دیدار با امام زمان (عج) ؛
هست ها و باید ها
حجتالاسلام و المسلمین حائری قزوینی: مسلماً بنا بر روایاتی که در اختیار داریم و نیز آداب و دستوراتی که از شرع مقدس رسیده پاسخ این پرسش مثبت است و امکان تشرف وجود دارد. البته بسیاری از افرادی که حضرت را میبینند ایشان را نمیشناسند. سدیر صیرفی از امام صادق(ع) نقل میکند که فرمودند:
همانا در صاحب این امر شباهتی به یوسف وجود دارد.
سدیر میگوید، عرضه داشتم: گویا از زندگانی و غیبت آن حضرت یاد میکنید؟ حضرت فرمودند: و چه چیز را این افراد انکار میکنند. به درستی که برادران یوسف که از اسباط و پیامبرزادگان بودند, با یوسف تجارت کرده و از او [گندم] خریدند. با او سخن گفتند هر چند که با او برادر بودند و او هم برادر آنها ولی تا وقتی یوسف خودش را معرفی نکرد و نگفت این [بنیامین] برادر من است او را نشناختند. در این امت هم خداوند عزوجل با حجت خود زمانی همان کاری را بکند که با یوسف کرد.
به درستی یوسف پادشاه مصر بود و تنها هجده روز راه با پدرش فاصله داشت. اگر میخواست میتوانست به راحتی پدر خود را از این موضوع مطلع کند. یعقوب و فرزندانش وقتی مژدة [یافته شدن یوسف را] شنیدند نه روزه آن مسافت را طی کردند...
همانطورکه میبینید حضرت به طور ضمنی تأکید میکنند که ممکن است بسیاری امام زمان(ع) را ببینند ولی ایشان را نشناسند همان طور که دربارة یوسف و برادرانش اتفاق افتاد. وقتی آنها که برادر یوسف بودند و حتی ضمن داد و ستد هم برادرانشان را نشناختند به طریق اولی بسیاری از افراد عادی که حضرت را میبینند ایشان را نخواهند شناخت. علاوه بر این، روایاتی را دربارة استحباب درخواست دیدار حضرت مهدی(ع)؛ داریم در کتاب شریف مکیال المکارم هشت وجه برای دیدار حضرت بیان شده و همچنین عدهای از علما, آداب و دستوراتی در کتابهای خودشان در این رابطه بیان کردهاند.
حجتالاسلام و المسلمین مهدیپور: مسلماً در دو دورة غیبت صغری و کبری دیدار حضرت بقیةالله(ع) میسر بوده و هست. در طول چهارده قرن گذشته تعداد زیادی از علما به این موضوع تصریح کردهاند.
نخستین کسی که به تفصیل در این رابطه سخن گفته, مرحوم سید مرتضی علمالهدی (م 436 ق) است. ایشان در کتابهای الشافی, تنزیه الانبیاء, المقنع فی الغیبة, و مسئله وجیزة فی الغیبة تصریح کردهاند که ما جایز میدانیم بسیاری از دوستان و قائلان به امامت آن حضرت در دوران غیبت به خدمت ایشان برسند و در عین حال دیدار خود را مخفی بدارند.
پس از او مرحوم شیخ طوسی (م 450 ق) در کتاب الغیبة میفرماید که به خدمت آن حضرت رسیدن میسّر است و ادامه میدهد که کسی که امام(ع) بر او ظاهر نمیشود حتماً قصور یا تقصیری از ناحیة خود او وجود داشته و به همین سبب نتوانسته خدمت آن حضرت شرفیاب شود.
مرحوم طبرسی نیز در کتاب ارزشمند إعلام الوری مینویسد که ما یقین نداریم کسی به خدمت آن حضرت مشرف نمیشود, و اصولاًُ راهی به تحصیل این یقین وجود ندارد, زیرا کسی که به خدمت ایشان شرفیاب میشود معمولاً آنرا مکتوم میدارد و هر کسی از حال خودش با خبر است.
اساساً امکان تشرف برای خواصّ شیعه وجود دارد. در روایت آمده است که:
طوبی لمن لقیه فی غیبته؛ خوشا به حال کسی که آن حضرت را در دوران غیبتش دیدار نماید.
یابن الحسن آقا ... خوشا به حال آنانکه لیاقت دیدارت را دارند
از آن بالاتر را هم سید بن طاووس برای فرزندش سید محمد نقل کرده که فرد مؤمنی از خداوند میخواسته او را خدمتگزار حضرت بقیةالله ـ روحیله الفداء ـ قرار دهد و خداوند دعای او را مستجاب کرد. در پی آن حضرت برای او پیغام فرستادند که درخواست تو پذیرفته شد. با اندکی صبر به این سمت نائل خواهی شد.
یا مهدی (عج) ادرکنی مولا ادرکنی یا صاحب الزمان
هر چند مسئله ملاقات با امام زمان(ع) حقیقت دارد ولی آنقدر لطیف است و نگهداری, مراقبت و مراعات میخواهد که اگر کسی در طول زندگی خود روی گزارش آن ملاقات مانور بدهد آثارش را از دست میدهد. علت آن هم این است که ملاقات با آن حضرت با دیگر ملاقاتها تفاوت دارد. در اثر دیدار با ایشان سرّی در وجود انسان احیا میشود که نباید خبر آن به نفوس نامحرمان منتقل شود والاّ اگر شخص در ایام حیاتش خلاف این قاعده عمل کرد آن سرّ لطمه میخورد و ثمرات و مزایایی را که به واسطة آن سر نصیبش شده یا کم میشود یا آنکه آنرا به کل از دست میدهد. به همین سبب هرگاه برای بزرگان دیداری رخ میداده سفارش میکردهاند که هرگز در ایام حیاتشان آن را برای دیگران نقل نکنند تا دچار عوارض ناشی از این نقل نشوند.
خلاصه اینکه تا وقتی این سرّ قابل انس, لذّت الفت و بهرهوری است که مخفی باشد و اگر خبر آن منتشر شد دچار آفت میشود. چه برسد به آن که عدهای بخواهند مدعی شوند و با ذکر ادعای خود در مجالس و محافل از این ماجرا نان بخورند.
شاید این جمعه بیاید شاید ... پرده از چهره گشاید شاید ...
حجتالاسلام و المسلمین حائری قزوینی: مسلماً این امر در اراده و اختیار شخصی نیست و هر چقدر هم که وی مشتاق دیدار باشد و حتی اعمالی را که در این رابطه نقل شده انجام بدهد باز هم چنین اختیاری به دست نمیآورد. (و برای نمونه میتوانید به فصل پایانی نجم الثاقب مراجعه کنید) چه برسد به آنها که به دروغ مدعی میشوند هر وقت اراده کنند به خدمت حضرت میرسند و چنین اجازهای به آنها داده شده که این مصداق همان چیزی است که در توقیع شریف تکذیب شده است.
در این رابطه باید ما حساب سه گروه را از آنها که واقعاً تشرف داشتهاند و خدمت حضرت شرفیاب شدهاند جدا کنیم: دستة اول عدهای شیاد هستند که به دروغ مدعی تشرف هستند. گروه دوم آنهایی هستند که خودشان ادعایی ندارند ولی مورد سوء استفاده قرار میگیرند و دیگران بازار شایعه را دربارة ارتباط آنها با امام زمان(ع) داغ میکنند که آثار کذب و دروغ در این نقلها عیان است. دستة آخر هم افراد سادهای هستند که به اشتباه و از سر وهم و خیال مدعی دیدارند, اینها گاه سید خوبی را دیدهاند و حالی به آنها دست داده و به این واسطه گمان کردهاند که حضرت را دیدهاند یا حتی افراد خیراندیشی به آنها عنایت کردهاند و آنها خیال نمودهاند که او حضرت بوده است.
پروردگار ا! تو را به آبروی حضرت زهرا (س)
ما را ز شر شیطان محفوظ بدار
در توقیع حضرت خطاب به شیخ مفید(ره) آمده:
اگر نبود آنچه از دوستان به ما میرسد (یعنی گناهان آنها) که ما آن را از ایشان توقع نداریم یُمن دیدار ما از آنان به تأخیر نمیافتاد.
یعنی ممکن است زمان فرج کلی و ظهور نرسیده باشد ولی کسی که هر شب تا سحر، «یابنالحسن یابن الحسن» میگوید موفق شود و نیم رخی از آن حجت خدا را تماشا نماید.
«یابنالحسن یابن الحسن»
راه دوم، حضور در اماکن خاص مثل حضور در عرفات در روز عرفه است. علی بن مهزیار بیست بار از اهواز به مکه مشرف شد و در نهایت هم به خدمت حضرت شرفیاب شد. چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله و جمکران بیتوته کردن نیز در این مسیر مؤثر است و میتواند انسان را پیش ببرد
یا سیدنا و مولانا
و بالاخره توسل و تضرع باید کرد. چهل روز زیارت عاشورا ممکن است برای انسان چنان توفیقی را فراهم آورد.
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ. اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
از همة اینها مهمتر, احساس اضطرار است. اگر کسی احساس کند مشکلش را کسی جز آقا بقیةالله نمیتواند حل کند و با این احساس اضطرار و انقطاع کامل به در خانة ایشان برود احتمال به دست آوردن توفیق برای او بسیار زیاد است؛ حال چه مسلمان و شیعه باشد چه پیرو دیگر ادیان و مذاهب.
ای نگاهت دوای هر دردی ... آرزو میکنم که برگردی
حجتالاسلام و المسلمین ناصری: مقدمات لازم برای پیدا کردن شرف دیدار دو دستهاند: قریب و بعید؛ اولین مطلبی که باید مدّ نظر داشته باشیم این است که میان امیرالمؤمنین(ع) و حضرت بقیةالله(ع) فرقی نیست. کسانی میتوانستند از امیرالمؤمنین(ع) بهره ببرند، که اهل شده باشند والا پسر نوح که نااهل شده بود به سفینه راهش ندادند. مسلماً کسانی که مسائل شرعی را مراعات نمیکنند از این سفینه بیرون هستند.
اول باید به انجام همة واجبات و ترک همة محرمات و دوری از لقمة ناپاک مقید شد و حتیالامکان مستحبات را انجام داد و نمازها را در اول وقت به جا آورد. بعد از اینکه به واسطة تقیّد به این امور شمعی برای محبت و تشرف به خدمت حضرت درون انسان روشن شد، باید هر لحظه شعلة آنرا بیشتر و آنرا بر افروختهتر کرد. بعضی از بزرگان توصیه میکردند که در فراق حضرت بسیار گریه کنید؛ چون گریه برای ایشان توفیق انسان را زیاد میکند. ارتباط با قرآن، هم برکات بسیاری دارد و هم موانع را به سرعت برطرف میکند و مایة نزدیکی بیشتر با حضرت میشود.
انا انزلنا فی لیله القدر
گریة بر مصائب سید الشهداء(ع) انسان را طلایی و مستحق اتصال با مرکز و کانون نور میکند. گریه بر ایشان خیلی زود انسان را پاک کرده و بر نصیب فرد از شرف ملاقات میافزاید. به هر حال کسی که میخواهد به خدمت حضرت شرفیاب بشود باید با ایشان حال مشترکی هم داشته باشد. وقتی خود آن حضرت در زیارت ناحیة مقدسه خطاب به جدّ بزرگوارشان فرمودند: «ای جدّ بزرگوارم, هر صبح و شام برای شما میگریم»؛ چه خوب است منتظران ایشان هم هر صبح و شام توسلی به حضرت سیدالشهدا(ع) داشته باشند. خود این میتواند نقطة مشترکی باشد که فرد را به حضرت بقیةالله(ع) نزدیک کند و او را مورد توجه و نظر خاص ایشان قرار دهد. به علاوه که معمولاً در چنین اوقاتی برای انسان حال دعا و توسل پیش میآید و اگر با آن چشم گریان بر مصائب امام حسین(ع) دستانش را به دعا و توسل بردارد و از خداوند دیدار با حضرت بقیةالله ـ ارواحنا فداه ـ را طلب کنند اورا بینصیب نخواهند گذاشت.
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
آیتالله بهجت از استادشان مرحوم آیتالله قاضی نقل میکردند که گفته بود هر کس مدتی به نماز اول وقت ملتزم شود و نسبت به آن ثبات قدم داشت اگر دستش را به دعا بلند کرد و دعایش مستجاب نشد مرا نفرین کند. به عبارت دیگر ایشان به تبعیت از استادان معتقدند یکی از راههایی که باعث میشود دعایمان مستجاب شده، توفیق تشرف به خدمت حضرت بقیةالله ـ ارواحنا فداء ـ را بیابیم همین تقیّد به نماز اول وقت است.
« أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ »
منبع: www.313adine.com