بسم الله الرحمن الرحیم
درخصوص از بین بردن اوقات ارزشمند انسانها،شیطان دقیقاً از همین ترفند استفاده می کند و برای اتلاف اوقات ، از کوچکترین واحدهای زمانی افراد شروع می کند و با یک مدیریت حساب شده ، پربهاترین سرمایه زندگانی بشر را نابود می کند، یعنی از کم شروع می کند ولی به کم قانع نیست. در همین خصوص در داستان ها آمده است: (( روزی شیطان نزد عالمی رفت و با او به گفت گو پرداخت و در ضمن گفت گو ، به او گفت : چنانچه برای من دلیل روشنی و استدلال قوی بیاوری من ایمان می آورم و توبه می کنم. عالم از نیت شیطان غافل بود شروع به آوردن استدلالات گوناگون نمود و چند ساعتی وقتش را برای قانع کردن شیطان صرف نمود تا بلکه او را هدایت کند، تا آنجا که احساس کرد بر شیطان غلبه کرده و بسیار خرسند شد. شیطان در جواب عالم گفت: همه استدلالات تو را پذیرفتم ، اما غرض من از تقاضای دلیل منطقی از تو ، ایمان آوردن و توبه کردن نبود، بلکه فقط می خواستم چند ساعتی از وقت تو را تلف کرده باشم!شیطان این جمله را گفت و رفت و عالم فهمید که بازهم فریب شیطان را خورده است.))
حال در صورتی که شیطان و شیطان صفتان با مکاری و برنامه ریزی و مدیریت خاص خود برای سرقت اوقات ما اینگونه عمل می نمایند، آیا شایسته نیست، با بکارگیری اصول مدیریت زمان و توصیه های مصلحان و دلسوزان ، این سرمایه خویش را حراست و حفاظت نموده و برای بهره برداری از آن تلاش داشته باشیم.
حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:(( ان عمرک وقتک الذی انت فیه)) (( عمر توهمان زمانی است که درآن به سر می بری )) میزان الحمه. ح14183
((وقتک مغتنم)) (( لحظه و امروزت را غنیمت بشمار)) غرر الحکم
منبع: مدیریت زمان .مهدی نیلی پور.ج2
در مثال آورده اند فردی هوشیار به دکان بقالی رفت و گفت این بار گردو را به چند می فروشی؟ مرد بقال گفت : ده ریال.فرد هوشیار گفت نصف آن را به چند؟گفت:به 5ریال. گفت ربع آن را به چند؟ گفت 2.5 ریال . گفت نصف ربع آن را به چند ؟ بقال گفت : یک قران و پنج شاهی. آن مرد به پرسش ادامه داد تا رسید به اینجاکه ، یک گردو به چند/ بقال گفت : قابل ندارد . آن مرد گفت پس یک گردو به من بده . گردو را بگرفت و به کناری رفته ، آن را درکیسه ای انداخت و دوباره بازگشت وگفت : ای مرد بقال گفت این بار گردو را به چند می فروشی؟ مرد بقال گفت : ده ریال. گفت نصف آنرا به چند؟گفت:به 5ریال و ادامه داد... . و بدینسان بازگردوی دیگری از او گرفت و این کار تا انجا ادامه یافت که تمامی بار گردوی بقال را تصاحب کرد.
این مثال به کسانی می ماند که برای روز و هفته خود ارزش قائلند ولی برای لحظات و دقائق خود ارزش قائل نیستند و برای آن برنامه ای ندارند و براحتی آنها را به دست حوادث سپرده و بیهود تلف می کنند، غافل از آنکه عمر ، ترکیبی از همین روزها و هفته ها و ماه ها است و هدر دادن هر لحظه، هدر دادن بخشی از روز و عمر است.علامه محمد تقی جعفری پس از نقل این داستان می فرمایند:
(( این مثال از آن جهت است که عدم توجه به ارزش واحد های اولیه زمان، می تواند ارزش کلی آنراهم ساقط کند. «شرح مثنوی /محمدتقی جعفری/ج1/ص412»))
این مطلب ادامه دارد
حتما همه ما در طول زندگی دچار نگرانی و مشکلات مشیم ولی برای گذر این مشکلات و نگرانی ها چه کار انجام می دهیم بهتر از راه و روش بزرگان و الگو هایمان سرمشق بگیریم جالب است که وقتی پیامبران درچار نگرانی میشدند به نماز پناه می بردند که گواه این مطلب حدیث زیر است .چه خوب ماهم به همین روش متوسل بشیم من خودم واقعاً به نماز برای حل مشکل اعتقاد دارم .
پیامبر اعظم(صلی الله علیه واله و سلم ) پیامبران خدا هرگاه دچار نگرانی می شدند، به نمازه پناه میبردند. درّالمنثور،ج1،ص67.