حکمت و چرایی غیبت
حکومت صالحان بر زمین ، وعده تخلف ناپذیر الهی است: (وَعَدَ اللهُ الَّذینَ ءامَنوا ِمنکُم و عَمِلوا الصالِحاتِ لَیَستَخلِفَنَّهم فِی الاَرض) ۱ و وجود مبارک حضرت ولیّ عصر (عج) وقت تولد با قرئت آیه (و نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفوا فِی الاَرِضِِِ و نَجعَلَهَم اَئِمَّةً و نَجعَلَهُمُ الوارِثین)۲ بر تحقق این وعده الهی تأکید ورزیدند ؛ اما تحقق چنین وعده مبارکی شروطی دارد که بی تحقق آن ها ظهور دشوار بلکه ناشدنی خواهد بود .
آری خدای قادر متعالی با امر تکوینی ((کن)) آن چه را اراده سازد محقق می گرداند :(اِنَّما اَمروُهُ اِذا اَرادَ شیئاً اُن یَقولَ لُهُ کُن فََیکون)۳ و فیاضیّت او در گرو هیچ شرطی نیست ، به گونه ای که می تواند تمام فیوضات خویش را یکباره نازل سازد و هر زمان اراده کند حکومت صالحان را ایجاد فرماید؛ اما نقص وجودی موجودات مستفیض ، سبب ناتوانی آنان در جذب دفعی فیض حق سبحانه می شود؛ غرض آنکه محدودیت از ناحیه قابل است نه فاعل.
در باور راسخ امامیه شکی نیست که این وعدۀ الهی به دست آخرین ذخیرۀ خداوند و پس از غیبتی طولانی جامه تحقق خواهد پوشید و غیبت، خود از شرایط تحقق این وعده تخلف ناپذیراست و بنابراین همین باور، حکمتی والا و تدبیری حکیمانه برای غیبت هست که همانا زمینه سازی ظهور حکومت صالحان بر زمین است .
بحث وبررسی در حوزۀ حکمت های نهفته در مسئله غیبت ، پسندیده است ؛ ولی نباید رهزن مقصود نهایی گردد ، چراکه هدف از گفتگو دربارۀغیبت امام عصر(عج) اولاً و بالذات ، کشف چرایی غیبت آن وجود مبارک نیست ،بلکه آن است که مؤمنِِِِِ منتظر ، وظیفه خویش را در زمان غیبت حکیمانه باز شناسد و آن گاه در یابد که آیا به وظیفه خویش عمل می کند یا نه.
1ــ سورۀ نور، آیۀ ۵۵
2ــ سورۀ قصص ، آیۀ ۵
3ــ سورۀ یس ، آیۀ ۸۲
منابع :
بر گرفته از کتاب امام مهدی (عج) موجود موعود ، ص ۱۲۸ ـ ۱۲۷
پیروزی و شکست دو حزب
قرآن کریم ، رستگاری ، غلبه و پیروزی را از آنِ حزب الله می داند : (ألا حزب الله هم المفلحون )1 ، (فإ نّ حزب الله هم الغالبون)2. چنان که برای حزب شیطان فرجامی جز خسران و آتش نمی شمارد : (ألا إنّ حزب الشیطان هم الخاسرون)3،
(إنّما یدعوا حزبه لیکونوا من أصحاب السعیر)4.
سرّ پیروزی حزب الله آن است که آنان بر مدار حق هستند وحق هرگز مغلوب باطل نمی شود : (بل نقذف بالحقّ علی باطل فیدمغه)5. امّا باطل، هر چند که همانند کف روی آب، همواره بالا نشین است، ولی دیر یا زود نابود می شود :( فأمّا الزبد فیذهب جفاءً)6 .
به بیان دیگر ، حزب الله همان مؤمنان واقعی و لشکریان الهی اند :(لاتجد قوماً یؤمنون بالله و الیوم الاخر . . . أُلئک حزب الله )7. و قرآن کریم ، فلاح و رستگاری را برای مؤمنان، قطعی می داند :( قد أفلح المؤمنون )8. چنان که غلبه و پیروزی را برای لشکریان خدا قطعی دانسته است : (و إنّ جندنا لهم الغالبون )9.
این پیروزی قطعی ، از آن جهت است که سراسر عالم ،سپاه و ستادِ تکوینی حق تعالی و برای اجرای فرمان او مهیّاست :(لله جهد السموات و الأرض ) 10 و در نتیجه، هیچ تخلفی در اجرای فرمان او رخ نمی دهد . از این رو پیش از وعدۀ پیروزی و رستگاری حزب الله، با تكیه و قوّت و عزّت الهی، غلبۀ خود وپیامبران را مطرح كرده است : (کتب الله لأ غلبنّ أنا و رسلی إنّ الله قویٌّ عزیز)11.
سرّ خسارت حزب شیطان آن است که در بازار دنیا تنها سرمایۀ خود را که همان عمر است ، از دست می دهند و بدون آن که چیزی آموخته و اندوخته باشند ، در صحنۀ قیامت حضور می یابند و در نتیجه ، گرفتار جهنّم و از اصحاب آتش خواهند شد.
منابع :
1. سورۀ مجادله ، آیۀ 22 .
2. سورۀ مائده ، آیۀ 56 .
3. سورۀ مجادله ، آیۀ 19 .
4. سورۀ فاطر ، آیۀ 6 .
5. سورۀ ، انبیاء ، آیۀ 18 .
6. سورۀ رعد ، آیۀ 17 .
7. سورۀ مجادله ، آیۀ 22 .
8. سورۀ مؤمنون ، آیۀ 1 .
9. سورۀ صافّات ، آیۀ 173 .
10. سورۀ فتح ، آیات 4 و 7 .
11. سورۀ مجادله ، ایۀ 21 .
برگرفته از کتاب ادب فنای مقربان ، نوشته ایت الله جوادی آملی ، جلد 3 ، 78 ـ80