• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 5314روز قبل
آموزش و تحقيقات

معماری کانستراکتیویسم

کانستراکتیویسم شوروی اهمیت زیادی در ایجاد واضح ترین و دقیق ترین سر مشق فرمول بندی شده صحت فرایند طراحی برای عصر دارد که ربع قرق پیش راینر بنهام آن را به ما آموخته است.

بنهام می دانست که آنچه عصر دوم ماشین جدیدأ تبلور یافته را از عصر نخست متمایز می کند. همان گونه که او می گفت ما اکنون فاقد مجموعه تئوری مناسب عصر دوم ماشین هستیم ، هنوز در ایده های زیبا شناسی بر جا مانده ازعصر نخست سرگردانیم. ولی این ها به یک نسل پیش مربوط می شود.

از میانه دهه هشتاد "عصردوم ماشین " یک واقعیت است و فن شناسی اش،خود اطلاعات است. بر مبنای دریافت و اطلاعات از امور انسانی،یقین جبرگرایانه و خطی که ویژگی الگوی مکانیکی فعالیت طراحی در عصر نخست ماشین را می ساخت،قویأ در الگوهای کاملأعام-و به عبارت قدرتمند مستحیل شده اند که کاملأ احتمالگرایانه هستند.

آن چه از میان تمام این ملاحظات حاصل شده آن است که در پهنه تمام زمینه های علم و زندگی مدرن عقلانیت جدید، ایده های جدید ومقولات جدید مورد نیاز است که تمامشان به هر نحو حول محور مفهوم سیستم متمرکز شده اند.

پیترانگلمایر مهندس و فیلسوف اهل مسکو بود. وی در حقیقت هنوز هم مورد مطالعه و مورد استناد اعضای نسل پیشرو است.حضور او در میان فلاسفه اروپا در سالهای پیش از جنگ نتوانست جایگاهی در تاریخ غرب برای او ایجاد کند،چرا که غربیان دلمشغولی های او از دید مرکز گریزی را امر فرعی و حاشیه ای تلقی می کردند. اما در مسکو از او استقبال می کردند وسخنرانی های متعددی در سال های 1910 تا 1912 کرد.

نیکلایف رساله خود را در سال 1920 عرضه کرد و کتابش به نام پایه های فیزیک فرم معماری در سال 1905 منتشر شد. نیکلایف که تحت تأثیر علم سریعأ رو به رشد حد واسط بین بیولوژی و شیمی- یعنی بلورنگاری- قرار داشت مرگ فرضیه جا افتاده ای را علام کرد که طبق آن فرم می تواند معیار داشته باشد.

او تأکید کرد که معماری جدید درست به وسعت تنوع بی پایان شرایطی که خواستگاه آن است، فرم باید متنوع و متغییر باشد.به تنها منطقی که باید پاسخگو باشد منطق طبیعت است،جایی که در آن هیچ چیز زاید نیست، جایی که هر چند معنا دارد و به ایده ذاتی اش پاسخ می دهد.انگلمایر عینیت و گستره جدیدی به این امر داد. در عین حال او چهار چوبی برای تحلیل و دسته بندی تنوع بی پایان شرایط که معنا وایده ذاتی را تشکیل می دهند وبنابر این باید در فرم فیزیکی آن تجسم یابند پیشنهاد کرد.

در الگوی انگلمایر در پس هر عمل تکنولوژیکی یا طرح چهار ضریب مجمد دارد که رابطه آن ها از روی فرمول ساده Cm Hn Op Mg  که مورد استفاده شیمیدانان ها در توصیف هر یک از عناصر و اجسام متنوع و وسیع طبیعت است، می توان تعیین شود. در حالی که موارد ارگانیک طبیعت هر یک از نسبت های متفاوتی از ترکیب کربن، هیدروژن، اکسیژن، نیتروژن دارند، عمل تکنولوژیک تناسبی از حقیقت، زیبای، درستی، سودمندی را دارد، و با فرمول عمومی I=Im Bn Gp Ug توصیف می شود.از دید اوبر خلاف شیمی این اجزا درجاتی از خطا، زشتی،خسران اخلاقی یا فیزیکی را باعث شده اند می توانند بار منفی داشته باشند زمانی که تمام ضریب ها بار مثبت دارند عمل تکنولوژیک عالی است و وقتی بار منفی دارند عمل مخرب و مضر است. در حالی که سه ضریب از چهار ضریب صفر باشد، زمینه های محافظه کارانه ای را شاهدیم که طراح از آن منتج می شود و اغلب مردم آن را بهتر از هر طراحی کاملأ سنستیک درک می کنند.

روش طرحی معماران کانستراکتیویست را گینزبورگ که در سال 1927 منتشر کرد چیزی شبیه توالی خطی  مراحل بود با داشتن "هدف واحد و روشن" که به صورت جمعی پذیرفته باشد،وظیفه طرح می تواند به صورت مطلقی از اولویت نخست بر اولویت دوم به مثابه فرایندی اگاه از آغاز تا پایان شکل بگیرد در عین حال که هر وظیفه ای منطقأ به وظیفه ای دیگر منجر می شود. این منطق خطی ریشه در برخرد خردگرایان قرن نوزدهم در آن جا که فرم خام حاصل از تکنولوژی موضوع پالایش زیبا یی شناختی است الگوی کانستراکتیویستی هر مرحله تصمیم گیری را به عنوان انتقال نیرو می دید.امروزی بودن این الگو در آن است که هر عمل را به عنوان انتقال اطلاعات ببینند.

ذهنیت کانستراکتیویست ها به ماشین به عنوان الگوی ساختمانی،همان نظریه لوکوربوزیه نیست که ساختمان یعنی"وسیله ای برای زندگی". در واقع الکترومکانیک- نشانگر تصوری بسیار فعال تر وتعین کننده تر از مقوله ساختمان به مثابه وسیله ای است که خود محرک تأثیر اجتماعی است .

در عصر دوم ماشین اصول نظری اطلاعات نشان می دهد که ماهیت نسبی دانش خود را نسبت به جهان تشخیص دهند و تأثیرات طرح های خود را مطلق نبینند .

فرم متراکم مبتنی بر حرکت موجز نقطه آغاز طرح در هر ساختمان کانستراکتیویستی بود. مهمترین کار گسترش کانستراکتیویست ها بر روی الگوی خطی قرن نوزدهم اضافه کردن مراحل و ضوابطی بود که اصل درستی از اصول چهارگانه انگلمایررا شامل می شد. یک سری اصول کاملأ اجزایی همچون قابلیت استاندارد شدن،سنخ بندی شده، شمارشی بودن، قابلیت جذب عموم را داشتن، بود که از دید آنها ابزاری برای آنکه مهماری بتواند بازتاب و واکنشی در برابر ارزش های اخلاقی جدید شوروی سوسیالیستی باشدبه شمار می آمدند.

 

معماری کانستراکتیویسم یکی از سبکهای مهم معماری مدرن است خاستگاه این معماری شوروی بود می توان عنوان نمود که تنها سبکی که درطی چند سده در این کشور ظهور کرد و بر معماری و هنر غرب تأثیر گذارده سبک دیکانستراکتیویسم بوده است.

 کانستراکتیویسم را نمی توان یک سبک برآمده ازایدئولوژی سوسیالیسم دانست و نمی توان گفت اهداف آن ا کاملأ منطبق بر اصول سوسیالیسم است، به عبارتی کانستراکتیویسم را نمی توان مترادف هنر سوسیالیسم یا هنر پرولتاریا قلمداد کرد ملی با این وجود این نکات مشترک متعددی بین این دو وجود دارد.کانستراکتیویسم زاده تحولات ناشی از انقلاب صنعتی و علمی و چیرگی آن بر زندگی بود.

کانستراکتیویسم در بین عده ای ازنخبگان هنری که عمدتأ شامل نقاشان،کجسمه سازان و معمارانی بودند که بعد ار انقلاب شوروی مطرح شد، آنها همچون فوتوریست ها و سایر مدرنیست ها اعتقاد به تکنولوژی،صنعت و عملکرد داشتند.کانستراکتیویسم ها خود را مدرنیست های شوروی محسوب می کردند و خواستار توسعه و پیشرفت در این کشور عقب مانده به جهان مدرن بودند.هم سوسیالیست به عنوان یک مشی سیاسی و هم کانستراکتیویسم به صورت یک سبک هنری هر دو به کسست از گذشته و نگاه به آینده معتقد بودند.هر دو تعالی و ترقی در آینده وباز سازی شوروی را از طریق اتکا به علم و تکنولوژی دست یافتنی می دانستند.

همکاری بین سوسیالیسم و کانستراکتیویسم برای یکدیگر مفید بود، چنانکه دولت نو پای سوسیالیستی با طرفتاری از عقاید وطرح های کانستراکتیویسم خود را مدافع پیشرفت و توسعه و علم و تکنولوژی معرفی می کرد.

واژه کانستراکتیویسم به معنای سازندگی دو منظور این مکتب را توامأ می رساند، اولأ اینکه هنر از الهام درونی وضمیر ناخوداگاه نیست که فی البداهه خلق شود، بلکه باید آن را کاملأ آگاهانه و از سر قصد ساخت- ثانیأ تقلید از طبیعت به هیچ وجه مجاز نیست زیرا در آن هیج سازندگی وجود ندارد و بعلاوه دوربین عکاسی به بهترین صورت آن را انجام می دهد. دونباله این اندیشه به آنجا انجامید که حتی ترسیم اشیاء سه بعدی در نقاشی ، یعنی ترسیم آنها در دو بعدی نیز نوعی تقلید به شمار آمد ونقاشان این نهضت خود اشیا را به جای تر سیم سه بعدی آنها در کارهایشان به کار گرفتند و نقاشی ایشان عملأنوعی نقش بر جسته شد که آن را (کنتراریلیغ و کرنرریلیف ) نامیدند. نکته دیگر نیز البته این کیفیت دوم کانستراکتیویسم را توجیه می کرد وآن اصرار هنرمندان این مکتب بر نشان دادن ماهیت واقعی اجسام ، به ویژه محصولات صنعتی جدید مانند شیشه، پلاستسک و آهن بود.همین کیفیت یعنی راه دادن اشیاء سه بعدی به هنر نقاشی، به اثار نقاشان کنستروکیسم نوعی ویژگی معمار گونه داد که تأثیر آن را در معماری بیشتر و پایدارتر کرد.

تاتلین که از بانیان این نهضت بود از فرهنگ مواد سخن می گفت و مرادش این بود که باید ماهیت مواد و مصالح حاصل صنعت در عرصه هنر کاملأپژوهش و شناخته شود که کانستراکتیویسم ها مانند فوتوریسم ها به پیشرفت های علمی و فنی سخت خوش بین بودند.

مایاکوفسکی که مانند تاتلین از منسوبین به شاخه شوروی کانستراکتیویسم بود در یک سخنرانی در سال 1918 این گرایش کانستراکتیویسم ها را چنین به زبان می آورد:

ما به مقبره و بارگاه هنر مرده که در آن آثار وفات یافته زیارت و پرسش شود نیازی نداریم بلکه به کارخانه زنده،جان آدمی در هر کجا که باشد،در خیابان ها، در ترن در اتوبوس درکارخانه و کارگاه ها و در خانه ها نیازمندیم.

تفاوت عمده کانستراکتیویسم های شوروی و آنان که از شوروی بریده بودند و کانسترکتویسم را درعرصه جهان و اروپا رواج دادند این بود که گروه نخست به نمایندگی تاتلین و به تأثیر مارکسیست ها به( فایده اجتماعی ) هنر معتقد بودند و گروه دوم بیش از همه برادران پوزنر معرف آن بودند معتقد بودند که فایده اجتماعی هنرهای خلاقه غیر مستقیم است.برای این که اگر هنرحامل این یا آن ایدولوژی بشود محدود و مقید می شود.

یکی از اولین و شناخته شده ترین آثار معماری کانستراکتیویست ها بنای یادبود سومین انترناسیونال کمونیست های تاتلین است.حرکت و پویایی و به کار گیری مصالح جدید هر سه از مظاهر مختصه کانستراکتیویسم ها بود که در این کار کاملأ مشخص است. اگر برج ایفل طلیعه عصر تکنولوژی مدرن را نوید می داد برج اخیر بشارت دهنده سپیده دمان عصر سوسیالیسم بود.لئون تروتسکی وزیر امور خارجه و سپس رهبر ارتش سرخ شوروی معتقد بود: «جدایی میان هنر و صنعت محو خواهد شد  سبک بزرگ هنری، شکل دهنده- و نه تزئینی-خواهد بود. در این زمینه حق با فوتوریست ها است. »

ولی بورسیوویچ کامنف از دیگر رهبران سوسیالیستی م عضو کمیته مرکزی حزب بیان داشته:«دولت کارگران باید جدا از اعتباری که تا به حال به تمام فوتوریست ها – کوبیسم ها تخیل گرایان و سایر پیچ و تاب طلبان اعطا نموده است دست بردارد. این هنر مندان زحمت کش نبوده و هنرشان متعلق به ما نیست آنها فراورده های فساد و زوال بورژوازی می باشند.»

کانستراکتیویست ها خواستاره دگرگونی بنیادی در روش های ساخت و ساز سنتی و به طور کلی نگرش جدید نسبت به هنر و زیبایی بودند. یکی از اولین شعار های آنان دراوایل دهه 1920 چنین بود: « مرگ بر هنر زنده باد تکنولوژی ... زنده باد تکنسین های کانستراکتیویسم.»

کنستان ملینکوف اولین معمار روس بود که شهرت بین المللی کسب کرد . از کار های مهم وی طراحی غرفه شوروی در نمایشگاه هنر های تجسمی در پاریس 1925 بود .

از دیگر کارهای مورد توجه او، طراحی پنج باشگاه کارگران در مسکو بین سالهای 1927 تا 1929 بود.

در زمینه نقاشی، کازیمرمالویچ معروفترین نقاش مرتبط با این سبک بود.« وی عمدتأ خواستار آزاد ساختن هنر از قید اشیا بود. جنبش مرسوم به گروه برتر (super matism) را در سال 1913 و یا به عبارتی در سال 1915 در مسکو بنیان نهاد. مالویچ هنر انتزاعی را با نئعی سادگی هندسی درهم آمیخت.

الکساندررودچنکو دیگر نقاش معروف ئابسه گروه برتر است،الکساندروسینر یکی از بظریه پردازان و معماران مهم کانستراکتیویسم و طراح ساختمان روزنامه پراودات در سال 1923 بود.ال لیستیزکی معمار و هنرمند کانستراکتیویسم در سال 1929 در تبعیین طرح ساختمان روزنامه پراودا می نویسد:

« این ساختمان نمودار عصری است تشنه شیشه، آهن وبتن. تمام وسایل ولوازمی که یک خیابان در یک شهر بزرگ برای یک ساختمان لازم می آورد. لوازم و وسایلی مانند ساعت- تابلواعلانات  بلند گو ها و حتی آسانسورهای داخلی بنا، همه و همه جزئی از ترکیب ساختمات شده اند و در طرح اهمیت یافته اند وبدین ترتیب به ساختمان وحدت داده اند این است آنچه زیبایی کانستراکتیویسم را به مجود می آورد.ال لیسیترکی در طراحی بنای یادبود سومین انترناسیونال با تاتلین همکاری کرده بود. وی یکی از بنیان گذاران کانستراکتیویسم محسوب می شد او بیش از هر معمار دیگر روسی با غرب در ارتباط بود.ایسترکی با میس ونده رو و تئوفن اولیسبورگ معمار و هنر مند شاخص استیل همکاری کرده بود. لیسیترکی در سال 1922 در نمایشگاهی در برلین کانستراکتیویسم را به اروپایان معرفی نمود.

 

 

منابع و ما خذ :

 منوچهر مزینی .  از فضا وزمان . انتشارات شهیدی

محمد رضا جودت . نومدرن ها کجایند . گنج هنر

وحید قبادیان . مبانب و مفاهیم در معماری معاصر غرب . دفتر پژوهشهای فرهنگی

دوشنبه 5/10/1390 - 21:31
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته