• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 4917روز قبل
داستان و حکایت
 گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟
 گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟
 گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من
 گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس من؟
 گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟
 گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟
 گفتم: خدایا اینقدر نگو من گفت: من توام تو من
جمعه 6/11/1391 - 15:41
خاطرات و روز نوشت

به سراغ من اگر می آیید

پشت هیچستانم

پشت هیچستان جایی است

پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهایی است

كه خبر می آرند از گل واشده دورترین بوته خاك

روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است كه صبح

به سرتپه معراج شقایق رفتند

پشت هیچستان چتر خواهش باز است

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود

زنگ باران به صدا می آید

آدم اینجا تنهاست

و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاری است

به سراغ من اگرمی آیید

نرم و آهسته بیایید مبادا كه ترك بردارد

چینی نازك تنهایی من

يکشنبه 19/9/1391 - 1:9
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته