سه شنبه 23 تير 1405 - 26 محرم 1448 - 14 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
aseman_iran
آخرین مطلب
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 5161روز قبل
داستان و حکایت
داستانهای شگفت انگیز از زیارت عاشورا
داستانهای شگفت انگیز از زیارت عاشورا
عارف فرزانه آیت اللّه بهجت (ره) می فرمود: مضمون زیارت عاشورا گواه و روشن كننده عظمت آن است، مخصوصاً وقتى آنچه در سند زیارت ملاحظه می كنیم که امام صادق علیه السلام به صفوان مى فرماید: زیارت عاشورا را بخوان و در خواندن آن استمرار داشته باش، من به خواننده آن چند چیز را تضمین می كنم:
زیارت او قبول، تلاشش مشکور و حاجت وى از جانب خداوند متعال بر آورده می شود و با دست خالى باز نخواهد گشت. اى صفوان! این را با ضمانتى از پدرم، و پدرم از امیرالمؤمنین علیه السلام و ایشان از حضرت رسول صلّى الله علیه وآله و رسول خدا از جبرئیل و جبرئیل از خداوند عزّوجلّ دریافت نموده، هر یك از آنها این زیارت را با این ضمانت تضمین نمودند، خداوند عزّوجل به ذات اقدس خود قسم خورده كه هركس زیارت كند حسین علیه السلام را به این زیارت از نزدیك یا دور و دعا كند به این دعا، زیارت و دعاى او را قبول مى كنم و خواسته اش هرچه باشد بر آورده سازم. پس از درگاه من با ناامیدى و زیان باز نگردد و او را به برآمدن حاجتش، و رسیدن به بهشت و آزادى از دوزخ خرسند و خوشحال مى كنم و شفاعت او را در حق هر كس كه شفاعت كند بپذیرم.(1)
مداومت به زیارت عاشورا
یكى از بزرگان مى فرمود: مرحوم آیة اللّه حاج حسین خادمى و حاج شیخ عباس قمى و حاج شیخ عبدالجواد مداحیان روضه خوان امام حسین علیه السلام را در خواب دیدم كه در غرفه اى از غرفه هاى بهشت دور یكدیگر جمع بودند. از آیة اللّه خادمى احوالپرسى كردم و گفتم : با هم بودن شما یك آیة اللّه و آقاى حاج شیخ عباس قمى یك محدث و حاج شیخ عبدالجواد روضه خوان، چه مناسبتى دارد كه با یكدیگر یك جا قرار گرفته اید؟
جواب دادند: ما همگى مداومت به زیارت عاشورا داشتیم و در مقدار خواندن زیارت عاشورا مثل هم بودیم .(2)
فرمود: من حكم مى كنم كه شیعیان ساكن سامراء از امروز تا ده روز همه مشغول خواندن زیارت عاشوراء شوند و ثواب آنرا هدیه روح شریف نرجس خانم والده ماجده حضرت حجة بن الحسن (عج) نمایند تا این بلاء از آنها دور شود اهل مجلس این حكم را به تمام شیعیان رساندند و همه مشغول زیارت عاشوراء شدند.
بانوی دو عالم در مجلس زیارت عاشورا
خانم علویه اى كه براى زیارت حضرت زینب و حضرت رقیه علیهماالسلام به شام مشرّف شده بود مى گفت : محل رأس الشهداء براى من حالت خاص روحى داشت، همیشه آنجا مى رفتم و زیارت مى خواندم و با حال خوشى گریه مى كردم، روزى در موقع زیارت حال خاصّى پیدا كردم ودریچه اى از عالم دیگر براى من گشوده شد، در آن حال كه بیدار بودم مثل خواب دیدن این منظره را دیدم، عدّه اى زن بودند كه مادرم نیز در میان آنها بود و از من تشكر مى كرد كه برایش زیارت و دعا مى خوانم، در این اثناء زن بلند قامتى تشریف آوردند، زنها خدمت ایشان حاجت خود را عرض مى كردند و من هم حاجت خود را عرض كردم،سپس گفتم: ما مجلس روضه خوانى داریم و در آن زیارت عاشورا مى خوانیم،چراشماشركت نمى كنید؟
فرمودند: من مى آیم و شركت هم مى كنم به آن نشانى و دلیل كه پسر خاله شما با عیالش یك جعبه شیرینى آوردند در مجلس شما و براى رفع مشكل منزل شان نذر كردند در مجلس زیارت عاشوراى شما شركت كنند، مشكل آنها به واسطه خواندن زیارت عاشورا رفع شد و منزل جدید را ساختند و در آن نشستند، امّا بعد دیگر در جلسه زیارت عاشورا شركت نكردند.
حاج آقاى ابطحى فرمودند: من صاحب نذر را مى شناختم، جریان را به او گفتم، رنگش تغییر كرد و به گریه افتاده همسرش را صدا كرد و گفت : بشنو از كجا خبر مى دهند و با تأسف گفت: مطلب دقیق همین است كه گفتید، چه كنم مشكلات زندگى نگذاشته به نذر خود وفا كنم. (3)
عذاب را از این قبرستان بردارید
علامه نورى نوشته: مردى صالح بود که همیشه در اندیشه آخرت شبها در مقبره بیرون شهر معروف به «مزار» كه جمعى از صلحا در آن دفن شده بودند، به سر می برد. او همسایه اى داشت كه دوران خردسالى را با هم گذرانده بودند و در بزرگى گمركچى شده بود، پس از مرگ، او را در آن گورستان كه نزدیك منزل آن مرد صالح بود به خاك سپردند.
بیش از یك ماه از مرگ گمركچى نگذشته بود كه مرد صالح او را در خواب می بیند كه او حال خوشى دارد و از نعمتهاى الهى بر خوردار است! به او می گوید: من از آغاز و انجام و درون و بیرون تو باخبرم، تو كسى نبودى كه درونت خوب باشد و كار زشتت حمل بر صحت شود،...كارت عذاب آور بود و بس، پس از كجا به این مقام رسیدى؟
گفت: آرى! چنان است كه گفتى، من از لحظه مرگ تا دیروز در سختترین عذاب بودم، اما دیروز، همسر استاد اشرف آهنگر از دنیا رفته و در اینجا (اشاره به جایى كرده كه پنجاه قدم از گورش دورتر بوده) به خاكش سپردند، دیشب سه مرتبه امام حسین علیه السلام به دیدنش آمدند. بار سوم فرمودند: عذاب را از این گورستان بردارند، لذا من آسایش قرار گرفتم.مرد صالح از خواب بیدار شده و در بازار آهنگران به جستجوى استاد اشرف می رود، او را یافته و از حال همسرش می پرسد، استاد اشرف می گوید: دیروز از دنیا رفته و در فلان مكان به خاكش سپردیم. مرد صالح می پرسد: به زیارت امام حسین علیه السلام رفته بود؟ می گوید: نه. می پرسد: ذكر مصیبت او می كرد؟ جواب می دهد: نه. سؤال می كند روضه خوانى داشت؟ می گوید: نه، از این سؤالات چه مقصودى دارى؟ مرد صالح خوابش را نقل می كند و می گوید: می خواهم بدانم میان او و امام حسین علیه السلام چه رابطه اى بوده؟ استاد اشرف پاسخ می دهد: زیارت عاشورا می خواند.(4)
رفع بلایی بزرگ
علامه شیخ حسن فرید گلپایگانى از استاد خود مرحوم آیة اللّه شیخ عبدالكریم حائرى یزدى نقل فرمود:
اوقاتى كه در سامراء مشغول تحصیل علوم دینى بودم اهالى سامراء به بیمارى وباء و طاعون مبتلا شدند و همه روزه عده اى مى مردند روزى به همراه جمعى از اهل علم در منزل استادم مرحوم سیّد محمّد فشاركى بودیم، ناگاه میرزا محمّد تقى شیرازى تشریف آوردند و صحبت از بیمارى وباء شد كه همه در معرض خطر مرگ هستند.
مرحوم میرزا فرمود: اگر من حكمى بدهم آیا لازم است انجام شود یا نه ؟ همه اهل مجلس تصدیق نمودند كه بلى .
سپس فرمود: من حكم مى كنم كه شیعیان ساكن سامراء از امروز تا ده روز همه مشغول خواندن زیارت عاشوراء شوند و ثواب آنرا هدیه روح شریف نرجس خانم والده ماجده حضرت حجة بن الحسن (عج) نمایند تا این بلاء از آنها دور شود اهل مجلس این حكم را به تمام شیعیان رساندند و همه مشغول زیارت عاشوراء شدند.
از فردا تلف شدن شیعه متوقف شد و همه روزه عده اى از سنى ها مى مردند به طوریكه بر همه آشكار گردیده برخى از سنى ها از آشناهاى خود از شیعه ها پرسیدند: سبب اینكه دیگر از شما تلف نمیشوند چیست ؟
به آنها گفته بودند: زیارت عاشوراء، آنها هم مشغول شدند و بلاء از آنها هم بر طرف گردید.
علامه فرید فرمودند: وقتى گرفتارى سختى برایم پیش آمد فرمایش آن مرحوم بیادم آمد و از اول محرم سرگرم زیارت عاشوراء شدم روز هشتم بطور خارق العاده برایم فرج شد. (5)
پی نوشت:
1)
زیارت عاشورا و داستانهاى شگفت آن، ص 56.
2) كرامات الحسینیه، على میر خلف زاده، ج 2.
3) همان.
4) داستانهاى مفاتیح الجنان، اسماعیل محمدى، ص 40.
5) داستانهای شگفت، عبدالحسین دستغیب.
شنبه 6/3/1391 - 18:37
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
سياست
مارپیچ سکوت
شخصیتها مراقب مارپیچ سکوت باشند!
در ترفند مارپیچ سکوت که در سرویسهای اطلاعاتی غرب به عنوان ماده درسی تدریس میشود در پی این هستند که فکر اقلیت را به اکثریت نسبت دهند و مخالفین را مسکوت نگه دارند.
"مارپیچ سكوت" (
SILENCE SPIRAL
)
یكی از ترفندهای پیچیده و پرهزینه عملیات روانی است كه
از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاكنون و مخصوصا طی دو سال اخیر در حجم انبوهی علیه مردم كشورمان به كار گرفته شده است
. مارپیچ سكوت كه شرح آن خواهد آمد اولین بار در سال 1974 (1353) از سوی "الیزابت نئول نیومن" آلمانی در كتاب "افكار عمومی-پوست اجتماعی" مطرح شد. نیومن و برخی دیگر از نظریه پردازان غرب مارپیچ سكوت را یك نظریه علمی می دانند كه می تواند بخشی از مكانیسم اجتماعی در شكل گیری افكار عمومی را توضیح داده و تشریح كند، اما به گزارش "آسوشیتدپرس"، چگونگی بهره گیری از این نظریه یكی از ده ها -و اكنون صدها- ماده درسی است كه در سرویس های اطلاعاتی آمریكا و اروپا به افسران عملیات روانی آموزش داده می شود و بخش قابل توجهی از فعالیت غول های رسانه ای وابسته به كلان سرمایه داران غرب، نظیر "رابرت مرداك" و برادران "وارنر" در این بستر به كار گرفته می شوند.
ترفند مارپیچ سكوت بر این نظریه تكیه دارد كه افراد جامعه اگر احساس كنند دیدگاه و نظر آنها در "اقلیت" قرار دارد و اكثر افراد جامعه دیدگاه و نظری متفاوت با آنها دارند، به طور معمول و براساس یك قاعده فراگیر -استثناها مورد نظر نیست- علاقه و تمایلی به ابراز نظر و عقیده خود نخواهند داشت و بیم آن دارند كه به خاطر ابراز عقیده و نظر متفاوت خویش در انزوا قرار گیرند و از سوی دیگر وقتی یك دیدگاه از سوی اكثریت افراد جامعه حمایت می شود، افراد خنثی و بی تفاوت نیز ترجیح می دهند در همان راستا ابراز عقیده كنند.
الیزابت نئول نیومن
كارشناسان و نظریه پردازان عملیات روانی بر اساس قاعده فوق ترفند مارپیچ سكوت را طراحی كرده و به میدان می آورند. با این توضیح كه وقتی رواج و فراگیری فلان "باور دروغین" را در جامعه حریف به سود خود ارزیابی می كنند، با بهره گیری از رسانه ها، گروه ها، احزاب و شخصیت های وابسته یا تحت تاثیر خود، همان دیدگاه و نظر را به عنوان دیدگاه و باور اكثریت مردم (!) تبلیغ كرده و ترویج می کنند و از آنجا كه در جوامع امروزی و در عصر ارتباطات، رسانه ها نقش برجسته ای در شكل دهی و ساخت افكار عمومی دارند، دیدگاه ترویج و تبلیغ شده در یكی از دو حالت زیر، شكل گرفته و تثبیت می شود. اول، آن كه اكثریت مردم، دیدگاه ارائه شده را باور می كنند! این حالت، مطلوب ترین نتیجه مورد انتظار دشمن از عملیات روانی یاد شده است ولی معمولا در یك جامعه هوشمند و صاحب بصیرت امكان وقوع ندارد و حالت دوم این كه، شمار قابل توجهی از مخاطبان -و نه همه آنها- نظر ترویج شده را باور نمی كنند ولی آن را نظر اكثریت مردم تلقی می كنند. این حالت اگرچه برای دشمن مطلوب ترین حالت نیست ولی با حالت مطلوب فاصله چندانی ندارد، چرا كه در هر دو حالت، نظر و دیدگاه تبلیغ شده به عنوان نظر اكثریت جامعه معرفی شده و فضا را به سمت و سوی دلخواه دشمن سوق داده است.
اما، اصلی ترین مشكل دشمن جریانات، شخصیت ها و افرادی هستند كه نه فقط دیدگاه ارائه شده را باور ندارند بلكه آن را نظر اكثریت جامعه نیز نمی دانند. این عده چنانچه زبان و قلم به مخالفت با نظر ارائه شده بچرخانند و "واقعیت"ها را آنگونه كه هست به گوش مردم برسانند مخصوصا اگر این شخصیت ها و جریانات از اقبال و پایگاه مردمی برخوردار باشند، عملیات فریب دشمن با شكست قطعی روبرو می شود و كار رسانه ها و گروه های همراه و همسو با آن به رسوایی شكننده می انجامد. ترفند مارپیچ سكوت در این نقطه به كار گرفته می شود.
در شگرد مارپیچ سكوت ماموریت اصلی بر عهده رسانه ها -اعم از رسانه های دیداری، شنیداری، مكتوب، تریبون ها، نظر شخصیت ها- است. در این هنگام، رسانه های وابسته به دشمن -به قول حضرت آقا پایگاه دشمن- و یا كم اطلاع از ترفندهای دشمن، وظیفه پیدا می كنند كه هر دیدگاه و نظر مخالف با نظر ارائه شده از سوی دشمن را زیر این تابلو و عنوان دروغین كه با نظر اكثریت جامعه در تضاد است، به باد مخالفت و در مواردی استهزا بگیرند. این هجوم در حجم انبوه و سطح گسترده صورت پذیرفته و تلاش می كنند ارائه كننده نظر مخالف را از ابراز نظر پشیمان كرده و به سكوت وادارند... مارپیچ سكوت اینگونه شكل گرفته و به میدان آورده می شود.
اواخر بهمن ماه سال گذشته -چند هفته قبل از انتخابات مجلس نهم- گروهی از كانال یك تلویزیون نروژ برای مصاحبه به كیهان آمده بودند. خبرنگار نروژی به عنوان اولین سؤال پرسید: «ارزیابی شما از شرایط سخت اقتصادی ایران و گسترش فقر در كشورتان چیست؟!» نگارنده بعد از خوش آمدگویی پرسید: «ترافیك سنگین خیابان های تهران برایتان دردسرآفرین نبود؟» و مصاحبه كننده نروژی كه سر درد دلش باز شده بود گفت: «ترافیك فاجعه است. تهران به یك پاركینگ بزرگ شبیه است!» پرسیده شد: «شاید اتومبیل ها فرسوده اند و مشكل ترافیكی ایجاد می كنند؟» با تعجب گفت: «اكثر اتومبیل ها از بهترین های اروپایی و ژاپنی و كره ای و آخرین مدل های پژو فرانسوی اند» به ایشان گفته شد: «این روزها به عید نوروز نزدیك می شویم و مردم برای خرید به خیابان ها آمده اند» خبرنگار نروژی ابتدا پرسید: «شما با من مصاحبه می كنید یا من با شما؟!» و سپس گفت: «اكثر اتومبیل ها تك سرنشین بودند و بعید است برای خرید عید آمده باشند!» از ایشان پرسیده شد: «آیا انبوه اتومبیل های سواری آخرین مدل و تك سرنشین نشانه فقر و تنگدستی مردم است؟!» و او سكوت معناداری كرد و گفت: «می پذیرم» و پرسید: «آیا شما وجود فقر را در كشورتان نفی می كنید؟» پاسخ آن بود كه نه! ولی شما تصویری از ایران ارائه می دهید كه انگار هر روز پیكر بی جان تعدادی از مردم ایران را كه از گرسنگی فوت كرده اند از كنار خیابان ها جمع می كنیم؟! و اینهمه پیشرفت و عمران و آبادانی و تلاش برای فقرزدایی را نادیده می گیرید و... سخن در این باره به درازا كشید ولی تلویزیون نروژ این بخش از مصاحبه را پخش نكرد!
تردیدی نیست كه در عرصه اقتصاد و تامین معیشت مردم نیز مانند برخی عرصه های دیگر با نقطه مطلوب و ایده آل فاصله داریم ولی از نقطه شروع تاكنون گام های بلند و حیرت انگیزی برداشته ایم تا آنجا كه شرایط اقتصادی و اجتماعی و موقعیت علمی و تكنولوژیك كشورمان نه فقط با هیچ یك از كشورهای منطقه قابل مقایسه نیست بلكه در مواردی از بسیاری كشورهای مدعی پیشی گرفته ایم.
این نوشته در پی انكار برخی از پلشتی ها، نظیر گرانی لجام گسیخته و یا سوءاستفاده های كلان مالی و بی توجهی شماری از مسئولان به معیشت محرومان و اقشار مستضعف جامعه نیست. چرا كه به گواهی نسخه های روزنامه كه برای همگان قابل دسترسی است، كیهان بیش از دیگران و همواره پیش از آنان به اینگونه ناهنجاری ها پرداخته است. اعتراض به گرانی جهشی این روزها اولین بار از سوی كیهان و در قالب ده ها یادداشت و گزارش مستند صورت پذیرفت. فساد كلان بانكی و نقش بانك آریا و مه آفرید امیرخسروی در آن، 4 ماه قبل از آن كه دستگاه های قضایی و امنیتی به سراغ ماجرا بروند از سوی كیهان افشا شد. تقریبا -و با جرات گفته می شود كه- هیچ پرونده كلان فساد مالی و اقتصادی را نمی توان آدرس داد كه قبل از دستگاه قضایی و اطلاعاتی در كیهان مطرح نشده باشد و... اما در این نوشته سخن بر سر سیاه نمایی دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها است كه فضای كشور را وارونه جلوه می دهند و با بهره گیری از رسانه های زنجیره ای و اجاره ای، مارپیچ سكوت می سازند و می كوشند تا هرگونه توضیح و روشنگری درباره واقعیت های جاری كشور را در هزارتوی این مارپیچ از صدا بیندازند. تا اینجای كار اگرچه ناجوانمردانه است، اما طبیعی است چرا كه از دشمن جز كینه توزی و توهم پراكنی انتظاری نیست، ولی گلایه- شما بخوانید ملامت- متوجه برخی از خودی های غافل -اعم از شخصیت ها، گروه ها و رسانه ها- است كه مرعوب فضای مجازی و دروغین مارپیچ سكوت می شوند و بی آن كه بدانند یا بخواهند در این چنبره فریب با دشمن مردم و نظام و اسلام هم صدایی می كنند!
سخن این نیست كه پلشتی ها نقد نشود و مطالبات مردمی -حتی نوع حداكثری آن- از مسئولان نظام خواسته نشود، بلكه به قول حضرت آقا كه كلامی علمی و حكیمانه است، نقد دلسوزانه آن است كه در كنار ناهنجاری ها و نبایدها به هنجارها و دستاوردها نیز اشاره شود. در این صورت، فضا آنگونه ترسیم می شود كه واقعا هست، نه آنگونه كه دشمن می نمایاند. در این حالت پای مقایسه به میان می آید -همان كه امام راحل رحمت الله علیه ما بارها بر ضرورت آن تاكید فرموده بود- و در این مقایسه است كه گام های ناپیموده در كنار گام های بلند طی شده با هم به نمایش گذارده می شوند و این واقعیت كه نه خلاف است و نه گزاف به وضوح رخ می نماید كه «ناپیموده»ها اگرچه به هرحال «ناپیموده»اند و باید پیموده شوند ولی در حد و اندازه ای نیستند كه سایه خود را بر "گام های بلند پیموده" تحمیل كنند... و این رشته اگرچه سر دراز دارد و باز هم به آن خواهیم پرداخت ولی در پایان اشاره به این نكته از قول روزنامه آمریكایی یو.اس.ای تودی و به نقل از گزارش "آمریكن اینترپرایز" را ضروری می دانیم كه "بزرگترین مشكل آمریكا در ایران، حضور یك حریف قدرتمند-با استفاده از واژه
SUPER OPPONENT
(ابرحریف)- به نام [آیت الله] خامنه ای است كه نقشه راه را می شناسد و مردم به او اعتماد آمیخته به اعتقاد دارند."
منبع: سایت گرداب
شنبه 6/3/1391 - 18:25
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
1
گزارش محتوا
محتوای مخالف با موازین شرعی
محتوای مخالف با مصالح نظام جمهوری اسلامی
محتوای نقض کننده حریم شخصی من
محتوای مخالف با موازین اخلاقی
مورد توجه ترین های هفته اخیر
لینک ها
جستجو در مطالب روزانه
ثبت مطلب جدید
مطالب روزانه اعضا
فعالان مطالب روزانه
مطالب من
نظرات مطالب من
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته