• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 10
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 4663روز قبل
سخنان ماندگار

گل نوشته های بزرگان

مرحوم آیت‌الله کوهستانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرموده بودند:
اگر کسی به دنبال ذکـری بـاشـد که بخواهد از آن ذکـر به مقاماتی
(مثل این که چشمش باز شود و چیزی ببیند) برسد، ‌
نفهمیده که ذکر یعنی چه...
ذکر یعنی یاد حضرت حق بودن نه معامله کردن با خدا...
حضرت آیت الله دکتر روح الله قرهی


در بیداری بین الطلوعین اثرات عجیب و شگفتی است
حتی ذره ای از آن نصیب فردی که خواب است نمی شود

 علامه حسن زاده آملی


هر کاری می کنی برای خدا انجام بده، حتی اگر چلوکباب خوردی
به این قصد بخور که نیرو بگیری و عبادت خدا کنی
و این نصیحت را در تمام عمر فراموش نکن.

شیخ رجبعلی خیاط



هرکس بعد از نماز یک دعا پیش خدا محل دارد که حاجت بگیرد،
آن وقت بلند می شود و می رود.
تا نماز خود را خواندی بلند نشو و برو، تعقیبات بخوان، دعا بخوان.
همانطور که بادبادک بدون دنباله بالا نمی رود، نـمـاز هم بـدون
تعـقـیـبـات بالا نمی رود.
بعد از نماز حتما تعـقیبات بخوان. بنشین در خانه خدا و گدایی کن
و حاجت بخواه. شاید همین امشب دعایـت گرفت.
انسان باید در خواستن از خدا سـماجت کند.
خود خدا می فرماید:
شما بخوانید مرا، من مستجاب می کنم دعایتان را.
حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی


هرگاه در میان مشکلات قرار گرفتید،
سیل صلوات به راه اندازید،
زیرا آن سیل حتما مشکلات را با خود می برد...
 علامه طباطبایی


ابلیس همیشه می‌گوید: تو نمی‌توانی!
ولی امام حسین(ع) می‌گوید: تو می‌توانی
استاد پناهیان

بعضی از مردم [با ازدواج] که می شود با آن ثواب برد، گناه می برند.
حرام همه اش هم این نیست که محرم و نامحرم و این چیزها باشد.
آنها هم البته حرام است؛
اما ریخت و پاش زیادی هم حرام است.
اسراف حرام است.
سوزاندن دل مردمی که ندارند در مواردی واقعا حرام است.
زیاده روی کردن، حرام و حلال کردن برای اینکه بتواند
جهیزیه دخترش را فراهم کند،
اینها حرام است...
امام خامنه ای

آیت الله بهجت(ره):
گفتم که الف ، گفت دگر ، گفتم هیچ
در خانه اگر کس است یک حرف بس است
 بارها گفته‌ام و بار دیگر می‌گویم
کسی که بداند هر که خدا را یاد کند خدا همنشین اوست،
احتیاج به هیچ واعظی ندارد.
می داند چه باید بکند و چه باید نکند
می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد
و در آن چه که نمی داند باید احتیاط کند


اخلاص این نیست که مردم تورا نـبـیـنـنـد،
اخلاص این است که تو مردم را نـبـیــنـی!
آیت الله جوادی آملی


خداوند در قرآن می فرماید بر بنده من، کسی تسلط ندارد.
تسلط شیطان بر کسانی است که دنبالش می روند.
جوانان عزیز،
اخلاقتان را زیباتر کنید،
نمازها را مرتب بخوانید،
مسئله والدین را رعایت کنید
و
عمل به وظیفه بکنید
مطمئن باشید شیطان می رود.
استاد فاطمی نیا

اولین عامل بهم ریختگی حضور قلب چشم ماست.
چشمی که همه چیز را می بیند. هر شخص زن و مرد، هر منظره، هر عکس، هر فیلم
نمی تواند نماز خوبی بخواند.
اگر بتوانید چشم خودتان را کنترل کنید انشاءالله نمازتان بهتر می شود.
اگر بتوانید چیزهایی که خدای متعال راضی نیست نگاه نکنید البته بطور جدی می توانید
نماز بهتری داشته باشید.
نماز عـصاره و خـلاصه شده رفـتار و اعـمال روز مـاست.
اگر تمام رفتار و اعمال آدمی با حساب و کتاب باشد نماز او درست خواهد شد
آیت الله جـاودان

غالب مردم نمی دانند توسّل به اهل بیت برای چیست
 آنها برای رفع مشکلات و گرفتاری های زندگی به اهل بیت متوسّل می شوند،
در صورتی که ما برای طی کردن مراحل توحید و خداشناسی باید در خانه اهل بیت برویم.
راه توحید راه صعب (دشوار) است
و انسان بدون چراغ و راهنما قادر به طی کردن این راه نیست.
شیخ رجبعلی خیاط


علامه طهرانی : من نمی‌دانم این لفظ اعتماد به نفس از کجا آمده؟!
 چرا اعتماد انسان به نفس باشد؟
قرآن می‌گوید :اعتماد به خدا کن! نفس را زیر پا بگذار! این نفس را فدای پروردگار کن!
آن نفسی که نورانی و آیت خدا باشد اگر به او اعتماد کنید اعتماد به خداست...

نقل می‌کنند، شیطان در حال بیدار کردن شخصی برای نماز صبح بوده است؛
شخص بیدار می‌شود و می‌پرسد: کیستی؟ می‌گوید شیطان هستم!
شخص می‌گوید تو همه را خواب می‌کنی! چرا مرا بیدار کردی؟
شیطان گفت: تو بعد از قضا شدن نماز آنقدر ناله می‌کنی که دو برابر نماز گیرت می‌آید.
استاد فاطمی نیا


خدا دوست دارد بنده اش بگوید: خدایا ! غلط کردم.
دیدید وقتی بچه ی شما اشتباهی می کند ، می آید به شما
می گوید : من غلط کردم ؛ چقدر خوشتان می آید .
گریه می کند و اشک می ریزد ، که آقاجون! غلط کردم ، من
را نزن. شما او را بغل می کنید و به خودتان می چسبانید و نوازش
می کنید. شما بنده اید ، این طورید ، آن وقت خدا!
فقط یک کلمه انسان بگوید:
خدایا! ، نفهمیدم ، بد کردم ، عمرم را به بطالت صرف کردم
آیت الله مجتهدی تهرانی


آقا مجتبی تهرانی(ره):
وقتی میخواهی از خدا تقاضا کنی،
نگاهی هم به سوابق گذشته‌ ات بکن،
اگر اشتباه کرده‌ ای، اوّل معذرت خواهی بکن و بگو: خدایا! من را ببخش
و بعد هم وقتی که میگویی بد کرده‌ام، نیّتت این باشد که دیگر خطایی مرتکب نشوی
و بعد با صدق نیّت، استغفار کن.


امام صادق علیه السلام درباره معنای صراط فرمود:
آن، راه شناخت خداوند عزّوجلّ است،
 و دو صراط وجود دارد:
صراطی در دنیاست و صراطی در آخرت .
 صراط دنیا همان امامی است که اطاعتش واجب است.
هرکه در دنیا او را بشناسد و از راهنماییهایش پیروی کند
از صراط آخرت که پلی است بر روی دوزخ ، بگذرد


عُجب ، در عبادت آن است که
 شخص، عبادتی را که انجام داده از خودش بـبـیـنـد نه از توفیق خداوند،
 پــس خــود را بــه ســبــب انــجــام آن ، بــزرگ بــیــنــد
چون کار بزرگی به خیالش کرده و به آن عبادت ، دلشاد باشد
و دیـگر خـود را (به سبب آن عـبـادت) به درگاه خـداونـد مـقصر نـبـیـنـد.
شهید دستغیب


مردان اطاعت و زنان محبت میخواهند...
آقایون دل خانومتان را نشکنید...
 خانومها غرور مردتان را نشکنید...
استاد پناهیان


آنچه گفته می شود باید چهار شرط داشته باشد و اِلا اتلاف عمر است:
یا باید واجب باشد یا مستحب یا مشکل فردی را حل کند یا مشکل جامعه را.
حاج آقا قرائتی

با خدا حرف بزن
با مخلوق اگر اشتباه حرف بزنی مچ ات را می گیرند
اما خدا این طور نیست
خدا به حرفهایت گوش می دهد
واین گوش دادن باعث می شود که حرف زدن یاد بگیری
 حاج اسماعیل دولابی


مرحوم علامه طباطبائی میفرمودند:
گاهی بعضی صفات زشت در وجود انسان است نمی تواند آن صفت زشت و بد را از
خود دور کند نمیتواند خودش را از ان صفت شستشو بدهد،
عاجز می شود
آن وقت است که باید عجــــزش را محضر خدای متعال عرضه بدارد
بگوید خدایا عاجزم
تلاش کردم نتوانستم درمان کنم
یا طبیب من لاطبیب له
خـــــود به دادم بــــــــــرس ای طبـــــیب!
الحمدلله
      اگر چهار مرتبه بگویی بیچاره ام و عادت کنی،
      اوضاع خیلی بی ریخت می شود…
      همیشه بگویید الحمدلله، شکر خدا.
      بلکه بتوانی دلت را هم با زبانت همراه کنی.
      اگر پکر هستی دو مرتبه همراه با دلت بگو الحمدلله
      آن وقت غمت را از بین می برد…
      امیدوارم جلوی زبانت را بگیری که موثر است.

 

دوشنبه 28/10/1394 - 14:16
شهدا و دفاع مقدس

ناگفته هایی از زنان، در 8 سال دفاع مقدس
حضور شورآفرین زنان در 8 سال دفاع مقدس از چند منظر و چشم انداز قابل بررسی است.
حضور زنان در صحنه رزم، امدادرسانی و مداوای مجروحان
با شروع جنگ، زنان در همان ماه های آغازین دفاع مقدس درخطوط مقدم جنگ در چند قدمی دشمن، در شلمچه، خرمشهر و آبادان دوشادوش مردان بی پروا مبارزه می کردند که گواه این موضوع خاطرات رزمندگانی است که در مورد زنانی گفته اند آن هاعلاوه بر کار امدادی و تشویق رزمندگان، گاه سلاح بر کف با دشمن می جنگیدند.
برخی فعالیت های این دختران و زنان علاوه بر دفاع مسلحانه به صورت های مختلف کمک پزشکی، پرستاری و امداد در جبهه های نبرد بود. بسیاری از این زنان که برای امداد یا پرستاری و مداوا به جبهه می آمدند ، در همان جا نیز به شهادت می رسیدند یا در تنگنای جبهه،سلاح به دست می گرفتند و می جنگیدند و به شهادت می رسیدند.
شهید پروین حاجی شاه که بعد در رمان «نخل های بی سر» اثر قاسمعلی فراست، به شهادت او پرداخته شد، از آن جمله است.اسارت برخی خواهران در آغاز جنگ، گواه روشن دیگر بر این ادعاست. در خاطرات دکتر محمدرضا سنگری در مورد آخرین ساعات سقوط خرمشهر چنین آمده : آخرین نیروها، با آخرین گلوله ها می جنگیدند. امکان تامین نیروها نبود. پل خرمشهر در تیررس گلوله های مستقیم بود. رزمندگان که تعداد آنان در آخرین روز شاید به 40 نفر نمی رسید، سرسختانه مقاومت می کردند. کم کم کوچه ها از خون آخرین یاران ارغوانی می شد. من جزو آخرین نفراتی بودم که به ساحل رودخانه رسید. به خاطر انفجار در پی انفجار و شهید در پی شهید. امکان گذشتن از پل نبود. آخرین ماشینی که تعدادی زخمی از پل می گذراند هدف گلوله آرپی جی قرار گرفت و روی پل ماند مجبور شدیم از سقف پل حرکت کنیم.آویزان به میله های سقف پل، همراه با تجهیزات سنگین، با اندک رمقی که مانده بود. گلوله ها به اطراف می خورد. ترکش ها صفیر زنان از کنارمان می گذشتند. بیش از 40 دقیقه آویزان به سقف پل، خود را به سوی خرمشهر یعنی آبادان رساندیم.آن طرف رودخانه زخمی های دیگری که خود را به سمت دیگر پل رسانده بودند افتاده بودند. چند دختر جوان مشغول پانسمان و مداوای زخم ها بودند.
دختری جوان سر یکی از رزمندگان را بر زانو گرفته بود. رزمنده جوان تمام سطح لباسش خون آلود بود: «به بچه ها برس»، معلوم شد خواهر و برادرند. دختر جوان، دکمه لباس جوان را که خون از آن می جوشید گشود گویی تاب دیدن نداشت. جوان آرام زمزمه کرد:
مو از قالوا بلی تشویش دیرم
گنه از برگ و بارون بیش دیرم
اگر لا تنقطوا دستم نگیره
مو از یا ویلنا اندیش دیرم
صدای رزمنده ای زخمی، دختر جوان را از جا کند.سر برادر را به نرمی بر زمین گذاشت و به سراغ زخمی رفت. خون از سینه برادر می جوشید و دختر جوان تنها با نگاهی خون را بدرقه کرد و به سمتی دیگر شتافت و....
این نمونه ای از هزاران نمونه ایثار، فداکاری و خدمات درخشان زنان در سال های زخم و شهادت و ایثار است و بی تردید در حافظه خاطره رزمندگان از این دست نمونه های فراوان می توان یافت.
حضور در جبهه ها و تشویق رزمندگان
در آغاز جنگ، در جبهه های جنوب مادرانی در خط مقدم حضور داشتند و مشوق رزمندگان بودند. در جبهه فیاضیه آبادان، پیرزنی با نشاط حتی در سنگر ها حضور می یافت و همه او را «ننه» صدا می زدند. وقتی گلوله های خمپاره و توپ به اطراف می خورد با لحنی آرام و مهربان می گفت: ننه نترسید، ننه چیزی نیست، خدا پشت و پناهتان. در آن لحظه ها و صحنه ها کمتر رزمنده ای بود که «حلوای ننه» کام او را شیرین نساخته باشد.
حضور زنان در پشت جبهه
ارسال بسته های آجیل و شیرینی همراه با نوشته ها و نامه های دلگرم کننده در طول سال های دفاع مقدس روحیه بخش بود، به ویژه هنگام عملیات ها، فرا رسیدن نوروز و مناسبت های خاص، بسته های شیرینی و آجیل که توسط خواهران تهیه شده بود به جبهه ها گرمی و نشاط می بخشید. این زنان لباس و پوشاک و وسایل مورد نیاز جبهه ها و رزمندگان را در پشت جبهه ها تهیه و برای آن ها ارسال می کردند. ارسال پیام ها چه به وسیله رادیو و چه به شیوه نامه ها و نوشته ها و طومارها از دیگر کارهای روحیه بخش و پشتوانه روانی جبهه ها در پشت جبهه بود.
فرستادن همسران، برادران، فرزندان و عزیزان خویش به جبهه ها
بدرقه رزمندگان در اشک و لبخند و ازدحام دود و هلهله و ترنم ذکر صلوات از خاطرات فراموش ناشدنی، سال های دفاع مقدس است. مادری که پس از شهادت همسر، فرزندش را روانه می کرد و پس از شهادت فرزند، فرزند دیگر را.
صبر و شکیبایی مادران که آرامش بخش دیگر خانواده ها بود. خانواده هایی که چند فرزند شهید یا چند شهید به انقلاب و اسلام هدیه داده اند فراوانند.یکی از رزمندگان دفاع مقدس در خاطره خود در این باره چنین می گوید: یک بار چند شهید را با هم برای تدفین آورده بودند.عجیب غوغایی بود. یکی از مادران بیش از همه بی تابی می کرد. تلاش برای آرام کردن او چندان نتیجه بخش نبود. ناگهان زنی که چادر دور کمر گره زده بود پیش آمد و در گوش او چیزی گفت که آرام شد و او را با خود همراه کرد.
بعد معلوم شد که او مادر شهید است و اکنون پنجمین شهید او را آورده بودند تا به خاک بسپارند؛ مادر پنجمین شهیدش را با دست های خود در مزار نهاد و صبور و آرام بالا آمد و گفت: «پسر من نرفته است. این جوانان( اشاره به جوانان و هم رزمان شهید ) پسران من هستند آن ها عزیزتر از علی اکبر امام حسین(ع) که نیستند.» آن گاه سمت سخن را عوض کرد و گفت: «عزیزان من، جبهه کربلاست امام حسین(ع) را تنها نگذارید.»
حماسه حضور زنان ابعادی وسیع تر و ژرف تر از آن چه گفته شد دارد؛ و در این مجال تنها اندکی از ناگفته های ایثار و مجاهدت زنان غیور ایران است که در تاریخ 8 سال دفاع مقدس رقم زده شد.
منبع:تبیان و روزنامه خراسان

http://www.rasekhoon.net/article/show/200399/

سه شنبه 2/7/1392 - 21:19
اقتصاد

بانکداری با تلفن همراه

بانکداری با تلفن همراه

  -

 

بانکداری با تلفن همراه ( Mobile Banking)‏ یا Mobile Payment سامانه‌ای است که از طریق تلفن همراه می‌توان عملیات بانکی خود را انجام داد.

در این سامانه با نصب یک نرم‌افزار بر روی گوشی تلفن همراه بدون مراجعه به بانک و در هر ساعتی از شبانه روز می‌توان عملیاتی از قبیل دریافت موجودی حساب، انتقال وجه و پرداخت قبوض را انجام داد. 

تعریف

 سرویسی که مشتریان را قادر می‌سازد اطلاعاتی مانند مانده حساب بانکی خود و غیره را از طریق گوشی تلفن همراه خود مطلع شوند. این کار با امنیت و محرمانه‌ای بالا صورت می‌پذیرد.

وضعیت در دنیا

بر اساس تحقیقات انجام شده توسط Data Monitor، انگلیس، آلمان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا تا سال ۲۰۰۴ در حدود ۷۳ درصد از تجارت خود را در اروپا بر روی تجارت موبایل قرار خواهند داد.

پیش بینی می‌شود در ایتالیا که بیشترین پیشرفت در زمینه موبایل را در بین ۵ کشور فوق دارد، تا سال ۲۰۰۴ بانکداری موبایل از بانکداری اینترنت پیشی خواهد گرفت و در انگلستان، بانک Woolwich که بانک پیشگام در ارائه خدمات بانکداری خرد از طریق موبایل می‌باشد، به توسعه سرویس‌های مبتنی بر WAP اقدام کرده‌است. مدیر پروژه WAP این بانک، WAP Banking را چنین تعریف می‌کند:

WAP Banking، نه تنها توانایی دسترسی موبایل به سرویس‌های سنتی بانکها را داراست بلکه در حقیقت سازماندهی مجددی برای مدل تجاری (بانکها) به منظور سهیل کار و افزودن به توانایی مشتریان برای انجام تراکنشهایشان می‌باشد.

خدمات

نمونه‌ای از خدماتی که بانکها بر روی تلفن‌های همراه به مشتریان خود ارائه می‌دهند عبارتند از:

چک کردن مانده حساب شخصی

مشاهده چند مبادله مالی آخر که بر روی حساب خود مشتری انجام شده‌است.

درخواست صورتحساب

دستور انتقال پول از یک حساب مشتری به حسابهای دیگر او.

درخواست دسته چک

ارسال پیامهای کوتاه از طرف بانک به مشتری که این پیامها بعنوان SMS شناخته شده‌است.

این سرویس را می‌توان در سیستم تلفنهای بیسیم دیجیتالی بر روی شبکه CSM استفاده نمود.

با استفاده از سرویس SMS پیامهای کوتاه (۱۶۰ حرف) به تلفن همراه فرستاده شده و نمایش داده می‌شود. 

پیامها توسط شبکه GSM تا زمانی که تلفن فعال شود، در بافر می‌ماند.

این پیامها را می‌توان به‌گونه‌ای تنظیم نمود که هنگامی حساب شخص به یک سقف معین (حداقل موجودی)رسید، پیامها به تلفن همراه مشتری فرستاده شود.

استانداردها و پروتکل‌

 مهمترین مساله برای کاربرانی که از خدمات بانکداری موبایل استفاده می‌کنند، امنیت است و اگر این مساله مورد توجه قرار نگیرد، بانکداری موبایل با استقبال مواجه نخواهد شد.

به نظر بعضی از کارشناسان، بانکداری موبایل به طور بالقوه بسیار امن تر از بانکداری از طریق اینترنت است.

منبع:آفتاب

 

يکشنبه 31/6/1392 - 0:23
اقتصاد

ثبات‌ بیش‌تر اقتصادی‌ با بانکداری اسلامی

مسیر رشد سرمایه‌داری، همیشه‌ با دوره‌های‌ رونق‌ و ركود اقتصادی‌ توأم‌ است‌ و این‌ از عللی‌ سرچشمه‌ می‌گیرد كه‌ مهم‌ترین‌ آن‌ها به‌ نظام‌ بهره‌ بر می‌گردد.

 تولیدكنندگان‌ نظام‌ سرمایه‌داری، در مواقعی‌ كه‌ انتظار بهبود وضعیت‌ اقتصادی‌ را دارند، برای‌ دست‌یابی‌ به‌ سود بالاتر، به‌ سرمایه‌گذاری‌ گسترده‌ اقدام‌ می‌كنند و این‌ موجب‌ رونق‌ لجام‌ گسیخته‌ می‌شود و مواقعی‌ كه‌ انتظار ركود اقتصادی‌ وجود دارد، برای‌ پرهیز از زیان‌های‌ احتمالی، از سرمایه‌گذاری‌ خودداری‌ می‌كنند، و این‌ وخامت‌ بیش‌تر اوضاع‌ اقتصادی‌ و عمیق‌تر شدن‌ ركود را در پی‌ دارد؛

 در نتیجه، اقتصاد، همیشه‌ با دوره‌های‌ شدید رونق‌ و ركود مواجه‌ است؛ در حالی‌ كه‌ در نظام‌ مشاركت‌ به‌سبب‌ تعدیل‌ سودها و ضررهای‌ احتمالی‌ و تقسیم‌ آن‌ بین‌ تولیدكنندگان‌ و صاحبان‌ سرمایه، نه‌ در حالت‌ بهبود، سرمایه‌گذاری‌ متورم‌ می‌شود و رونق‌ لجام‌ گسیخته‌ رخ‌ می‌دهد، و نه‌ در وضعیت‌ ركود به‌ علت‌ ترس‌ از خطر و نااطمینانی، ركود، عمق‌ می‌یابد؛

 افزون‌ بر این‌كه‌ به‌ دلیل‌ بالابودن‌ اشتغال‌ و توزیع‌ عادلانة‌ درآمدها، تقاضای‌ كل‌ در اقتصاد اسلامی‌ حالت‌ با ثبات‌تری‌ دارد. این‌ عوامل‌ دست‌ به‌ دست‌ هم‌ داده، مسیر رشد اسلامی‌ را مطابق‌ از ثبات‌ بیش‌تری‌ برخوردار می‌كنند.

بالا رفتن‌ سطح‌ عمومی‌ رفاه‌

در پی‌ سرمایه‌گذاری‌ بیش‌تر و افزایش‌ تولید، عرضة‌ كل‌ كالاها و خدمات‌ زیاد شده، سطح‌ عمومی‌ قیمت‌ها كاهش‌ می‌یابد. از طرف‌ دیگر، به‌ دنبال‌ افزایش‌ اشتغال‌ و عادلانه‌تر شدن‌ درآمدها، تقاضای‌ افراد از كالاها و خدمات‌ فزونی‌ می‌گیرد و در نتیجه، مصرف‌ سرانه‌ در نظام‌ اسلامی، بیش‌ از مصرف‌ سرانه‌ در نظام‌ سرمایه‌داری‌ می‌شود و این‌ بالارفتن‌ رفاه‌ عمومی‌ در جامعه‌ را در پی‌ خواهد داشت؛ چنان‌كه‌ اختلاف‌ طبقات‌ درآمدی‌ هم‌ كاهش‌ می‌یابد.

 همسویی‌ منافع‌

در نظام‌ مشاركت، صاحب‌ سرمایه‌ به‌ كامیابی‌ بنگاه، علاقة‌ جد‌ی‌ و دلبستگی‌ واقعی‌ دارد؛ زیرا سهم‌ سود وی، تابع‌ مستقیمی‌ از سودآوری‌ بنگاه‌ است‌ و طبیعی‌ است‌ كه‌ او نیز در پیِ‌ بالابردن‌ كارایی‌ بنگاه‌ بوده، از هر طریقی‌ به‌ بنگاه‌ كمك‌ می‌كند؛ در حالی‌ كه‌ در نظام‌ بهره، هدف‌ اصلی‌ دریافت‌كنندة‌ بهره، درآمد خود او است‌ و به‌ درجة‌ كارایی‌ بنگاه‌ چندان‌ دلبستگی‌ ندارد؛

 از این‌ رو در نظام‌ مشاركت، هدف‌ صاحب‌ سرمایه‌ با هدف‌ كارفرما هماهنگ‌ است؛ در حالی‌ كه‌ در نظام‌ بهره، اگر منافع، تضاد‌ی‌ نداشته‌ باشد كه‌ در برخی‌ مواقع‌ دارد، دست‌كم‌ لزوماً‌ همسو نیست

 

يکشنبه 31/6/1392 - 0:22
اقتصاد

شاه کلید بانکداری اسلامی

 

 در حالی که هفته بانکداری اسلامی با انتصاب رئیس کل جدید بانک مرکزی مصادف شده، به نظر می رسد ولی الله سیف برای یک بار هم که شده باید تکلیف اجرای بانکداری اسلامی در کشور را یکسره کند.

به نظر می رسد بزرگ ترین مولفه های اجرا نشده بانکداری اسلامی در ایران دو موضوع نرخ بانکی و ربا باشد.

شاید در نگاه نخست این دو موضوع ارتباط ارگانیک و ساختاری با یکدیگر نداشته باشند، اما مقداری دقت نشان می دهد که اتفاقا این دو موضوع به قدری با یکدیگر ارتباط دارند که حل یکی به حل دیگری منجر می شود.

به طور دقیق تر باید گفت اگر رئیس کل جدید بانک مرکزی بتواند احکام بانکداری اسلامی درباره نرخ سود بانکی را در سیستم بانکی جاری کند، موضوع ربا تا حد زیادی حل شده و ریشه های اقبال ناخواسته و ناچارانه به آن خشک خواهد شد.

می دانیم که اصل و اساس بانکداری اسلامی بر ضرر نکردن طرفین معامله استوار است، یعنی چه سپرده گذار که پولش را به بانک می سپارد و چه بانک که زحمت تولید سود از پول سپرده گذار را به عهده دارد، باید به حق خود برسند.

بدیهی است در شرایط کنونی که نرخ سود بانکی به طور دستوری ـ یعنی کمتر از تورم ـ تعیین می شود، بانک و سپرده گذار به حق خود نمی رسند. از نظر سپرده گذار، وی به اندازه مابه التفاوت نرخ دستوری سود سپرده های بانکی تا تورم، متضرر می شود.

یعنی مثلا اگر حداکثر نرخ سود سپرده ها ۲۰ درصد و نرخ تورم ۳۵ درصد است، وی سالانه ۱۵ درصد از ارزش پول خود را از دست داده و متضرر شده است.

از سوی دیگر بانک هم که با سودی کمتر از تورم سپرده های امانت نزد خود را به متقاضیان وام می دهد، شرعا خلاف کرده؛ چراکه پول مردم را به قیمت ارزان به دیگران داده و در وکالت خود رعایت حقوق موکل را نکرده است.

همه اینها ما را به این نکته می رساند که بانک مرکزی باید نرخ سود سپرده های بانکی را واقعی و براساس تورم تعیین کند تا از وارد آمدن ضرر به مردم جلوگیری شود.

البته در مقابل یارانه سود تسهیلات را برای بانک ها در نظر گرفته و واقعا پرداخت کند تا وام های پرداختی بخش تولید از افزایش قیمت پول مصون بماند.

با این حال بخش دوم پرسش این است که واقعی کردن نرخ سود بانکی چه ارتباطی به ربا دارد؟ پاسخ روشن است. برای مبارزه با هر پدیده اقتصادی از جمله ربا، باید عوامل اقبال مردم به آن را شناسایی و با خشکانیدن آن، پدیده رباخواری را محو کرد.

چرا مردم به رباخواران روی می آورند؟ چون بانک ها پولی برای پرداخت به مردم ندارند یا نمی خواهند به مردم وام بدهند.

چرا نمی خواهند؟ چون نرخ سود بانکی واقعی نیست. به عبارت دقیق تر، وقتی نرخ سود تسهیلات بانکی کمتر از تورم باشد، بانک چون ضرر می دهد، راضی به پرداخت وام به مردم به قیمت کمتر از نرخ واقعی نمی شود و تلاش دارد منابع نزد خود را در فعالیت های دیگر اقتصادی سودده چون ساختمان سازی، خرید و فروش، صادرات و واردات و... به جریان بیندازد.

از سوی دیگر، برخی افراد که رابطه و پارتی در بانک ها دارند، موفق به دریافت وام های ارزان قیمت شده و به ثروت های نجومی می رسند، اما دست مردم از منابع بانکی کوتاه شده و آنان بناچار به سوی رباخواران هل داده می شوند.

اما اگر نرخ سود بانکی واقعی شود، پرداخت وام بانکی از سوی بانک ها با منطق اقتصادی به صرفه است و بنابراین از یک سو مردم منابع خود را به بانک ها می سپارند و سود منطقی می گیرند و در نتیجه منابع بانک ها زیاد می شود و از سوی دیگر بانک ها براحتی به مردم وام می دهند و سود منطقی متناسب با تورم دریافت می کنند.

این چنین است که بازار رباخواران کساد و کسادتر می شود، چون ریشه این پدیده با ابزار اقتصادی بانکداری اسلامی خشکانیده شده است و دلیل اقتصادی برای مراجعه به رباخوار وجود ندارد.

حال اگر در این میان سیاست های پولی و مالی دولت به کاهش تورم منجر شود هم که نور علی نور است، چون قیمت پول کاهش یافته و منافع مردم بیش از پیش تامین می شود... .

این چنین است که باید در هفته بانکداری اسلامی به رئیس کل جدید بانک مرکزی توصیه کرد که راه اصلاح نظام بانکی و رباخواری در بازار پول از اجرای بانکداری اسلامی و همانا شاه کلید آن ـ واقعی کردن نرخ سود بانکی ـ می گذرد.

منبع:آفتاب

يکشنبه 31/6/1392 - 0:22
ایرانگردی

آشنایی با کوه و تله کابین صفه اصفهان

 

صفه یکی از دیدنی های کمتر شناخته شده اصفهان است که بیشتر مردم این شهر به سراغ آن می روند تا گردشگران.

صفه شامل کوه و تله کابین زیبایی است که برای گشت و گزار جای بسیارمناسبی به حساب می آید.

تله کابین صفه شامل یک سالن پذیرایی جدید واقع در ایستگاه اول ویژه طبخ و عرضه غذاهای ایرانی و فست فودها، ایجاد پارک بادی مخصوص بازی کودکان، افتتاح اولین مرکز بولینگ اصفهان و نیز افتتاح رستوران بزرگ و محل مخصوص برگزاری جشن ها و همایش ها به ظرفیت ۸۰۰ نفر واقع در ایستگاه دوم (قله کوه صفه) است که با بهره برداری از آنها به جاذبه های تفریحی این مجموعه اضافه شده است.

گفتنی است با هماهنگی با شهرداری اصفهان قرار است طرح توسعه تله کابین صفه اصفهان در آینده نزدیک به اجرا درآید.

با اجرای این طرح خط دوم تله کابین صفه از قله کوه صفه شروع و تا قله شاهین دژ – اثر تاریخی به جا مانده از دوره سلجوقیان – امتداد خواهد یافت.




منبع:بانکی

يکشنبه 31/6/1392 - 0:20
ایرانگردی

دردامان دنا

همسایگی بلوط‌ها و چنار‌ها، زیستگاه حیات وحش، وجود چشمه‌ها و کوهساران و هزار تصویر دیگر، شاید فقط بتواند کمی از زیبایی‌ها «دنا» را بازگو کند. برای رسیدن به تعریفی از این منطقه طبیعی، باید ساعت‌ها در آن قدم زد و به تماشای لحظه لحظه زیبایی‌هایش نشست. برای اطلاع از دیدنیهای گردشگری یا با ما در گزارش سفر به این منطقه همسفر شوید، یا خود عزم سفر کنید و از طبیعت زیبایش لذت ببرید.

گونه‌های گیاهی‌اش از مجموع گونه‌های گیاهی ۴۵ کشور جهان بیشتر است. در توصیفش همین بس که فقط گونه‌های بومی گیاهی دنا، ۱۴ برابر کشور سوئد و ۲۰ برابر کشورهای هلند و نروژ است. با اینحال، هنوز هم دنا به طور کامل به تصویر کشیده نشده؛ آنچه که دنا را به عنوان دهمین ذخیره‌گاه بیوسفری ایران در فهرست یونسکو ثبت کرد چیزی فرا‌تر از اینهاست؛ منطقه‌ای که در استان کهگیلویه و بویراحمد قرار گرفته و دامن سبزش را به استان‌های اصفهان و چهارمحال و بختیاری هم رسانده و زیستگاه مناسبی برای گیاهان و حیات وحش است.

از پلنگ تا لاله واژگون

یاسوج را با مجسمه «آریوبرزن» معروفش پشت سر می‌گذاریم و جاده را به سمت دنا پیش می‌رویم. زنان و دختران روستایی با لباس‌های رنگی و چین چین، اولین تصویری است که در قاب خاطراتمان جان می‌گیرد. البته پوشیدن لباس محلی در استان کهگیلویه و بویراحمد، تنها مختص زنان روستایی نیست، پیش از اینکه به سمت دنا حرکت کنیم، در شهر یاسوج هم زنان بویراحمدی را با همین لباس‌های بلند و خوشرنگ سنتی دیده‌ایم.

 هنوز از یاسوج زیاد دور نشده‌ایم که دنا زیبایی‌هایش را به رخ می‌کشد؛ جاده از میان درختانی راه باز می‌کند که آنقدر سبز و بلندقدند که بالایشان به دیده‌های ما نمی‌آید. کمی جلو‌تر، لاشه روباهی کنار جاده، متوقفمان می‌کند.

کار‌شناسان محیط زیست دنا را تصویری کامل از تنوع جانوری زاگرس توصیف کرده‌اند که هنوز از ساخت و ساز و توسعه بی‌رویه در امان مانده است. اما لاشه این روباه که معلوم است مدت‌ها کنار جاده مانده، خبر از رسیدن چرخ‌های نوسازی می‌دهد. توسعه‌ای که در جاده سازی خلاصه می‌شود و کشیدن لوله‌های گاز از دل جنگل‌هایی که هرگز جایگزینی نداشته است. جاده‌ای که جنگل را شکاف داده و دشت را خط انداخته است. ما مسیرمان را ادامه می‌دهیم و همچنان به سمت دنا می‌رویم تا بلکه با دیدن زیبایی‌های دنا، این خاطره بد را به فراموشی بسپاریم.

سنجاب‌های پرنده

جاده به سمت درختان سرسبز پیش می‌رود و آسمان بیشتر مشخص می‌شود. اینجا می‌توان چشم به آسمان داد و پرواز پرندگان شکاری چون عقاب‌ها و شاهین‌های سرکش را به تماشا نشست. هر چند گوشه چشمی هم به خانه‌های کاهگلی روستایی داریم که معلوم است مدت هاست دست مرمت به آن‌ها نخورده است.

خانه‌های روستاهای کوچک این منطقه، با سقف کوتاه‌شان در پایین دست و بالادست جاده به چشم می‌خورند. هر چه در جنگل‌های این منطقه جلو‌تر می‌رویم، طبیعت دنا بیشتر خود را به رخ می‌کشد. کمی جلو‌تر، به نیزار‌ها نزدیک می‌شویم و به راحتی سنجاقک‌های آبی، قرمز، قهوه‌ای و... را می‌بینیم.

منطقه حفاظت شده دنا، ترسیم کاملی از حیات وحش زاگرس است. اگر فرصت باشد، می‌شود همراه با محیط بان‌های منطقه به دیدن خرس‌های قهوه‌ای بزرگ رفت یا گرگی را در ارتفاع به کمین تماشا نشست؛ آنجایی که صخره‌هایش مأمن پلنگ‌های کوهستان است. برای رفتن به این مخحدوده، البته اگر بلد راهی همراه باشد، باید جانب احتیاط را هم رعایت کرد تا هیچ آسیبی به زیستگاه جانوری نرسد. حیات وحش دنا البته به همین گونه‌های منحصر به فرد خلاصه نمی‌شود؛ اینجا زیستگاه انواع گربه‌های وحشی است و کبک‌های دری‌اش هم آوازه زیادی دارند؛ آنهایی که خرامان خرامان با جثه‌ای پنج کیلویی، سینه سپر می‌کنند و از دید محلی‌ها ناز می‌فروشند و عشوه می‌آیند.

در میان جنگل‌های تو در توی دنا چشم به درختان می‌دوزیم تا در میان شاخه‌هایشان سنجاب ایرانی را ببینیم. می‌دانیم که این سنجاب‌ها در لابلای بلوط‌های بلند دنا، زندگی می‌کنند، سنجاب‌هایی که از زیبا‌ترین سنجاب‌های جهان و پرنده بلوط زارهای غرب کشورند. سنجاب‌هایی که به گفته محیط‌بان همراه‌مان، خودشان باغبان جنگل‌های بلوطی هستند و بدون شک نبود آن‌ها به نابودی و بی‌رمقی جنگل‌ها منتهی خواهد شد.

زندگی در دامنه دنا رنگ دیگری می‌گیرد، اینجاست که می‌توان چکاوک‌ها را به دیده شمرد به صدای سهره‌ها گوش کرد و شاهین در انتظار شکاری را تعریف کرد. همراه‌مان پرنده‌ای را نشان می‌دهد و می‌گوید «سنگ چشم»‌‌ همان پرنده شکاری معروف که البته تنها به جغرافیای ایران محدودنمی شود. سنگ چشم اغلب روی جاهای بلند با قامتی راست در انتظار شکار می‌نشیند و طعمه خود را روی بوته‌های خار می‌خکوب و آویزان می‌کند.

 پرنده‌ای با پروازی پرتوان و موجی شکل که آن را لحظه‌ای با چشم دنبال می‌کنیم پرنده‌ها قصه گسترده‌ای در دنا دارند و می‌توان ساعت‌ها برای تماشایشان وقت گذاشت. به خصوص اگر وقت و شانس با مسافر این منطقه یار باشد و بتواند به تماشای پرنده بسیار زیبا و نادر «هما» بنشیند؛ پرنده اسطایری ایران، که پروازی آرام و باشکوه دارد و تا مدت‌ها از آسمان خاطرات شما خط نخواهد خورد.

بر بلندای دنا

دنا بر بلندا است؛ منطقه‌ای کاملا کوهستانی که اختلاف ارتفاع بلند‌ترین و پست‌ترین نقاط آن، بالغ بر ۳ هزار متر است. اینجا در دنا قله‌های بلند، دیواره‌های عظیم و دره‌های عمیقی وجود دارد که هوش از سر آدم می‌برد.

در شرق دنا، گردنه تاریخی «بیژن» قرار دارد و مرزهای شمالی، غربی و جنوبی آن را رودخانه‌های «ماربر» و «بشار» احاطه کرده‌اند. رودخانه ماربر که در شمال دنا از شرق به غرب جارتی است، با گذشتن از چند روستا و تنگ «خرسان»، به رودخانه خرسان تغییر نام می‌دهد و پس از عبور از تنگه‌های باریک به رودخانه بشار می‌پیوندد. محل پیوند رودخانه‌های خرسان و بشار، ناحیه‌ای جنگلی است که زیبایی خیره کننده‌ای دارد. اینجا پایین‌ترین نقطه منطقه حفاظت شده دنا به شمار می‌رود و ارتفاع آن از سطح دریا به یک هزار و ۳۰۰ متر می‌رسد.

خوشبختانه دنا منطقه کم آبی نیست؛ کوه‌هایش ذخایر منابع آب و دره‌های متعدد و دامنه‌هایش هم پر از چشمه‌های کوچک و بزرگ است. کوه‌های این منطقه سرچشمه بسیاری از رودخانه‌های جنوب ایران است و به عنوان ذخیره‌گاه منابع آب، نقش تعیین کننده‌ای در زندگی مردم جنوب کشور دارد.

منطقه حفاظت شده دنا از نظر تنوع گونه‌های گیاهی بسیار غنی است و با توجه به مجموعه درختان و گیاهان جنگلی، مرتعی، دارویی، خوراکی و تزئینی، سرمایه ژنتیکی با ارزشی، به حساب می‌آید.

به دلیل همین ذخایر آبی است که دنا گونه‌های گیاهی زیاد و منحصر به فردی دارد. محیط‌بان همراه ما درباره گیاهان این منطقه توضیح می‌دهد؛ اینکه در ارتفاع ۲ هزار و ۵۰۰ متری، جنگل‌های بلوط دامنه‌های جنوبی دنا را پوشانده است. می‌گوید در میان درختان بلوط، گونه‌های مختلف جنگلی مثل «بن»، «کیکم»، «ارژن»، «زالزالک» و «شن» دیده می‌شود. به گفته او از ارتفاع ۳ هزار و ۵۰۰ متر به بالا، سطح زمین را هر جا که خاک باشد، انواع گونه‌ها و گیاهان علفی و بوته‌ای گرفته‌اند.

از ارتفاع ۴ هزار متر به بالا هم گیاهان کوچک و زیبایی دیده می‌شود که در پناه سنگ‌ها و شکاف صخره‌ها، از وزش بادهای تند مصون مانده اندو خودنمایی می‌کنند. جالب است که بعضی گل‌های لاله که در دنا می‌روید، ویژه این منطقه است و در جای دیگر دیده نمی‌شود. گل بسیار زیبای «لاله بیشه زار» یکی از این گل هاست. یکی از زیستگاه‌های «لاله واژگون»، گل منحصر به فرد ایران هم همینجاست.

دامان هزار چین

به دامنه هزار چین و هزار رنگ دنا می‌رسیم؛ «سی سخت» در ۳۵ کیلومتری یاسوج. اینجا طبیعیت هر آنچه در چنته داشته رو کرده. نزدیک که می‌شویم، چشمه سار‌ها به استقبالمان می‌آیند. شهر در زیر درختان سبز انگور آرام گرفته.

برای رسیدن به سی سخت باغ‌ها را نشانه گذاری کردیم؛ باغ‌های انگور و سیب را که در دو سوی جاده بودند؛ در پیچ جاده‌ای که از یک سو به کوه تکیه داده و از سوی دیگر بر لب پرتگاه ایستاده بود؛ پرتگاهی که عمقش را چنار‌ها و بلوط‌ها پوشانده بودند.

در بین راه کودکان و نوجوانانی را دیدیم که میوه‌هایی چون زردآلو را کیسه کرده و زیر سایه درختان به انتظار مسافری نشسته بودند تا پولی به خانه ببرند. جاده‌های این منطقه مدام از دل جنگل، دشت و صخره‌ها می‌گذرد. گاهی صخره‌ها و جنگل‌ها آنقدر با هم یکی می‌شوندکه خانه‌ها در آن میان گم است.

خیلی باید نزدیک شویم تا به خانه کدبانوی روستایی در دل صخره‌ای برسیم تا تا درست بعد از پیچ بعدی برای همیشه از دیده‌ام نهان شود به سی سخت که رسیدیم. انگار در مرکز زیبایی‌های دنا قرار گرفته‌ایم؛ روستایی پوشیده در بوی آویشن و در میان آواز پرندگان و نوای چشمه سار‌ها، با کوه‌های سر به فلک کشیده اطرافش.

سی سخت بر دامنه دنا قرار گرفته و دنا هم که بزرگ‌ترین قله زاگرس است. بنابراین هر فصلش غوغایی است. در ارتفاع بالای دو هزار متری سی سخت طبیعت زیبا را به تماشا می‌نشینیم و می‌دانیم که سرمای زمستان در اینجا تا چه اندازه می‌تواند سخت باشد باغ‌های وسیع و سرسبز انگور سی سخت در فصل بهار و تابستان، و به گفته همراه‌مان منظره دل انگیز‌تر و رویایی‌تر آن در فصل پاییز، هوش از سر هر رهگذر و مسافری می‌رباید.

بر بلندای سی سخت و ابتدای چشمه «می‌شی» می‌ایستیم و باغ شهر را پوشیده از فرشی سبز می‌بینیم که شمردن خانه‌های گم شده در لابلای شاخه‌های درختانش، کاری غیرممکن است. چشمه‌های جوشان، تپه‌های سرسبز و رشته کوه‌های منطقه که در سایه سار قله پوشیده از برف دنا قرار دارند، یک یاز بی‌نظیر‌ترین مناطق گردشگری ایران زمین را به وجود آورده است.

سی سخت از شمال و شرق و غرب به منطقه حفاظت شده دنا می‌رسد. بنابراین برای رفتن به منطقه دنا حتما باید از سی سخت گذشت. هر چند بدون رفتن به منطقه حفاظت شده هم ساعت‌ها می‌شود در همین سی سخت به تماشای طبیعت نشست. به جنوب سی سخت که می‌رسیم، نگاه‌مان پایان می‌یابد اما سبیز سی سخت باز هم راه خودش را گرفته و می‌رود تا جایی که از دیدمان پنهان می‌ماند.

با همه آنچه گفته شد باید به خودمان یادآوری کنیم که سی سخت ابتدای زیبایی منطقه حفاظت شده دناست. هر چند منطقه حفاظت شده را زود‌تر از رسیدن به سی سخت تعریف کرده باشیم.

چشمه میشی، زخم زباله‌ها

بربلندای سی سخت استراحتگاهی وجود دارد برای کسانی که می‌خواهند چند وقتی را در این منطقه سر کنند. کمپ «بندان» برای کسانی که دوستدار طبیعتند و می‌خواهند در کنار چشمه میشی و گردنه بیژن بمانند، جای مناسبی است. کسانی که دوست دارند سری به «کوه گل» بزنند که یکی از زیبا‌ترین نقطه‌های دناست.

اگر مهمان کمپ شدید می‌توانید برای دیدار از چشمه «سردو»، دریاچه کوهستانی کوه گل، آبشار تنگه نمک، چشمه نمک، چمنزار و چشمه «مور سُلطونی»، تنگهن، غار و آبشار «نول» و... که همگی در فاصله یک تا ده کیلومتری کمپینگ قرار دارد، برنامه ریزی کنید. ما هم وقت کم خود را غنیمت شمردیم و سری به چشمه می‌شی زدیم.

میشی روزگاری پر آب‌ترین چشمه این حوالی بوده اما زخم کم آبی و خشکسالی به آن هم رسیده است. حالا از آن آب توفنده و پرتوان، چشمه‌ای آرام و سر به زیر باقی مانده؛ چشمه‌ای که البته به رغم لاغری و تنکی، همچنان زیبایی خود را دارد و بسیاری به سمت خویش می‌کشاند. اما علاوه بر کم آبی، زخمی دیگر هم بر چهره این چشمه نشسته است؛ زباله‌ها، که در اطراف این چشمه، چشم را آزار می‌دهد. زباله‌هایی هم هستند که کنار سطل زباله ریخته شده و از حجمشان پیداست که مدت‌های زیادی کسی برای انتقال آن‌ها اقدامی نکرده.

اما این همه ماجرای چشمه میشی نیست. چشمه میشی خاطر خواه زیاد دارد؛ از آنجا که مسیر گردشگران بومی و ملی، زیاد به این ولایت می‌افتد، مسئولان هم مثل همیشه فکر کردند باید بلدوزر بردارند و تپه‌های پایین را صاف کنند و استراحتگاهی برای آن‌ها بسازند.

درست وسط دنا، بر بلندای سی سخت، زمانی که خود را به دست طبیعت وحشی می‌دهیم، این سکوهای سیمانی چون پتک بر سرمان فرو می‌آیند و بوی دود و سیمان شهری که برای چند روز از آن فرار گرده‌ایم، جلوی چشمانمان می‌آید. هیچ کس هم از آن‌ها نمی‌پرسید چرا طراحی و برنامه ریزی برای ایجاد استراحتگاه و نشیمنگاه را به‌‌ همان مردم بومی و روستایی نمی‌دهند؟

ه‌مان‌ها که خوب می‌دانند چطور در سایه درختان و طبیعت، بسازند و زندگیی کنند، همان‌هایی که در دل باغ شهر سی سخت زندگی می‌کنند، بدون اینکه به درختان آسیبی بزنند اما تلخ‌تر آنکه، ساخت و ساز‌ها در منطقه حفاظت شده دنا به سکوهایی که قرار است خستگی را از جان مسافران بگیرد، محدود نمی‌شود.

طرح ساخت شهرک صنعتی در منطقه حفاظت شده دنا، به یک یاز بزرگ‌ترین کابوس‌های این منطقه تبدیل شده و هر از گاهی زخمی بر چهره سبز و سفیدپوش منطقه حفاظت شده دنا زده می‌شود. گاهی آتش سوزی‌ها، داغ بر دل دنا می‌گذارد، گاهی هم فعالیت‌های توسعه‌ای غیرکار‌شناسی چنگ بر این مخمل سبز می‌زند و هر از گاهی هم لوله‌های گاز می‌آیند و یک شبه ۱۲ هزار اصله درخت هزار ساله را زنده به گوی می‌کنند.

انقراض محیط بانان دنا

دنا وضعیتی عجیبی دارد. از یک سو برای کشیدن لوله گاز به یکباره با لودر به جان بلوط‌های ۱۲ هزار ساله می‌افتندو از سوی دیگر بی‌توجهی به ارزش‌های محیطی و گردشگری دنا موجب شده بخشی از دنا نابود و شهرک صنعتی ساخته شود.

برای اینکه به عمق دردهای دنا برسیم باید قصه محیط بانان را هم بشنویم. تا به امروز دو محیط‌بان دنا محکوم شده‌اند و سال هاست که شب را با کابوس طناب دار به صبح می‌رسانند. آن‌ها برای حفاظت از منطقه‌ای شکار ممنوع، دست به اسلحه برده‌اند که مرگ دو شکارچی را در پی داشته. وقتی حکم مرگ برای آن‌ها بریده شد دو اتفاق افتاد. محیط بانان انتهای بی‌پناهی را به چشمان خود دیدند و برخی‌هایشان هم پا سست کردند و شکارچیان با خیال راحت تری وارد منطقه شده‌اند.

آن هم در منطقه‌ای که از لحاظ فرهنگی، شکار همیشه مایه افتخار بوده است. تا روزگاری که آمار حیات وحش منطقه بسیار زیاد بود، مشکلی پیش نمی‌آمد. حیات وحش سیر جلورونده داشت و جوامع محلی هم به اندازه نیاز از حیات وحش برداشت می‌کرد اما امروز حیات وحش ایران در آستانه انقراض است. هر چند عمری نزدیک به پنج دهه از تشکیل محیط زیست می‌گذرد اما انتقاد‌ها متوجه همین سازمان است نه محیط بانی که به انتظار چوبه دار نشسته. منتقدان می‌گویند سازمانی که نه محیط‌بان را به عنوان یک نیروی انتظامی تربیت کرد تا تیرش خطا نرود و به قیمت جان کسی تمام شود، نه در مناطق حفاظتی چون دنا فرهنگ سازی انجام داد، در ‌‌نهایت شد آنچه نباید می‌شد.

تلخ‌تر آنکه میراث فرهنگی هم رسم شکار و شکارگری در زاگرس را ثبت ملی کرده تا شکاف عمیق بین سازمان‌های دولتی و عدم درک وظایف یکدیگر به وضوح مشخص شود. شکافی که احتمال دارد مرگ کامل حیات وحش منطقه آن را ر کند اما آن روز خیلی دیر است.»

منبع:جام جم

 

يکشنبه 31/6/1392 - 0:19
ایرانگردی

آشنایی با بازار میوه سنتی قائم شهر

 

بازار واژه‌ای فارسی است که ریشه آن در زبان پهلوی بهاچار است به معنای مکان قیمت‌ها. بازار تنها محل مبادله کالا و محصولات نیست. بلکه مکانی برای معرفی آداب,فرهنگ ,سنت ها و روش های زندگی مردم نواحی مختلف جهان است.

بازارهای سنتی همواره بعنوان قسمتی از نمود فرهنگی هر قوم و ملتی مطرح بوده و هستند، بطوریکه به سادگی با مشاهده آنها می توان از گذشته های دور آنها اطلاعات مفیدی بدست آورد.

بازار سنتی عمده فروشی مرکبات در قائمشهر از جمله بازار هایی است که با توجه به وجود میادین تره بار شکل و شیوه آن همچنان باقی است. تمامی جنس های عرضه شده در این بازار بومی است.

از پرتقال وارداتی و سردخانه ای هم خبری نیست.

فروشنده و خریدار پس از بازارگرمی و چانه زدن باهم دست می دهند و محصول را سوار وانت بار یا خودرو خریدار می کنند.

دیدن منظره جالب تعامل مردمی که اغلب به زبان محلی حرف می زنند و همچنین تماشای حجم عظیمی از محصولات کشاورزی خالی از لطف نخواهد بود.




منبع:بانکی

يکشنبه 31/6/1392 - 0:18
جهانگردی

پارک ملی سانگای

 

پارک ملی سانگای (Parque Nacional de Sangay)‏ پارکی ملی به مساحت ۵۱۷۷.۶۵ کیلومتر مربع واقع در استان‌های مورونا سانتیاگو، چیمبورازو و تونگوراهوای کشور اکوادور در آمریکای جنوبی است که در سال ۱۹۷۹ ایجاد شد.

دو آتشفشان فعال این کشور به‌نام‌های تونگوراهوا و سانگای در این پارک قرار دارند و اکوسیستم‌هایی گوناگون از جنگل‌های بارانی گرمسیری تا یخسارها را می‌توان در آن مشاهده نمود.

پارک ملی سانگای از سال ۱۹۸۳ در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد.

با وجود این در سال ۱۹۹۲ نام این پارک به دلیل شکار غیر قانونی، چرای بیش از اندازه، جاده‌سازی بی‌برنامه و تجاوز به محیط پارک در فهرست میراث جهانی در معرض خطر قرار گرفت تا آنکه در سال ۲۰۰۵ از این فهرست خارج شد.

 پارک ملی سانگای پناهگاهی مهم برای گونه‌های نادر کوه‌های آند همچون خوک خرطوم‌دراز کوهی و خرس عینکی است.

این پارک به‌ویژه برای خوک خرطوم‌دراز کوهی یکی از مهمترین پناهگاه‌های این جانور در معرض خطر است.

پوما، روباه آندی، سمور دریایی بزرگ، جگوار، پلنگ راه‌راه آمریکایی، مارگای، خوک خرطوم‌دار آمریکای جنوبی، گوزن دم‌سفید، گوزن قرمز کوچک و پودوی شمالی از دیگر جانورانی هستند که در این پارک یافت می‌شوند.

همچنین درحدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ گونه پرنده نیز در پارک ملی سانگای می‌زیند.



منبع:chn

يکشنبه 31/6/1392 - 0:17
جهانگردی

اسرار پنهان جنگجویان تراکوتا

  -

 

حفاری‌های یک کشاورز چینی برای حفر چاه در مزرعه‌ای کوهستانی در استان شانکسی، بزرگترین اکتشاف باستان‌شناسی قرن را در سال 1974 رقم زد. این اکتشاف شناسایی مقبره «کین شی هوان دی»‌ امپراتور چین باستان در سال 210 پیش از میلاد و مجموعه عظیمی از سربازان و ساز و برگ‌های نظامی سفالی بود که در اطراف مقبره مدفون شده بودند. از آن زمان به بعد، باستان‌شناسان دوره‌ای 40 ساله را برای بررسی ارتشی صرف کردند که منطقه‌ای به وسعت 57 کیلومتر مربع را اشغال کرده بودند.

نتیجه کاوش‌های باستان‌شناسان تا به امروز و در وسعتی 40 کیلومتری، کشف 2 هزار مجسمه از 6 هزار مجسمه دفن شده در این منطقه بوده است. مجسمه‌هایی که علاوه بر سربازان شامل اسب‌ها، ارابه‌ها و سلاح‌های می‌شد که به منظور محافظت از امپراتور، پس از مرگ وی فراهم شده بودند. به گفته محققان تمام این آثار همراه با مرگ نخستین امپراتور چین دفن شده و هیچگاه قرار نبود دیده شوند. اما امروز،‌ این مجموهه عظیم که هشتمین عجایب باستانی جهان را تشکیل می‌دهد، سالانه پذیرای 2 میلیون گردشگر شده است.

اما این ارتش سفالی، در پس خود حقایق و اسراری را پنهان کرده است که دانستن آن‌ها خالی از لطف نیست در این گزارش سعی شده تا پنج مورد از این واقعیت‌ها مورد بررسی قرار گیرد.

قدرت نگهداری:

باستان‌شناسان تاکنون موفق به کشف 4 هزار سلاح برنزی از مقبره جنگجویان تراکوتا شده‌اند. این سلاح‌ها که شامل تبرهای جنگی، سرنیزه، کمان و از جلمه آن‌ها هستند به شکلی کاملا ماهرانه با پوششی از کرم (Chromium) محافظت شده بودند. این روش در حالی در حدود 2هزار و 200 سال قبل در چین مورد استفاده قرار می‌گرفت که به زعم خود پیشگامان اختراع و به کارگیری از خواص محافظتی کرم در سال‌های 1937 و دهه 50 بوده‌اند.

تفکری عمیق:

وقتی امپراتور «کین شی هوانگ»‌ 13 ساله بود، کار بر روی معماری و ساخت مقبره متعلق به او آغاز شد. براساس مستندات به دست آمده از این دوره، بیش از 700هزار نفر در مدت 36 سال کار، در ساخت این مقبره دست داشتند. اگرچه این مقبره یکی از بزرگترین اقدامات امپراتور محسوب شد اما وی علاوه بر آن به دلیل ویژگی‌های سیاسی و فرهنگی خود نیز شناخته شده بود.

فراهم نمودن یک خط نوشتاری استاندارد،‌ مرتبط کردن ایالت‌های مختلف با جاده‌ها و آب‌راه‌ها، متحد کردن ایالت‌ها درحال جنگ با یکدیگر، توسعه صنعت استخراج و ذوب فلزات،‌ به کارگیری روشی استانداراد در سنجش وزن و اندازه،‌ ساخت نخستین نمونه دیوار بزرگ چین و مرتبط کردن بخش‌های اصلی دیوار چین به یکدیگر،‌ از جمله اقداماتی بود که او در زمان امپراتوری خود برای به ثمر رساندن آن‌ها همت گماشت.

پادشاهی بیدادگر:

اگرچه این امپراتور به قلمرو امپراتوری خود و دیگر فرمانروایان این سرزمین وسعت بخشید اما به واسطه بی‌رحمی‌ها و بیدادگری‌هایش چهر‌ه‌ای منفور از خود در تاریخ برجای گذاشت. باستان‌شناسان در کاوش‌های خود در مقبره جنگجویان به صدها اسکلت برخورد کردند که به اعتقاد آن‌ها متعلق به صنعتگران و کاگرانی بوده که در ساخت این مجموعه دست داشتند.

باستان‌شناسان معتقدند این کارگران برای حفاظت از قداست این منطقه و گنجینه‌های آن قربانی شده بودند. «سیما کیان»،‌باستان‌شناس معروف چینی در یکی از نوشته‌های خود آورده است: پس از ساخت مقبره و قرار دادن گنجینه‌ها در آن، دروازه‌های میانی و بیرونی این بنا بسته و تمام صنعتگران و کارگران درون آن محبوس شدند به گونه‌ای که هیچگاه نتوانند از آن خارج شوند. بعدها رشد درختان و گیاهان در اطراف مقبره آن را شبیه به یک تپه کاملا طبیعی کرد.

پزشک نابلد:

آمده است که امپراتور «کین»‌ ترس زیادیی از مرگ داشته و از اینرو در تمام عمر خود در پی یافتن دارو و یا معجونی بوده که امکان عمری ابدی را به او بدهد. از این سو،‌8 هزار نفر از جمله گیاه‌شناسان دربار را برای یافتن این اکثیر اسرار آمیز به نقاط مختلف چین اعزام کرد. در این زمان،‌ امپراتور به قرص‌های جیوه‌ای روی آورد که استفاده از آن مرگ وی را در سن 50 سالگی رقم زد.

نقشه اسرارآمیز:

باستان‌شناسان معتقدند، آنچه که امروز در مجموعه مقبره امپراتور کین و جنگجویان تراکوتای آن وجود دارد، نقشه‌ای اسرار آمیز از قلمرو پادشاهی وی بوده است. نقشه‌ای که به دست صنعتگران در کف این منطقه حکاکی شده است. نسخه‌هایی بدل از کاخ‌ها، پاویون‌ها و همچنین ارتشی که تمام مقبره را پوشانده‌اند. جواهرات نشان دهنده آسمان بوده و رودخانه‌هایی از جیوه نیز معرف مناطق پرآب این پادشاهی بوده است.


منبع:پارساسیتی

يکشنبه 31/6/1392 - 0:15
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته