خداوندا خسته ام از فصل سرد گناه و دلتنگ روزهای پاكم . . . بارانی بفرست ، چتر گناه را دور انداخته ام ! :: :: خدای من نه آن قدر پاكم كه كمكم كنی و نه آن قدر بدم كه رهایم كنی میان این دو گمم هم خود را و هم تو را آزار میدهم هر چه قدر تلاش كردم نتوانستم آنی باشم كه تو خواستی و هرگز دوست ندارم آنی باشم كه تو رهایم كنی آنقدر بی تو تنها هستم كه بی تو یعنی “ هیچ ” یعنی “ پوچ ” خدایا هیچ وقت رهایم نكن . .