• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 4941روز قبل
شخصیت ها و بزرگان
 
به مناسبت ارتحال آیت الله مجتبی تهرانی 
 
 
http://harimeyas.com/wp-content/uploads/2011/05/tehrani.jpg
 
 

مروری کوتاه بر زندگی نامه معظم له


 
آشنایی اجمالی با زندگی پر برکت
حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی(قدس سره)
 
حضرت استاد در سال 1316 ه.ش در خانواده ای از اهل علم، معرفت و شهادت در تهران به دنیا آمد. پدر ایشان مرحوم آیت‏الله میرزا عبدالعلی تهرانی، از شاگردان مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، فقیهی مجاهد و عارفی سترگ بود که در زمان تاریک حکومت پهلوی اوّل، با همراهی و رفاقت مرحوم آیت الله شاه آبادی بزرگ، به اقامة جماعت در مسجد جامع بازار تهران مشغول بود و در امر تربیت نفوس مستعدّ و راهنمایی سالکان الی‏الله‏تعالی اهتمام ویژه داشت.
حضرت آیت‏الله حاج آقا مجتبی تهرانی، طبق رسم تمامی خاندان های علم و معرفت، تحصیل در علوم دینی و اشتغال به علوم حوزوی را از دوران کودکی آغاز نمود و در امر تحصیل علوم، جدّیت فوق العاده ای داشت. ایشان با هدایت و ارشاد والد بزرگوار خود، برای مدّت چهار سال به مشهد مقدّس مهاجرت کرد و در سایة الطاف حضرت علی بن موسی الرّضا8 مشغول به گذراندن سطح گردید و از محضر اساتید برجسته ای چون ادیب نیشابوری بهره برد. سپس به قم مهاجرت کرد تا در حوزة نوپای آن دیار، که به تازگی تمامی اهل علمِ جهان تشیّع را به سوی خود جذب می کرد، حضور یابد و سطوح عالی دروس حوزوی را نیز به اتمام برساند.
حضرت استاد با جدّیت و پشتکار بسیار، دروس سطح را به‏سرعت تمام کرد و در سنین نوجوانی به محضر علمی بزرگانی چون امام خمینی، مرحوم آیت الله العظمی بروجردی، آیت الله العظمی گلپایگانی و مرحوم علّامه طباطبایی راه یافت. در جدّیت و پشتکار معظّم له همین نکته کافی است که به فرمودة خودشان، در زمانی که مشغول به دروس سطح بودند، دو مرتبه تمام وسائل الشیعه را مطالعه کردند تا برای شرکت در درس خارج آماده شوند. ایشان با نبوغ و پشتکاری که از خود نشان دادند، در جوانی به درجة رفیع اجتهاد رسیده و به زودی توانستند از نزدیکان و خصّیصین حضرت امام قرار گیرند. مقبولیّت علمی ایشان نزد استاد خویش، به اندازه ای بود که حضرت امام به طلبة خوش فکر و جوان خود اجازه داد تا تقریرات و نوشته جات درس بیعشان را جمع آوری کرده و به صورت یک اثر مستقل منتشر نماید. ایشان در همین ایّام، کتاب مکاسب محرّمة حضرت امام، همچنین دو جلد رسائل اصولی ایشان را تنظیم و منتشر کردند.
با آنکه هنوز مدّت زیادی از استفاضة این طلبة فاضل و جوان از محضر زعیم عالم تشیّع، حضرت آیت الله العظمی بروجردی نگذشته بود، این مرجع کم نظیر رحلت کرد و بار هدایت امّت را به دوش خلف صالح خویش چون حضرت امام خمینی نهاد. حال که امر خطیر مرجعیّت متوجّه حضرت امام شده بود، ایشان شاگرد فاضل خود، یعنی حاج آقا مجتبی تهرانی را مأمور به جمع آوری فتاوا و تنظیم اوّلین نسخه از رسالة عملیه و مناسک حجّ خویش گردانید که در همان ایّام به چاپ رسید و در دست رس مقّلدان قرار گرفت. حضرت استاد برای انجام این امر مهم، ضمن بهره‏گیری از دست نوشته های متعدّد استاد خویش، با ایشان هم بحث شد و رساله ای دقیق و علمی آماده کرد که بعدها جزو دقیق ترین رساله های منسوب به امام خمینی مطرح گردید. همة این امور در زمانی اتّفاق افتاد که هنوز کمتر از بیست و پنج سال از عمر شریف حضرت استاد می گذشت.
ایشان علاوه بر یادگیری فقه و اصول در محضر استاد بی بدیل خود، چندین سال نیز از مشرب اخلاقی و عرفانی آن عارف کامل و عالم ربّانی سیراب گردید و با دیدگاه‏های اجتماعی و سیاسی امام امّت به خوبی آشنا شد. این استضائه از خورشید حیات بخش امام و دیگر اولیای الهی ادامه داشت تا آنکه جرقّه های بیداری اسلامیِ ملّت ایران زده شد و امام خمینی از کشور تبعید گردید. بعد از این واقعة دردناک، حضرت آیت الله تهرانی نیز سه سال بعد، به نجف رفت تا هم سیر معنوی خود را در سایة فیوضات امیر المؤمنین و دیگر ائمة هدی تکمیل نماید و هم از تربیت استاد خویش بی بهره نماند. امّا این معیّت زیاد طول نکشید و حضرت امام به ایشان امر کردند که به ایران برگشته و در تهران حضور داشته باشند. لذا ایشان در سال 1349 به زادگاه خود بازگشت و به کارهای مهم و برزمین مانده مشغول گردید.
حضرت استاد از زمان بازگشت به تهران، تا پیروزی انقلاب شکوهمند امامت و ولایت در ایران، ضمن اقامة جماعت در مسجد جامع بازار، تدریس سطوح عالی خود را در مدارس علمیة تهران آغاز کردند و تربیت و هدایت جوانان انقلابی را به دست گرفتند. از جلسات بسیار محرمانه با برخی انقلابیون فعّال گرفته تا جلسات عمومی اخلاق که در برخی مقاطع زمانی به دلیل ممانعت حکومت جور، تعطیل می شد، همچنین حضور در بازار تهران و هدایت و رهبری مردم کوچه و بازار، از اهمّ فعّالیت های معظّم له پیش از انقلاب بود. حضور عادّی حضرت استاد در تهران و فعالیّت های مخفی ایشان در راهنمایی و رهبری مجاهدان انقلابی، آن قدر مفید و مؤثّر بود ­هنوز هم برکات آن در میان اهالی تهران، باقی و جاری است، که بعد از مدّت‏ها سرّ تأکیدهای حضرت امام مبنی بر مراجعت ایشان به تهران را روشن ساخت. عنایت ویژة حضرت امام به تهران موجب گردید که حضرت استاد، تا امروز در عاصمة  جهان تشیّع بماند و نعمتی بی بدیل برای اهل این دیار باشد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با آغاز ولایت و زعامت حضرت روح‏الله، همچنین با توجّه به سوابق درخشان و مراودات حضرت استاد با امام امّت، انتظار می رفت که ایشان یکی از مسؤولین نظام اسلامی شده و گوشه ای از بار این انقلاب را به دوش بکشند. امّا بنا به فرمودة خودشان، ایشان با دعا به درگاه خدای متعال و توسّل به حضرات معصومین، خود را از قبول مسؤولیت های آشکار کنار کشیدند و با حضور در صحنة نیروسازی برای انقلاب، همچنان به‏صورت گمنام و مؤثّر به تربیت نیروهای جوان و کارآمد برای انقلاب اسلامی پرداختند.
لذا جلسات درس خارج ایشان مملوّ از طلّاب سطوح عالی بود که برای انجام وظیفه به تهران آمده بودند و از فضای علمی قم فاصله داشتند. این جلسات آن قدر مفید و کم نظیر بود که بسیاری از فضلا را به خود جذب کرد و حسرت دوری از فضای علمی قم را به رضایت و شکرگزاری شرکت در این جلسات علمی تبدیل نمود. بدیهی است که درس خارجِ فقیه متتبّعی که به فرمودة خویش، بیش از سی مرتبه کتب اربعه را مرور کرده و اغلب عبارات آن را در ذهن حاضر دارد، پُر از نکات دقیق و بدیعی خواهد بود که کمتر نصیب اهل علم شده است.
از طرفی دیگر، جلسات عمومی اخلاق و معارف اسلامی که قبل از انقلاب نیز برپا بود و از سال 1356 به‏طور منظّم و هفتگی دائر می گردید، مأمن بی نظیری برای بسیجیان مخلص حضرت روح الله و سکّوی پرشی برای دلدادگان و حیات یافتگان انقلاب اسلامی بود که تازه از زیر یوق جهالت ستم شاهی رهایی یافته و به نور حکومت الهی منوّر گشته بودند و بی صبرانه و مشتاقانه به دنبال معارف عمیق اسلام بودند.
 
 
 
 
 
http://www.mojtabatehrani.ir/Files/7504/7504l.jpg
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

پیام تسلیت مقام معظم رهبری

بسمه تعالی
با تأسف و تأثر فراوان خبر درگذشت عالم عامل ربّانی مرحوم آیة الله آقای حاج آقا مجتبی تهرانی رحمة الله علیه را دریافت کردم. این حادثه ناگوار، ضایعه‌ای برای حوزه‌ی علمیه و روحانیت و جامعه‌ی مذهبی تهران و به ویژه ارادتمندان و شاگردان ایشان و جوانانی است که از مجالس پرفیض و درسهای سازنده‌ی این معلّم اخلاق بهره می‌بردند؛ اینجانب تسلیت صمیمانه‌ی خود را به آن بیت شریف و بازماندگان بویژه اخوی بزرگوار و نیز به همسر مکرّم و آقازادگان ارجمند و دیگر بازماندگان این بیت شریف تقدیم داشته علوّ درجات آن فقید سعید را از خداوند متعال مسألت می‌نمایم.
سیّد علی خامنه‌ای
13/دی ماه/91
 
 
 روحش شاد و یادش گرامی
 
 
 
منبع :www.mojtabatehrani.ir
چهارشنبه 13/10/1391 - 13:13
اهل بیت

مادر مادر سادات

(نگاهی بر زندگانی پر بركت حضرت خدیجه سلام الله علیها)

                                                                                                                                     

اللهم عجل لولیک الفرج

  اى مرا روح مناجات خدیجه مددى

زینت خالق آیات خدیجه مددى

اولین بانوى اسلامى و ام الزهرا

مادر مادر سادات خدیجه مددى

 

 

     تصمیم گرفته بودم در آستانه وفات ام المومنین حضرت خدیجه ( سلام الله علیها ) مطالبی را درباره ایشان جمع آوری نموده و در اختیار شما دوستداران  حضرتش قرار دهم . لذا با نگاهی به متون مختلف كه درباره ایشان به نگارش در آمده بود مطالبی را انتخاب نمودم  كه در واقع گذری است اجمالی بر زندگانی پر بركت این بانوی بزرگوار . امید است كه به فضل الهی  مورد عنایت حضرتش قرار گیرد .

   انشاء الله همگی ما مشمول دعای خیر فرزند بزرگوارش، حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) مادر سادات  قرار بگیریم .  

 

                                                                  ای سلام آورده جبریل از خداوندت، سلام

وی محمّد برده نامت را به لب با احترام

همسر و همسنگر و همگام با خیرالانام

سایه‌ات تا صبح محشر بر سر دین مستدام

 

بانوی بهشتی

 

      حضرت خدیجه علیه االسلام، همسر بزرگوار پیامبر اسلام، الگویی تابناک از همراهی، هم دلی و هم داستانی با پیامبراعظم صلی الله علیه و آله است. او از زنان بهشتی است که روایات فراوانی از پیامبر و معصومان درباره فضیلت های اخلاقی اش وارد شده است.

 

به طوری كه در روایات از چهار زن به عنوان بهترین زنان بهشتی یاد شده است كه یكی از آنها حضرت خدیجه (سلام الله علیها ) می باشد .            

 

پیامبر (ص) :”خیر نساءالجنّهْْ ، مریم بنت عمران و خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد و آسیه بنت مزاحم امرأهْْ فرعون”.

بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۱۶۲٫

برترین زنان بهشتی: مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد(ص) و آسیه دختر مزاحم (زن فرعون) می باشند.

 

 

معرفی حضرت خدیجه (سلام الله علیها )

 

 

نام : «خدیجه» به مفهوم گسسته و بیگانه‌ از زشتی ‌ها و ناپسندی‌ها

 

پدر : پدر بزرگوارش «خویلد» قهرمان دلاورى بود که در دفاع از حریم کعبه، روزی به یاد ماندنى آفرید.

 

مادر : مادرش «فاطمه» بنت زائد كه بانویى با فضلیت بود.

 

القاب : براى حضرت خدیجه سلام الله علیها القاب فراوانى است که از عظمت بیکران وقداست بى پایان آن حضرت حکایت مى کند، که از آن جمله است:

 

     "سیدة النساء القریش"(سرور زنان قریش) ؛"طاهره"(پاك دامن )؛ "مبارکه"(بانوی پر برکت)؛ سرور زنان عالم؛ "صدیقه"(بانوی راستی و درستی)؛ زکیه (پاک و بالنده از نظر جسم، روح و اندیشه)، راضیه (خشنود از تدبیر و تقدیر حکیمانه‌ی خدا)، مرضیه (انسان شایسته‌ای که خدا از  او خشنود است)، کبری (بانوی ارجمند و بلند پایه)

 

     یتمیان او را «اُمّ الیتامى»، بینوایان او را «اُمّ الصعالیک»، مؤمنان او را «اُمّ المؤمنین» وکوثر جارى خلقت نیز او را «اُمّ الزهراء» یا سرچشمه کوثر مى دانستند و در مقام والای ایشان همین بس كه او مادر سرور زنان عالم حضرت زهرا (سلام الله علیها) است .

 

خدیجه نخستین کسی بود که به خدا و رسولش ایمان آورد .(اولین زن مسلمان )

 

     به‏ حق ایشان کفو خوبى براى پیامبر (ص) بود . بى‏ تردید مى ‏توان گفت‏ که این سجایا و فضایل اخلاقى سبب شد تا خدیجه براى همسرى پیامبراکرم (ص) شایسته شمرده شود . طبق روایات ، او براى پیامبراکرم (ص) یاورى صادق بود .

  و در فضیلت ایشان همین بس كه خدا بزرگترین خیر دنیا یعنی حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را به او عطا كرد .

 

تولد: سال 68 پیش از هجرت در مكه

 

وفات:  در سن 65 سالگی و دهم ماه رمضان سال دهم بعثت و پس از سه روز بعد از وفات ابوطالب است.

پیغمبر(ص) او را در حجون دفن کرد و خود او را در قبر گذاشت و سال وفات او عام الاحزان (سال اندوه ها) نامیده شده است .

 

فرزندان : قاسم، عبدا...، زینب، ام کلثوم، فاطمه و رقیه می باشند.

پسران خدیجه در كودكی ، بدرود زندگى گفتند .

 

 

خدیجه در دوران جاهلیت

 

     حضرت خدیجه علیهاالسلام در دوران جوانی با تشکیل کاروان های تجاری به کسب درآمد پرداخت. وی با مدیریت و درایتی قوی و به دور از رسم تاجران زمانه که رباخواری را از اصول ثروت اندوزی قرار داده بودند، به تجارت روی آورده بود.  

     تاریخ نگاران، بارها از او با عنوان هایی همچون «بانوی دوراندیش و خردمند» یا «بانوی عاقل»ی یاد کرده اند. حضرت خدیجه علیه االسلام یکی از ثروتمندان مکه بود كه به اِمرأةالقریش (یعنی شاهزاده خانم قریش) شهرت داشت.

    ولی هرگز از یاری فقیران روی برنگرداند و خانه اش همواره کعبه آمال مردم بینوا و پناه گاه نیازمندان بود. کرم، سخاوت، دوراندیشی، درایت، عفت و پاک دامنی، از وی بانویی پرهیزکار و مورد احترام ساخته بود. لقب «بانوی بانوان قریش» که در آن زمان به وی داده شد، نشان دهنده جایگاه او در میان مردم است.

    از برجسته‌ترین لقب‌های دختر فرزانه حجاز، واژه‌ «طاهره» یا پاک منش است؛ چرا که آن حضرت با آنکه در میان ناز و نعمت و اعتبار خانوادگی زندگی می‌کرد، اما این امکانات هرگز نتوانست آن جوان پاک‌منش‌ را دستخوش غفلت و یا مستی کند. او با آنکه قبل از آشنایی با پیامبر (ص) مدیریت یک سازمان بزرگ اقتصادی را بر عهده داشت و ده‌ها مرد در تشکیلات او بودند، مگر به قدر ضرورت با آنان برخورد نمی‌کرد و دامان عفاف را حفظ می‌کرد. در شب‌ نشینی‌های گناه آلود اشراف شرکت نکرده و خود را آلوده نمی‌ساخت و به هیچ وجه روش منحط جامعه را نمی‌پذیرفت و ذره‌ ای به رسوم رایج دل نمی‌داد. هرگاه زنی یا دختری به دنبال کمال و معنویت بود، به سرای او می‌شتافت و از وی درس می‌آموخت. یکی از دانشمندان اهل سنت در مورد حضرت خدیجه می‌نویسد:

« و کانت تدعی فی الجاهلیة بالطاهرة لشدة عفافها »

«خدیجه (س) در روزگار تیره و تار جاهلیت به خاطر پروا و معنویت بسیارش، پاک روش و پاک منشی یا طاهره خوانده می‌شد».

 

 

قدرت مدیریتی و سازماندهی:

 

       با توجه به شرایط آن روزگار، که زن را از تمام احتیاجات محروم و دختران را زنده به گور می‌کردند و با توجه به موقعیت و فعالیت اقتصادی خدیجه (س) می‌توان او را خردمندترین و کارآمدترین زن روزگار خود نامید. یکی از نویسندگان عرب در مورد او می‌نویسد:

«خدیجه این بانوی آگاه و پاک سرشت و این انسان شیفته‌ معنویت که حق‌گرایی، فضیلت طلبی و نواندیشی و عشق به کمال از ویژگی‌‌های او بود. از همان روزگار جوانی و پیش از آشنایی با پیامبر، یکی از دختران نامدار و بافضیلت حجاز و عرب به شمار می‌آمد. در جهان عرب نخستین، زن توانمندی است که در تجارت و مدیریت درخشید و در این راه شخصیت منطقه‌ای و شهرت جهانی به هم زد. به گونه‌ای که نام بلند او در تاریخ عرب و در آثار و نوشته‌های تاریخ نگاران پیش از اسلام نیز باشکوه و عظمت و به عنوان یک قهرمان بزرگ ملی آمده است» .

 

 

ازدواج با پیامبر

 

     بدیهی است بانویی مثل خدیجه (سلام الله علیها)  كه از نظر كمال ، وقار ، شخصیت و همچنین ثروت سر آمد زنان عصر خویش بوده خواستگاران زیادی داشته باشد ، اما تقدیر الهی بر این بود كه او همسر آخرین پیغمبر خدا باشد .

     البته شایان ذكر است كه طبق برخی نقل ها خدیجه پیش از محمد، دوبار ازدواج کرده بود اما تعدادی از محققین بر این عقیده‌اند که خدیجه قبلاً با کسی ازدواج نکرده بود و اولین و تنها ازدواج او، ازدواج با محمد بود.

     جریان  ازدواج پیامبر با خدیجه خواندنی و مفصّل است.

     خلاصه داستان ازدواج او با پیامبر چنین است که محمد ابتدا در کاروان‌های تجاری او کار می‌کرد و او از امانتداری و کاردانی پیامبر خوشش آمده بود. و گفته می‌شود این خدیجه بوده‌است که از محمد خواستگاری کرده‌است و بدین گونه پیوند آسمانی او و پیامبر تحقق می یابد .

      البته نا گفته نماند خدیجه قبلا از نزدیكان خود درباره پیامبر آخر الزمان چیزهایی شنیده بود كه این شنیده ها هم در انتخابش بی تاثیر نبوده است .

 

 

ولادت حضرت زهرا (سلام الله علیها )

 

  وقتی زمان به دنیا آمدن حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) نزدیك شد ، حضرت خدیجه به سوی زنان قریش و فرزندان هاشم كسی را فرستاد كه نزد او حاضر شوند .

     ایشان در جواب او فرستادند كه : فرمان ما نبردی و قبول نكردی و زن یتیمی شدی كه فقیر است و مالی ندارد ، و ما به این سبب به خانه تو نمی آییم .

خدیجه چون پیغام ایشان شنید بسیار اندوهگین گردید . در این حالت ناگاه دید كه چهار زن گندمگون بلند بالا نزد او حاضر شدند . خدیجه از دیدن ایشان ترسید . پس یكی از ایشان گفت : نترس ای خدیجه! ما فرستادگان پرودگاریم كه برای مساعدت تو آمده ایم . منم ساره همسر ابراهیم ، دوم آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون )، سوم مریم دختر عمران و چهارم كلثوم خواهر موسی بن عمران است . حق تعالی ما را فرستاده تا در وقت ولادت نزد تو باشیم .

 بدین ترتیب فاطمه (سلام الله علیها ) پاك و پاكیزه به دنیا آمد، نوری از او ساطع شد كه تمام مكه را روشن نمود .

 

 

خدمات حضرت خدیجه به اسلام

 

     حضرت خدیجه علیهاالسلام در بیش از 24 سال زندگی مشترک با پیامبر گرامی اسلام، خدمات بسیاری برای آن بزرگوار و دین اسلام انجام داد. حمایت های مالی، روحی، عاطفی از حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، تصدیق و تأیید پیامبر در روزگاری که هیچ کس تأییدش نمی کرد و یاری ایشان در برابر آزار مشرکان، گوشه هایی از این خدمات ارزشمند است. حضرت خدیجه علیهاالسلام پس از ازدواج با پیامبر، دارایی اش را به ایشان بخشید تا آن را هرگونه می خواهد مصرف کند. رسول گرامی اسلام در این زمینه می فرماید: «هیچ ثروتی به اندازه ثروت خدیجه علیهاالسلام برای من سودمند نبود».

     حضرت خدیجه علیهاالسلام ، این بانوی بزرگوار نه تنها از عمق جان به رسالت پیامبر ایمان آورد، بلکه او را در برابر سختی ها و تکذیب مشرکان و بدخواهان یاری داد. تا زنده بود، اجازه نداد آزار و شکنجه مشرکان بر رسول خدا صلی الله علیه و آله سخت آید. هنگامی که رسول الله صلی الله علیه و آله با باری از مصیبت و اندوه به خانه می آمد، خدیجه او را دلداری می داد و نگرانی را از ذهن و خاطرش می زدود.

 

 

ثروت خدیجه در شعب ابی طالب

 

     حضرت خدیجه علیه االسلام در مدت سه سال که با پیامبر در شعب ابی طالب بود، مانند همیشه با مال خود به یاری پیامبر شتافت. او تمام ثروت خود را در جریان شعب خرج کرد تا جایی که نقل می شود پس از محاصره اقتصادی، دیگر ثروتی نداشت. خدیجه، افزون بر اینکه ثروت خود را در این راه صرف کرد، از خویشان خود نیز می خواست در هر فرصت پیش آمده به مسلمانان کمک کنند. آنان نیمه شب ها مقداری گندم و خرما بر شتری می گذاشتند و تا نزدیکی شعب می بردند، آن گاه افسار شتر را بر گردنش می آویختند و آن را رها می کردند تا به مسلمانان برسد. خدیجه، سه سال رنج و مشقت شعب را تحمل کرد که می توان آن را اوج فداکاری او در خدمت به اسلام به شمار آورد. پیامبر همواره از این فداکاری خدیجه یاد می کرد و او را به دلیل این ایثار و از خودگذشتگی، می ستود.

 

 

سلام جبرئیل بر خدیجه

 

     مقام حضرت خدیجه علیهاالسلام بسیار والاست؛ زیرا خداوند به وسیله امین وحی خویش، جبرئیل بر او سلام می فرستد و او را گرامی می دارد. هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از معراج بازگشت، از جبرئیل پرسید: آیا کار دیگری هست؟ جبرئیل فرمود: «از طرف خداوند و از سوی من به خدیجه علیهاالسلام سلام برسان.» هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله خدیجه را ملاقات کرد، فرمود: «ای خدیجه! خداوند و فرشتگان بر تو سلام می رسانند و گرامی ات می دارند.» خدیجه فرمود: خداوند، خود، سلام است و سلام از اوست و سلام به سوی اوست و نیز سلام بر جبرئیل فرشته حق باد.

 

 

مقام خدیجه در بهشت

 

     از فضیلت های حضرت خدیجه علیهاالسلام ، مقامی است در بهشت که از سوی خداوند به ایشان وعده داده شده است. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله نیز بارها این مسئله را به خدیجه بشارت می داد و می فرمود: «در بهشت، خانه ای داری که در آن رنج و سختی نمی بینی.»

 

     امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: هنگامی که خدیجه وفات یافت، فاطمه خردسال بی تابی می کرد و گرد پدرش می گشت و سراغ مادر را از او می گرفت. پیامبر از این حالت دخت کوچکش بیشتر محزون می شد و دنبال راهی بود تا او را آرام کند. فاطمه همچنان بی تابی می کرد تا اینکه جبرئیل بر پیامبر نازل شد و فرمود: «به فاطمه سلام برسان و بگو مادرت در بهشت خانه ای کنار آسیه، همسر فرعون و مریم، دختر عمران نشسته است.» هنگامی که فاطمه این سخن را شنید، آرام گرفت و دیگر بی تابی نکرد.

 

 

خدیجه سلام الله علیها از دیدگاه رسول خدا

 

     از رسول اکرم صلى الله علیه وآله احادیث فراوان در مناقب حضرت خدیجه سلام الله علیها رسیده است، که به گوشه اى از آنها اشاره مى کنیم:


1) هر روز خداى متعال چندین بار با وجود خدیجه بر فرشتگان مباهات مى کند.
2) او هنگامى به من ایمان آورد که دیگران به من کفر مى ورزیدند. او مرا تصدیق نمود، هنگامى که دیگران انکار مى کردند، او همه ثروتش را در اختیار من قرار داد هنگامى که دیگران دریغ مى ورزیدند. خداى منان از او به من فرزند عنایت کرد ولى دیگران را محروم ساخت.
3) بهترین بانوان عالمیان عبارتند از: مریم دخت عمران، آسیه دخت مزاحم، خدیجه دخت خویلد وفاطمه دخت محمد صلى الله علیه وآله.
4) برترین بانوان بهشت عبارتند از: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد، مریم دختر عمران وآسیه دختر مزاحم (همسر فرعون).
5) خدیجه پیش از همه بانوان عالم، به ایمان به خدا ورسول خدا سبقت گرفت.
6) من او را از اعماق دل دوست داشتم.
7) من دوستداران خدیجه را نیز دوست مى دارم.
8) هرگز خداى متعال همسرى بهتر از خدیجه به من عطا نکرد.
9) خداى متعال على، حسن، حسین، حمزه، جعفر، فاطمه وخدیجه را بر جهانیان برگزید.
10) خطاب به عایشه: از خدیجه اینگونه سخن مگو، او نخستین بانویى بود که به من ایمان آورد، او براى من فرزند آورد (فرزندی مثل فاطمه سلام الله علیها ) .

 

 

 

غروب غمبار تنها غمگسار پیامبر

 

     بیش از 24 سال ، حضرت خدیجه ستاره پرفروغ دودمان رسالت بود، نگاه هاى جاذب وغم زدایش تنها مایه تسلّى پیامبر رحمت در محیط خانه بود ولى هزار افسوس که با ارتحال جانگدازش غم واندوه فراوانى به وسعت دریاها وسنگینى کوه ها بر دل پیامبر فرو ریخت. این حادثه جانگداز وفاجعه توان فرسا، در دهم رمضان دهمین سال بعثت، سه سال پیش از هجرت اتفاق افتاد.
     در حجون دفن شد، پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله در قبر او وارد شد وبه دست مبارک خود او را در قبر گذاشت. در آن هنگام هنوز نماز میّت تشریع نشده بود. وفات حضرت خدیجه سه ماه بعد از وفات حضرت ابوطالب اتفاق افتاد وپیامبر اکرم صلى الله علیه وآله به شدت محزون شد. فاصله این دو حادثه غمبار را از سه روز تا سه ماه گفته اند.
پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله آن سال را «عام الحُزن»؛ سال غم واندوه نام نهاد ودر واقع یک سال اعلام عزاى عمومى نمود.


     پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله همواره مى فرمودند: تا هنگامى که ابوطالب وخدیجه زنده بودند، هرگز غم واندوهى بر من مستولى نشد.خاطرات تلخ وشیرین ایام زندگى مشترک خدیجه هرگز در بایگانى حافظه پیامبر کمرنگ نشد. او هرگز از خانه بیرون نمى رفت جز این که از خدیجه یاد مى کرد وموجبات رشک وحسد همسران نوجوان فراهم مى شد وگاهى با طوفان اعتراض آنها مواجه مى شد، ولى با قاطعیت از خدیجه حمایت مى کرد ومى فرمود: آرى خدیجه اینگونه بود وخداى متعال نسل مرا از او قرار داد. هنگامى که گوسفندى در خانه پیامبر ذبح مى شد، براى دوستان خدیجه از آن مى فرستادند.

  آری خدیجه، همان بانوی پاک‌دامن و مهربانی بود که امیرالمؤمنین علی (ع) در وصف او این چنین می‌سراید:

«هان ای دو چشم من، باران اشک از آسمان دیدگانم فرو بارید، خدا این گریه و این باران اشک را در سوگ دو یار خدا، کار اسلام و قرآن و دو پشتیبان بی‌همانند پیامبر آزادی و عدالت بر شما مبارک سازد...

پیشتازترین زن در راه آزادی بود و با پیامبر نماز گذارد و به نیایش نشست، باران اشک فرو بارید. بر همان بانوی خود ساخته و پاک روش و پاک منشی که خدا خیمه و سرای او را پاک و پاکیزه ساخته است»

 

 

وصیت هاى حضرت خدیجه سلام الله علیها

 

حضرت خدیجه در آخرین لحظات زندگى وصایایى به شرح زیر به پیامبر اکرم نمود:
1) براى او دعاى خیر کند.
2) او را با دست خود در خاک قرار دهد.
3) پیش از دفن در قبر او وارد شود.
4) عبایى را که به هنگام نزول وحى بردوش داشت، روى کفن او قرار دهد.
حضرت خدیجه که همه اموال منقول وغیر منقولش را به حبیب خود بخشیده بود، در مقابل فقط یک عبا مطالبه نمود وآن را مستقیماً طلب نکرد، بلکه به وسیله حضرت فاطمه سلام الله علیها تقاضا کرد.آنگاه پیک وحى فرود آمد وکفن بهشتى از سوى پروردگار از بهشت آورد.
ام ایمن وام الفضل (همسر عباس) پیکر مطهر حضرت خدیجه را شستشو دادند وبراى آخرین بار وداع کردند .
     پیامبر رحمت نخست با عباى خود او را کفن کرد، آنگاه کفن بهشتى را بر روى آن قرار داد. حضرت خدیجه سلام الله علیها در آن لحظات آخر در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها ابراز نگرانى کرد، اسماء بنت عمیس تعهد نمود که در شب زفاف او به جاى خدیجه نقش مادرى ایفا کند.

 

 

تشریف فرمایى حضرت خدیجه سلام الله علیها به محشر

 

     پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله تشریفات ورود حضرت خدیجه کبرى سلام الله علیها را به صحراى محشر چنین توصیف مى نماید: هفتاد هزار فرشته در حالى که پرچم هایى منقّش ومزیّن با جمله «الله اکبر» را در دست دارند، به استقبال او مى شتابند.

 

 

فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) عزادار مادر است

 

                  می­سوزم از شرار نفس های آخرت               
از لحن جانگداز وصایای آخرت
دستم به دست بی رمقت می­شود دخیل
در پیش دیدگان گهربار جبرئیل
دستم شبیه دست تو تبدار می­شود
دیوار غصه بر سرم آوار می­شود
رحمی نما به حال پریشان دخترت
مادر مکش عبای پدر را تو بر­ سرت
دلواپس غروب توام،آفتاب من
بر روزهای روشن من،رنگ شب مزن
در جام لحظه های خوشم شوکران مریز
مادر نمک به زخم جگرهایمان مریز
محزون رنج های پدر می­شوم مرو
من شاهد عزای پدر می­شوم مرو
مادر بمان کنار گل یاس باغ خود
آتش مزن به حاصل خود با فراق خود
فصل بهار خانه مان را خزان مکن
مادر بمان و نیت ترک جهان نکن
مادر حلال کن که دعایم اثر نکرد
شرمنده ام قنوت عشایم اثر نکرد
اشک غمت به ساحل پلک ترم نشست
سنگ فراق شیشه ی قلب مرا شکست
امن یجیب خواندن من بی­نتیجه ماند
زهرا یتیم گشت و پدر بی ­خدیجه ماند

 

                                                      

لحظه جدایی

 

 این قسمت را از زبان استاد شیخ حسین انصاریان برایتان می نویسم :

     " پیامبر وقتی دید حال خدیجه خوب نیست ، دخترش فاطمه را در آغوش گرفت و به منزل عمویش ابوطالب برد تا شاهد از دنیا رفتن مادر نباشد. می خواهم بگویم یارسول الله شما اینقدر اصرار داشتید كه فاطمه مرگ مادر را نبیند كه مبادا ناراحت و غمگین شود ، كاش بودید و مشاهده می كردید كه بعد از ارتحال خود شما چه مصیبت ها كه بر سر دخترتان وارد نشد تا جایی كه بین در و دیوار از عمق جان شما را صدا بزند : یا ابتا یا رسول الله.

     پیغمبر به منزل بازگشت و كنار بستر همسرش نشست و سرخدیجه را به دامن گرفت . خدیجه شروع به گریه كردن كرد ،پیغمبر سبب گریه او را پرسید .

فرمود: یا رسول الله در حال رفتن از این دنیا هستم در حالی كه نمی دانم خدا از من راضی است یا نه ؟

جبرئیل امین نازل شد و فرمود : خداوند فرمود به خدیجه سلام رسانده و بگویید من كمال رضایت را از او دارم .

 خدیجه از دنیا رفت و پیغمبر با احترام او را دفن كرد و فاطمه اش را به منزل برگرداند .فاطمه وقتی به منزل آمد و جای مادر را خالی دید با گریه سراغ مادرش را از پدر گرفت . پیغمبر فرمود : دخترم ، روح مادرت با ملكوتیان عالم به پرواز درآمده است . تا فاطمه فهمید مادر از دنیا رفته است خودش را در آغوش پدر انداخت و در فراق مادر گریست .

     یا فاطمه ، شما مرگ مادر را ندیدی و اینگونه گریه كردی . آیا روا نیست نازدانه های حسینت با دیدن بدن صد چاك پدر از سوز جگر ناله بزنند ؟ "

 

 

شامیا خون به دل یتیم مغموم می کنن

بچه رو با یه سر بریده آروم می کنن

بابا قرآن میخونه سنگها به اون لب میخوره

هر کدوم خطا میره به عمه زینب (س) میخوره

 

السلام علیك یا اباعبدالله

 

 

دهم ماه رمضان سالروز ارتحال جانگداز بزرگ بانوی اسلام حضرت خدیجه سلام الله علیها بر همگان تسلیت باد. – التماس دعا

 

 

 

برخی از منابع                             

خلاصه کتاب همسر آفتاب - hawzah

مطلبی درباره حضرت خدیجه (س) - khakriz

حضرت خدیجه (س) - نویسنده : محسن محمدزاده - pajoohe 

فضایل ، مصایب و كرامات فاطمه زهرا (س) – نویسنده عباس عزیزی                       

پنج شنبه 5/5/1391 - 17:32
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته