• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 4548روز قبل
سينمای ایران و جهان

استان فیلم :1

دختری در بچگی مورد اذیت و آزار قرار میگیرد و به حدی از این اتفاق دچار وحشت و ترس می شود که حتی در بزرگسالی نیز این ترس و خاطره بد در ذهنش باقی می ماند. حالا شیرین که دختر بزرگی شده و دوبار هم تا آستانه ازدواج رفته، فاجعه ای به بار می آورد که ریشه در ترس او در اتفاقات دوران کودکی اش دارد و...

کارگردان :

پوران درخشنده : وی متولد ۷ فروردین ۱۳۳۰در کرمانشاه می باشد. درخشنده در سال 1354 در سازمان صدا و سیما مشغول به کار شد و سالها در این سازمان فعالیت کرد. وی در این مدت آثار مستند زیادی را تهیه و تولید کرد اما اولین ساخته بلند سینمایی اش به نام « رابطه » را در سال 1364 روانه سینما کرد و نام خود را به عنوان اولین فیلمساز زن ایرانِ پس از انقلاب مطرح کرد. فیلم بعدی او باعث شهرت و اعتبار وی شد. « پرنده کوچک خوشبختی » فیلمی درباره معضلات فرد معلولی بود که با یادآوری خاطرات گذشته دچار تشنج می شد. درخشنده در سالهای بعد، آثار اجتماعی دیگری نظیر « شمعی در باد » ، « بچه‌های ابدی » ، « رویای خیس » را روانه سینما کند که بازخورد نسبتاً قابل قبولی در جامعه هنری کشور داشت.

درباره فیلم :

« هیس ... » فیلمنامه ای تا حدودی ساختارشکنانه دارد که موضوعی حساس در جامعه ایران را به تصویر کشیده و آن ، سوء استفاده2 جنسی و اذیت و آزار کودکان است. این سوژه مسلماً تا به امروز کمتر مجالی بر خودنمایی و روایت در سینمای ایران یافته و با توجه به حساسیت زا بودن آن، کمتر فیلمسازی این جرات را به خود می داد تا به سراغ آن برود. اما پوران درخشنده با همان قاطعیت همیشگی تصمیم به ساخت این اثر گرفت و حالا « هیس » روانه سینماها شده است. 

خوشبختانه « هیس.. » سوژه ای دارد که به اندازه کافی پتانسیل این را دارد که بتواند تماشاگر سینما را در داستانش غرق کند و باید گفت که موفق به انجام اینکار هم می شود. اما مشکل اینجاست که به راحتی قابل تشخیص است که پوران درخشنده توانایی کنترل داستان و مدیریت بر آن را نداشته است. داستان در « هیس ... » به صورت شلخته و ناهماهنگ روایت می شود. با اینحال این شلختگی و شتابزدگی در روایت داستان، در نیمه ابتدایی فیلم خودش را نشان نمی دهد و به اصطلاح ، کارگردان موفق می شود در پسِ سوژه جذاب داستانش، با به تصویر کشیدن فلشبک ها و تعریف رویدادهای رخ داده برای شیرین، تا حدود زیادی با ذهن تماشاگر بازی کند.

اما در نیمه دوم فیلم، این شلختگی و ناهماهنگی بطور واضح به جلوی تصویر می آیند و کنترل فیلم بطور کامل از دست کارگردان خارج می شود. درخشنده در اثر قبلی اش به نام « خواب های دنباله دار » تا حدودی توانسته بود یک قصه کامل را از ابتدا تا انتها با لغزندگی زیاد، روایت کند. اما وی در « هیس ... » علی رغم اینکه قصد دارد قصه ای برای تماشاگر روایت کند و در واقع، اصلاً « هیس ... » اثری متعلق به سینمای قصه گوست، اما باز هم عادات شخصی شخصِ کارگردان که سخنرانی در جهت تضییع حقوق جامعه زنان است را در فیلم بکار می بندد که این مسئله نه تنها هیچ تاثیری بر مخاطب نمی گذارد، بلکه باعث سردرگمی وی هم می شود.

درخشنده در اواخر فیلم که در دادگاه می گذرد، تریبون را از فیلمنامه نصفه و نیمه فیلمش میگیرد و شروع به سخنرانی درباره زنان و معضلاتشان می کند که اصلاً قابل قبول نیست. در اینکه « هیس ..» اثری متعلق به سینمای اجتماعی است و اتفاقاً نیاز به بررسی موضوع " اذیت و آزار " در قالب داستان وجود دارد شکی نیست، اما اینکه درخشنده بی توجه به داستان، متنی را آماده کرده و تصمیم میگیرد در یک سوم پایانی فیلم آن را نطق کند، اتفاق ناخوشایندی است که ضربه بزرگی به « هیس...» وارد کرده است. 

نکته عجیب این هست که این حجم از شعارزدگی و فریاد های کَر کننده فیلمساز، جز با سر دادن مونولوگ هایی روانشناسی و اینکه « اگر این نمی شد، آن می شد ! » ، نکته تازه ای برای مخاطب ندارد. شاید درخشنده خواسته که با سر دادن این شعارها ، تلنگری به مخاطب زده شده و او را به خود بیاورد اما بهتر می بود که چنین شعاری از فیلم دور می شد و بجایش داستان نصفه و نیمه فیلم با انسجام بیشتری روایت می شد تا این سوژه در ذهن تماشاگر ماندگار شود. 

از طرف دیگر درخشنده به جای پرداختن به داستان اصلی اش ، چندین شخصیت منفی با حضور مجموعه ای از بازیگر مشهور سینما و تلویوزیون را در نقشهای کاملاً زائد و فرعی به کار گرفته که سبب پرت شدن حواس تماشاگر از داستان اصلی شده است. اینکه شما در جریان تماشای یک اثر سینمایی، هر چند دقیقه یکبار بازیگر مشهوری را ببینید که در تصویر ظاهر شده و خب، به جهت اینکه وی مشهور است، نیاز هست تا فرصتی برای حضور او و استفاده از صدا و تصویر از آن انجام شود، اتفاق خوشایندی نیست و باید گفت که علناً « هیس... » به کافه ای برای عبور و مرور بازیگران مشهور سینمای ایران تبدیل شده که حتی به بازیگری مانند " ستاره اسکندی " نیز می توان عنوان « سیاهی لشگر » را هم اطلاق کرد .

یکی از نکات عجیب درباره پوران درخشنده برای اثبات حقانیت شیرین به این شکل بوده که در یکی از سکانس های فیلم، حاج منزلتی از بازپرس می پرسد :« تو خودت دختر داری، اگه جای من بودی چیکار میکردی؟! » و بازپرس هم که اصولاً باید قانون مدارترین فرد در آن جمع باشد، سرش را پائین می اندازد و به فکر فرو می رود و در این5 صحنه قانون و قانون مداری به طور کامل جایش را به تصمیمات احساسی می دهد و گویی که کارگردان بیش از آنکه نیاز داشته باشد قانون گرایی در داستاناش جا داشته باشد، اعتقاد به درک کردن و احساس و تصمیم گیری بر پایه آن داشته است.

با اینحال می توان از بازی طناز طباطبایی به عنوان یکی از برگ های برنده فیلم نام برد که خوشبختانه ، بازی او به حدی چشمگیر هست که بتواند مخاطب را به دنبال خود بکشاند. دیگر بازیگران فیلم اما به واقع لایق کلمه اضافی هستند! آنها می آیند و یکی دو دقیقه می مانند و می روند! بی آنکه اصلاً بدانیم چه نیازی به حضور این ستاره های مشهور در « هیس... » بوده است . « هیس ... » از آن دسته فیلمهایی است که نیاز به دو الی سه بازیگر شناخته شده دارد و دیگر نقش ها را می توان به افراد غیرمشهور سپرد تا تمرکز بر روی شخصیت های اصلی باقی بماند اما در این فیلم حتی فردی مانند فرهاد آئیش هم با حضور کوتاه مدتش باعث برهم خوردن تمرکز تماشاگری می شود که حالا تازه با بازیگر مشهور و محبوبش مواجه شده و در حال ارتباط برقرار کردن با جنس بازی وی می باشد اما به یکبار او نیست می شود! 

در فیلم یک شخصیت عجیب و غریبی هم به نام امیرعلی وجود دارد که قرار هست عاشقِ شیرینِ قصه ما باشد اما شخصیت وی به شدت متزلزل است. کارگردان در لحظاتی از فیلم ( فلاشبک ) به ما نشان می دهد که وی اتاق را گلباران کرده و کلی حرکت رمانتیک انجام داده است، اما درست در لحظاتی که متوجه حقیقت درباره شیرین می شود، ناگهان تمامی تصاویر او را از بین برده و شروع به خود زنی میکند! اما این پایان کار نیست، در ادامه وی بعد از ملاقات با وکیلِ ، دوباره عاشق او می شود! این حجم از تحول های چند دقیقه ای، اصلا برای فیلمی در حد و اندازه های پوران درخشنده قابل درک نیست.

در نهایت باید بگویم که « هیس! دخترها فریاد نمی زنند » اثری ساختار شکن در سینمای ایران محسوب می شود که متاسفانه با حجم زیادی از شعارزدگی ، علناً تبدیل به یک فیلم متوسط شده است که حتی در لحظاتی، سقوط را هم تجربه میکند. شاید اگر حجم شعارزدگی و علاقه فیلمساز به نطق بیانیه های گوناگون و بی ارتباط به داستان در فیلم وجود نداشت، می شد که « هیس ... » را اثری ارزشمند در سینمای قصه گو معرفی کرد اما ضعف های کارگردانی و فیلمنامه ، مانع از اطلاق این عنوان می شود.

در پایان باید بگویم که این یکی از دیالوگ های فیلم هست: « از کی دفاع کنم؟ از یه جسد! ، من مُردم، من تو 8 سالگی مردم چون کسی نبود حرفامو بشنوه... همین خط را بگیرید و تا آخر بروید! 



حاشیه :

« هیس! دخترها فریاد نمی زنند » محبوب ترین فیلم از دیدگاه تماشاگران در جشنواره سی و یکم فیلم فجر بود. 
8
گفته می شد که این فیلم قرار هست با ممیزی های فراوانی اکران شود که درخشنده سفت و سخت در مقابل این اتفاقات ایستادگی کرد.

هر کدام از بازیگران فیلم و خودِ شخص فیلمساز، در هر مصاحبه ای که درباره فیلم انجام دادند ، بارها از بازی طناز طباطبایی تعریف و تمجید کردند و این در حالی بود که وی اصلاً در لیست نامزدهای سیمرغ بهترین بازیگر نقش اصلی زن هم نبود! 

درخشنده در یک مصاحبه گفته بود که : « دست های پشت پرده اجازه ندادند فیلمم در عید نوروز اکران شود ». 



منتقد : میثم کریمی

9


نام فیلم : هیس! دخترها فریاد نمی زنند 

کارگردان : پوران درخشنده 

فیلمنامه: پوران درخشنده

تهیه کننده: پوران درخشنده

مدیر فیلمبرداری: مرتضی پورصمدی

موسیقی متن: کارن همایونفر

بازیگران : مریلا زارعی، جمشید هاشم‌پور، طناز طباطبایی،شهاب حسینی، فرهاد آییش، مائده طهماسبی، شیرین بینا، بابک حمیدیان، مجید مشیری، اسماعیل سلطانیان، هادی مرزبان و مهدی ماهانی با حضور امیر آقایی، حضور افتخاری ستاره اسکندری


منبع: سایت مووی مگ(http://moviemag.ir)

پنج شنبه 10/11/1392 - 10:42
كودك

نویسنده: مارک پرتیجس

مترجم :طاهره مطلب زاده

دانش آموزانی که لکنت زبان دارند....

لکنت زبان، یک اختلال پیچیده ی ارتباطی است که ممکن است زمینه ی ارثی داشته باشد یا عوامل رشدی، روانی- اجتماعی و یادگیری نقش مهمی در ایجاد آن ایفا کنند.

تقریبا 5 درصد از همه ی کودکان در بعضی مواقع دچار لکنت شده اند. شانس بهبودی کامل در سنین کمتر بیشتر است. نزدیک به یک درصد از لکنت ها به یک مشکل طولانی مدت تبدیل می شود (رشد می کند).  

لکنت می تواند مانع شرکت در کار و تحصیل شود.

تحقیقات نشان داده است که بیش از 5 درصد دانش آموزانی که لکنت دارند، این مشکل را به عنوان مانعی در برقراری ارتباط با معلمان و یا هم کلاسی ها تجربه می کنند. یکی از نتایج لکنت این است که بعضی از دانش آموزان یا فارغ التحصیلان نسبت به آنچه که از آن ها انتظار می رود، عقب تر هستند یا احساس می کنند که مجبورند ترک تحصیل کنند. بعضی از دانش آموزانی که لکنت مزمن دارند، در پیدا کردن شغل ناتوانند.

اکثر دانش آموزان لکنتی عقیده دارند که تدابیری که توسط مدرسه فراهم شده، در کنار آمدن با این اختلال از اهمیت بالایی برخوردار است.

معلمان و آموزگاران موسسات علمی و فنی و حرفه ای نقش مهمی در تشخیص مشکلات تکلمی دانش آموزان و رهبری مناسب آن ها_که شرکت آن ها را در برنامه های آموزشی تضمین می کنند_ایفا می کنند.

لکنت چیست؟

در افراد لکنتی، گفتاری که مغز تولید می کند با افرادی که روان صحبت می کنند، متفاوت است. یک اشکال در انجام حرکات گفتاری می تواند باعث شود که گوینده آوای خود را تکرار کند یا آن را کش دهد یا مانع حرکت لب ها، زبان و یا تارهای صوتی شود. یکی از نتایج آن این است که صحبت کردن، زمان، سعی و تلاش بیشتری برای آوایی که کشیده می شود یا بدون مکث است، صرف کند.

افرادی که لکنت دارند، اغلب تلاش می کنند مدت لنت را کاهش دهند یا از راه های مختلف مانع آن شوند.

لکنت تنها در سلیسی گفتار تاثیر ندارد، بلکه در تفکر، احساسات و تعامل بین فرد لکنتی و شنونده اثر می گذارد. از این رو لکنت بیشتر به عنوان یک اختلال ارتباطی مورد توجه قرار می گیرد تا یک اختلال گفتاری.

مداخله در تحصیل و اشتغال

لکنت زبان در تحصیل و اشتغال فرد در آینده تاثیر می گذارد.

این مشکل که دانش آموزان لکنتی ممکن است در طول تحصیل تحمل کنند، به خود فرد بستگی دارد. راه مقابله ی دانش آموز و محیط با این اختلال ارتباطی از اهمیت بیشتری نسبت به شدت لکنت برخوردار است.

دانش آموزان لکنتی، راهکارهای مختلفی را بر اساس طبیعت و تجارب موفق و غیر موفقشان در ارتباطات شفاهی به کار می برند. گروهی از دانش آموزان نسبت به اختلال ارتباطیشان باز هستند و صحبت کردن به گونه ای که درخور موقعیت است را انتخاب می کنند. گروه دیگر دشواری های بیشتری را به خاطر لکنتشان تحمل می کنند.

راهبردهای کلامی_حرکتی و اجتماعی

دانش آموزانی که سختی بیشتری را در لکنت تحمل می کنند می توانند یک الگوی گسترده از واکنش های کلامی_حرکتی نشان دهند.

نمونه هایی از واکنش کلامی_ حرکتی به لکنت

ü      مکث قبل از صحبت

ü      یک نفس گیری سریع

ü      نگاه کردن به جهتی دیگر

ü      اصلاح کردن در لحظه ی لکنت

ü      پرهیز از بیان الفاظ و یا استفاده از مترادف ها

ü      بریدن یا شکل گیری مجدد جملات

ü      هل دادن کلمات به بیرون

بعضی از دانش آموزان می توانند با استفاده از مترادف ها و شکل گیری مجدد جملات در پرهیز از لکنت موفق باشند؛ به طوری که به نظر می رسد آن ها روان صحبت می کنند.در این روش، آن ها به طور پیوسته از لکنتشان فرار می کنند (رفتارهای فراری). این برای گوینده ی لکنتی بسیار شدید است و برای شنونده ای که ممکن است آن چه که گفته شد را به عنوان نتیجه ی رفتارهای فراری درک نکند، گیج کننده باشد.

گروه دیگر سعی می کنند تا با هل دادن یک کلمه به بیرون از لکنتشان جلوگیری کنند. این تلاش اضافه اغلب فقط باعث تشدید لکنت خواهد شد (مبارزه).

افراطی ترین راهکاری را که یک دانش آموز لکنتی می تواند به کار گیرد این است که مطمئن شود او نباید صحبت کند. بی ارادگی او می تواند واکنش های منفی دیگران را فراخواند و سپس به او به عنوان یک احمق یا یک فرد نالایق نگاه کنند.

راهکارهای دوری از موقعیت های صحبت

ü      اجتناب از تماس چشمی

ü      نگاه بی علاقه

ü      نپرسیدن سوال

ü      جواب ندادن

ü      اظهارنظر نکردن

ü      آمدن دقیقا سروقت و رفتن فوری

ü      پرهیز از موقعیت ها و فعالیت های رویارویی با دیگران

یادگیری شناختی و عاطفی

دانش اموزان لکنتی، اغلب افکار غیر منطقی درباره ی خودشان، توانایی های کلامی شان و واکنش های محیط تحمل می کنند. این افکار مانعی برای عملکرد دانش آموز است. ترس از لکنت می تواند  در طول آزمون شفاهی دانش آموز را _به بهای از دست دادن تمرکز روی محتوای آزمون_ مشغول کند. نگرانی ها درباره ی ساخت ارتباطات جدید هم می تواند بی خوابی در شب را برای آن ها به همراه داشته باشد.

یک دانش آموز لکنتی می تواند " اضطراب معمولی لکنت " را که به صدا، کلمه یا موقعیت خاص مرتبط باشد، تجربه کند. این موقعیت ها ممکن است در طول یک سخنرانی، یک امتحان شفاهی یا یک جلسه ی گروهی در جایی که آن ها باید خودشان را معرفی کنند، به وجود می آیند.

این احساسات منفی می تواند به خودشناسی منفی منجر شود.این هم به نوبه ی خود ممکن است به اجتناب از صحبت و در مجموع به عنوان یک راه برای پرهیز از موقعیت های رویارویی با دیگران منجر شود.

حل مسئله ی لکنت زبان

افرادی که لکنت زبان دارند و مشاغلشان را با موفقیت انجام می دهند، به طور کلی نگرش فعال تری نسبت به لکنت خود دارند. آن ها درباره ی گفتارشان باز و صادق هستند و یک راهکار ارتباطی را متناسب با موقعیت انتخاب می کنند.

بهترین راه برای نزدیک شدن به یک دانش آموز لکنتی این است که با دقت او را با درک اختلال ارتباطیش رو به رو کنیم. پیشنهادهای زیر می تواند به عنوان راهنما مورد استفاده قرار گیرد.

توصیه های ویژه به مدرسان

ü      درباره ی درک رفتار ارتباطی با دانش آموز بحث کنید.

ü      اگر دانش آموز حمایت کافی را در مقابله با لکنت تجربه می کند، از او سوال بپرسید.

ü      درباره ی تاثیرات لکنت بر شرکت در سخنرانی ها، تمرین ها، آزمون های شفاهی، کارآموزی ها و شغل بحث کنید.

ü      به تنظیم هدف کمک کنید.

ü      احتمالات مختلف در مشاوره ای را که سیستم آموزشی به دانش آموز پیشنهاد می کند، نشان دهید.

ü      درباره ی احتمال لکنت زبان بحث کنید.

ü      از دانش آموز به گونه ای سوال کنید که او بهترین بهره را در طول کلاس ها ببرد.

ü      یک تاریخ ارزشیابی تنظیم کنید.

آموزش های حرفه ای مختلف (مطالعات) و دانشگاه ها سیاستی با هدف کمک به دانش آموزان معلول و از جمله لکنت دارند. این مهم است که دانش آموزان لکنتی از تسهیلات به نحوی که بتوانند از آن ها استفاده کنندآگاه باشند.

مدرس می تواند تفاوتی را در دانش آموز ایجاد کند؛ نه تنها مستقیما بانزدیک شدن به مشکل، بلکه به صورت غیر مستقیم با یک شنونده ی خوب بودن.

در نهایت، مدرس یک شنونده نیز هست؛ بنابراین پیشنهادهایی برای افرادی که به لکنتی ها گوش می دهند ساخته شده که می توانند به خوبی آن ها را به کار گیرند.

مدرسان می توانند در مطالعات فنی و علمی با تحریک دانش آموزان لکنتی به شرکت در ارتباط موفق در طول تحصیلشان و در امجام حرفه/ شغلشان کمک کنند.

توصیه های عمومی به شنوندگان

ü      به آنچه گفته می شود گوش دهید نه به چگونگی گفتن آن.

ü      به دانش آموزان اجازه دهید جملاتشان را تمام کنند.

ü      فشار زمانی را کم کنید.

ü      دانش آموزان را تصحیح نکنید.

ü      ارتباط چشمی را نگه دارید.

ü      فشار ارتباطی را کم کنید.

 

ü      به آرامی و آهستگی صحبت کنید.

پنج شنبه 10/11/1392 - 10:25
بهداشت روانی

کمرویی یکی از مسائل مبتلا به جوانان و نوجوانان در جوامع کنونی است. مسأله ای که حتی آن را عامل عمده ی عقب ماندگی و شکست و ناکامی ایشان در مراحل مختلف زندگی به شمار آورده اند. قال الصادق (ع): (( من رق وجهه رق عمله : هرکه کمروست ، کم دانش است. در روایات یاد شده ، کمرویی از عوامل جهل و نادانی شمرده است.))

در روایتی دیگر ، رسول خدا (ص) می فرمایند:

((الحیاء حیاء ان:حیا ء عقل و حیاء حمق، فحیا ء العقل هو العلم و حیا ء الحمق هو الجهل .))حیاء بر دو قسم است : حیا ء خردمندانه و حیا ء احمقانه ، حیاء خردمندانه دانش است و حیاء احمقانه نادانی است.

در این جا نیز دیده می شود که رسول خدا (ص) حیاء مذموم را که همان کمرویی مصطلح باشد مترادف با جهل و نادانی معرفی می نمایند..

هر کسی ممکن است باموقعیت های ناخواسته و ناخوشایندی رو به رو شود و آن گونه که باید و شاید نتواند با آن ها مقابله کند و در نتیجه از نشان دادن واکنش مناسب و شایسته عاجز بماند. یا به سبب گرفتار شدن در هول و هراسی بی دلیل قادر به دفاع از حقوق فردی و اجتماعی خویش نشود و به سهولت در برابر حریف و مدعی سر تسلیم فرود آورد و در میدان حیات مغلوب و سرشکسته، سهم برحق خویش را به رقیبان بسپارد. آیا بارها اتفاق اگر جرأت داشتم، چنین و چنان می کردم و حقش را کف » : نیفتاده که به خود گفته باشید.

آری، صد حیف! که کمرویی «...! دستش می گذاشتم که دیگر به من توهین نکند، ولی حیف و حجب و حیا و یا بهتر بگوییم ترس و تشویش بیهوده امکان هر تلاش و تقلایی را از شخص سلب می کند و وی را به نوعی فلج روحی و جسمی دچار می سازد. کمرویی را نمی توان یک عارضه ی ساده ی روانی قلمداد کرد، زیرا از مجموعه ای از اختلالات و نابهنجاری هایی تشکیل می شود که گاهی ریشه و منشأ آن به دوران کودکی و تعلیم و تربیت غلط والدین و مربیان که هر گونه اعتماد به نفسی را در فرزند و شاگرد خود را از بین می برند، می رسد.

ساس و پایه ی مبارزه با کمرویی در شناخت نفس قرار دارد.

در واقع کمرویی را می توان نوعی بیماری روانی تلقی کرد که ابتدا در ضمیر باطن ریشه می دواند و مزمن می شود و سرانجام جسم را نیز از تحرك می اندازد. اگر کسی نتواند این عاضه ی روحی را از بین ببرد، هرگز از زندگی شاد و موفق و آمیخته با آرامش و اعتدال برخوردار نخواهد شد. توصیه ها و تمریناتی که ارائه می شود، تنها زمانی می توانند ارزشمند باشند که تصمیم خود را نسبت به تغییر روش زندگی خود اتخاذ کرده باشید و در کنار آن به این اعتقاد داشته باشید که امکان تغییر وجود دارد. درواقع تا زمانی که اعتقادی به تغییرپذیری نداشته باشیم، تصور تغییر یافتن محال است.

از آنجا که بسیاری از افراد جامعه به کمرویی دچارند، ر این مقاله تعریفی از کمرویی، علل، راههای درمان و بسیاری دیگر از مطالب درباره ی کمرویی آورده شده است.

کمرویی نوعی ترس یا اضطراب اجتماعی بوده که به واسطه آن زن یا مرد از مواجه شدن با افراد نا آشنا و ارتباطات اجتماعی گریزان است.

افراد کمرو در سطح فیزیولوژیک نشانه های زیر را گزارش داده اند: نبض تند می زند، قلب به شدت می تپد، فرد به میزان قابل توجهی عرق می ریزد و در معده حالت التهاب و دلشوره فرد را آرام نمی گذارد. کمرویی معمولاً با دستپاچگی همراه است. اصولاً افراد کمرو از خودآگاهی بالایی برخوردارند. آن ها معمولاً از حضور در جمع گریزانند حال آن که افراد دور و برشان آن ها را فیس و افاده ای می خوانند.

کمرویی در بین خردسالان نسبت به بزرگسالان رایج تر است . کمرویی به دو نوع عمومی و خصوصی تقسیم می شود که کمرویی خصوصی شدید تر از کمرویی عمومی است. با این وجود برای کمرویی راه های درمان زیادی وجود دارد که بعضی از آ ن ها عبارتند از:

1)تقویت خود پنداره مثبت 2)تربیت اجتماعی صحیح 3)هنر درمانی 4)فعالیت های اجتماعی و بازی های گروهی 5)تلاش برای رسیدن به هدف های عالی زندگی 6)مبارزه با ترس های مربوط به شرکت در فعالیت های اجتماعی 7) تقویت نیروی اراده از طریق ورزش 8)جلب توجه دیگران از طریق نشان دادن ارزش های انسانی خود 9)نیایش 10 )بهبود مهارت های مکالمه ای

تعریف کمرویی

کم رویی، نوعی ترس یا اضطراب اجتماعی بوده که بواسطه آن زن یا مرد از مواجه شدن با افراد نا آشنا و ارتباطات اجتماعی گریزان است. ریشه اصلی کم رویی می تواند در ترس یا اضطراب اجتماعی نهفته باشد. اضطراب یک پاسخ طبیعی در مقابل هر نوع تهدید یا فرآیند آگاه کننده و اخطاری به فرد در باره یک خطر یا موقعیت دشوار می باشد. اضطراب در حد متعادل آن برای بسیاری از اعمال و رفتارهای انسان و تلاش و حرکت و آمادگی برای مقابله با تهدیدها و خطرهای طبیعی و اجتماعی ضروری می باشد. اما زمانی که نگرانیهای فرد نسبت به مسایل مختلف فزونی می یابد، دچار اضطرابی می شود که در نتیجه اعتماد به نفس او کاهش می یابد، قدرت نگرش واقع بینانه و برقراری ارتباط متقابل با دیگران به حداقل می رسد و گریز از ارتباطات معمول اجتماعی و دل مشغولی های مفرط، شخصیت را فرا می گیرد.اضطراب اجتماعی، وقوع نوعی ارزیابی شخصی در موقعیتهای مختلف اجتماعی است.

به عبارت دیگر زنان و دخترانی که دچار اضطراب اجتماعی می باشند، از مواجهه با دیگران و از اینکه مورد داوری دیگران قرار گیرند، دچار ترس و واهمه هستند. زن یا دختر چنین احساس می کند که در هر موقعیت، شخص و یا اشخاصی هستند که به محض مواجه شدن با او شخصیت و اعمال و رفتارش را مورد بررسی و کنکاش قرار می دهند. بنابراین تا حد ممکن سعی دارد از مواجه شدن با دیگران دوری جوید.به عنوان نمونه سخن گفتن برای خانمهای کارمندی که در جلسات اداری شرکت می کنند و دچار کم رویی هستند، بسیار دشوار می باشد. البته ممکن است اکثر افراد در موقعیتهای اجتماعی خاص دچار اضطراب باشند اما افرادی که کم رو هستند و اضطراب اجتماعی بالایی دارند بیش از اندازه نگران هستند. بعضی افراد کم رویی را برای دختران و زنان امری عادی و حتی صفتی مقبول و مثبت تلقی می نمایند و چنین دختران کم رویی را دخترانی باحیا و باعفت می دانند و حتی آنان را مورد تمجید و تشویق قرار می دهند. در حالی که کم رویی پدیده ای غیر ارادی، ناخوشایند و نشانگر معلولیت اجتماعی است که برای هر دو جنس پسر و دختر امری نامطلوب و نابهنجار می باشد. باید توجه داشت که کم رویی یک پدیده پیچیده روانی- اجتماعی بوده و علت آن عمدتاً به روابط بین فردی و نحوه تربیت برمی گردد.(اینترنت،سبک زندگی،محمد نبی)

علایم جسمانی کمرویی

افراد کمرو در سطح فیزیولوژیک نشانه های زیر را گزارش داده اند: نبض تند می زند ، قلب به شدت می تپد ، فرد به میزان قابل توجهی عرق می ریزد و در معده حالت التهاب و دلشوره فرد را آرام نمی گذارد. جالب توجه است که همه ی ما این واکنش های جسمانی را با احساسی بسیار قوی تجربه کرده ایم ، حتی اگر در آن لحظه عصبانی ، هراسان ، تحریک شده یا خشنود باشیم. بدن ما در تمایز میان این احساسات ماهیتاً متفاوت کمک زیادی به ما نمی کند. اگر ما مجبور به اتکا بر نشانه های جسمانی بودیم هیچ گاه نمی دانستیم چه موقع بگوییم" بله " یا " خیر" ، آیا دوست باشیم یا بجنگیم. یکی از علایم جسمانی که افراد خجالتی نمی توانند پنهان کنند و بخشی از انگیختگی عمومی نیست، سرخ شدن است.

برای اکثر ما مواقعی پیش آمده است که از شرم سرخ شده ایم و یا احساس تپش قلب و دلشوره کرده ایم . افراد غیر کمرو این واکنش ها را به عنوان ناراحتی مختصر می پذیرند و به جوانب مثبت آنچه بعداً اتفاق می افتد می نگرند ، داشتن یک گفتگوی خوب با یک رهبر مذهبی – اجتماعی یا گرفتن نشانی صحیح از یک پلیس خارجی. اما افراد کمرو فکر خود را بر این نشانه های جسمانی متمرکز می کنند. در واقع گاهی اوقات حتی قبل از وارد شدن به موقعیتی که ممکن است در آنان احساس کمرویی ایجاد نماید ، دچار کمرویی می شوند.

آنان ابتدا علایم را تجربه می کنند و فقط به مصیبت می اندیشند: تصمیم می گیرند از ملاقات با رهبر مذهبی – اجتماعی یا شرکت در تور پاریس پرهیز کنند.

*دستپاچگی

معمولاً سرخ شدن با احساس دستپاچگی همراه می شود، احساس کوتاه مدت و شدید ناشی از دست دادن عزت نفس که همه ی ما گاهی بدان دچار می شویم. زمانی که به طور ناگهانی یک نورافکن عمومی برروی یک رخداد خصوصی زندگی ما پرتو می افکند مضطرب می شویم . گاهی اوقات وقتی کسی ، چیزی درباره ی ما به فرد دیگری ابراز می دارد این حالت پدید می آید. همچنین تحسین دور از انتظار معمولاً افراد باشرم و حیا را نیز دستپاچه می کند. در مواقع دیگر وقتی در حین انجام عملی مخفیانه مچ ما گرفته می شود دستپاچه می شویم. سرك کشیدن داخل یک ماشین پارك شده ، انگشت در بینی کردن ، مرتب کردن لباس شخصی . دیگر این که وقتی درمی یابیم دیگران عدم صلاحیت ما را دریافته و به زودی متوجه خواهند شد و آن را تأیید نخواهند کرد نیز دستپاچه می شویم.

این موارد شش روش حفظ ظاهر را شناسایی کرده است:

1– با حالتی دفاعی موضوع را عوض کنید : " چقدر دیگر طول می کشد؟ من قرار ملاقات دارم."

2 – در نحوه ی اجرای برنامه بهانه ای بیایید " نورچراغهای فلورسنت تمرکز فکر مرا برهم می زند."

3 – خصوصیات خوب دیگر را به نمایش در آورید : " تنیس ورزش مطلوب من نیست ،شطرنج بازی کنیم."

4 – کاری که نمی توانید انجام دهید را کنار بگذارید : " وقتی چنگال در دسترس است ،استفاده از چوب برای غذا خوردن وقت تلف کردن است ."

5 – نفی شکست:" هیچ کس دیگر هم نمی توانست او را راضی کند."

6 – تلاش برای کسب اطمینان : " امیدوارم شما را خیلی گیج نکرده باشم ، کرده ام ؟ "

احتمالاً افراد کمرو به دلیل پایین بودن سطح عزت نفس خود از روش های منحرف کننده ی حفظ ظاهر استفاده نمی کنند. برعکس از هر موقعیتی که به طور بالقوه موجب بروز دستپاچگی می شود دوری می جویند، و بدین ترتیب هرچه بیشتر خود را از سایرین منزوی نموده و به جای آن فکر خود را بر کمبودهای خویش متمرکز می سازند.

بعضی از افراد می گویند که حتی در تنهایی نیز احساس کمرویی می کنند. آنان هنگام تفکر درباره ی یک خطای گذشته ، سرخ شده و احساس دستپاچگی می کنند. یا به خاطر شرکت در یک برنامه ی اجتماعی قریب الوقوع گرفتار اضطراب می گردند. با هجوم افکار مربوط به گذشته و آینده ، کمرویی حتی در لحظات تنهایی نیز مزاحم ماست .

*خودآگاهی

کمرویی در عمل باعث می شود که فرد به خود کم بها دهد و از این رو فرد کمرو افکار ،احساسات و اعمال بسیاری را که به طور مرتب تهدید به ظاهر شدن می کنند را سرکوب می کند. افراد کمرو واقعآً در این دنیای درونی فکری زندگی می کنند. در حالی که سکوت فرد کمرو وی را در اجتماعی ساکن جلوه گر می سازد اما در درون وی در بزرگراههای افکارش با تصادم احساسات و راه بندانهای پرسر و صدای ایجاد شده توسط خواسته های سرکوب شده، جنجالی برپاست. مهمترین صفت مشخصه ی فرد کمرو ، خودآگاهی بیش از اندازه ی وی می باشد. خودآگاهی ، " در تماس دائم با شخص خود بودن " و خویشتن نگری در بسیاری از نظریات مربوط به شخصیت سالم نقش مرکزی داشته و در چندین روش درمان رایج ، ازاهداف کار به شمار می آیند. گرایش مشابهی به سوی خودکاوی و ارزیابی افکار و احساسات فرد ، هنگامی که به وسواس مبدل شود، علائم اختلال روانی را نشان می دهد. بیشتر اوقات افراد کمرو تا این حد جلو می روند.

بیش از 85 درصد کل افرادی که خود را کمرو می دانند می گویند که ذهنشان به شدت به خودشان مشغول است. این خودآگاهی دارای ابعاد عمومی و خصوصی می باشد.

*خودآگاهی عمومی

خودآگاهی عمومی در توجه به تأثیر خود بر دیگران انعکاس می یابد: " درباره ی من چه فکر می کنند؟" ، " چه تأثیری روی آنها می گذارم؟" ، آیا من را دوست دارند؟" ، چگونه می توانم از علاقه ی آنها اطمینان حاصل کنم ؟" اگر شما از نوع افرادی هستید که دارای خودآگاهی عمومی می باشند، می باید با صدای بلند به بیشتر این موضوعات پاسخ مثبت دهید:

اسلوبی که برای انجام کارها در پیش می گیرم برایم مهم هستند.

روش معرفی خودم به دیگران برایم مهم است.

درباره ی وضع ظاهری خودم حساسیت دارم.

معمولاً نگران به جای گذاردن یک تصور خوب از خودم هستم.

یکی از آخرین کارهایی که قبل از ترك خانه انجام می دهم، نگاه کردن در آینه است.

طرز تفکر دیگران درباره ی من برایم حائز اهمیت است.

معمولاً از وضعیت ظاهری خودم آگاهی دارم.

*خودآگاهی خصوصی

فکری است که به درون فرد متوجه شده است و نه فقط فرایند برگرداندن توجه فرد به درون خویش می باشد بلکه مضمون منفی تمرکز خودمحور گونه را در خود دارد : " من بی لیاقت هستم"، " من زشت هستم " ، " من بی ارزش هستم ". هر فکری ، برای تحقیق زیر یک میکروسکوپ قوی تحلیل گر بسیار مناسب است.

این تحلیل روانی با آنچه توسط زیگموند فروید انجام پذیرفته است قابل قیاس می باشد- با یک استثنا. فروید بر آن بود که منشأ آن افکار و خواسته ها را بیابد و بدون سردرگمی معنای آن را کشف کند. هدف این خودجویی آن بود که فرد را برای عمل کردن از قید آن حصار غیر منطقی رها سازد و به او کمک کند با هر دو نوع تکانه های نرم و خشن بیشتر همراه گردد. اگر شما در زمره ی افراد دارای خودآگاهی خصوصی می باشید ، به تمامی یا اکثر موضوعات زیر پاسخ مثبت خواهید داد:

همیشه سعی می کنم خودم را ارزیابی کنم.

به طور کلی ، نسبت به خودم خیلی آگاه هستم.

درباره ی خودم خیلی فکر می کنم .

معمولاً موضوع رؤیاهای خودم هستم .

همیشه مشغول موشکافی خودم هستم.

عموماً به احساسات درونی خودم توجه می کنم.

دائماٌ انگیزه های خودم را بررسی می کنم .

گاهی اوقات این احساس را دارم که درمشاهده ی خودم اشتباهی وجود دارد.

نسبت به تغییراتی که در حالاتم پدید می آید هشیار هستم.

وقتی مشغول کارکردن بر روی مشکلی هستم ، از روش تفکرم آگاهی دارم .

این تمایز میان دو نوع خودآگاهی می تواند تا کمرویی ادامه یابد . تحقیقات پل پیلکونیس دو گروه کلی از افراد کمرو را معرفی کرده است: کسانی که در حضور جمع کمرو هستند وکسانی که در خلوت خویش کمرو هستند. گروه اول بیشتر نگران هستند که مبادا رفتار بدی داشته باشند ، اما گروه دیگر نگران احساسات بد خود هستند.

اضطراب افرادی که از نظر عمومی کمرو هستند بیشتر از رفتار ناشیانه و عدم موفقیت در پاسخگویی مناسب به موقعیت های مختلف اجتماعی سرچشمه می گیرد. نگرانی آنان نسبت به عملکرد نامناسب احتمالی خویش از طریق اخذ نمرات بالا در مقیاس خودآگاهی عمومی نشان داده شده است. برای افرادی که در خلوت خویش کمرو هستند، آنچه فرد انجام می دهد نسبت به احساسات ذهنی حاکی از ترس و ناراحتی از آشکارشدن کمبودهایشان در مرتبه ی دوم قرار دارد. همان طور که انتظار می رفت ، این اعضای باشگاه خصوصی در مقیاس کلی خودآگاهی مانند مقیاس خودآگاهی خصوصی ، نمره ی بالایی کسب کرده اند. ( (اینترنت،تبیان، 1382

کمرویی در بین مردم

* بزرگ یا خردسال

کمرویی در میان دانش آموزان خردسال شایعتر از بزرگ سالان است. بسیاری از بزرگ سالانی که خود کمرو نیستند با برنامه ریزی بر کمرویی دوران کودکی خود غلبه کرده اند، اما کمرویی در میان بخش قابل ملاحظه ای از جمعیت بزرگ سالان ادامه دارد .

* دختر یا پسر

برخی شواهد تحریک آمیز نشان می دهد که در دوران نوجوانی کمرویی بیشتر در میان دختران پدید می آید تا پسران. شاید دلیل این امر آن باشد که نیاز به محبوب بودن در مدرسه و از نظر جسمانی جذاب بودن بگونه ای جا افتاده است که فشار بیشتری بر دختران

وارد می شود تا پسران .

* زنان یا مردان

تحقیقات هیچ «. تعداد زنان کمرو بیشتر از مردان است » آیا این موضوع درست است که تفاوت معناداری از نظر شیوع کمرویی در میان زنان یا مردان نشان نمی دهد. این یکی از تعلیم های کاذب است که حتما بر پایه ملاحظاتی همچون قاطعتر بودن پرخاشگر بودن و قابل رویت بودن در روابط اجتماعی پدید امده است .

چرا کمرویی شخص را از پیشرفت باز می دارد؟

این نکته را باید بدانیم که صورت ظاهر را باید در محیط کار حفظ کنیم و لباسی که به تن می کنیم از هر حیث باید با موقعیت و محیط کارگاه تناسب داشته باشد. خستگی را با تمرین های مخصوص از جان و تن زدوده و با قیافه ای بشاش و شادمان سر کار حاضر شده باشیم. پیکری خسته در لباسی تنگ، آزادی عمل و آرامش روح را از ما سلب می کند.

این اصل ساده را باید مورد توجه قرار داد. زیرا برخورد روز اول هم برای فرد و هم برای روسا و همکاران از اهمیت فراوانی برخوردار می باشد و ساختار روحی شخص را برای سازگاری در محیط سازمان می دهد.

پس از آن که فرد در محیط کار جا افتاد، مهم ترین وظیفه ای که پیش رو دارد این است که کاری را که به فرد محول کرده اند ، کوچک نشمارد و به خصوص مسائل جنبی و پیش پا افتاده را که در برخورد تا همکارانش پیش می آید بیش از حد بزرگ نکند که این وقایع ساده و روزمره به سرعت از خاطر فراموش خواهند شد، ولی در صورتی که فرد به جزئیات بپردازد و موقعیت خود را از یاد ببرد، مشکلات و گرفتاری های زیادی برای خود ایجاد خواهد کرد.

فرد به جای این که با همکاران و سرپرستان خود طریق خصومت و جنگ و جدال را در پیش گیرد ، باید با آنها در مسالمت در آید و طوری رفتار کند که تجربیات و آموخته هایشان را با خلوص نیت در اختیار او قرار دهند تا هم بر معلومات خود بیفزایند و هم با جلب محبت ایشان برای خود دوستانی فراهم سازد.

اغلب اوقات کمرویی و حجب و حیا باعث می شود تا شخص از اجتماعات و گروه هایی که معمولاً در کارگاه ها دور هم جمع می شوند، دوری کند. حال آنکه خود او خبر ندارد که این مردم گریزی موجب تعبیرات مختلفی می شود و در پشت سر او را متکبر و پر فیس و افاده می خوانند که از دماغ فیل افتاده و حاضر نیست با کسی هم کلام شود. آدم کمرو همیشه تنها می ماند چون خجالت می کشد سر صحبت را با کسی باز کند و همین امر فاصله او وهمکارانش را بیشتر می کند. وای به وقتی که به سراغ یکی از آنها برود و کمکی بخواهد که در آن موقع است که چوب کمرویی خود را می خورد و نه تنها هیچ دستی به سوی او دراز نمی شود و هیچکس به یاریش نمی شتابد ، بلکه همه سعی می کنند به نحوی چوب لای چرخش بگذارند و از نظر مالی از هر کمکی به مضایقه کنند.

اگر وارد محیطی شده اید که همکاران بیشتر هم سن و سال خودتان هستند و آنها هم کارآموز و مبتدی می باشند، در این صورت بهتر خواهید توانست با آنها ارتباط لازم را برقرار کنید و خودمانی شوید. ولی اگر از آنها بزرگتر بودید ، این امر محتملاً به صورت مانع و رادعی در ایجاد رابطه در می « دلسوز » آید ولی یقیناً کسی را در آنجا پیدا خواهید کرد که در این گونه مواقع نقش شخص و آدم خوش استقبال را بازی می کند و به سراغتان بیاید و در صورت لزوم از هیچ کمکی کوتاهی نکند و شما را با محیط آشنا سازد.

به جای این که از همان روز های نخست گوشه ای می روید و به قول خودتان سرگرم کارتان می شوید و کاری به کار کسی ندارید، بهتر است که ضمن پرداختن به وظیفه ای که به شما محول کرده اند ، از دوست پیدا کردن و آشنا شدن با دیگران غافل نشوید که هم از تنهایی بیرون می آیید و هم با محیط کار و همکارانتان آشنا می شوید.

با به کارگیری این روش، به سرعت با محیط کار خود اخت خواهید شد و این طرز رفتار که نشانه تکامل شخصیت و سازگاری خلق و خوی شماست، باعث می شود که دیگران برای شما احترام خاصی قائل شوند. این را بدانید که کار کردن در محیطی که سرشار از صمیمیت و دوستی است، نشاط خاصی به همراه می آورد، به طوری که کمتر متوجه خستگی ناشی از کار روزانه می شویم و حتی بعد از چند ساعت کار و فعالیت، چون دچار تنش و اضطراب و تشویش نبوده ایم، از لحاظ روحی نیز آرام خواهیم بود.

ارتباط با افراد مافوق و رؤسا و سرپرستان برای کارآموزان و خلاصه برای کسانی که تازه وارد کارگاه یا مؤسسه ای شده اند، از اهمیت خاصی برخوردار می شود. اینان در بدو امر رفتاری باید در پیش گیرند که برخورد نامطلوبی با رئیس مسئول پیدا نکنند و به همان گونه که سعی می کنند رفتار معقول و شایسته ای با همکاران خود داشته باشند، این را نیز باید سرلوحه ی کار خود قرار دهند که از ایجاد تشنج در محیط کار خود بپرهیزند و این را مد نظر داشته باشند که از همان لحظه ای که بتوانند با همکاران خود رابطه ی مطلوب و مثبتی ایجاد نمایند، بی گمان قدم اول را در راه برقراری مناسبات حسنه با رؤسای خود برداشته اند و این را نیز بدانند که:

در این صورت هرگز تنها و منزوی نخواهند ماند و دوستان و حامیان فراوانی پیدا خواهند

کرد و اگر با رئیسی زورگو و سخت گیر رو به رو شدند، احساس تنهایی نخواهند کرد و به عبارت بهتر رئیس و مافوق روی شخصیت آنها حساب خواهد کرد.

به این کارآموزان پستهای تقریباً مشابهی واگذار می شود و همگی در کارگاه برای یک هدف مشترك کار می کنند و همین موقعیت باید دلگرمی و اعتماد بیشتری به آنها ببخشد.

پس با توجه به دلایل فوق هرگز نباید از کار کردن در محیط های ناآشنا و نامأنوس هراسی به دل راه دهیم و غریب وار در گوشه ای کز کنیم و به گونه ای رفتار کنیم که هیچ کس به قدر و ارزش و لیاقت و شایستگی ما پی نبرد. و تمام این ها به خاطر کژرفتاری خود ما خواهد بود که به علت کمرویی . حجب و حیای بی اندازه جرأت تماس و ارتباط با دیگران را از دست می دهیم و همین ما را از پیشرفت باز می دارد.

اگر احیاناً مشکلی برایتان پیش آمد و خود نتوانستید آن را مرتفع سازید، از آن برای خویش کوهی نسازید و آن را در دل خود نگه دارید، بلکه با افراد دلسوز و مجرب که خوشبختانه در هر محفل و مجمعی حضور دارند و آماده اند تا به کمک دیگران بشتابند، موضوع را در میان بگذارید تا راه حل درست و معقولانه ای را نشان دهند. با این کار خویش دست کم اضطراب خود را کاهش خواهید داد و متوجه خواهید شد که موضوع آن قدر ها هم که فکر می کرده اید، بزرگ و درخور توجه نبوده است.

پس اگر در زمینه کار با مشکلی برخورد کردید، مثلاً وظیفه ای را که برایتان تعیین کرده اند،به درستی متوجه نشدید، به سرسری از آن نگذرید. اگر موضوع فرعی و ساده باشد، می توانید از همکاران سؤال کنید. همان طور که متذکر شدیم، هستند کسانی که با طیب خاطر جوابتان را خواهند داد و یاریتان خواهند کرد. ولی اگر موضوع مهمی در کار بود، بهتر آن است که خجالت را کنار بگذارید و به غفلت از آن نگذرید و بدون لحظه ای درنگ به سراغ سرپرست یا رئیس و مسئولی که آن وظیفه را از شما خواسته بروید و جریان را با او مطرح کنید و از وی راهنمایی بخواهید. این را در نظر داشته باشید که اگر سؤالی نکنید و اشتباهی مرتکب شوید، سرپرست مزبور این را تحمل نخواهد کرد و نقطه ی سیاهی در پرونده ی شغلیتان ثبت خواهد شد. هیچ کس از یک کارآموز مبتدی انتظار ندارد که همه ی کار هایش را تمیز و بی عیب و نقص انجام دهد، مشروط به آنکه در آن مورد توضیح خواسته و جای ایراد و اعتراض باقی نگذاشته باشد.

در پایان بد نیست این را بدانید که علی القاعده، انجام وظیفه و یا پرداختن به حرفه و شغلی مناسب، توجیه و تأییدی است که شخص از خود به عمل می آورد و با کسب درآمد مالی به استقلال فردی و اقتصادی نایل می شود . جامعه او را عضوی بالغ و عاقل وکامل می شمارد واینها همه باعث می شود تا به شخصیت اجتماعی و معنوی برسد.(شارتیه- برانیه ،مترجم( هوشیار- رزم آزما ، 1369

درمان کمرویی

پیش از این اشاره شد که کمرویی یک پدیده ی پیچیده و مرکب ذهنی – روانی و روانیاجتماعی است که به دلایل عدیده در طول دوران رشد به تدریج پدیدار می شود. لذا دربحث درمان نیز باید اذعان داشت که برای کمرویی، یک درمان فوری وجود ندارد.

کمرویی با دارو برطرف نمی شود و اقدامات پزشکی و استفاده از داروهای آرام بخش وتقویت کننده ها (مولتی ویتامین ها) تأثیر مستقیمی بر کمرویی فرد ندارد. کمرویی اساساً رفتاری است اکتسابی و آموخته شده، و برای درمان و برطرف کردن آن باید یاد زدایی صورت گیرد و رفتار تازه و مطلوب اجتماعی در فرد فراگیر شود.

اساس درمان کمرویی تغییر در حوزه ی شناختی (شناخت درمانی) و تحول در رویه ی زندگی و حیات اجتماعی فرد است، تغییر در شیوه ی تفکر، یافتن نگرش تازه نسبت به خود و محیط اطراف، برخورداری از قدرت انجام واکنش های نو در برابر اطرافیان و تعامل بین فردی، تغییر در باورها و نظام ارزش هایی که کمرویی را تقویت می کند و سرانجام دستیابی به کانون اصلی اضطراب، کاهش اضطراب در فرد کمرو، تقویت انگیزه و افزایش مهارت های اجتماعی و توانایی های تحصیلی، شغلی و حرفه ای، اصلی ترین روش درمان کمرویی است.

در اینجا سعی می شود که به مؤثرترین روش های کاربردی درمان کمرویی اشاره شود.

*تقویت خودپنداری مثبت و خودباوری دوباره

از مهمترین روش های درمان کمرویی،توجه دادن فرد کمرو به قدرت تفکر، نحوه ی نگرش و بازخورد وی نسبت به پدیده های مختلف و ایجاد آمادگی لازم درونی برای ایجاد تغییرات مثبت در حوزه ی شناختی اش است. هرگونه تغییر در نگرش ها و بازخوردهای فرد کمرو نسبت به خود و محیط اطراف، مقدمه ی لازمی برای خود پنداری و تغییر رفتار خواهد بود.

کمرویی یک رفتار نامطلوب است. هر رفتاری قابل تغییر است، اما باید توجه داشت که هر روشی، توسط هر کسی و در هر شرایطی ممکن است مؤثر واقع نمی شود.

*خانواده و تربیت اجتماعی

توجه خاص اولیاء و مربیان به مبانی تربیت اجتماعی و تقویت مهارت های ارتباطی، از اساسی ترین مسائل در پیشگیری و درمان کمرویی کودکان و نوجوانان است. همه ی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان باید به نقش فردی، وظیفه ی خانوادگی و رسالت اجتماعی خویش در موقعیت های مختلف کاملاً واقف و در ایفای مسئولیت ها پیشگام باشند.

در تربیت اجتماعی و پرورش مهارت های ارتباطی کودکان و نوجوانان، پیشگیری از معلولیت اجتماعی ایشان و درمان کمرویی،بیشترین مسئولیت ها بر عهده الگوهای رفتاری بزرگسال است. بنابراین پدران و مادران و نزدیکان کودکان و نوجوانان، به مثابه محبوبترین و مؤثرترین الگوهای رفتاری در تعلیم و تقویت مهارت های اجتماعی و یا پدیدآیی کمرویی در ایشان به طور جدی سهیم هستند؛ چرا که بچه ها به طور مستقیم و غیرمستقیم از الگوهای رفتاری بزرگسال در موقعیت های مختلف خانوادگی و نقش آفرینی های اجتماعی یاد می گیرند و با ایشان همانندسازی می کنند.

لذا تردیدی نیست که در درمان کمرویی نوجوانان ، قبل از همه و بیشتر از اطرافیان و درمانگران، مسئولیت اصلی بر عهده ی  مطمئن شود که خودش از آدم های کمرو به شمار نمی آید و از کفایت های اجتماعی ومهارت های مؤثر ارتباطی برخوردار است. اجتناب از غالب ساختن تکروی، عصبانیت ،پرخاشگری و دیکتاتور منشی در کانون خانواده، این ارزشمندترین حلقه ی زنجیره ی

اجتماع انسان ها، و تلاش در غنی کردن پیوندهای عاطفی، کلامی و ارتباطی میان اعضای خانواده و تقویت رغبت ها و انگیزه های معاشرت اجتماعی در بین کودکان خواهد بود، بلکه اصلی ترین گام در جهت درمان کمرویی و مؤثرترین روش پیشگیری از اختلالات رایج عاطفی و رفتاری آنان نیز همین است.

کمرویی با دارو برطرف نمی شود و اقدامات پزشکی و استفاده از داروهای آرام بخش وتقویت کننده ها تأثیر مستقیمی بر کمرویی فرد ندارد. کمرویی اساساً رفتاری است اکتسابی وآموخته شده، و برای درمان و برطرف کردن آن باید یاد زدایی صورت گیرد و رفتار تازه ومطلوب اجتماعی در فرد فراگیر شود.

بر همه ی پدران و مادران، به خصوص کسانی که فرزند کمرویی در خانه دارند فرض است که به رغم همه ی اشتغالات فکری و شغلی، کوشش کنند که در شبانه روز، ساعت و ساعاتی راصرفاً به گفت و گوهای صمیمی با کودکان و نوجوانان گوش جان سپردن به سخنان زیبا و دوست داشتنی ایشان اختصاص دهند. باید مواظب بود که مبادا تنوع برنامه های تلویزیونی و گذراندن اوقات فراغت در خانه به صورت کاملاً انفعالی وایستا، زمینه ساز کمرویی ها و کژروی ها در کودکان و نوجوانانی که تشنه ی کلام شیرین و نگاه های محبت آمیز اولیای خود هستند، نشود. (درصد قابل توجهی از کوکان و نوجوانانی که دچار مشکلات گوناگون عاطفی و اختلالات رفتاری نظیر: کمرویی، حساسیت فوق العاده، گوشه گیری، لجبازی و پرخاشگری می باشند، متعلق به خانواده هایی هستند که به دلایل مختلف، به خصوص عادت به تماشای برنامه های تلویزیونی، ویدئویی و استفاده از برنامه های ماهواره ای، فرصت برقراری ارتباط کلامی و عاطفی با یکدیگر را ندارند و بعضاً میانگین زمان گفت و گوهای والدین با فرزندانشان به یک دقیقه در شبانه روز هم نمی رسد!)

توجه ویژه به فرزندان خانواده و تکریم شخصیت ایشان در گفت و شنودها، اظهار نظرها و تصمیم گیری های خانوادگی بسیار حائز اهمیت است. خانواده هایی که از نعمت وجودی فقط یک فرزند برخوردارند نیز باید توجه داشته باشند که فرزند ایشان علاوه بر این که نیازدارد با اولیای خود مصاحبت دلنشینی داشته باشد، لازم است از معاشرت و مصاحبت با کودکان و نوجوانان همسال خود نیز برخوردار شود و بر تجارب خوشایند اجتماعی خویش بیفزاید.

مسلماً فراهم کردن چنین تجارب ارزشمندی با نظارت، هدایت و حمایت روانی والدین فوق العاده مؤثر و مفید است و در تربیت اجتماعی این قبیل کودکان و درمان کمرویی احتمالی ایشان کاملاً مؤثر و مفید خواهد بود.

*هنر درمانی

مشاهده ی بعضی از برنامه های نمایشی (برنامه های سینمایی و تلویزیونی، تئاتر، نمایش عروسکی و ...) که در آن کودك یا نوجوان کمرو نقش اصلی را عهده دار است و با تغییر نگرش، برانگیختگی روانی و تقویت اراده و خودباروی، به تدریج در گروه ها و عرصه های مختلف اجتماعی مشارکتی فعال پیدا می کند و بعضاً رهبری گروه را نیز عهده دار می شود، می تواند در ذهن کودکان تماشاگر کمرو بسیار مؤثر واقع شود و در درمان کمرویی شان مفید باشد؛ چرا که کودکان کمرو با قهرمان نمایش همانند سازی می کنند و تلاش می کنند که مثل او باشند.

همچنین تشویق کودك یا نوجوان کمرو برای شرکت در برنامه های نمایشی (در مراکز پیش دبستانی و مدارس) و ایفای نقش های مؤثر به گونه ای که فشار روانی چندانی متوجه او نباشد، روش مناسبی برای کاهش اضطراب اجتماعی و ( درمان کمرویی خواهد بود.(نما متن،رضائیان، 1383

*فعالیت های اجتماعی و بازی های گروهی

ترغیب کودکان و نوجوانان کمرو برای مشارکت در فعالیت های مختلف دسته جمعی و بازی های گروهی می تواند تأثیر بسیار زیادی در کاهش اضطراب و افزایش مهارت اجتماعی ایشان داشته باشد. واضح است که ترغیب و تشویق کودکان کمرو برای شرکت فعال در برنامه های گروهی نظیر: تهیه ی کاردستی مشترك، آماده کردن پوستر یا روزنامه ی دیواری، مطالعه و مسابقه ی علمی، قصه گویی و داستان سرایی، اجرای برنامه ی نمایشی، شرکت در گروه سرود، ورزش ها و بازی های چند نفره، فعالیت های عمرانی، فرهنگی و بسیجی و ... توجه به نقطه ی قوت و ویژگی مثبت و قابل تأیید و تشویق کودك و سوق دادن وی به طرف فعالیت های جمعی، به خصوص در مراحل اول در جمع های آشنا و صمیمی و بعضاً کم سن و سال تر از طریق همان نقطه ی مثبت و قابل عرضه ی وی صورت می گیرد. به نحوی که کودك یا نوجوان قادر می شود در اولین تجارب گروهی خود از ویژگی مثبت و مهارت برتر خود بهره بگیرد و با تأثیر توفیق نسبی در گروه و جلب تأیید ایشان، احساس خودپنداری و خود ارزشمندی اش تقویت گردد.

صحبت کردن، شعر خواندن، خاطره گفتن و نقل مطالب کتاب دلخواه، تعریف موضوع و محتوای یک فیلم سینمایی، اظهار نظر درباره ی مسائل خانوادگی و اجتماعی، قصه گویی و داستان سرایی، توضیح یک مسئله و یا تدریس یک موضوع درسی مورد علاقه توسط نوجوان یا بزرگسال کمرو به مخاطبان مختلف، به ترتیب اهمیت و اقتدار ایشان از نظر فرد کمرو، از مخاطبان خردسال آشنا و صمیمی نظیر خواهرزاده ها، برادرزاده ها و فرزندان کوچک خانه و بستگان گرفته تا مخاطبان خردسال آشنا، اما غیرصمیمی و غیر فامیل؛ از مخاطبین خردسال غریبه تا مخاطبان همسال آشنا و صمیمی؛ از مخاطبین همسال آشنا، اما غیرصمیمی تا مخاطبان همسال غریبه؛ از مخاطبین بزرگسال آشنا و صمیمی تا مخاطبان بزرگسال آشنا، اما غیر فامیل و غیر صمیمی؛ و سرانجام از مخاطبین بزرگسال مقتدر و متنفذ، اما غیر نقاد گرفته تا مخاطبان مقتدر، متنفذ و نقاد و برقراری و حفظ ارتباط بصری طبیعی با ایشان، با چهره ای گشاده و متبسم، صدایی محکم و مطمئن، با آرامش روان، اطمینان خاطر، اعتماد به نفس کامل و احساس خود ارزشمندی؛ مؤثرترین روش اصولی و تدریجی اضطراب زدایی و ( افزایش مهارت اجتماعی و درمان کمرویی است. (اینترنت، سایت روز، 1388

*تلاش برای رسیدن به هدف های عالی در زندگی:

احساس پوچی، یاس و ناکامی که در اثر تلاش های بی هدف و یا تمرکز برخواست های فردی حاصل می شود، علاوه بر بروز مشکلات شخصیتی، ممکن است عامل تهدید کننده ای برای سلامتی جسم و روان فرد محسوب شود. برای غلبه براین حالت باید تلاش های خود را بر تحقق هدف های عالی انسانی متمرکز نمود، چون حصول موفقیت در این زمینه منوط به وصول هدف نیست و تلاش های منجر به شکست در این حیطه نه تنها موجب دلسردی و ناامیدی نمی شود بلکه دستیابی به فضایل و ارزش های معنوی و تعالی شخصیت، بهترین پاداش و موفقیتی است که دراین رهگذر عاید فرد می شود. هدف های زندگی نشانه ای از انعکاس ذهنی و خواسته های روانی فرد است. برای اعتلای خویشتن، باید این هدف ها را از چندین جنبه مثل(علمی یا ناممکن بودن، مثبت یا مخرب بودن، مفید یا غیرمفید بودن به حال خود و جامعه) مورد ارزیابی قرار داد. سرانجام باید امکان دستیابی به هدف های برتر و عالی تری را که متناسب با توانایی های بالقوه ما باشد بررسی کنیم و به طور کلی به آینده زندگی خود امیدوار و خوشبین باشیم.

*مبارزه با ترس های مربوط به شرکت درفعالیت های اجتماعی:

آن چه که فرد را ازاوج حقارت و نامردی به اوج شهرت و اعتبار می ساند و به او قدرت و منزلت می بخشد، استعداد و ظرفیت درونی و شهامت است و بالعکس آن چه که او را با مذلت و شکست و ناکامی رو به رو می سازد ضعف نفس و فقدان شجاعت است. ترس از شرکت در فعالیت های اجتماعی، عامل مهمی برای بروز ناراحتی های روانی در فرد محسوب می شود و عدم مبارزه با آن ها تنها موجب تحکیم و تقویت آن می گردد. گریز از این گونه ترس ها مشخص کننده تاثیر بسیار زیاد آن بروی روحیه فرد است. یکی از معتقد است که هر کار مهمی را که قبلا « ویرجیل تامسون » دانشمندان علوم رفتاری به نام انجام نداده اید باید سه بار انجام دهید، بار اول برای غلبه بر ترس، بار دوم برای اطلاع از چگونگی انجام آن کار و بارسوم برای این که بدانید اصولا به انجام آن علاقه مند هستید یا نه. بنابراین، سعی کنید برهیجاناتی که در اثر روابط اجتماعی به شما دست می دهد، غلبه کنید و دلایل بروز آن ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید و ترس و قدرت های بدون دلیل که احساسات و عواطف شما را زایل ساخته است کنار بگذارید و یا در جهت رفع تدریجی آن ها بکوشید

*تقویت نیروی اراده از طریق ورزش:

ورزش کردن می تواند برای بازیابی اعتماد به نفس و تقویت نیروی اراده فرد انرژی تازه ای ایجاد کند. انجام حرکات نرمش پس از بیداری از خواب، راهپیمایی در طول روز و حتی پرداختن به ورزش های رزمی باعث زدون افکار نامطلوب از ذهن افراد کمرو می شود. روی آوردن به ورزش های گروهی نیز برای بالا بردن روحیه و تقویت نیروی اراده و یافتن جرات برای حضور در فعالیت های اجتماعی مفید واقع می شود.

*جلب توجه دیگران از طریق نشان دادن ارزش های انسانی خود:

به احساسات و عواطف ناخوشایند دوران گذشته و نقص هایی که اثرات عمیق بر ذهن شما باقی گذاشته است کمتر فکر کنید. در صورتی که با نوعی از عارضه های جسمانی رو به رو هستید سعی نکنید که آن را بیش از آن چه که هست مهم جلوه دهید در روابط خود با دیگران در این وحشت به سر نبرید که مبادا به علت ضعف هایتان مورد بی اعتنایی و نکوهش و تحقیر واقع شوید. به خاطر داشته باشید که آن چه در یک فرد، علاقه و توجه سایرین را جلب می کند شخصیت انسانی او و ارزش خدماتی است که می تواند به جامعه و سازمان های آن عرضه کند. چیزی که حسن تحسین و احترام دیگران نسبت به شخص را می انگیزد زیبایی و برازندگی اندام و قیافه ظاهر نیست بلکه میزان سودمندی و آثار وجودی او در جامعه است. فردی که به سبب نقص یا ضعف عضوی از بدن احساس شرم و خجالت می کند باید علایق و توانایی های خود را در زمینه هایی به کار گیرد که ارزش های مثبت، خلاقیت ها و موفقیت های او را به معرض دید دیگران بگذارد. این گونه افراد باید ناتوانی جسمی خود را در پرتو شناخت و اعتقاد به قدرت ها و شایستگی های درونی خویش به فراموشی بسپارند و حس کنند که حقیقتا احترام و اعتماد دیگران را نسبت به ارزش های واقعی خود جلب نموده اند. افکار روی ذهن، جسم و احساسات تاثیر می گذارند. افکار مثبت مانند خوشی، خوشبختی، خدمت، محبت، احساس موفقیت، پیروزی و ارزشمند بودن اثرات مطلوبی مثل دلگرمی، رفاه، راحتی، انرژی و عشق برجای می گذارد. اما افکار منفی نظیر احساس بی ارزشی، رنجش و ترس، نتایج نامطلوبی نظیراضطراب، عناد، خشم، کینه، خستگی و از این قبیل ایجاد می کنند، تحلیل هایی که فرد در درون خود به منظور تصفیه و حذف افکار منفی و جایگزین کردن افکار مثبت می کند، اثرات بسیار سازنده ای در افزایش انگیزه پیشرفت، رشد اعتماد به نفس، احساس مسئولیت و بروز خلاقیت ها در فرد باقی می گذارد. برای رفع مشکلات معمولی، روش های خودکاوی از اتکا به نصایح و توصیه های دیگران کارسازتر است اما گاه شدت افکار منفی آزار دهنده ای که به تحقیرها و سرزنش های دیگران مربوط می شود به حدی است که فرد گرفتار بحران های عصبی و روانی می شود. در مواقعی دیگران را به باد تحقیر یا تهمت و ناسزا می گیرد و سرانجام در اوج بحران ممکن است دست به خود کشی بزند. در چنین مواقعی، مراجعه به یک روانشناس یا روانپزشک حاذق و پیروی از توصیه های درمانی او مفید است. توجه کنید که:

- توانایی های خود را بشناسید.

- هدف های قابل دسترس و کوچک انتخاب کنید.

- به طور مستقلانه برای تصمیم گیری تلاش کنید.

- در فعالیت گروهی و اجتماعی حتما شرکت کنید و سعی کنید نقشی هر چند کوچک داشته باشید.

- درك های منفی از خود را تعیین و آن ها را محدود کنید.

- لیستی تهیه کنید و برای هر نگرش منفی خود یک نگرش مثبت بنویسید.

- احساسات و برداشت های خوشایند از خود را در ذهن تان مرور کنید.(مثلا به اندازه کافی سلامتی دارم، به اندازه کافی زیبایی دارم، به اندازه کافی توانایی دارم و....)

- به آرایش ظاهر روزانه خود اهمیت دهید. مرتب بودن باعث ایجاد احساسات مثبت درباره خود می شود.

- در مقابل انتقاد دیگران اصلا نگران نشوید بلکه در کمال آرامش و با تبسم، باز خورد بجا نشان دهید.

- توانایی ها و مهارت های خود را شناسایی کنید و برای آن ارزش قائل شوید.

- بدون هیچ تشویقی اشتباهات خود را بررسی و سپس بازسازی و جبران کنید.

- در ارتباطات، احساسات مثبت خود را بروز دهید و دیگران را دوست بدارید و تا حد توان خود به آن ها کمک کنید. این مسأله در افزایش اعتماد به نفس موثر است.

- در موقعیت های جدید و بحرانی و یا آشفته با آن کنار بیایید و بپذیرید و سعی در رفع آن کنید.

- اعتماد به نفس آموختنی است. همان طور که یک فرد کم رو به جهت یک سری عوامل محیطی، تربیتی دچار عدم اعتماد به نفس شده مسلما به وسیله عوامل و نکات مثبت ذکر شده و عمل به آن به مرور زمان ( اعتماد به نفس خواهد یافت. (اینترنت،تبیان استان اردبیل، 1389

*- بهبود مهارت های مکالمه ای

خوشبختانه می توان مهارت های مکالمه ای را یاد گرفت . بهبود بخشید. اگر افرادی که در برقراری گفت و گو مشکل دارند اغلب شکایت می کنند که چیزی برای گفتن پیدا نمی کنند.

این مشکل سه راه حل دارد: اول داشتن انتظارات واقع بینانه مهم است. افرادی که زیاد حرف می زنند معمولاً یاد گرفته اند بسیاری از عقاید و افکار خود را قبل از بیان کردن سانسور نکنند. آنها همچنین یاد گرفته اند انتظارات خود را مورد انجام مکالمات معنی دار کاهش دهند و به صحبت های کوتاه رضایت دهند. هدف از صحبت کوتاه این است که دیگران متوجه شوند شما به آنها علاقه مند هستید. وقتی برای اولین بار شخصی را می بینید لازم نیست برای اینکه علاقه خود را برای مکالمه به او نشان دهید به مدت طولانی صحبت کنید.رابطه ی عمیق و معنی دار بعداً ایجاد خواهد شد.

راه حل دوم برای بهبود بخشیدن مهارت های مکالمه ای خود، آشنایی با ویژگی های مکالمه مطلوب است. یک ارتباط بین فردی خوب مرکب از دو جزء (مؤلفه) است: کیفیت ارتباط و عمق و ارزش ارتباط. کیفیت ارتباط به صورت صحبت کردن به شیوه ای که بیانگر احساس آرامش، توجه، غیر رسمی بودن، پذیرش، درك و فهم و علاقه باشد، تعریف می شود. افرادی که ارتباطشان با دیگران از کیفیتی بالا برخوردار است می دانند که چه موقع سکوت را بشکنند و بدین ترتیب به طرف مقابل خود بفهمانند که درکت می کنم. منظور از عمق و ارزش ارتباط، ارتباطی است که شخصی، عمبق، دقیق و ارزشمند است. یکی از راههایی که باعث می شود دیگران حس کنند مکالمه شان برای شما عمیق و با ارزش است، نشان دادن توجه خالصانه و صادقانه به چیز هایی است که برای او مبهم و معنی دار است.

راه حل سوم برای افرادی که در انجام گفت و گو مشکل دارند، تمرین حرف زدن با دیگران است. در زیر راههایی در مورد تمرین مهارت حرف زدن ارائه می شود:

- استفاده از تلفن: به کتابخانه عمومی تلفن بزنید و از مسئول کتابخانه اطلاعاتی به دست آورید، به سالن های تئاتر زنگ بزنید و زمان نمایش ها را بپرسید. ببینید آیا می توانید تلفنی کسی را بخندانید؟ با یک برنامه ی رادیویی تماس بگیرید و نظر خود را بیان کنید و به واکنش گوینده توجه نمایید.

- سلام گفتن: به افرادی که در سر کار یا مدرسه می بینید سلام کنید یا صبح بخیر بگویید، به افرادی که از خیابان می گذرند لبخند بزنید و سلام بگویید و به واکنش های آنها توجه کنید.

- سؤال کردن: در مورد وسایل افراد از قبیل: کفش، رادیو دستی، دوچرخه، ماشین سؤالاتی بپرسید. آماده آموختن چیزهای تازه باشید، افراد دوست دارند درباره ی فعالیت ها و تفریحات خود صحبت کنند.

- در میان گذاشتن تجارب مشترك: ببینید با کسی که می خواهید ملاقات کنید در چه مواردی مشترك هستید و در آن مورد صحبت کنید. می توانید درباره آب و هوا یا طولانی و شلوغ بودن صف اتوبوس صحبت کنید.

- خواندن، پرسیدن و گفتن: سعی کنید روزنامه، نقد فیلم ها و کتاب های جدید را بخوانید.

در مورد مسائل سیاسی جهان و رویداد های جامعه خود اطلاعاتی کسب کنید. نظر افراد را در مورد این مسائل جویا شوید و اطلاعات خود را با آنها در میان بگذارید.(ال. کلینکه، (1384 ، ص 203

سه شنبه 10/2/1392 - 23:36
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته