چهارشنبه 24 تير 1405 - 27 محرم 1448 - 15 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
coffe0sare0rahi
آخرین مطلب
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 5191روز قبل
مهدویت
بازهم جمعه ای دیگر!!!!!!!
مهدى جان!
روز را با یادت شب مىكنم و هر شب منتظرت هستم. در تاریكى شبهاى ظلمانى، منتظر شنیدن صداى گامهایت درپس كوچههاى انتظار هستم. آرى من منتظر او هستم كه خود نیز منتظر است.
قریب ۱۱۷۷ سال است كه شیعیان، این مظلومان همیشه تاریخ، انتظار آمدن لحظهاى را مىكشند، انتظار آن لحظه كه عطر و بوى خوش محمّدىصلّى اللّه علیه و آله سراسر جهان را یكبار دیگر معطر كند. انتظار آن لحظهاى كه خاطره مظلومیّت زهرا و على و فرزندانشان را در خود نهفته دارد. انتظار لحظهاى كه در آن طنین: «أین الطالب بدم المقتول بكربلاء» زمین و آسمان را فرامىگیرد.
در آن لحظه نوگل نرگس و امید شیعه از راه مىآید. از سفرى دور، به دورى قرنهاى طولانى، كولهبار سفر «انتظار» را زمین نهاده و از درون آن، سبزى و طراوت و عدل و عدالت را كه ارمغان سفر براى منتظران چشم به راه است بیرون مىآورد. مىدانم خود او نیز منتظر آن لحظه است، لحظهاى كه در زمین و آسمان بانگ: «أین المضطرّ الّذی یجاب إذا دعى» طنینانداز شود. منتظر لحظهاى كه تكیه به دیوار كعبه داده و بانگ برآورد: «أنا بقیّةاللّه، (بقیة اللّه خیرٌ لكم إن كنتم مؤمنین)»، منتظر لحظهاى كه وعده حق تحقق پذیرد و «جاء الحق وزهق الباطل» تحقق یابد. منتظر لحظهاى كه مستضعفان به امر خداوند وارثان زمین شوند و پرچم «سبز آلمحمّدصلّى اللّه علیه و آله» در سراسر گیتى به اهتزاز در آید.
در پس این قرنها چشمانم به در دوخته شده است و منتظر آمدنت هستم.
هر صبح جمعه سراغت را از باد صبا مىگیرم، نشانى از كوى آشناى تو مىپرسم، اما باد صبا چون همیشه پاسخى ندارد. آه كه غروب جمعه چه دلگیر است، چشمهاى ابرى منتظران هواى باریدن دارد. هفتهاى دیگر نیز بىگل روى مولا سپرى شد، چه سخت و طاقتفرساست: «عزیزٌ علىّ أن أرى الخلق ولاترى ولاأسمع لك حسیسا ولانجوى».
همه شب منتظرت هستم تا اگر شبى گذرت به كوچه دلمان افتاد واز روى كرم، گوشه چشمى به كوچه تاریك دل ما كردى و آن را از نور خود منوّر ساختى، در خواب غفلت فرو نرفته باشم.
شبها را به این امید روز مىكنم و روزها را به این امید شب كه تو بیایى. بیایى و دلهاى زخمخوردهمان را مرهم گذارى.
دیگر روزهاى هفته برایم معنا ندارد، تنها به جمعه مىاندیشم، اى كاش هر روز جمعه بود و جمعهاى معطر نزدیك جمعه «موعود»، جمعهاى پر از عطر اقاقىها، جمعهاى به عطر خوش محمّدى (صلّى اللّه علیه و آله) ، جمعهاى سرخ و حسینى (علیه السلام) ، جمعهاى سفید به پاكى دل منتظران عاشق و جمعهاى سبز به سبزى «جمعه حضور».
جمعه 8/2/1391 - 7:15
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
1
گزارش محتوا
محتوای مخالف با موازین شرعی
محتوای مخالف با مصالح نظام جمهوری اسلامی
محتوای نقض کننده حریم شخصی من
محتوای مخالف با موازین اخلاقی
مورد توجه ترین های هفته اخیر
لینک ها
جستجو در مطالب روزانه
ثبت مطلب جدید
مطالب روزانه اعضا
فعالان مطالب روزانه
مطالب من
نظرات مطالب من
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته