مصاحبه و گفتگو
تماشا: هنگامه قاضیانی آرامش خاصی دارد. این آرامش در حرف ها و رفتارش اینقدر عجیب رخنه کرده که ناخودآگاه وقتی روبرویش می نشینید آرامش به شما هم منتقل می شود. مدام لابلای حرف هایش آرزوهای خوب می کند و اینقدر معتقد و مومن است که مرگ برایش ساده ترین مفهوم شده. انگار هر روز با آن ملاقات می کند!
نخواستیم از او سوال های سینمایی بپرسیم. از او درباره مرگ پرسیدیم. درباره خدا و درباره این روزهای متبرک. پاسخ های عجیبی گرفتیم. عجیب و امیدوارکننده. از این جهت که هنوز میان بازیگران کسانی هستند که هیچ تعلقی به شهرت و اسباب آن نداشته باشند.
این عیادت بهانه ای شد که از شما بپرسم خانم قاضیانی چرا اینقدر قشر شما به بازیگران بی محبت شده اند و حتی سری به همکارانشان نمی زنند؟
- قشر ما جمله درستی بود که شما گفتید. شما به عنوان یک خبرنگار این را می گویید که چرا قشر بازیگران نامهربان شدند، پس معتقدید که ما بی محبت شده ایم و خوشحالم این جمله را کسی غیر از من می گویدو دو روز دیگر نمی گویند هنگام قاضیانی ما را متهم کردکه نامهربان هستیم.
من برای پیدا کردن دلایل این نامهربانی به خودم رجوع می کنم و تصور می کنم این نامهربانی وقتی رخ می دهد که دنیا برایت خیلی جدی شده باشد و مرگ را اصلا به خودت نزدیک نمی بینی. بیماری را به خودت نزدیک نمی بینی. فکر می کنی همیشه در اوج می مانی. همیشه حالت خوب است و همیشه خوب خواهی ماند اما زمانی که واقعیت را می پذیری دیگر این اتفاق نمی افتد.
به نقطه ای می رسی که مرگ هم عین تولد همیشه وجوددارد. این جمله را شاید بارها در عمرمان تکرار کنیم اما هیچ وقت به آن فکر نمی کنیم. متاسفانه ما الان شدیم فقط راننده یکسری جملات و عبارات قشنگ؛ فقط در حد حرف می گوییم مرگ به ما نزدیک است. مرگ وقتی به تو نزدیک است که تو هر روز و هر شب به آن فکر کنی و وقتی که آن اتفاق بیفتد آن را دور از خودت نبینی.
این حرف ها که شعاری نیست؛ نه؟
- من وصیت نامه ام را در سن 28 سالگی نوشتم ودائم تغییرش می دهم. نه تغییرات تفکری که تغییرات جزئی که فکر می کنم لازم است، روی آن اعمال می کنم. مثلا من اصلا برای خودم از مراسم خوشم نمی آید. دوست دارم خیلی ساده از جهان بروم و این را مکتوب کردم ولای قرآنم است. فقط یک وارث دارم و فقط می توانم برای او چیزهایی را تغییر دهم. من در سن کم این افکار را داشتم. شاید باورتان نشود اما در سن 29 سالگی اعضایم را هدیه کردم؛ قلبم، کلیه ام، پانکراسم و تمام بدنم را اهدا کردم.
وقتی من 2 کار اصلی ام را در سنین کم انجام داده ام نشان می دهد که به این مقوله فکر می کنم ودیگر برایم زدن این حرف ها جنبه شعاری ندارد. همیشه این دعا را می کنم که خدایا اگر سعادت مرگ به من نزدیک شود، من آماده باشم، یعنی نگاه هیجان زده ای به این دنیا ندارم که از خدا بخواهم مرگ من را به تاخیر بیندازد. فقط می گویم که خدایا مرگ با عزت به من بده. این را از استاد انتظامی یادگرفته ام.
سر صحنه فیلم «سایه روشن» که اولین کار سینمایی من بود یادم هست که دعای روزانه آقای انتظامی این بود که همیشه لابلای حرف هایش می گفت: «خدایا مرگ با عزت به من بده». من این را یاد گرفته ام و از آن زمان به بعد این دعا را در ذهن خود دارم و برای همه می خوانم.
یعنی شما هم با وجود همه اتفاقات و توجهاتی که به عنوان بازیگر دارید، به مرگ فکر می کنید؟
- اگر آرزوی مرگ را بکنی و شهامت روبرو شدن با آن را نداشته باشی که به کار نمی آید. آماده شدن مثل آمادگی برای سفر است. باید به این فکر کنی که موقعیتی پیش نیاید که به بهانه آن دل کسی را بشکنی و کار زشتی بکنی. اینها مواردی دینی ومذهبی نیست. تمام تعاریف یک انسان به این چیزهاست که انگار وسایل راهش است و جزو کوله بار سفرش.
اینکه آرزوی مرگ را به عنوان اجرای یک نقش بکنی و انگار داری شعار می دهی و بازی می کنی، درست نیست. اینکه زیرآب همکارت را بزنی و نقشی را از چنگ کسی به ناحق بکشی، یعنی هنوز آمادگی مقابله با مرگ را نداری. در قرآن آمده که بخل، کینه و حسد عین زنگار روی آینه قلب می ماند.
شما خودت بهترین قاضی برای خودت هستی. صبح که از خواب بلند می شوی می بینی که این سه تا هنوز روی قلبت هستند یا نه؟ در آماده بودن برای مرگ به هیچ وجه پوچی و سیاهی نیست. به قول آلبر کامو یک پوچ خوشبخت است. آن وقت است که به مرگ نگاه دیگری داری.
یک فیلسوف بزرگ می گویدکه تولد آغاز مرگ است و با هر نفست انگار مرگ را می بلعی. ما شعار محبت را زیاد داده ایم اما حقیقتی از آن را نمی بینیم. الان این بی محبتی را در جای جای جهان می بینید. الان عصر بی محبتی شده. در این عصر بی محبت باید چکار کرد؟ من اگر بتوانم وظیفه شخصی خودم را انجام بدهم شاهکار کرده ام.
پررنگ ترین احساساتی که از عیادت خانم گلچین نصیبتان شد؟
- از ایشان آموختم ضعف های روزانه ام را کم کنم. با دیدن ایشان با خودم فکر کردم من که امروز از خواب بلندشدم تا همین ظهر آدم بدی نبودم اما ناشکیبایی های کوچکی داشته ام، غرهایی زدم که به خاطر آن غرها باید ابتدا از خودم عذرخواهی کنم. چون آمدم دیدم بانویی که جای جای دستش کبود است، روی تختش می نشیند و دلش می خواهد آهنگی را برای من زمزمه کند.
شله زردی را که دوست دارد دستور نمی دهد که برایش بیاوریم. زعفران در شله زرد نشان شادی است واین برای من هنگام قاضیانی نشانه است. من آمدم به دیدن بانویی که الان دارد دیالیز می شود اما امید در چشمانش هویدا بود. نبات متبرک خورد و از ما خواست کنار سفره افطار و شله زرد برای او دعا کنیم. من وقتی تازه برای ملاقات با ایشان وارد اتاقشان شدم با دیدن حالشان احساس کردم دارم خفه می شوم، از غصه اینکه با تمام این ضعف های بشری باید چکار کرد.
درباره این موضوع در میان حرف های تان در اتاق خانم گلچین جمله جالبی گفتید.
- 15 روز پیش بودکه روی آینه اتاقم نوشتم عجیب است که من از ثروتمندترین انسان های شهرم درس تهیدستی می گیرم. آگاهی باید وجود داشته باشد و بعد ثروت بیاید و متاسفانه وقتی این آگاهی وجود نداشته باشد و ثروت بیاید آن وقت است که این جمله هنگامه قاضیانی معنا پیدا می کند.
درماه رمضانیم و در این ماه آدم ها به خدا نزدیک هستند و خدا هم نزدیکتر از قبل، هنگامه قاضیانی در این روزها چگونه به خدا نزدیکتر می شود؟
- ماه رمضان فقط به روزه نیست که شما از صبح تا شب چیزی نخورید و بعد افطار که می شود همینطور تا شب زولبیا و غذا و خورش و ... بخورید.روزه داری در دیانت اسلام یک آدابی دارد که مهار کردنی کسری از خصوصیات اخلاقی است. نفس مطمئنه شامل چیست؟ فقط شامل این است که غذا نخوریم؟ من می گویم که رعایت غذا نخوردن بخشی از آن است.
بخش دیگرش این است که عزیزجان حسادت نکن. از یکسری از کارهایت بگذر و به خانم گلچین یک سری بزن، اصلا مهم نیست که او را می شناسی یا نه؟ چون اصلا بحث شناخت مطرح نیست. موضوع این است که ما از یک قبیله هستیم و چون هم قبیله ایم باید پشت هم باشیم.
ما امروز با چهار تفکر متفاوت به عیادت خانم گلچین آمدیم اما دیدیم که ایشان چقدر روحیه شان عوض و حالشان خوب شد. از آن حال بد اولیه در عرض یکساعت به چه اتفاقاتی رسید؟ نشست روی تخت، خندید، شعر خواند، جان گرفت، عشق گرفت. دیالیزی را که از آن ناامید بود با جان و دل پذیرفت. به کمک آقای میرعلایی امیدوار ماند و من از آقای میرعلایی ممنونم که به ایشان امید دادند. حافظ از مردمک های چشم به عنوان مردم چشم نام برده، وقتی با این مردم چشم می توانیم کسی را به زندگی امیدوار کنیم چرا این کمترین کار را انجام ندهیم.
سه شنبه 31/5/1391 - 10:28
مصاحبه و گفتگو
همشهری جوان : او میگوید دوست دارد مثلا هر سه سال، یک بار یک سریال رمضانی خوب داشته باشد و البته سوژههایی که قلقلکش بدهند را ترجیح میدهد برای تجربه کردن؛ مثل همین نقش «لیلا» که به نظرش، نقشی ملموس و جالب است.
مهراوه شریفی نیا بعد از سه چهار سال دوری، با «خداحافظ بچه» دوباره به تلویزیون برگشته و در باکس پخش ماه رمضان - که به نظرش بهترین باکس پخش سیماست - جایی برای خودش باز کرده.
او میگوید دوست دارد مثلا هر سه سال، یک بار یک سریال رمضانی خوب داشته باشد و البته سوژههایی که قلقلکش بدهند را ترجیح میدهد برای تجربه کردن؛ مثل همین نقش «لیلا» که به نظرش، نقشی ملموس و جالب است.
در پشت صحنه سریال، چند دقیقهای را که به استراحت عوامل اختصاص دتادند، از او قرض گرفتیم و گفتوگویی کوتاه کردیم درباره خداحافظ بچه و دغدغههایش.
چطور شد که قبول کردید نقش زنی را که نمیتواند بچه دار شود بازی کنید؟
- راستش من دیگر تصمیم نداشتم نقش زن باردار بازی کنم اما دغدغه داشتن بچه اتفاق جالبی است. وقتی فیلمنامه را خواندم، دیدم این نقش خیلی جای کار دارد، به خصوص برای من که مادر شدن را تجربه نکردم. به اضافه اینکه باکس پخش ماه ماه رمضان وعوامل این گروه را دوست داشتم ودلم میخواست یک سریال ماه رمضانی خوب داشته باشم که سوژه عجیب و غریبی نداشته باشد.
میخواستم سوژهاش ملموس باشد. بچه دار شدن مشکل خیلی از خانوادههای ماست. ما به یک سوژه خیلی تلخ، نگاهی خیلی شیرین داریم یک نگاه خیلی ساده و کمی هم طنزآمیز. من این نگاه را خیلی دوست داشتم. از آنجایی که این سوژه خیلی تلخ است، اگر بخواهیم آنرا به همان تلخی بیان کنیم، خیلی غم انگیزتر از این میشود که شما الان میبینید ولی ما سعی کردیم این سوژه را دوست داشتنی روایت کنیم وساده. سعی کردیم با این نوع نگاه، از غم سوژه بکاهیم؛ و همه اینها دست به دست هم داد و باعث شد که من این کار را قبول کنم.
اگر خودتان در زندگی واقعی در همین شرایطی که لیلا دارد، قرار میگرفتید، مثل لیلا رفتار میکردید؟
- نه، من اصلا اینقدر اصرار نمیکردم و میگفتم اگر خدا خواسته که چنین اتفاقی نیفتد، پس حتما قرار است که نیفتد.
حاضر بودید بچهای را به فرزندی قبول کنید؟
- نمیدانم.
درباره همین سوژه، یعنی قبول کردن سرپرستی بچهای که خانواده ندارد، چه نظری دارید؟
- به هر حال تصمیم خیلی سختی است ولی در عین حال کار خیلی ارزشمندی هم هست. خیلیها دوست دارند این کار را انجام بدهند و به نظرم حرکت خداپسندانهای است اما باید در نظر داشت که این بچه، یک امانت صددرصد است. بچه خودت که باشد باز هم امانت است، ولی در مورد بچه دیگران این امانت بودن دو چندان میشود و تو باید خیلی مواظب اخلاق و رفتار خودت و تاثیری که روی آنبچه میگذاری باشی.
من فکر میکنم خیلی ارزشمند است اگر کسی بتواند زیر پر و بال بچهای را بگیرد که از داشتن پدر و مادر محروم است و امیدوارم آنقدر بتوانند این بچه را سرشار از مهر کنند که او خوشحال باشد از اینکه در کنار این خانواده است. به نظرم این کار، بزرگواری و بزرگ منشی میخواهد که نمیدانم من آن را دارم یا نه.
تجربه بازی کردن در کنار شهرام حقیقت دوست چطور بود؟
- این دومین تجربه همکاری ماست. تجربه اولمان خیلی خوب بود. این هم همینطور. بخشی زیادی از پیامهای تبریکی که در این مدت دریافت میکنم، به خاطر آن است که همه میگویند شما دو ونفر چه رابطه خوبی دارید. این یعنی ما یک زوج خوب هستیم وهیچ کداممان بدون دیگری تعریف نمیشویم. در واقع توی این سریال ما سعی میکنیم نقش خانواده را خیلی مطرح کنیم. خدا را شکر، آنقدر که برای شهرام حقیقت دوست و خود من مهم است رابطهمان توی سریال در بیاید، مطرح نیست که خودمان به چشم بیایم.
برایمان توی سریال مهمتر این است که یک زن و شوهر خوب باشیم، نه اینکه من به تنهایی نقشم فوق العاده باشد و حقیقت دوست به تنهایی. این تفاهمی که بین ما وجود دارد، خیلی خوب است؛ به اضافه اینکه جفتمان به شدت به هم کمک میکنیم. حقیقت دوست، بازیگر بسیار پرانرژی و باهوشی است و این هوش او، توی تک تک سکانسهایمان به ما کمک میکند. علاوه بر آن حقیقت دوست، خیلی هم خلاق است و همه اینها باعث میشود که ما بتوانیم این رابطه و فضای زن و شوهر خوب بودن را بهتر نشان بدهیم. فکر میکنم اگر موفقیتی بوده و اگر مخاطب رضایتی داشته - که امیدوارم اینچنین بوده باشد - به خاطر همه این ریزه کاری هاست.
در همین مدتی که سریال پخش میشود، خیلیها همین رابطه بین لیلا ومرتضی را ملموس میدانستهاند و آن را دوست داشتهاند واصلا به خاطر همین هم سریال را دنبال میکنند.
- چقدر خوب! خب این باعث افتخار ماست چون ما با تمام وجودمان سعی کردیم هیچ کدام به خودمان فقط فکر نکنیم. در واقع اولویت اولمان این است که ما یک زوجیم، بعد من لیلا هستم و او مرتضی. به غیر از بخشهایی که میرویم دزدی، واقعا سعی کردیم الگوی یک خانواده خوب باشیم. اصلا دلمان میخواهد بچه داشته باشیم که پایههای خانوادهمان مستحکمتر بشود و این اولویت اول ذهن هر دوی ما بوده.
شهرام چون تئاتر کار میکند و چون بداههپردازی توی کارش زیاد دارد، سر این کار هم همیشه این خلاقیت همراهش است و همین خیلی به ما کمک میکند و باعث میشود که من هم پر از شوق و انرژی بیایم سر کار. چون میبینم پارتنر من چقدر پر از انرژی است و آن انرژی که من منتقل میکنم، متقابلا برمی گردد. در واقع من و آقای حقیقت دوست مثل پینگ پنگ کار میکنیم.
اینطور نیست که انرژی کارمان فقط به دیوار بخورد و بازخوردی نداشته باشد. به نظر من برای اینکه یک فیلم باورپذیر بشود، ما باید خودمان را فراموش کنیم. اگر پارتنر تو این کار را نکند ولی تو چنین کنی، کار خراب میشود؛ ولی وقتی جفتتان این کار را انجام بدهید، آن وقت بیننده شما را باور میکند. حالا اگر این رابطه هم باور شده، واقعا به خاطر این است که من وشهرام جفتمان خودمان را فراموش کردیم و سعی کردیم که قصه را درست دربیاوریم. حالا نمیدانم چقدر موفق بودیم.
بازخوردهای این مدت از طرف مردم و اطرافیان چطور بوده؟
- این یکی از بهترین گروههایی است که با آنها کار میکنم. بچههای تیم همه فوق العادهاند. من رسما دلم تنگ میشود برای اینجا. هر روز که آفیش هستم، خوشحالم. آقای هادی واقعا زحمت میکشند یا آقای سلامی فیلمبردارمان، تذکرات خوبی میدهند و ریزبینی بالایی دارند. احساس میکنم ما همه دلمان را گذاشتیم و حالا این همانی است که فکر میکردم باید باشد. باید به دل مردم بنشیند. البته انتقادها و مشکلاتی را هم مطرح کردهاند ولی همین که اینقدر مردم ما را میبینند و اینقدر لطف دارند، برای ما با ارزش است. وقتی خیلی از خانمهایی که نمیتوانند بچه دار شوند، برای من پیامک یا ایمیل میزنند و میگویند ما با بغض تو بغض میکنیم یا مثلا فلان لحظه، لحظهای ازغ زندگی ما بود، برای من خیلی ارزشمند و دوست داشتنی است.
سه شنبه 31/5/1391 - 10:27
نوجوان و جوان
مادر و پدر، اعضای تعیین کننده ی خانواده اند که نقشی موثر در پرورش صحیح رفتارهای جنسی فرزندان شان بر عهده دارند. آنان باید سعی کنند با شناخت مراحل رشد جنسی کودکان و نوجوانان، واقعیت های ظریف و آداب تربیتی مرسوم فرهنگ و جامعه ی خود را به فرزندان شان منتقل کنند.
آموزش های زود هنگام و ناشیانه ی مسائل جنسی به کودکان و نوجوانان، گاه آنان را چنان دچار دلهره و اضطراب می کند که اصول بهداشت روانی خانواده را خدشه دار می سازد از طرف دیگر، اگر این آموزش ها دیر هنگام. ناکافی و غیرواقعی باشند، نمی توانند مفید واقع گردند.
اگر پدر و مادر بتوانند به پرسش ها و کنجکاوی های جنسی فرزندان خود پاسخ های مناسب و سنجیده بدهند می توانند مانع انحراف فکری، سرکوب جنسی و منفی کاری آنان شوند.
پدر و مادر و مراقبان نزدیک کودکان می توانند با برقراری رابطه ای دوستانه، همراه با اعتماد و احترام، درباره ی مسایل و موضوعات مختلف از جمله امور جنسی، اطلاعات و آگاهی لازم و صحیحی به آنان دهند.
توصیه هایی که والدین به فرزندان شان (چه دختر و چه پسر) می کنند، باید شامل اطلاعات و دانسته هایی درباره ی روابط انسانی، هویت جنسی، رعایت مسائل بهداشتی، مهارت های زندگی، ارزش ها و اخلاقیات انسانی، بیان احساسات و نیازها، تصمیم گیری های مسوولانه و حفظ و افزایش عزت نفس آنان باشد.
کودکان، نیازمند شرایط و موقعیت هایی اند که بتوانند مهارت های اساسی زندگی را براساس اصل احترام گذاشتن به اخلاقیات و دیدگاه های خانوادگی بیاموزند و تجربه کنند پایه ریزی ارزش های سالم اخلاقی در خانواده به بچه ها کمک می کنند در هنگام بلوغ و نوجوانی، بهتر تصمیم بگیرند و مسوولیت زندگی شان را بپذیرند.
فراگیری موضوعات جنسی مانند سایر درس ها، باید به تدریج و گام به گام باشد گفت وگو و پاسخ گویی به پرسش های جنسی فرزندان هم باید متناسب با سن، شیوه ی آموزش و درک آنان باشد.
برخی از پدر و مادران به دلیل عقاید و بینش های خود علاقه ای به صحبت درباره ی مسائل و آموزه های جنسی ندارند زیرا اعتقاد دارند که ارائه ی اطلاعات در این زمینه، موجب بیداری غریزه ی جنسی می شود، در حالی که هر چه اطلاعات در این زمینه، بیش تر و صحیح تر باشد فرزندان، رفتارهای جنسی آگاهانه تری از خود بروز می دهند.
پدر و مادر بهتر است هنگام صحبت در مورد مسائل جنسی، به رفتارهای خود توجه بیشتری داشته باشند با اخم کردن یا عصبانی شدن، موجب نشوند فرزندان شان دیگر رابطه ی صمیمانه ای با آنان نداشته باشند و برای آگاه شدن، از دیگران اطلاعات بگیرند یا در صدد سرکوب سوالات خود برآیند.
تذکر این نکته به نوجوان ضروری ست که تغییرات جسمانی بدن او، همراه با تغییرات عاطفی، شناختی و رفتاری خواهد بود و تمام این حالات، هیجانات و احساسات او، کاملاً طبیعی ست.
چگونه با سوالات جنسی فرزندان رو به روشویم؟
کودکان
**درباره اعضای مختلف بدن و کارکرد هر یک، توضیحات ساده و قابل فهمی به کودک بدهید.
** کودک را در آغوش بگیرید و اجازه دهید علاقه و محبت شما را از این طریق درک کند.
** به تدریج به فرزندتان تفاوت و خصوصی بودن بعضی از اندام های بدنش را یاد بدهید.
** سعی کنید وقتی درباره ی این اعضا صحبت می کنید، احساس گناه یا شرمساری نداشته باشید.
**کودک را تشویق کنید اگر سوالی در این مورد دارد، از شما یا افراد قابل اطمینان خانواده بپرسد.
نوجوانان:
** در باره ی بلوغ و تغییراتی که نوجوانان در این سن دچار آن می شوند، اطلاعات کافی به فرزندان بدهید و بگویید که این تغییرات، عادی و طبیعی ست.
در این دوره دختران حالات خود را زودتر بروز می دهند اما پسران دچار عصبیت ها و پرخاش گری های شدید می شوند. migna.ir حمایت، ایجاد امنیت روانی و حضور دائم در کنار نوجوانان می تواند مانع بروز بسیاری از انحرافات، کج روی ها، بزهکاری ها و آسیب های اجتماعی شود.
** به حریم خصوصی فرزندتان، در حالی که سعی می کنید رابطه ی نزدیک و صمیمانه ای با او داشته باشید، احترام بگذارید.
**تذکر این نکته به نوجوان ضروری ست که تغییرات جسمانی بدن او، همراه با تغییرات عاطفی، شناختی و رفتاری خواهد بود و تمام این حالات، هیجانات و احساسات او، کاملاً طبیعی ست.
بیان شفاف و واضح دیدگاه ها و نگرش های خانواده درباره ی اهمیت دادن به موازین و مقررات زندگی مشترک، از اهمیت زیادی برخوردار است. فرزندان باید بدانند تا زمانی که توانایی تصمیم گیری برای آینده شان را ندارند و قادر به پذیرش مسوولیت های سنگین خانه و خانواده نیستند، از ازدواج های تا به هنگام و برقراری روابط نزدیک تر با افراد غیر هم جنس خود بپرهیزند.
منبع: اصول برقراری رابطه ی انسانی با کودک و نوجوان
سه شنبه 31/5/1391 - 10:24
بیماری ها
«خداحافظ بچه» نام مجموعهای است كه این روزها از تلویزیون در حال پخش است. این مجموعه زوج جوان و نسبتا خوشبختی را به تصویر میكشد كه مشكل ناباروری دارند و برای همین تصمیم میگیرند سرپرستی كودكی را از بهزیستی به عهده بگیرند اما به دلیل سابقه بزهكاری شوهر نمیتوانند از طریق قانونی بچهای را به فرزندی بگیرند. آنها درگیرودار رسیدن به خواستهشان حتی به سمت دزدی بچه هم میروند و...
حتما اگر اهل تلویزیون باشید، این داستان را با جزییات كامل به یاد میآورید، اما آنچه پای این قصه را به «موضوع ویژه» این هفته بازكرد، تنها موضوع ناباروری نیست؛ بلکه نگاهی به مقوله ازدواج، مفهوم خوشبختی و فرزندداری و فرزندپروری است و اینكه آیا هدف از ازدواج صرفا داشتن بچه است؟ آیا بدون داشتن فرزند هم میتوان خوشبخت بود و زندگی خوبی داشت؟ آیا ناباروری آخر خط است و زوجهای نابارور دستشان به خوشبختی نمیرسد؟ آیا پیشرفتهای پزشكی میتوانند مهر پایانی بر رابطه زناشویی ما باشند؟ پاسخ به این سؤالها را در «موضوع ویژه» این هفته بخوانید.
شاید این سؤال، سؤال شما هم باشد
قبل از ازدواج چگونه بفهمیم ناباروریم؟
دکتر ملکمنصور اقصی
متخصص زنان و زایمان و فوقتخصص نازایی
استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران
شاید یکی از دغدغههای ذهنی زوجهای ناباروری که وقت و هزینه زیادی را صرف بچهدار شدن کردهاند این باشد که نمیشود قبل از ازدواج از قدرت باروری مطلع شد؟ پاسخ به این پرسش آنقدرها هم ساده نیست زیرا بچهدار شدن پدیدهای چندعلتی است و مثلا نمیتوان ناتوانی جنسی یک مرد را قبل از ازدواج او سنجید یا متوجه بسته بودن لولههای رحم یک خانم قبل از ازدواج شد. میپرسید چرا؟ چون نمیشود از رحم یک دخترخانم عکس گرفت و با سونوگرافی هم باز یا بسته بودن لولهها معلوم نمیشود. باید منتظر بمانیم تا او ازدواج کند و بعد از رحم او عکسبرداری کنیم. اما تا حدودی میتوان گفت خانم یا آقا قدرت باروری دارد یا نه.
از آنجا که نیمی از مشکلات ناباروری به مردان و نیمی به خانمها مربوط است، یک آقا میتواند قبل از ازدواج آزمایش اسپرموگرام بدهد تا معلوم شود در مایع منی او اسپرم (سلول جنسی نر) وجود دارد یا نه و آیا اسپرمها قدرت حرکتی مناسب برای بارور کردن تخمک دارند یا ندارند؟ اما بسیاری از آقایان تمایلی ندارند این بررسی را انجام دهند. این آقایان باید بدانند همان اندازه که قدرت باروری خانم مهم است، سلامت سلولهای جنسی آنها هم اهمیت دارد. معمولا آقایان سلامت عمومی و قدرت مردانه و ظاهری خود را ملاک قرار میدهند، به همین دلیل از این نکته غفلت میکنند و به انجام بررسی مردانه تن نمیدهند. یک خانم هم با سونوگرافی از تخمدان و رحم میتواند سلامت قدرت باروری خود را بسنجد و متوجه شود تخمدانهای او سالماند یا نه. البته قاعدگی مرتب یک خانم هم تا حدی میتواند تاییدی بر سلامت دستگاه تناسلی او باشد. البته مبتلایان به تخمدان پلیکیستیک هم میتوانند با دارو تحت?کنترل قرار گیرند و بچهدار شوند. پس 80 درصد ماجرا را قبل از ازدواج میتوانیم بفهمیم ولی از 20 درصد باقی نه شما اطلاع دارید، نه پزشکتان. توصیه من به زوجهای ناباروری که استفاده از روشهای کمک باروری هم برایشان بینتیجه بوده این است که به جای تلف کردن وقت با قوانین سخت و گاهی آزاردهنده پذیرش فرزندخوانده در ایران و طی مراحل اداری آن، از جنین اهدایی استفاده کنند و سریعتر، ارزانتر و آسانتر صاحب فرزند شوند. حتی اگر رحمشان مشکل دارد، از رحم اجارهای کمک بگیرند.
دلم میخواست به جای چنین توصیهای میتوانستم بگویم مانند بسیاری از کسانی که قدرت باروری و خودشان هم یک یا دو بچه دارند و کودکی را هم به فرزندی میپذیرند، عمل کنید؛ اما چه کنم که میدانم قوانین سخت و کاغذبازیهای پذیرش فرزندخوانده در ایران ممکن است خیلیها را پشیمان کند و باعث شود عطای این کار را به لقایش ببخشند. کاش ماجرا سادهتر از این بود تا نه تنها زوجهای نابارور، بلکه افراد مسنتر که بچههایشان را سروسامان دادهاند و حالا تنها هستند هم بتوانند این بچههای بیسرپرست یا بدسرپرست را تحت تکفل بگیرند.
در کشورهای دیگر به جنبههای انسانی و اخلاقی فرزندخواندگی آنچنان توجه دارند و مثلا افراد مشهور و متمولی مانند تامکروز و وودیآلن در لیست انتظار میمانند تا نوبتشان شود و بتوانند سرپرستی کودکی را بگیرند اما در ایران متأسفانه اینگونه نیست.
کاش به جای این همه سختگیری، دولت این بچههای بیسرپرست و حتی بدسرپرست را که تحت آزار جسمی و روانی والدین خود هستند، ساماندهی میکرد و به افراد اصلح میداد تا از حق در سلامت بزرگ شدن، لذت ببرند. یادم است قدیمترها در همین ایران خودمان صاحبخانه ثروتمند، سرپرستی یکی از بچههای کارگر، آشپز یا کلفت خانه را به عهده میگرفت و بین او و بچههای خودش فرق نمیگذاشت، به او میرسید، غذا و لباسش را تامین میکرد و حتی او را به دانشگاه میفرستاد. شاید حرفهای من در این یادداشت کوتاه و بحث فشرده نگنجد اما واقعا باید رابطه مستقیم بین حقوق کودکان و فرزندخواندگی را شناخت و کاری کرد که از ظرفیت موجود، به بهترین نحو استفاده شود و کیفیت زندگی انسانهایی که به دنیا آمدهاند اما کسی آنها را نمیخواهد یا کسی برای رشد و پرورش آنها هدف و برنامهای ندارد، بالا رود. چه بسیارند خانوادههای ایرانی که یک یا دو بچه دارند اما قادرند تا 6 بچه را به درستی، با بهترین شرایط زندگی و تربیتی بزرگ کنند تا این بچهها مجبور نباشند هر روز از پدر و مادر معتاد خود کتک بخورند، در خیابان مورد آزار قرار بگیرند و زندگیشان نابود شود.
با وجود همه نقایص و هزینه بالایش
آیویاف خـیـلیهـا را پـدر و مـادر کـرده اسـت
دكتر شیرین نیرومنش
متخصص زنان و زایمان و فوقتخصص پریتانولوژی
استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران
در تلقیح آزمایشگاهی یا آیویاف (IVF) تخمكهای رسیده را از زن میگیرند و در ظرفی داخل آزمایشگاه با اسپرم تركیب میکنند. تخم حاصل پس از گذشت 3 تا 5 روز از لقاح داخل رحم قرار داده میشود. برای این کار ابتدا نزدیك به شروع دوره ماهانه، داروهایی برای زن تجویز میشود تا تخمدان به جای یک تخمک در آن ماه برای آزادکردن چند تخمك رسیده، تحریك شود. به محض رسیده و كامل شدن تخمكها، پزشك سوزن باریكی را از دیواره مهبل وارد تخمدان (تحت بیهوشی) و تخمكها را خارج میكند. برای مشخص شدن محل تخمكها، سونوگرافی انجام میشود. پزشک تخمكها را با اسپرمهای همسر درون ظرفی در آزمایشگاه تركیب میكند. 2 تا 5 روز بعد، هركدام از تخمهای بارور شده که به شكل توپی از سلولها درمیآیند، آماده انتقال به رحم هستند. در واقع پزشك 2 تا 4 عدد از این جنینها را از طریق گردن رحم داخل رحم میكند. اگر درمان موفقیتآمیز باشد، جنین داخل دیواره رحم لانهگزینی میكند و به رشد خود ادامه میدهد تا نوزاد متولد شود. پس از 2 هفته از زمان قرار گرفتن جنینها در رحم، مادر میتواند با انجام تست خون یا همان بتای معروف، از موفقیت لانهگزینی مطمئن شود. حدود 4 تا 6 هفته طول میكشد تا یك دوره آیویاف كامل شود. معمولا خانمهای جوانتر تخمكهای سالمتری دارند و میزان موفقیت آیویاف در آنها بیشتر است. یک زوج مسنتر، علاوه بر هزینه، باید به شکست درمان هم فکر کنند. اما به هر حال، این روش با همه دردسرهایش خیلیها را پدر و مادر کرده است.
چگونه عوارض روانی بچهدار نشدن را به حداقل برسانیم؟
بـهـتـریـن بـرخـورد بـا نـابـاروری
دكتر نرگس بیرقی
روانپزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
معمولا احساس بیکفایتی جزو شایعترین احساساتی است که در زن یا مرد نابارور ایجاد میشود. علایم اضطراب و افسردگی هم در میان زوجهایی که با مشکل ناباروری مواجه هستند از سایر زوجها بیشتر است. متاسفانه روابط بین فردی زوجهای نابارور نیز با مشکلات بسیاری همراه است ولی آیا درمانهای ناباروری هم میتوانند تاثیری بر سلامت روان و احساسات زوجها داشته باشند یا نه؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت همانطور که میدانید بسیاری از داروهای مورد استفاده در درمان ناباروری دارای هورمونهای مختلفی هستند و میتوانند اختلالی در میزان سطح طبیعی هورمونهای بدن زن یا مرد ایجاد کنند و به همین دلیل مواجهه با اختلال خواب، اضطراب و افسردگی در زوجهای نابارور تحت درمان بهخصوص خانمها چندان دور از انتظار نخواهد بود. از طرف دیگر چرخه درمان ناباروری با برنامههای خاصی همراه است و در مواردی این برنامهها باید در روابط بسیار داخلی زن و مرد دخالت داشته باشند و ممکن است تمام این مسایل بر سلامت روان زوجها اثرات منفی بر جای بگذارد. ضمن اینکه درمانهای ناباروری در بیشتر موارد هزینهبر است و بار مالی سنگینی را بر دوش زوجها وارد میکند. خیلی اوقات عدم موفقیت در درمان، باعث ایجاد حس شکست و عوارض ناشی از آن در زن و مرد میشود. با این حساب میبینید که روند درمان ناباروری هم میتواند فشار روانی زیادی را به زن و مرد وارد کند. معمولا فرزندخواندگی در کشورهای اسلامی انجام نمیشود اما خوشبختانه ایران جزو معدود کشورهای اسلامی است که قانون مربوط به فرزندخواندگی را دارد. حال که این قانون با فرهنگ و دین ما تطبیق داده شده، خیلی خوب است افرادی که میدانند به دلایل علمی امکان باروری آنها با درمانهای مختلف ناباروری بسیار کم است با پذیرفتن یک فرزندخوانده هرچه زودتر از نعمت داشتن کودکی معصوم بهرهمند شوند.
چگونه با ناباروری برخورد کنیم؟
وقتی پزشکان به یکی از زوجین میگویند: «به دلیل مشکلی که شما دارید، نمیتوانید بچهدار شوید»، احساس بیکفایتی در این فرد به وجود میآید؛ چه دیگران نسبت به او عکسالعملی نشان بدهند و چه ندهند. اما عکسالعمل اطرافیان (همسر یا خانواده) میتواند باعث تشدید این حس نقص و بیکفایتی در فرد نابارور شود. حتی دید جامعه به موضوع ناباروری هم میتواند در احساس زن یا مرد نابارور نقش داشته باشد. فکر خانواده در مورد فرد و پرسش و حرف و حدیثهای دیگران از نگرانیهایی است که زوج نابارور را درگیر خود میکند. متاسفانه گاهی در جامعه دید منفی در مورد ناباروری وجود دارد و این دید منفی ممکن است خیلی سریع به فرد نابارور انتقال داده شود و زندگی او را به هم بزند. مثلا پیشنهاد جدایی یا ازدواج مجدد که معمولا از سوی خانواده فرد سالم مطرح میشود، میتواند به سادگی کانون خانواده زوج نابارور را از هم بپاشد. با این حساب نقش اطرافیان در مورد چنین زوجهایی باید نقش حمایتی و ارائهدهنده پیشنهادهایی برای حفظ کانون این خانوادهها باشد و آنها نباید با ایفای نقشی منفی در این خانوادههای آسیبپذیر، حکم آتشبیار معرکه را بازی کنند. نکته دیگر درباره رفتار زن یا مرد نسبت به همسر نابارور خود است. اگر قرار است زوجی که بچهدار نمیشوند با هم زندگی کنند و فرزندی را به فرزندخواندگی بپذیرند یا حتی بدون بچه تا آخر عمر در کنار هم باشند، باید بدانند چطور با یکدیگر رفتار کنند. رفتار همسر سالم نسبت به همسر نابارور به برداشت او نسبت به این مساله بستگی دارد. گاهی همسر سالم بر این باور است که درباره این موضوع خیلی گذشت کرده و از حق مسلم خودش در زندگی چشمپوشی کرده، بنابراین همسر او باید قدر این گذشت و فداکاری را بداند. این نوع نگرش به سادگی در رفتار فرد بروز میکند و میتواند باعث ایجاد مشکلاتی در روابط زوجها شود. از طرف دیگر برخی از همسران سالم بر این باورند که مشکل ناباروری همسر آنها مشکلی است که همسرشان نقشی در ایجاد آن نداشته و ممکن بوده که این بیماری یا مشکل شامل حال خودش یا هر فرد دیگری هم بشود. یعنی این گروه از همسران، طرف مقابل را در مشکل پیشآمده مقصر نمیدانند و بنابراین او را بدهکار خود نمیبینند. به طور حتم زندگی و روابط چنین زوجی از آرامش و منطق بیشتری برخوردار خواهد بود.
توصیهها و هشدارهای دکتر مرضیه غفارنژاد به زوجهای نابارور
اگـر بـچـهدار نـمـیشـویـد، بـخـوانـیـد
سریال «خداحافظ بچه» قصه زوجی متوسط، عاشق و خوشبخت را به تصویرکشیده که با تمام تلاش میخواهند جمع 2 نفره خود را با قدمهای کودکی شیرین سرشار از عشق والدی کنند اما از بد روزگار از هر راهی میروند، به در بسته میخورند. با دکتر مرضیه غفارنژاد، فلوشیپ لاپاروسکوپی و نازایی و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران درباره درمان ناباروری، موفقیتها و شکستهای آن گپی زدهایم تا ببینیم پیشنهاد ایشان به زوجهایی مانند لیلا و مرتضی چیست.
سلامت: در سریال «خداحافظ بچه»، مشکل ناباروری زوج داستان به خانم مربوط بود. برایمان بگویید ناباروری در آقایان چه عللی دارد و چطور تشخیص داده میشود؟میتوان با یک نمونهگیری از منی، وضعیت سلامت تولیدمثل آقا را ارزیابی کرد. در این آزمایش که اسپرموگرام نام دارد، تعداد اسپرم در هر میلیلیتر، درصد اسپرمهای با اشکال طبیعی، میزان تحرک اسپرم، حجم منی، وجود گلبولهای سفید در آن و چسبندگی اسپرمها به یکدیگر (ناشی از وجود پادتن ضداسپرم) بررسی میشود. هر کدام از این عوامل محدوده مشخصی دارند و میزان غیرطبیعی آنها مشکل بهخصوصی در مرد را نشان میدهد. مهمترین علل ناباروری مردان واریکوسل (متورم شدن عروق بالای بیضهها)، بیضه نزولنکرده، ایجاد عفونت در بیضه، پروستات یا دیگر نقاط بدن (که باعث تب شود)، مشکلات هورمونی، شیمیدرمانی، ناهنجاریهای ژنتیکی و مصرف برخی داروها مانند داروهای ضدتشنج و داروهای استروییدی آنابولیک است. 40 درصد علل ناباروری زوج منشأ مردانه دارد.
سلامت: روند تشخیصی ناباروری در مورد خانمها هم به همین راحتی است؟نه، برای بررسی سلامت باروری یک خانم باید موارد متعددی را بررسی کنیم؛ وضعیت تخمکگذاری، لولههای فالوپ و رحم با انجام آزمایش، عکسبرداری، سونوگرافی و بیوپسی آندومتر رحم و معاینه فیزیکی خانم برای تشخیص وجود عفونت.
سلامت: این مشکلات درمان قطعی دارند یا مواردی هم وجود دارند که متخصص زنان زوج را به اصطلاح جواب کند؟بسیاری از این مشکلات درمان دارند؛ مثلا عدمتخمکگذاری با دارو، کاهش تحرک اسپرم مرد با جراحی واریکوسل و برخی مشکلات آناتومیک مرد یا زن با جراحی برطرف میشوند اما برخی زوجها مشکلات بهخصوصی دارند و با درمانهای معمول موفق به باروری نخواهند شد. مثلا برخی مردان اصلا اسپرم ندارند، لولههای فالوپ بعضی خانمها کاملا بسته است یا نتیجه تمام بررسیهای برخی زوجها نتیجهای طبیعی دارد اما باز هم نابارورند. به این ناباروریها، «ناباروری با علل نامشخص» میگویند. گروهی از خانمها دچار مشکل آندومتریوز هستند که باعث ناباروری آنها میشود و گروهی دیگر به اختلالهای تکاملی دستگاه تناسلی مبتلا هستند. به تمام این گروهها براساس تشخیص، روشهای کمکی ناباروری پیشنهاد میشود که عبارتند از: IUI، IVF، تخمک اهدایی، اسپرم اهدایی، جنین اهدایی و رحم اجارهای.
سلامت: زوجهای نابارور معمولا برای درمان به متخصص زنان مراجعه و روشهای درمانی مختلفی را امتحان میکنند که ممکن است هیچوقت هم آنها را به نتیجه نرساند؛ راهی وجود ندارد که زوج بدانند از همان ابتدا چقدر باید برای این هدف زمان و پول هزینه کنند؟اولین اقدامی که متخصص زنان برای زوج انجام میدهد، تشخیص مشکل است، سپس با توجه به این تشخیص، روشهای درمانی مناسب به آنها پیشنهاد میشود. درمان ناباروری مانند درمان یک زخم سطحی نیست که روی آن پماد و چسب زخم بزنید و در زمانی مشخص انتظار بهبودی صددرصد داشته باشید. متخصص زنان موظف است برای بیمار معایب، مزایا، هزینه و درصد موفقیت هر روش را تشریح کند تا با آگاهی کافی روشی را برگزیند. در غیر این صورت زوج بعد از مدتی از هزینههای مختلفی که پرداخت کردهاند، به ستوه میآیند و بدون اینکه نتیجهای بگیرند، از درمان منصرف میشوند.
سلامت: چرا در کشور ما اینقدر آیویاف باب شده است؟متاسفانه رواج بیدلیل این روش هزینه سنگینی را بر زوجها تحمیل کرده است. بیماران آگاه نیستند و این روش را حلال صددرصد مشکلات یا معجزه علم میدانند غافل از اینکه در بهترین شرایط و در مجهزترین آزمایشگاههای دنیا، موفقیت آیویاف فقط 25 درصد است. متخصصان زنان باید کاندیدای این روش را درست انتخاب و واقعیتهای این روش تهاجمی و پرهزینه را کاملا برای بیمار روشن کنند. اگر بیمار بداند بعد از این همه سختی ممکناست به نتیجه نرسد، از همان ابتدا میتواند راهحل فرزندخواندگی را انتخاب کند. من بیمارانی را دیدهام که پزشکشان بعد از دو درمان ناموفق، آنها را وارد مراحل آیویاف کرده است در حالی که آیویاف تیر آخر پزشک است و یک متخصص با وجدان هرگز نباید در مراحل ابتدای درمان بیمار را وارد روند درمان تهاجمی کند.
سلامت: با توجه به نکتههای مثبت و منفی روشهای درمانی موجود، به عنوان یک پزشک راهحل فرزندخواندگی را به مراجعان خود توصیه میکنید؟فرهنگ فرزندخواندگی در سراسر دنیا جاافتاده تا جایی که تعداد زیادی از خانوادههای اروپایی هم که خود 3-2 فرزند دارند، کودک یا کودکانی را هم به فرزندی میپذیرند و زیر چتر محبت و حمایت خود پرورش میدهند اما متاسفانه در کشور ما برای فرزندخواندگی فرهنگسازی نشده است و به همین دلیل هنوز هم مراجعان با شنیدن این پیشنهاد با وجود اینکه ناگهان از تصور فرزنددارشدن بیدردسر به وجد میآیند، اما بعد از مدتی نقشههایی برای کتمان این عمل از خانواده خود میکشند مثلا مهاجرت به شهری دیگر و بازگشت بعد از مدتی. لازم است نگاه به این عمل خداپسندانه، انسانی و عاطفی تغییر کند و زوجها باید بدانند با این اقدام نهتنها آینده کودکی تضمین میشود بلکه نیازهای عاطفی خودشان هم تامین خواهد شد و دیگر مجبور نیستند استرسها، شکستها و هزینههای سنگین روشهای درمان ناباروری را بر دوش بکشند.
بچهدار نشدن؛ عامل ?? درصد جداییها
وقـتی نـاباروری، ازدواج را به طـلاق میکـشانـد
دکتر مجید ابهری
متخصص علوم رفتاری و دانشیار دانشگاه تهران
معمولا هدف از ازدواج کاملنبودن پاره عاطفی و یافتن نیمه فرد است. البته تداوم نسل و ادامه چرخه حیات هم میتواند هدف نهایی ازدواج برای برخی افراد باشد.
این در حالی است که 27 درصد از ازدواجها به دلیل عدم تفاهم در مورد مساله فرزندآوری یا ناتوانیهای فیزیولوژیک منجر به طلاق میشود؛ طلاقی که میتوان با مراجعه به مراکز مختلف آیویاف یا روشهای دیگر بارداری یا یافتن رحم اجارهای از وقوع آن جلوگیری کرد اما در پارهای از مواقع زوج زیر بار هیچکدام از این روشها نمیروند و جدا میشوند. از نگاه رفتارشناسی هدف 70 درصد از زوجها فرزندآوری است و آن عدهای هم که هنوز تصمیم برای بچهدارشدن نگرفتهاند و احساس آمادگی برای پذیرش این مسوولیت را نمیکنند برای فرار از انگ دیگران زیر بار مسوولیت میروند که البته من به هیچوجه آن را قبول ندارم. این مقوله عمدتا در کشورهای آسیایی که موضوع فرزندپروری از اهداف اصلی ازدواج است، تشدید میشود در حالی که در جوامع پیشرفته معمولا هدف از ازدواج فقط زاد و ولد نیست. اگر بهطور مجزا هم به این مقوله نگاه کنیم –یعنی ببینیم زنان بیشتر تمایل به طلاق در صورت بچهدار نشدن دارند یا مردان- میبینیم در بیشتر موارد اگر این مشکل متوجه مردان باشد زنان گذشت میکنند و حاضر به ادامه زندگی هستند در حالی که اگر این مشکل از زنان باشد بیشتر مردان حاضر به ادامه زندگی نیستند و تمایل به جدایی و طلاق دارند. یکی از مؤثرترین راههایی هم که میتواند بنیان خانواده را حفظ کند -خانوادهای که در آن یکی از زوجین یا هر دو نمیتوانند بچهدار شوند- فرزندپذیری است که نشان و نتیجه یک فرهنگ عالی انسانی است که در درون فرد و جامعه نهادینه شده است اما متاسفانه عدهای از والدین تمایل به پذیرش فرزند ندارند چرا که بنابر باورهای غلط و پیشپاافتاده به جای فکرکردن به ارزشهای والای انسانی به وابستگی خونی میاندیشند و چنین تصور میکنند که اگر این وابستگی خونی وجود نداشته باشد، وابستگی عاطفی لازم هم به وجود نمیآید در حالی که اصلا این چنین نیست. با وجود اینکه علوم رفتاری ثابت کرده، رفتار براساس 3 محور ژنتیک، تغذیه و تربیت به وجود میآید میتوان با بررسی شواهد و نمونههای موجود نشان داد تربیت میتواند بر ژنتیک و تغذیه اثر بگذارد بنابراین اگر کسی بر مبنای اصول رفتاری درست رشد پیدا کند تبدیل به فردی قابل قبول و اعتماد جامعه میشود و هیچ فردی بالفطره بزهکار و جانی پا به این دنیا نمیگذارد و این محیط اجتماعی و خانوادگی است که میتواند فرد را تبدیل به یک بزهکار کند.
زنان و مردانی که بچه دار نمیشوند، چه باید بکنند؟
ثـمره زنـدگی فـقط بـچه نـیسـت
دکتر پرویز رزاقی
روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی
با توجه به مشاهدههای خودم در کار كلینیكی، میتوانم بگویم رشد اجتماعی و فرهنگی باعث شده امروزه این آمار بسیار پایین بیاید و زوجها برای داشتن زندگی متعادل و آرامش درونی و سازندگی بیشتر تلاش كنند، نه برای بچهدارشدن. در گذشته این نگرش سنتی که زن و مرد حتما باید پدر و مادر شوند بیشتر وجود داشت و باعث افزایش این آمار میشد و حتی اگر برای خود زوج داشتن بچه مهم نبود، القای خانواده و اطرافیان به آنها، باعث به وجود آمدن اختلاف و جدایی میشد. الان هم به نوعی این نگرش وجود دارد، اما محدودتر و بیشتر در دختران و پسرانی كه سنشان بالا رفته است؛ مثلا ممكن است پسری 36-35 ساله و دختری 30-29 ساله به این فکر میکنند که باید زودتر ازدواج كنند تا زودتر بچهدار شوند.
این نگرانی زنانه است یا مردانه؟
نگرانی در هر دو وجود دارد اما در زنان از 28-27 سالگی به بعد و در مردان بعد از 35 سالگی نمود بیشتری پیدا میكند. در خانمها به 2 دلیل فرهنگی و قوانین اجتماعی این نگرانی بیشتر دیده میشود. متاسفانه به دختر جامعه ما اجازه انتخاب داده نمیشود و در موارد زیادی دختر خانمها باید انتخاب شوند بنابراین اضطراب و نگرانیشان برای داشتن همسر و فرزند بالا میرود اما برای مردان اینگونه نیست و در هر سنی كه باشند، با محدودیت انتخاب و داشتن فرزند روبرو نمیشوند. از طرفی قوانین جامعه ما بیشتر مردسالار و تشدیدكننده این حساسیتهاست.
هدف ازدواج چیست؟
ازدواج یك فرایند رشدی- روانی و اجتماعی در زندگی است؛ فرایندی كه باید وجود داشته باشد. ازدواج یك خط نیست كه بگوییم از این نقطه شروع میشود و نقطه نهایی و هدف آن هم این نقطه مشخص است. ازدواج یك دایره است و طی سالها كامل میشود. ازدواج باید خلاءهای عاطفی افراد را پر كند، نه اینكه باعث ایجاد خلاء عاطفی طرفین شود. هدف ازدواج، تحول و تكامل افراد است و رشد و تعالی روانی، جنسی، اجتماعی و خانوادگی. بعد از اینها داشتن بچه میتواند جزو اهداف زندگی باشد.
اگر بچهدار شدن هدف ازدواج باشد...
در چنین ازدواجی، اگر همسران بچهدار نشوند، به احتمال زیاد زندگیشان از هم میپاشد و اگر هم بچهدار شوند، ازدواجشان بیمعنا میشود، چون طرفین به دنبال تحول دیگری نیستند و وقتی به این خواسته خود رسیدند، دیگر در زندگی مشترك چیزی نمییابند. حتی ممكن است به همدیگر بیاعتنا شوند و به نیازهای جسمانی و عاطفی هم اهمیت ندهند در حالی كه یك زوج تحولگرا و زن و مردی كه فقط به دنبال بچهدار شدن نیستند، با آمدن یا نیامدن بچه اهداف دیگر را رها نمیكنند و حتی انرژی بیشتری برای زندگی بهتر میگیرند. بعد از طلاقهایی كه به علت نداشتن تفاهم انجام میشود، طرفین به دلایل مختلف احساس آرامش و رضایت میكنند اما در این مورد حتی اگر زن یا شوهر در ظاهر از جدایی ابراز رضایت كند، در بسیاری مواقع در درون این حس را نخواهد داشت و فکر میکند به دلیل ضعف از زندگی مشترک کنار گذاشته شده است. همین موضوع باعث احساس حقارت و ناتوانی در این افراد میشود و بیشتر آنها اعتمادبهنفسشان را در موارد دیگر هم از دست میدهند. به افرادی كه بچهدار نمیشوند، توصیه میكنم كمی صبر كنند و زود تصمیم به جدایی نگیرند زیرا در بسیاری مواقع استرسهایی كه دارند، باعث به وجود آمدن این مشكل میشود و هیچ مشکل دیگری وجود ندارد. معمولا وقتی زن و مردی نمیتوانند یك رابطه با لذت و آرامش داشته باشند و فقط برای بچهدار شدن تلاش میكنند، نتیجه نمیگیرند. شاید شنیده باشید كسانی كه بچهدار نمیشوند با آوردن بچهای از بهزیستی یا قبول سرپرستی بچههایی از خانوادههای زلزلهزدگان، پس از مدتی بچهدار شدهاند. در این مواقع گفته میشود کار خیر باعث این نتیجه شده که درست هم میتواند باشد اما دلیل علمی و روانشناسانه هم دارد؛ از نظر ما این روند اینطور معنا میشود كه افراد بعد از قبول كردن فرزند، با آرامش و بدون استرس به برقراری رابطه با یکدیگر میپردازند و زندگی آرامتر و پر نشاطتری را تجربه میکنند و همین باعث میشود بارور شوند.
این کار را به پزشک معالج بسپارید
خـبر ناباروری را چه کسی به زوجـین بـدهد؟
دکتر نرگس طالقانی
روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
یکی از دغدغههایی که معمولا زوجهای نابارور دارند، این است که زن یا مرد سالم چطور خبر ناباروری را به همسر خود بدهد تا او با شوک و فشار روانی مواجه نشود. بعضی از زنان و مردان ترجیح میدهند این خبر را به گوش خانوادههای خود برسانند تا آنها همسرشان را از مشکلی که دارد، آگاه کنند. بعضی از زنها یا مردها هم ترجیح میدهند تا مدت زمانی از شنیدن این موضوع بگذرد و سپس مشکل را با همسر خود در میان بگذارند. برای مطرح کردن چنین مشکلی اول باید این نکتهها را در نظر گرفت که زوج چند سال است با یکدیگر ازدواج کردهاند؟ کدامیک از آنها برای بارداری و بچهدار شدن اقدام کرده یا پیشنهاد آن را داده است؟ پزشک به کدامیک موضوع ناباروری را اعلام کرده است؟ و در نهایت هم پزشک به زن یا مرد سالم اعلام ناباروری کرده است یا به طرف نابارور. با در نظر گرفتن تمام این نکتهها و شرایط جسمی و روانی زن یا مرد به نظر میرسد بهترین فردی که میتواند خبر ناباروری را به زوجها بدهد، پزشک معالج آنهاست. یعنی اگر زن یا مرد متوجه شدند که خودشان یا همسر آنها نابارور است باید از پزشک خود بخواهند تا موضوع ناباروری را در حضور هردوی آنها مطرح کند. شنیدن این مشکل از زبان پزشک معالج در یک لحظه و در یک مکان میتواند بار روانی شنیدن چنین موضوعی را برای زوجها کمی سبکتر کند. معمولا فرد سالمی که مشکلی از نظر بچهدار شدن ندارد، همیشه آمادگی گفتن این جمله که «تو بچهدار نمیشوی» را به طرف مقابلش دارد و همین امر میتواند اولین جرقه ایجاد اختلاف در زندگی آنها باشد. به همین دلیل هم ما اصرار داریم موضوع از زبان پزشک به زوجها اعلام شود. توافق و چگونگی بیان این مشکل هم بسیار مهم است. گاهی عدهای از زوجها بچهدار نمیشوند اما آنقدر یکدیگر را دوست دارند که ترجیح میدهند تا آخر عمر هم با یکدیگر زندگی کنند. این مساله بیشتر در مواردی اتفاق میافتد که مردها مشکل باروری دارند.
فـرهـنـگسـازی بـرای فـرزندخـواندگی
دکتر سیدحسن علمالهدایی
جامعهشناس، دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد
ازدواج و زندگی زناشویی پدیده و قراردادی طبیعی و پیمانی است که با سایر پیمانها و قراردادهای اجتماعی، تفاوتی اساسی دارد؛ ممکن است در بسیاری از قراردادها و پیمانهای اجتماعی، جنبههای عاطفی و اخلاقی هم نهفته باشد اما در امر مقدس ازدواج، نیازهای طبیعی، غریزی، عاطفی و امنیتی دو انسان مطرح است. میتوان گفت ازدواج، پیمانی عجینشده با همدلی، یکرنگی، محبت و صمیمیت است و بار عاطفی عمیقی دارد.
گاهی دو دوست معمولی هم میتوانند علاقه زیادی به هم داشته باشند اما بار عاطفی به دلیل حساسیتهای بالا فقط در زندگی زناشویی مطرح میشود. بسیاری از روانشناسان اصطلاح صمیمیت و همدلی را در زندگی مشترک مطرح میکنند و در قرآن کریم هم از ایجاد مودت و رحمت میان زن و مرد به واسطه ازدواج و پایداری زندگی یاد شده است.
هدف ازدواج
همواره دلایل و اهداف بسیار زیادی برای ازدواج و زندگی مشترک مطرح بوده و است که در ادامه نگاهی فهرستوار به این دلیلها و هدفها میاندازیم:
رفع نیازهای فیزیولوژیک و غریزههای جنسی: یعنی زن و مرد در یک رابطه طبیعی و تعریفشده و در یک فضای روانی و عاطفی سالم، به رفع نیازهای اساسی و طبیعی خود میپردازند و به این ترتیب هویت جنسیشان از یک کمال مطلوب در شرایطی بهنجار برخوردار میشود. به طور حتم در چنین شرایطی تا حدی جلوی رفتارهای پرخطر و ناسالم جنسی و مشکلات و آسیبهای ناشی از آن در جامعه هم گرفته میشود.
ایجاد وضعیت پایدار صمیمیت، همدلی، آرامش و رفع نیازهای عاطفی زن و مرد: محققان به این نتیجه رسیدهاند که میزان طلاق در 62 فرهنگ مختلف در 4 سال اول زندگی به اوج خودش رسیده است. متاسفانه این روزها در کشور خوردمان هم شاهد این پدیده ناخوشایند هستیم. غریزههای جنسی، ویژگیهای محرک جنسی و میل شدید به برقراری رابطه زناشویی پس از مدتی آرامآرام فروکش میکند و اگر زوجها صمیمیت و همدلی لازم را با یکدیگر نداشته باشند، بر سر کوچکترین مسالهای کارشان به بحث و دعوا و گاهی هم طلاق میکشد.
رفع نیاز اساسی، عاطفی، روانی و اجتماعی دوست داشتن و دوست داشته شدن: روانشناسان معتقدند ما انسانها به طور طبیعی دوست داریم دیگران را دوست داشته باشیم و دیگران هم ما را دوست داشته باشند. احساس امنیت عاطفی، روانی و فکری، استمرار صمیمیت و حس تعلق به همدیگر از دیگر احساسها و نیازهای روانی است که با ازدواج به آنها پاسخ داده میشود.
ادامه نسل و تربیت فرزندان: بچهدار شدن هم میتواند یکی از اهداف ازدواج باشد و گاهی بچهها میتوانند به استحکام و پایداری خانواده کمک کنند و باعث ایجاد صمیمیت و همدلی بیشتر در میان اعضای خانه شوند.
خوشبختانه امروزه با پیشرفت علم پزشکی، خیلی از مشکلات مربوط به ناباروری به شرط صبوری و خواست زوج، قابل درمان است. نکته مهمی که هنگام مواجهه زوج با مشکل ناباروری یکی از آنها مطرح میشود، این است که اگر وابستگی، صمیمیت و علاقه کافی بین زن و مرد ایجاد شده و زندگی آنها به ثبات عاطفی رسیده باشد، بدون مقصر دانستن دیگری و منت گذاشتن سر او، روند درمانی را با یکدیگر و به خوبی طی میکنند و اگر نتیجه نگرفتند، به فکر راههای دیگری مانند پذیرفتن كودكی به فرزندی میافتند. یعنی پختگی عقل و عاطفه زوج باعث میشود زندگی آنها با مشکلی طبیعی و خدادادی مانند ناباروری از هم نپاشد. قبول فرزندخوانده که در بیشتر قوانین و کشورها وجود دارد، در فرهنگ ما هم جای خود را باز کرده و در دین اسلام هم به پذیرفتن فرزندان بیسرپرست به وسیله زوجهایی که بچهدار نمیشوند، تاکید فراوانی شده است. پذیرفتن كودكی به فرزندی و تربیت این كودك معصوم و بیسرپرست هم میتواند نوعی ادامه نسل برای زوجهای نابارور باشد و اقدامی اخلاقی و دینی هم است. متاسفانه برخی افراد به دلیل حس کمبود و ضعف، از پذیرفتن فرزندخوانده خودداری میکنند، این كار نوعی شهامت، روشنبینی و آگاهی میخواهد و افرادی که مشکل ناباروری خود را پذیرفتهاند، به سادگی میتوانند با پدیده فرزندخواندگی هم کنار بیایند. طلاق به دلیل ناباروری زن یا مرد (که البته بیشتر به دلیل ناباروری زن اتفاق میافتد)، امری مذموم، غیراخلاقی و غیرانسانی از نظر خداوند و جامعه بشریت به نظر میرسد. اگر بتوانیم باورها و ارزشهایی که به غلط در جامعه رواج دارند، کنار بگذاریم و قوانین را هم آسان بکنیم؛ (منظور مقررات مربوط به پذیرفتن كودكی به فرزندی است) فرزندخواندگی را به مباهات خانوادهها و شیرینتر شدن زندگیها تبدیل خواهیم کرد. باید قبح خانوادگی و اجتماعی فرزندخواندگی در جامعه شکسته و فرهنگسازی و آگاهی لازم در این زمینه به مردم داده شود.
سلامت
سه شنبه 31/5/1391 - 10:23
بیماری ها
خارش گلو در اكثر موارد میتواند ناشی از حساسیتهای فصلی یا سایر عوامل آلرژی زا باشد.
به گزارش سرویس سلامت ایسنا، شبكه خبری تورنتونیوز در یك مقاله جدید چند توصیه مفید و كاربردی برای درمان خارش گلو ارائه كرده كه به قرار زیر است:
- در بسیاری از شواهد علمی و پزشكی ثابت شده كه عسل یك روش درمانی طبیعی و موثر برای تسكین درد و خارش گلو در شرایط آب و هوایی نامساعد و وحشت زا است. برای بهره مندی بیشتر از این روش میتواند چای عسل و زنجبیل تهیه كرده و بنوشید تا خارش و درد گلو را سریعتر تسكین دهد.
- میتوانید از قرصهای مكیدنی مخصوص گلو درد استفاده كنید. این قرصها در تسكین خارشهای مداوم كه به گلودرد منجر میشوند، موثرند.
- مصرف آب نباتهایی كه تشرح بزاق را افزایش میدهند نیز در رفع خشكی گلو و زبان بویژه در افرادی كه بیشتر از راه دهان نفس میكشند، تاثیر چشمگیری دارد.
- اگر زیاد دچار خارش گلو میشوید قرقره كردن محلول «آب نمك» ولرم پیش از خواب را فراموش نكنید.
- در فصل زمستان حتما در فضای منزل یا محل كار از یك دستگاه رطوبت ساز استفاده كنید چون كاهش رطوبت هوا از عوامل مهم حساسیت زا و ایجاد خارش گلو است.
سه شنبه 31/5/1391 - 10:21
ازدواج و همسرداری
چرا باید آقایون رابطه ای عاشقانه را برهم بزنند؟ در
زیر به سه دلیل اصلی آن اشاره می کنیم.
شما رابطه ای فوق العاده با مردی که عاشقتان است دارید. همه چیز
خوب است اما یکدفعه اتفاق بدی می افتد: او می گوید که چندان از زندگیش راضی نیست و
بعد ناگهان شما را ترک می کند.
همین
چند روز پیش بود که خیلی به هم نزدیک بودید و احساس صمیمیت زیادی می کردید. چه
بلایی سر آن عشق آمد؟
واقعیت این است
که خیلی از مردها اشتباه نموده و از رابطه عالی که می توانند با یک زن فوق العاده
داشته باشند فرار می کنند.
قرار نیست
این اتفاق برای شما بیفتد. به خاطر همین سه دلیلی که موجب می شود آقایون خانمی که
دوست می دارند را ترک کنند اشاره می کنیم و می گوییم که باید چه کنید تا این بلا سر
شما نیاید.
دلیل 1:
فشار احساسی
رابطه با یک مرد می تواند مسائل احساسی زیادی برایتان ایجاد کند.
سوال اینجاست که آیا اجازه می دهید این احساسات درونتان به وجود آمده و در انتها
منفجر شود؟
آیا فکر می کنید که مردتان مهارت های احساسی لازم برای کنترل
این موقعیت ها را ندارد و یا وقتی شما در بدترین شرایط روحی و احساسی هستید از شما
دورتر می شود؟
اگر اینطور است احتمالاً با مردی هستید که هیچ تمرکز احساسی
ندارد تا وقتی شما مشکلات احساسی پیدا می کنید، او را آرام کنار شما نگه
دارد.
این اشتباه مردان است. یک مرد بالغ باید منبع حمایت و ثبات مردانه در
رابطه باشد. اما گاهی اوقات، حتی یک مرد خوب ممکن است دچار فشار احساسی شود. این
همانجاست که مرد قادر نخواهد بود احساساتی که به سمت او می آید را کنترل کرده و
آنقدر از درون احساس اضطراب می کند که ممکن است همه چیز را بگذارد و برود. اما چرا
این مسئله اینقدر مهم است؟
اگر یاد بگیرید که بدون فشار آوردن روی مردتان
درمورد موضوعات مختلف با او حرف بزنید، رابطه تان بسیار بهتر خواهد شد. اما اگر
بخواهید به اجبار همدیگر را به سمت یک مکان امن از نظر احساسی بکشانید تعجب نکنید
که از شما دور شود.
دلیل 2:
احساس می کند شما می خواهید او را درست کنید
اگر آنچه که می
خواهید را از رابطه نگیرید، طبیعی است که خسته شوید و سرانجام نتوانید به راحتی و
البته عاشقانه با مردتان حرف بزنید و ارتباط برقرار کنید. این همانجایی است که
خواسته ها و انتظاراتتان وسط کشیده می شوند. وقتی زنی احساس نکند که مردش به حرفهای
او خوب گوش می دهد، عوض کردن لحن تنها راه برای جلب توجه مرد خواهد
بود.
متاسفانه در این مواقع مردها نیت شما را درک نکرده و احساس می کنند که
از او انتقاد یا عیب جویی شده است. اگر مردی حس کند که شما می خواهید درمورد
اشتباهات یا کمبودهای او قضاوت کنید، هیچوقت با شما حرف نخواهد زد و به حرفهایتان
هم گوش نخواهد داد.
شما می توانید این فضا را برای طرفتان ایجاد کنید که به
انتخاب خودش مرد بهتری باشد اما اینکار با تقاضای شما برای تغییر او میسر نخواهد
شد.
دلیل 3:
می ترسد آزادی خود را از دست بدهد
آیا به این فکر
کرده اید چرا یک مرد خودش را به یک زن متعهد می کند و مرد شما این اواخر چه حسی به
رابطه داشته است؟ اگر روابط منفیتان بیشتر از روابط مثبتتان بوده، مرد به این فکر
می کند که شما برایش چه فایده ای دارید. اگر این وضع برای مدتی طولانی ادامه پیدا
کند مطمئناً به دنبال یک راه فرار خواهد بود.
از طرف دیگر، اگر رابطه تان
رابطه ای سالم، مفرح و صمیمی باشد، مرد برای متعهد کردن خود به شما هیچ تردیدی به
دلش راه نخواهد داد. شما برای او آن زن استثنایی خواهید شد که با اولین نگاه
عاشقتان می شود و همه آرزویش ماندن با شماست.
اگر رابطه تان از نظر احساسی
لحنی مثبت داشته باشد، مرد بیشتر از اینکه به از دست دادن آزادی خود فکر کند به
آنچه که با شما به دست خواهد آورد فکر می کند.
چه باید
بکنید
اگر باور داشته باشید که مردها بی هیچ دلیل ممکن است یک زن خوب را
ترک کنند باعث خواهد شد که رابطه ها به نظرتان ناامیدکننده و بیهوده به نظر
برسد.
اجازه ندهید این ترس وارد ذهنتان شود. اگر بدانید چطور باید با
مردتان حرف بزنید که زن شاد، دوست داشتنی و راضی درونیتان را نشان دهد، مطمئن باشید
که خیلی زود به جای عیب جویی و انتقاد از هم به تمجید و قدردانی از هم می پردازید و
از اینکه چطور مردتان عشق و علاقه اش را به شما نشان می دهد متعجب خواهید
شد.
شما مستحق یک رابطه عاشقانه و بادوام با مردی که زندگی خود را برای شما
گذاشته هستید پس برای به دست آوردن آن هر چه از دستتان برمی آید را انجام
دهید.
سه شنبه 31/5/1391 - 10:17
نوشیدنی و دسرها
در این هوای گرم هیچچیز مثل یک شربت سرد تابستانی نمیچسبد. نوشیدنیهایی که درست میکنیم معمولا خیلی متنوع نیستند، چون به نظر میرسد درست کردن نوشیدنی کار سختی است اما برخلاف چیزی که فکر میکنید
برای درست کردن نوشیدنیهای خوشمزه فقط کافی است درست کردن هر کدام را بلد باشید. این 6 نوشیدنی، تفاوت زیادی با هم دارند. برای اینکه هر بار مجبور نباشید آب پرتقال سنایچ جلوی مهمانهایتان بگذارید، از دستور درست کردن این نوشیدنیهای ساده و راحت استفاده کنید. همه آنها طبیعی، مفید و خوشمزه هستند.
1- شربت ریحان
یکونیم فنجان شکر را با یک و نیم فنجان آب سرد مخلوط کنید و روی حرارت بگذارید. 5 دقیقه صبر کنید تا شکر کاملا حل شود. آن را از روی حرارت بردارید و 10 برگ ریحان در آن بریزید. وقتی سرد شد، ریحانها را خارج و شربت را با آب رقیق کنید و به همراه یخ و چند برگ ریحان تازه سرو کنید.
2- شربت آلبالو
هستههای آلبالو را درآورید و یک لایه از آن کف قابلمه پهن کنید. مقداری شکر روی آنها بپاشید و بعد لایه دیگر آلبالوها را بریزید. قابلمه را روی حرارت ملایم بگذارید تا آلبالوها آب بیندازد و پخته شود. آلبالوها را میتوانید برای آلبالوپلو کنار بگذارید و شربت باقیمانده را به همراه آب و یخ سرو کنید.
3- شربت زنجبیل
یک پرتقال و یک لیموترش را آب بگیرید. یک سانتیمتر زنجبیل تازه را با یک قاشق عسل و یک قاشق شکر در غذاساز مخلوط کنید تا کاملا صاف و یکدست شود. آن را با آب پرتقال و لیمو مخلوط كرده، با آب سرد رقیق و با یخ سرو کنید. میتوانید آن را با برشهای پرتقال تزیین کنید.
4- چای سرد
یک قوری چای رقیق دم کنید و بعد از اینکه آن را از روی حرارت برداشتید، چند برگ نعناع تازه در آن بریزید. بعد از اینکه چای سرد شد، مقداری شکر در آن بریزید، سپس چند لیوان را از یخ و پودر یخ پر کنید و چای را روی یخها بریزید. با چند برگ نعناع ریحانها را تزیین کنید.
5- قهوه سرد
در قهوهجوش، به ازای هر فنجان آب، یک قاشق چایخوری قهوه و یک قاشق شکر بریزید. قهوهجوش را روی حرارت بگذارید تا جوش بیاید، سپس آن را خاموش کنید. قهوه را به آرامی در یک ظرف بریزید و یک لیموترش تازه روی آن بچکانید. آن را در فریزر بگذارید و هر چند دقیقه یکبار با چنگال هم بزنید تا شبیه یخدر بهشت شود.
6- شربت شاهتوت
شاهتوت را درست مثل آلبالو لایهلایه به همراه شکر در قابلمه بریزید و روی حرارت بگذارید. بعد از اینکه پخت، میتوانید از شاهتوتها برای مربا استفاده کنید. شربت به جا مانده را صاف کرده، به همراه یخ و آب سرد رقیق و سرو کرده و میتوانید با یک قاشق بستنی شاهتوت آن را تزیین کنید.
منبع:مجله سیب سبز
سه شنبه 31/5/1391 - 10:16
ازدواج و همسرداری
مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)
ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید
به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند
-سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین است. انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند . این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.
عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند
شصت نشانه والدین است
انگشت دوم خواهر و برادر
انگشت وسط خود شما
انگشت چهارم همسر شما
و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است
سه شنبه 31/5/1391 - 10:14
محبت و عاطفه
1. به همراه خانوادههایشان شام میخورند: میز شام فرصتی استثنایی برای ایجاد ارتباط بهتر و ممانعت از پرخوری کودکان و اختلالات غذایی آنها توسط مادران است.
2. زمان تماشای تلویزیون را محدود میکنند: این امر طول عمر اعضای خانواده را افزایش داده و مادران با این کار میتوانند از فرزندانشان در مقابل تبلیغات فستفود محافظت کنند.
3. خوشبین و شاد هستند: مادران شاد کمتر به بیماریهای عروقی مبتلا میشوند و رفتارهای سالمی مانند خواب کافی، و عادات غذایی درست از خود بروز میدهند.
4. به همسرانشان محبت میکنند: هورمونی در بدن این مادران ترشح میشود که بر روابط آنان با اجتماع و فرزندانشان تاثیر بسزایی دارد، این امر همچنین ترشح هورمون استرسزا در بدن را کنترل میکند.
5. خندهرو هستند و قهقهه میزنند: خنده به سیستم قلبی عروقی بدن کمک میکند و موجب افزایش جریان خون در بدن میشود و همچنین موجب کاهش استرس میشود. مادران دارای استرس کمتر انرژی خود را صرف ایجاد ارتباط و محبت به دیگر اعضای خانواده میکنند.
6. پیادهروی میکنند: پیادهروی طول عمر را افزایش داده و اگر این کار به همراه خانواده صورت گیرد کانالهای ارتباطی زیادی بین مادران و اعضای خانواده ایجاد میشوند.
7. اسنکهای سالم درست میکنند: دادن اسنک سالم به فرزندان از افزایش وزن آنها و ابتلا به بیماریهای مختلف ممانعت میکند.
پنج شنبه 26/5/1391 - 1:42
مد و لباس
پنج شنبه 26/5/1391 - 1:41