• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 6
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 6264روز قبل
موبایل

در نظرسنجی انتخاباتی شرکت کنید.

http://10.iner30.com

http://10.iner30.com
جمعه 25/2/1388 - 2:36
بیماری ها
یك گزارش تغذیه ای در رابطه با مواد غذایی و تأثیرات آن نوشت: نوشیدن یك لیوان آب پرتقال در هنگام شب ، باعث سوزش معده و عصبانیت می شود در حالیكه نوشیدن همین لیوان آب پرتقال هنگام صبح به عمل هضم كمك كرده و باعث تولید انرژی بیشتری می شود.

تمامی مواد غذایی كه ما مصرف می كنیم می توانند در برخی از ساعات روز سودمندتر باشند.

یك محقق فرانسوی به تازگی به دنبال پژوهشهای طولانی خود، موارد جدیدی را پیرامون نحوه جذب غذا در ساعات مختلف روز كشف كرده است.

بر پایه این پژوهشها برخی از مواد غذایی در روز و برخی دیگر در شب فواید بیشتری به بدن می رسانند، به اعتقاد وی برخی از مواد غذایی هنگام ظهر به خوبی جذب بدن می شوند در صورتیكه اگر همین مواد غذایی در شب استفاده شوند جذب آن بسیار كمتر خواهد بود.

برای مثال بدن ما نیاز اجتناب نا پذیری به ویتامینA دارد. شمار زیادی از بیماری ها از جمله امراض پوستی به دلیل كمبود این ویتامین پدید می آید. ویتامینA بعد از جگر در هویج بیشتر یافت می شود اگر هویج در صبح و یا نیمه روز خورده شود ویتامین های آن به طور كامل آزاد و جذب بدن می شود اما اگر در نزدیكی شب خورده شود، جذب ویتامینAاز آن بسیار مشكل خواهد بود.

درحالیكه استفاده از سیب بر خلاف هویج است.

خوردن سیب برای كیسه صفرا ، كبد و پانكراس( لوزه المعده) بسیار سودمند است. سیب ترشحات اسیدی معده را افزایش می دهد . خوردن سیب در شب به هضم غذا كمك كرده ، در نتیجه خواب خوشی را به همراه خواهد داشت.

طبق این مطالعات هر ماده غذایی حداكثر ِ فواید خود را در ساعات خاصی به بدن می رساند. برای مثال استفاده از شیر و تخم مرغ كه دارای ویتامینBهستند در شب، به مراتب بهتر از استفاده آن در روز است چرا كه این ویتامین هنگام شب به راحتی جذب بدن می شود.

بر اساس این یافته ها استفاده زیاد از تخم مرغ و شیر به همراه گوشت قرمز سبب ایجاد حالت خستگی دائمی در افراد می شود. بر خلاف آن نیز استفاده زیاد از گوشت و غذاهایی كه خوردن آنها در روز پیشنهاد می شود باعث ایجاد انرژی بیش از حد و در نتیجه عصبانیت، تشویش، تحریك و همچنین جوش زدن بیش از حد افراد خواهد شد.

خوردن مواد غذایی در ساعاتی كه بیشتر مفید و قابل جذب بدن باشند مانع بروز چاقی و باعث حفظ وزن مناسب بدن نیز می گردد .

برای مثال اگر لبنیات در نیمه روز مصرف شوند به سختی جذب بدن خواهند شد و در نتیجه سبب پدید آمدن یك منبع انرژی استفاده نشده كه به چربی تبدیل می شود، می گردند درصورتیكه همین لبنیات اگر در ساعات ویژه خود مصرف شود سبب وزن اضافی نخواهد شد.

یك اصل كلی درباره بهره گیری از غذاها در وقت مناسب وجود دارد. بهتر است برای ناهار، غذایی مناسب و كامل خورد و در شب غذایی سبك.

مطلب مهم دیگر این كه در هنگام شب باید آب نوشید چرا كه آب هنگام شب بدن را بهتر پاكیزه می كند. تغذیه در زمان مناسب به معنای نیرو بخشیدن بیشتر به ساختمان بدن است.

برای مثال خوردن سالاد و گوجه فرنگی در ظهر، باعث جذب كامل آن خواهد شد در حالیكه در شب، به معنای تهاجم غیرقابل تحملی برای معده خواهد بود.

یافته های این پژوهش ها یك اصل كلی نیست و نمی توان به طور قطعی بیان كرد كه خوردن فلان ماده غذایی در فلان وقت مفید است. اصل این است كه برای به دست آوردن كفایت تغذیه ای باید در رژیم غذایی خود كنترل انرژی، تعادل، تنوع و میانه روی بین مواد غذایی را مورد توجه قرار دهیم.
iner30
جمعه 25/2/1388 - 2:29
خواستگاری و نامزدی

پسر كوچكی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روی جعبه رفت تا دستش به دكمه های تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره.

مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش می داد.

پسرك پرسید: خانم، می توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟

زن پاسخ داد: كسی هست كه این كار را برایم انجام می دهد !

پسرك گفت: خانم، من این كار را با نصف قیمتی كه او می دهد انجام خواهم داد!

زن در جوابش گفت كه از كار این فرد كاملا راضی است.

پسرك بیشتر اصرار كرد و پیشنهاد داد: خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می كنم. در این صورت شما در یكشنبه زیباترین چمن را در كل شهر خواهید داشت.

مجددا زن پاسخش منفی بود.

پسرك در حالی كه لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت.

مغازه دار كه به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینكه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم كاری به تو بدهم.

پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را می سنجیدم. من همان كسی هستم كه برای این خانم كار می كند


آیا ما هم میتوانیم چنین خود ارزیابی از كار خود داشته باشیم؟

iner30

جمعه 25/2/1388 - 2:23
خواستگاری و نامزدی

اگر در درك شرایط فعلی اقتصادی جهان مشكل دارید ممكن است داستان زیر به شما كمك كند:

روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام كرد كه برای خرید هر میمون ۱۰ دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی‌ها هم كه دیدند اطراف‌شان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان كردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت ۱۰ دلار از آنها خرید ولی با كم شدن تعداد میمون‌ها روستایی‌ها دست از تلاش كشیدند. به همین خاطر مرد این‌بار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها ۲۰ دلار خواهد پرداخت. با این شرایط روستایی‌ها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم كمتر و كمتر شد تا روستایی‌ان دست از كار كشیدند و برای كشاورزی سراغ كشتزارهای‌شان رفتند.

این بار پیشنهاد به ۲۵ دلار رسید و در نتیجه تعداد میمون‌ها آن‌قدر كم شد كه به سختی می‌شد میمونی برای گرفتن پیدا كرد. این‌بار نیز مرد تاجر ادعا كرد كه برای خرید هر میمون ۵۰ دلار خواهد داد ولی چون برای كاری باید به شهر می‌رفت كارها را به شاگردش محول كرد تا از طرف او میمون‌ها را بخرد.

در غیاب تاجر، شاگرد به روستایی‌ها گفت: «این همه میمون در قفس را ببینید! من آنها را به ۳۵ دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به ۵۰ دلار به او بفروشید.» روستایی‌ها كه [احتمالا مثل شما] وسوسه شده بودند پول‌های‌شان را روی هم گذاشتند و تمام میمون‌ها را خریدند... البته از آن به بعد دیگر كسی مرد تاجر و شاگردش را ندید و تنها روستایی‌ها ماندند و یك دنیا میمون!...

 

iner30

جمعه 25/2/1388 - 2:20
دانستنی های علمی

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود كه 4 زن داشت . زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می‌كرد. بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می‌داد.



زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میكرد . پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می‌برد گرچه واهمه شدیدی داشت كه روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد



واقعیت این است كه او زن دومش را هم بسیار دوست می‌داشت . او زنی بسیار مهربان بود كه دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشكلی به او پناه می‌برد و او نیز به تاجر كمك می‌كرد تا گره كارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.



اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا كه در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینكه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای كه تمام كارهایش با او بود حس می‌كرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.



روزی مرد احساس مریضی كرد و قبل از آنكه دیر شود فهمید كه به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت :



" من اكنون 4 زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ كسی را نخواهم داشت ، چه تنها و بیچاره خواهم شد !"

بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فكری بكند . اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت :

" من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه كرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می‌شوی تا تنها نمانم؟"

زن به سرعت گفت :" هرگز" همین یك كلمه و مرد را رها كرد.

ناچاربا قلبی كه به شدت شكسته بود نزد زن سوم رفت و گفت :

" من در زندگی ترا بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟"

زن گفت :" البته كه نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می‌خواهم دوباره ازدواج كنم و بیشتر خوش باشم " قلب مرد یخ كرد.

مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت :

" تو همیشه به من كمك كرده ای . این بار هم به كمكت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر ، می‌توانی در مرگ همراه من باشی؟"

زن گفت :" این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می‌توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،...متاسفم!" گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.


در همین حین صدایی او را به خود آورد :


" من با تو می‌مانم ، هرجا كه بروی" تاجر نگاهش كرد ، زن اول بود كه پوست و استخوان شده بود ، انگار سوء تغذیه بیمارش كرده باشد .غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش كرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت :" باید آن روزهایی كه می‌توانستم به تو توجه میكردم و مراقبت بودم ..."



در حقیقت همه ما چهار زن داریم !

الف : زن چهارم كه بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا كردن او بكنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترك می‌كند.

ب: زن سوم كه دارایی های ماست . هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.

ج : زن دوم كه خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت كنارت خواهند ماند.

د: زن اول كه روح ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می‌كنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش كرده ایم تا روزی كه قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است.

iner30

جمعه 25/2/1388 - 2:17
دانستنی های علمی

1- عمومی‌ترین نام در جهان محمد است.
2- اسم تمام قاره‌ها با همان حرفی كه آغاز شده است پایان می‌یابد.
3- مقاوم‌ترین ماهیچه در بدن، زبان است.
4- كلمه «ماشین‌تحریر» (TYPEWRITER) طولانی‌ترین كلمه‌ای است كه می‌توان با استفاده از حروف تنها یك ردیف كیبورد ساخت.
5- چشمك زدن زنان، تقریباً دوبرابر مردان است.
6- شما نمی‌توانید با حبس نفستان، خودكشی كنید.
7- محال است كه آرنج‌تان را بلیسید.
8- وقتی كه عطسه میكنید مردم به شما «عافیت باش» میگویند، چرا كه وقتی عطسه می‌كنید قلب شما به اندازه یك میلیونیم ثانیه می‌ایستد.
9- خوك‌ها به لحاظ فیزیك بدنی، قادر به دیدن آسمان نیستند.
10- وقتی كه به شدت عطسه می‌كنید، ممكن است یك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنید، ممكن است یك رگ خونی در سر و یا گردن شما پاره شود و بمیرید.
11- جلیقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاك‌كن‌های شیشه جلوی اتومبیل و چاپگرهای لیزری توسط زنان اختراع شدند.
12- تنها غذایی كه فاسد نمی‌شود، عسل است.
13- كروكودیل نمی‌تواند زبانش را به بیرون دراز كند.
14- حلزون می‌تواند سه سال بخوابد.
15- تمامی خرس‌های قطبی چپ‌دست هستند.
16- در سال 1987 خطوط هوایی «امریكن ایرلاینز» توانست با حذف یك دانه زیتون از هر سالاد سرو شده در پروازهای درجه یك خود، چهل هزار دلار صرفه‌جویی كند.
17- پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند.
18- فیل‌ها تنها جانورانی هستند كه قادر به پریدن نیستند.
19- در 4000 سال قبل، هیچ حیوانی اهلی نبود.
20- بطور متوسط، مردم آنقدر از عنكبوتها می‌ترسند كه نمی‌توانند آن‌ها را بكشند.
21- مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود، سقوط می‌كند.
22- قلب انسان فشاری كافی ایجاد میكند تا به فاصله 30 فوتی (تقریباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند.
23- موشهای صحرایی چنان سریع تكثیر پیدا می‌كنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یك میلیون فرزند داشته باشند.
24- صندلی الكتریكی توسط یك دندانپزشك اختراع شد.
25- استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتری‌های موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزایش می‌دهد.
26- فندك قبل از كبریت اختراع شد.
27- نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است.

iner30

جمعه 25/2/1388 - 2:11
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته