داغ می‌کنند که آثار کذب و دروغ در این نقل‌ها عیان است. دستة آخر هم افراد ساده‌ای هستند که به اشتباه و از سر وهم و خیال مدعی دیدارند, این‌ها گاه سید خوبی را دیده‌اند و حالی به آن‌ها دست داده و به این واسطه گمان کرده‌اند که حضرت را دیده‌اند یا حتی افراد خیراندیشی به آن‌ها عنایت کرده‌اند و آن‌ها خیال نموده‌اند که او حضرت بوده است.


پروردگار ا!  تو را به آبروی حضرت زهرا (س)
ما را ز شر شیطان محفوظ بدار گریه


در توقیع حضرت خطاب به شیخ مفید(ره) آمده:

اگر نبود آنچه از دوستان به ما می‌رسد (یعنی گناهان آن‌ها) که ما آن را از ایشان توقع نداریم یُمن دیدار ما از آنان به تأخیر نمی‌افتاد.

یعنی ممکن است زمان فرج کلی و ظهور نرسیده باشد ولی کسی که هر شب تا سحر، «یابن‌الحسن یابن الحسن» می‌گوید موفق شود و نیم رخی از آن حجت خدا را تماشا نماید.

 


«یابن‌الحسن یابن الحسن»گریه

 


راه دوم، حضور در اماکن خاص مثل حضور در عرفات در روز عرفه است. علی بن مهزیار بیست بار از اهواز به مکه مشرف شد و در نهایت هم به خدمت حضرت شرف‌یاب شد. چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله و جمکران بیتوته کردن نیز در این مسیر مؤثر است و می‌تواند انسان را پیش ببرد

 

یا سیدنا و مولانا گریه

 

 


و بالاخره توسل و تضرع باید کرد. چهل روز زیارت عاشورا ممکن است برای انسان چنان توفیقی را فراهم آورد.


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ. اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ گریه


از همة این‌ها مهم‌تر, احساس اضطرار است. اگر کسی احساس کند مشکلش را کسی جز آقا بقیةالله نمی‌تواند حل کند و با این احساس اضطرار و انقطاع کامل به در خانة ایشان برود احتمال به دست آوردن توفیق برای او بسیار زیاد است؛ حال چه مسلمان و شیعه باشد چه پیرو دیگر ادیان و مذاهب.


ای نگاهت دوای هر دردی ... آرزو میکنم که برگردی گریه


حجت‌الاسلام و المسلمین ناصری: مقدمات لازم برای پیدا کردن شرف دیدار دو دسته‌اند: قریب و بعید؛ اولین مطلبی که باید مدّ نظر داشته باشیم این است که میان امیرالمؤمنین(ع) و حضرت بقیةالله(ع) فرقی نیست. کسانی می‌توانستند از امیرالمؤمنین(ع) بهره ببرند، که اهل شده باشند والا پسر نوح که نااهل شده بود به سفینه راهش ندادند.
مسلماً کسانی که مسائل شرعی را مراعات نمی‌کنند از این سفینه بیرون هستند.

اول باید به انجام همة واجبات و ترک همة محرمات و دوری از لقمة ناپاک مقید شد و حتی‌الامکان مستحبات را انجام داد و نمازها را در اول وقت به جا آورد. بعد از این‌که به واسطة تقیّد به این امور شمعی برای محبت و تشرف به خدمت حضرت درون انسان روشن شد، باید هر لحظه شعلة آن‌را بیشتر و آن‌را بر افروخته‌تر کرد. بعضی از بزرگان توصیه می‌کردند که در فراق حضرت بسیار گریه کنید؛ چون گریه برای ایشان توفیق انسان را زیاد می‌کند. ارتباط با قرآن، هم برکات بسیاری دارد و هم موانع را به سرعت برطرف می‌کند و مایة نزدیکی بیشتر با حضرت می‌شود.


انا انزلنا فی لیله القدر گریه


گریة بر مصائب سید الشهداء(ع) انسان را طلایی و مستحق اتصال با مرکز و کانون نور می‌کند. گریه بر ایشان خیلی زود انسان را پاک کرده و بر نصیب فرد از شرف ملاقات می‌افزاید. به هر حال کسی که می‌خواهد به خدمت حضرت شرف‌یاب بشود باید با ایشان حال مشترکی هم داشته باشد. وقتی خود آن حضرت در زیارت ناحیة مقدسه خطاب به جدّ بزرگوارشان فرمودند:‌ «ای جدّ بزرگوارم,‌ هر صبح و شام برای شما می‌گریم»؛ چه خوب است منتظران ایشان هم هر صبح و شام توسلی به حضرت سیدالشهدا(ع) داشته باشند. خود این می‌تواند نقطة مشترکی باشد که فرد را به حضرت بقیةالله(ع) نزدیک کند و او را مورد توجه و نظر خاص ایشان قرار دهد. به علاوه که معمولاً ‌در چنین اوقاتی برای انسان حال دعا و توسل پیش می‌آید و اگر با آن چشم گریان بر مصائب امام حسین(ع) دستانش را به دعا و توسل بردارد و از خداوند دیدار با حضرت بقیة‌الله ـ ارواحنا فداه ـ را طلب کنند اورا بی‌نصیب نخواهند گذاشت.


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ گریه


آیت‌الله بهجت از استادشان مرحوم آیت‌الله قاضی نقل می‌کردند که گفته بود هر کس مدتی به نماز اول وقت ملتزم شود و نسبت به آن ثبات قدم داشت اگر دستش را به دعا بلند کرد و دعایش مستجاب نشد مرا نفرین کند. به عبارت دیگر ایشان به تبعیت از استادان معتقدند یکی از راه‌هایی که باعث می‌شود دعایمان مستجاب شده، توفیق تشرف به خدمت حضرت بقیةالله ـ ارواحنا فداء ـ را بیابیم همین تقیّد به نماز اول وقت است.


« أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ » گریه


منبع: www.313adine.com

 

سه شنبه 20/7/1389 - 16:43
مهدویت

انتظار و دعا

دعا کردن خواستنى ساده نیست، طلب نمودنى معمولى نیست، بلکه ایمان به خدا و قدرت مطلق اوست، باور داشت سبب سازى و سبب سوزى اوست، جهت بخشى به خواسته هاست، نوعى تطبیق دادن یا در خواست مطابقت بین مطلوبات مورد نیاز بشر، با اراده و مشیّت خداست.

و بدین سان در دعا براى فرج، تنها به الفاظى حاکى از نیاز به گشایش و جملاتى با مفهوم در خواستِ تعجیل ظهور، اکتفاء نمى شود، بلکه چنین دعایى با ایمان به خدا و اعتراف به توانایى هاى بى نهایت او و عشق به حاکمیت اراده او و جهت گیرى به سمت توحید و عدالت و حرکت در مسیر تحقق خواسته هاى الهى و کوشش در راه نزدیک ساختن ایده هاى خویش به نویدهاى دوران پس از ظهور همراه است.

چون چنین است، دعا براى فرج از مصادیق انتظار است. بلکه بالاتر از این، دعاکننده منتظِر از زمره خاصّان به شمار مى آید، چنانکه فرموده اند: «هرکس بر بلا شکیبا باشد و به وسیله دعا چشم انتظار فرج از سوى خدا باشد، از خاصّان محسوب مى شود.» [۱]

و چون چنین است، دعا براى فرج در کلام معصومین(علیهم السلام) ملازم و همراه با انتظار فرج ذکر مى شود، چنانکه راوى گوید: در نزد امام(علیه السلام)سخن از غیبت مهدى(علیه السلام) پیش آمد، پرسیدم: شیعیان شما در آن زمان چه کنند؟ فرمود: «علیکم بالدّعاء و انتظار الفرج.» «بر شما باد که دعا کنید و منتظر فرج باشید.» [۲]

نیز از این روست که حضرت مهدى (علیه السلام) در توقیع شریف خویش مردم را نه فقط به دعا کردن، بلکه به زیاد دعا نمودن براى تعجیل فرج، سفارش مى فرماید و همین دعا کردن را فرج و گشایش مسلمین مى شمارد: «اکثروا الدّعاء بتعجیل الفرج فانّ ذلک فَرجُکم.» [۳]

و بهمین خاطر است که امام رضا(علیه السلام) به دعا کردن براى حضرت صاحب الزّمان(علیه السلام) فرمان مى داد: «عن یونس بن عبدالرحمان: أن الرّضا (علیه السلام) کان یأمر بالدّعاء لصاحب الامر (علیه السلام) .» [۴]

پی نوشت ها :
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] ـ بحارالأنوار، ج ۶۲، ص ۶۹، روایت ۲۳ باب ۵۰.
[2] ـ مهج الدعوات، ص ۴۱۴ و بحار، ج ۹۲، ص ۳۳۶.
[۳] ـ کمال الدین، ج ۲، ص ۴۸۵.
[۴] ـ بحار، ج ۹۲، ص ۳۳۰.

منبع: www.sibtayn.com

 

سه شنبه 20/7/1389 - 16:42
مهدویت

وظایف "جوان منتظر"

بی‌شک جوانان از مهم‌ترین سرمایه‌های یک جامعه به شمار می‌آیند؛ چون فطرت و طبیعت پاک جوانان همواره با هیجان و پویایی همراه است.

پیشرفت و تعالی هر جامعه در گرو پیشرفت جوانان آن است. جوانان، بازوی قدرتمند دفاع و سازندگی در هر جامعه می‌باشند. در تمام جوامع بشری، جوانان، سمبل نشاط و بالندگی هستند و با تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه خود رابطه مستقیم دارند. از این رو، جوانان، پیوسته مورد عنایت ویژه فرستادگان الهی و مصلحان بوده‌اند.

با توجه به خصلت، مرام و شخصیت جوانان در عصر ظهور، اکثر یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از این گروه سنی هستند؛ چراکه دارای ویژگی‌هایی هم‌چون صفای باطن، زیباگرایی، شجاعت و شهامت، نوگرایی، وفاداری، آزادگی، فداکاری و... هستند که تمام این‌ها در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نمود می‌یابد.[۱]

حال باید دید جوانانی که عاشق حضرت هستند، در دوران غیبت چه باید بکنند؟
وظایف اصلی و مهم جوانان منتظر در چهار بخش، مورد بررسی قرار می‌گیرد:
۱. معرفت ۲. محبت ۳. اطاعت ۴. فعالیت.

۱. معرفت :

یکی از مسائل حیاتی و اساسی شناخت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفت است که مایه رشد و تعالی است:

گر معرفت دهندت بفروش کیمیا را
گر کیمیا دهندت، بی‌معرفت، گدایی

امام علی علیه السلام در فرمایشی به کمیل درباره اصل معرفت می‌فرماید: «ای کمیل! هیچ حرکت و فعالیتی نیست، مگر این که در آن نیازمند شناخت و آگاهی هستی[۲]
موضوع مهدویت هم نیازمند معرفت و شناخت است؛ لذا جوانان باید با امام زمان خود و مسائل پیرامون او به نحو احسن آشنا شوند. ابونصر( از خدمت‌گذاران امام حسن عسکری علیه السلام و از کسانی که پیش از غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به حضور آن حضرت، مشرف شده‌ است). در دیداری که با امام داشت، امام از او پرسید: «آیا مرا می‌شناسی؟» پاسخ داد: «آری؛ شما سرور من و فرزند سرور من هستید.» امام فرمود: «مقصد من، چنین شناختی نیست.» ابو نصر عرضه داشت: «مقصود شما چیست؟ خودتان بفرمایید.» امام فرمود: «من آخرین جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم و خداوند به برکت من، بلا را از خاندان و شیعیانم دور می‌کند[۳]

شناخت درست امام،همچنین طریق معرفت واقعی به خدا می‌باشد. امام صادق علیه السلام در این باره می‌فرماید: «... ما بر شما سه حق داریم: اینکه به فضل ما معرفت پیدا کنید، پیرو ما باشید و انتظار فرج را بکشید...»[۴]

بنابراین در دوران غیبت، شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، رمز حیات و هویت ماست. لازم است به امام خود معرفت داشته باشیم؛ چراکه اگر او را نشناسیم، گمراه خواهیم بود و زندگی جاهلی خواهیم داشت: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت می‌میرد[۵].» همچنین امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «خداوند از بندگان عملی را نمی‌پذیرد مگر به معرفت و شناخت ما[۶]

۲. محبت :

محبت تابع معرفت و شناخت است و هرچه شناخت بیشتر شود، محبت نیز بیشتر خواهد شد.

هرگز دل من، چون تو یار دگری نگزید
برخاست که بگزیند یار دگرم بودی

اگر انسان دارای همتی بلند باشد، دنبال محبوب حقیقی می‌رود. اگر عاشق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بشویم و او را دوست بداریم، رنگ محبوب به خود می‌گیریم و بوی او را با خود داریم؛ چراکه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آنقدر ما را دوست دارد که بلاها را از ما دفع می‌کند و در حق ما دعا می‌کند. چقدر خوب است این محبت، طرفینی باشد؛ یعنی ما عاشقان هم برای ظهور و سلامتی او دعا کنیم. این‌طور نباشد که فقط هنگام مشکل و گرفتاری به سراغ او برویم.

باید نوعی زندگی کنیم که دل آن حضرت، خوشنود شود؛ کسی که ادعای محبت و دوستی اولیای الهی را دارد باید عمل به خواسته آنها را سرلوحه اعمالش قرار دهد.

۳. اطاعت:

یکی از زیبایی‌ها و لذت‌های جوانی، گذراندن عمر در راه اطاعت الهی است که باعث توجه و عنایت ربوبی می‌شود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: «خداوند جوانی را دوست دارد که جوانی خود را در راه اطاعت خدا سپری کند»[۷].

باید دانست اطاعت از ولی خدا همانند اطاعت از پروردگار است و انسانی که ادعای دوستی با خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را دارد باید سعی در اطاعت داشته باشد.در زیارت جامعه کبیره آمده است«مَنْ أَطَاعَکُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّه؛هر کس شما را اطاعت کند ،خدا را اطاعت کرده است ».

«جابر بن عبدالله انصاری» می‌گوید: «امام باقر علیه السلام به من فرمود: «آیا کسی که ادعای تشیع می‌کند، همین که بگوید ما را دوست دارد، کافی است؟ سوگند به خدا، شیعیان ما نیستند، مگر آنان که از خدا تقوا می‌کنند و به امانتداری و زیادی در ذکر خدا و روزه و نماز و نیکی به والدین و... شناخته می‌شود».

بنابراین جوانِ منتظر باید ضمن اظهار علاقه‌مندی و محبت به خدا و اهل بیت علیهم السلام ایشان، مطیع فرمان نیز باشد. با این حال اگر مرتکب معصیت شد، آستان الهی درگاه نومیدی نیست؛ بلکه راه توبه و انابه باز است. همانگونه که خود امام زمان علیه السلام هم از خداوند متعال می‌خواهد که توفیق بازگشت و توبه را به جوانان ارزانی بدارد: «خدایا! به جوانان توفیق توبه و انابه عنایت فرما»[۸]

جوان که با ترک شهوات، راه اطاعت را در پیش می‌گیرد، پرواز ملکوتی را آغاز کرده و بسان ملائک می‌شود؛ همانگونه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «خداوند می‌فرماید: «ای جوانی که شهوت‌های مبتذل خود را ترک کرده‌ای! تو در نزد من همانند بعضی از فرشتگان هستی».[۹]

۴. فعالیت:

نقش اصلی جوانان این است که باید در عرصه مهدویت، فعال و پویا و به روز باشند؛ چرا که دشمنان مهدویت بسیار فعال هستند در این بین، توقع از جوانان ایران زمین بیشتر است؛ چرا که در طول تاریخ جایگاه ویژه‌ای داشته و در آینده هم دارند.

پیامبر درباره یاران ایرانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دست مبارک خود را به شانه سلمان فارسی; نهادند و فرمودند: «منظور از یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، هم‌وطنان این شخص است.» سپس فرمودند: «اگر دین به ستاره ثریا بسته باشد و در آسمان‌ها قرار گیرد، مردانی از فارس آن را در اختیار خواهند گرفت»[۱۰]

پس یاران و شیفتگان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران غیبت، باید بینش‌های خود را نسبت به خداوند، امام و جهان هستی بالا ببرند چون برنامه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، جهانی است، یاران آن حضرت نیز باید نگاه‌های وسیع و جهانی داشته باشند و استراتژی درستی را جهت زمینه‌سازی برای ظهور و انقلاب جهانی حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف طراحی کنند. از طرفی باید روحیه شجاعت، ایثار، بردباری، یکدلی و استواری را نیز در خود تقویت کند.

خداوند به همه ما توفیق کسب صفات و خصال یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را عنایت فرماید تا در مرحله اول یک مهدی‌باور و در مرحله بعد، یک مهدی‌یاور و در مرحله پایانی، یک مهدی‌زیست واقعی باشیم. ان شاءالله.

پی نوشت ها :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. ر.ک: قرآن، مهدی و جوانان، نگارنده.
[۲]. تحف‌العقول، ص ۱۷۱.
[۳]. «انا خاتم الاوصیاء و بی‌یدفع الله البلاء من اهل و شیعتی» کمال الدین، شیخ صدوق ج ۳، ص ۱۷۱.
[۴]. اصول کافی، کلینی، ج ۲، ص ۱۷۳.
[۵]. کمال الدین، ج ۲، ص ۴۰۹.
[۶]. اصول کافی، ج ۱، ص ۱۴۲، باب النوادر.
[۷].. میزان الحکمه، ری شهری، ج ۵، ص ۹.
[۸]. «تفضل ... علی الشباب بالانابه و التوبه» مصباح کفعمی، ص ۲۸۰.
[۹]. کنزالعمال، ج ۱۵، ص ۷۸۵، ح ۴۳۱۰۶،
[۱۰]. «لوکان الدین معلقا بالثریا لتناوله رجال من ابناء الفارس» معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ج ۱، ص ۳۷۴.

منبع: www.sibtayn.com

 

سه شنبه 20/7/1389 - 16:41
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته