خداوند متعال نسخه های هدایت وسعادت بشریت را به واسطه پیامبران ، هادیان وراهبران مصلح برای امتهای مختلف فرستاده است، که کاملترین آنها دردین مبین اسلام متجلی است، این دستورات براساس شناخت دقیق ابعاد گوناگون وجودی انسان، متضمن دستیابی به زندگی شایسته ونیل به کمال حقیقی وسلامت جسم وروح اوست .
«فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطرالناس علیها»2
گرایش به زیبائی از قبیل : زیبا پوشیدن، زیبا سخن گفتن، خود را آراستن، معطر کردن وتمایلات جنسی، همه وهمه اموری است که از فطرت انسان برمی خیزد.
آنچه مهم است، نگهداشتن حریم وخارج نشدن ازحد اعتدال دراین موارد می باشد، نه سرکوب کردن خواهشهاوتمایلات فطری ودرونی ونه تند روی وافراط درآنها، اساسا معنای عفت همین است. یعنی شخصی عفیف وپاکدامن است که بتواند شهوات وغرایز خودرا تحت کنترل درآورد،به طوری که از حد اعتدال خارج نگردد.
«ما المجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجراً ممن قدر فعف لکاد العفیف ان یکون ملکاً من الملائکه.
پاداش مجاهد شهید در راه خدا، بزرگتر از پاداش عفیف پاکدامنی نیست که قدرت گناه دارد وآلوده نمی گردد. همانا عفیف پاکدامن فرشته ای از فرشته هاست ». 3
اما با کمال تأسف، همزمان با گام نهادن بشر به سکوی آسمان وحکمفرمائی فن آوری بر مغز واراده بشر، فرشته عفت واخلاق نیز از بسیاری جوامع رخت بربست. زن که مظهر عفاف، حیا وعشق ورزی به قداست وپاکی، مام بشریت محسوب می شد وتداعی صفات فرشتگان درروی زمین وکانون گرم خانواده می نمود، به عنوان ابزاری بی مقدار در کوی وبرزن چون کالائی دردست طماعان وگردانندگان بازار هوی وهوس درآمد ودرمعرض هجوم همه جانبه جریان های سوء سیاسی وتبلیغاتی وسراشیبی سقوط قرار گرفت وکرامت ذاتی اش زیر غباری از غفلت وفراموشی مدفون شد.
ازآن پس، اساس ازدواجها درهم ریخت وهمه به دورآتش شهوت رقصیدند ونظام های دقیقی که در طول قرنها زندگی آدمیان برای اداره وبقای خانواده وضع شده بود ونیز روحانی ترین روابط انسانی میان زن ومرد، یکباره فروریخت واز ارزش واعتبار زن، درنظر مردانی که برای وصول به کعبه وجود زن، حریمی ملکوتی ساخته بودند، کاسته شد تا آنجا که آنچه ازبدی، گناه، عصیان، خیانت، کم ارادتی وتجاوز به زن ومقام شامخ او بود، درحق او روا داشتند.
شکی نیست که حفظ سلطه اقتصادی، سیاسی ونظامی کشورهای سرمایه داری استعمارگری برسایر کشورها ومناطق عقب نگاه داشته شده استعمارزده، بدون سلطه فرهنگی وتنیده برافکار وعقاید وفرهنگ مردم این مناطق، ممکن نبوده ونخواهد بود، که استعمار برای رسیدن به این هدف شوم از کتب درسی مدارس گرفته تا مقالات علمی، برنامه های سینمائی، رادیوئی، تلویزیونی، ویدیوئی، ماهواره وغیره به صورت گوناگون بهره برداری می کند وهمواره در صدد است که مردم، به ویژه روشنفکران جوان، بخصوص امت اسلامی را از تاریخ جامعه خود جدا سازد وطرز تفکر استعماری را رواج دهد وهر چه افزونتر، از خود بیگانگی وبیگانه پرستی را توسعه بخشد.
مفهوم وتعریف عفاف درتعالیم اسلامی، مفهوم واژه عفت، برکنترل شهوات وجلوگیری آن درخروج از مرز اعتدال دلالت می کند.
درتعالیم اسلامی، مفهوم واژه عفت، برکنترل شهوات وجلوگیری آن درخروج از مرز اعتدال دلالت می کند.
در قران کریم «حالت نفسانی که از غلبه شهوت باز دارد » آمده است . به بیان قران کریم عفیف به شخصی اطلاق می شود که خود نگهدار وبا مناعت باشد .4
این تعبیر در افراد وموارد مختلف، شرایط خاص خود را دارد . به عنوان مثال :
الف) عفت در فقیر عبارت است از : قناعت ورزی وحفظ نفس از تمایلات شهوانی تا گناهی از وی صادر نشود.
ب) عفت در غنی عبارت است از : نگهداری وحفظ نفس از شهواتی که به واسطه وسعت مال وامکانات مالی برای توانگر حاصل می شود. «ومن کان غنیا فلیستعفف ».5
ج)عفت در افرادی که توانائی برانجام نکاح ندارند، خودداری نفس از شهوات وحفظ پاکدامنی از آلودگی به گناه .
د) عفت در زنان سالخورده به نگهداری حفظ خویشتن است از آنچه نفس بدان میل می کند ، از قبیل : ظاهر کردن زینت وخودآرائی. 6
عفت وپاکدامنی
نقش عفاف و پاكدامنی در زندگی انسان؛ خویشتنداری و عفت طلبی فطری
مطالعه تاریخ حیات بشر در دورترین زمانهای ذكرشده، همراه با نشانه هایی از تمسك همیشگی انسان به حفظ پاكی و احترام به عفت و پاكدامنی است. همه اینها و مراجعه به وجدان، گویای فطری بودن عفت طلبی انسان می باشد؛ زیرا خداوند متعال، پاك بودن و پاك زیستن را در سرشت و نهاد بشر به ودیعت گذاشت.
«عفاف» از ریشه «عفت» است و لغت شناسان درباره آن گفته اند كه به معنای اكتفا ورزیدن به بهره مندی كم و شایسته است. همچنین، عفت را چنین معنا می كنند: عفت، پدیدآمدن حالتی برای نفس است كه به وسیله آن از افزون طلبی قوه شهوانیه جلوگیری می شود. (1) و همچنین در «مجمع البحرین» آمده است: عفاف از چیزی ورزیدن یعنی از آن امتناع كردن(2)، پس او عفیف است. ابن منظور نیز در لسان العرب عفت را خویشتن داری از آنچه كه حلال و زیبا نیست، بیان كرده است.(3
همچنین در قاموس، «عفت» را به معنای خود نگهداری از محرمات و زشتیها كه با زیباگزینی منافات دارد، معنا می كند.(4
در ادب پارسی، عفاف از نظر معنا و گویش، تفاوت یافته است. در لغت نامه دهخدا عفاف به معنای پارسایی و پرهیزگاری نهفتگی، پاكدامنی و خویشتن داری آمده است. (5
بنابراین در گویش فارسی، عفاف به معنای «پاكدامنی» به كار می رود. در تفكر اسلامی، عفاف واژه ای با بار معنایی خاص برگرفته از آیات و روایات، و گونه ای منش است همراه با كنش رفتاری و گفتاری.
مرحوم نراقی در معراج السعاده می نویسد: عفت عبارت است از مطیع و منقاد شدن قوه شهوانیه از برای قوه عاقله كه حدود اوامر الهی را به لحاظ كمی و كیفی، نگهدارد.(6
عفت همان اعتدال عقلی و شرعی است و افراط و تفریط در آن مذموم است، پس در تمامی اخلاق و احوال، حد وسط و راه میانه «عفت» است.