• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 4866روز قبل
اهل بیت

ولادت

 ششمین اختر آسمان ولایت حضرت جعفر بن محمد(ع) در هفدهم ربیع الاول ـ روز میلاد جد بزرگوارش رسول خدا (ص)سال 83 هجری در مدینه متولّد شد. مشهورترین کنیه اش (ابو عبدالله) و معروف ترین لقبش(صادق)می باشد.پدر گرامیش امام محمدباقر(ع) و مادرش(امّ فروه) دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر بود که بنابر فرمایش خود امام صادق(ع):از بانوان پرهیز کار وبا ایمان و نیکو کار بود.

عمر پر برکت امام 65 سال بود،از این مدت 12سال در آغوش پر مهر جدّش امام سجاد(ع) و19سال در کنار پدر گرامیش امام باقر(ع) سپری شد،وامامتش 34 سال ــ از سال 114 تا 148 هجری ــ به طول انجامید.

 

محیط پرورشی امام

 امام نیمی از زندگی پر برکتش را تحت ترتیب جد بزرگوار و پدر عالی قدرش گزراند. این دوران ارزنده، بهترین فرصت بود تا آن حضرت بتواند در چنین مدرسه ی عالی و خاندان وحی  علم و دانش و معرفت الهی ک بهترین فرصت بود تا آن حضرت بتواند در چنین مدرسه ی عالی و خاندان وحی، علم و دانش وفضیلت و معرفت الهی کسب کند.امام(ع)از دوران طفولیت با رنج ها و مصائب روزگار در خانواده ای غم دیده بزرگ شد. کمتر خانواده ای همچون خانواده ی امام سجاد علیه السلام یافت می شود که آن همه مصائب و گرفتاری و زجر و شکنجه ی روحی دیده باشد. خاطره ی جانگداز حسین بن علی علیه السلام و یاران او و اشک های اطفال معصوم و اسیران اهل بیت رسول الله(ص) همه ی افراد خانوادهی امام سجاد علیه السلام را در ماتم و اندوه دائم فرو برد. امام صادق علیه السلام  در چنین خانواده ای چشم به جهان گشود. و هرچه بزرگتر می شد با شرایت سیاسی،اجتماعی محیط زندگی خود بیشتر آشنا می گشت.افق های تازهای  در مقابل دیدگانش گشوده می شد.او از نزدیک می دید که چگونه حرکات جد بزرگوارش و رفت و آمد های دیگران به خانه ی آن حضرت تحت مراقبت شدید دستگاه اموی قرار داردو یاران آن حضرت با چه زحمت وسختی با وی تماس میگیرند.از سوی دیگر امام علیه السلام ــ در اثر رفت و آمدهای هرچند محدود دانشجویان به منزل جد و پدر گرانقدرش ــ شاهد بحث های علمی و فقهی آنان در زمینه های مختلف علوم اسلامی بود و از نزدیک رنجها و تلاش های پدر را در راه تثبیت اصول امامت و تبیین احکام و گسترش فرهنگ اصیل اسلام و تفسیر قرآن به روال بینش اهل بیت علیهم السلام مشاهده می کرد، و به عنوان پسر بزرگ خانواده در همه ی این فعالیت ها شرکت می نمود. 

شخصیت امام صادق(ع)

 درباره شخصیت امام صادق(ع)، همین بس که دشمن سرسخت او، منصور دوانیقی وقتی از شهادتش آگاه شد، گریه کرد، و گفت:((آیا برای جعفر بن محمد، دیگر نظیری پیدا می شود؟))مالک ابن اَنَس ــ یکی از چهار پیشوای اهل سنت ــ می گوید:((هرگز چشمی مانند جعفر بن محمد ندیده و گوشی نظیر او را نشنیده، و هرگز بر قلب انسانی برتر از جعفر بن محمد، از نظر دانش و عبادت و پرهیزگاری ، خطور نکرده است.))

ابن ابی العوجا ــ پیشوای مادیون آن زمان ــ در بارهی شخصیت آن حضرت چنین اعتراف کرد:(( (امام صادق(ع)) بالاتر از بشر است و اگر در زمین فرد روحانی وجود داشته باشد که گاهی بصورت بشر متجلی گردد، او همان جعفر بن محمد است))

 

مقام علمی امام(ع)

 آوازه ی علوم شخصیت علمی ممتاز منحصر بفرد امام صادق (ع) آن چنان در محیط اجتماعی آن روز، گسترش یافت، و در محافل علمی و مجالس فضل و دانش، با تجلیل و عظمت فوق العاده ای مطرح گردید که او را ((صادق آل محمد)) لقب دادند و دوست و دشمن به برتری مقام علمی او زبان گشودند.ابوحنیفه ــ پیشوای حنیفه های اهل سنت ــ می گوید:((من فقیه تر اؤ جعفر بن محمد ندیده ام)) روزی طبق دستور منصور چهل مسئله ی مهم فقهی اماده کردم، تا در جلسه ای باحضور خلیفه از آن حضرت سوال کنمپس از طرح سوالات، امام یکایک و موارد اختلاف را آن چنان پاسخ کامل داد که همگان اعتراف کردندکه آن حضرت دانشمندترین و آگاه ترین مردم به موارد اختلاف آراء می باشد.دکتر عبدالقادر محمود ــ دانشمند و نویسنده ی معروف مصری و مولف کتاب((الامام الصادق رائد السنّهو الشیعه))ــ در مقدمه ی کتاب خود می گوید:((امام صادق علیه السلام مرجع اهل تسنن و تشیّع، هر دو

می باشد و کافی است او استاد و پیشوای فقهی ابو حنیفه و مالک می باشد و استاد دانشمند شیمی دان ما جابربن حیان است. وجود او اختصاص به یک مذهب و مکتب ندارد بلکه متعلق به همه است.))

 

 زمان داران امام صادق(ع)

 امام صادق((ع))، در سال 1314 هجری، رهبری امت را بدست گرفت. و در مجموع دوران حکومت خود، با چندتن از خلفاء بنی امیّه و بنی عباس معاصر بود. از خلفای بنی امیه با هشام بن عبدالملک، ولید ابن یزید، یزید بن ولید،   

ابراهیم بن ولید و مروان حمار، و از خلفای بنی عباس، با ابوالعباس سفاح و منصور دووانیقی هم عصر بود.

 

 رابطه امام(ع) و شورش ها

 در آغاز انقلاب، همه ی چشم ها به امام صادق(ع) دوخته شده بود چرا که فردی را لایق تر از او نمی شناختند.اما از آنجا که امام(ع)منویات و ضمائر دعوتگران آگاه بود، از روز نخست، روی موافق نشان دادند، هر چند،مخالفت هم نکرد. امام(ع)میدانست که این قیام هر چند تحت شعار((رضای آل محمد))شکل گرفته ولی هدف چیز دیگری است. آنان پس از پیروزی مسیر انقلاب تغییر داده و به نام خود تمام خواهند کرد. و این حقیقت را می توان از سخنان خود امام(ع)بدست آورد:1ـ عبد الله بن حسن از امام صادق(ع)خواست با سفّاح و منصور پیشگامان دعوت همراهی کند. امام به وی فرمود:((این دو نفر نیت پاکی ندارند آنان به نام تو و من تحت شعار((رضای آل محمد))قیامی به راه انداختند ولی موقع نتیجه گیری، تو و دو فرزندت را عقب زده خود را زمامدار جمعیت معرفی می کند.2ـ امام(ع) در پاسخ دعوت به همکاری سدیر صیفری، نیز فرمود:((در آنان اخلاصی نمی بینم.))

3ـ ابو مسلم خراسانی که عباسیان را به حکومت رسانید در نامه ای به امام صادق(ع) نوشت: من مردم را به دوستی به اهل بیت دعوت می کنم، آیا مایل هستید تا با شما بیعت کنم؟امام صادق(ع) پاسخ داد:نه تو مرد مکتب من هستی و نه روزگار، روزگار من است.

 

روی کار آمدن بنی عباس

 بنی عباس از تبار ((عباس بن عبداالمطلب)) عموی پیامبر(ص) بودند، در آغاز کار به مطرح کردن خونخواهی شهدای کربلا و خشنودی آل محمد(ص) و مبارزه با ستم امویان ،مردم را دور خود جمع کرده و به ویژه از علاقه ی ایرانیان به آل علی(ع) سود جستند و به عنوان این که حکومت را از امویان بگیرند و به کسی که شایسته ی آن است بسپارند، با بنی امیه به مبارزه پرداختند و سرانجام به کمک ابو مسلم خراسانی و ایرانیانی که گرد او جمع شده بودند بنی امیه را از میان برداشتند؛ اما به جای این که خلافت را به امام وقت جعفر ابن محمد علیه السلام وا گذارند، خود بر مسند حکومت تکیه زدند.امام(ع) در تمام این مدت و به ویژه در حکومت منصور تحت فشار و مراقبت بود. وی اگر چه نمی توانست به اسلام راستین، از طریق ایجاد حکومت تجسم و عینیّت بخشد ولی در شرایط مناسب از اعتراض و پرخاشگری بر حکام وقت خود داری نمی کرد.هنگامی که منصور طی نامه ای از امام علیه السلام در خواست کرد او را نصیحت کند، آن حضرت در پاسخ نوشت:(( آن کس که دنیا را بخواهد تو را نصیحت نمی کند  و هر که  سرای دیگر را بخواهد  با تو همنشین نمی شود.))روزی مگسی بر چهره ی منصور نشست. او مگس را از خود دور کرد. اما مگس مجددا برگشت، این کار چند بار تکرار شد. منصور به ستوه آمد، و با ناراحتی از امام صادق علیه السلام که در آن جا حضور داشت پرسید: خداوند مگس را چرا خلق کرده است؟ امام صادق علیه السلام فرمود:((برای این که زور گویان را خوار کند.))امام صادق علیه السلام به هر صورت ممکن، با روشن گری های خود شرایط ولی امر و زمان داران اسلامی را بیان هویت و چهره ی واقعی حکومت بنی عباس را بر ملا می ساخت.

روزی یکی از یاران آن حضرت از وی پرسید:برخی از پیروان شما در تنگدستی به سر می برد، به آنان پیشنهاد     می شود که برای اینان (بنی عباس) خانه بسازند، نهر بکنند و اجرت بگیرند، این کار از شما چگونه است؟ امام   علیه السلام فرمود:((من دوست ندارم برای آنان (بنی عباس) گرهی بزنم یا خطی بکشم، هرچند در برابر آن پول زیادی بدهند، زیرا کسانی که به ستمگران کمک می کنند در قیامت در سرا پرده ای از آتشند تا خدا میان بندگان حکم کند.))

 

شهادت امام علیه السلام

 منصور خلیفه ی ستمگر عباسی با وجود اینکه امام(ع) را در مراقبت و محدودیت شدید مأموران خویش قرار داده بود و جاسوسانه به آن حضرت گمارده بود سرانجام نتوانست وجود آن حضرت را که آوازه ی امامت و رهبریش تا دور ترین سرزمین های اسلامی رسیده بود در میان جامعه تحمل کند و تصمیم گرفت آن بزرگوار را مسموم نماید.

امام صادق علیه السلام در بیست و پنجم شوال سال یکصدوچهل  و هشت هجری قمری در سن شصت و پنج سالگی توسط منصور خلیفه ی عباسی مسموم شد و به شهادت رسیدند و پیکر پاکش را

در قبرستان بقیع در کنار پدر بزرگوارش به خاک سپردند.

 

دوشنبه 28/12/1391 - 8:27
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته