• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 5138روز قبل
اخلاق
  دوست عزیز معیار خوب و بد نزد افراد فرق میکند( برای همین است که نیاز به تبین خوب و بد میباشد ) و در مورد وژدان ایا انسان از وژدان خود تبعیت میکند؟ ( حال انکه یک دیندار چون خودرا در مقابل خدا مسؤل میداند از حکم و امر خدا پیروی میکند) اگر مردم از عقل و وژدان و طینت خود پیروی میکردند جهان از همان اول بیراهه نمیرفت.
نیاز به کتاب خداوند را در بالا مثال زده ام ( این به ان میماند که بگویند کتاب فیزیک را عق...ل قبول میکند و یا نمی کند اگر قبول میکند خودت پس خودت فیزیک بلدی ونیاز به کتاب فیزیک نداری و اگر قبول نمیکندپس لازم نیست ادم کتابی را بخواند که عقل قبول ندارد پس اصلا کتاب فیزیک لازم نداریم " که این استدلال فقط برای بیخردان است ).
انچه در کتابها امده ممکن است بدانید ولی انسان به هر دانسته ای عمل نمیکند. و کاری که دین انجام میدهد این است که علاوه برا نمایاندن راه ابزار پیمودن ان راه را در اختیار میگذار و دیندار را متعهد به پیمودن ان مسیر مینماید.
همانطور که یک شخص در کاروان با امنیت و بدون اینکه راه را گم کند و سراب را اب ببیند و یا در گردباد نا بینا گردد و یا طعمه وحوش و ددان کردد، به مقصد میرسد، در صورتی انکه از کاروان باز بماند و یا عقیده دارد من خودم مقصد را میشناسم و راه را بلدم و ابزار پیمودن راه را هم دارم پس چه نیاز به کاروان دارم هیچ زمان به مقصد نخواهد رسید. از این رو انسان همیشه نیازمند دین راستین میباشد
دوشنبه 29/3/1391 - 17:59
فلسفه و عرفان
گزارش محتوا
مجید توتونچی اول   دوست عزیز انسان علاو بر فطرت دارای نفس میباشد نفس انی است که وقتی با خود حرف میزنید پاسخ میدهد و سوال میپرسد و از انسان درخواست انجام انرا طلب میکند مثلا میخواهد شما با پاسخ دروغ کسی را محکوم کنید و یا مشروب بخوریدویا کاری را عقل نمی پسندد درخواست میکند و بر ان مصر میماند و برای انسان دلیل هم می اورد، عقل ان است که با اراده شما مسائل را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهدو نتیجه ارائه میدهد، فطرت نهاد وجود انسان است که به انسان هوشدار میدهد از طریق وژدان و با بدی ها مخالفت دارد و انسان را به خوبی تشویق میکند مثل مهر مادر به فرزند و دوری بچه از اتش و ارتفاء و... خود انسان انی است که از میان این پیش نهاد های درون، نفس و فطرت و نتیجه گیری عقل، انتخاب میکند به کدام عمل کند .مثل کسی که خود گرسنه است و نان را به گرسنه دیگر میده و یا ان سیری که نانی را از دست دیگری میربایدو یا انکه از استراحت اکنون میگذرد برای رفاه اینده اش. حال انسانها به دلایل اجتمائی و شرایطی که در ان بزرک شده اند بطور نا خود آگاه از یکی از این سه را به دوستی و پیروی بر میگذینندهر یک از این سه استاد انسان را به وادی جدا گانه ای میبرند.هر چند انسان در هر زمان که خداوند به او لطف نموده و اشارتی نماید میتوانداستاد و راه خود را تغیر دهد ولی چون بعضی از مرد انقدر با نفس خود قرین شده اند که امکان فهمیدن حقیقت برایشان وجود ندارد و حقیقت را نمشاسندو گمان میکنند که حقیقت ناب را یافته اند و یا توان استفاده کامل از عقل خود را ندارند چون نفس اجازه تفکر نمیده مثلا اگر مطلبی را از کسی که با او برخورد داشته اند میخوانند به دنبال مفهوم مطلب نمیروند و دنبال نکته ای میگردنند که بتوانند به ان شخص ایراد بگیرنددر حالی که اگر توجه میکردنند عقل و فطرت ان نوشتار را ممکن بود تأید کند. پس چون خداوند نمیخواهد مردم ندانسته مرتکب گناه گردند و از شادکامی بی بهره بمانند از این رو لازم دانسته پیامبران را برای هدایت مردم بفرستد تا انها را به فطرت و خرد خود هدایت نماید و راه درست زندگی گردن را به انان بیاموزد برای همنین است که از مردم خواسته تا خود به قران مراجعه کنند. چون اگر نصیحتی از زبان پیامبر گفته شود تأثیر ان فرق میکند تا ان مطلب را از زبان دیگری شنیده شود پش قطأ کلام خداوند از زبان خودش بیشتر اثر دارد تا از زبان صد تفسیر کر ، که شاید در زمان تفسیر به مفسر بگوئیم پس چرا خودت عمل نمیکنی اگر راست میگوئی ول زمان قرائت قران نه تنها این جسارت را به خداون نمیکنیم بلکه اگر به معانی ایات توجه داشته باشیم در حال شگفتی هستیم از عظمت کلام . والسلم.
مجیدِ اول
 
حذف
دوشنبه 29/3/1391 - 17:50
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته