سلام ؛ خوبید؟
میخوایم به موضوع حسادت زنان بپردازیم پس بفرمایید :
اگر در خود حسادتی می بینید، اول سعی كنید آن را پیش خود اعتراف كنید، سپس در صورت امكان با دوستی كه حافظ اسرار شماست در میان بگذارید، همین كار باعث آرام شدن شما می شود.اگر حدس شما در خصوص رفتار شوهرتان درست بود، اول ان را با همسرتان در میان بگذارید و به او بگویید كه این كارهای تو مرا « آزرده خاطر » كرده است، اما هرگز به او نگویید كه این كار تو مرا« خشمگین» كرده است! در این صورت او هرگاه كه بخواهد شما را خشمگین كند آن عمل را تكرار خواهد كرد و نقطه ضعف خود را بدون جهت افشا نكنید. هرگز شخصیت خود را آن قدر پایین نیاورید كه از شوهرتان بپرسید، فلان زن در فلان مجلس به نظرتو چطور بوده؟ بیان همین مطلب، حساسیت و آسیب پذیری شما را به همسرتان نشان خواهد داد. در صورتی كه هنوز با مردی ازدواج نكرده اید، هرگز برای از میدان به در كردن رقیب، به مبارزه بر نخیزید. از حیله های معمول زنانه، هرگز استفاده نكنید و برای او دام نگذارید! ممكن است مردی در اثر این عمل با شما ازدواج كند، ولی مطمئن باشید كه پس از ازدواج، به اصل موضوع پی خواهد برد، آن وقت است كه به شما وفادار نخواهد ماند. احساس عدم منیّت خود را به او نفهمانید كه در این صورت بازنده هستید! دوست شما نباید به خاطر شما از همه كس دست بشوید. به او فرصت بدهید تا خودش تصمیم بگیرد، پا فشاری شما كار را خراب تر می كند. سعی كنید « صاحب اختیار» مرد خویش نباشید و به خود نبالید كه همسرتان بدون اجازه شما آب نمی خورد. تملك یك مرد، با عشق اصیل و سالم فرق دارد. حسادت، اگر تبدیل به رفاقت شود، نابود كننده ی شما است! پس در گردونه ی رقابت نیفتید. در صورتی كه از روی حسادت به دیگران، همسر كسی بشوید. ممكن است بعداً پشیمان شوید، زیرا حسادت، قضاوت رت تیره و تار می كند. ئاگر ادامه دوستیتان در مخاطره است، با حسادت شما او بر نمی گردد. اگر اوضاع تغییر نكرد، صبور باشید، با حسادت كار خراب تر می شود. به خود متكی بودن توأم با اندكی حوصله، و نداشتن از این كه دارید او را از دست می دهید. به موقعیت شما كمك بیشتری می كند. اگر مردی را دوست دارید. اعم از اینكه در دوره های نامزدی هستید یا با او ازدواج كرده اید و سال های اولیه زندگی را سپری می كنید. سعی كنید به او حسادت نكنید، برای اینكه به این مرحله برسید. بیشتر به ارزش ها و توانایی های خود بها بدهید و دایم بر روی آنها تكیه كنید. اگر ممكن است در یك زمینه كاری، هنری و یا حرفه و فنی فعالیت كنید تا حس احترام شما نسبت به خودتان بالا رود در این صورت میزان حسادت شما كمتر خواهد شد.
« بسم الله الرحمن الرحیم »
آیا دین شما، شما را از برادران و خاهرانتان (سایر انسانها) برتر خوانده است ؟ تهیه کننده: دیدبانWWW.DIDEBAN@MAILFA.COM مقدمه : سلامیکی بود یکی نبود ، روزگاری خداوند موجودی را خلق کرد که نامش آدم نهاد سپس برای آن همنوعی از جنس مخالف آفرید تا به زندگی ادامه دهند و ازدیاد نسل نمایند. آن دو صاحب فرزندانی شدند که به داستان آنها نمی پردازیم اما همین قدر که با گذشت زمان فرزندانی از فرزندان آدم به وجود آمدند که همان اجداد ما هستند . درسته که الآن کسی از کسی خبر ندارد و شاید مدتها همدیگر را نبینند اما باید بدانیم که ما یک پدر مادر مشترک داریم ، انسانهایی که از جانب خداوند برگزیده شدند و برتر مخلوقات بودند .اما چی به سر ما خواهر و برادرها آمده که اینجور به جان هم افتادیم ؟ کلیمی ، یهودی ، زرتشت و مسلمان ، همه ی اینها تنها نامهایی هستند که اصلاً هم مهم نیستند ، مهم هدف واحد این دین و مذهب ها است که کمال آدمی و واقعیت علت زندگی در آن نهفته است .من در این مقاله به بیان واقعیت دیدگاه خود پرداختم تا بتوانم با ارائه ی آن ، از نظر سایر خواهر و برادرانم در مورد واقعیت هستی مطلع شوم . خوشحال می شوم اگر نظر خود را درباره این مقاله به آدرس WWW.DIDEBAN@MAILFA.COMایمیل بفرمائید .با تشکر فراوان
خداوند انسانها را از روی رنگ پوست و کشورشان باز خواست نمی کند بلکه آنها را از روی اعمال و دانشی که دارند فرجام می نماید .
] در آسمانها و در زمین نشانه هایی است برای انسانهای اهل تفکر ، شاید سپاس گذار باشند. [ آبها بخار می شوند و به آسمان می روند بعد از مدتی با به هم پیوستن ابرها را ایجاد می کنند و به صورت باران و برف و یا تگرگ به زمین میریزند مقداری به داخل زمین فرو می روند و مقداری پس از به هم پیوستن جاری می شوند و دوباره به دریاها و اقیانوسها که جایگاه اولیّه آنها بوده باز می گردند این در صورتی است که شایدآبهای زیر زمینی سالها طول بکشد تا به یک رود برسند؟! این مثال با کمی تفاوت در مورد زندگی بشریت نیز صادق است :انسان با عنایت خداوند آفریده می شود در این دنیا زندگی می کند سپس بعد از مدت مشخصی میمیرند ، روح آنها در عالمی دیگر جمع می شوند حال بعضی همدیگر را می شناسند و برخی دیگر حتی خود را هم نمی شناسند ، سپس برحسب آنچه توانسته اند با خود به آن سو ببرند تقسیم بندی می شوند و هر دسته که امتیاز بیشتری داشته باشد به خداوند که منشاء زندگی است نزدیکتر می شوند خوشا به حال آنانی که به قدری به خداوند نزدیک می شوند که دیگر تفاوتی بین آنها نیست یعنی در خداوند حَل می شوند .این امتیاز بندی به زمانی مربوط می شود که ما در این دنیا زندگی می کنیم و با اعمال خود امتیازاتی کسب می کنیم .قطرات آب در آسمان با به هم رسیدن ابرها را تشکیل می دهند تا به زمین باز گردند برخی زودتر به هم می پیوندند و همان با لای دریا دوباره به دریاها باز می گردند و هر چه دیرتر به هم می رسند با سختی بیشتری به دریا باز می گردند ، انسانها نیز می باید سعی کنند تا یکدیگر را دوست داشته باشند و با به هم پیوستند راه رسیدن به معبود را بیابند خوشا به حال آنان که این مسیر را به درستی پیمودند برای مثال حضرت رسول اکرم (ص) که حتی یک نفر هم اخمشان را ندیده و در نهایت واسطه ای شدند جهت پیوستن آدمیان به یکدیگر، البته این راه قدری دشوار است اما کسی که نیت و هدفش خداوند باشد از تمام زندگیش میگذر تا به خداوند برسد حال این راه هرچه قدر می خواهد سخت باشد اصلاً مهم نیست ، همچون حسین ابن علی (ع)که با کار خود نهایت عشق به خداوند را به جهانیان آموخت ، عشقی را که امام حسین (ع) داشت او را به سر منزل معشوق رسانید و باعث شد که خود عاشق ، معشوقی بشود که تمام عالم عاشق اوست و برای دوری از او و غربتش ( البته تمام عاشقان خداوند غریبند ) گریه می کنند .همان کسانی که در دنیا به همدیگر پیوستند و راه رسیدن خداوند را پیمودند در عالم برزخ یکدیگر را می شناسند و و دست در دست هم همانند رودی که بر روی زمین جاری است به سرای وادی السلام میرسند اما بَدا به حال آنان که نه تنها هیچ پیوندی را ایجاد نکرده اند بلکه تمام پیوندها را نابود می کنند ، این انسانها به عالم برزخ می آیند ولی بجای آنکه به سرای وادی السلام برود همانند آن قطراتی که به داخل زمین می رود در دوزخ می ماند تا ...امیدوارم تا حدودی متوجه ی منظورم شده باشید ، حالا به بحثی مهم تر می پردازیم :علاقهبه نقل قول از یکی از برادران : باید فکری به حال اهلی کردن آدمها کرد ، اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن و این تنها راه رسیدن به خداست که خیلی هم مهم است .واژه ی دوست و دوستی آنچیزی نیست که امروزه می بینیم ، به نقل قول از بزرگتر ها ، رفیق هم رفیقهای قدیم ، دوست خوب و با مرام همه چیزشها را پای رفاقت می دهد ، همه ی ما تنها و بهترین رفیق خودمان را خداوند می دانیم چرا که هرچه خواستیم دیر یا زود بدون هیچ چشم داشتی برای ما محیّا کرده است ولی ما نه تنها حتی شکر گذار خداوند نیستیم بلکه از انجام کوچک ترین وظایف خودمان سر باز میزنیم .مشکل ما این است که بیش از آنکه باید با دنیای پیرامون خود اجین شده ایم و به تک خوری روی آورده ایم و جز خود کسی را نمی بینیم ، ظاهر سازی و ریا اساس کار ما را تشکیل داده دروغ گفتن و کلاه برداری ایمان ما شده به گونه ای که حتی سر خودمان را نیز کلاه می گذاریم و در تمام طول زندگیمان موجودات زنده و غیر زنده شاهد اعمال پلید ما هستند ما باید بدانیم که داریم در حق خداوند ظلم می کنیم ؟! خداوند ما را به عنوان اشرف مخلوقات قرار داد شیطان مخالفت کرد و شمشیر دشمنی با خداوند را از رو بست ، حالا یک مقدار فکر کنید ببینید ما با این کارها باعث خجالت خداوند نمی شویم ؟ ادامه خواهد داشت . . .