• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 5
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 4812روز قبل
شهدا و دفاع مقدس
انشای شهیده ۱۴ ساله
شهیده طاهره هاشمی در انشای خود نوشته است: ملتی که برای هر قطعه از این میهن خون‌ها فدا کرد، دیگر سازش با نوکران آمریکا، این دشمنان اسلام را جایز نمی‌داند؛ نگرانی ما این است که مبادا سازشی صورت گیرد اما هرگز سازشی صورت نخواهد گرفت.

شهید دانش‌آموز «سیده طاهره هاشمی»
 از سوی سازمان بسیج مستضعفین به عنوان شهید شاخص سال ۱۳۹۲ معرفی شد؛ این شهیده در پی درگیری‌های خونین میان گروهک‌های کمونیستی علیه مردم و انقلاب،‌ به شهادت رسید.شهیده «سیده طاهره هاشمی» در نخستین روز از خرداد ماه سال ۱۳۴۶ در روستای شهیدآباد شهرستان آمل به دنیا آمد؛ او در خانواده‌ای طرفدار انقلاب و تحت تربیت پدر و مادری که هر دو از سادات منطقه هزار جریب ساری بودند، رشد و پرورش یافت.از کودکی با قرآن، نهج‌البلاغه و سایر کتب روایی شیعی انس و الفت پیدا کرد و به دلیل جو فرهنگی و مذهبی خانواده روح تشنه‌اش با عمیق‌ترین مفاهیم دینی و معنوی سیراب شد.او دختری مهربان، دلسوز و دانش‌آموزی نمونه و موفق و درس‌خوان بود؛ هرگز در ادای تکالیف واجب دینی، کوتاهی نمی‌کرد و مستحبات را تا جایی که می‌توانست، به جا می‌آورد.طاهره در کارهای هنری چون خطاطی، طراحی، گلدوزی، نگارش مقاله، تهیه‌ روزنامه دیواری و نیز اداره برنامه‌های فرهنگی مدرسه بسیار موفق بود و بسیاری از برنامه‌های فرهنگی، اجتماعی و حرکت‌های سیاسی مدرسه بر عهده‌ او بود؛ در برخورد با دانش‌آموزانی که تحت تأثیر تبلیغات گروهک‌های منحرف قرار گرفته بودند، بسیار مهربان، باحوصله و دلسوز بود و از فرط مهر و دوستی، آن‌ها را به خود جذب می‌کرد.و سرانجام در غروب روز ششم بهمن‌ سال ۱۳۶۰ در حالی که ۱۴ بهار بیشتر از عمر کوتاهش نمی‌گذشت، در حالی به کمک نیروهای مدافع شهر رفته بود، در درگیری خونین گروهک‌های معاند انقلاب با نیروهای بسیجی و مردمی، با اصابت دو گلوله به فیض شهادت نایل آمد.این سیده بزرگوار با اینکه موقع شهادت ۱۴ سال بیشتر نداشت اما با توجه به نبوغ و ذوق سرشار خود آثاری قلمی و تجسمی به یادگار گذاشته است. در زیر، انشایی را از این بانوی شهیده می‌خوانیم که به پیشنهاد معلم باید خطاب به یک دوست نوشته می‌شد.انشای شهیده سیده طاهره هاشمی در طرحی ابتکاری در قالب نامه‌ای به یک دوست امدادگر و رزمنده فرضی نگاشته شده است. او در این نامه پیامی را نیز خطاب به رئیس جمهور وقت ایالات متحده گوشزد کرده است:به نام خدانامه‌ای می‌نویسم برای تو دوست در جنگم، ای دوست جان بر کفم، ای دوست شریفم.نامه‌ای که شاید از آن کوه مشکلات که بر سرت فرود آمده است، بکاهد. هر چند که این نامه برایت سودی ندارد، برای تویی که در سنگر به مداوای مجروحان جنگ اعم از ایرانی و یا غیر ایرانی می‌پردازی.من این نامه را در حقیقت برای دوستانم می‌بایست می‌نوشتم اما روزگار را چه دیدی باید نوشت برای تو که حتی یک لحظه شاید نتوانی به این نامه نظری بیفکنی، چون مجروحان در جلویت صف کشیده و رگبار مسلسل و توپ و نارنجک بر بالای سرت در پروازند.ای کاش می‌توانستم با تو به جبهه آیم و مسلسل‌ها را در آغوش گیرم، اما می‌دانم که چه خواهی گفت، بله من سنگر دیگری دارم و سنگرم را همچون تو حفظ خواهم کرد، همچون تو که با وسایل اولیه بسیار کم و غذای اندک در خط مقدم جبهه‌ای. شاید بر من عیب بگیری که چرا به آگاهی دوستان و همشهریانم نمی‌پردازم. می‌دانم اما آگاهی دادن به کدامین مردم؟ به مردم جان بر کف شهرم! نه می‌دانم که نمی‌گویی! زیرا باید به اشخاصی آگاهی داد که چشم‌ها را بسته و گوش‌ها را پنبه نموده و به شعار دادن در سر چهار راه‌ها مشغولند.شعار مرگ بر آمریکایی که معنی آن سازش با آمریکاست! می‌گویند که باید در این جنگ، حق با باطل سازش کند؛ باید میانجی‌گری را پذیرفت و ملتی را که بیست سال زیر ستم بعثیان بود تنها گذاشت.آنها با شایعه‌سازی می‌خواهند مردم را گول بزنند، اما قرآن دستور داد برای شایعه‌سازان قتل و اسیری و لعنت است. می‌دانم که تو تنها برای ملت ایران نمی‌جنگی بلکه برای ملت عراق هم می‌جنگی و ملت جان بر کف و شهید داده ما و عراق پشتیبان تو هستند. اگر تو شهید بشوی صدها نفر بعد از تو می‌آیند و سنگرت را حفظ خواهند کرد.ملتی که برای هر قطعه از این میهن خون‌ها فدا کرد، دیگر سازش با نوکران آمریکا و شوروی این دشمنان اسلام را جایز نمی‌داند. می‌دانم که تو تا آخرین قطره خون خواهی جنگید، زیرا تو فرزند خلف کسانی هستی که در جهان همیشه بر ضد ستم می‌شوریدند و تو هم مانند آنها پیروز خواهی شد زیرا اماممان، این بت شکن عصر گفت: «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» و در جای دیگر گفت: «ما مرد جنگیم».آقای کارتر نباید ما را از جنگ بترساند. البته به یاری خداوند؛ زیرا این خداوند بود که آمریکا را در حمله نظامی به ایران در طبس نابود کرد؛ شن‌های بیابان این مأموران الهی چون ابابیل بر سرش ریخت و تمام آن تجهیزات را نابود کرد و این بار هم کید شیطان بر هم ریخت چون خداوند در قرآن فرمود «ان کید الشیطان کان ضعیفا» بلی حیله شیطان ضعیف است زیرا در این زمان هم به یاری خدا و هوشیاری ملت و بیداری ارتش و جان بر کفان سپاه و بسیج مانع رسیدن آمریکا به هدف شومش گردید.من به تو خواهرم و برادرم که در سنگرید، پیام می‌دهم که خواهم آمد و انتقام خون‌های نا به حق ریخته را خواهم گرفت. نگرانی من و تو ای خواهرم این است که مبادا سازشی صورت گیرد و خون‌های شهیدان به هدر رود و نتوانیم ندای امام را به گوش جهانیان برسانیم که ندای امام همان ندای اسلام است.اما می‌دانم که هرگز سازشی صورت نخواهد گرفت، زیرا تمام ارگان‌های مملکتی در دست ملت و نمایندگان ملت است و من و تو ای دوستم با هم به جنگ اسرائیل که فلسطین را اشغال کرده است، می‌رویم و از آن جا به سادات‌ها و شاه حسن‌ها و حسین‌ها و ملک خالدها خواهیم گفت که به سراغتان خواهیم آمد و دوباره فلسفه شهادت را زنده خواهیم کرد و صف‌های طولانی برای شهادت تشکیل خواهیم داد و روزه خون خواهیم گرفت. والسلام

سیده طاهره هاشمی

منبع : سایت شهید آوینی

دوشنبه 16/2/1392 - 19:26
اخبار

دیدار خانواده مرحوم حاج عبدالله والی با رهبر انقلاب

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با خانواده مرحوم "حاج عبد الله والی"(1) كه در ایام سالگرد درگذشت وی انجام شد، با اشاره به آثار اخلاص و بركات استقامت در كار، خاطر نشان كردند: كارهای خالصانه و بی هیاهو در كل بنای جمهوری اسلامی اثر می گذارد و آن را مستحكم می كند.
متن زیر چكیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اخیر با خانواده مرحوم حاج عبدالله والی است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم آقای حاج عبدالله والی یكی از آدمهایی است كه قطعاً در تاریخ انقلاب و تاریخ كشور اسمش خواهد ماند و نامش به نیكی یاد خواهد شد؛ خداوند درجاتش را عالی كند.
من با اینكه ایشان را از نزدیك ندیده بودم و هیچ  یادم نمی آید كه با ایشان ملاقاتی داشته باشم، اما دورادور ایشان را می شناختم ، می دانستم كه در بشاگرد مشغول خدمات با ارزشی هستند. منطقه را هم من می شناختم، به قول خودشان، بِش گَرد. ما ایرانشهر كه بودیم، از منطقه های دلگان و بشاگرد و میناب- چون دلگان سر راه بشاگرد به ایرانشهر است، همه اش سر راه میناب است-  بعضی از دوست و آشناهای ما با زحمت این راه سخت و طولانی را طی می كردند و به دیدن ما می آمدند. از بشاگرد گاهی پیش من می آمدند.
یك وقت از آنجا یك پیرمردی آمد كه یك جنبه روحانی داشت- اهل علم نبود، یك پارچه سفیدی سرش پیچیده بود- یادم هم نیست اسمش چه بود. آمد و از فقر آن مردم شكایت می كرد. یك عبارتی بكار برد كه از بس من خوشم آمد، بعد از سی و چند سال، تا حالا یادم مانده. گفت: آنجا "های هایِ آب است و وای وایِ نان"! آن طرف های دلگان آب زیاد است، ولی زمین نیست، در نتیجه نان نیست. قبل از انقلاب مثل اینكه اینجا بكل وجود خارجی نداشت، یعنی دستگاههای حكومتی اصلاً به آنجا اعتنایی نداشتند.
آنوقت بعد از انقلاب، یك مرد جوانِ مؤمنِ انقلابی پا می‌شود می‌رود آنجا، همه دلبستگی هایش را، از شهر و خانه و زندگی، به مركز مأموریت منتقل می كند و برادرهایش را هم می‌كشاند، دنبال خودش می برد. شماها هم انصافاً ایستادید....  شما زندگی و خانواده و زن و بچه و مادر و پدر و همه اینها را  گذاشتید اینجا، رفتید آنجا بی سرو صدا مشغول خدمت شدید، نه جایی ثبت كردید، نه جایی تابلو زدید. بعضی ها هستند، هر كاری می‌خواهند بكنند، قبل از اینكه كار انجام بگیرد، تابلویش را می زنند! مدتها این تابلو آنجاست، هیچ كاری هم انجام نگرفته. بعضیها هم نه، كار را انجام می دهند، هیچ تابلویی هم ندارد. كار مرحوم حاج عبدالله والی و شماها از این نوعِ دوم است، یعنی بی تابلو رفتید و برای خدا كار واقعی كردید، اینها خیلی با ارزش است. شما بدانید، اینجور كارهای بی سروصدا و خاموش و خالصانه، نه فقط برای شما پیش خدای متعال درجه و مرتبه درست می كند، بلكه در كل بنای جمهوری اسلامی اثر می گذارد، مثل سیمانی است كه در یك بنایی تزریق كنند و آنرا مستحكم كنند. با انجام اینجور كارهای مخلصانه، بنای جمهوری اسلامی مستحكم می شود بدون اینكه كسی بفهمد. یعنی وقتی در گوشه و كنار كشور، در بین مردم، كسانی هستند كه كار را برای خدا می كنند، كار را مخلصانه انجام می‌دهند، دنبال هیاهو و جلب نظر این و تحسین آن نیستند، یكی از خواصش این است كه اصلاً خود این بنا را مستحكم می كند، مثل روحی كه در یك كالبدی بدمند. بنابراین، این كارهای شماها اینجور ارزش دارد ...
این اخلاص و تداوم كار، خیلی ارزش دارد. ببینید، در این كارهای معنوی و توسلات و دعا و ذكر و اینها هم روایت داریم كه كار را تداوم بدهید. در روایت دارد كه حداقل مدتی كه شما یك عملی را انجام می‌دهید، یك سال باشد. فرض بفرمایید شما بنا می گذارید یك نمازی را كه مستحب است، هر شب یا در شب معین خودش در هفته، بخوانید. می‌گویند حداقل یك سال این را ادامه دهید، هرچند بهتر این است كه انسان تا آخر عمر ادامه بدهد. یعنی تداوم، یك عنصر جدیدی است غیر از خودِ اصلِ شروعِ عمل."فلذلك فادع و استقم كما امرت" (2). استقامت، یعنی همین كار را در همان خط و جهت درست دنبال كردن.الحمدلله شما استقامت كردید...
این را هم من به شما خانمها- بخصوص همسران- بگویم؛ بخش عمده از ثواب كاری كه انجام می گیرد، مال شماست، چون شماها اگر چنانچه همراهی نمی كردید، نق می زدید، دعوا می كردید- این چه وضعی است؟ این چه زندگی ای شد؟ شما كه اینجا پیداتان نمی شود- مردان شما دیگر طاقت نمی آوردند. بالاخره هر چه هم آدم انگیزه داشت، دیگر نمی توانست. این همراهی شماهاست كه به اینها دل داد، جرأت داد، و رفتند؛ اینها خیلی مهم است....
 
 
1-حاج عبدالله والی را می توان یكی از اسوه های درخشان عمل و اقدام جهادی دانست كه در لبیك گویی به اشاره حضرت امام (ره) كه فرموده بودند: "به داد بشاگرد برسید!" به منطقه دور افتاده و محروم بشاگرد هجرت كرد.
حاج عبدالله والی در عمل به تكلیف، سالها با بشاگردی ها نفس كشید و با آنان زندگی كرد. وی در بیست و سه سال خدمت و تلاش مخلصانه این دیار محروم را به آبادانی نسبی رساند به طوریكه حقیقتاً می توان او را نمادی از "مدیریت جهادی" دانست.این هجرت و جهاد عظیم، سال 1361 آغاز و در هشت اردیبهشت 1384 با رحلت او پایان گرفت. روحش شاد
 
2- شوری: 15

http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=20035

يکشنبه 15/2/1392 - 22:43
اخبار

درباره اتفاقات سوریه مستند بسازید/ قرآن و نهج‌البلاغه بخوانید

 حجت‌الاسلام پناهیان به بچه‌مذهبی‌هایی که می‌خواهند وارد عرصه سینما شوند سفارش کرد که قرآن و نهج‌البلاغه بخوانند و از موضوع مهمی چون بحران در سوریه غافل نشوند.

شایسته است که گروهی از مومنین در بخش نمایشی قرار گیرند و در فیلمنامه‌نویسی اعم از فیلمنامه برای کار داستانی، مستند و ... فعال باشند. وقتی می‌گوییم فیلمنامه‌نویسی منظورمان مغز متفکر رسانه دیداری است و همه ژانرها را در بر می‌گیرد. آنهایی هم که می‌خواهند مستند بسازند باید یک سیری را در کارشان در نظر گیرند.
 
نوشتن طرح مستند با طرح یک سخنرانی تفاوت نداردن
 
وی افزود: ما خیلی وقت ها اشتباه می کنیم که مستند را شبیه یک قصه در نظر نمی گیریم و نتیجه این می شود که سطح مستند پایین می آید. فیلمنامه نویسان برای اینکه در موضعی هستند که می خواهند در آن موضع راحت‌تر انتقال معنا کنند باید بدانند که طرح مستند و داستانی با طرحی که یک سخنران می‌نویسد تفاوتی ندارد. سخنران با مقدمه‌ای طرح مسئله می کند و به مرور گره را باز می کند همچنان که در قصه یا سریال باید جاذبه ای باشد تا مخاطب آن را دنبال کند این اتفاق باید در سخنرانی هم بیفتد. همچنین همانند قصه یا داستان باید اتفاق غیر مترقبه در مستند رخ دهد تا مخاطب درگیر شود.
 
پناهیان ویژگی‌های فیلمنامه موفق را چنین توضیح داد: واقعا به یک قدرت ویژه نیاز است تا فیلمنامه‌نویس در این موقعیت کار خلاقانه، موثر و مفید انجام دهد. شاید همین سه ویژگی بتواند شاخص‌های اصلی فیلمنامه موفق را توضیح دهد. اگر می‌خواهید دوره آموزشی ببینید تا فیلمنامه‌نویس شوید بدانید که این کار یک شغل نیست بلکه یک سِمَت مهم اجتماعی است بنابراین شما ادعای زیادی دارید که اینجا نشسته‌اید .شما نمی خواهید مردم را سرگرم کنید البته مردم سرگرم می شوند ولی اینکه برای چه می خواهید مردم را سرگرم کنید مهم است. یک فیلمنامه‌نویس یا می‌خواهد سر مخاطب کلاه بگذارد یا حرفی بزند که زندگی آنان را تغییر دهد.
 
وی افزود: مردم این زمان نیاز به یک تلنگر دارند اگر شما به عنوان فیلمساز زیبایی رفتار یک محجبه را به نمایش بگذارید و روحیه ای که پشت انتخاب حجاب است را در لابه لای کنش ها نشان دهید برای تبلیغ حجاب در جهان در مقیاسی میلیاردی کافی است. مردم عجیب آماده هستند که حرف ها را بپذیرند. غربی ها هنر نکردند این همه خرابکاری در عالم ایجاد کردند. آنها روش های ساده ای را برای خراب کردن مردم انتخاب می کنند. شما هم به سادگی می توانید روش هایی را اتخاذ کنید تا مردم را هدایت کنید.

پناهیان درباره آمادگی پذیرش حقیقت در مردم اظهار کرد: اکنون حقیقت در عالم در آستانه انفجار است. زشتی ها در آستانه نابودی اند، زیبایی ها در دل آدم ها در آستانه تولدند، متاسفانه ما از انجام کارهای بسیار ساده عاجز هستیم. نمی دانم چرا برایمان سخت است یک سناریوی ساده برای شیوه شکل گرفتن جریان تروریستی در سوریه بنویسیم. اگر یک مستند ساده در این زمینه ساخته شود در انتخابات پیش رو به نفع امام زمان(عج) و ولایت تاثیرگذار خواهد بود درحالیکه با سخنرانی نمی شود این کار را کرد.

وی در مورد هجمه تبلیغی غرب توسط زبان هنر گفت: دیشب گزارشی از مستندی به دستم رسید که توسط بی بی سی پخش شده است و یک ماه است که تبلیغ می شود. مستندی است درباره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که گزارش آن را به من دادند و دیدم این مستند ساخته شده تا یک جمله را بگوید. ابتدا مقدمه چینی کرده که سپاه پاسداران چگونه تشکیل شده تا برسد به این جمله که بگوید ایران یک روستایی است که هر کس قبیله ای دارد. در این روستا هر کسی جایگاهی داشت، امام خمینی (ره) جایگاهی داشت، آیت الله هاشمی جایگاهی داشت و تنها کسی که جایگاه نداشت آیت الله خامنه ای بود بنابراین سپاه را تشکیل داد تا صاحب جایگاه شود و به بیانی می خواهد بگوید سپاه برای آیت الله خامنه ای است و از قبل سابقه داشته است. شیوه این مستند به گونه ای است که این فرد مقدمه چینی می کند تا آن جمله اصلی اش را بگوید و نیم ساعت بعد را هم سعی می کند پیام اصلی را تثبیت کند.

هر مطلبی را نخوانید هر چیزی را نشنوید
 
وی ادامه داد: متفکران درجه یک عالم سیاست فیلمنامه مستند را می نویسند. متفکران درجه یک فرهنگ، سیاست و معنویت فیلمنامه قصه را می نویسند. شما می خواهید در این جایگاه کار کنید، باید لشگر لشگر آدم مثل شما شروع به کار کنند . اشکال بزرگ در کشور ما این است که این نوع کارها به دست کسانی که از تفکر عمیق دینی برخوردار هستند نیفتاده است. اهالی سینما و اهالی دین با هم گفتگو می کنند ولی صرف گفتگو کافی نیست. جایگاه فیلمنامه نویس و کارگردان جایگاه رهبری، معلمی و هدایت جامعه است. برای رسیدن به این جایگاه باید مطالعات دینی عمیق داشته باشیم. هرگز لازم نیست روحانی شوید البته اگر شدید خوب است ولی بعضی از روحانیون نگاه عمیق ندارند ، نگاه عمیق آوینی لازم است آن را پیدا کنید. آوینی فرقان داشت شما باید مراقب غذای فکری خود باشید. هر مطلبی را نباید بخوانید از هر کسی نباید خوشتان بیاید هر چیزی را نباید بشنوید.
 
وی به ارائه چند پیشنهاد پرداخت و گفت: پیشنهادم این است که جایگاه رفیع فیلمسازی اشغال کنید ولی به خودتان سخت بگیرید. باید فرق بین علما را بفهمید. نیازی نیست که خودتان از علما بشوید ولی باید دارای قوه تمیز و تشخیص شوید. فرق بین علما را می فهمید. خیلی ها هستند که ادعا دارند ولی این تفاوت ها را درک نمی کنند. خیلی حرفهای باریک‌تر از مو هست. باید با افرادی که حرف‌های باریکتر از مو دارند نشست و برخاست کنیم. جایی بروید که شما را متعادل بار بیاورند.
 
پناهیان رها بودن را عامل تاثیرگذاری دانست و تصریح کرد: نباید هیچ گره‌ای در روحتان باشد. رها و آزاد باشید این آزادی را با تذهیب نفس به دست بیاورید. مثلا یک ایده زیبا خلق کنید ولی به نام دوستتان بزنید تا رها شوید. بدون ایثار رها نمی شوید . باید جان بدهید. برخی هنرمندان جانشان را می دهند ولی نامشان را نمی دهند. اخلاص حکمت می آورد، فیلمنامه نویسی از خطاط شدن و شاعر شدن راحت تر است چون چیزی نیست جز تکرار زندگی.

وی ادامه داد: ممکن است این سئوال برای شما ایجاد شود که فیلمنامه نویسان غربی چگونه بدون تذهیب نفس این قدر اثرگذار هستند. شما اگر بخواهید مثل آنها رفتار کنید بهتر و قوی تر از آنها کار خود آنان را انجام می دهید. برای این که حرف بی پایه بزنید استعداد زیادی نمی خواهد. تمسخر نیکویی ها هنر نمی خواهد.

پناهیان در پایان تصریح کرد: قرآن فیلمنامه است ، قصه است، مستند است. خدا به شیوه متن های عادی آن را بیان نکرده است بلکه قطعه قطعه کنار هم قرار داده و تدوین کرده حتی کلماتش را به گونه ای که می توان جای برش ها را دید و اتفاقا خیلی رندانه این کار را کرده و برای باهوش ترین‌ها هنرنمایی کرده است. برای موفقیت در فیلمنامه نویسی، قرآن و نهج البلاغه بخوانید. در کنارش فیلم های موفق را هم ببینید حرفی نیست ولی اصل دوره آموزشی همین نکاتی است که تذکر دادم.

منبع سایت شهید آوینی

يکشنبه 15/2/1392 - 22:37
شخصیت ها و بزرگان
این را همه بدانند كه آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی كه امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی كه وجود دارد. این را همه توجه كنند؛ رئیس‌جمهورِ هر دوره‌ای باید امتیازات كسبی و ممكن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد.بیانات ولی امر مسلمیندر نهایت، رأی مردم تعیین كننده است. آنچه كه اهمیت دارد، تشخیص شما و رأی شما است. باید خودتان تحقیق كنید، ملاحظه كنید، دقت كنید، از انسانهای مورد اعتمادتان بپرسید، تا به اصلح برسید و اصلح را انتخاب كنید. رهبری، یك رأی بیشتر ندارد. بنده‌ی حقیر مثل بقیه‌ی مردم، یك رأی دارم.                                                                           بیانات رهبر معظم انقلاب
پنج شنبه 5/2/1392 - 23:14
شعر و قطعات ادبی

زندگی را نباید تنها با پول سنجید. من از این كه بكارم و دیگران  درو كنند ناراحت نیستم. زمانی باید تاسف خورد كه بكاریم و كسی  درو نكند.
ما راه خود را آغاز کرده ایم،هر که می آید
بسم الله و هر که نمی آید خداحافظ....                                 

تنها کسانی تا آخر خط با ما می مانند که طعم فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند.
  امام خمینی(ره)


وای به حال جامعه ای که ممتازین آن بی درد باشند.    (شهیدمظلوم دکتربهشتی)

می دانم که فردایی هست؛اما نمی دانم که فردا هستم      یا نه ...!       

پنج شنبه 5/2/1392 - 23:12
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته